قلم نیوز - ستاد مهندس میر حسین موسوی
سايت هنرمندان حامي ميرحسين موسوي
نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 و ساعت
12:51
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
قلم نیوز - ستاد مهندس میر حسین موسوی
سايت هنرمندان حامي ميرحسين موسوي
نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 و ساعت
12:51
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
تبلیغات غیرقانونی با استفاده از منابع و امکانات دولتی و عمومی
تطمیع و خرید رأی
تخلفات و اعمال مجرمانه شخص آقای احمدینژاد
سازماندهی یکپارچه و بسته وزارت کشور، ستاد انتخابات کشور و هیأتهای اجرایی
نقض بیطرفی شورای نگهبان، هیأت نظارت و ناظران
همسو بودن مجری و ناظر انتخابات برای اولین بار
مداخله نظامیان در انتخابات
تقلب و تزویر در تعرفهها و آراء
مهرهای اضافی
اخلال و کارشکنی در زمینه حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رأی
کمبود تعرفه
تخلفات در جریان رأیگیری
وضعیتهای صندوقهای سیار
محدود کردن زمان رأیگیری و ممانعت غیرقانونی از اخذ رأی
شمارش و تجمیع آرا
شواهدی بر وجود برنامهریزی مشخص برای اعلام نتایج مهندسی شده آراء
شواهد آماری تقلب
لطفا برای خواندن جزئیات به ادامه مطلب مراجعه کنید
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
کاریکاتوری جالب و در عین حال نشان دهنده واقعیت بر گرفته از وبلاگ www.studyinmalezi.blogfa.com

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
دست کم چهار صندوق رای در کتابخانه مرکزی شیراز کشف شد.امروز چهارشنبه 10 تیر، در جریان بازدید«محمدرضا رضازاده،استاندار فارس و آیه الله ایمانی،امام جمعه شیراز» و خبرنگاران روزنامه های محلی شیراز از عملیات احداث ساختمان کتابخانه مرکزی شیراز،چهار صندوق رای در ساختمان نیمه کاره کتابخانه کشف شد.
استاندار فارس پس از مواجه شدن خبرنگاران با این صندوق ها از آن ها خواست که به این موضوع در رسانه ها اشاره ای نکنند.او این صندوق ها را جزو «اسناد ملی» اعلام کرد.
ساختمان نیمه کاره کتابخانه مرکزی شیراز که شعبه ای از کتابخانه ملی است در نزدیکی تالار حافظ شیراز(چهار راه حافظیه)قرار دارد.
صندوق های رای در حالی کشف شده اند که بنا بر قوانین انتخابات،پس از پایان شمارش آرا، صندوق ها باید به تهران فرستاده شده باشند.


نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
ماجراي سرقت صندوق راي سيار توسط يكي از مسئولان محلي شهر جيرفت
آينده نيوز : خبرنگار "آينده" از كرمان گزارش داد، اقدام يكي از مسئولان محلي در سرقت يك صندوق سيار در جيرفت، با برخورد قاطع نيروهاي امنيتي با سارق همراه شده است.
بنابراين گزارش، در روز 22 خرداد و حماسه باشكوه حضور مردم در انتخابات، پس از ارسال گزارشهايي به مسئولان برگزاري انتخابات، مشخص ميشود يكي از صندوقهاي سيار از دسترس خارج شده و مفقود گرديده است.
با اطلاع مقامات امنيتي و محلي و اقدام به موقع آنان، اين صندوق سيار در منزل يكي از مسئولان مسكن اين شهر كشف ميشود. مأموران هنگام حضور در اين منزل با صحنه جالبي مواجه ميشوند كه فرد مذكور پروندههاي درخواست مسكن مردم را كه در آن كپي شناسنامه موجود بوده در كنار خود گذاشته و با درج نام و مشخصات و شماره سريال شناسنامه افراد مذكور، به نام آنها تعرفه پر كرده و وارد صندوق سيار ميكند كه مأموران با مواجهه با اين صحنه، فرد مذكور را بازداشت ميكنند.
با اين وجود هنوز خبري از سرنوشت آراي اين صندوق سيار در اختيار نيست و برخي مدعيند اين صندوق ابطال نشده و آراي آن هم به نفع يكي از كانديداها محاسبه شده است
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
۱۰ تير ۱۳۸۸
اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟!
سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.
نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟
تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.
تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء مردم است.
در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟
بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.
اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.
پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.
فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.
متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید.
کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید.
تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟
و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.
واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟
امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند!
میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند.
من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده، توهین هایی که به مردم شده.
من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود.
مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟!
اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.
اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟
دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت.
حالا همه از فضای آرام سخن می گویند.
فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!
واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است.
اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود.
بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.
در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند.
آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.
کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.
در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟!
این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟
اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته.
با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است.
فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود.
همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم.
هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.
مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.
نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.
در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.
خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»
با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.
ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.
آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛
آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...
با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!
این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟
رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟
چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و سپاه و ارتش و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :
1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به تک دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.
2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.
3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.
4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.
6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و شورای نگهبان و موارد دیگر.
7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.
8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.
مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.
مهدی کروبی
09/04/1388
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
بنده یکی از افرادی بودم که اعتقاد راسخ داشتم در انتخابات ایران به هیچ عنوان تقلب نمیشود و در مقابل کسانیکه میگفتند باید رای ندهیم به شدت جبهه میگرفتم و از دوستان و آشنایان تقاضا میکردم در آینده کشورمان با شرکت در انتخابات مشارکت کنند.
در سال ۷۶ بنده در سپاه خدمت میکردم در آن سال یکی دو ماه مانده به انتخابات فرماندهان سپاه همکی با برگزاری جلسات و سخنرانیهای مختلف با بیان دلایل هر چند دروغ به سربازان تفهیم میکردند که ۳ نفر از نامزدها لایق ریاست جمهوری نیستند و در آخر میگفتند شما از مابقی نامزدها انتخاب کنید به چه کسی میخواهید رای دهید البته کس دیگری جز آقای ناطق نوری نمیماند تا ما به غیر از ایشان کس دیگری را انتخاب کنیم. ناگفته نماند که وقتی میخواستند آقای خاتمی را تخریب کنند متوصل میشدند به تخریب آقای میرحسین موسوی و میگفتند چون آقای میرحسین موسوی از آقای خاتمی حمایت میکند پس ایشان نیز لیاقت ریاست جمهوری را ندارند در آن انتخابات مردم با اکثریت به آقای خاتمی رای دادند و آقای خاتمی انتخاب شد و این انتخاب باعث شد اعتقاد من به امکان نداشتن تقلب در انتخابات بیشتر شود. اما در انتخابات امسال که به صراحت تقلب در انتخابات را دیدم باعث شد دید من به نظام تغییر کند و از این به بعد قسم خوردم دیگر در هیچ یک از انتخابات شرکت نکنم.
شاید بعضی ها بگویند در این انتخابات تقلب نشده است من از این افراد خواهش میکنم یک آماری از نزدیکان و آشنایان خود بگیرند و ببینند چند نفر به آقای احمدی نژاد رای داده اند و چند نفر به آقای میرحسین موسوی رای داده اند بعد بگویند تقلبی شده یا نه.
بنده با آماری که از نزدیکان و آشنایان گرفتم تقریبا ۷۰ در صد به آقای موسوی ، ۲۰ درصد به آقای احمدی نژاد ، ۷ درصد به آقای کروبی و ۳ درصد به آقای رضایی رای داده اند و از دوستان و آشنایان هم چنین درخواستی کردم و اینان نیز با بررسیها تقریبا به نتیجه گیری مشابه بنده رسیدند. و نیز حتما میدانید وقتی مردم در انتخابات حضور چشمگیری داشته اند به خاطر نه گفتن به نظام بوده پس این حداقال ۳۰ درصد آمار اضافی شرکت کنندگان که به غیر از آقای احمدی نژاد رای داده اند کجاست. با این ۲ دلیل بنده و دلیلهایی از جمله:
چطور میشود بنابه گفته شورای نگهبان در ۵۰ شهرستان تعداد رای ها خیلی بیشتر از تعداد واجدین شرایط بشود
اگر دقت کنید معمولا تعداد رای دهندگان کمتر از ۹۰ درصد واجدین شرایط رای باید باشد حال چطور میشود در حداقل ۱۵۰ شهرستان تعداد واجدین شرایط بیش از ۹۰ درصد بوده است
حتما شما نیز دوستان و آشنایانی در سپاه و بسیج و ... دارید اگر آنها انسانیت خود را از دست نداده باشند همچنان که به من اطلاع داده اند به شما هم خواهند گفت که چطور بعضی صندوقها در آخر وقت عوض شده و یا چطور قبل از انتخابات داخل صندوقها رای ریخته شده و یا چطور با یک خودکار و با یک خط بیش از ۷۰ درصد رای ها به اسم آقای احمدی نژاد نوشته شده است
باز فکر میکنید در انتخابات تقلبی صورت نگرفته است.
در آخر متاسفم از اینکه ۲۰ سال با یک تفکر غلط زندگی کردم آنهم اعتماد به نظام ، روحانیت و رهبریت. البته زمان امام خمینی چنین چیزهایی نبود و به صراحت میگویم انقلاب امام خمینی را اینان به تاراج بردند و هیچ وقت یادم نمیرود که امام به مسئولین توصیه میکردند که ای مسئولین شما را این ملت انتخاب کرده اند خدمتگذار این ملت باشید اما شعار بعد از امام شده: ای ملت مسئولین را حمایت کنید.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
متن کامل بیانیه آیتالله طاهری اصفهانی: تصدی مجدد رئیس دولت «نامشروع و غاصبانه» است
به گزارش «موج سوم» این یار قدیمی امام خمینی(ره)، در این بیانیه تصریح کرد: من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند.
در قسمت دیگری از این بیانیه آمده است: برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد.
امامجمعه سابق اصفهان در قسمتی از این بیانیه به سابقه انقلابی مهندس میرحسین موسوی اشاره و خاطر نشان کرده است: آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
سلام خدا و رسول برگزیده او بر همه شهدا اسلام و دفاع مقدس و شهدای اخیر راه آزادی و حریت که خون پاک خود را برای دفاع از حقیقت و امانت و صیانت از آراء ملت نثار کردند تا انقلاب اسلامی که برای تکریم انسان و آزادی و استقلال و اجرای احکام اصولی اسلام به رهبری قائد راحل حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت از انحراف و کجروی مصون بماند. اینجانب شهادت فرزندان پاک نهاد ملت ایران و متابعان اسلام محمدی را به خانواده های داغدار و عموم مردم عزیز تسلیت عرض می نمایم و از خداوند تبارک و تعالی صبر جمیل و اجر جزیل برای آنان و آزادی دستگیرشدگان و شفای مجروحین حوادث اخیر مسئلت می نمایم.
انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد از چند جهت حادثه تاریخی و حائز اهمیت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت یکپارچه و بانشاط و امیدوار به تغییر سرنوشت کشور به پای صندوق های رای حاضر شدند و این بهترین هدیه ای بود که می توانست کشور و انقلاب را از بسیاری خطرات بیرونی و درونی مصون داشته و در مسیر امید و رشد و شکوفایی و عدالت حقیقی به تعالی برساند اما هیهات که چگونه با قدرت پرستی و بی تدبیری و اقدامات غیرقانونی و خلاف عدالت که از قبل از انتخابات شروع گردید طرح مسائلی از قبیل تهمت پراکنی به یاران امام، شبهه افکنی در سلامت دولت های گذشته و زیرسوال بردن امام(ره) و دفاع مقدس و مصادره همه دست آوردهای دوران قبل که از افتخارات این نظام محسوب می گردد به نفع این دولت و سواستفاده وسیع از امکانات ملی چون رادیوتلویزیون و مطبوعات دولتی و توزیع وسیع ثروت های ملی در روزهای قبل از انتخابات برای جلب آرا به نفع دولت و نهایتاً پس از اخذ آرا، تقلیب بسیاری از برگهای رای به نفع خودشان و تائید عجولانه، این فرصت طلایی و بسیار گران بها در معرض تاراج قرار گرفت و در انظار جهانیان و مردم آنچه ماند، آبروی ریخته نظام و خون های بناحق ریخته و جوانان مضروب و مجروح و مردان و زنان زندانی و اموال تخریب شده و در یک کلام، مشروعیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدای عزیز ایران بود.
هرچند ممکن است سرکوبگران با امکانات وسیع بتوانند معترضان را موقتاً سرکوب نمایند در حالیکه باید حافظ جان و مال و ناموس همه ملت و حامی مظلوم باشند اما حکومت با چالش هایی سنگین از قبیل اصل بیطرفی شورای نگهبان و نهادهای قضایی و اجرایی در برگزاری انتخابات و دیگر امور مهمه نظام مواجه است که یا به انفعال ملّت از مشارکت در تعیین سرنوشت خود و یا به بی اعتمادی و مبارزه با اصل نظام خواهد انجامید و دایره این یاس و تردید ممکن است خدای ناکرده به اصل اسلام که ابزار حکومت برای توجیه ظلم و بی عدالتی گردیده بینجامد.
من به عنوان فرد کوچکی که عمر خود را به طلبگی و مبارزه و عواقب آن و خانه نشینی در این ایام گذرانده ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانیّت محترم میگویم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً" من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از این انحرافات اساسی که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوری اسلامی آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علی اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانیم، اگر این تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفویض نمودند، وظیفه آنها است بحکم امانتداری در رعایت حقوق آنان کوشا بوده و در صیانت آن امین باشند. "لا تنظروا الی طول ركوع الرجل و سجوده، فان ذلك شیء اعتاده؛ فلو تركه استوحش لذلك و لكن انظروا الی صدق حدیثه و اداء الامانته" که در این روایت ملاک تقوی و صلاحیت، راست گویی و امانتداری است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دین داری کما اینکه در آیه شریفه "ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی" مقصود عدالت ورزی با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوری اسلامی را با آزادی و استقلال تعریف کردند، آزادی و استقلال موافقان در هرکاری که اراده کنند نیست بلکه آزادی مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانین از سلطه زورمندان است.
اینروزها مشاهده میشود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد. آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقیب جناب آقای میرحسین موسوی علناً حمایت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکایت شکاة باشد؟ چرا نامه توبیخیّه امام و هشدارهای ایشان به بعضی از تخلفات آقایان را منتشر و نقل نمی کنید؟ آیا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رییس دولت و منسوبینش را به یارانش تحمّل می کرد؟ آیا امام اچازه می داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دین، قانون و امام عزیز می شوند که بتوانید منفعتی از آن ببرید؟ آیا این مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نیست؟ آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست(اعدی عدوک نفسک التی بین جنبک).
اینجانب احتمال می دادم که شاید توجّه به مصالح درازمدّت و تاریخی انقلاب و نظام و ایجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقایان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسیعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با دید معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتایج از قبل اعلام شده را تثبیت نمایند و شرایط نظامی و امنیّتی برای دستگیری و سرکوب معترضان و زنده کردن کینه های قدیمی و انتقام از یاران وفادار امام و جوانان و دانشگاهیان را تشدید کنند. بنده به عنوان یک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم.
از عموم مردم و جوانان عزیز می خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک برای بهانه دادن به سرکوب و تشدید ظلم باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمایت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است" و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون"
والسّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
خادم شما مردم شریف ایران اسلامی
سید جلال الدّین طاهری
1388/7/4
نامه سرگشاده جمع کثیری از نخبگان: نگران آیندهی ایرانیم
بسمه تعالی
مردم ایران، رهبران جریانهای سیاسی ودولتمردان نظام جمهوری اسلامی ایران!
ما نگران کشور و ملت عزیزمان هستیم. ما جمعی ازدانشجویان، استادان دانشگاه و متخصصان ایرانی داخل و خارج از کشور با گرایشات مختلف سیاسی و مذهبی هستیم که با نگرانی و اندوه، از دست رفتن وفاق ملی ملتمان را نظاره میکنیم. معتقدیم در این زمان حساس با وجود اختلافات داخلی باید با هدف نجات کشور از تهدیداتی چون تفرقه و ناامیدی با مشارکت همدیگر به راه حلی عادلانه دست یابیم.
ما معتقدیم باید به حماسهی حضور 40 میلیونی مردم برای تاثیرگذاری در سرنوشت خود، به عنوان یک افتخار ملی احترام گذاشت و از این مشارکت محافظت کرد. ما همیشه به این حضور و مشارکت نیاز خواهیم داشت.
به نظر جمعی از ما انتخابات ریاست جمهوری اخیر با تخلفات بسیاری همراه بود، به اندازهای که حتی منجر به تغییر نتیجه شده است. عملکرد نادرست نیروهای دولتی، نظامی و انتظامی پس از انتخابات به ریختن خون هموطنان و دستگیریهای گسترده و بیقاعده منجر شده و چه بسا این برخوردها بخشی از طرحی جامع برای حذف جمهوریت از نظام جمهوری اسلامی ایران است.
گروهی از ما بر این باوریم که این انتخابات دچار خدشهای جدی نبوده است و نیروهای نظامی و انتظامی در حد امکان با سعه صدر با معترضین برخورد کردهاند و خونهای ریخته و خشونتها در اثر تحریک و حضور گروهها و افراد خودسر، هرجومرج طلب و بیگانگان نفوذی اتفاق افتاده است و اعتراضات پس از انتخابات بخشی از نقشهی از پیش طراحی شدهی گروهی از افراد با نفوذ است که هدف آن بازپسگیری قدرت از نو وارثان است.
وگروهی دیگر جمعی هستیم که به هیچکدام از دو گروه بالا متعلق نبوده و فارغ از تحلیل ها و نظرات مختلف نگران وضعیت کشور و مردم در این شرایط هستیم.
اما با وجود این اختلافها ما معتقدیم که همه باید باهمراهی و همکاری هم در این روزهای سخت و برای رفع نگرانیهای مشترکمان تلاش کنیم. در غیر این صورت نتیجهی ناخواستهی این اختلافها فروپاشی و ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی است که فرصت نقشآفرینی را برای آیندهی کشور از همهی دوستداران ایران میرباید و به بدخواهان و بیگانگان وامیگذارد.
مهمترین نگرانیهای ما شامل این موارد است:
موارد فوق برای ما و بسیاری از ایرانیان از گروههای مختلف سیاسی که همگی آرزومند ایرانی آزاد، مستقل و توسعه یافته هستند، بسیار نگران کننده است و براین اساس ادامهی روند کنونی را به نفع هیچ کس نمیدانیم.
بدیهی است ریشهیابی این بحران و جستوجوی علل شکلگیری وضعیت موجود و راهکارهای حقوقی و قانونی لازم که مانع از تکرار وقایع مشابه شود، از وظایف مهم پس از بحران است و نباید پس از خروج از وضع موجود از آن غفلت کرد.
اما اکنون در راستای عمل به وظایف ملی، شرعی و قانونی خویش و با نظر به اصول متفاوت مدیریت در زمان بحران در مقایسه با شرایط عادی، پیشنهادات زیررا برای خروج از بنبست توصیه میکنیم. این پیشنهادات حداقلی و مرضی الطرفین، از تقاضاهای گروههای مختلف به منظور ایجاد درکی مشترک بر مبنای حقایق است و به باور ما میتواند گره گشای بحران فعلی گردد.
ما معتقدیم که با شفافسازی و رسیدگی به مطالبات مردم میتوان بر فضای پرتنش و بیاعتمادی امروز غلبه کرد و شکاف بین مردم و نظام را کاهش داد. ملت ما بحرانهای بسیاری را در طول تاریخ خود پشت سر گذاشته است و امیدواریم که با هوشمندی و دورنگری رهبران سیاسی از این بحران نیزبا قدرت و سربلندی بیرون آید.
ما میدانیم که این پیشنهادات نمیتواند خواستههای حداکثری گروههای درگیر را پاسخگو باشد بلکه حداقلی است که میتواند زمینهساز تعاملی سازنده و مشکل گشا باشد. ما به همهی هموطنان و رهبران سیاسی یادآوری میکنیم که حل بحران فعلی نیازمند خویشتنداری و کاهش انتظارات همهی گروههای سیاسی است و بدون این فداکاری، همهی گروههای سیاسی و از همه مهمتر کشور و مردم ایران بازندهی این تحولات خواهند بود.
امضا کنندگان:
1- احسان افشاری: دکترای مهندسی برق، استاد مهندسی برق و کامپیوتر و فیزیک کاربردی دانشگاه کرنل، امریکا
2- افشین همت یار: استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف
3- پدرام صفری: دکترا، مدرس دانشگاه هاروارد، امریکا
4- جهاندار رمضانی: دکترا، پژوهشگر زمین شناسی ایزوتوپی، انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
5- حامد حاتمی: محقق و مدرس دانشکدهی ریاضی، دانشگاه پرینستون، دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، دارندهی مدال طلای کشوری المپیاد کامپیوتر
6- حمید حفاظی: دکترا، استاد مکانیک و هوافضای دانشگاه ایالتی کالفرنیا، امریکا
7- حمیدرضا چیت ساز: دکترای علوم کامپیوتر، محقق پست دکترای بیوانفورماتیک
8- رضا نصیرزاده: عضو هیأت علمی سازمان مدیریت صنعتی
9- سلمان ابوالفتح بیگی: محقق پست دکترا، دانشگاه کلتک، امریکا
10- علی نقی مشایخی: دکترای مدیریت، استاد مدیریت دانشگاه صنعتی شریف
11- لیلی خاتمی: دکتری ریاضی، محقق پست دکترا، دانشگاه نورث:ایسترن، آمریکا
12- محسن حائری: دکترا، استاد مهندسی عمران، دانشگاه شریف
13- محمد فرشچی: دکترا، استاد مهندسی هوافضا، دانشگاه شریف
14- مسعود عارف نظری: دکترای روان شناسی، هیأت علمی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد
15- احد هراتی: دکترا، مدرس دانشگاه
16- افشین همت یار: استاد یار دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
17- آرمان رحمیم: استادیار رادیولوژی دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
18- بهرام مومن: دکترا، استاد آمار و علوم محیطی دانشگاه مریلند، امریکا
19- بهزاد قدرتی: استادیار دانشگاه لولیا سوئد
20- بهنام نقش تبریزی: استاد دانشگاه استنفورد، امریکا
21- بیژن وثوقی وحدت: معاون دانشجویی دانشگاه و استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه شریف
22- پردیس مهدوی: دکترا، استادیار کالج پومونا، امریکا
23- پردیس مینوچهر: دکترا، مدرس زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پنسیلوانیا
24- حسن حدادپور: دانشیار دانشکده ی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف
25- روح الله دهقانی فیروزآبادی: دکتری، استادیاد دانشکده هوافضا دانشگاه شریف
26- سیاوش پورکمالی: دکترای مهندسی برق، استادیار دانشکده ی برق و علوم کامپیوتر دانشگاه دنور، امریکا
27- عباس افشار: دکترا، محقق، دانشگاه مریلند، امریکا
28- علی زواشکیانی: دکترای مدیریت دارایی های فیزیکی، مدیر آموزش مرکز مدیریت دارایی های فیزیکی ، دانشگاه تورنتو، کانادا، دانشجوی نمونه کشور
29- علیرضا فرجی: دکتری،عضو هیات علمی دانشکده برق دانشگاه کاشان
30- فرید آشتیانی: استادیار مهندسی برق، دانشگاه شریف
31- کاوه خجسته: دکترای فیزیک، محقق کالج دارتموت، امریکا
32- کورش درویش: دکترای مهندسی مکانیک، استادیار دانشگاه تمپل، امریکا
33- کیارش بازرگان: دانشیار دانشگاه مینسوتا، امریکا
34- محمد علی صفری: دکتری علوم کامپیوتر، استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
35- محمد فرشچی: استاد دانشکده هوا فضای دانشگاه صنعتی شریف
36- مهدی بهادری نژآد: استاد دانشکده مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
37- ناصر پريز: دانشيار گروه برق دانشگاه فردوسي مشهد
38- نیایش افشردی: دکترای اخترفیزیک، استاد فیزیک، دانشگاه واترلو، کانادا
39- هادی سلماسیان: استادیار، دانشگاه اتاوا، کانادا
40- هژیر رحمانداد: دکترای مدیریت، استادیار دانشگاه ویرجینا تک، امریکا، مدال طلای المپیاد جهانی شیمی
41- یاشار گنجعلی: دکترای مهندسی برق ، استاد دانشگاه تورنتو، کانادا، برنده مدال برنز المپیاد جهانی انفورماتیک
42- علیرضا نوین زاده: استاد یار دانشکده هوا فضا دانشگاه صنعتی خواجه نصیر
43- احسان احسانی: کارشناس ارشد مدیریت عملیات و مدیریت زنجیره ی تأمین، مشاور مدیریت در نوآوری محصول
44- احسان هوشفر: دکترای مکانیک بلژیک
45- احمد جلیلی: دکترای طبابت، استاد دانشگاه پزشکی وین، اتریش
46- افرا علیشاهی: دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، کانادا، محقق فوق دکترا، دانشگاه سارلند، آلمان
47- افشین یزدی: دکترای مهندسی مکانیک از آمریکا، مهندس ارشد انرژی های تجدیدشونده
48- دكتر روح اله نجفي زاده: دكتري پزشكي عمومي از دانشگاه تهران، كارشناس ارشد آماری وزرات بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران
49- روبیل احمدی: کارشناس ارشد مهندسی برق، طراح دیجیتال
50- روح الله جعفری: دکترای مکانیک، دانشگاه میشیگان، آمریکا
51- فرید منعمی: متخصص کنترل و رباتیک، امریکا
52- محسن قاسمی: فوق لیسانس هوافضا، دانشگاه تربیت مدرس
53- محسن گودرزی: فوق لیسانس کامپیوتر از شریف
54- احمد کیارستمی: مدیر عامل و بنیان گذار شرکت فوتوموتو، آمریکا
55- افشین یزدی: دکترای مهندسی مکانیک، مهندس ارشد انرژی های تجدیدشونده
56- امیر امیرخانی: دکترا، داشگاه استنفورد، امریکا
57- امیر طوقا: دکترا، دانشگاه شهر نیویورک، امریکا
58- آرش صبحانی: آرشیتکت , موسیقی ساز و خواننده گروه کیوسک
59- بیتا نظام فر: دکترا, دانشگاه استفورد، امریکا
60- جلال ترابزاده: دکترا، استاد مهندسی مکانیک و هوافضا، دانشگاه کالیفرنیا، امریکا
61- حسن امیری: مهندس پروژه، شرکت مهندسی و مشاوره MACTEC، امریکا
62- حسین میرزاپور: کارشناس ارشد اقتصاد و مدیریت سازمان، رییس دفتر خصوصی سازی مراکز مطالعات دانشگاه شریف
63- رضا بانکی: دکترا، مشاور ارشد منابع آب، امریکا
64- رضا سلطانی: دکتری دانشگاه تورنتو، دانشمند ارشد علم مواد
65- سعید صارمی: دکترای فیزیک، انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
66- سلمان محققی: دکترای مهندسی برق، مهندس ارشد تحقیق و توسعه، شرکت ABB، امریکا
67- سهرات محبی: خواننده گروه 127
68- صابر باقری نژاد: کارشناس نرم افزار در شرکت یوتیوب، آمریکا
69- عباس عسگری: کارشناس ارشد MBA دانشگاه شریف
70- عباسعلی احمدیان: کارشناس ارشد بیوتکنولوژی دانشگاه امیرکبیر
71- علی تاجر: دکترای مهندسی برق، دانشگاه کلمبیا، امریکا
72- علی خاکی فیروز: دکترای مهندسی برق و علوم کامپیوتر، محقق شرکت IBM
73- علی هاشمی نژاد اشرفی: دکترای مهندسی عمران، مهندس ارشد شرکت تورنتن توماستی، آمریکا
74- علیرضا شادمان: دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی شریف
75- فاطمه نجفی: لیسانس برق دانشگاه شریف
76- فرزام فتوت: دکترای مهندسی شیمی، دانشگاه مونترال، کانادا
77- مانا اوغلی خان: پزشک
78- مجید اسماعیلی فر: دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
79- محمد جواد صابریان: دکترای برق، دانشگاه سن دیگو، آمریکا
80- محمد صحرائیان: دکترای برق، آمریکا
81- مهدی میرزازاده: دو طلای کشوری المپیاد کامپیوتر و نقره جهانی المپیاد کامپیوتر
82- مهدی یحیی نژاد: دکترای فیزیک از انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
83- نيوشا حسینی: دانشجوی دکترای مدیریت مالي دولتی، دانشگاه ايالتی نیویورک، امریکا
84- وحید هاشمیان: دکترا دانشگاه واترلو، کانادا
85- رهی یوسفی: کارشناس ارشد عمران دانشگاه شریف
86- حسین تاج میری: دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
87- محمود موسوی: کارشناس ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف
88- تکتم محمودی: دانشجوی دکترای دانشگاه لندن، انگلستان
89- حسن گلدانی مقدم: دانشجوی دکترای علوم کامپیوتر دانشگاه تورنتو، کانادا
90- حسین تهرانی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
91- حمید فروغی: دانشجوی فوق لیسانس مردم شناسی و توسعه دانشگاه علوم اقتصادی و سیاسی لندن، انگلستان، مدال طلای داخلی و برنز جهانی المپیاد ریاضی
92- حمیدرضا واعظی جزه: دانشجوی دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا، نقره المپیاد کامپیوتر کشوری، قهرمان مسابقات جهانی ربوکاپ در 2005 ژاپن رشته شبیه سازی امداد و نجات
93- راحله میراسلامی: دانشجوی دکترای علوم آموزشی، دانشگاه ادینبرو، انگلستان
94- رضا بهروزی: دانشجوی دکترای بیوفیزیک، دانشگاه جانزهاپکینز، امریکا، مدال طلای کشوری و برنز جهانی المپیاد زیست شناسی سال 1379
95- ریحانه حفیظی: دانشجوی دکترای مهندسی عمران
96- سید مرتضی عمادی: دانشجوی دکترای مدیریت دانشگاه نورث وسترن، امریکا
97- شهریار بیژنی: دانشجوی دکترای کامپیوتر دانشگاه ادینبرو، انگلستان، عضو هیات علمی دانشگاه شاهد
98- طناز حسين زاده: دانشجوی دکترای مديريت، دانشگاه ويلفرد لوریه، کانادا
99- عطاا... تفقدی: دانشجوی دکترای بازاریابی، دانشگاه یوتا، امریکا
100- کیوان وکیلی: دانشجوی دکترای مدیریت استراتژیک، دانشگاه تورنتو، کانادا
101- مجید سعیدی: دانشجوی دکترای مهندسی نفت
102- محمد صدیقی: دکترای فیزیک، محقق، دانشگاه سینسیناتی، امریکا
103- محمد مشتری: دانشجوی دکترای بازاریابی، دانشگاه تیلبورگ، هلند
104- محمد نصیر: دانشجوی دکترا، دانشگاه کلگری، کانادا
105- هاشم سالاری: دانشجوی دکترا، دانشگاه کلگری، کانادا
106- هانیه موسوی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه آنتورپ، بلژیک
107- ابراهیم مظاهری: دانشجوی دکترای رشته بازاریابی و فروش دانشگاه کنکوردیا، کانادا
108- احسان امیری: دانشجوی دکترای کامپیوتر، دانشگاه سایمون فریزر کانادا
109- احسان فرشادی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
110- اشکان کیاست: دانشجوی دکترای مهندسی مکانیک و صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
111- امين امين زاده گوهری: دانشجوی دکترای برق در دانشگاه برکلی، امریکا، مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی سال ۱۳۷۹
112- امین میرزایی: دانشجوی دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
113- امیر علی بازمونه: دانشجوی دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
114- ایمان حاجی زاده: دانشجوی دکترای مدیریت عملیات، دانشگاه تورنتو، کانادا
115- آرش موسوی: دانشجوی دکترای سیاست گذاری علم و تکنولوژی، دانشگاه های شریف و ساسکس انگلستان
116- آیدین کیخایی: دانشجوی دکترای مهندسی مکانیک، دانشگاه وسترن انتاریو، کانادا
117- بابک محمودی: دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه کوئینز، کانادا
118- بابک محیط: دانشجوی دکترای مدیریت بهداشت، دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
119- بشیر سجاد: دانشجوی دکترای کامپیوتر دانشگاه واترلو کانادا، برنده مدال برنز المپیاد جهانی کامپیوتر ۱۹۹۷، عضو تیم روبات فوتبالیست دانشگاه شریف و قهرمان مسابقات جهانی ۱۹۹۹
120- پدارم صهبا: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
121- حسام شایسته: کارشناسی دانشگاه شریف، دانشجوی دانشگاه فنی وین/ اتریش
122- حسن فاتحی: دانشجوی دکترای مهندسی کنترل، دانشگاه فردوسی مشهد
123- حسین جوشقانی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه شیکاگو، امریکا
124- رضا الله بدشتی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
125- رضا بهروزی: دانشجوی دکترای بیوفیزیک، دانشگاه جانزهاپکینز، امریکا، مدال طلای کشوری و برنز جهانی المپیاد زیست شناسی سال 1379
126- سارا بانکی: دانشجوی دکترای مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی دانشگاه تورنتو ، کانادا
127- سارا سرخیلی: دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق، مشاور ارشد مهندسی، شرکت بوز آلن همیلتون، امریکا
128- سجاد بنابی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف MBA، رتبه یک کنکور سراسری
129- سروش اصلانی: دانشجوی دکترای مدیریت و رفتار سازمانی، دانشگاه نورت وسترن، امریکا
130- سعید افشارنیا: دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مخابرات، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا
131- سعید حسن زاده: کارشناس ارشد اقتصاد شریف
132- سعید نوری: کارشناس ارشد MBA دانشگاه شریف
133- سید علی مدنی زاده: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه شیکاگو، امریکا، مدال برنز المپیاد جهانی ریاضی
134- سید محمد حسین موسوی: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه استنفورد، امریکا، دارنده ی مدال برنز المپیاد جهانی ریاضی 2001
135- سید محمد صاحبکار: دانشجوی دکتری مکانیک دانشگاه تربیت مدرس
136- سید محمد صادق امامیان: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه ادینبورو انگلستان
137- شراره تقی پور: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
138- علی اخایی: دانشجوی دکتری برق دانشگاه شریف
139- علی شاهمیرزایی: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه علامه
140- علی ملکی: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه ادینبورو انگلستان
141- علیرضا عمادی: دانشجوی دکترای موسسه نفت، دانشگاه هریوت وات، انگلستان
142- فرهاد فرزبد: دانشجو دکترای مهندسی مکانیک، انستیتو تکنولوژی جرجیا، امریکا
143- گلنار تاج الدین: دانشجوی دکترای مدیریت، دانشگاه یورک، کانادا
144- مجتبي خيري: دانشجوي دکتراي مکانيک، دانشگاه مک گيل، کانادا
145- مجتبی لشکربلوکی: دانشجوی دکتری مديريت استراتژيک، مدرس دانشگاه و متخصص تحليل های استراتژيک
146- محمد برزآبادی: دانشجوی دکتری دانشکده هوا فضای دانشگاه شریف
147- محمد حافظی: دانشجوی دکترای فیزیک دانشگاه هاروارد، امریکا
148- محمد علی محمودزاده: دانشجوی دکترای برق، دانشگاه بریتیش کلمبیا، کانادا
149- محمد علی هنرور: دانشجوی دکترای برق، دانشگاه تورنتو، کانادا
150- محمد علیزاده عطار: دانشجوی دکترای مهندسی برق، دانشگاه استنفورد، امریکا
151- محمد کمالی: کارشناس ارشد عمران دانشگاه شریف
152- محمد کیهانی: دانشجوی دکترای مديريت راهبردی، دانشگاه يورک، کانادا، برنده جايزه برترین مقاله دانشجویی در کنفرانس سالانه انجمن علوم مديريتی کانادا در سال 2009
153- محمد محرمی: دانشجو دکترای علوم کامپیوتر، مدال نقره المپیاد جهانی کامپیوتر
154- محمد محمودی قیداری: دانشجوی دکترای دانشگاه پرینستون، آمریکا
155- محمد مروج فرشی: دانشجوی دکتری اقتصاد شیکاگو
156- محمد مصطفی فتوحی: دانشجوی دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
157- محمد وصال: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشکده ی اقتصاد لندن، انگلستان
158- محمدرضا آبادیان: دانشجوی دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
159- محمدرضا ذوقی: دانشجوی دکترا، دانشگاه علم و صنعت
160- محمود قندی: دانشجوی دکترای مهندسی پزشکی، دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
161- مرمر مهرآبادی: دانشجوی دکترای انستیتو تکنولوژی جورجیا، امریکا
162- مسعود طالبیان: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه کلمبیا، امریکا
163- مسلم کاظمی: دانشجوی دکترا، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا
164- مصطفی موفق: کارشناس ارشد اقتصاد شریف
165- منصور ملکی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه استرلینگ، انگلستان
166- مهدی دلربایی: دانشجوی دکتری برق
167- مهدی صالحی: دانشجوی دکترای مکانیک، دانشگاه بریتیش کلمبیا، کانادا
168- مهدی لطفی: دانشجوی دکترا، دانشگاه کرنل، امریکا
169- مهرداد حافظی طرقبه: دانشجوی تخصصی رشته پزشکی داخلی، دانشگاه موناش، استرالیا
170- میعاد صالحی: دانشجوی دکترای مکانیک، دانشگاه صنعتی شریف
171- نازگل مشتاقی: دانشجوی دکترای مدیریت و مدرس دانشگاه فلوریدای جنوبی، امریکا
172- ناصر باقری: دانشجوی دکتری سیاستگذاری تکنولوژی دانشگاه علامه
173- نصیر زرین پناه: دانشجوی مقطع دکترای معماری، وین، اتریش
174- نوید غفارزادگان: دانشجوی مقطع دکترای معماری، وین، اتریش
175- یاسر میردامادی: دانشجوی مقطع دکترای معماری، وین، اتریش
176- جلال صالحی مبین: دانشچوی دکتری عمران شریف، رتبه یک المپیاد دانشجویی
177- اوژن پرهیزکاری: دانشجوی دکتری مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر
به گزارش «موج سوم» متن کامل بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران که در محکوم کردن فرصت سوزی شورای نگهبان و عدم مشروعیت دولت برآمد صادر شده، به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
همان گونه که انتظار می رفت شورای نگهبان قانون اساسی روز گذشته صحت انتخابات ریاست جمهوری دهم را تأیید کرد. در نامه دبیر این شورا به وزیر کشور آمده است که شورا موارد اعلامي از سوی کاندیداهای معترض را از «مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتي خارج» دانسته و تخلفات موجود را«بعضا تخلفات مختصري» می داند« که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غيرقابل اعتناست»،مستند شورای نگهبان در اعلام این نظر باز شماری صوری ده درصد از صندوق های رآی در سراسر کشور توسط همان کسانی است که انتخابات شبهه برانگیز و سراسرتخلف اخیر زیر نظارت آنها انجام شده است. این درحالی است که بازشماری صوری آراء خواسته هیچ یک از کاندیداهای معترض نبوده است. به این ترتیب براساس آنچه که در نامه دبیر شورای نگهبان آمده است، مواردی نظیر موضوع چاپ میلیونها تعرفه اضافی با کد و بدون کد، و درعین حال اتمام برگه های رأی در ساعات اولیه انتخابات در بسیاری از استان ها، پلمب صندوق ها در غیاب نمایندگان نامزدها، توقف رأی گیری قبل ار پایان زمان رأی گیری، کارشکنی در نظارت نمایندگان نامزدها بر صندوق های رأی، قطع سیستم پیام کوتاه در کشور و خطوط تلفن کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی از روز قبل از انتخابات که امکان نظارت و اطلاع به موقع از تخلقات در سراسر کشور را منتفی کرد، مشارکت بیش از صد در صد واجدان شرایط در 70 شهر کشور و مشارکت بین 95 درصد تا 140 در صد واجدان شرایط در 170 شهر کشور، انتقال صندوق های رأی به سایت های تجمیع آراء بدون حضور و نظارت نمایندگان کاندیداها، اخراج نمایندگان کاندیداها از سایت های تجمیع آراء و شمارش آراء در غیاب ایشان، و ... ظاهراً از نظر این شوری تخلفاتی «غیر قابل اعتناست» که «وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود» است
آنها به رغم تمدید 5 روزه در رسیدگی به شکایات حتی ضرورتی ندیدند راهکار مشخص مهندس موسوی مبنی بر مقایسه کدهای ملی نوشته شده در برگه های رأی را با کدهای ملی شهروندان در سیستم رایانه سازمان ثبت احوال مقایسه کنند تا میزان و وسعت تنها یکی از موارد تخلف و تقلب آشکار شود.
ملت شریف ایران
با توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم درمهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت. اگرچه این حمایت و تأیید هرگز نمی تواند عدم عمل شورای نگهبان به مسئولیت های قانونی خود در امانت داری و حراست از رأی مردم را توجیه کند.
همچنین روشن بود مواردی نظیر تمدید 5 روزه برای رسیدگی همه جانبه به شکایات و اعتراضات نیست، چنان که چنین رسیدگی ای عملاً صورت نگرفت. مهلت 5 روزه می توانست نشانه ای باشد تا افکار عمومی استقلال شورای نگهبان را باور کنند و نیز فرصتی باشد تا با تبلیغات یک سویه صدا و سیما و دهها ساعت مصاحبه و میزگرد با مسئولان انتخابات و وزرای کشور و اطلاعات و ... افکار عمومی برای شنیدن تأیید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان آماده شود.
ملت شریف ایران
به هر تقدیر اعلام صحت انتخاباتی که اکثریت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتایج مهندسی شده آن و صدها شهید و مجروج و دستگیری هزاران تن و به رغم بمباران تبلیغاتی بی سابقه و تحریف ها و خلاف نمایی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانید، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خویش و تلاشی آشکار برای پایان دادن به جمهوریت نظام و درعین حال نشانه آغاز دوره ای جدید از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوریت و دفاع از مردمسالاری است.
با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد و به این ترتیب انتخاباتی که می رفت تا به یکی دیگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ایران در طول تاریخ معاصر تبدیل شود، به دست حاکمیت کنونی به نقطه سیاهی در تاریخ این ملت تبدیل شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن ابراز تأسف عمیق خود از این همه بی تدبیری و این همه استعداد و مهارت در فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها اعلام می دارد دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است. سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایران و ملتزم به اصول اسلامیت و جمهوریت نظام، ضمن تأیید و حمایت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت آمیز ملت آگاه ایران به نتایج انتخابات و نیز حمایت کامل و تقدیر و تشکر از مواضع قاطع جناب آقای میر حسین موسوی وظیفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آمیز علیه دولت غیر قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست به کار بندد.
و ما توفیقنا الا بالله العزیز الحمید و مانرید الا الاصلاح علیه توکلنا و الیه ننیب
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
9/4/88
گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای ستاد موسوی درباره تقلب بزرگ 22 خرداد
سایت «موج سوم» تصویر نامه دو وزیر سابق کشور به شورای نگهبان و مشروح گزارش کمیته صیانت از آرا را به همراه جداول پیوست برای اولین بار منتشر میکند و قضاوت را به مردم میسپارد:
فایل 1- مشروح تخلفات انتخابات 22 خرداد
فایل 2- جداول آماری نشاندهنده تقلب


کمیته صیانت از آرا: چرا آرای تفکیکی شهرستانها با آرای تفکیکی صندوقها مغایر است؟
به گزارش «موج سوم» متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران!
متأسفانه پس از سپری شدن فرصتهای طلایی جهت دستیابی به راهحلی معقول و مشروع برای رفع ابهامات اساسی و مشکلات مربوط به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، شورای نگهبان گام دیگری در اثبات نقض بیطرفی خود و نیز عدم تمایل به بازگرداندن فضای اعتماد و آرامش، برداشت. اقدام اخیر شورای نگهبان در معرفی شش تن برای بازشماری ده درصد از صندوقها، در همان وهله اول چند اشکال جدی را به ترتیب زیر نشان میدهد:
الف - از تخلفات اساسی در ا ین انتخابات که موجب ابطال آن میباشد نقض اصل بیطرفی مجریان و ناظران (وزیر کشور و اکثریت اعضای شورای نگهبان) است. بنابراین طبیعی است که کمیته 6 نفره منصوب این دستگاه نظارتی وجاهت قانونی و عرفی نداشته باشد ولو اشخاصی که نام آنها به عنوان این کمیته در رسانهها توسط شورای نگهبان اعلام گردیده از افرادی محترم و دارای وجاهت در میان مردم باشند. و این همه در حالی است که هر روز یکی از اعضای شورای نگهبان در سخنرانیهای عمومی و یا مصاحبههای رسانهای درخصوص صحت انتخابات تأکیدات اعجابآوری دارند.
ب - اکثریت اعضای کمیته 6 نفره مذکور، پیش از این، بر صحیح بودن روند برگزاری انتخابات و جانبداری از دستاندرکاران امر نظارت و اجرا تأکید کردهاند و حتی به سرزنش طرف مظلوم این بیقانونی و طعنه به مردم پرداختهاند. سپردن هر گونه رفع ابهام به کسانی که قبلاً حکم صادر کردهاند و نظرشان را اعلام نمودهاند، طبعاً کاری لغو و بیهوده است.
ج - مأموریت واگذار شده به این کمیته، تنها بخش جزئی و ناچیزی از مطالبات به حق و مشروع قبلاً اعلام شده به وسیله نامزدهای سهگانه و به خصوص کمیته صیانت از آراء میباشد. مشخص نیست به چه دلیل به انبوه موارد ذکر شده از تخلفات در مراحل سهگانه این انتخابات (قبل، حین و بعد) که در نامههای متعدد به مقامات عالیه کشور و نیز در بیانیههای 14گانه قبلی این کمیته، آمده، بیاعتنایی شده است؟
در این حال شاهد انتشار نامهی ستاد انتخابات وزارت کشور و اشاعه مکرر مغلطههای قبلی به عنوان پاسخ نامهی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به مردم شریف و هوشمند ایران هستیم که، تکرار ادعاهای باطل مجریان انتخابات است گویی انتخابات را با سلامت کامل برگزار کردهاند و هیچ خلافی هم قبل و بعد از آن، از ایشان مشاهده نگردیده است!
در این خصوص، مسئولین ستاد انتخابات وزارت کشور را به منظور درک بیشتر از تخلفات خود و زیرمجموعههایشان و نیز جهت جلوگیری از اطالهی کلام، به بیانیههای قبلی این کمیته ارجاع میدهیم. در اینجا فقط یادآوری میکنیم که هم وزارت کشور و هم شورای نگهبان، به جای پاسخگویی واقعی به ابهامات اصلی، در پی فضاسازی برای گم کردن جنبهی اصلی اعتراضات هستند. مثلاً ادعا میکنند نمایندگان مهندس میرحسین موسوی فلان تعداد بودهاند یا اینکه گویا این نمایندگان، به میل خود و با اختیار، به موقع سر صندوقها حاضر نشدهاند و مجریان انتخابات نمیتوانستهاند بخاطر غیبت آنان، پلمپ کردن صندوق و شروع اخذ رأی را به تعویق بیندازند. باید گفت چنانچه مسئولان اجرا و نظارت انتخابات، حق قانونی مردم و نامزدهای غیردولتی را پاس میداشتند؛ به جای تعبیه هفت خوان موانع، اجازه میدادند نمایندگان قانونی نامزدهای مزبور، زمان، مکان و امکان ارتباطی مناسب را جهت انجام وظایف قانونی خود در اختیار داشته باشند و به دور از فضای رعب در جلسات هیأتهای اجرایی و برنامهریزی انتخابات و نیز در طول ساعات اخذ رأی و شمارش آراء، تا پایان مرحله تجمیع و اعلام نتایج حضور داشته باشند - آنگونه که در قانون انتخابات به صراحت آورده شده است؛ - در چنین صورتی مجریان و ناظران انتخابات میتوانستند ادعاهایی اینچنینی داشته باشند. علاوه بر تعبیه هفت خوان موانع، که قبل از انتخابات تاکنون بارها ذکر کردهایم، آیا ایجاد فضای دستگیری و رعب بعد از انتخابات را انکار میکنید؟ امروز حتی فراخوان کمیته صیانت از نمایندگان آقای مهندس میرحسین موسوی نیز غیرممکن گشته است؛ زیرا جوانی که برای انجام وظیفهای قانونی و ساده آماده شده بود، امروز خود و آینده خود را در معرض تهدیدی جدی میبیند. بعضاً بسیاری از این عزیزان به مراجع قضایی و انتظامی احضار شدهاند. آقایان هر گونه پیگیری حق پایمال شده ملت را انقلاب محملی، وابستگی به بیگانگان، اغتشاش و . . . میشمارند و تهدید میکنند و وعدهی شدت عمل بیشتر میدهند و در همان حال ادعاهای قانونمداری وزارت کشور و شورای نگهبان مرتباً تکرار میشود. آقایان به روی خود نمیآورند که از روزهای قبل از اخذ رأی پروسهی ایجاد رعب، با دستگیریهای پیاپی و تهدیدات تلفنی و حضوری افراد مطلع شروع و اساس نظم حرکتی کمیته صیانت را با قطع ارتباطات و نیز دستگیریها از بین بردهاند. با همه آنچه ذکر شد، تقلبات و تخلفات به قدری وسیع و به اندازهای با احساس حاشیه امنیت صورت گرفته که حتی با نابود کردن ساختار کمیته صیانت نیز نتوانستهاند این تقلب و عددسازی تاریخی را لاپوشانی کنند و افکار عمومی اعداد و ارقام اعلام شده را حتی به شکل معکوس غیرواقعی میداند. وزارت کشور در تاریخ 25/3/88 آمار آرای مأخوذه به تفکیک شهرستانها را روی سایت رسمی این وزارتخانه اعلام کرد. یک بار نیز در تاریخ 2/4/88 همین آمار، به تفکیک صندوقها، روی همین سایت اعلام گردید. بررسی اجمالی این آمارهای رسمی، خود نشاندهندهي مهندسی شدن آرای مردم و نه اخذ و شمارش طبیعی آن است. کمیته صیانت توجه ملت آگاه ایران را به چند مورد زیر بعنوان مشتی از خروار جلب میکند:
1. مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوق:
در اثبات مهندسی انتخابات و عدم روایی اطلاعات و آمار ارائه شده توسط وزارت کشور میتوان از روشهای مختلف آماری استفاده کرد؛ یکی از این روشها، بررسی تطبیقی و توازن آمار ارائه شده از طرق مختلف است. از این روش معمولا در موسسات مالی و حتی آمارگیریهای اجتماعی برای کنترل پرسشنامهها بهرهگیری میشود. بطور مثال در موسسات مالی در امر گرفتن تراز مالی و تطبیق فیمابین حسابهای مختلف، در صورت وجود حتی یک ریال اختلاف فیمابین حسابها، کلیه عملیات مالی مجموعه مخدوش شمرده میشود و بررسی اساسی مجدد لازم میآید تا مشخص گردد چه اشکالاتی باعث ایجاد اختلاف ظاهراً جزئی مزبور شده است. این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که میبایست آمار و اطلاعات ارائه شده از طرق مختلف با هم تطبیق نماید. در بحث انتخابات نیز آمار و اطلاعات آرای هر یک از نامزدها و آمار کل آرای مأخوذه استانهای مختلف که از سوی وزارت کشور در دو طبقهبندی متفاوت شهرستانها و صندوقها ارائه شده است باید با یکدیگر تطبیق داشته باشد زیرا هر دو از واقعیت واحدی منشاء گرفتهاند؛ اما در عمل آمار تفکیکی شهرستانها (ارائه شده در تاریخ 25/3/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) با آمار تفکیکی صندوقها (ارائه شده در تاریخ 2/4/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) متأسفانه در 24 استان و تا 29 هزار رأی دارای مغایرت میباشد. این پدیده نشان میدهد آرای تفکیکی شهرستانها، از مجموع آرای صندوقهای آن شهرستان حاصل نشده است. این نظر وقتی قابلیت توجه بیشتری مییابد که پدیده فوق نه در چند شهرستان از یک استان بلکه در 78 شهرستان از 24 استان کشور مشاهده و مجموعاً 853/175/11 رأی را شامل میشود. جدول شماره (1) وضعیت مغایرت آماری فوق در 78 شهرستان موردنظر را نشان میدهد. علاوه بر کل آرای مأخوذه این مغایرت، در مورد آرای هر یک از 4 کاندیدا و نیز در مورد آرای باطله وجود دارد.
2. مشارکت بالای صددرصد واجدین شرایط، در استانها، شهرستانها و بخشهای مختلف:
یکی دیگر از ابهامهای موجود در میزان آرای ارائه شده توسط وزارت کشور اخذ آراء بیشتر از واجدین شرایط اخذ رأی در برخی استانها، شهرستانها و بخشهای کشور است. به نحوی که در سطح استانی، استانهای یزد و مازندران بیش از صددرصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات آرای مأخوذه به صندوقهای آن استان واریز شده است. این موضوع وقتی بیشتر اهمیت مییابد که بدانیم 60 شهرستان و 192 بخش از بخشهای مختلف کشور با بیش از صددرصد مشارکت مواجه بودهاند. این افزایش در برخی موارد تا 211 درصد رسیده است؛ همچنین مشارکت بالای 95 درصد نیز در 125 شهرستان دیده میشود. وزیر کشور در استدلال افزایش مشارکت استان مازندران، مسافرپذیری و استان یزد، جمعیت دانشجویی را به عنوان علت ذکر نموده است که این استدلال دارای پایه و اساس منطقی نميباشد بطوریکه ملاک قرار دادن جمعیت دانشجویی، اصولا در شهرهای مرکز استان و استانهای پُردانشگاه نظیر تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و . . . بیشتر قابلیت تحقق دارد نه در استان یزد؛ ضمن اینکه در بخشهایی از استان یزد نظیر شهرستانهای یزد و میبد که بیشترین تراکم جمعیت دانشجو را دارا میباشند؛ میزان مشارکت به ترتیب 84 و 90 درصد میباشد و افزایش مشارکت فوق - خلاف تصور وزیر کشور - در بخشهایی است که دارای مراکز دانشگاهی پرجمعیت و قابل توجه نیستند. در خصوص استان مازندران نیز علت فوقالذکر از استحکام لازم برخوردار نیست به نحوی که با توجه به بررسی وضعیت استانهایی نظیر گیلان که میزان سفر طبق آمار رسمی بیشتر از مازندران است، این رویداد اتفاق نیافتاده و بخشهایی که افزایش مشارکت در آنها مشهود است معمولاً جمعه آخر هفته مسافر چندانی ندارند. ضمن اینکه با توجه به اعطاء سهمیه بنزین تابستان در اوایل تیر ماه و برگزاری امتحانات دانشگاهها بویژع کنکور سراسری احتمال انجام این میزان سفر آن هم در روز انتخابات کمتر قابل تصور است. با توجه به موارد فوق، صحت آمارهای اعلام شده انتخابات مربوط به بخشهای 192 گانه ذکر شده با ابهام جدی روبرو است که عملا 277/898/3 رأی از مجموعه آرای مأخوذه در این چارچوب قرار میگیرد. لازم به ذکر است که در 113 حوزه از حوزههای مذکور معدل سهم آقای احمدینژاد حدود 80 درصد از مجموع 361/852/6 آراء، مأخوذه میباشد. (جدول شماره 3)
3. وجود صندوقهای حاوی آرای کل مضرب صد (ضریبی از بستههای تعرفه):
از آنجا که تعرفهها به شکل بستههایی صدتایی در اختیار شعب اخذ رأی قرار میگرفته است؛ اگر درصد صندوقهای با آرای کل مضرب صد، در هر بخش یا شهرستان قابل ملاحظه باشد؛ شائبه ریختن تعرفههای باقیمانده در پایان اخذ رأی به نام نامزد خاص، جدی و قابل بررسی است.
از جمله نمونههایی که در جدول شماره 4 پیوست آمده است؛ نشان میدهد: در استان لرستان، شهرستانهای سلسله 18 صندوق، شهرستان کوهدشت 51 صندوق و شهرستان دلفان 21 صندوق دارای آرای کل مضرب 100 یعنی ضریبی از بستههای تعرفه بوده است! همچنین در استان اصفهان، شهرستان فلاورجان 24 صندوق و در استان کرمان، در شهرستان بم و عنبرآباد 20 صندوق چنین وضعی داشتهاند.
4. وجود صندوقهای حاوی آرای بالاتر از 99 درصد برای یک کاندیدا:
اصولاً در پدیدههای اجتماعی و آمارهای منطقی، اعداد و ارقام میبایست از یک منطق استوار تبعیت نمایند. در تحلیلهای آماری حتی مشاهدات عینی دور از منطق به دلیل استدلال فوق بعنوان مشاهدات عینی پرت از مجموعه آمارها خارجی میشود. طبیعی است چنانچه این موارد غیرطبیعی مقدار قابل توجهی باشد، اساس آمارگیری دارای مشکل تلقی میگردد. بر این اساس علاوه بر مورد غیرطبیعی و غیرمنطقی قبلی، وجود صندوقهای زیادی که رأی یک کاندیدا بالای 99 درصد باشد نیز علامت غیرطبیعی است اساس شمارش آراء را زیر سؤال میبرد. جدول شماره 5 نشان میدهد در 307 صندوق (که بیشتر آن در یک استان خاص تمرکز یافته) رأی آقای احمدینژاد بالای 99 درصد است که این موضوع مبین ریختن آرای یکنواخت به صورت تقلبی ناشیانه به صندوقهاست. این موضوع وقتی بیشتر نمایان میشود که در برخی از این شهرستان، بخشها و صندوقها حتی آرای افراد شاغل در ستادهای تبلیغاتی 3 نامزد دیگر نیز شمارش نشده است.
5. به فرض قبول اعداد اعلام شده وزارت کشور در مورد تعداد شرکتکنندگان در انتخابات، هماکنون میبایست حدود 23 میلیون تعرفه بدون استفاده و سفید موجود باشد که شماره سریال آنها با شماره سریال مندرج در فرمهای شماره 22 شعبات اخذ رأی کشور همخوانی داشته باشد.
در این راستا کمیته صیانت اصرار دارد که پیشنهاد وزرای اسبق کشور در نامه به شورای نگهبان و وزارت کشور به عنوان مقدمهای برای بررسی تخلفات، عملی شود تا ابهامات این بخش روشن گردد. در آن نامه، وزرای مذکور خواستار شمارش ته برگهای تعرفههای مصرف شده و بررسی و انطباق مشخصات افراد مندرج در آن با اطلاعات مرکز آمار جمعیتی ثبت احوال کل کشور شده بودند.
همچنین دست برداشتن از اتلاف وقت و موافقت با تشکیل «کمیته حقیقتیاب» پیشنهادی این کمیته، تأکید میگردد. زیرا عدم توجه به این مسأله میتواند ابهامات و ایرادهای وارده را کماکان پابرجا بدارد و نظریه بطلان انتخابات را در افکار عمومی، هر چه بیشتر استحکام بخشد.
ذیلاً یک بار دیگر ویژگیهای کمیته پیشنهادی یادآوری میگردد:
کمیته حقیقتیاب عبارتست از: هیأتی صاحبنظر و بیغرض برای بررسی تخلفات وسیعی که قبل از انتخابات و در حین انتخابات صورت گرفته است و تأثیر مستقیم در سرنوشت انتخابات و رأی مردم داشته است برای بررسی مسیر انتخابات که برخلاف رأی مردم طراحی گردیده و نتایجی غیرواقعی که اعلام شده است.
بعضی از مواردی که این کمیته بایستی بررسی کند عبارتند از:
1. بررسی شرط قانونی رعایت بیطرفی در ترکیب هیأتهای نظارت و اجرا.
2. بررسی دخالتهای نیروی انسانی دولتی و موسسات عمومی به صورت سازمانیافته در انتخابات و میزان تأثیر آن.
3. بررسی دخالت سازمانیافته نهادهای نظامی بویژه بسیج و میزان تأثیر آن.
4. بررسی استفاده از امکانات مالی و تشکیلاتی دولتی و موقعیتهای شغلی افراد و میزان تأثیر آن.
5. بررسی موضوع تطمیع و خریداری رأی از طرق پرداختهای منتهی به زمان انتخابات و میزان تأثیر آن.
6. بررسی تعداد واقعی شرکتکنندگان واجد شرایط در انتخابات از طریق راهکار ارایه شده در پیشنهاد وزرای اسبق کشور آقایان موسوی لاری و محتشمیپور.
7. بررسی مهندسی آراء و تعیین سهمیه و درصد رأی برای نامزدها توسط وزارت کشور.
8. بررسی گروه سایه مدیریت انتخابات.
9. بررسی چگونگی و علل مانع تراشی برای حضور نمایندگان نامزدها در هیأتهای اجرائی و هنگام پلمپ صندوقها و هنگام شمارش آراء در شعب اخذ رأی و هنگام تجمیع آراء و تأثیر آن.
10. بررسی علت اعلام سریع نتایج قبل از پایان اخذ رأی از طریق سیستم رایانهای و بدون طی مراحل قانونی و برخلاف نامه رسمی شورای نگهبان مبنی بر دستی بودن شمارش.
11. بررسی علت اعلام و برگزاری مانور اقتدار توسط نیروی انتظامی و . . . قبل از انتخابات برخلاف ادوار قبل.
12. بررسی تبلیغات جانبدارانه صدا و سیما به سود آقای احمدینژاد مثل تریبون آزاد و . . . برخلاف ادوار قبل.
13. بررسی تأثیر افتراهای مجرمانه آقای احمدینژاد در صدا و سیما و مراکز تبلیغاتی نسبت به مقامات از جمله خدشهدار کردن رقیب و جلب آراء از طریق فضاسازی ضدانقلابی علیه کل سابقه نظام.
14. بررسی مدیریت تعرفه - تعداد واقعی چاپ شده - علت عدم توزیع مناسب و کم آمدن تعرفه در تعدادی از استانهای مهم.
15. بررسی مدیریت زمان و علت شتاب غیرمعمول و نامتعارف وزارت کشور برای پایان دادن به اخذ رأی.
و موارد دیگری از این دست.
طبیعی است منحصر کردن وظایف فوق به بازشماری 10 درصد از صندوقهای رأی، آن هم بوسیله گروهی غیر بیطرف به کلی فاقد کارآمدی لازم برای حقیقتیابی میباشد و برای دامن زدن و گسترش بیاعتمادی روزافزون، مناسبتر است تا اعتمادسازی و بازگرداندن آرامش به جامعه.
سوال این است که آیا ایجاد آرامش پادگانی در شهرهای بزرگ و مانور شبانهروزی لباس شخصیهای مسلح ناشناس در هر کوی و برزن، شایسته حماسه حضور مردم شریف و بزرگوار در 22 خرداد 88 است که با آرزوی دوباره سبز شدن آرمانهای انقلاب و خط امام در صحنه حاضر شدند و نمایش تولد مجدد ارزشهای اصیل انقلاب را با حضور مهندس میرحسین موسوی آنهم در قلب نسل جدید به تماشا نشستند؟
کمیته صیانت از آراء اعلام میکند محدودیتهای ایجاد شده هر چند به مکانیزم پیشبینی شده صیانت از آراء لطمه زده است، اما نمیتواند طرح مطالبات مربوط به حقوق پایمال شده ملت ایران را مانع شود.
کمیته صیانت از آراء مهندس میرحسین موسوی
7/4/1388
مجمع روحانیون مبارز: تظاهرات آرام مردم را به خاک و خون کشیدند
در عین اعتراض به نتیجه انتخابات و محفوظ نگاهداشتن حق اعتراض معتقدیم که مردم بزرگوار نباید بیش از این هزینه بپردازند و معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات خیابانی راهکار نیست
مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیهای خواستار آن شد که نسبت به خون به ناحق ریخته شهیدان و جانباختگان حوادث اخیر اقدام شود. به گزارش «موج سوم» متن این بیانبه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
نظام مبارکی که در آن بهسر میبریم برآمده از خیزش شگفتانگیز ملتی است که سالیان دراز در آرزوی آزادی و استقلال و آبادانی کشور و عدالت، هزینههای گزافی پرداخته است و ایمان او به خدا و دلبستگیاش به دین همواره وی را در این راه پرمشقت پایدار داشته است و در برههای از زمان موهبت رهبر ممتاز حضرت امام که مظهر ایمان و آرمان و آزادگی او بوده است، وی را یاری کرده است و حاصلش (البته به قیمت خون عزیزان و ایثارگری انبوهی از زنان و مردان) نظام جمهوری اسلامی بوده است. جمهوریت به آن معنی که میزان رأی ملت است و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش پذیرفته شده است , حاکمان برگزیدگان با تقوای مردم و خدمتگزاران آنانند، نه اربابان ایشان و طبعا آنکه پرسشگر است، مردمند و آنکه پاسخگو است، حاکمانند.
و نظام ما اسلامی است از آن جهت که آئین خداوند و ارزشهای دین مبین حاکم بر زندگی اجتماعی است، البته اسلامی که دور از خرافات و تحجر و توهمزدگی متحجران و کجاندیشان است و در جهان پیچیده امروز پاسخگوی نیازها و پرسشهای اساسی مردم این روزگار است.
جمهوری اسلامی راهی است به سوی سربلندی ایران و سرفرازی ایرانی و زمینهساز ایجاد الگویی ممتاز که در آن اخلاق و معنویت در کنار آزادی، عدالت، حقوق انسان و پیشرفت کشور قرار گرفته است. آنچه مهم است پاسداری از معیارهای اصیلی است که نظام ما بر آن استوار است و میبایست باشد و احیانا نیست.
در انتخاباتی که انجام گرفت، میشد که این نظام مستحکمتر شود و راههای انحرافی از راه راست روشنتر تشخیص داده شود و آرامبخش جان ملتهب ملتی بیدار و هوشیار باشد. انتخاباتی که میتوانست در آغاز دهه چهارم پیروزی انقلاب نشان دهد که پایههای مردمسالاری سازگار با دین در آن مستحکمتر و استوارتر شده است و مردم احساس کنند که حاصل خون صدها هزار شهید و رنج آسیب جانبازان و آزادگان و خانوادههای شکیبای آنان روز بروز شکوفاتر و ایران عزیز در جهت اعتلاء و ایرانی برخوردار از حرمت، عزت و حقوق مادی و معنوی در حرکت است. افسوس که این فرصت از دست رفت و امروز اعتماد عمومی که مهمترین سرمایه کشور و انقلاب است، لطمه دیده است و انبوهی از مردمان که بحق حرف و انتقادی دارند، از آنچه اعلام شده قانع نیستند. مهم این است که همه احساس کنند سازوکارهایی که در جهت کارگر افتادن رأی مردم که به تعبیر حضرت امام «میزان» است، خدشهناپذیر است و اگر چنین احساسی نبود، با چه امید میتوان باز هم مردم را به حضور فراخواند. ما معتقدیم اعتماد آسیبدیده مردم با اظهارنظر مرجعی که اکثریت اعضای آن از پیش جانبداری بیپرده خود را نسبت به یک نامزد اعلام کردهاند، در مورد نتایج انتخابات ترمیم نخواهد شد.
متاسفیم که راهکارهای منطقی و خیرخواهانه مورد توجه قرار نگرفت و هیأتی بیطرف و کاردان مسئول رسیدگی و اعلام حقیقت نشد. بلکه بهعکس اعتراض آرام و پرشکوه مردم که حضوری بیهمانند نشان دادند و رشد خود را همچون روزهای پرفروغ انقلاب اثبات کردند، مورد تهاجم بیرحمانه قرار گرفت و در حالی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، هم نامزدهای محترم و هم طرفداران آنان از نظام و در نظام هستند، میلیونها انسان معترض را اسباب دست بیگانگانی قلمداد کردند که نه اسلام را میخواهند و نه ایران را و فرزند برومند و مؤمن انقلاب و ایران، حضرت آقای مهندس موسوی را آزردند و مقاومت ستودنی او را در دفاع از حق و رأی مردم نکوهش کردند و نیز نسبت به شخصیت انقلابی و خدمتگزار جناب حجتالاسلام والمسلمین آقای کروبی جفا کردند. و حتی تظاهرات آرام مردم را به خاک و خون کشیدند و بخش مهمی از سرمایههای فرهنگی و سیاسی و انقلابی و خیرخواهان و تعداد کثیری از جوانان عزیز را به بند کشیدند تا همگی را در برابر یک انتخابات مخدوش تسلیم کنند و طبیعی است که در این عرصه بیگانگان بیکار نخواهند نشست و میکوشند که آتش نفاق و نقار را فروزانتر کنند. اینک پس از هزینههای سنگینی که پرداخت شده است، در عین اعتراض به نتیجه انتخابات و محفوظ نگاهداشتن حق اعتراض معتقدیم که مردم بزرگوار نباید بیش از این هزینه بپردازند و معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات خیابانی راهکار نیست. ما همه را به آرامش دعوت میکنیم، چرا که ایران و انقلاب برای ما از همه چیز با ارزشتر است و انتظار داریم که مسئولان نیز زمینه عبور از فضای زشت امنیتی و نظامی را فراهم آورند. و زندانیان را آزاد کنند و از تبلیغات یکجانبه و تحریکآمیز و تحریفکننده دست بردارند و حق بیان واعتراض مدنی را به رسمیت بشناسند و نسبت به خون به ناحق ریخته شهیدان و جانباختگان و استمالت از خانوادههای آنان اقدام کنند و زمینهای فراهم آورند تا خردمندان خیرخواه بتوانند در فضای آرام به آنچه جامعه را به این وضعیت ناگوار کشاند، بیاندیشند و راه چاره اساسی برای آن بیابند.
مجمع روحانیون مبارز
8/4/1388
رئیس دانشگاه تهران: کوهکن دروغ میگوید، من از نیروی انتظامی نخواستم وارد کوی دانشگاه شود
به گزارش «موج سوم» به نقل از خبرگزاری مهر، فرهاد رهبر گفت: "ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه تهران با اجازه و درخواست من نبوده و اظهارات این نماینده مجلس را به شدت تکذیب می کنم." وی اظهار داشت: " من پس از ورود نیروی انتظامی به کوی از جریان اطلاع پیدا کردم و در صحنه حاضر بودم اما درخواستی مبنی بر ورود نیروی انتظامی نداشتم."
محسن کوهکن، سخنگوی هیئت رئیسه مجلس، در حاشیه جلسه روز سه شنبه مجلس با بیان اینکه طبق قانون به درخواست رئیس دانشگاه نیروی انتظامی می تواند وارد محل دانشگاه شود، گفته بود: در مسائل اخیر نیز فرهاد رهبر عنوان کرده که برای تأمین امنیت از نیروهای امنیتی خواسته است که وارد کوی دانشگاه تهران شوند.
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز پیش از این صدور مجوز برای ورود ماموران نیروی انتظامی به کوی دانشگاه توسط دانشگاه تهران را تکذیب کرده و گفته بود: نیروی انتظامی با مجوز شورای تامین وارد کوی شده است.
تکذیب ادعای مقامات دولتی از سوی کمیته صیانت از آرا
به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم نیوز، کمیته صیانت از آرا ستاد مهندس میرحسین موسوی طی بیانیه ای اعلام کرد، هیچ نماینده از سوی مهندس میرحسین موسوی به هیات بازشماری آرا معرفی نشده است. در این بیانیه آمده است: از سوی مهندس میرحسین موسوی هیچ نماینده ای برای حضور در هیات ویژه تشکیل شده از سوی شورای نگهبان به منظور بازشماری تعدادی از صندوق های آرا در تهران و شهرستانها معرفی نشده است.
به نظر میرسد اشاره این بیانیه به اظهارات برخی مقامات دولتی باشد که ادعا کرده بودند بازشماری آرا با هماهنگی و نظارت نمایندگانی از سوی نامزدهای معترض صورت گرفته است.
این در حالی است که موسوی لاری و محتشمیپور به عنوان نمایندگان میرحسین موسوی در نامه به شورای نگهبان پیشنهادات زیر را به جای آنچه حتی نماینده محسن رضایی نیز «بازشماری فلهای» نامیده بود، مطرح کرده بودند:
الف. طبق اطلاعات موثق و اعلام شده بیش از 60 میلیون برگ تعرفه در دو مرحله چاپ شده است وبراساس برخی گزارش ها میزان تعرفه چاپ شده 71 میلیون است که شورای نگهبان می تواند میزان دقیق آن را دریابد واعلام کند براین اساس بین 20 تا 30 میلیون برگ تعرفه مازاد باید موجود باشد و دراختیار هیأت مورد اشاره قرارگیرد.
ب. کلیه ته برگها که حاوی مشخصات رای دهندگان است در اختیار مجموعه مورد اعتمادی قرار گیرد تا با اطلاعات موجود در پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور تطبیق داده شود، که در آن صورت مشخص خواهد شد اسامی و مشخصات موجود در ته برگ ها واقعی یا جعلی است؟ صاحبان اسامی زنده هستند یا متوفی؟ واجد شرط رای هستند یا خیر؟ اسامی تکراری است یا نه؟
ج. یک سوم صندوق های سیار و معادل با کسری از آن مثلا 20 درصد صندوق های ثابت بصورت رندوم، بازگشایی و محتوای آن مورد بررسی قرار گیرد تا معلوم شود نسبت بین صورت جلسات و نتایج اعلامی توسط وزارت کشور و تعرفه های موجود در صندوق ها صحیح است یا نه؟
د. صندوق های برخی از استانهایی که آرای آنها بیش از واجدین شرایط است، مثلاً یزد و مازندران بازشماری گردد.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
۹ تير ۱۳۸۸

سفیر جمهوری اسلامی ایران در تونس در نامه ای خطاب به مدیر مسؤول روزنامه ایران تصریح کرد: سفر جناب آقای خاتمی و هیأت همراه ایشان با هواپیمایی ترکیه و از طریق استانبول انجام و عزیمت ایشان نیز از همین مسیر و به مقصد تهران صورت گرفته است و لذا خبر مربوط به سفر ایشان از تونس به قاهره و سپس عزیمت ایشان به تهران کذب محض بوده و رسماً تکذیب می شود.
بیست و پنجم خردادماه 1388 دفتر سید محمد خاتمی با انتشار متنی بر روی سایت رسمی وی خبر دروغ خبرگزاری فارس را که بلافاصله و بی هیچ تأملی از سوی روزنامه های ایران و کیهان و سایت رجانیوز مورد سوء استفاده قرار گرفته بود قویاً و صریحاً تکذیب کرد.
انتظار می رفت مدیران محترم این رسانه ها و بخصوص دو روزنامه ایران و کیهان که با استفاده از بودجه بیت المال اداره می شوند و به خاطر انتصاب مستقیمشان به حاکمیت باید حساسیت بیشتری در انتشار اخبار و شنیده ها داشته باشند با پی بردن به کذب بودن خبر برای روشن شدن اذهان مخاطبین خود توضیحی در این رابطه منتشر نمایند.
اما درکمال ناباوری روزنامه ایران مجدد و در دو نوبت دیگر بر این ادعای بی اساس خود پافشاری نمود!
ادامه این رویه کاملاً هدف دار دفتر سید محمد خاتمی را بر آن داشت تا در تاریخ 3 تیر 1388 ضمن تکذیب مجدد این دروغ و افترای آشکار، رسماً طی نامه ای به مدیر مسؤول روزنامه ایران خواهان آن شود که متن تکذیبیه براساس قانون مطبوعات عیناً در روزنامه ایران منتشر گردد.
اما متأسفانه تا امروز روزنامه دولت که زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره می شود از چاپ این تکذیبیه سرباز زده است. نهادی که خود باید پاسدار فضای سالم و شفاف اطلاع رسانی و حامی قانون مطبوعات باشد!
امروز رونوشتی از نامه جناب آقای محمد تقی مؤید، سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در تونس خطاب به مدیرمسؤول روزنامه ایران به دستمان رسید که ضمن تشکر از بزرگمنشی ایشان، بی هیچ توضیحی آن را برای اطلاع عموم منتشر می کنیم؛ باشد که مدافعان دروغین قانون لااقل مردانگی بیاموزند.
متن کامل این نامه در پی می آید:
بسمه تعالی
مدیر مسؤول محترم روزنامه ایران
سلام علیکم
خبری در آن روزنامه محترم درج شده است که حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی، ریاست محترم جمهوری اسلامی سابق، پس از سفر به تونس و سخنرانی در کنفرانس بین المللی "گفت و گوی تمدن ها و تنوع فرهنگی" به قاهره سفر و سپس به تهران عزیمت نموده اند.
باتوجه به اینکه سفارت جمهوری اسلامی ایران از ابتدای ورود تا خروج ایشان در جریان این سفر که با دعوت ریاست جمهوری تونس انجام گردیده می باشد اعلام می دارد که سفر جناب آقای خاتمی و هیأت همراه ایشان با هواپیمایی ترکیه و از طریق استانبول انجام و عزیمت ایشان نیز از همین مسیر و به مقصد تهران صورت گرفته است و لذا خبر مربوط به سفر ایشان از تونس به قاهره و سپس عزیمت ایشان به تهران کذب محض بوده و رسماً تکذیب می شود.
محمد تقی مؤید
سفیر جمهوری اسلامی ایران
8/4/1388
راه بازگرداندن اعتماد مردم بیان شده است، بروید تلاش کنید آن راهکار عملی شود.
۸ تير ۱۳۸۸
سید محمد خاتمی با ابراز نگرانی از لطمه خوردن به اعتماد عمومی بخش قابل توجهی از جامعه، خواستار تشکیل هیأت بیطرفی برای حل مسائل پیش آمده در خصوص انتخابات شد و بر تغییر فضای امنیتی و نظامی کنونی تأکید کرد.
رئیس جمهوری سابق ایران در دیدار با هیأت منتخب کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: مطمئن هستم همه شما از سر دلسوزی برای نظام، اسلام، ایران و انقلاب تلاش می کنید. اما اجازه بدهید چند نکته را عرض کنم.
نظرات من خیلی روشن و شفاف هست. من خودم را فرزند مخلص انقلاب میدانم. همواره عشق به امام داشتهام و در حد خودم تلاش کردهام. بعد از انقلاب هم هر جا که بودم و احساس کردم باید در عرصه باشم حضور داشتهام و الان هم همین طور است. نظام برایم امر مقدسی بوده که آن را حاصل انقلاب اصیل دینی و مردمی می دانم که برای آن هزینه پرداخته اند.
من در اصلاحاتی که از دیدگاه خودم تبیین کردهام گفتم حرکت اصلاحی حرکتی است که بیش از صد سال است در جامعه ما بروز و ظهور دارد که اوج آن را در انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم و حاصل انقلاب اسلامی هم جمهوری اسلامی است. تفاوتی که امام و انقلاب ما با سایر جنبشها داشته این است که انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی را عرضه کرد و معتقدم یکی از موارد تضعیف نظام این است که در داخل از معیارهای جمهوری اسلامی منحرف شویم؛ طبیعی است بیگانگان هم هدفشان لطمه زدن به این دستاورد است.
وقتی انقلاب اسلامی رخ داد در عرصه حیات اجتماعی یک واقعیت رخ داد و در اینجاست که اصولگرایی و ارزشگرایی مطرح میشود و این سؤال پیش میآید که ما از چه دفاع میکنیم؟ پاسخ آن روشن است، از جمهوری اسلامی؛ همانگونهای که امام راحل گفت و در قانون اساسی نیز آمده است.
سید محمد خاتمی سپس این سؤال را مطرح کرد که باید دید وقتی از نظام دفاع میکنیم در نظر ما نظام چیست؟ و چگونه و از چه دفاع میکنیم؟
لطمه به نظام این است که کاری بشود که به جمهوری اسلامی با همه لوازم آن از جمله محور بودن مردم لطمه بخورد.
نباید به سادگی سرمایههای اجتماعی را از دست بدهیم. بنده مهندس موسوی را از سرمایههای متدین، اصیل و ارزشمند انقلاب میدانم و آمدن ایشان در عرصه را یک فرصت و غنیمت میدانستم.
شور و هیجانی که در این انتخابات وجود داشت در هیچ یک از انتخاباتهای گذشته وجود نداشت. وقتی بنده از عرصه کنارهگیری کردم دوستان خیلی گلایه میکردند اما در آغاز دهه چهارم انقلاب جو عظیمی ایجاد شد و در این انتخابات شعار تحریم را یا نمیشنیدیم یا آن را بسیار بیرمق میدیدیم.
یکی از مسائلی که به دغدغههای این روزهای من مبدل شده لطمه خوردن به اعتماد عمومی در بخش قابل توجهی از جامعه است. ما باید جلوی خدشه دار شدن اعتماد عمومی را بگیریم تا اصل نظام لطمه نبیند چرا که ضرر این مسأله بسیار بیشتر از آن است که چه کسی رئیس جمهوری است. پاسخ دادن به اعتراض منطقی و رفتار مدنی جامعه و بخش های عظیمی که به این انتخابات اشکال و ایراد دارند این نیست که با ایجاد فضای امنیتی و اعمال زور و دستگیری ها و نسبت های ناروا به مردم و شخصیت های محترم قصه را از مسیر خود منحرف کنیم. راه بازگرداندن اعتماد مردم بیان شده است، بروید تلاش کنید آن راهکار عملی شود.
به هر حال یک حادثهای رخ داده و مردم به آن اعتراض دارند؛ باید اشکالات را رفع و مردم را قانع کرد. حل این مسأله میتواند با تشکیل یک هیأت بی طرف صورت پذیرد.
فضای امنیتی و نظامی کنونی نیز باید تغییر کند و جامعه را به سوی آرامش برد. من معتقدم هنوز هم همه راهها بسته نیست.
ما رهبری را دوست داریم و نسبت به ایشان علاقه داریم. ای کاش میتوانستم آن چه در جلسه مشترک میان ما و ایشان در جلسهای که در روزهای قبل از تصمیم گیری من برای کاندیداتوری گذشت را بیان میکردم.
برای ما اصل نظام و انقلاب مهم است. باید فضایی وجود داشته باشد که هر کس آزادانه حرف خودش را بیان کند و فضا طوری باشد که در آینده مطمئن باشیم مردم به عرصه میآیند.
باید اصولگرایی و اصلاح طلبی را از نو معنا کرد و عقلای قوم حتما میتوانند به نظرات مشترکی برسند.
میشود ساز و کارهایی دید و تعریف جدیدی از موقعیتی که در دنیا داریم ارائه دهیم و با ایجاد توازن بین نیروهایی که در جامعه وجود دارد و رسیدن به راهکارهای منطقیتر برای خدمت به انقلاب، اسلام، نظام گام برداریم.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
دکتر فاتح: پمپاژ اطلاعات نادرست با گفتگوهای تحمیلی، پایه های اعتماد اجتماعی را به شدت متزلزل می سازد

دکتر ابوالفضل فاتح در گفتگو با قلم ضمن اشاره به این مطلب درباره ی برخی مصاحبه های منتشر شده از برخی افراد تحت عنوان عضو ستاد مهندس موسوی گفت: شرایط این افراد برای همه قابل درک است، اما روی سخن با سناریو پردازانی است که با طراحی این گفتگوها، علاوه بر آنکه ساحت انسانی افراد و شعور اجتماعی را هدف قرار داده، با مجبور کردن رسانه های مستقل به انجام مصاحبه و پوشش آن استقلال رسانه ها را نیز نادیده انگاشته اند؛ چرا که این مصاحبه ها، نه تنها به افراد، بلکه به بسیاری از رسانه ها نیز تحمیل می شود.
فاتح گفت: انتخابات مقوله ای عمیقا سیاسی است و امنیتی و نظامی کردن آن اقدامی نادرست، هزینه بر و نگران کننده است لذا باید به سرعت از فضای امنیتی به فضای سیاسی برگردیم. هیچکس موافق آشوب و بی قانونی نیست و همچنین آنچه محکوم است گستردن دامنه تعریف اغتشاش به حوزه شخصیت افراد یا عمل سیاسی است که متاسفانه به شدت نظام امنیتی و انتظامی ما را آلوده می سازد. آیا هرگز به این مساله توجه شده است که دستگیری و زندانی کردن فله ای افراد و یا وادار کردن افراد به گفتگوهای بی مبنا، چه عوارض غیرقابل جبرانی بر سرمایه های اجتماعی بر جای خواهد گذاشت.
وی گفت: کسی به اهداف بد خواهانه و مداخله جویانه ی غرب در قبال ایران شک ندارد، اما اگر خدای ناکرده در ایران روزی انقلاب مخملی راه بیافتد از نوع غربی آن نخواهد بود و بیش از غرب گرایی خاستگاه و عامل آن تحجر و راست گرایی است. بی جهت با متهم کردن بزرگان و میلیون ها انسان، آدرس غلط ندهید. یا مفهوم مخملی را نمی دانید، یا ما را نمی شناسید یا از عمق رسوخ ارزش های امام و انقلاب اسلامی در میان مردم بی اطلاعید.
آیا هرگز اندیشیده می شود که چگونه عده ای با اتخاذ خشن ترین و بی رحمانه ترین کردار و گفتار در قبال سیاسیون و پیشکسوتان انقلاب همچون موریانه به جان پایه های اعتماد به نظام افتاده اند؟ آیا هرگز اندیشیده می شود که ساختن پاپوش برای بزرگان تاریخ انقلاب با هدف شوم ایجاد شکاف در سطوح عالی، تضعیف و خالی کردن اطراف رهبری معظم و دو گانگی بین مردم و حاکمیت صورت می گیرد و خود مخملی ترین روش تضعیف کشور است؟ آیا هرگز اندیشیده می شود که بیش از سی ان ان و بی بی سی این رسانه های اتحاد شوروی نظیر پراودا و تاس بودند که زمینه های نا آگاهی ملی و فروپاشی شوروی را پدید آوردند و امروز چه بسا که همان نقش متاسفانه در قاموس رسانه ی ملی، ایرنا، ایران و ... دیده می شود؟ اگر خود خانه را از پای بست ویران نکنیم، بیگانه کاری از پیش نخواهد برد.
وی در تحلیل خود از آینده گفت: علی رغم همه ی فراز و فرود ها، مجادله را درون خانوادگی و جامعه را در مسیر پختگی می بینم و اینبار این مردمند که دولتمردان و سیاسیون را به پختگی و افزودن هاضمه ی سیاسی فرا می خوانند.
فاتح در پایان در پاسخ به سوالی درباره ی موضوع ممنوع الخروج شدنش گفت: این هم از همان نمونه های رفتار غیر قانونی است که از طریق رسانه ها اعلام می شود. همانطور که قبلا گفته ام نه چنین فشارهایی موجب خواهد شد که لحظه ای یا ذره ای در مواضع یا آنچه در همراهی با آقای مهندس موسوی عزیزانجام داده ام، دچار تردید و پشیمانی و عقب نشینی شوم و نه چنین برخوردهایی به ایمان و اعتقاد راسخ من به کشور، نظام، امام و رهبری بزرگوار ذره ای خدشه وارد می کند. و نیز بر خلاف کسانی که عامدانه یا غافلانه فقط به واگرایی ها دامن می زنند یا می خواهند به پذیرش واگرایی ها مجبورمان کنند این دو را به روشنی قابل جمع می دانم.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
ابوالفضل فاتح: ذره ای در مواضع سیاسی ام تجدید نظر نمی کنم

قلم - ذهی خیال باطل که کسانی تصور کنند امثال من به دلیل محدودیتهایی نظیر ممنوع الخروج شدن ذره ای در مواضع سیاسی امان تجدید نظر کنیم.
به گزارش قلم نیوز، ابوالفضل فاتح مسئول کمیته اطلاع رسانی و تبلیغات ستاد مهندس موسوی گفت : این روزها رسانه هایی که دروغ رزق دائم شان است و ادعای اصول گرایی شان گوش فلک را کر کرده است همراه با اتهامات ناروا مطالب کذبی را به اینجانب نسبت داده اند.
همین گونه کسانی از قول من خاطرات جدیدی را منتشر نموده اند.
بدین وسیله به عموم مخاطبان عزیز اعلام می دارد مواضع اینجانب صرفا از طریق سایت قلم منتشر می شود.
همین جا با صدای بلند اعلام می کنم به گذشته خود در این انتخابات افتخار می کنم.
ذهی خیال باطل که کسانی تصور کنند امثال من به دلیل محدودیتهایی نظیر ممنوع الخروج شدن ذره ای دچار تزلزل شده یا در مواضع سیاسی امان تجدید نظر کنیم.
یادآور می شود امروز روزنامه جوان مطلب کذبی را به ابوالفضل فاتح نسبت داده بود.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
دردل فرزند شهيد بهشتي با پدرش: امروز خون مردم را بر قداره بندان مباح ساختند
سلام:پدر ديدي چگونه خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه میکردند را آشوبطلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند
به مناسبت بيست و هشتمين سالگرد شهادت دكتر بهشتي،فرزند وي- سيد عليرضا بهشتي، در نوشتاري خطاب به پدر، دردل هاي خود را با او در ميان گذاشت.
به گزارش سلام متن كامل اين نوشتار با عنوان" بار ديگر بيتو" بدين شرح است:
چرا هربار که هفتم تیر میرسد سفرة دل گرفتهام را نزد تو میگسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده میبینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی میگردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم میزند و داغ دیرینه را تازه میکند.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دلها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخهای دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دلهایی که سالها با انگشتان کلیشهسازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوریهایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازیها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی میانجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوریهای شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوبطلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی میافتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبانهای پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنامها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمیتابد و تجلی سبز آن را تحمل نمیکند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات میکند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده میشوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید
سید علیرضا حسینی بهشتی هفتم تیرماه 1388
مصطفی معین در گفت وگو با سلام: انصاف و صداقت را زیر پا گذاشته اند
سلام: دکتر معین در گفت وگو با سلام گفت:اکثررخدادهای علمی که در دوره بعد از اصلاحات حادث شده، ثمره همان برنامه های گذشته است و چیزی نیست که بتواند به صورت معجزه آسا در یک دوره 3 یا 4 ساله اتفاق بیفتد.
انصاف و صداقت را زیر پا گذاشته اند
سلام- حسن محمدی: آمارهای شگفت انگیز دولت بسیاری از نخبگان را بهت زده کرده است. در این میان اعلام موفقیت های علمی با تبلیغات گسترده صدا وسیما به گونه ای ارائه می شود که گویی در دوران پیش از آغاز به کار این دولت اقدام ویژه ای برای پیشبرد مباحث علمی در کشور صورت نگرفته است.
به همین علت روزنامه صدای عدالت برای بررسی بیشتر رخدادهای علمی در کشور طی سال های گذشته، گفت وگویی با دکتر مصطفی معین نامزد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، که سال ها مسولیت وزارت علوم را بر عهده داشت، انجام داده است که در ذیل می خوانید:
آقای معین بنظر شما مواردی که به عنوان پیشرفت یا جهش علمی در دولت نهم مطرح شده چقدر صحت دارد ؟
برای دست یافتن به جهش علمی باید سالهای متمادی سرمایه گذاری انجام داد . برنامه ریزی،سیاست گذاری درست،جذب دانشمندان،متخصصین،تربیت کادرهای متخصص در سطوح مختلف،توسعه روابط علمی بین المللی و این موارد سالها به طول می انجامد و فعالیت های اینچنین عملا بعد از 10 تا 15 سال آثار آن به تدریج نمایان می شود. ادعاهایی که در زمینه آموزش عالی مطرح می شود، هماهنگ وشبیه ادعاهایی است که در دیگر حوزه ها مانند سیاسی،اجتماعی،اقتصادی شده است.
پس، شروع سرمایه گذاری کشور در عرصه های علمی از چه زمان آغاز شد ؟
بعد از خاتمه جنگ ، نظام فرصت پیدا کرد به این مسائل بپردازد و سرمایه گذاری در حوزه های علمی را آغاز کند و این مسئله 10 سال پس از آن در دوره اصلاحات ترویج پیدا کرده و توفیق کشور در سطح جهانی نمایان شد.
بنابراین اکثر رخدادهای علمی که در دوره بعد از اصلاحات حادث شده، ثمره همان سیاست ها و برنامه های گذشته است و چیزی نیست که بتواند به صورت معجزه آسا در یک دوره 3 یا 4 ساله اتفاق بیفتد.
در محیط های دانشگاهی،باید به سنت های علمی و آکادمیک پایبند باشیم که این سنتها هیچ نوع بی صداقتی، گزافه گویی و... را مورد تایید قرار نمی دهد.
در این محیط ها اصل بر انصاف و صداقت است، اصل بر مستند صحبت کردن است که این سنت ها در دوره فعلی زیر پا گذاشته شده است.
بر اساس گفته های مسئولین، در دوره فعلی توجه به علوم انسانی بیشتر شده است . این امر تا چه حد مستند است ؟
در دولت اصلاحات موسسه تحقیقات غلوم انسانی به پژوهشگاه علوم انسانی تبدیل شد، همچنین تاسیس معاونت فرهنگی اجتماعی در وزارت فرهنگ و آموزش عالی سابق برای اولین بار در همان سال های 76و77انجام گرفت.ایجاد رشته ها و برنامه های جدید علوم انسانی در دوره اصلاحات از دیگر اقدامات انجام شده در آن دوره می باشد، ضمن آنکه شورای فرهنگی در دانشگاهها برای اولین بار در دوره اصلاحات بوجود امد.
شما میزان تولیدات علمی و فرهنگی رشته های علوم انسانی و دیگر رشته ها را در چند سال اخیر چگونه ارزیابی می کنید ؟
از نظر تولیدعلمی هنوز رشته های علوم انسانی و اجتماعی، تولید علمی مناسبی ندارند. شایان ذکر است که دوره اصلاحات عصر شکوفایی فعالیتهای فرهنگی دانشجویی،نشریات دانشجویی،نشریات تخصصی علمی و ...بود.
جناب دکتر معین حضرتعالی که همچنان در عرصه دانشگاهی فعال هستید، وضعیت تشکل ها و انجمن ها در دانشگاهها را چگونه ارزیابی می کنید؟
در دوران من،اصل برتکثر فعالیت های دانشجویی در همه زمینه ها بود و بیش از 2500کانون،تشکل و...شکل گرفته و 1000نشریه دانشجویی در ان زمان منتشر می شد.
ما اصل را بر استقلال دانشگاه و آزادی علمی قرار داده بودیم و فضای دانشگاهها از نشاط خاصی دارا بود.
در رابطه با اختیارات دانشگاه ها در دوره خود توضیح دهید ؟
بیشترین تفویض اختیار در آن دوره از سوی دولت به دانشگاه ها شد چون تشکیل هیات امنا،اختیارات اداری،مالی،استخدامی،اختیارات آموزشی،پژوهشی،جذب دانشجو،جذب اساتید در آن زمان صورت گرفت.
حتی در دو سال آخر مسئولیت من، اختیار انتخاب روسای دانشگاهها به عهده اساتید قرار داده شد، در 15 دانشگاه بزرگ مانند دانشگاه صنعتی اصفهان،دانشگاه تهران،خواجه نصیرو... در دو سال 81و82 اساتید،خودشان در چارچوب آئیین نامه رئیس دانشگاه را به وزیر پیشنهاد کردند.
ستاره دار کردن دانشجویان، بازنشسته کردن اساتید، تحمیل افرادی که هیچ نسبتی با دانشگاه ندارند به گروه های آموزشی به عنوان هیات علمی دانشگاه ها، تحمیل اساتید، رئیس دانشگاه گوشه ای از مسائل آموزشی است که در دوره فعلی شاهد آن هستیم.
آیا دستاوردهای این دولت حاصل فعالیت بر بسترهای ایجاد شده در دولت های قبلی است و همچنین آیا این فضای علمی حاکم بسترمهاجرت نخبگان را ایجاد کرده یا خیر؟
ادعاها در مورد پیشرفت های علمی یا مسائلی که جنبه اختراع یا کشف دارد، پایه علمی ندارد و این ادعاها با سنت های آکادمیک در تعارض است.
من خودم یک متخصص سیستم امنیتی بدن هستم اما بزرگنمایی صدا و سیما و استفاده سیاسی مقطعی در ارتباط با ایدز یا واکسن ایدز هیچ مبنای علمی نداشت، در مورد سلولهای بنیادی نیز بیش از حد بزرگنمایی شد، چیزی نبود که فوق العاده باشد و مخصوص ایران باشد، بلکه بسیار عادی بود چه بسا همین رویکرد در مورد انرژی هسته ای و سایر مسائل قابل طرح باشد .
افرادی که این مسائل را مطرح می کنند، اصلا بویی از پژوهش، تحقیقات علمی و تجربی در این زمینه ها نداشته اند. چنین فضایی در دانشگاه ها یا درمملکت، افرادی را که از استعداد بالا برخوردارهستند یا انگیزه علمی فوق العاده دارند را دفع می کند.
در ارتباط با مهاجرت نخبگان، چیزی که همه بر آن معتقدند این است که در جامعه مبدا، دافعه وجود دارد و در جایی که جذب می شوند،جاذبه قوی وجود دارد.
آقای معین آیا سن مهاجرت نخبگان در دوره فعلی کاهش یافته است؟
قبلا مهاجرت نخبگان در سنین بالا یعنی بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه ها و در دوره های تخصصی صورت می گرفت . مثلا استادی که در سطوح خیلی بالا علاقه به فعالیت داشت و زمینه های کار در کشور خودش وجود نداشت یا از نظر حقوق تامین نبود، کشور را ترک می کرد یا بعضی دانشجویان برای دوره های تخصصی یا دکترا می رفتند و بعضی به علت جاذبه های موجود در آن کشور ها دیگر باز نمی گشتند.
اما در حال حاضر این امر به سنین پایین تر نیز تسری پیدا کرده و دانشجویان قبل از فارغ التحصیلی و حتی دانش آموزان و کسانی که در کنکور رتبه های بالا می آورند به دنبال بررسی شرایط جهت مهاجرت می باشند.
در چند سال اخیر ادعاهایی پیرامون افزایش ارتباط حوزه و دانشگاه شنیده می شود، از نظر شما این امر تا چه حد صحت دارد ؟
به نظرم ضعف های حوزه و دانشگاه به هم پیوند زده شده است، مثلا نقطه ضعفی که در حوزه وجود دارد، این است که آنها از یک نظام مستقیم با نظم و با مقاطع مشخص و از آئین نامه های مدون برخوردار نیستند و در حال حاضر شاهد آن هستیم که افراد خواهان آن هستند که همان حالت را می خواهند در دانشگاه تسری دهند.
در دانشگاهها جذب استاد بر اساس آئین نامه های خیلی دقیق انجام می شد و مراحل مختلفی باید در گروه آموزشی در سطح شورای دانشگاه می بایست طی می شد که در حال حاضر شاهد زیر پا گذاشتن آن هستیم و بنابراین متاسفانه شاهد پیوند نقاط ضعف حوزه و دانشگاه می باشیم .
به نظر شما چرا دانشگاه ها تا این حد دچار انفعال شده اند؟
فضای سرد، سرخوردگی و انفعالی که در دانشگاه ها می بینیم ،به نظر من نمی تواند تا همیشه ادامه پیدا کند، دانشگاه جامعه کوچکی از فرهیختگان جامعه بزرگ است،جامعه ای است که افراد بر اساس عقلانیت و تفکر علمی می خواهند در کشور خودشان نقش داشته باشند.به نظر من دانشگاه در نهایت سعی می کند تا خودش را از چنین فضایی خارج کند
درد نوشته اي از آنچه در كوچه قبا گذشت: هفتم تیر، دوباره خون گریست/بزن، محکم بزن، اما نخند
آيا تصوير زن و مردي كه در تنگي كوچه و با هجوم شما روي هم ريخته بودند يا پسر جواني كه به زمين افتاده و سرش را در پناه دستاناش از گزند باتوم تو مخفي كرده بود تو را به خنده انداخت يا به ريش ما خنديدي كه لحظاتي پيشتر بر روي زمين نشستيم و دوستانه براي خروج از كوچه نداي "نيروي انتظامي، حمايت حمايت" سر داديم؟
بهت مرا ديدي و شايد فهميدي. باورش برايم سخت بود. در آن چند لحظه حتا استاد مصطفي ملكيان و حسين پايا كه در نجابت نمونه اند يا زهره آقاجري و ريحانه كه در آن ولوله گمشان كرده و نگرانشان بودم را فراموش كردم.
مهدي كروبي كه به كوچه وارد شد خودبخود سد نيروي انتظامي براي آمدن به داخل كوچه شكست. جمعيتي كه مثل هميشه بي سروصدا و در كمال مسالمت جويي به سمت مسجد آمده بود و ممانعت نيروي انتظامي را ديده بود، بناي بازگشت داشت و عدهي زيادي هم از همان سركوچهي قبا در خيابان شريعتي بازگشتند. اما به محض آمدن كروبي، نيروي انتظامي به اكراه راه را باز كرد و جمعيت منتظر در پي شيخ وارد كوچه شد. شيخ كه بازگشت به يكي از دوستان گفتم كه او نبايد پيش از بقيه از كوچه خارج شود. جمعيت پس از چند الله اكبر و تقدير از حضور كروبي در جلوي مسجد قبا، به سر كوچه و خيابان شريعتي كه نزديك شد سكوت پيشه كرد. تنها چند لحظه با شعار "نيروي انتظامي، تشكر تشكر" از مسئولان انتظامي جمهوري اسلامي تقدير كردند كه به آن ها فرصت حضور چند دقيقه اي در مسجد و مراسم سالروز شهادت دكتر بهشتي و عرض تسليت به فرزندان وي كه امروز دوستان نزديك تر از پيش ملتاند را دادند !
متاسفانه درست حدس زدم. كروبي كه پا از كوچه بيرون گذاشت، پشت سر او را گارد بست. كسي كه جلوتر بود شنيد كه يكي دستور داد "بي ملاحظه بزنيد". جمعيت بهت زده نمي دانست چه كند. عدهي زيادي هراسان به سمت مسجد مي دويدند. عدهي ديگري فرياد مي زدند "نرويد". چند نفري سعي مي كردند با فرياد جمعيت را هدايت كنند اما ممكن نبود. به مرور همه يك صدا فرياد زدند " نترسيد، نترسيد ما همه با هم هستيم". اين شعار قوت قلب به جمعيت داد. انتهاي كوچه در نزديكي مسجد همه روي زمين نشستند و رو به گارد شعار "نيروي انتظامي حمايت حمايت" سر دادند. آن ها هم چند لحظهيي مكث كردند. گويا با ملاحظهي مسالمت جويي جمعيت منتظر تغيير فرمان بودند تا برادران و خواهرانشان بدون مسالهيي و در پناه آنها كه بايد هم پناهشان باشند، محل را ترك كنند. اما گويي محاسبهي آن ها هم مثل ما از انسانيت آن كه فرمان را بر عهده داشت، اشتباه از كار در آمد. دوباره فرمان حمله و دوباره كتك.
وسط جمعيت بودم كه به دنبال افرادي چون استاد ملكيان و زهره آقاجري گشتن، باعث شد خودم را رخ به رخ گارد ببينم. خواستم برگردم كه به زمين خوردن يكي از برادرانم زير ضربات سنگين باتوم تو در حالي كه مي خنديدي پاهايم را از حركت باز داشت. لحظهيي خيره در نگاه هم شديم. دلم مي خواست گوشهي خلوتي در آن بلوا ازت بپرسم مگر از ما چه شنيدهيي؟ گوش تو را پر كردند كه ما اغتشاشگريم؟ خودت كه بودي و ديدي، سكوت ما را ديدي، با كمترين مماشات تو و فرماندهانات ديدي چهگونه زبان به تقدير گشوديم، در كنارت لبخند ميزديم تا چهرهي تو هم كمي باز شود، تندي چهرهات را به حساب لباسات گذاشتم كه بايد هم به تو هيبت و ترسناكي بدهد. تو قرار است حافظ جان و مال و آبرو و امنيت ما باشي در برابر اغتشاشگران و آشوبگران و قاچاقچيها و اراذل و اوباش. قرار نبود كه راه مرا به سمت مسجد ببندي، كه مرا بزني. به تو گفتند بزن، بزن اما نه با كينه، محكم بزن اما به درد من نخند. فراموش نكن ما برادران و خواهران توييم، حتا آن لباس شخصيها كه ما را به تشخيصي خونمان را حلال دانسته و گردن خودمان گذاشته اند هم برادر و خواهر خود ميدانيم. ما خواهي نخواهي در يك كشور قرار است با هم زندهگي كنيم. اين روزها با تاييد انتخابات يا ابطال آن يا هر صورت ديگري كه بگذرد، ما ژاپن اسلامي شويم يا كرهشمالي اسلامي، باز من و تو ساكن اين سرزمينيم و حذف هيچ كداممان ممكن نيست. مرا بكشي هم باز با محاسبهي آنها كه تو را به جان ما انداختهاند، ما 14 ميليون نفريم. كم نيست به خدا، براي همهي ما يك جا نه قبرستان هست و نه زندان. عيبي ندارد از خيابان ميرويم، اما به آن كه گفت بي ملاحظه بزنيد سلام برسان و بگو به تك تك خانه هاي ما و پشت بامها هم خواهي آمد و خواهي گفت بي ملاحظه بزنيد؟ آيا نميداند كه همهي راهها به خيابان ختم نميشود؟ او براي ماندن بايد ذهن و باور مرا دريابد نه خيابان رفتن مرا. به او سلام برسان و بگو تاريخ را خوانده؟ ميداند عاقبت اين كارها را؟ آخرش چه؟ آخرت به كنار، دنيا دار مكافات است هم نديد بگيريم، او نمي خواهد در خيابان، در بازار با ما چشم در چشم شود؟ گيرم خريدش را تو از بازار مي كني و شيشهي ماشيناش دودي است و با من چشم در چشم نميشود، نمي خواهد بر من و جامعه مديريت كند؟ او به كنار، خودت چي؟ فريب او را نخور، دستورش را اجرا كن، اما نگذار اين چند روزه خدمت يا به قول بهتر پدرانمان "اجباري"، احساس و انسانيتات را از تو بگيرد.
تا سر كوچهي فرعي كه از آن جا به دو گذشتيم دو صحنهي ديگر در برابر هم مرا به فكر واداشت. يكي مردمي كه لاي درهاي خانههايشان را باز ميكردند تا آن كه را كه ميشود به خصوص زنان و مسنترها را پناه دهند و ديگري رودرويي با علي مطهري كه ظاهرا او هم در مسير مسجد بود. بسياري او را كه دستاش به جايي ميرسد و دست كم از اهالي محل براي پناه دادن به ما دستاش بازتر است دوره كردند و از او درخواست كمك ميكردند. عدهيي به او ميگفتند قرارشان با امثال پدرش براي انقلاب، اين نبود. من هم يك جمله به او گفتم. گفتم كه مطمئنام كه اگر پدر او امروز در بين ما بود شايد با ما همراستاي كامل نبود اما حتمن او هم در هفتمين روز از تابستان 88 در كوچهي قبا كتك ميخورد، امروز اصالت انقلاب زير شلاق و باتوم است و گازهاي اشك آور نه فقط ما كه اشك از چشم انقلاب درآورده و نفساش را گرفته. مسجد قبا كنار حسينيه ارشاد اين را شهادت ميدهد.
- موسوي در ترافيك ماند و به مراسم نرسيد. در عوض تلفني و به كمك بلندگوي دستي كه در دست علي رضا بهشتي بود اين مطلب را به حضار در بيرون مسجد رساند.
- شنيدم رضا عطاران هم با لباس سبز آمده بود و با او برخورد شده.
- همايون اسعديان، شمس الدين و علي سياسي راد، فائزه هاشمي و مادرش، محمود دعايي و هادي غفاري از ديگر كساني بودند كه در اين برنامه ديدم يا حضورشان را شنيدم.
افشای تکمیل پروژه کودتا توسط مجاهدين انقلاب
تسویه حساب با فعالان سیاسی و حزبی و تعطیلی احزاب مستقل
در پي احيا پروژه نخ نماي تواب سازي توسط جريان اقتدارگراي حاكم و تحديد احزاب مستقل، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بيانه اي صادر كرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
حدود دو هفته از مصادره آرای ملت و بلاموضوع شدن انتخابات در کشور که با واکنش گسترده مردم روبرو شد، می گذرد. در طول این مدت کودتا گران با اعمال تبلیغات استالینیستی همه جانبه کوشیده اند اذهان جامعه را از مسئله اصلی یعنی کودتا علیه مردمسالاری منحرف ساخته، موضوع را به اعتشاشات خیابانی و تخریب اموال عمومی از سوی اجانب تقلیل دهند. اما امروز با کاهش اعتراضات مردمی به تدریج شاهد تغییر تدریجی جهت حملات تبلیغاتی سازمانیافته از اهداف موهومی نظیر تروریست ها و عوامل بیگانه و ... به سوی احزاب و تشکل های سیاسی مخالف اقتدارگرایان و آشکار شدن دم خروس از زیر ردای گوبلزهای وطنی آشکار هستیم.
در پوشش تبلیغات فریب سهمگینی که کشور نظیر آن را به خاطر ندارد، شدت عمل علیه احزاب وتشکل های سیاسی منتقد با ورود غیر قانونی و بدون حکم قضایی به دفتر مرکزی حزب مشارکت و ضبط کامپیوترها و دفاتر و اسناد و پلمب غیر قانونی دفتر مرکزی حزب آغاز شد و با دستگیری گسترده اعضای احزاب اصلاح طلب و منتقد ادامه یافت. در روزهای اخیر به رغم کاهش چشمگیر اعتراض های مردمی درخیابان ها روند برخورد با احزاب روز به روز شدت بیشتری می یابد. از جمله در روزهای اخیر دفتر انجمن مدرسین دانشگاه ها توسط مأموران نظامی اشغال و بیش از هفتاد تن از اساتید مرد و زن عضو این تشکل سیاسی قانونی به جرم ملاقات عمومی با آقای میرحسین موسوی دستگیر و با توهین و اهانت و زدن دستبند به مکان نامعلومی منتقل شدند و تا امروز چهارتن از ایشان همچنان در بازداشت غیر قانونی به سر می برند.
به عنوان جدید ترین و نه آخرین نمونه، روز گذشته آقای امیر حسین مهدوی روزنامه نگار و جوان ترین عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در کنگره اخیر سازمان به عنوان نماد جوان گرایی به عضویت شورای مرکزی درآمده است، پس از آن که مدتی در بازداشت به سر برده بود، تحت الحفظ مأموران امنیتی به خبرگزاری ایسنا هدایت شد تا در حضور خبرنگاران خبرگزاری های مختلف ، طی مصاحبه ای به تکرار محتوای مقالات کیهان و تحلیل های سست و سخیفی بپردازد که مردم ما هر ساعت از صدا و سیمای اقتدارگرایان می شنوند. این روزنامه نگار خوشفکر و عضو جوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که حضوری فعال در ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی داشت و روزنامه اندیشه سبز در ستاد موسوی زیر نظر او منتشر می شد، در دوران بازداشت با هدایت و راهنمایی بازجویان تواب ساز ناگهان به این نتیجه رسیده است که در ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی فعالیتی غیر قانونی داشته، میر حسین موسوی قانون شکن است و از آغاز هم معلوم بود که رأی نمی آورد و احزاب و تشکل های سیاسی اصلاح طلب از جمله سازمان متبوعش همسو با بیگانگان هستند و نظام باید با آنها برخورد کند!!!
ماهیت این گونه اعترافات که با اعمال فشار بر حلقه های ضعیف صورت می گیرد، چنان روشن است که نیازی به توضیح ندارد. ما پیش از این هشدار داده بودیم که درادامه دستگیری های گسترده باید منتظر تکرار نمایش سناریوی رسوا و نخ نما شده اعتراف و تواب سازی و برگزاری شوهای تلویزیونی باشیم. اکنون نیز تأکید می کنیم با توجه به وسعت دستگیری ها در آینده شوهای مشابه بیشتری علیه سایر احزاب و تشکل های سیاسی شاهد خواهیم بود.
جالب این است در حالی که مصاحبه منافقی که ادعا شده در جریان اعتراضات خیابانی دستگیر شده است از سیمای جمهوری اسلامی ایران با چهره شطرنجی شده وی پخش می شود، یک روزنامه نگار ساده و عضو یک سازمان قانونی در برابر دوربین های خبری قرار داده میشود تا با اسم و رسم، احزاب قانونی و شناخته شده کشور و نماینده ای را که به اعتراف آقایان دستکم بیش از 14 میلیون نفر طرفدار دارد، متهم به اتهامات مجرمانه ای کند که در هیچ محکمه صالحه ای به اثبات نرسیده است. این صحنه عبرت انگیز و نمادین نشان می دهد اقتدارگرایان حاکم ظاهراً خود را به رعایت آبرو و حقوق قانونی منافقین ملتزم تر می بینند تا احزاب رسمی کشور.
سئوال این جاست که چگونه و چرا جهت صحنه سازی ها و نمایش های مهوع سیستم تبلیغاتی اقتدارگرایان از وابسته خواندن مردم معترض به بیگانگان به سوی تبلیغات علیه احزاب و تشکل های سیاسی چرخیده و با سامان دادن اتهامات زشت و رسوا علیه احزاب زمینه های برخورد با آن ها فراهم می شود؟
اقتدارگرایان خود بهتر از هر کسی می دانند نسبت دادن اعتراضات قانونی مردم به بیگانگان یک دروغ و تحریف بزرگ است، این همه غوغای تبلیغاتی عوامفریبانه برای آن است که خاک در چشم حقیقت بپاشند و مردم را از درک آنچه در حال وقوع است منحرف سازند. آنچه در حال رخ دادن است تکمیل پروژه کودتایی است که از انتخابات مجلس هفتم در شش سال پیش آغاز شد. هدف اقتدارگرایان حاکم از این پروژه تبدیل نظام جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی است. طی این مدت آنان توانستند انتخابات مجلس را بلاموضوع کنند. چنان که دیدیم انتخابات مجلس هشتم با فضاحتی به مراتب رسواتر از انتخابات مجلس هفتم برگزارشد.
انتخابات ریاست جمهوری دهم در واقع نقطه اوج تقابل نیروهای سیاسی و اجتماعی مدافع جمهوری نظام با اقتدارگرایان خواهان استحاله جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی بود. خطر از دست رفتن جمهوریت نظام و استحاله نظام همان چیزی بود که میر حسین موسوی را مانند بسیاری از فعالان سیاسی نسبت به سرنوشت کشور نگران و در نتیجه مصمم به حضور در رقابت های انتخاباتی کرد. اکنون این تقابل می رود تا با مصادره آراء ملت، عملاً به بسته شدن پرونده انتخابات به عنوان مهمترین شروط مردمسالاری ختم شود. اکنون پس از محو استقلال مجلس و بلاموضوع شدن رأی مردم در انتخاب رئیس جمهور و هیئت دولت و نیز اعمال سانسور علنی و پایمال شدن آزادی قلم و مطبوعات، نوبت به احزاب و تشکل های سیاسی به عنوان آخرین نهاد تضمین کننده مردمسالاری در ایران رسیده است. تسویه حساب با فعالان سیاسی و حزبی و محکوم کردن آنان به حبس های طولانی مدت و تعطیلی احزاب مستقل و منتقد که آخرین شاخص مردمسالاری بازمانده در ایران هستند، در واقع تکمیل آخرین حلقه کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی و شکل گیری حکومت اسلامی مطلقه فردی به شمار می رود. پیش در آمد و زمینه ساز تکمیل این آخرین سکانس سناریوی کودتا اعتراف گیری های سازمانیافته از دستگیرشدگان تحت فشار روحی و جسمی علیه احزاب و تشکل های سیاسی است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن اعمال فشارهای جسمی و روحی علیه دستگیر شدگان، به منظور اعتراف گیری و نمایش شوهای مضحک و تکراری اعتراف و توبه، نسبت به طرح سازمانیافته برخورد با احزاب و تشکل های سیاسی هشدار می دهد و خواهان آزادی هر چه سریعتر دستگیر شدگان است. طراحان و مجریان این سناریوی رسوا باید بدانند که محو جمهوریت و حاکم ساختن استبداد بر جامعه آگاه ایران، رؤیایی است که هرگز تعبیر نخواهد شد. اقتدار گرایان با این گونه اقدامات عرض خود می برند و زحمت مردم می دارند. سازمان همچنین نگرانی عمیق خود را از شرایط نگهداری وضعیت جسمانی دانشجویان، روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و حزبی بازداشت شده اعلام می دارد و محرومیت آنان از بدیهی ترین حقوق قانونی از جمله حق داشتن وکیل را نقض آشکار قانون می داند.
امروز سئوال مردم ما این است آیا قوه قضائیه کشور و ریاست آن از این حد از استقلال و آزادی عمل برخوردار هستند که هیئت بی طرفی را مأمور بازدید از زندانها، رسیدگی به وضعیت صدها دانشجو، روزنامه نگار و فعال سیاسی دربند کنند و حد اقل امکان دسترسی ایشان را به وکیل فراهم کنند تا دستکم بتوانند به دستگیری غیر قانونی خود اعتراض کنند؟ آیا کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به جای ملاقات های تبلیغاتی با این و آن از این حد از قدرت برخوردار است که بتواند با بازدید از زندانها و محل نگهداری دستگیر شدگان، امنیت جانی و حقوقی صدها زندانی سیاسی را تضمین کند؟
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
7/4/88
پارلماننیوز: خبرگزاری فارس در خروجی سرویس سیاسی خود در خبری تحت عنوان «همسر تاج زاده در پوشش خبرنگار در مجلس»با شماره 8804070698طبق روال معمول به طرح اخبار عاری از واقعیت مبادرت نمود و با طرح مباحثی به شانتاژ خبری پرداخته است که فراکسیون خط امام با انتشار توضیحی به مدیرعامل این خبرگزاری توصیه کرد که به خبرنگار تازهکارش اصول اولیه خبرنگاری در پارلمان را بیاموزد.
دبیرخانه فراکسیون خط امام(ره) با انتشار توضیحی خطاب به مدیرعامل فارس تاکید کرد که لازم است این توضیحات مطابق قانون در خروجی آن خبرگزاری جهت تنویر افکار عمومی قرار گیرد.
این توضیح بدین شرح است:
1- فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی در هر جلسه به فراخور موضوعات در دستور کار و یا به واسطه درخواست مردم و اقشار مختلف جامعه میزبان گروهها و افراد بوده و گزارش نشستهای خود را نیز بر روی خروجی سایت خبری خود «پارلماننیوز» منتشر مینماید
2- مرجع صدور کارت تردد مدعوین اعم از خبرنگاران و میهمانان محترم، اداره حراست بوده و اصولا کارت تردد خبرنگاران جدا از میهمانان است.
3- اینکه همسر آقای تاجزاده معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات و از بازداشت شدگان اخیر با«بیتوجهی و اهمال مسئولین مربوطه به مجلس راه یافته» هم مطالبی همچون دیگر اخبار این خبرگزاری است که متاسفانه چندی است به روال عادی و خارج از قواعد درآمده و این خبرگزاری نقش تمامی مسئولین با تمامی مسئولیتها را بر دوش خود احساس میکند!گویا این خبرگزاری گمان میکند مجلس شورای اسلامی برای شنیدن شکواییه مادران و زنانی که مدتهاست از فرزندان و همسرانشان خبری ندارند میبایست از ایشان یا منابع مورد تایید ایشان مجوز بگیرد!
4- نوشتهاید «همسر آقای تاج زاده را 4 زن دیگر مشایعت میکرد و ایشان در راهروی مجلس مانور میداد و به فرافکنی و دروغپردازی میپرداخت» اولا ایشان با تعدادی دیگر از زنان که جملگی همسران مسئولین سیاسی سابق کشور اعم از همسران مهندس نبوی، ابطحی، خانجانی، رمضانزاده، شیرکوند، صفایی فراهانی، داوود سلیمانی یا مادران دانشجویان و روزنامه نگاران مفقود شده بودند و ثانیا مجلس ملجا و پناه ملت از هر قشر و طبقه و گروهی است و فراکسیون خط امام مجلس اگر چه در مجلس و در دولت در اقلیت است اما گوش شنوایی دارد برای آلام و گلایه های مردم است و به این سیاق و روش اعتراف و افتخار میکند و معتقد است این رفتار مصالح و منافع ملی نظام را در پی دارد و به رغم دروغ پراکنیهایی متعدد و مکرر بر این میثاق خواهد ماند.
در پایان امیدواریم به خبرنگار تازهکارتان اصول اولیه خبرنگاری در پارلمان را بیاموزید تا گمان نکند کریدور مجلس تنها محل تردد معاونان پارلمانی و خبرنگاران است و هر کمیسیونی و فراکسیونی روزانه میزبان صدها میهمان و کارشناس بوده و موضوعات گوناگون را مورد بررسی قرار میدهد.
نويسنده : علي شكوريراد
از یادها نرفته است که مهمترین شعار آقای خاتمی در دوم خرداد سال 76 قانون و قانون گرایی بود و در رأس قوانین نیز بر قانون اساسی تأکید می شد. همین شعار در آن زمان کافی بود تا آقای خاتمی از سوی کسانی که امروز دم از قانون می زنند متهم به ضدیت با نظام و ولایت فقیه بشود و البته تا آنجا که توانستند این کار را با استفاده از امکانات بیت المال کردند اما اقبال عمومی فراتر از آن بود که کاری از پیش ببرند و ایشان با رأی پاکیزه و بالای مردم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. آنها به زعم خود ولی فقیه را فوق قانون اساسی تلقی می کردند و تکیه بر قانون را به عنوان
فصل الخطاب، معارضه با ولی فقیه می دانستند. بدیهی ست با این مقدمه، محلی از اعراب برای قوانین عادی و موضوعه در برابر ولی فقیه قائل نبوده اند. آنها نه تنها فرمان بلکه اشاره وحتی استنباط خود را از منویات رهبری را برتر و در صورت تعارض، ناقض هر قانونی دانسته و ترک قانون را در این حال نه تنها جایز بلکه واجب می دانستند.
شعار قانونگرایی خاتمی و رأی پاکیزه و بالای مردم به او موجب شد مخالفان او ناگزیربه "التزام به قانون" که امری عقلانی و معروف بود تفوه کرده و در بیان آن را بپذیرند. آنها از این الزام عصبانی و در صدد چاره بودند. یکی از آنها روزی با عصبانیت به من می گفت: قانونی نشانتان بدهیم که... والبته بعدها نشانمان دادند.
نه تنها حقوقدانان بلکه حقوق خوانده ها و کسانی که با رسیدگی های حقوقی سرو کار داشته اند و بسیاری ازمردم عادی می دانند و می فهمند که دراختلافات و منازعات حقوقی بین آحاد جامعه طرفین می توانند برداشت های حداکثری به نفع خود از قانون داشته باشند و برای این کار وکیل نیز بگیرند و نهایتاً قاضی باید بر پایه استدلال های قانونی طرفین و برداشت خود از قانون حکم صادر بکند. اما این رویه در دعواهای کیفری صادق نیست و در این گونه موارد که یک طرف دعوا حکومت و طرف دیگر مردم هستند اگر چه یک طرف دادستان و در طرف دیگر یک وکیل قرار می گیرند که هر دو تلاش می
کنند از قانون حد اکثر بهره را ببرند. اما بر اساس اصل برائت نهایتاً این دادستان است که باید گناهکار بودن متهم را ثابت کند و در حقیقت، رأی قاضی ابتدائاً بر برائت متهم است مگر خلافش ثابت شود. در چنین دادگاههایی قاضی باید بر اساس برداشت حداکثری از قانون به نفع متهم، حکم صادر کند. غیر از محاکم قضایی در سایر امور نیز این اصل حاکم است یعنی هر جا حق حاکمیت در امر ادارۀ کشور با حق مردم تعارض پیدا کند حق به جانب مردم است مگر خلافش ثابت شود. البته دعواهای حقوقی دستگاههای حکومتی با مردم مانند سایر دعواهای حقوقی رسیدگی می شود.
اولین اقدام آنها که امروز دم از قانون می زنند در درآوردن چشم قانون، تفسیر موسع و من درآوردی از قانون به نفع حاکمیت و نه به نفع مردم در امور کیفری بود. با کوچکترین بهانه ای آزادی های مردم سلب می شد و وقتی اعتراضی صورت می گرفت، گفته می شد دادستان یا قاضی از قانون اینگونه برداشت کرده است. در معارضۀ بین نهاد مردمی مجلس با شورای نگهبان نیز این نوع مواجهه برقرار شد و شورای نگهبان تا آنجا که توانست به اسم قانون مجلس را در چارچوب سلیقه ای خویش محصور و محدود نمود. بدینوسیله قانون بجای آنکه حامی مردم باشد تبدیل شد به ابزار اعمال زور حاکمیت علیه
مردم. به این هم بسنده نکردند که فقط تفاسیر عجیب و غریب از قانون ارائه کنند بلکه در اطلاق عناوین و واژه ها نیز هر کار دلشان خواست کردند. مثلاً قانون برخورد با اراذل و اوباش را به مطبوعات تعمیم دادند و روزنامه ها را تحت عنوان آلت جرم، نظیر چاقو و قمه، توقیف کردند.
فرض کنید شما از یک چهار راه در هنگام سبز بودن چراغ راهنمایی عبور کرده اید. پلیس شما را متوقف می کند و می گوید چرا از چراغ قرمز عبور کرده ای. می گوئید این سبز است ولی او می گوید نه از نظرمن قرمز است. از مردم شهادت می گیرید این چه رنگی است همه می گویند سبز است. او می گوید از نظر من قرمز است و شما را جریمه می کند. او می گوید نظر مردم برای من حجت نیست. قانون حق تشخیص را به من داده است. به مقامات مافوق او مراجعه می کنید آنها هم تأکید می کنند که قانون به او چنین اختیاری را داده است و حاضر نمی شوند کوری رنگ و یا غرض ورزی او را بپذیرند. در نهایت این شما
هستید که باید بپذیرید قانون در مورد شما اجرا شده است. این است آنچه امروز ما را به آن دعوت می کنند.
آنان قانون را با تفسیربه نفع خویش وارونه کرده اند و هر جا کم آورده اند معانی الفاظ را جابجا کرده اند و اکنون از قانون که در حکم مانعی برای دیکتاتوری صاحبان قدرت بر مردم است، به عنوان مانعی برای حق خواهی مردم استفاده می کنند. می گویند قانون برای جلوگیری از دیکتاتوری است. این را درست می گویند اما این بار قانون به جای آنکه مانعی برای دیکتاتوری صاحبان قدرت باشد، قرار است مانع دیکتاتوری مردم، که همۀ قدرتشان در رأیی ست که به صندوق می اندازند، بر صاحبان قدرت باشد. جالب است! به قول سردار علی فضلی همین را بگیرید بروید تا آخر خط. گرفتید؟ نه،
نگرفتید!
نويسنده : احمد شیرزاد
بنازم قدرت و معجزه عدالت کده ی خاص را که از این طرف امیر حسین مهدوی وارد آن می شود از آن طرف یک هفته بعد حسین شریعتمداری خارج می شود!
همان طور که انتظار می رفت سناریوی دستگیری ها به تدریج وارد پرده ی دوم می شود، پرده ی اعترافات تلویزیونی یا مشابه آن. در اولین گام از پرده ی جدید نمایش به کارگردانی بعضی ها که بهتر است اسمشان را نیاورم، روز گذشته متن اعترافات امیرحسین مهدوی که بعد از اعلام نتایج انتخابات دستگیر شده بود به نقل از خبرگزاری ایسنا منتشر شد. گفته می شود که نامبرده با پای خودش به خبرگزاری ایسنا رفته و مطالب یاد شده را اظهار داشته است. البته بعدا معلوم شد که برخی از برادران لطف کرده اند و نامبرده را تا آنجا اسکورت کرده اند که مبادا حقیقتی که در این چند روز به کمک بازجویان بر ایشان مکشوف شده بر اثر برخی القائات زایل نشود و بعد هم ایشان را به جهت حفظ امنیتشان با خود برده اند! درست همان طور که سال گذشته رامین جهانبگلو پس از آزادی از زندان و در روزهایی که هنوز بدنش از آفتاب حقیقت که در حبس بر وی تابیده بود گرم بود، اعتراف کرد که عامل دست خارجی ها بوده است.
متن اظهارات امیرحسین مهدوی آن قدر تر و تمیز یکدست است که اگر نام گوینده مطالب را از لا به لای آن حذف کنید و از خواننده بپرسید این تحلیل از کیست جواب خواهید شنید از حسین شریعتمداری یا یکی از دستیارانش در کیهان است یا تحلیل خبرگزاری فارس یا برنامه 20 و 30 و امثال آنها! من در تعجبم که با چه ابزاری ظرف یک هفته به این خوبی زبان آدم ها باز می شود و بدون لکنت و تناقض گویی آن چنان روان تحلیل می کنند که گویی سال ها در تفکر بوده و اردوگاه فکری و سیاسی خویش را نقد کرده و به نتایج شگرفی رسیده اند که حال آن ها را بیان می کنند.
خدا را شکر، ما انتظار داشتیم دستگیر شده ها یکی یکی بیایند و بگویند چقدر پول گرفته اند از عوامل خارجی، با چه عواملی در خارج از کشور ارتباط داشته اند، از فساد مالی شان بگویند، اعتراف کنند که خود و بستگانشان هم فاسد الاخلاق هستند و بعد هم بگویند غلط کردیم ما را ببخشید. معمولاً این قبیل آدم ها سرافکنده اند و نمی توانند به دوربین نگاه کنند. اغلب روی حساب و کتاب حرف نمی زنند و به کلی قاطی کرده اند. معمولاً افرادی که به اصطلاح در زندان شکسته اند تعادل روانی ندارند و کسی از آن ها انتظار تحلیل روان وهماهنگ ارائه کردن ندارد. اما ناز شست قدرت و نفوذ کسانی که ظرف یک هفته از یک "عنصر منحرف اصلاح طلب و عامل دست اجانب" تحلیل گری می سازند که مثل بلبل حرف می زند و آنچنان مراحل مختلف توطئه انقلاب رنگی اصلاح طلبان را افشا می کند که گویی سالها تاریخچه انقلابهای رنگی را مظالعه کرده، از ابتدا مسئولیت کشف این توطئه را داشته و همه چیز را از این زاویه تحت نظر گرفته است!
این مصاحبه را حتماً بخوانید. چارچوب اعترافات (اعترافات که چه عرض کنم، بخوانید تحلیل ها) که روزهای آینده باید چشم انتظار باشیم از سوی برخی دستگیر شدگان روزهای گذشته ابزار شود بر این چند پایه استوار است:
1- موسوی توسط اصلاح طلبان افراطی گول خورده است.
2- اصلاح طلبان افراطی از طریق برخی عناصر با خارجی ها ارتباط دارند.
3- پروژه ی اعتراضات به نتایج انتخابات از قبل برای انجام انقلاب رنگی برنامه ریزی شده است.
4- احزاب اصلاح طلب شبکه انجام اغتشاشات را سازماندهی کرده اند
5- و ...
بنده پیشنهادم به دوستانی که احتمال دستگیری خود را می دهند و حوصله ماندن در زندان ندارند آن است که متن گفته های ادعایی منتسب به آقای مهدوی را بخوانند، چون این متن شامل تمام سناریو است. بازجویان عدالت کده خاص از سر عجله، صبر نکردند تا مطالب یاد شده را از میان چند مصاحبه از نوع فوق گردآوری کنند شاید هم استعداد و تیزهوشی آقای مهدوی باعث شده تا خودش تمام سناریو را یکجا بفهمد و چیزی برای دیگران باقی نگذارد. در هر حال پیشنهاد من این است که هر کدام از دوستانی که بعداً دستگیر می شوند و یا مصاحبه خواهند کرد برای صرفه جویی در زمان و کاهش دردسرهای احتمالی، خودشان بخش هایی از این سناریو را انتخاب کنند و در بازجویی ها و مصاحبه ها تحویل دهند تا غائله زودتر ختم شود.
یادمان باشد که الان "تکلیف" اقتضا می کند همه طوری صحبت کنند که "تئوری انقلاب رنگی از سوی اجانب" اثبات شود و نقش "احزاب خائن اصلاح طلب" در آن افشا شود. یادمان نرود این تئوری داده شده و رسمی برخی نهادهاست. واقعیت چاره ای ندارد جز آن که چیزی باشد که همین نظریه را اثبات کند. غلط می کند اگر غیر از این باشد. اگر مستندی پیدا نشد، چاره ای باقی نمی ماند جز اینکه جمعی را بگیرند ببرند به جایی که "واقعیت به درستی به آنان تفهیم شود" و گمراهان دریابند که "عمق توطئه رنگی اجانب" چه بوده است!
از کتابفروشی میدان انقلاب تا بند متادونیهای اوین
دختری ۳۰ ساله، دانشجو و فعال در نهادهای مدنی و اجتماعی که از روز شنبه ۳۰ خرداد تا چهارشنبه ۳ تیرماه در بازداشت بوده، از جزئیات این پنج روز زندگیاش با ما سخن گفته و چیزهایی که دیده و شنیده و البته حس کرده است. به دلیل شرایط حاد امنیتی که این روزها بر ایران حکمفرماست از بردن نام این شخص معذوریم. اما نام و مشخصات کامل وی نزد ما محفوظ است.
چه روزی دستگیر شدی و کجا بردندت؟
شنبه)سیام خرداد) ساعت یک جلو انتشارات جنگل تو انقلاب. من از ماشین پیاده شدم. داشتم کولهپشتیام را میانداختم و میخواستم کرایه را حساب کنم، همانجا یک لباس شخصی دستم را از پشت گرفت، یکنفر هم بود، از پشت به دستم دستبند زد، بدون هیچ توضیحی. من هم که حرف زدم فقط فحش داد. این آقا با فاصله با من راه میرفت یعنی یک جوری بود که همه مردم من را که نگاه میکردند انگار من دستبند به دست فرار کردم و دارم تنهایی راه میروم، این قدر با فاصله از من راه میآمد. دوتا آقای دیگر، دو پسر خیلی جوان، که خیلی شبیه خودمان بودند و نه آن طرفی، دو طرف من ایستاده بودند خیلی آرام به من گفتند، خانم! تو سروصدا نکن، تو کوچه باریک که رسیدی، ما تو را فراری میدهیم. اما وقتی به یک کوچه باریکی رسیدیم که محل پلیس پیشگیری تهران است، همان دو نفر من را هل دادند و گفتند حالا بروگمشو. یعنی آن دو نفر هم با آن آقا بودند. با این که تیپشان از خود ما بود و مچبند سبز داشتند و موهای ژلزده و صورت تیغشده.
شما گفتید شنبه ساعت یک بعدازظهر. ولی شنبه ۳۰ خرداد قرار بود تجمع ساعت چهار برگزار بشود. ساعت یک که اصلا تجمعی نبوده، پس چرا شما را دستگیر کردند؟
همین را از من سوال کردند که آنجا چه کار میکردی؟ گفتم من میرفتم از انتشارات جنگل کتاب بخرم. غیر از این هم نبود. ساعت چهار تجمع شروع میشد و من ساعت یک بود که رفتم. گفت، تو همیشه با کتانی میری کتاب میخری؟ به همهی بچههایی که شلوار شش جیب و کتانی پایشان بود همین حرف را زده بودند اصلا انگار کتانی و شلوار شش جیب از نظر آنها یک ابزار جرم شده. آن روز تا آنجایی که من در جریان هستم هیچ کس پیشنهاد نداده بود که بروید بیرون. آقای کروبی و آقای موسوی این را نگفته بودند. از آقای کروبی که مطمئنم. یعنی هر اتفاقی که آنجا افتاد خودجوش بود. گارد هم که به صورت یک زنجیره ایستاده بودند، یعنی طوری که شما اگر میخواستید رد بشوید و بروید وسط خیابان، باید میگفتی آقا اجازه میدهی، کنار میروی من رد بشوم. یعنی اینقدر زیاد بودند. خیلی از این بسیجیها را هم که آورده بودند کم سن و سال بودند، پانزدهـ شانزده ساله، به اینها لباس داده بودند، ولی لباس کم آورده بودند. مثلا یکیشان پیراهن پلنگی تناش بود، شلوار بهش نرسیده بود و شلوار جین خودش پایش بود. یکی پوتین داشت با شلوار جین و با پیراهن. یکی برعکس. مثلا شلوار پلنگی داشت، پیراهن بهش نداده بودند. لباسها هم یا تنگ بود یا گشاد. کاملا مشخص بود که اینها هرچه نیرو داشتند، از پایگاههاشان جمع کرده بودند و توی خیابان بودند. رییس پلیس پیشگیری که مرا آنجا بردند، اصلا هیچ کاره بود. یعنی انگار بهش گفته بودند تو حق نداری حتا به نیروهای خودت دستوربدهی. پلیس پیشگیری زیرنظر اطلاعات بود که بعدا به من گفتند تو را اطلاعات گرفته. یکسری از بچهها را پلیس امنیت میگرفت، یکسری را بچههای اطلاعات، آنهایی را که امنیت میگرفت میبردند پلیس امنیت میدان نیلوفر و آنهایی که اطلاعات میگرفت، پخش میشدند و هرجایی که جا داشتند اینها را میبردند. در همان میدان انقلاب یک کوچهی خیلی باریک هست، انتهای کوچه پلیس پیشگیری است. یک جای خیلی بزرگی است. از همان ابتدای کوچهی باریک یک زنجیرهای تشکیل شده بود تا خود سالن پلیس پیشگیری، دو طرف تونل درست کرده بودند که هر کسی را میگرفتند و از این تونل رد میشد نفر اول با باتوم میزد تا آخرین نفری که آنجا ایستاده بود. بیشتر پسرها را میزدند. دخترها را کمتر میزدند. یعنی طوری بود که پسرها از سر و صورتشان خونابه میریخت. تمام تنشان خونی بود. صورتهاشان هم خون بود. اصلا قابل شناسایی نبودند که مثلا من نگاه بکنم ببینم برادرم توی اینها هست یا نیست. همهی صورت خونی بود و اصلا قابل شناسایی نبود. بعد آنجا خودشان با همدیگر درگیر بودند. نمیدانم کیبا کی، فقط میدانم خودشان باهم درگیر بودند. یک آقایی آمد که خیلی درشت هیکل بود، داد زد گفت بعد از دستگیری هیچ کس حق ندارد اینها را بزند و هر کسی را که ببینم میزند بازداشتاش میکنم. اینجوری که گفت، ده دقیقه اینها کاری نداشتند. آن آقا که رفت یکی دیگر به آنها گفت چرا اینها را همین جوری دارید رد میکنید، میخواهید بهشان خوش بگذرد؟ همه را بزنید. دو سه دفعه این تکرار شد. بعد آن داخل هم که همین طور لباس شخصی بودند و دوربین به گردنشان بود، میگفتند اینها عکاسها و خبرنگارها و روزنامهنگارهای داخلیاند و در حالتهای مختلف از ما عکس میگرفتند. مثلا داشتیم بند کفشمان را باز میکردیم که تحویل بدهیم، حرف میزدیم یا بازجویی میشدیم، اینها پشت سرهم عکس میگرفتند. یعنی اصلا مکث نمیکردند. هر کسی داخل میشد از او عکس میگرفتند.
شما همانجا بازجویی شدید؟
آنجا یکسری بازجویی شدم. بازجویی خیلی کوتاهی بود. فقط در حد این که اسم و فامیل و فرزند کی هستی و اینها را پرسید و رفت توی یک اتاق دیگر. ده دقیقهی دیگر دوباره برگشت و پرسید، عضو ستاد کروبی هستی؟ گفتم آره. مگر عضو ستاد بودن الان اتهام حساب میشود؟ که جواب نمیدادند و فقط فحش میدادند. و از همه بدتر این بود که به خانم آقای موسوی و آقای کروبی هم خیلی فحشهای رکیک میدادند. طوری که ما همه آنجا خیلی تعجب کردیم. آقای کروبی را یک ضدانقلاب معرفی میکردند. یعنی یکجوری که انگار دیگر از خودشان نیست، حرفهای خیلی زشتی هم به زن موسوی و زن کروبی میگفتند.
در مورد فعالیت شما در ستاد کروبی هم آیا از شما سوال شد؟
آنجا هیچی نپرسیدند. دست ما را بستند بردند سوار یک هایس شیشه دودی کردند. دوساعتی ما توی ماشین حبس بودیم. یعنی اصلا هوا نبود و شیشهها را مخصوصا پایین نمیدادند. بعد که ماشین پر شد و به اندازهی صندلیها آدم نشست، یک لباس شخصی دیگر آمد. گفت، اینجوری خیلی بهشان خوش میگذرد. صبرکن، راه نیفت. بعد یکسری دیگر را آوردند و گفتند روی هر صندلی سه نفر بنشیند. چیزی که اصلا نشدنی بود اما ما مجبور شدیم یکجوری تحمل بکنیم. بعد آمدند دستهای ما را از پشت به بالای صندلی بستند. یعنی یک طوری که انگار دستمان پشت گردنمان باشد. با بند کفش بستند. بعد یک آقای دیگر آمد گفت، با بند کفش نبندید، با همان نوارهای سبز که ازشان گرفتیم ببندید تا بفهمند چه غلطی کردند. البته من دارم از کلمههای عادی استفاده میکنم. آنها فحشهای رکیک میدادند. با بند سبز، دستها را بستند. همان موقع بیسیم آن لباسشخصی کار کرد و گفت، یک نفر کشته در جمالزاده و بالای ۵۰ نفر زخمی. تا این را گفت، این آقا اصلا از این رو به آن رو شد. یکجوری شده بود که دیگر نمیشد مهارش کرد. شروع کرد هرچی تو دستش بود، بطری آب معدنی و دوربینهایی که گرفته بود همه را پرت کرد روی سر ما. طوری که یکی از بچهها سرش شکافت. برخورد مامورهای زن خیلی بدتر از مامورهای مرد بود. یعنی فحشهایی که مامورهای زن میدادند، مامورهای مرد نصف آنها را هم نمیگفتند. تا این حد که میگفتند پدر و مادرهایتان مرده بودند که سیاه پوشیدید و بیرون آمدید؟ هرچند شماها ننه بابا ندارید، اگر داشتید که این جوری حرومزاده نمیشدید بریزید در خیابان. خلاصه ما را بردند وزرا. آنجا که تحویلمان دادند، هیچ کدام نمیدانستند ما چه کار کردیم. هیچ نامهای هم همراهان نبود. خودشان هم اعتراض کردند و گفتند اینها کی هستند؟ فقط گفتند اینها را اطلاعات گرفته و شما باید امانت اینجا نگه دارید که دیگر ما را کردند توی یک اتاق هفت متری. نوزده نفر بودیم. ما را کردند داخل یک اتاق هفت متری و آنجا اجازه دستشویی نداشتیم. غذا به ما ندادند. گرم بود، هواکش را مخصوصا خاموش کردند. توی زیرزمین هم بودیم. بعد چندتا خانم آنجا بودند که روسپی بودند. اعتیاد هم داشتند. به آنها سپردند که اگر ما کاری کردیم، بیایند ما را اذیت بکنند که آنها آمدند خودشان گفتند، به ما گفتهاند شما را اذیت کنیم. ولی ما کاری به شما نداریم. چیزی هم لازم داشتید بگویید برایتان بیاوریم. وزرا کابوس بود. وزرا به نسبت اوین یک کابوس وحشتناک بود. خیلی بد بود. آنقدر اجازه ندادند که ما برویم دستشویی که بچهها مجبور شدند همانجایی که بودیم دستشویی بکنند و روی همانها هم مینشستیم. وحشتناک بود، خیلی وحشتناک بود. هرچه صدا میکردیم جواب نمیدادند. بین ما خانمی بود که ام اس داشت. احتیاج به دارو داشت و آنجا خیلی تاکید کرد که گرما برای من خیلی بد است. اگر الان من طوریبشوم از شما شکایت میکنم. آنها هم شروع کردند هرچه در دهنشان بود گفتند و در را هم باز نکردند. بعد هم دیگر هر چه صدا کردیم جواب ندادند.
چقدر شما را در وزرا نگه داشتند؟
آن شب آنجا بودیم. فردایش هم آنجا بودیم تا ساعت یک و نیم شب.
بعد از وزرا شما را کجا بردند؟
بعد از آنجا ما را با چشم بند بردند. از در زیرزمین که آمدیم بیرون، رفتیم بالا. سمت چپ فکر میکنم دادسرایش باشد، نمیدانم. بردند به یک مسیر خیلی کوتاه. از یک در دیگر ما را بردند تو. بردند بالا. آنجا یک آقایی بود که اصلا قیافهاش به بازجوها نمیخورد. پیراهن آستین کوتاه تناش بود با شلوار لی و دستبند و انگشتر، اصلا شبیه بازجو نبود. او از ما بازجویی کرد. بعد به من گفت تو برو توی یک اتاق دیگر پیش حاجآقا. حاجآقا، قاضی حیدری فرد بود که برای من نوشت اغتشاش و تجمع غیرقانونی و تخریب اموال عمومی. بعد گفت برای کفالت باید امضا بکنی تا ما زنگ بزنیم به خانوادهات که خانوادهات بیایند کفالت بدهند تا آزاد شوی. من وقتی دیدم چنین چیزی نوشته امضا نکردم. گفت اگر امضا نکنی، همین جا میمانی، هیچ کس هم از تو خبر دار نمیشود. این قدر اینجا میمانی تا بمیری. گفتم من نمیتوانم، وقتی چنین کاری نکردم، اصلا در توان من نیست ماشین آتش بزنم، چیزی که شما اینجا نوشتید، مسجد آتش بزنم یا نوشته بودند سر یک بسیجی را بریدند، تکه تکهاش کردند گذاشتند تو نایلون و انداختند جلوی خانهاش. یکجوری همهاش میخواستن به ما تلقین بکنند که ماها این کار را کردیم. من گفتم من این را امضا نمیکنم. گفت نکنی این قدر اینجا میمانی تا بمیری. هیچ کسیهم از تو خبر دار نمیشود. میبینی که دو روز است اینجایی، هیچ کس نمیداند کجایی. من مجبور شدم آن را امضا بکنم، برای این که واقعا آنجا میماندم. شوخی با هیچ کس نداشتند. با هیچ کس. یعنی طوری رفتار میکردند که مجبور میشدی. با آن تخریبهای روانی هم که میکردند با حرفهایی که میزدند این که بیرون این قدر کشته دادید، بیشتر از این هم میکشیم. این قدر بازداشتی داشتیم و نمیدانم... خود موسوی و کروبیتان را هم میگیریم. با فحشهایی که میدادند در مورد خانواده و در مورد خودم و اینها، تخریب روحی و روانیاش بدتر از شکنجهی جسمی بود. دیگر مجبور شدم امضا بکنم و از آنجا دوباره ما را چشمبند زدند سوار ماشین کردند بردند اوین. ساعت دو، دو و نیم بود که رسیدیم آنجا. ساعت نداشتیم و من همین جوری حدودی میگویم. بازرسی بدنی کردند. ما را بردند انفرادی. منتها انفرادیها چون خیلی شلوغ بود هر سه نفرـ چهار نفر را توی یک انفرادی میانداختند.
یعنی روز یکشنبه شما را منتقل کردند به اوین؟
یکشنبه شب بود. دوشنبه من اوین بودم. یعنی یکشنبه شب ساعت دو و نیم من رسیدم آنجا. تقریبا ساعت دو و خردهای ظهر بود، که هم سلولی من را بردند پلیس امنیت و دیگر نیاوردند که بعدا بچههایی که از پلیس امنیت آمدند گفتند خیلی آنجا جیغ میکشیده، از اتاق بازجویی صدای جیغ میآمده، به بازجویش التماس میکرده که من را برگردانید اوین. در هر صورت او را آنجا بردند. من تنها شدم. یکشب هم دوباره آنجا بودم. دوباره بازجویی شدم. روز سه شنبه دوباره یک بازجویی دیگر شدم. بعد از این که بازجویی شدم به من اجازه دادند زنگ بزنم خانه. زنگ زدم خانه. آنجا حرفهای من را شنود میکردند. هرچیزی که خانوادهی من میگفت آنها میشنیدند. از من آدرس ایمیل خواستند. من ایمیل قبلیم را که هک شده دادم. رمز ورودش را هم میخواستند. شماره تلفنهای آشنا و فامیل و هر کسی که از خانوادهی من و دوستان من در خارج از کشور بود اسمهایشان را میخواستند. این که من چند بار از ایران خارج شدم و برگشتم، اینها را هم میخواستند. البته من هیچ کدام را جواب درست و حسابی ندادم. بعد دیگر چون همین طور دسته دسته آدم میآوردند، انفرادیها خیلی شلوغ شده بود و ما را بردند بالا. طبقهی بالا میشد بند متادونیها، بند معتادین. ما را بردند بند متادونیها نزدیک به بیست و سه نفر شدیم. آنجا باز شرایط خیلی بهتر از انفرادی بود.
محتوای سوالاتی که بازجوها میپرسیدند بیشتر حول چه موضوعاتی بود؟
چون تعداد مردمی که بازداشت میشوند خیلی زیاد است، تعداد بازجوها هم زیاد است. اما اینها که اینقدر بازجو ندارند، مثلا کارمندی که پشت میز نشسته، به او هم چهارتا سوال یاد دادند و میآید از مردم میپرسد. به همین دلیل نمیشود یک فرمول ساده برای این معادله گذاشت. یعنی یکی را میبینی که واقعا در تجمع بوده، یک کاری هم کرده، ولی چون بازجویش متبحر نیست، مثلا همان شب آزاد شده ولی یکی دیگر نه. مثلا بازجوی مریم عامری سابقهی چندین و چند سال پیشاش، همه را، درآورده و به شدت اذیتش کرده. سوال پشت سوال. حسابی او را پیچانده، و یک سوال را به ده مدل مختلف پرسیده یا مثلا بازجوی خود من خیلی سختگیر بود. آن چیزی که به من میگفت کتبی بنویس، بعدا میگفت شفاهی همان را بگو. آن چیزی که شفاهی میگفتم، میگفت همان را کتبی بنویس. چندین بار همین کار را تکرار میکرد. ولی بازجوهایی بودند که اصلا سوال کردن بلد نبودند. مثلا میگفتند شماره تلفنات را بنویس یا چندتا خواهر و برادر داری. یا خواهر و برادرت چقدر تحصیل کردند. سوالهایش اینجوری بود. ولی بازجوهای دیگر میپرسیدند مثلا در تحصن دانشگاه امیرکبیر بودی؟ نبودی؟ چرا دروغ میگویی، عکست را داریم، فیلمت را داریم. یا مثلا از بیشتر خانمها این سوال را میپرسیدند که توی کارناوالهای قبل از انتخابات ما از شما فیلم و عکس داریم که کشف حجاب کردی و داری میرقصی. و همهاش هم بلوف بود، ولی میگویم که این سوالها را هم میپرسند. مثلا لغت ’’لیدر‘‘ را مثل این که تازه یاد گرفتند. این قدر این را به کار میبرند که اصلا حال آدم را بد میکند. یا موبایل را تحویل نمیدهند و روشن نگه میدارند. یعنی موبایل من الان روشن است، با این که دست اینهاست و به من نمیدهند. همه را بردند پلیس امنیت مرکز که پشت دادگاه انقلاب است. الان من چند روز است دارم زنگ میزنم به موبایلام میبینم روشن است، ولی به من نمیدهند. گفتند داریم تمام ورودیها و خروجیها را بررسی میکنیم. اگر مورد نداشته باشد که زنگ میزنیم بیایی و موبایلت را ببری. اگرهم مورد داشته باشی که یک جور دیگری میآییم میبریمت. در صورتی که گوشی من کد داشت، هم گوشی هم سیمکارتم. ولی آن را باز کردند و الان روشن هست. من اصلا گوشی را خاموش تحویل داده بودم تا روزی که آزاد شدم هم خاموش بود. یعنی خانوادهام زنگ میزدند خاموش بود. ولی الان دو روز است که من زنگ میزنم گوشیام روشن است.
شما کی آزاد شدید؟
من چهارشنبه شب (سوم تیر) ساعت ده و نیم.
با قید وثیقه؟
وثیقه صد میلیونی.
همراه شما کسان دیگری هم آزاد شدند؟
آن شب تعداد آزادیها زیاد بود. منتها تا آنجایی که من میدانم چون من هر شب میروم جلو اوین، از آنهایی که آزاد شدند پرسیدم گفتند ما که آمدیم بیرون ۶۰ نفر دیگر را آوردند که بچههایی بودند که روز شنبه در پارک لاله دستگیر شده بودند، از جمله وجیهه مقدم. یکسریشان هم از ناحیهی پشت زانو زخمی بودند که اینها را بردند بهداری. منتها بند متادونیها کاملا پر بود. طوری بوده که خود مسئول زندان صدایش درآمده و به چند جا زنگ زده و گفته من دیگر نمیتوانم اینها را نگه دارم. اینها اصلا به ما ربطی ندارند، اینجا این قدر جا نیست که اینها حتا نمیتوانند کنار همدیگر دراز بکشند. خانم نصیرپور میگفت نصف اینها را آوردند در راهروی پایین و پتو به دست بلاتکلیف مانده بودند که اینها را کجا ببرند.
از بازداشتیهای پارک لاله هنوز کسی آزاد نشده؟
من نشنیدم. بازداشتیهای پارک لاله دیروز دیروقت آمدند. ساعت ده و نیم آمدند اوین. از جای دیگری آورده بودنشان. فکر میکنم آگاهی شاپور بودند. یک خانمی بود که سرطان سینه داشت و باید دارو مصرف میکرد. باید حتما هر شب زیر سرم میرفت. به او این قدر رسیدگی نکردند که حالش بد شد و یکجوری او را بیرون برند که اصلا ما نفهمیدیم چه شد.
مصاحبهگر: میترا شجاعی
تحریریه: جمشید فاروقی
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
دفتر ارتباطات مردمی میرحسین موسوی
به گزارش قلم نیوز، دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی، ضمن تکذیب اخبار منتشر شده در برخی از سایت ها به نقل از سخنگوی شورای نگهبان، اعلام کرد نقطه نظرات مهندس موسوی طی نامه مورخ 6/4/88 ایشان به شورای نگهبان منعکس شده که متن کامل آن از طریق سایت قلم نیوز به استحضار ملت شریف ایران رسیده است.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
کمیته صیانت از آرا طی بیانیه ای اعلام کرد: هیچ نماینده ای به هیات بازشماری آرا معرفی نشده است
قلم - کمیته صیانت از آرا ستاد مهندس میرحسین موسوی طی بیانیه ای اعلام کرد، هیچ نماینده از سوی مهندس میرحسین موسوی به هیات بازشماری آرا معرفی نشده است.
به گزارش قلم نیوز، کمیته صیانت از آرا ستاد مهندس میرحسین موسوی طی بیانیه ای اعلام کرد، هیچ نماینده از سوی مهندس میرحسین موسوی به هیات بازشماری آرا معرفی نشده است.
در این بیانیه آمده است:
از سوی مهندس میرحسین موسوی هیچ نماینده ای برای حضور در هیات ویژه تشکیل شده از سوی شورای نگهبان به منظور بازشماری تعدادی از صندوق های آرا در تهران و شهرستانها معرفی نشده است.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
روزنامه «خبر» در مصاحبهای با دکتر امیدوار رضایی، نماینده مردم مسجد سلیمان در مجلس شورای اسلامی و یکی از اعضای ارشد ستاد محسن رضایی، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تلاش کرده است آشکارا پاسخ برخی از پرسشهای مطرح در جامعه پیرامون انتخابات اخیر را از ایشان جویا شود.
در این گفتوگو آمده است: پس از انصراف آقای رضایی اعلام کرده بودید که اطلاعات لازم برای پیگیری شکایتان را از شورای نگهبان و وزارت کشور دریافت نکردهاید. پس چگونه آقای رضایی از پیگیری اعتراضاتشان به انتخابات ریاست جمهوری دهم انصراف دادند؟
بله، متأسفانه شورای نگهبان و وزارت کشور به رغم توافق صورت گرفته با آقای رضایی اطلاعات لازم را به ما ندادند. آقای رضایی هم به همین دلیل انصراف دادند. قرار بود وزارت کشور، علاوه بر فهرست صندوقها و آرای جدا شده در آنها فرمهای 22، 23 و 28 هر حوزه را که مربوط به صورت جلسهها و شمارش اولیه آرا در هر صندوق بوده است، به ما بدهند. همچنین قرار بود آمار کلی شورای نگهبان و وزارت کشور از شمارش آرا به ما داده شود، چرا که مقایسه آنها میتوانست در تأیید درستی شمارش آرا به ما کم کند، چون این اطلاعات به ما داده نشد، نمیتوانستیم اعتراضاتمان را پیگیری کنیم. از همین روی، آقای رضایی کنار کشید.
اما پرسش دیگر «خبر» از امیدوار رضایی درباره بازشماری 10 درصد صندوقها و ماجرای پیرامون آن به ویژه موضعگیری شورای نگهبان و وزارت کشور پس از اعتراض رضایی به این شرایط بود که رضایی در پاسخ گفت: یکی از قرارهای شورای نگهبان با آقای محسن رضایی این بود که برای بازشماری 10 درصد صندوقها، نخست شمارش آرا در هزار صندوق آغاز شود و پس از ارایه نتیجه این بازشماری، سپس آرای ده هزار صندوق مورد بازشماری قرار گیرد. قرار بود بنا بر این توافقات پیش رویم، اما این توافق در همان وهله اول شکسته شد و انجام نشد.
ادعای وزارت کشور در بازشماری صندوقها، در نوعی بازشماری غیررسمی از برخی صندوقها قبل از اطلاع جامع به نامزدها بوده است. البته در همین بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوقها ریخته شده است. البته از آنجا که اطلاعات اولیه لازم به دست ما نرسید، عملاً این نوع بررسیها هم بیفایده بود و چیزی را اثبات نمیکرد.
این نماینده مجلس هشتم درباره شایعه انصراف رضایی از پیگیری هایش به دلیل کاهش آراء وی در بازشماری ها گفت: نه اصلاً این طور نیست. این یک استدلال غیرمنصفانه است چون آقای رضایی از اول هم گفتند که حاضرند آرایشان را به بقیه دوستان بدهند. حتی در گفتوگوی ویژه خبری نیز که اخیراً حضور یافتند. نیز بر این موضوع تاکید کردند آقای رضایی هرگز دنبال افزایش آرای خود نبود. ایشان فقط برای اثبات صحت انتخابات و اطمینان بیشتر از نتایج اعلام شده در انتخابات ریاست جمهوری دهم، پیگیر این مسئله بود و اعتراضاتش را به شورای نگهبان ارائه کرد. ایشان میخواستند نشان دهند که اینگونه شکایات را میتوان از مسیر قانون و با رویکردی مدنی دنبال کرد.
وی در ادامه با انتقاد از ترکیب اعضاء و زمان شکلگیری هیات ویژه شورای نگهبان گفت: هیأت ویژه شورای نگهبان دیر هنگام تشکیل شد. در حال حاضر شورای نگهبان وقت کمی دارد و زمان بررسیهای آن فردا (امروز دوشنبه) به پایان میرسد.
اعضای این هیأت نیز اگرچه افرادی مورد وثوق و قابل احترام هستند اما عمدتاً کسانی هستند که در مراکز دیگر مشغولیتهایی دارند به نظر میرسد اگر از حضور افرادی که کمتر موضعگیریهای خاص انتخاباتی داشتهاند استفاده میشد، بهتر بود.
با تمام اینها نفس تشکیل این هیأت از سوی شورای نگهبان گام مثبتی بود همین که شورای نگهبان حاضر به تشکیل این هیأت شده است، اقدام موثری است که امیدواریم به سرانجام برسد و حرکت مثبتی برای ایجاد آرامش در کشور ایجاد شود.
رضایی در باره میزان موفقیت هیات ویژه شورای نگهبان و توان اقناع کنندگی این شورا در مقابل اعتراضات صورت گرفته نیز بیان داشت: این به چگونگی برخورد هیأت ویژه شورای نگهبان با شکایات و اعتراضات نامزدها و مردم دارد. اگر نظر نهایی این هیأت بتواند مردم را توجیه و مجاب کند، میتواند آرامش نسبی را به فضای عمومی جامعه بازگرداند. اما اگر باز هم به صورت نگاه از بالا به پایین به مسئله نگریسته شود و به صورت دستوری موضوعی به مردم و نامزدهای معترض دیکته شود، ممکن است در ظاهر اعتراضها از بین برود اما در باطن این موضوع همچنان در ذهن مردم باقی میماند. از آنجا که اعتراض نامزدها در ادامه اعتراض افکار عمومی است اگر مردم و افکار عمومی نسبت به نظر نهایی شورای نگهبان قانع شوند، نامزدها هم قانع خواهند شد.
برخورد قاطع نیروهای امنیتی با سارق یک صندوق سیار: بنابر گزارش خبرنگار آينده از كرمان، در روز 22 خرداد و حماسه باشکوه حضور مردم در انتخابات، پس از ارسال گزارشهایی به مسئولان برگزاری انتخابات، مشخص میشود یکی از صندوقهای سیار از دسترس خارج شده و مفقود گردیده است.
با اطلاع مقامات امنیتی و محلی و اقدام به موقع آنان، این صندوق سیار در منزل یکی از مسئولان مسکن این شهر کشف میشود. مأموران هنگام حضور در این منزل با صحنه جالبی مواجه میشوند که فرد مذکور پروندههای درخواست مسکن مردم را که در آن کپی شناسنامه موجود بوده در کنار خود گذاشته و با درج نام و مشخصات و شماره سریال شناسنامه افراد مذکور، به نام آنها تعرفه پر کرده و وارد صندوق سیار میکند که مأموران با مواجهه با این صحنه، فرد مذکور را بازداشت میکنند.
با این وجود هنوز خبری از سرنوشت آرای این صندوق سیار در اختیار نیست و برخی مدعیند این صندوق ابطال نشده و آرای آن هم به نفع یکی از کاندیداها محاسبه شده است.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
بهزادیان نژاد: سخنانم فقط از طریق سایت قلم منتشر می شود
قلم - رییس ستاد مهندس میرحسین موسوی اظهار کرد سخنان وی از طریق سایت قلم به اطلاع عموم خواهد رسید.
قربان بهزادیان نژاد در گفتگو با سایت قلم اظهار کرد : انتشار هر گونه خبر و مصاحبه ی اینجانب صرفا در سایت قلم قابل استناد و معتبر می باشد.
رییس ستاد مهندس میرحسین موسوی گفت: هر گونه خبر و مصاحبه در سایر سایت ها به نقل از اینجانب فاقد هر گونه اعتباری است.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
نامه مهم مهندس میرحسین موسوی به شورای نگهبان
موضوع انتخابات دهم با حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل، مورد اتفاق نامزدها و مراجع تقلید حل و فصل شود
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت
نامه سرگشاده انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها به مراجع معظم تقليد و علماي اعلام
به گزارش قلم نیوز، در این نامه آمده است:
انا لله و انا الیه راجعون
محضر شریف آیات عظام و علمای اعلام
سلام علیکم بما صبرتم
چنانچه مستحضر هستید پس از مطرح شدن ایرادات جدی به نحوه اجرای انتخابات ریاست جمهوری دهم و اعلام نتایجی خلاف انتظار که بسیاری از مردم مسلمان در سراسر کشور بر این اقدام دور از شان نظام جمهوری اسلامی به شدت اعتراض کردند و چون اجازه تجمع قانونی به آنان داده نشد، به صورت خودجوش در تجمعهای آرام و میلیونی اعتراض خود را مطرح کردند و سوال اصلی آنان این بود که "رای ما چه شد؟"، متولیان امر بجای شنیدن اعتراضهای مردمی و پاسخگویی در اغلب شهرها با اقدامهای غیرقانونی و مبتنی بر زور به دستگیری و ضرب و شتم و جرح و قتل مردم بیگناه پرداختند و با کشاندن نیروهای نظامی و انتظامی به صحنه و مواجه کردن فرزندان خدمتگزار ملت در برابر ملت، کشور را در آستانه فجایع خونبار قرار دادهاند و بدیهی است که از ابرهای فتنه هرگز باران رحمت و صلح و برکت نخواهد بارید و چون این همه به نام اسلام صورت میگیرد، خطر جدی آن است که اسلام سیلی بخورد؛ خطری که امام خمینی (ره) بارها نسبت به آن هشدار داده بودند.
اینک ما از شما که مصداق "العالم بزمانه لایهجم علیه اللوابس" هستید انتظار داریم اولا باور بفرمایید مردم مسلمان ما این مصیبتها را برای حفظ نظام جمهوری اسلامی تحمل میکنند و تهمتها و انتسابهای مطرح شده مبنی بر آشوبگری و اغتشاش یا عمال بیگانه بودن کاملا بیاساس است. ثانیا از آنجا که علما و مراجع عظام در حافظه تاریخی ملت ایران همواره در کنار مردم و راهگشای آنان بودهاند، از شما میخواهیم در این نگرانی ملی با استفاده از جایگاه معنوی خود در کنار مردم باشید و از گسترش این بلای ویرانگر جلوگیری کنید.
آیات عظام و علمای اعلام، شما خود میدانید طبق اصل 27 قانون اساسی، تشکیل اجتماعاتی که مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است. کافی بود متولیان امور چنین اجازهای میدادند تا طرفین سخنان یکدیگر را بشنوند و به موجب "فیتبعون احسنه" تصمیم بگیرند اما برخی از متولیان علی رغم ارتکاب اعمال خلاف قانون و تضییع حقوق ملت در پناه تبلیغات فریبنده، خود را درستکار و خیرخواه قلمداد میکنند و در قبال دستگیری گسترده و غیرقانونی و بیدلیل فعالان سیاسی و ایجاد تضییقات برای اصحاب رسانه و دستگیری آنان چون لبی به اعتراض گشوده شود، برآشفته میگردند و با گلوله پاسخ میدهند. به موجب آیه "لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم" وقتی سخن منطقی و قانونی مردم شنیده نشود، حق دارند فریاد کنند و البته جواب آنان تهمت عمال بیگانه بودن و آشوبگربودن و در نهایت گلوله نیست.
مردم مسلمان ما با توجه به سخن امام علی (ع) در خطبه مالک اشتر "فانی سمعت رسول الله (ص) یقول فی غیرموطن"، "لن تقدس امه لایوخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متمتع" بر این باورند که در نظام جمهوری اسلامی باید بتوانند اعتراض و درخواست حق خود را بدون ترس مطرح کنند.
مردم مسلمان ما بر این باورند که فرمان حضرت علی (ع) در خطبه مالک اشتر، رابطه مردم را با متولیان امور یک رابطه انسانی سرشار از محبت تنظیم کرده که اگر فرضا تندی از آنان سرزند با آغوش پر مهر مسوولان مواجه خواهند شد "واشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم و لاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق تفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل" ما از شما انتظار داریم از متولیان امور بخواهید و تذکر دهید توسل به زور و اسلحه آن هم در قبال اعتراض قانونی برای تخلقی که برخی دستگاهها مرتکب شدهاند، عاقلانه و منطبق بر موازین اسلامی نیست. به آنان تذکر دهید اعتراض قانونی مردم از مصایق نهی از منکر و واجب است. ما دفاع شما بزرگان را از حقوق شرعی و قانونی مردم دقیقا از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر میدانیم.
آیات عظام و علمای اعلام، ما از سر اضطرار، فریاد امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی را به یاد شما میآوریم که فرمود: "... ای علمای ایران، ای مراجع اسلام ... ای فضلا، ای طلاب، ... ای آقایان، من اعلام خطر میکنم ...، ای علمای قم به داد اسلام برسید..." (صحیفه امام، ج1 ، صص 418- 420).
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت