تبليغاتX
" به خدا نگوييد كه مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه خدای بزرگ داريد " اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات FBR تیم وست ویژن تبریز

قلم نیوز - ستاد مهندس میر حسین موسوی

سايت هنرمندان حامي ميرحسين موسوي 

وب سایت سید محمد خاتمی  

مهدی کروبی 

پايگاه مجازی ستاد مهدی کروبی 

لطفا برای فهمیدن منبع مطالب زیر، روی تیتر اول هر موضوع کلیک کنید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 و ساعت 12:51

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

میرحسین: مدام اطلاعات غلط می دهند و می اندیشند مردم باور می کنند

کروبی: به گونه ای سخن می گویند که گویی نه خانی رفته و نه خانی آمده است

عده‌ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می‌کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می‌کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه‌های خود دورغ می‌پراکنند و ما را تخریب می‌کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم

کلمه: میرحسین موسوی  و مهدی کروبی  در دیدار با یکدیگراز رواج دروغ در بین برخی از مسوولان انتقاد کردند.

میرحسین موسوی روزگذشته به منزل مهدی کروبی رفت .دو کاندیدای معترض به نتیجه اعلام شده انتخابات درباره اتفاقات روی داده در ماههای اخیر با یکدیگر  گفت‌و‌گو و رایزنی داشتند. در این دیدار هر دو کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم با اشاره به تلاش‌های شبانه‌روزی صدا و سیما برای تخریب جریان اصلاحات بر حق قانونی خود مبنی بر حضور در صدا و سیما و دفاع از خود تاکید کردند.

این دیدار که با حضور تنی چند از خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه‌ای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب‌هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

در ابتدای این دیدار مهدی کروبی، انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و گفت:«نظام می‌توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند.»

او با بیان این که رفتارهای پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه‌گذاری کرده بود، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی‌ها کرده‌اند.

دبیرکل حزب اعتمادملی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را «عجیب و غریب» توصیف کرد و با اشاره به واقعه ۱۶ آذر سال ۳۲ تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند، همه این رفتار را یک عمل قبیح دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند.

او این موضوع را نشانه‌ای دانست برای آن که همه مسئولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یاد کنند.

مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت‌شدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیرمتمدنانه خواند.

او همچنین اظهارات اخیر حجت الاسلام محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم، او این سخنان را برای رعب‌آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت:«چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟»

او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاح‌طلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیون‌ها و سایت‌های بیگانه خوراک فراهم می‌‌کنید، گفت:«من از ایشان می‌پرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم می‌کند؟ ما یا شما؟ چه کسی سخنان تند می‌گوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟»

کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت:«اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است، اما من می‌خواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاری‌هایی که دادند در رابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمی‌توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز فلسطین است اما من می‌پرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عده‌ای نگرانی‌های خود را در شعارهایشان بازتاب می‌دهند؟»

او در پایان سخنان خود تاکید کرد:«برخی درباره انتخابات به گونه‌ای سخن می‌گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. می‌گویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم می‌زنید؟ یعنی مردم نمی‌دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی ۳۰۰ هزارتا رای آورده است و من در ۱۰ هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محل‌هایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشته‌ام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند می‌گویند در فلان صندوق شما ۱۰۰ تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست می‌گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.»

مهدی کروبی معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام اشاره کرد و یادآور ‌شد:«بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می‌دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه می‌کنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهت‌دار و تخریب‌گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت‌زدایی می‌کند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد.»

همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات به اتفاقی که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ رخ داد اشاره کرد و یادآور شد:«کسانی که آن حماسه را آفریدند، امروز در گوشه‌های زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی‌دانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند.»

میرحسین موسوی معتقد است این رفتارها باعث ایجاد زخم‌هایی بر روح و روان مردم می‌شود که به آسانی قابل درمان نیست.

او به دادگاه‌هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح‌طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت:«چه نتیجه‌ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟»

میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده‌اند اشاره کرد و گفت:«در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته‌اند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده‌اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته‌اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟»

وی با اشاره به هشدارهای یک سال اخیر خود در خصوص سواستفاده برخی نهادهای قدرت از دارایی‌های مالی کشور از ابهام در واگذاری سهام مخابرات و منابع تامین ۸۰۰۰ میلیارد تومان هزینه خرید آن از سوی سپاه پاسداران ابراز تاسف کرد.

نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل در ادامه به بحث انقلاب مخملی که از سوی برخی بیان می‌شود پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت:«متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده می‌شود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده می‌کنند.»

میرحسین موسوی با اشاره به تاریخ روسیه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد:«در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب‌ها و عکس‌های انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخ‌نگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشنتد.»

وی تاکید کرد:«عده‌ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می‌کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می‌کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه‌های خود دورغ می‌پراکنند و ما را تخریب می‌کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟»

او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت:«آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می‌توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می‌خواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نیز آقای لاریجانی از من پرسیده بود که حاضری به تلویزیون بروی. من نیز گفته بودم بله. در دیدار با آقای شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانونی را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.»

میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود:«مدام اطلاعات غلط به مردم می‌دهند و فکر می‌کنند که مردم باور می‌کنند. همین تعداد کشته‌های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خودداری می‌کنید؟ اگر صادقانه سخن می‌گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.»

موسوی با اشاره به فضای بسته‌ای که بوجود آورده‌اند، گفت:«الان وضع به گونه‌ای شده است که هیچ‌کس نمی‌تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می‌کنند و ضد امام می‌خوانندش و برایش پرونده‌سازی می‌کنند.»

وی تصریح کرد:«من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم ۷۰۰ صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟»

موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمی‌توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم نزنید چرا که دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 18:21

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

گزارش تصویری/ حضور با شكوه سبزها در راهپیمایی روز قدس

تصاویر زیر مربوط به حضور گسترده سبزها در راهپیمایی روز قدس در مسیر هفت تیر به ولی عصر است. گفتنی است مهدی كروبی نیز در این مسیر تظاهر كنندگان را همراهی كرد. گزارشها حاكی از حضور گسترده هوادارن راه سبز امید در سایر مسیرهای راهپیمایی همچون مسیر هفت تیر به ولی عصر می باشد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 12:6

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

پدر یکی از قربانیان کهریزک: اگردستگاه قضایی امنیت ایجاد کند، خیلی‌ها حاضر به شهادت هستند

پدر امیر جوادی فر از قربانیان حادثه کهریزک خواهان محاکمه همه عوامل جنایت در بازداشتگاه کهریزک اعم از گروهبان و بالاتر شد.

وی در مطلب کوتاهی در مجله پنجره نوشت:

من در لایحه ای که تنظیم و به دادگاه ارایه شد، اعلام کرده‎ام که خواهان برخورد و محاکمه تمامی آمرین، عاملین و مجریان حوادث کهریزک و کسانی که سبب مرگ فرزندم شده اند، هستم. چون از گروهبان جزء تا آخرین رده نظامی در این مسئله سهیم هستند و لذا فرد خاصی مد نظرم نیست.

وی افزود:

درباره وقایع کهریزک و آن‎چه در آن‎جا روی داده، افراد زیادی هستند که به ما مراجعه و ماجراها را شرح داده‎اند و اعلام کرده‎اند که در صورت اعلام مراجع قضایی و با این شرط که مشکلی برای آنان پیش نیاید، حاضرند در دادگاه شهادت دهند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 11:56

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

از حمله به وزیران خاتمی تا ... خودش!

یازده سال قبل وقتی در یک تجمع، برخی عوامل ناشناس به عطا الله مهاجرانی و عبدالله نوری (وزرای کابینه خاتمی) حمله کردند احتمالا خودشان هم بعید می دانستند چند سال بعد ماموریت حمله به سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی و مهدی کروبی به آنها واگذار شود که شد و کردند (حمله که تا حدود زیادی ناموفق بود، منظور تعجب است!) آنچه در ادامه می خوانید از آن روزها انتخاب شده؛ تا یازده سال بعد، آیندگان مان از این روزها چه چیزهایی نقل کنند!

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 11:37

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حتی دست آوردهای قرآنی خاتمی نیز نادیده گرفته می شود

دوشنبه گذشته مراسم اختتامیه هفدهمین نمایشگاه قرآن کریم با حضوروزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد و امروز نیز مراسم تودیع و معارفه ریس موزه قرآن کریم که برعهده احمد مسجد جامعی بود برگزارشد و مسجد جامعی مدیریت این موزه را واگذار کرد...

در هر دو مراسم مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی بر قرآن محور بودن دولت نهم و دهم تاکید می کردند. در اینکه در دولتهای نهم و دهم فعالیتهای خوبی در زمینه گسترش فرهنگ قرانی صورت گرفته است جای شکی نیست اما آنچه که درد ناک است انکار فعالیتهای است که در دولتهای گذشته و به خصوص هفتم و هشتم و به ریاست جمهوری محمد خاتمی صورت گرفته است .
یکی از مسولان وزارت ارشاد در اختتامیه هفدهمین نمایشگاه قران کریم به نحوی از دست آوردها سخن گفت که انگار دردوره های گذشته هیچ اتفاقی نیفتاده است ...
از آقای مسئول باید پرسید هفده سال پیش که شما تشریف نداشتید در سال 1371 چه کسانی نمایشگاه قران کریم راپایه گذاری کردند و اگر قبول داشته باشیم که راه اندازی و برگزاری هر پدیده جدید بسیار سختر از ادامه دادن ان است آیا اجر و ارزش کسانی که این نمایشگاه را راه اندازی کردند بالاتر از افراد فعلی نیست .
2. یکی از همان مسولان (شما بخوانید خواجه پیری ) وزارت ارشاد دولت نهم ودهم در سخنان خود با خوشحالی گفته است که دو میلیون نفر از نمایشگاه قران کریم بازدید کرده اند آیا واقعا بازدید دو میلیون نفر از نمایشگاه قران کریم با فرض اینکه هر فرد یک بار مراجعه کرده باشد برای استانی که جمعیت آن نزیدک به 14 میلیون نفر است جای افتخار است.
حال اگر قبول کنیم که بعضی از بازدید کنندگان نیز از استانهای دیگر امده اند . بازدید دومیلیون نفر از نمایشگاه قران کریم در عرض یک ماه یعنی اینکه فقط حدود 15 درصد از جمعیت تهران به نمایشگاه امده اند و آیا این رقم جای خوشحالی دارد ؟...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 11:10

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

شش میلیارد کوته‏فکر در نگاه رئیس‏جمهور

معارفه رئیس جدید دستگاه ورزش کشور و تودیع نفر پیشین با صحبت‏هایی همراه بود که از عمق وجود هر چهره آگاه و دلسوزی را برای منافع ایران در این حوزه تاثیرگذار در سطوح ملی و فراملی می‏سوزاند.

رئیس دولت دهم که علی‏الظاهر فراموش کرده بود جایزه‏ای بالغ بر صد میلیون‏تومان برای قهرمانان ایرانی المپیک 2008 پکن در نظر گرفته بود، عنوان کرد: "عده ای گفتند که در المپیک نتیجه نگرفته‏ایم اما به نظر بنده ما در المپیک نتیجه خوبی را گرفتیم چرا که بیشترین سهمیه را برای حضور در المپیک کسب کردیم که این خود یک نوع پیروزی بود. بالاخره همه کشورها در المپیک برای پیروزی حاضر می شوند... گرفتن مدال در المپیک ظاهر قضیه است و این مربوط به آدم های کوته فکر است که فکر می کنند حتما باید مدال هم کسب شود البته مدال های کسب شده از سوی ورزشکاران کشورمان در دوره آقای علی آبادی از 950 به 1530 مدال رسیده است."

این گفته‏ها به قدری بار معنایی سنگینی داشت که چنین تصوری را به وجود آورد شاید رئیس‏جمهور از مشاور ورزشی بی‏بهره بوده که چنین تعابیری را برای سکوهای المپیک و عملکرد چهار سال گذشته ورزش به کار برده است اما از این حیث که شاید مشاوره‏های ناصحیح باعث شده، رئیس‏جمهور به این نتیجه رسیده است که در المپیک ایران خوش درخشید یا موفق ظاهر شد، نگارنده آقای احمدی‏نژاد را به توجه به چند نکته جلب می‏کند.

ابتدایی‏ترین و ساده‏ترین بحث آنکه به گواه بخش اعظمی از دلسوزان، کارشناسان و جمع کثیری از آنهایی که نزد جامعه ورزش دارای بار فنی و سوابق مشخص مدیریتی هستند، ورزش در چهار سال اخیر حال و روز خوشی را نه در فوتبال که در اکثریت ورزش‏های مدال‏آوری سپری نکرد و این واقعیت پس از بازیهای آسیایی دوحه، آهسته آهسته نمود عینی پیدا کرد و با ابراز نگرانی مداوم خاک‏خورده‏های ورزش همراه شد، لکن دریغ که ورزش برای عده‏ای فضایی برای گرفتن تصاویر یادگاری بود و گفته‏ها تا زمین خوردن ورزش ایران در صحنه المپیک و سپس جام‏جهانی استماع نشد و پس از آن نیز این گفته‏ها به واسطه آنکه با منافع همخوانی نداشت، نادیده انگاشته شد.

جایگاه کارشناسی در ماه‏های پیاپی که می‏آمد و می‏رفت نزد مدیران ورزش همین بود و شخصاً چه توصیه‏هایی در بدو ورود و حین حضور این مدیران انجام دادم که دریغ از عمل به کوچک‏ترین آنها و افسوس که سر بسیاری از این مدیران به واسطه عدم توجه به توصیه‏های مشفقانه و روحیات انضمام یافته به لجبازی به سنگ خورد لکن ضررش بیش از کرسی‏ای که از چنگ ایشان درآمده بود، به اهالی ورزش رسید که با هر شکست در عزای فاصله‏گرفتن مردم از فضای ورزش، خون گریه می‏کردند.

آقای احمدی‏نژاد؛ فاصله گرفتن مردم از ورزش و میادین ورزشی که به منزله فاصله گرفتن ایشان از سلامت و نشاط است، ساده‏ترین محصول عدم مدال‏آوری در میادین بزرگ جهانی و المپیک مورد ارزیابی قرار می‏گیرد، کما اینکه به گرفتن یک نشان زرین المپیک در رشته تکواندو، خیل علاقمندان این رشته پربرخورد دوچندان می‏شود و همین مردم که امروز با تربیت بدنی قهری نصفه و نیمه کرده‏اند، را کنار شیاپ‏چانگ می‏نشاند.

به واقع سالیانه چند صد میلیارد تومان در بخش‏‎های مختلف ورزش هزینه می‏شود تا مردمی که بخشی از ایشان از مشکلات معیشتی و حتی فقدان نیازهای اولیه رنج می‏برند، دقایق یا ساعاتی را بی‏دغدغه با نشاط به تماشای ورزش سپری کنند و یا طبقه عیانشان نیز لباس ورزش به تن کنند و در مجموعه‏های دولتی شمال شهر، به ورزش‏هایی بپردازند که امثال نگارنده علی‏رغم سطح درآمد قابل قبول، فرصت مشاهده‏شان را نیز ندارد.

شاید حرف شما هم همین بوده است؛ هنگامی که هنوز در ورزش عدالت برقرار نیست و برای پیاده‏روی در محوطه یک مجموعه ورزشی باید بالغ بر صدهزار تومان پرداخت کرد و زمانی که برخی نوجوانان این مملکت با آه ورزش کردن هم‏سن و سالانشان را نظاره می‏کنند، چگونه باید از مدال‏آوری در المپیک سخن به میان آورد؟

راستی در چهار سال اخیر برای عدالت‏گستری در ورزش چه حرکت گسترده‏ای جز توسعه اماکن ورزشی انجام شد؟ اگر مشکل تبعیض در ورزش توسعه اماکن ورزشی بود، چرا هیچ اتفاقی در کاهش این فاصله‏ها نیافتاده و نه تنها این ارقام کاهش پیدا نکرده، بلکه شاهد افزایش قابل توجه دریافتی از مردم هستیم و این اتفاق آیا جز چنین تعبیری القاء می‏کند که سلامت و نشاط نیز صرفاً متعلق به طبقه مرفه است؟

با این حال چنین اختلاف طبقاتی در ورزش نیز نمی‏توان گفته‏هایتان را توجیه کند، چرا که در هنگامه جنگ تحمیلی نیز المپیک فرصتی نبود که از دست برود و اگرچه نتایج قابل قبول نبود اما قطعاً در صورتی که سنگرها را هر قشری از جمله ورزشی‏ها پر نکرده بودند، از نتایجی که سال اخیر در بازیهای المپیک حاصل آمد، به مدد غیرت ایرانی ورزشکاران موفق‏تر ظاهر می‏شدیم.

غیرت این بار اما یک تنه به فریادمان نرسید و تک‏ستاره‏ها نیز کم‏فروغ ظاهر شدند تا چند صدمیلیون به نفع ورزش گردیده و کمتر جایزه به قهرمانان المپیک از سوی حضرتعالی اهداء شود. طرح این پرسش نیز مغفول نماند که اگر ضرورت مدال‏آوری در المپیک مورد توجه نبود و باطن قضیه موضوع دیگری است، انگیزه چهل میلیارد هزینه ظرف چهار سال برای تدارک تیم‏های ورزشی و جایزه صد میلیون تومانی برای هر مرد طلایی ایران در المپیک چه بود؟

به هر حال ایران در این عرصه همچون دوره‏های گذشته شرکت کرده بود و با کاروانی که برخلاف اظهارات‏تان با بیشترین سهمیه راهی این رویداد نشده بود و تنها تیم ملی بسکتبال و چند ورزشکار دیگر بیش از ادوار پیشین همراهی‏اش می‏کردند و اگر مدالی نیز به دست نمی‏آورد، ماموریتش را انجام داده بود. با این تفاسیر باید با اشخاصی که این چند ده میلیارد را با هدف هیچ و پوچ که مدال‏آوری در المپیک است هزینه کرده‏اند، برخوردی قانونی داشته باشید و آنانی که اینچنین بیت‏المال را به باد فنا داده‏اند تا ایران در این عرصه ناکام بماند را به دستگاه قضا بسپارید.

آقای دکتر؛ بیش از این حاشیه رفتن جایز نیست و از این جهت به یک باره راس مطالب‏تان را مورد اشاره قرار می‏دهم. قهرمانی از پایین‏ترین سطح تا بالاترین سطح بخواهید یا نخواهید یک ارزش است و المپیک نه برای قهرمانان که برای بخش اعظمی از مردم جهان یک فرصت برای یافتن اسطوره‏هایی ارزشمند که با آنها روز را شب کنند؛ از مردم گرسنه و قانع به حداقل‏ آفریقا که دونده‏های چابک‏شان برای کودکان نحیف الگو می‏مانند تا مردم دموکراسی‏خواه و متوقع آمریکا که شناگرانشان را در جامعه‏ای که الگو مفهوم متفاوتی با آنچه نزد من و شما وجود دارد، به عنوان الگو برمی‏گزینند و کوچک‏ترین بی‏اخلاقی را از سوی اسطوره‏شان برنمی‏تابند.

شاید زندگانی تاثیربرانگیز دکتر حسابی را بسیاری از مردم ایران آنچنان نشناسند اما هفده دی ‏ماه با تختی برای کمتر کسی می‏تواند در ایران معنا و مفهومی همچون غم از دست رفتن یک پهلوان را نداشته باشد و این از آن جهت نیست که ملت‏مان همچون سایر ملل جهان برای ورزش بیش از علم و فرهنگ ارزش قائل باشند، بلکه از آن منظر توجهات اینچنین به وفور مشهود است که همزادپنداری عجیبی میان عموم مردم و قهرمانان ورزش وجود دارد.

تقویت روحیه امید ثمره همین همزادپنداری میان عوام و قهرمانان است و به عبارت ساده‏تر بسیاری از اقشار مردم با مشاهده شکستن مرزهای زمانی و مکانی بر خودباوری‏شان افزوده می‏شود و حال اگر آن قهرمان از جنس ملت ایران باشد، این غرور ملی است که در سطح جامعه پدیدار شده و بسیاری از خلع‏ها و کم‏کاری‏ها را در حوزه‏های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی برای مدت زمانی نزد افکار عمومی کمرنگ می‏سازد.

المپیک بهترین و بزرگ‏ترین میدان برای دستیابی به این هدف است که شش میلیارد و چند صد میلیون نفر از مردم 205 کشور جهان نمایندگانشان را در این عرصه نظاره می‏کنند و مردم ایران نیز چنین کردند اما ناکامی در پی ناکامی حاصلی بود که نصیب‏شان شد و با آه و حسرت به افتخارآفرینی قهرمانان سایر ملل قبطه خوردند و شادی سایرین را به نظاره نشستند.

ختی تندروترین اهالی افغانستان نیز از مدال‏آوری نماینده‏ای از این کشور خرسند شدند، چرا که می‏توانستند بیان کنند که یک افغانی نیز می‏تواند با حداقل‏ها در رویارویی با قدرت‏هایی که آخرین تکنولوژیهای علمی را در ورزش به کار بسته‏اند، موفقیت کسب کند و فعل توانستن را به عنوان نماینده ملتش صرف نماید اما در ایران چه گفتند جز اینکه مدال‏آوری در المپیک هدف اصلی نیست؟

آقای رئیس‏ جمهور؛ آنچه راقم این سطور از نگاه‏تان استنباط کرد، آن است که لزوم مدال‏آوری و توقعی برای تحصیل قطعی موفقیت  در این عرصه داشتن، یک کوته‏نظری است که اگر این استدلال از لسان حضرتعالی خارج شده باشد، باید متذکر شوم با توجه به آنکه اکثریت ملل با جدیت سکوهای المپیک را از قهرمانانشان طلب می‏کنند، شاید بالغ بر شش میلیارد کوته‏فکر در جهان وجود داشته باشد!

بپذیرید یک مدال المپیک تاثیرگذاری به مراتب عمیق‏تری از هزار و چند صد مدالی که بخشی از آنها نیز در رویدادهای کم‏اعتبار حاصل آمده نزد جامعه جهانی و از آن پراهمیت‏تر مردم ایران دارد. رسانه‏های جهان و حتی رسانه‏های منتقد دولت شاید بتوانند هر دستاوردی را در هر عرصه‏ای زیرسوال ببرند اما با سکوهای المپیک کاری نمی‏توانند انجام دهند.

بر این اساس انتظار می‏رود، فرصت‏های از دست رفته در چهار سال اخیر را با کم‏ارزش خواندن این فرصت‏ها نادیده نگرفت تا اینچنین طرز تلقی نزد افکار عمومی پدیدار نشود که چون دولت نهم در حوزه ورزش علی‏الخصوص در زمینه صعود به جام‏جهانی و مدال‏آوری در المپیک ناموفق بوده، برخلاف منویات مقام معظم رهبری، جایگاه والای قهرمانی در این میدان که هنگامه سنجش وزن عصاره ورزش ملل است، زیر سوال برود.

دبیر سرویس ورزشی

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 10:52

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

نامه ای سرگشاده خطاب به ملت ایران: امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و تاریخ ساز ایران

آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مباد که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.

سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟
خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟

طبیعی بود که رگهای غیرت به جوش آیند. که مگر می شد با شنیدن این اخبار و گزارش ها آرام نشست و سر راحت بر بالین گذاشت؟ اینچنین بود که دست به نوشتن نامه ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بردم. نوشتم که خبر از تجاوز و شکنجه و انجام اعمال غیر معمول می رسد و من بی هیچ داوری از شما می خواهم که تحقیق کنید و دریابید که آیا چنین فجایعی رخ داده است یا نه؟ این نامه که منتشر شد اما پاسخ آن، هیاهوهای بسیار بود که آغازیدن گرفت و بارانی از دشنام و تهدید بود که بر سر من باریدن گرفت. خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه توانستند علیه من گفتند و به من نسبت دادند. اینچنین بود که تردیدهای من جدی تر شد. با خود گفتم که اگر چنین فجایعی رخ نداده بود می گفتند که رخ نداده است، اما حملاتی بدین صورت غیر معمول از تریبون های کوچک و بزرگ نماز جمعه و فحاشی هایی چنین نامعمول از سوی برخی مطبوعات نشان از آن دارد که آتشی به خرمن عده ای افتاده است. خود را مکلف دیدم که بایستم و از میدان به در نشوم.

نامه ای که به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بودم برای بررسی در اختیار رئیس قوه قضاییه وقت قرار گرفت و آیت الله شاهرودی نیز دستور پیگیری ماجرا را به دادستان کل کشور،آقای دری نجف آبادی، داد. آقای دری تماسی با من گرفت و مقرر شد تا نماینده ای را نزد من بفرستد. آن نماینده آمد و من از باب نمونه، فردی را که مدعی بود علاوه بر شکنجه مورد تجاوز نیز قرار گرفته است، به ایشان معرفی کردم. نماینده اقای دری نیز تاکید کرد که کسی از ماجرا باخبر نشود تا خللی در روند رسیدگی پدیدار نگردد و حتی در خواست کرد که بازجویی خارج از محل دفتر من و در مکانی دیگر صورت پذیرد که کاملا محفوظ بماند. تا اینجای کار برخوردها معقول بود. تا اینکه پای دادستان اکنون معزول تهران به ماجرا گشوده شد. او تماسی با من گرفت و گفت که نماینده ای را برای بررسی ماجرا به ملاقاتم می فرستد. آن فرد آمد و از من شاهد و نمونه خواست. صحیح آن بود که من مطابق قراری که با نماینده آقای دری گذاشته بودم، می گفتم که به دستور آقای شاهرودی، اکنون آقای دری و نماینده ایشان درحال پیگیری ماجرا هستند و از من خواسته اند که اطلاعات خود را با فرد دیگری درمیان نگذارم. اما از انجا که درکار خود مشکلی نمی دیدم و بنا را بر احقاق حق و تعامل با مسئولان می دیدم، به نماینده دادستان معزول تهران این فرصت را دادم که در اتاقی در دفتر کارم با همان شاهدی که نماینده آقای دری نیز پای سخنش نشسته بود ملاقات کنند و شرح شکوه و شکایت او را بشنوند. گفتم که اگر می خواهید مکان دیگری را برای ملاقات با آن شاهد معین کنید که نماینده دادستان تهران اما برخلاف نماینده آقای دری گفت انجام ملاقات در دفتر خود من را مناسبتر تشخیص داد.

بر خلاف ملاقات اول که به خوبی انجام شد این ملاقات اما صورتی دیگر به خود گرفت. آنچنانکه در اثنای جلسه آن پسر بیرون آمد و گفت که اینها به دنبال چیز دیگری هستند و دعوی پیگیری قضایی ندارند، بلکه در اندیشه برخورد سیاسی و پاک کردن صورت مساله اند. گفت که نماینده دادستان تهران می خواهد که همراه او به پزشکی قانونی بروم. او را مجاب کردم که همراه آنها برود. در راه اما آنها به بازجویی سیاسی خود ادامه داده و به او گفته بودند که تو باید به خاطر خدا و به خاطر خانواده و آبرویت سکوت می کردی و نباید آلت دست سیاستبازان می شدی و بسیاری سخنان دیگر از این دست که اکنون مجال شرح آن نیست.

آن روز گذشت و فردای آن، همان پسر، وحشت زده نزد من آمد و گفت که رفته اند و در محله از خانه و همسایه درباره او تحقیق کرده اند. گفتم وحشت نکن، هدف آنها کشف حقیقت است. پسر اما باری دیگر به من مراجعه کرد و گفت که آنها ماجرا را به پدر او گفته اند و آبرویش رفته است و پدر او مدام گریه می کند. از پسر خواستم که پدرش را نزد من آورد تا با او سخن بگویم و آرامش کنم. آن پسر اما رفت و دیگر خبری از او نشد. پس از مدتی سه شنبه گذشته پدر به سراغ من آمد درحالیکه نگران فرزندش نیز بود. مردی بیش از هفتاد ساله و محترم را دیدم که اندوه از چهره و سخنش می بارید. می گفت ما مسلمان و مذهبی هستیم و چرا با ما چنین کردند؟ عکس هایی را از جیب خود درآورد و نشانم داد تا از سابقه شان گفته باشد. تصویرهایی از زمان جنگ که پسر مجروحش را خوابیده بر تخت بیمارستان نشان می داد، درحالیکه رهبری فعلی – رئیس جمهور وقت- در عیادت از مجروحین بر سر تخت او ایستاده و درحال بوسیدن فرزند مجروح اوست و فرزندش نیز دست خود را بر گردن ایشان انداخته است. می گفت که سابقه ما آن بوده است و امروز ما نیز چنین است. شکوه و شکایت داشت که آبروی ما را در محله برده اند و از کسبه محله نیز درباره ما پرسیده اند. می گفت که من در خانه مان وحشت دارم. او را در ماشینی سوار کرده و درباره پسرش سوال پیچش کرده اند و او هم توضیح داده بود که فرزندش دانشجو و صادق و راستگو است. با این حال به این نیز بسنده نشده بود. می گفت که بعد از این به خانه آمدم و ساعتی بعد زنگ خانه به صدا درآمد. پایین آمدم و در را باز کردم اما کسی نبود، بالا که آمدم دوباره زنگ خانه به صدا درآمد و دوباره در را باز کردم و کسی را ندیدم. این اتفاق برای بار سوم هم افتاده بود و این بار که او در را گشوده بود با موتورسواری روبرو شده بود که در مقابل خانه آنها قرار گرفته و فردی نیز با چهره مهیب بر ترک آن درحال عکس برداری از خانه آنها و داد و فریاد و بدگویی علیه شان در محله بود. پدر می گفت که با این اتفاقات ما در این خانه دیگر امنیت و آرامش نداریم.

گویا اینها ماموران تحقیق بودند که برای کشف حقیقت و دستیاری قضاوت آمده بودند. واین نتیجه و دستاورد ما بود از اولین سندی که در اختیار دستگاه قضایی قرار دادیم. دستگاه قضایی در نظام اسلامی که خود را با رویه حضرت امیر مقایسه می کند، برای تحقیق قضایی به هدف تهدید، موتورسوار مسلح سراغ شاکیان فرستاده بود. شرم است از بردن نام حضرت امیری که برای کندن خلخال از پای یک زن یهودی به خود می پیچید و اسوه عدالت بود و باری نیز که در دادگاه به شکایت یک یهودی حاضر شد و قاضی نام ایشان را به کنیه برد، به اعتراض گفت که در پیشگاه قضاوت، من و این یهودی با هم برابریم.

و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد.

بدین ترتیب حوادثی که از سر یکی از شهود ما گذشت درسی شد تا بقیه شهود را دست و پا بسته در اختیار دادستان معزول تهران قرار ندهیم. دادستان کل کشور آقای دری نیز از سمت خود برکنار شده و بنابراین تمام درها بسته شده بود. این درحالی بود که فحاشی ها علیه مهدی کروبی از تریبون های رسمی و توسط مطبوعاتی که از پول بیت المال ارتزاق می کردند نیز هر روز فزونی می گرفت. اینچنین بود که نامه ای به ریاست جدید قوه قضائیه نوشتم و درخواست دادخواهی و رسیدگی به ماجراها را کردم. در نتیجه ی این نامه بود که کمیته ای سه نفره به دستور ریاست جدید قوه قضاییه تشکیل و مسئول پیگیری حوادث بعد از انتخابات و رسیدگی به شکایات خانواده مصدومین روحی و جسمی شد. جلسه اول تشکیل شد که جلسه خوبی هم بود. در این جلسه علاوه بر سندی که پیشتر در اختیار دادستان تهران و دادستان کل کشور قرار داده بودم، دو سند دیگر نیز ارائه کردم که اکنون بر خود می بینم شرح کامل تری از آنها را برای شما مردم گزارش دهم.

سند دوم که با مدارک کامل نیز همراه بود شرح ماجرای رفته بر خانمی بود که در تظاهرات خیابانی بازداشت شده و آنچنانکه خودش می گفت در ماشین با برآمدگی های جسمی او ور رفته بودند و وقتی که به محل مورد نظر رسیده از او خواسته بودند شلوارش را از پایش درآورد که او نپذیرفته اما آنها او را درحالی که به زمین نیز افتاده بود مجبور به درآوردن شلوارش کرده بودند. در همین اثنا مسئول بالاتری آمده و اعتراض کرده بود که اینجا چه خبر است و ماموران گفته بودند که او از بی حیایی لباسش را درآورده و خود را بر زمین انداخته است تا آبروی ما را ببرد؛ حال آنکه آن زن نیز فریاد می زده و داد و بیداد می کرده است که آنها به زور با او چنین کرده اند. والله اعلم!
سند سوم نیز مربوط به جوانی بود که عضو یکی از گروههای سیاسی قانونی هم بود و مادرش با من تماس گرفته و او را نزد من فرستاده بود.او خودش مدارک پزشکی قانونی و همچنین یک سی دی به همراه داشت که نشانگر ضرب و شتم شدیدش بود. این فرد مدعی نبود که مورد تجاوز قرار گرفته است اما عکس ها نشانگر التهاب و قرمزی مقعد او نیز بود.می گفت که در زیر شکنجه و کتک بیهوش بوده و نمی داند که با او چه کرده اند و اگر مورد تجاوز قرار گرفته نیز نفهمیده است. پزشکی قانونی نیز در این خصوص با تایید التهاب مقعدی، بررسی بیشتر را نیازمند نامه جدید و حکم قضایی دانسته بود. او پنج روز در بازداشت به سربرده بود اما در این چند روز آنچنان به صورت پی در پی مورد ضرب و شتم سنگین قرار گرفته بود که ماموران تصور کرده بودند او مردنی است و بنابراین گفته بودند که می خواهیم تو را به اوین منتقل کنیم اما در نهایت چشم و دست بسته در بیابان رهایش کرده بودند. یاللعجب!

اینها سه سند کتبی بود که در جلسه اول ارائه کردم و درباره دو سند دیگر نیز به صورت شفاهی صحبت کردیم و گفتم که این دو مورد نیز مطرح است اما سندی کتبی در خصوص آنها وجود ندارد. یکی از آنها ترانه موسوی واقعی بود که گفتم خانواده اش به ما راه نمی دهند و بهتر است که شما خود با هدف تحقیق، ماجرا را دادخواهی و پیگیری کنید. شاهد صحت ماجرا هم تلاش مذبوحانه ای بود که عده ای برای ساختن ترانه موسوی قلابی انجام داده بودند. کمیته اگر کارش تحقیق بود باید به سراغ محفل نشینانی می رفت که آن فیلم کذایی را برای پخش در رسانه ملی ساخته بودند؛ همانهایی که به خانواده ترانه موسوی قلابی گفته بودند “شما کاری با ترانه واقعی نداشته باشید، آن را خودمان حل می کنیم”. گویی مهدی کروبی همه جرمش این بود که اسرار ماجرای «ترانه» را هویدا کرده و از سناریویی مشابه با سناریوی قتل های زنجیره ای پرده برداشته بود. زبان سرخ او سر سبز روزنامه اعتماد ملی را نیز بر باد داد که به محض افشای این ماجرا روزنامه نیز تعطیل شد. ماجرای ترانه واقعی را آنچنانکه شنیده بودم به صورت شفاهی برای کمیته بازگو کردم. ترانه موسوی به همراه یک دختر و چند پسر دیگر در مقابل مسجد قبا در روز مراسم سالگرد آیت الله بهشتی بازداشت شده بودند. دخترها پس از بازداشت شماره تلفن خانه شان را ردوبدل می کنند تا هریک که آزاد شد خانواده دیگری را از بی خبری بیرون آورد. آنها در همان روزهای بازداشت و درمیانه ضرب و شتم ها و به هنگام انتقال از یک مکان به مکانی دیگر متوجه غیبت ترانه موسوی می شوند. بدین ترتیب آن دختر دیگر وقتی که آزاد می شود با خانواده ترانه و همچنین با کمیته پیگیری تماس گرفته و گفته است که ترانه با ما بوده و مفقود شده است. مادر ترانه اما که گویا بسیار می ترسید گفته بود که دیگر با او تماس نگیرند. این دختر در کمیته پیگیری اینجانب و آقای موسوی نیز حاضر شده و تمام توضیحات لازم را در خصوص ترانه واقعی داده بود. از هیات سه نفره خواستم که حقیقت یابی در خصوص این سند شفاهی را نیز انجام دهند و از آنجا که هویت سناریونویسان درباره ترانه قلابی روشن بود، راههای حقیقت یابی نیز در دسترس و آسان به نظر می رسید. من بر این تصور بودم که در دستگاه قضایی علوی، از ما اشارتی کافی است تا آنها به سر بدوند. والله اعلم!

سند شفاهی دومی که در همان جلسه اول ارائه کردم مربوط به خانمی بود به نام سعیده پورآقایی. گفتم که درباره فردی به این نام هم به من خبرهایی داده اند و می گویند فرزند جانباز است که البته چون خود در خصوص آن خبر نداشتم و خانواده او را ندیده بودم درخصوص او محکم صحبت نکردم و خیلی سطحی از کنار آن گذشتم و در همین حد اشاره کردم که به هرحال برای او در تهران مجلس ختمی هم برگزار شده است. این سست ترین موردی بود که در جلسه اول ما با کمیته سه نفره بدان اشاره شد و خیلی سریع نیز از آن گذشتیم.

دو روز بعد از این جلسه اما در ادامه پیگیری هایم در خصوص این مورد خاص که اطلاع شخصی ام در موردش کمتر بود ملاقاتی داشتم با خانمی که خواهر ناتنی خانم پورآقایی بود. او گفت که پدرشان جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده است. او از من آدرس محل سکونت مادر سعیده را می خواست که زن پدرش بود و می گفت رابطه شان با آنها قطع است و او از محل سکونت آنها خبری ندارد. من نیز از آنجا که آدرسی از خانواده سعیده نداشتم از آقای مقیسه در ستاد آقای موسوی که این گزارش را به ما داده بود آدرس خانواده آنها را طلب کردم که ایشان ندادند از آن رو که روند تحقیقاتشان خراب نشود و آن خانواده نترسند. تلفنی نتوانستم از آقای مقیسه آدرس محل سکونت را بگیرم و درنهایت او را قاتع کردم که شنبه هفته گذشته درجلسه ای با حضور خواهر ناتنی سعیده شرکت کند. بدین ترتیب آقای مقیسه و خواهر سعیده را روبروی هم نشاندم و به سعیده گفتم که انشاءالله خواهرت کشته نشده است که او گفت این عکس منتشر شده متعلق به خواهر اوست و او قطعا کشته شده است. از آقای مقیسه خواستم که آدرس محل سکونت خانواده سعیده را به خواهر ناتنی او بدهد که اگر چنین نکند ابهامی برای خواهر او ایجاد خواهد شد. آقای مقیسه اما در اینجا به من گفت که ماجرای مرگ سعیده و آنچه تاکنون روایت شده بود کمی شک برانگیز است چراکه ما فهمیده ایم پدر او جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده و سعیده چندبار نیز سابقه فرار از خانه داشته است. من گفتم که شما کاری با این نکات نداشته باشید و برای رفع ابهام آدرس را به خواهر ناتنی سعیده بدهید که در نهایت نیز اقای مقیسه آدرس را به ایشان دادند.
این ماجرا گذشت و روز دوشنبه هفته پیش بود که آقای محسنی اژه ای در تماسی از من خواست که در جلسه ساعت دوبعدازظهر کمیته حاضر شوم و بدین ترتیب جلسه دوم کمیته نیز برگزار شد. اعضای کمیته در ابتدای جلسه با اشاره به اینکه می خواهند به بررسی هایشان ادامه دهند بدون آنکه درباره سندهای کتبی ارائه شده و ترانه موسوی هیچ بحثی انجام دهند یکباره از من پرسیدند که آیا گزارش و سخن جدیدی درباره سعیده پورآقایی دارم یا نه؟ که من شرح ماجرای دیدار خود با خواهر او را بازگو کردم و گفتم که نه تنها برخلاف آنچه گفته بودند پدر سعیده جانباز نبوده که شش سال پیش فوت نموده و سعیده چند بار از خانه فرار نیز کرده است و اینکه می گویند در هنگام الله اکبر گفتن به او تیراندازی شده هم صحت ندارد. و نقل کردم که این نکات را آقای مقیسه نیز به من گفته اند و شرح دیدار خود با خواهر ناتنی سعیده و سخنان آقای مقیسه را هم بازگو کردم. جالب اما آنجا بود که در این جلسه به جز این موضوع که از ابتدا نیز من به عنوان سند شفاهی و نه چندان محکم به آن اشاره کرده بودم، صحبتی درباره آن سه سند کتبی نشد و درباره ترانه هم صرفا بحث کوتاهی درگرفت.

در ادامه این جلسه البته بحثی طلبگی هم در گرفت درباره سخنانی که آقای رئیسی در میانه جلسه اول و دوم با خبرنگاران درمیان گذاشته و گفته بود:«اظهارات کروبی باید بررسی شود.» البته آقای خلفی متفاوت از آقای رئیسی از «بررسی اظهارات و مستندات» سخن گفته بود. من بدین ترتیب در جلسه گفتم که آنچه ما با شما درمیان گذاشته بودیم صرفا اظهارات و مدعیات نبود بلکه مستندات بود و درقالب سی دی ارائه شده بود. گفتند سی دی که سند نمی شود و من نیز گفتم که مگر در حین ارتکاب تجاوز می توانسته ام فیلمبرداری کنم که اکنون فیلم آن را در اختیار شما قرار دهم، و مگر من در محل ارتکاب جرم حاضر بوده ام و نخ انداخته ام که اکنون به شما بگویم چقدر فاصله میان آنها بوده است و آیا شما توقع دارید که من آلات جرم و تجاوز را هم ضمیمه پرونده می کردم؟ گفتم که من به دنبال سند آوردن هم نیستم و اینجا محکمه من نیست و اگر هم سندی به شما ارائه کرده ام برای آن بوده است که سرنخی باشد تا بروید و پیگیری کنید و نگذارید که حقی ضایع شود و ظلم کردن، رایج گردد.

بدین ترتیب در این جلسه تنها به دادن یک سند دیگر اکتفا کردم که مربوط بود به خانمی که در خیابان بازداشت شده و همانجا در داخل ماشین ون به او و دختری دیگر تجاوز شده بود. به آنها گفتم که این خانم بسیار وحشت زده ونگران است و گفته است که اگر پدر و مادرم از ماجرا باخبر شوند و بی آبرو شوم خودکشی خواهم کرد. از حساسیت ماجرا آنها را آگاه کردم و گفتم که بر آنهاست تا مراقبت لازم صورت بگیرد و مباد درخصوص این شاهد نیز همچون سندی برخورد شود که در اختیار دادستان معزول تهران قرار دادم واسباب بی آبرویی یک فرد را در خانواده و محله ایجاد کردند. اسناد کتبی این تجاوز را هم در اختیار هیات قرار دادم و البته گفتم که مورد دیگری نیز هست که مربوط به خانم پرستاری است که بازداشت شده و عکس های او را من به دلیل حرمت با دقت نگاه نکرده ام اما همینقدر دیده ام که تمام بدن او در اثر ضرب و شتم سیاه شده بود و او نیز مدعی است که مورد تجاوز قرار گرفته است و اسناد آن را هم جهت تحقیق فردا برایتان می فرستم. و سپس تاکید کردم که ماجرای سند آوردن را در همینجا خاتمه می دهم و همین مقدار سند ارائه شده برای بررسی و روشن شدن ماجرا کفایت می کند.
درحالیکه این جلسه نیز به خوبی پایان یافت اما فردای ان روز به یکباره ورق برگشت. دفتر من و دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ و آقایان بهشتی و الویری و داوری بازداشت شدند. هیات سه نفره نیز به جای پیگیری ماجرا گزارشی شتابزده را منتشر کرد. و اکنون که من به گزارش شتاب زده کمیته پیگیری که روز شنبه منتشر شد نگاهی می اندازم یقین پیدا میکنم که اعضای این کمیته نیز دستور داشته اند که سروته ماجرا را جمع کنند و آنها نیز چنین شتابزده ماجرا را جمع کرده اند.اما دو نکته در خصوص گزارش آنها:

در این گزارش سخنانی از زبان من روایت شده است که من نگفته ام و درمقابل، در این گزارش هیچ اشاره ای به بعضی مطالب که من از زبان برخی شاهدان گفته بودم و بسیار وقیحانه بود همچون سخنانی که فاعل در هنگام تجاوز برزبان می آورده، نیز نشده است.

نویسندگان شتابزده این گزارش مدعی شده اند که اینجانب هیچ مدرک و سندی مبنی بر تجاوز وانجام اعمال خلاف عرف در بازداشتگاهها تا پیش از نوشتن نامه ام به رئیس مجمع تشخیص دردست نداشته ام. یاللعجب که آقایان از زبان ما سخن می گویند و برای خود می برند و می دوزند. مهدی کروبی آنگاهی نامه به رئیس مجمع تشخیص نوشت که بسیاری چهره های موجه به او مراجعه کرده و برخی بازداشت شدگان نیز به او پناه آورده و از آنچه بر آنها و دیگران گذشته بود خون گریستند. اگرچه این چهره ها شجاعت بسیار به خرج دادند که در سیلاب تهدیدها و فحاشی ها و در میانه ارعاب های گسترده حاضر شدند نزد فرد بی پناهی همچون مهدی کروبی بیایند و من همینجا شجاعت آنها را می ستایم.

در حالی که در این گزارش به اولین سند کتبی ارائه شده صرفا به اندازه پانزده سطر روزنامه ای و به دومین سند کتبی در حد هفت سطر روزنامه ای و به سومین نیز در حد پنج خط اشاره شده و کوچکترین اشاره ای نیز نشده است به چهارمین سند کتبی که در جلسه دوم ارائه گشت و درحالیکه درباره اولین سند شفاهی یعنی ترانه موسوی نیز فقط چهار خط روزنامه ای در این گزارش آمده است، بیش از دویست سطر روزنامه ای این گزارش که بخش اعظم آن را تشکیل می دهد مربوط به دومین سند شفاهی ما یعنی سعیده پورآقایی است که از قضا خود تشکیک کامل را بر آن وارد کرده بودیم. حال اگر بگوییم که این جنازه را کدام مقام دولت جمهوری اسلامی در اختیار خانواده آنها گذاشته است و اجازه دیدن جنازه را حتی به نماینده ستاد آقای موسوی نیز نداده بودند آیا ساختگی بودن کل ماجرا جهت انحراف پیگیری ها را به اذهان متبادر نمی شود؟ این ظن آنگاهی تقویت می شود که می بینیم همین ماجرای مشکوک، ملاک نوشتن کلیت گزارش شتابزده هیات سه نفره نیز قرار گرفته است.
البته باید در همینجا اشاره کنم که چه خوشحالم این کمیته به سراغ سند کتبی چهارم که در اختیار آنها قرار داده بودم نرفتند و حقیقت یابی خود را به همین مقدار محدود کردند و حداقل زندگی یک فرد دیگر و آبروی او را به بازی نگرفتند. جای شکرش باقی است و خدا را شاکرم.

کمیته سه نفره در پایان گزارش شتاب زده خود خطاب به ریاست قوه قضائیه خواستار برخود عادلانه و قاطع با اینجانب شده است. و بدین ترتیب نتیجه حق جویی قوه قضائیه چوبی شد که بر سر مهدی کروبی فرود آمد. من اما بسیار خوشحالم و از این فرصت استقبال می کنم و آن را هدیتی الهی می دانم؛ باشد که امکانی پیش آید تا بتوانم به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارم و بازگو کنم آنچه را که تا امروز نگفته ام و صدایی باشم برای حق خواهی. خرسندم اگر فرصتی دیگر به وجود آید تا من دامن جمهوری اسلامی را از این فجایع و بسیاری حوادث دیگر که بعد از رحلت امام پیش آمد و بر این مملکت گذشت پاک کنم.
مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ فرزند مرحوم مطهری می گوید که خانمی به خانه ملت آمده و نزد او شکایت آورده که بر پسر او در بازداشتگاه چه گذشته است و بعد از آن، چنان با آن خانواده برخورد کرده اند که آن زن، خود تماس مجدد گرفته و گفته است که ما هیچ شکایتی نداشته ایم و به قول ما لرها “خر ما از کرگی دم نداشت”. این همان گرفتن حق بدون لکنت زبان است که توصیه حضرت امیر به مالک بود! مشخص است که تدبیر امور چه سمت و سویی به خود گرفته است. هیاهوها و هتاکی های آغشته به تهدید در هفته های گذشته تا آنجا فزونی گرفت که خانواده هایی نیز نزد من آمدند و خواستند که پیگیری ها را ادامه ندهیم و از عاقبت خود می ترسیدند و می گفتند که تو نه فقط برای خود که برای ما نیز دردسر ایجاد خواهی کرد. البته وقتی دختر یک زندانی را بازداشت می کنند و سپس این دختر عفیفه را شبانه، چشم بسته در بیابان رها می کنند تا آنجا که صدای یک روزنامه مستقل اصولگرا هم در می آید و می نویسد که این دختر را با چادر پاره در بهشت زهرا رها کرده اند، باید فهمید که تدبیر ملک و عدل در این مملکت به دست چه کسانی افتاده است و باید حق داد به آنهایی که نگران آینده خود هستند.
وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است.

هیات سه نفره کار خود را پایان داد و خواستار برخورد قضایی با اینجانب شد و من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم و نامه نگاری های خود در این خصوص را در همینجا پایان می دهم. اگرچه این توصیه را نیز با ریاست محترم قوه قضائیه باید درمیان بگذارم که مبادا در مسیر قاضی القضاتی، تحت تاثیر اراده های تحمیلی و بیرونی قرار بگیرند و از مسیر عدالت خارج شوند. چه آنکه ایشان در قیاس با دو رئیس پیشین این قوه از امتیازی ویژه برخوردارند و آن فرزندی آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی و دامادی آیت الله العظمی وحید خراسانی است. امیدوارم که کارنامه قضایی آیت الله لاریجانی به گونه ای نباشد که در پایان دوران ریاست ایشان بر قوه قضا لطمه ای به ساحت مرجعیت وارد شود.

والله اعلم بالذات الامور
مهدی کروبی
۲۳/۶/۱۳۸۸

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 12:17

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

‏پیام مهم آیت‌الله منتظری به مراجع و علما

بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏عن رسول الله (ص) : " اذا ظهرت البدع فى امتى فليظهر العالم علمه ..."‏
‏(الكافى ، ج 1، ص 54)‏

‏حضرات مراجع عظام تقليد و علماى اعلام قم، نجف، مشهد مقدس،‏ ‏تهران، اصفهان، تبريز، شيراز و ساير بلاد اسلامى دامت بركاتهم
‏ ‏
‏‏پس از سلام و تحيت ، اين جانب با توجه به شرايط جارى در كشور و‏ ‏مظالمى كه هر روز شاهد آن هستيم و كارهاى خلافى كه به نام دين و‏ ‏مذهب تشيع انجام مى‎شود شرعا خود را موظف مى‎دانم از روى‏ ‏خيرخواهى و احساس خطر جدى نسبت به مصالح دين و كشور، و از باب‏ (و ذكر فان الذكرى تنفع المومنين ) امورى را يادآور شوم:

‏ ‏
‏1 - همه مى‎دانيم كه انقلاب ما يك انقلاب دينى و ارزشى بود و هدف‏ ‏اصلى از آن با تحمل آن همه مصيبت ها، سختى ها، تبعيدها، زندان ها و‏ ‏شكنجه ها، تنها تغيير اشخاص حقيقى حاكميت و تغيير صورى در بعضى‏ ‏امور جزئى نبود; بلكه مقصود حاكميتى بود كه در تمام عرصه ها به عقائد،‏ ‏اخلاق و احكام شرع مبين پايبند بوده و معتقد و عامل به آنها باشد; و در‏ ‏پرتو آن حاكميت ، ايمان ، مكارم اخلاق ، عدالت و آزادى از استبداد و‏ ‏خفقان ، محقق شده ، حقوق اقشار مختلف مردم تأمين گرديده و مظالم و‏ ‏تجاوز به حقوق آنان ريشه كن شود، و ملت ما از اين جهات احساس‏ ‏راحتى و آسايش نمايد و در مقابل ساير ملتها سربلند و الگوى تحقق‏ ‏عدالت ، عزت ، كرامت و ارزشهاى انسانى باشد. هدف اين نبود كه فقط‏ ‏نام و نشان و شعارها تغيير كند ولى عملا همان مظالم و انحرافات رژيم‏ ‏گذشته و تجاوزات به حقوق به شكل ديگرى به عنوان حاكميت دينى و‏ ‏ولايت فقيه جريان پيدا كند.

اين جانب كه همه مى‎دانند مدافع سرسخت حاكميت دينى و از پايه گذاران‏ ‏ولايت فقيه - البته نه به شكل مرسوم فعلى ، بلكه به گونه اى كه مردم او را‏ ‏انتخاب نمايند و بر كارهاى او نظارت داشته باشند - بوده ام و در راه تحقق‏ ‏آن در بعد علمى و عملى تلاش زيادى نموده ام، اكنون در مقابل مردم آگاه‏ ‏ايران به خاطر ستم هايى كه تحت اين نام و عنوان بر آنان مى‎رود احساس‏ ‏شرمندگى كرده و خودم را در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل‏ ‏خون هاى ريخته شده شهداى عزيز و تجاوزات به حقوق مردم بيگناه‏ ‏مورد عتاب مى‎بينم. بسيارى از افراد با سابقه در انقلاب از طريق نامه،‏ ‏ايميل و يا حضورا به من مى‎گويند: حاكميت دينى كه شما وعده آن را به‏ ‏مردم مى‎داديد و ولايت فقيه را مجرى آن مى‎دانستيد و مى‎خواستيد آن را‏ ‏به پا داريد همين است كه امروز ما آن را مشاهده مى‎كنيم؟ در حالى كه‏ ‏آنچه مشاهده مى‎شود در واقع حكومت ولايت نظامى است نه‏ ‏ولايت فقيه.

‏ ‏
‏2 - حضرات مراجع و علماى اعلام، خوب مى‎دانند كه در طول تاريخ‏ ‏پيوسته آنان ملجأ و پناهگاه مردم در مقابل تجاوزات و مظالم حكومت ها‏ ‏بوده اند، و اين افتخار را داشته اند كه در مقابل حكومت هاى جائر و در‏ ‏كنار مردم و مدافع شريعت و حقوق اقشار ستم ديده باشند و در اين راه‏ ‏صدمات و محروميت هايى را متحمل شده اند. جزاهم الله عن الاسلام خير‏ ‏الجزاء.

‏‏البته پس از پيروزى انقلاب ، متأسفانه اين سابقه درخشان و نورانى به‏ ‏واسطه اعمال خلافى كه در حكومت انجام گرفت و چه بسا روحانيت هم‏ ‏در آن نقش نداشت ولى به علت كوتاهى در نهى از منكر در معرض تحول‏ ‏و خطر جدى قرار گرفت و با دور شدن از اخلاق و گاه در عمل با تحكيم‏ ‏تئورى "هدف وسيله را توجيه مى‎كند" انحراف در مسير انقلاب و دور‏ ‏شدن از اهداف اوليه آن ، آغاز و اين خطر جدى تر شد تا آنجا كه امروز با‏ ‏تأسف بايد گفت به پايگاه معنوى و مردمى روحانيت و مرجعيت و به تبع‏ ‏آن به اسلام و مذهب كه به طور سنتى متكى به روحانيت و عجين با آن‏ ‏بوده و از آن راه ترويج مى‎گرديده، ضربه زيادى وارد شده است كه معلوم‏ ‏نيست چگونه و چه زمانى قابل جبران مى‎باشد!

‏عجين بودن مذهب و عالمان و متخصصان دينى كه امرى مقبول و معقول و‏ ‏مورد تأييد مردم مسلمان است موجب شده است كه هر آسيب وارد بر‏ ‏روحانيت، قهرا متوجه اسلام و مذهب نيز باشد.

‏در چنين وضعيتى مسئوليت مراجع محترم و روحانيت شيعه سنگين تر‏ ‏خواهد بود; زيرا علاوه بر وظايف عمومى آنان كه لازمه رشته تخصصى‏ ‏آنان و توجه مردم به روحانيت و مرجعيت است، وظيفه دفاع از حيثيت‏ ‏مذهب و تطهير دامن آن از كارهاى خلافى كه حاكميت به نام مذهب انجام‏ ‏داده و مى‎دهد نيز بر عهده آنان خواهد بود; زيرا كارهاى خلاف شرعى كه‏ ‏خلاف اهداف اوليه انقلاب هم مى‎باشد و به نام دين و مذهب انجام‏ ‏مى‎گيرد از مصاديق بارز بدعت است. بدعت منحصر به تشريع و وارد‏ ‏كردن رسمى حكم غير دينى در دين نيست، بلكه شامل هر كار خلاف‏ ‏شرعى كه به نام شرع و مذهب انجام گردد نيز خواهد بود.

‏‏در آيه 71 سوره توبه مى‎خوانيم : (والمومنون والمومنات بعضهم‏ ‏اولياء بعض ، يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر) به مقتضاى‏ ‏جمع محلى به الف و لام استغراق، همه مومنين و مومنات نسبت به‏ ‏يكديگر در حد امر به معروف و نهى از منكر ولايت دارند; پس علماء‏ ‏اعلام به طريق اولى داراى اين ولايت مى‎باشند و نبايد ساكت باشند. و‏ ‏در وصيت مولا اميرالمومنين (ع ) مى‎خوانيم : "لا تتركوا الامر بالمعروف‏ ‏والنهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلا‏ ‏يستجاب لكم " (نهج البلاغه ، نامه 47) ترك امر به معروف و نهى از منكر‏ ‏و بى تفاوت بودن مردم در برابر كارهاى خلاف ، طبعا موجب سلطه اشرار‏ ‏است و دعاء فقط دردى را دوا نمى كند.

‏3 - با توجه به آنچه گفته شد متذكر مى‎شوم: حوادث و فجايع ماههاى اخير‏ ‏كه پس از انتخابات رياست جمهورى در كشور و در مرئى و مسمع‏ ‏حضرات مراجع و علماى محترم رخ داد زنگ خطرى است براى روحانيت‏ ‏و مرجعيت. در اين حوادث حق كشى ها، ظلم ها، تخلفات فراوان به نام دين‏ ‏و با تأييد بخش اندكى از روحانيون حكومتى و وابسته انجام شد و به‏ ‏دنبال آن، اقشار وسيعى از مردم معترض طبق حق شرعى و قانونى و بر‏ ‏اساس اصل بيست و هفتم قانون اساسى با انتخاب مسالمت آميزترين راه،‏ ‏اعتراض خود را به حاكميت ابلاغ كردند و حاكميت به جاى اين كه به نداى‏ ‏حق طلبانه مردم پاسخ مثبت و معقول دهد و درصدد تأمين حقوق تضييع‏ ‏شده آنان برآيد جمعيت چند ميليونى را آشوبگر و اغتشاشگر و عوامل‏ ‏بيگانه ناميد و به بدترين وضع و با خشونت كامل مردان و زنان بى دفاع را‏ ‏مورد ضرب و شتم و سركوب قرار داد و عده زيادى را بازداشت و گروهى‏ ‏را در خيابانها و عده اى را در زندان هاى مخوف به شهادت رساند.

‏‏عجب اين كه حاكميت با تكيه بر نيروى نظامى و انتظامى و كشيدن اسلحه‏ ‏بر روى مردم بى پناه و بى سلاح آنان را شهيد و يا زندانى نموده ولى در‏ ‏نهايت مردم را محارب ناميدند. خود بحران ايجاد كرده و نظام را به‏ ‏مخاطره انداخته ولى مردم و پايه گذاران نظام را اغتشاشگر و مخالف‏ ‏نظام مى‎نامند.

‏همزمان با سركوب مردم، تعدادى از فعالان سياسى و نخبگان كشور كه هر‏ ‏كدام از آنان سال ها در جمهورى اسلامى خدمات با ارزشى داشته اند را‏ ‏بازداشت و با طرح هاى از پيش تعيين شده بر خلاف شرع و قانون، شروع‏ ‏به پرونده سازى و گرفتن اعترافات دروغ و سپس نمايش آنها در‏ ‏دادگاههاى فرمايشى غير شرعى و غير قانونى نموده و در نتيجه آئين‏ ‏قضايى اسلام را مورد مسخره جهانيان قرار داده است; و به جاى مجازات‏ ‏جدى آمران و عاملان آن همه جنايت، فقط با وعده دادن مجازات آنان،‏ ‏همچون وعده بر مجازات آمران و عاملان قتل هاى زنجيره اى، به‏ ‏بازداشت افراد خدمتگزار ديگر و فشار بر دو كانديداى محترم‏ ‏حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى كروبى و جناب آقاى مهندس‏ ‏ميرحسين موسوى - دام توفيقهما و حفظهما الله تعالى - و بستن دفاتر و‏ ‏روزنامه هاى آنان و بازداشت همفكران و همكاران معزز آنان و متهم‏ ‏نمودن افراد صديق و خدوم در رسانه هاى وابسته حكومتى نموده و حتى‏ ‏از جايگاه مقدس نماز جمعه به امور واهى و دروغ همچنان ادامه مى‎دهند‏ ‏كه نهايت اين روند موجب تخريب بيشتر اعتقاد مردم به روحانيت و‏ ‏مرجعيت شيعه و اسلام عزيز خواهد شد.

‏‏در چنين شرايطى است كه مردم مسلمان ما از امثال حضرات مراجع و‏ ‏علماى محترم و اين حقير انتظاراتى دارند كه با توجه به وظيفه سنگينى كه‏ ‏شريعت مقدسه بر دوش عالمان دينى قرار داده است و نيز مسئوليت سنتى‏ ‏و تاريخى مرجعيت و روحانيت انتظار بجايى است. مردم مى‎گويند: اين‏ ‏ظلم ها و حق كشى ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است ، چرا مراجع محترم و‏ ‏علماى دين كه حافظ دين و مذهب و حصن اسلام و شريعت و مدافع حقوق‏ ‏مردم و مبين احكام شريعت و از جمله امر به معروف و نهى از منكر و‏ ‏اظهار مخالفت با خلاف ها و بدعت ها هستند، در مقابل اين همه بدعت ها و‏ ‏كارهاى خلافى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود به پيروى از دستور‏ ‏پيامبر اسلام (ص ) اظهار علم و مخالفت صريح با بدعت ها نمى كنند؟ و آيا‏ ‏اين همه مظالم و حق كشى ها و جنايات از بيرون آوردن خلخال از پاى يك‏ ‏زن يهودى توسط سربازان معاويه كمتر است كه مولاى متقيان حضرت‏ ‏على (ع ) فرمود: اگر مرد مسلمانى از غصه آن بميرد نبايد ملامت شود؟!‏ (نهج البلاغة ، خطبه 27). به يقين حضرات مراجع و علماى محترم قلبا از اين‏ ‏منكراتى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود نگران و ناراحت مى‎باشند‏ ‏و بعضا اقداماتى نيز نموده اند، اما آيا با توجه به مفاد حديث شريف نبوى‏ ‏كه اظهار علم را واجب دانسته، اين مقدار كفايت مى‎كند؟

‏‏4 - حضرات مراجع محترم به قدرت و نفوذ كلام خود در حاكميت توجه‏ ‏دارند و خوب مى‎دانند كه حاكميت در حفظ مشروعيت خود به آنان نياز‏ ‏دارد و از اين رو اينك آنان را هرچند به حسب ظاهر به رسميت مى‎شناسد‏ ‏و از آنان ترويج مى‎كند، و نيز مى‎دانند كه حاكميت از سكوت آن حضرات‏ ‏در قبال كارهاى خلاف خود بهره بردارى مى‎كند، پس آيا سزاوار است در‏ ‏امور مهمه اى كه به حيثيت و آبروى دين و مذهب و تأمين حقوق اقشار‏ ‏عظيمى از مردم و نيز ديندارى و حفظ اعتقادات مذهبى جوانان مربوط‏ ‏است سكوت كرده به نحوى كه بين مردم چنين تلقى شود كه خداى ناكرده‏ ‏مراجع و روحانيت موافق و مويد كارهاى خلافى هستند كه به گوشه اى از‏ ‏آنها اشاره شد؟

‏ ‏‏در خاتمه يادآور مى‎شوم : اين جانب هنوز از اصلاح امور مأيوس نشده ام‏ ‏و به نظر مى‎رسد مراجع عظام تقليد مى‎توانند ترتيبى دهند تا با راهنمايى‏ ‏و ارشاد آنان و با همفكرى با دو كانديداى محترم رياست جمهورى و‏ ‏نمايندگان عاقل و معتدل و كارشناس متدين و امين از طرف نظام،‏ ‏راههاى برون رفت از اين بحران بزرگ را كه براى جمهورى اسلامى و‏ ‏مشروعيت آن پيش آمده است بررسى كرده تا آنچه را مصلحت ديدند‏ ‏صادقانه با اشراف حضرات مراجع مورد عمل قرار گيرد. و بالاخره‏ ‏حاكمان ، سياست يك بام و دو هوا و به كيش خود خواندن و طرد كردن‏ ‏ديگران را نه به طور موقت، بلكه براى هميشه رها كنند و مردم را كه‏ ‏صاحبان اصلى حكومتند از روى صدق و به دور از شعار ارج نهند و آراء‏ ‏آنان را مورد نظر و عمل قرار دهند و اسلاميت و جمهوريت حقيقى و‏ ‏عدالت واقعى را اجرا نمايند. براى انسان اقرار به اشتباه ننگ نيست، زير‏ ‏بار حق نرفتن ننگ است.

‏عظمت اسلام و مسلمين و عزت و كرامت مردم ايران و سلامتى و توفيق‏ ‏بيشتر شما را از خداوند بزرگ مسألت دارم.
۲۳ رمضان المبارك ۱۴۳۰ - ۲۲ شهریور ۱۳۸۸‏‏
‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 12:14

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران

میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد. به گزارش "کلمه" در این بیانیه ضمن  تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است : برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم.
در این بیانیه همچنین  بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های  مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.

اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي  اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي  ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.  به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
 میرحسین موسوی

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:59

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

واکنش کروبی به کمیته سه نفره قوه قضائیه

«بنده در قبال کم لطفي دوستاني که گفته اند من سندي براي ارائه کردن نداشته ام تنها جزيي از آنچه را که در اختيار دارم منتشر مي کنم.» وي سپس گواهي پزشکي قانوني در خصوص آزار جنسي يکي از بازداشت شدگان را منتشر کرد.

روزنامه اعتماد نوشت:

مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي روز گذشته به اظهارات معاون اول قوه قضائيه مبني بر اينکه وي سندي را به کميته سه نفره قوه قضائيه ارائه نکرده است، پاسخ داد و گفت؛ من در اين جلسه سه سند ارائه کرده ام. ابراهيم رئيسي روز شنبه در حاشيه مراسمي در خصوص ديدار مهدي کروبي با کميته سه نفره گفته بود دبيرکل حزب اعتماد ملي سندي را مبني بر آزار و اذيت بازداشت شدگان ارائه نکرده است. اين در حالي بود که کروبي پس از ديدار خود با اعضاي اين کميته، ديدارش را خوب توصيف کرده بود.
اما به نظر مي رسد پايان اين ديدار چندان هم خوب نبوده است، چرا که ابراهيم رئيسي معاون اول قوه قضائيه پس از اين ديدار ارائه هرگونه سندي از سوي کروبي را تکذيب کرده و تنها بر اين نکته که کروبي اظهاراتي را بيان داشته که مورد بررسي قرار خواهد گرفت، تاکيد مي کند.
اما تکذيب ارائه سند از سوي کروبي تنها به رئيسي خلاصه نمي شود، چرا که روز گذشته علي خلفي رئيس حوزه رياست قوه قضائيه هم در حاشيه مراسمي ديگر (مراسم توديع و معارفه وزير دادگستري) ارائه مستندات از سوي کروبي به کميته سه نفره را همانند معاون اول قوه قضائيه رد کرد و گفت؛ «مدارکي ارائه نشده است، اما ادعاهايي مطرح بوده که آنها را بررسي خواهيم کرد.»
وي البته تعداد افرادي را که از سوي کروبي به اين کميته معرفي شدند، چهار نفر اعلام کرد. خلفي سپس در مراسم معارفه و توديع وزير جديد دادگستري که روز گذشته بدون حضور غلامحسين الهام برگزار شد، افزود؛ «بررسي اظهارات کروبي در هيات سه نفره و بررسي حوادث پس از انتخابات بيشتر از يک هفته طول نخواهد کشيد.» علي خلفي درباره بررسي اظهارات کروبي در هيات سه نفره قوه قضائيه نيز گفت؛ کروبي مستنداتي را ارائه کرده که در حال بررسي آنها هستيم که ان شاءالله اگر به نتيجه نهايي برسيم، آن را اعلام خواهيم کرد.
وي در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينکه آيا افرادي که کروبي در مورد آنها صحبت کرده است در جلسه حضور داشته اند، گفت؛ آقاي کروبي اسامي را به ما ارائه کرده اند که در حال بررسي صحت و سقم آن هستيم و به زودي نتايج آن را اعلام خواهيم کرد.
همين اظهارات کافي بود تا مهدي کروبي نيز به آنها پاسخ دهد. همچنان که او ديروز به اظهارات رئيسي در اين باره پاسخ داد و گفت؛ «من در اين جلسه سه سند ارائه کردم؛ نخست فيلم اظهارات همين فردي که تحت تاثير تهديد هاي نماينده مرتضوي ناپديد شده است را ارائه کردم، دومين سند بنده درباره آزار يک خانم بود و سومين سند هم درباره يک آقايي بود که يک سي دي و نظر پزشکي قانوني درباره ايشان را نيز ارائه کردم. البته در اين جلسه دو مورد هم گزارش شفاهي دادم. به گزارش سحام نيوز مهدي کروبي با ابراز تاسف از اظهارات رئيسي گفت؛ «پس از آنکه مطالبي را درباره آزار بازداشت شدگان حوادث اخير منتشر کردم حملات تندي نسبت به اينجانب صورت گرفت، ولي در همان زمان افراد بسياري که مورد آزار قرار گرفته بودند نزد من مي آمدند و خواستار احقاق حقوق شان بودند.
در همان زمان نماينده يي از سوي آقاي دري نجف آبادي نزد من آمد و خواستار ديدار با يکي از بازداشت شدگاني شد که مورد آزار قرار گرفته اند. ايشان بسيار حسن نيت داشت و به اين فرد قول داد حقوق وي را پيگيري خواهد کرد. ولي متاسفم از اينکه نماينده آقاي مرتضوي برخلاف نماينده آقاي دري نجف آبادي که با اين فرد بسيار خوب رفتار کرد، به تهديد اين فرد پرداخت به طوري که اين فرد مدتي است ناپديد شده است.
پيرو اين ماجرا نامه يي به آيت الله لاريجاني نوشتم و از ايشان درخواست کردم که هياتي بي طرف اين مسائل را مورد بررسي قرار دهد. پيرو اين نامه بود که آقاي لاريجاني کميته يي را تشکيل دادند که آقايان اژه يي، خلفي و رئيسي عضو آن هستند. اين کميته چند روز پس از آنکه تشکيل شد از من دعوت کرد براي ارائه مستنداتم به آنجا بروم، بنده نيز حضور يافتم و در جلسه يي که چندين ساعت طول کشيد مقدمات قضيه را به صورت مبسوط شرح دادم و البته آنجا نيز تاکيد کردم که بنابر اجبار و براي احقاق حقوق کساني که مورد آسيب قرار گرفته اند اين نامه را منتشر کردم.»
وي افزود؛ «البته در اين جلسه دو مورد هم گزارش شفاهي دادم؛ يک گزارش بنده درباره ماجراي ترانه موسوي بود که گفتم خانواده اين دختر از زماني که اين ماجراها پيش آمده ديگر حتي دختري را که همراه ترانه بوده به منزل شان راه نمي دهند و شما به عنوان افرادي حکومتي بايد با مراجعه نزد خانواده اين فرد اصل ماجرا را پيگيري کنيد و به بيمارستان امام خميني کرج مراجعه کرده و نظر پزشک را درباره جراحاتي که روي بدن اين دختر قرار داشت دريافت کنيد و علاوه بر آن يک گزارش ديگر هم ارائه کردم.» وي با تاکيد بر اينکه اين جلسه بسيار معقول و منطقي بود، گفت؛ «در آن جلسه من تاکيد کردم هيچ گونه حرفي درباره جزئيات اين جلسه نمي زنم، بلکه گفتم خودتان اسناد را بررسي و گزارشي را تنظيم کنيد و نتيجه را اعلام کنيد. حتي به آقايان گفتم چنانچه لازم باشد اسناد ديگري را نيز به شما ارائه خواهم کرد. از سوي ديگر آقاي خلفي نيز خاطرنشان کرد آيت الله لاريجاني تاکيد کرده بايد تا انتهاي قضيه مورد بررسي قرار گيرد. در اين جلسه آقايان قبول کردند که بايد مسائل با دقت بررسي شود و حتي اين موضوع مورد بررسي قرار گيرد که آيا افرادي که اين مطالب را بيان و اظهار مي کنند مورد آزار قرار گرفته اند و آيا حرف شان صحيح است يا خير و چنانچه مشخص شد واقعيت دارد بررسي شود، بنابراين هنگامي که بنده در حاشيه مراسم مرحوم حکيم در مقابل پرسش خبرنگاراني که درباره اين جلسه مي پرسيدند قرار گرفتم، تنها گفتم جلسه يي مثبت و خوب بود و تاکيد کردم که آقايان قصد بررسي مسائل را دارند. کروبي به انتقاد از کميته ويژه لاريجاني براي رسيدگي به حوادث اخير پرداخت و گفت؛ «شايد تعريف سند در نزد اين آقايان متفاوت از آنچه هست که ما تعريف مي کنيم. من اسنادم را از بازداشت شدگاني که مورد آزار قرار گرفته اند تهيه کردم. ما نظر پزشکي را درباره بازداشت کساني که مورد آزار قرار گرفته اند دريافت و از آنها فيلم تهيه کرده ايم و هنگامي که به اين جلسه رفتم يک سي دي را به همراه اسامي و آدرس اين افراد به اين کميته تحويل دادم و ديگر نسخه آن را نزد خودم نگه داشتم و البته هنوز برخي از اسناد و فيلم ها را به آنها نيز ارائه نکرده ام.»
وي افزود؛ «من توقع داشتم اين هيات همان طور که مطرح شده است مسائل را بررسي کند و چنانچه قرار است مصاحبه يي شود نيز مسائل بدون حب و بغض و بدون پيشداوري مطرح شود ولي متاسفانه آقاي رئيسي و به دنبال ايشان برخي از روزنامه ها اين گونه مسائل را مطرح کردند.»
کروبي در نهايت تاکيد کرد؛ «بنده در قبال کم لطفي دوستاني که گفته اند من سندي براي ارائه کردن نداشته ام تنها جزيي از آنچه را که در اختيار دارم منتشر مي کنم.» وي سپس گواهي پزشکي قانوني در خصوص آزار جنسي يکي از بازداشت شدگان را منتشر کرد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:55

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

عده ای برای مقابله با لیبرالیسم به فاشیسم پناه برده اند!

سید محمد خاتمی با تأکید بر این که با آنان که به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده های توتالیتاریسم می خواهند به زور مردم را به راهی كه خود راه سعادت می دانند ببرند، مخالفیم به همه دلسوزان هشدار داد تا فرصت ها كاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشند و یك بار دیگر این اطمینان را به وجود آورند كه در چارچوب همین ساختار موجود می توان به رفع اشكالات اقدام كرد.
اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها که با سید محمد خاتمی دیدار و گفت و گو می کردند در ابتدا دغدغه ها و نگرانی های خود را به ویژه در ارتباط با مسائل دانشگاه ها ابراز داشتند.
سید محمد خاتمی در ابتدای این دیدار با ابراز خوشوقتی از دیدار با دوستان دانشگاهی در ایام ماه مبارك رمضان گفت: در ایام پربرکت ماه مبارک رمضان و به ویژه در آستانه لیالی قدر همه باید از فرصت استفاده كنیم و به ابعاد معنوی زندگی خویش بیشتر بپردازیم. حقیقتاً در این ایام باید از خدای متعال طلب هدایت كنیم و فارغ از همه تحلیل ها و تلاش های جمعی كه انجام می دهیم، از پیشگاه حضرت باری تعالی بخواهیم ما را به راهی كه صلاح ما و صلاح كشور است هدایت فرماید.
رئیس جمهوری سابق ایران پس از این مقدمه به تشریح دیدگاه خود درباره ارتباط دین با سیاست پرداخت و گفت: همانطور كه می دانید من همواره از حامیان و مدافعان حكومت سازگار با دین بوده ام و باور قلبیم این است که اسلام و تشیع می تواند با مطالبات و انتظارات روز جوامع نیز سازگار باشد، مشروط به آنكه فهم ما از آن درست باشد و از ظرفیتهای آن به درستی بهره ببریم. برخلاف آنچه این روزها با دروغ، تهمت و كینه توزی بر زبانها رانده می شود من همواره تلاش كرده ام تا از حضور دین در عرصه سیاست دفاع كنم و هنوز هم معتقدم چارچوب ها و بنیان های نظامی كه ثمره انقلاب و هدایتهای امام بود درست و راه گشا است و خطاها یا اشكالاتی كه وجود دارد ذاتی نیست و باید نسبت به رفع آن اهتمام جدی كنیم.
رئیس جمهوری ایران در ارتباط با اظهار نظرهای رایج در محافل خاص تصریح کرد: مایه تأسف فراوان است كه این روزها عده ای تمام توان و تلاش خود را به کار بسته اند تا شخصیت های برجسته و نیروهای دلسوز کشور که همواره مدافع اصول و بنیان های انقلاب بوده اند را برانداز معرفی كنند! کسانی که بهترین فرصت های کشور را که می توانست به كارآمدی و موفقیت نظام منجر شود را از دست داده اند و ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه ملی را با ندانم كاری های خود از بین برده اند و امروز به استناد اعترافاتی كه از اساس غیر قابل استناد و اتکا است قصد دارند ما را متهم كنند. البته که ما با بعضی برداشت ها از دین مخالفیم. از جمله این برداشت ها خرافه گرایی و مقابله با فهم های نو از دین است. همانطور که پیش تر هم شاهد بودیم كه در همین مملكت بسیاری از همین متولیان دین، آراء ملاصدرا را تخطئه و او را تكفیر می كردند و امروز در حوزه های علمی- فلسفی، همین آراء مهمترین مبنای كلامی و فكری دینی است و كسانی چون امام، شهید مطهری، علامه طباطبایی كه همه به آراء و دیدگاه های آنها افتخار می كنیم در نحله صدرایی شناخته می شوند.
حرف ما همواره همین بوده و هست كه در هر حال می توان به فكری بهتر و فهمی برتر رسید، آنچه مهم است این كه میزان و معیارهای ما درست برگزیده شوند والّا جامعه دینی ما از خلاقیت ها و فهم های بدیع محروم خواهد شد و دچار جزمی گرایی منفی خواهد شد.
سید محمد خاتمی سپس برخی ناطقان عرصه سیاسی امروز ایران مورد خطاب قرار داد و گفت: عده ای امروز با لیبرالیسم مخالفت می كنند، امّا در مقام مخالفت رویكرد فاشیستی و توتالیتری دارند. در غرب، آزادی خواهی بسیار زودتر و فراگیرتر از لیبرالیسم مطرح شد و اگر هم رگه های تقابل با دین را می بینیم بعد از آن تجربه هولناكی بود كه به نام دین علیه آزادی و هر اندیشه جدید مطرح شد. مطمئناً غرب در مبانی فكری خود مشكلات بزرگی دارد و ما هم نمی توانیم تسلیم و تابع آنها باشیم. چاره ای جز این نیست که خود بیاندیشیم و البته از تجربیات دیگران هم بهره مند شویم، ولی حمله به وجهی از تفكر و تجربه غربی با تكیه بر وجه بدتر و خطرناك تر آن محكوم است، بخصوص كه این گونه برخوردها عین اسلام و انقلاب هم معرفی شود.
به هر حال ما در عرصه حیات اجتماعی براساس همان جوهره دینی که در قانون اساسی هم انعکاس یافته مردم را حاكمان سرنوشت خود می شناسیم و این را امری سازگار با خداباوری می دانیم و معتقدیم كه خداوند چنین خواسته است اما متأسفانه شاهدیم که عده ای به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده های توتالیتاریسم كه آن هم ریشه ای غربی دارد، می خواهند به زور مردم را به راهی كه خود راه سعادت می دانند ببرند و این یکی از برداشتهای غلط از دین است که ما به شدت با آن مخالفیم. این افراد در انتخابات اخیر بزرگترین فرصت به وجود آمده برای نظام اسلامی و ایران عزیز را ضایع کردند. این انتخابات فرصتی را فراهم آورده بود كه جوانان و مردم ناراضی از ضعف عملكردها به صحنه بیایند و با امید به نظام و آینده انتخاب مناسب را انجام دهند، امری که می توانست بهترین فرصت ها برای بازسازی اعتماد و اتحاد جامعه حول محورهای اساسی انقلاب قلمداد شود. اما متأسفانه كج اندیشی ها موجب شد این برخوردها صورت پذیرد و ضایعاتی به وجود آید كه جبران آن بسیار دشوار و برای همگان زیان بار است. امروز هم نگرانی جدی دلسوزان نظام این است که با همان پیش داوری ها، با دانشگاه ها هم برخوردهایی بكنند كه عملاً گرایش های افراطی و ضد نظام را تقویت كند.
ما نگران افراط گرایی هایی هستیم كه زمینه را برای رادیكالیسم و عبور از همه مرزهای اعتقادی و سیاسی فراهم می آورد، به همین دلیل هم به همه دلسوزان هشدار می دهیم بیایند تا فرصت ها كاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشیم و یكبار دیگر اطمینان ایجاد كنیم كه در چارچوب همین ساختار می توان به رفع اشكالات اقدام كرد. ما باید بدون برخورد احساسی و واكنش با این افراط گرائی ها، ارتباطمان را با همه دلسوزان حفظ كنیم و كوشش كنیم اذهان را نسبت به خطرات این رفتارهای افراطی اقناع كنیم.
رئیس جمهوری سابق ایران به تمام دلسوزان نظام هشدار داد: نگرانی جدی ما از این است كه برای جبران این ضایعات، فكری اساسی نشود و نارضایتی های موجود با تداوم روش های سركوب گرانه ادامه یابد و طی ماه های آینده مشكلات و پیامدهای ناكارآمدی ها و ضعف عملكردها كه چشم انداز آن به وضوح قابل رؤیت است به شرایط موجود اضافه شود و آنگاه زمان برای تجدید نظر و اصلاح امور از دست رفته باشد. ما نگران این خطرها برای كشور، نظام و انقلاب عزیزمان كه خون های پاك بسیاری برای پیروزی و اعتلاء آن ریخته شده هستیم و به همین خاطر برای اصلاح امور فعالیت خواهیم کرد و ان شاء الله مشمول نصرت الهی خواهیم شد.
در ابتدای این دیدار تعدادی از اعضاء شورای مركزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها دغدغه ها و نگرانی های خود را بدین شرح ابراز داشتند:
- به نظر می رسد جریانی كه بر اساس توهم انقلاب مخملی، پس از انتخابات این برخوردها را به وجود آورد، در ارتباط با دانشگاه ها هم به بهانه مقابله با آشوب و براندازی، جو سنگین امنیتی را حاکم سازد و این اقدامات، زمینه را برای حذف منتقدین دلسوز و وفادار نظام به وجود آورد و عملاً میدان را برای فعال شدن نیروهای برانداز فراهم نماید. قرائن و سوابقی هم كه از وزیر جدید علوم در دست است این دغدغه را تشدید می كند.
- بعضی جریان ها ساده لوحانه فكر می كنند برای مقابله با اعتراضات دانشجویی می توانند دانشگاه ها را با بهانه هایی كه خود می آفرینند ببندند و حركت را مهار كنند، غافل از آنكه با این اقدام ممكن است انرژی اعتراض در سایر بخش های جامعه را تشدید كرده، میدان را برای افراط گری باز كنند.
- این سوء ظن ها كه در خصوص تعارض اسلام با دانش های بشری مطرح می شود ممكن است خطر حضور برداشت های متحجرانه و غیرعقلانی از دین را در مجامع دانشگاهی تشدید كند و با حذف برداشت هایی از دین كه عقلانی و سازگار با نیازهای دنیای مدرن است، زمینه نوعی دین گریزی را در محیط های دانشگاهی تقویت كنند.
- برخلاف اتهامات وارده، محافل علمی و دانشگاهی كشور اساساً هیچ گونه رویكرد مثبتی نسبت به امكان وقوع انقلاب مخملی در ایران نداشتند و اشتیاق به تقویت استقلال ملی به ویژه در ابعاد علمی و قطع وابستگی به بیگانه به صورت جزئی از هنجارهای جامعه علمی و دانشگاهی ما به ویژه طی سال های پس از پیروزی انقلاب بوده است. نگران جدی ادامه محدودیت های گسترده رسانه ای و تشدید برخوردهای امنیتی است که می تواند منجر به نوعی اقبال اضطراری به بیرون مرزها شود و اساساً موجب یأس و سرخوردگی بخشی از نخبگان و جوانان مستعد برای رشد علمی آنها شود. تشدید فضای امنیتی در دانشگاه ها و تنگ نظری های علمی و معرفتی ممكن است عاملی برای گسترش مهاجرت مغزها به حساب آید كه خسارت هنگفت مادی و معنوی آن برای كشور عظیم و عملاً در خدمت منافع بیگانگان است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:51

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

اطلاعات رسمی از بازداشتگاه مخوف كهریزك

نگهداری 170 نفر در 70 متر مربع به معنای یك پنجم سرانه بدترین زندانهای انفرادی در جهان است...باور این كه از مجموع فرماندهان و پرسنل ناجا تنها 4 نفر در جنایاتی كه طبق گزارش صداوسیما دست كم به قتل 3 تن از جوانان كشورمان منجر شده سهیم باشند،دشوار است.به ویژه آن كه نگهداری و شكنجه..

با پخش گزارش شب گذشته واحد مركزی خبر درباره بازداشتگاه كهریزك، اولین اطلاعات رسمی و واقعی درباره این بازداشتگاه مخوف منتشر شد.

به گزارش خبرنگار «آینده» بنا بر اظهار مسوول بازرسی ناجا در این گزارش، كه شب گذشته از بخش خبری بیست و سی شبكه دوم سیما پخش شد، در روز جمعه 19 تیر ماه، 145 نفر از بازداشتی ها كه در میان آنها 10 نفر دانشجو وجود داشته است، به سوله وحشتناك كهریزك كه برای نگهداری اراذل و اوباش ایجاد شده است، منتقل می شوند و در یك سوله 70 متری ، 145 نفر از بازداشتی ها و 25 نفر از اراذل و اوباش نگهداری می شوند.

نگهداری 170 نفر در 70 متر مربع به معنای سرانه حدود 4دهم متر مربع برای هر نفر است كه یك پنجم سرانه بدترین زندانهای انفرادی در جهان با مساحت 1*2 متراست.

بنا بر اظهار مسوول دادسرای نیروهای مسلح، از مسوولان بازداشتگاه كهریزك تنها 4 نفر دستگیر شده و 6 متهم دیگر هم با قرار آزاد هستند.

از 145 نفر مذكور نیز تنها 62 نفر به دادسرا مراجعه كرده اند كه از این تعداد هم تنها 50 نفذر شكایت كرده اند و بنا بر اظهار یكی از این افراد، از شكایت وحشت دارند.

پس از تعیین كمیته در استانداری نیز 118 نفر به این كمیته مراجعه كرده اند كه 65 نفر از آنها به بیمارستان معرفی شده اند و مجموعا 98 میلیون تومان به این افراد خسارت پرداخت شده است.

با وجود لزوم قدردانی از پخش گزارش مذكور كه برخلاف اكثر گزارشهای دیگر صداوسیما درباره وقایع اخیر، بخشی از دغدغه های معترضان و آسیب دیدگان را منعكس كرد، باور این كه از مجموع فرماندهان و پرسنل ناجا تنها 4 نفر در جنایاتی كه طبق گزارش صداوسیما دست كم به قتل 3 تن از جوانان كشورمان(محسن روح الامینی، محمد كامرانی و جوادی فر) منجر شده سهیم باشند، دشوار است.به ویژه آن كه نگهداری و شكنجه صدها نفر قطعا به بیش از 20 نفر پرسنل احتیاج دارد و قطعا چندین نفر از فرماندهان ناجا در سطوح استان و بالاتر دست كم در جریان موضوع بوده اند.

توجه به اظهارات دكتر روح الامینی در حضور رهبر انقلاب كه صراحتا خواستار قصاص عاملان جنایت كهریزك شد و اظهاراتش با عبارت «خیلی خوب» رهبری تایید شد، تفاوت پیگیری واقعی این جنایات را با رویه نشان داده شده در گزارش كه صرفا از سوی مسوول بازرسی به تخلف از آن یاد می شد را روشن می كند.

لینك دانلود فیلم

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

آیت‌الله بیات: شاید از فردا روز، درب‌های حرم امام را هم به روی مردم ببندند

آیت الله بیات زنجانی

یك مرجع تقلید با تاکید بر اینکه« امروز اندیشه علوی جای خود را به اندیشه مبتنی بر سوءظن، افترا و داغ بودن بازار اتهام آن هم به بهترین یاران حضرت امام(ره) داده»، گفت:« بخشی از بدنه حاکم، به دنبال حذف تفکر امام (ره) از اداره حکومت هستند.»

آیت‌الله بیات زنجانی در پاسخ به سوال كتبی ایلنا مبنی چرایی ممانعت از برگزاری مراسم شب‌های احیا در حرم حضرت امام(ره) گفت: «همه می دانند تذکراتی که تاکنون از ناحیه بزرگان و دلسوزان نظام داده شده است، از باب هشدار، یادآوری و اظهار نگرانی و دغدغه بوده تا شاید آقایان دست‌اندکار به آنها توجه شایسته بکنند و در روش‌ها و رفتارها، تجدید نظر نمایند و در برابر انحراف‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی نسبت به خط مشی ترسیم شده از سوی حضرت امام(ره) عکس العمل نشان داده و به آن برگردند و زاویه ایجاد شده با اندیشه آن بزرگوار را از این چیزی که هست، بیشتر ننمایند.»

وی افزود: «امروز با کمال تاسف نظام مبتنی بر اندیشه علوی که باید نماد رحمت و رأفت اسلامی باشد، جای خود را به اندیشه مبتنی بر سوءظن، افترا و داغ بودن بازار اتهام آن هم به بهترین یاران حضرت امام(ره) داده است.»

این مرجع تقلید خاطر نشان كرد: «ر این شکی نیست که بخشی از بدنه حاکم، به دنبال حذف تفکر امام(ره) از اداره حکومتند. تلاش‌ها برای حذف تفکّر امام خمینی از ادارۀ جامعه هم مظاهر مختلفی دارد. از جمله اینکه امروز صدای پای کسانی را می‌شنوم که به دنبال شکست اندیشۀ ایجاد حکومت اسلامی در دوران غیبت هستند؛ اندیشه‌ای که امام پرچمدار آن بود. اینها می‌خواهند چرخشی که امام در اندیشۀ سیاسی و عرفانی شیعه ایجاد کرد را از یادها ببرند و ریشه‌های آن را نابود کنند. متأسفانه اتفاقاتی که در کشور و در طول چند ماه گذشته رخ داده است، خواسته یا ناخواسته در راستای همان تفکری است که می‌خواهد جمهوری اسلامی را به هر قیمت شده به سمت تباهی بکشاند به خیال اینکه در فرج امام عصر(سلام الله علیه) تعجیل کنند.»

وی ادامه داد:«فاصله بوجود آمده در فکر و عمل برخی مسئولین با آرمان های واقعی انقلاب، نتیجه‌اش این همه هتک حرمت، بی‌انصافی و بی اخلاقی و فشارهای بدون منطق بر مردمی است که تمام وجودشان را برای بوجود آمدن این جمهوری وقف کرده‌اند. کار را به جائی رسانده‌اند که در مراسم معنوی احیاء شب های قدر نیز دخالت کرده و با اعمال فشارهای نامعقول، تولیت حرم حضرت امام(ره) را مجبور به اعلام لغو مراسم می‌کنند و چه بسا با نگاه نامناسب‌شان از فردا روز، درب‌های حرم حضرت ایشان را نیز به روی مردم ببندند. غایت این حرکات، برچیدن اندیشه‌های امام راحل(ره) و تهی کردن جمهوری اسلامی از اصول اصیل آن است.»

آیت الله بیات زنجانی در پایان تاكید كرد:«من توصیه می‌کنم که به تذکرات دلسوزان نظام و انقلاب گوش فرا دهند، جامعه را از آنچیزی که بنیانگذار جمهوری اسلامی بدنبال آن بود دور نسازند و اندکی به عاقبت این حرکات برای نظام و مردم بیندیشند.»

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:33

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

نامه سرگشاده 330 روزنامه‌نگار به دادستان جدید تهران: روزنامه‌نگاران زندانی را آزاد کنید

بیش از 330 تن از روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی در نامه‌ای سرگشاده به دادستان جدید تهران، خواستار آزادی سریع روزنامه‌نگاران زندانی شدند و تصریح کردند: متاسفانه در سال‌های اخیر رویه حاكم بر دادستانی تهران توام با بی‌اعتمادی و عدم تعامل با اصحاب رسانه و مطبوعات بوده‌ است.

متن کامل این نامه که به امضای بیش از 330 نفر از فعالان عرصه مطبوعات رسیده است، به شرح زیر است:

جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران
با سلام و احترام

رسانه‌ها و قوه قضاییه وظیفه‌ای مشترك در دیده‌بانی و حراست از حقوق شهروندان به عهده دارند و بر مبنای این مشتركات نیازمند تعامل با یكدیگر هستند. از این رو انتصاب جنابعالی به عنوان دادستان تهران فرصتی برای ما روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی فراهم آورده كه دغدغه‌ها و خواسته‌های خود را مطرح كنیم.

متاسفانه در سال‌های اخیر رویه حاكم بر دادستانی تهران توام با بی‌اعتمادی و عدم تعامل با اصحاب رسانه و مطبوعات بوده‌است. به گونه‌ای كه شاهد احكام متعدد توقیف جراید بودیم تا جایی كه بسیاری ار نشریات با استناد به قانون اقدامات تامینی مصوب 1339 و مختص مجرمین خطرناك، تعطیل شدند و ده‌ها نفر از روزنامه‌نگاران نیز كه صرفا به انجام وظیفه حرفه‌ای خود می‌پرداختند به بهانه های مختلف بازداشت شدند.

این تجربه تلخ ما را بر آن داشته كه در ابتدای قبول مسوولیت جنابعالی بار دیگر بر انتظارات و مطالبات خود از دستگاه قضایی تاكید ورزیم.

انتظار می‌رود در دوران تصدی جنابعالی، رویه جاری دادستانی تهران در ارتباط با رسانه‌ها به شكلی اساسی تغییر كند و نگاهی كه رسانه‌ها را عامل تهدید می داند جای خود را به نگاه فرصت‌ساز به رسانه‌ها و توام با پذیرش اطلاع رسانی آزاد دهد.

در فضای كنونی كشور، بازداشت تعداد كثیری از روزنامه‌نگاران فاقد هرگونه توجیه و مبنای قانونی است، بنابراین آزادی بی قید و شرط تمامی روزنامه‌نگاران در بند، اصلی‌ترین اولویت امضا كنندگان این نامه است.

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به عنوان تنها مرجع صنفی اهالی مطبوعات در ایران مدتی پیش و در آستانه برگزاری مجمع عمومی با پلمپ غیرقانونی و غیرمستند دادستانی تهران از ادامه فعالیت بازمانده است، از این رو فك پلمپ و رفع محدودیت‌ها بر سر فعالیت این نهاد صنفی دیگر خواسته اصلی ما به شمار می رود.

رویه غیرمسوولانه توقیف رسانه‌ها از طریق دادستانی تهران سالهاست كه گریبان‌گیر اصحاب جراید است و هراس دائمی از توقیف، امنیت روانی و شغلی روزنامه نگاران را شدیداً به خطر انداخته است كه در آخرین نمونه‌های آن شاهد توقیف روزنامه‌هایی چون یاس نو، صدای عدالت و اعتماد ملی بوده‌ایم. انتظار ما از دادستان جدید تهران این است كه با رفع توقیف از این رسانه‌ها، گامی در راه اعتماد سازی بردارد. هر چند كه خواست اساسی ما رفع توقیف از تمام رسانه‌هایی است كه در سالهای گذشته به دلیل نگاه سلبی بخشی از قوه قضاییه، از انتشار بازمانده‌اند.


اسامی امضا کنندگان :

آباء، شیوا . آذر، شكوفه . آذرپیك، صبا . آرام فر، نینا . آرامیان، راشل . آرش، بابایی . آزاد، سحر . آصف نخعی، فروزان . آصفی، سهیل . آقایانی، زهره . آقایی، ساسان . آقایی، سامناک . آموزگار، مریم . ابدی‌دوست، مهربانو . ابراهیم بای سلامی، ایمان . ابراهیم زاده، حمید رضا . ابراهیم زاده، فرزانه . ابراهیمی،زهرا . احمدی، محسن . احمدی، نعمت . اردلان، پروین . اسدی زیدآبادی، حسن . اسدی، مهدی . اسدی، هوشنگ . اسلامیه، سعیده . اشراقی، علیرضا . اعیار، سعید . افتخاری راد، امیرهوشنگ . افروزمنش، مهدی . اکبریانی، محمدهاشم . اكبری، مریم . امامی، پروین . امجد، نرگس . امرایی، اسدالله . امرایی، امیلی . امیرشاهی، افشین . امیرشاهی، فرنوش . امیری، نوشابه . امینی، آسیه . انصاری راد، رضا . ایرانمهر، امید . ایزدخواه، محسن . ایكدر، سولماز . بابایی، سما . باروتی، هاشم . باستانی، حسین . باقی، عماد . باقی، مریم . بختیار نژاد، پروین . بداشتی، ساناز اله . بكتاش، صدرا . بنی یعقوب، ترانه . بنی یعقوب، ژیلا . بورغنی، احمد . بورقانی، سهام . بورقانی، سهام الدین . بهاری، امیر . بهاور،عماد . بهداد، علیرضا . بهرام، رفیعی . بهرامی، بهشاد . بهزادی، بهروز . بهشتی شیرازی،سید علیرضا . بهکام، سپیده . بهكام، نگین . بهنود، مسعود . بیطرف، منصور . بیگدلی، زهرا . پاك نهاد، ایمان . پانید، فاضلیان . پوراستاد،وحید . پوررضایی، محمود . پورنجاتی، احمد . پیرنگار، رضا . تاجیک، عبدالرضا . تاجیك، مهدی . تالانی، زهرا . ترسایی، زهره . ترك تاز، آرزو . توحیدی،مرجان . توکلی، دلبر . توکلی،منوچهر . توكل، فائزه . توكلی، دلبر . تهرانی، رضا . تهرانی، فرنوش . ثمینا،رستگاری . جعفری، حمید . جعفری، محمد . جعفری، مسعود . جعفری، نوشین . جعفری،مریم . جمشیدی، ایرج . جنوبی، پیمان . جوالچی، رضا . جودكی، نرگس . جهان آرا، عادل . حسن علیپور، محمد . حسن نیا، آرش . حسنعلی زاده، فرناز . حسنی، فائزه . حسنی، مهدی . حسین خواه، مریم . حسین قره، . حسینی، ملیحه . حقی،زینب . حكمت، علی . حكمت، مهسا . حمید، سلیمانی . حیدری، حسن . حیدری، لیلا . حیدری، مسعود . حیدری،محمد . حیدری،مریم . خاتمی فر، عبدالله . خاكدامن،شیما . خاكسار، لیلا . خالقی، رویا . خامسیان،علیرضا . خردپیر، علی . خرسند، لیلی . خرسند، مریم . خسروی، الهه . خلیلی، حسین . خوارزمی، مهراوه . خورشیدفر، امیرحسین . خوشچهره،جلال . خیرآبی، ناهید . خیرخواه، مسعود . دباغ، سروش . دژم تباه،عذرا . دلیری، جواد . دوراندیش، هومان . دهقان، سعید . دهقان،علی . دیانتی زاده، محمد علی . ذاكری نیا، امیر . راهبر، آرش . رجایی، علیرضا . رجب پور، عظیم . رحم دل، سودابه . رحمتی، شبنم . رحیمی نژاد، علیرضا . رحیمی، طاهره . رخشا،رسول . رستمی، اردشیر . رستمی، نیلوفر . رسول پور، سامان . رسولی، مرضیه . رضایی، مریم . رفیع زاده، شهرام . رفیعی طالقانی، مسعود . رمضانی یگانه، بنفشه . رنجی پو،علی . روح،محمد جواد . رهبر، محمد . زادمهر،علی . زارع کهن، نفیسه . زارعی قنواتی، اردشیر . زارعی،محمد . زرگر، عباس . زعیم زاده، مهدی . زهدی، محمدرضا . سام گیس، بنفشه . سامناک آقایی . سپاسدار، محمد . سخنور،حسین . سراب پور، سونیتا . سرمدی، پرستو . سعادت، آیدا . سعدی، شیرین . سعیدی، حمید . سفیری، مسعود . سلامی، علی . سلامی، لادن . سلطان آبادی، محمود . سلطانی، كامبیز . سیگارچی، آرش . شجاعیان، رضا . شرفی، مینا . شریف، سولماز . شعردوست، صبا . شمس الواعظین، ماشاالله . شمس مستوفی، شهریار . شمس، سعید . شهبازی، آرزو . شهرابی، شیما . شهنی، مینا . شهیدی، شادی . شیرافكن، آمنه . شیرزاد، محمد . شیرزادی، علی . صادقیان، آرش . صالح آبادی، حامد . صالحی،علی . صراف، صبا . صرافی، حسین . صمدبیگی،بهروز . صمیمی، محمد باقر . طباطبایی، ریحانه . طباطبایی، مرجان سادات . طریقی، نوشین . طلوعی، سحر . طهرانی، فرزانه . طهماسبی،عباس . ظهیری، نسرین . عابدی، احسان . عباسقلی زاده،محبوبه . عبداللهی، عشرت . عبدی، عباس . عدلی، محمد . عطیف، فرانک . علم الهدی، امین . علوی تبار، علیرضا . علوی، اسماعیل . علی اسلام، مینا . علی اصغر، سید‌آبادی . علیجانی، رضا . علیخانی، ارشاد . علیزاده، امیر . علینژاد، مسیح . غایب، فریده . غفاری شیما . غفاریان، متین . غنی، مهدی . غیبی، رضا . فاضل، ترکمن . فخریان، مانلی . فراهانی، الهه . فراهانی، عذرا . فرهاد پور، لیلی . فرهادیان، سروش . فرهادیان، سلیمان . فرهنگی، شهرام . فغفوری، پرویز . فغفوری، گیسو . قائدی، محمد . قاضی، فرشته . قاضی، هلیا . قربانپور، فرشاد . قزوینی، حمید . قلی پور،علی . قنبرپور، سینا . کاظمیان، مرتضی . کلینی، نیکو . كاظمی، امیرموسی . كاكایی، پریسا . كلهری، زهرا . گرانپایه، بهروز . گلابی، جعفر . گودرزی،كوهیار . لطفی، لیلا . لقایی، ساقی . لنگرودی، احمد زاهدی . لواسانی، مسعود . مازندرانی، احسان . مافی، حمید . متقی، امیرحسین . مجمع،علیرضا . محبعلی، نیلوفر . محبی، بهاره . محجوب،نلی . محجوب،نیکی . محدث، امید . محسنی، مهدی . محمد پور، ناهید . محمد حسین،آزاده . محمدی، سلیمان . محمدی، حسن . محمدی، داوود . محمدی، روشنك . محمودی، سام . محمودیان، مهدی . مختاباد، ابوالحسن . مختاری، آزاده . مدنی، سعید . مرادی، سمیرا . مرجان، لقایی . مزروعی، حنیف . مزروعی، علی . مژده، میمنت . مسعودی نیا،علی . مظاهری، ریحانه . معتمدی، ابوذر . معماریان، امید . مفیدی، بدرالسادات . مقیسه، محمد رضا . ملکی، رویا . ملیحی، علی . منتظری، آرمین . منصوریان، نیلوفر . موسوی خلخالی، علی . موسوی، الهه . مولوی،علی . مومنی، مینو . مومیوند، بی‍ژن . مهتری، ابراهیم . مهدوی، مریم . مهرابی، احسان . مهرانی، بهزاد . مهرجو، بهراد . مهرداد، سرجویی . مهرگان، كیوان . میر، مسعود . میرابراهیمی، روزبه . میرزاده، حمیدرضا . میرزایی، شهاب . میرزایی، مریم . میرعلیرضا ، طجوزی . میرفتاحی، فخری سادات . میری، مسعود . میلاد، بهشتی . میلانی، محمد . نادم، رضا . ناصری، عبدالله . نجاتی، محمد حسین . نجفی، مجتبی . نخعی، امیرعباس . نراقی، مریم . نعمتی، رامین . نمازی خواه، سحر . نمکچیان، یاسین . نوایی، سعید . نوجو،شیوا . نورانی نژاد، حسین . نوروزی، کامبیز . نوروزی، محمد . نوروزیان، مهدی . نوری،کسری . نیاكان، سهیلا . نیلی، علی . وطن خواه، خاطره . الوندی، پدرام . ویسی، منظره . هدایت، انصافعلی . هراتی، یاسر . همتی، زینب . هوشمند رضوی، مسعود . یاسری نیا، مرتضی . یحیی پور، مناف . یوسفی، حامد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:22

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

آيت الله منتظری: صريحا می‎گويند ملاک رأی يک نفر است

۱۳۸۸/۰۶/۱۵

آيت الله حسينعلی منتظری، از مراجع شيعه در قم، روز شنبه در ديدار با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، با اشاره به این گفته آیت الله خمینی که« میزان رای ملت است» گفته است: ‏الان صريحا می‎گويند ملاک رأی يک نفر است، و اين برخلاف موازين‏ ‏است .

به گزارش وب سايت آيت الله منتظری، اين مرجع شيعه از اين که در جمهوری اسلامی « نظام» معادل با يک «شخص» در نظر گرفته می شود، انتقاد کرده است.

آيت الله منتظری گفته است:«‏الان متأسفانه بعضی ها وقتی می‎گويند نظام، منظورشان يک شخص‏ ‏است؛ با اين که اين درست نيست، حفظ نظام يک واجب شخصی نيست‏ ‏بلکه مقصود اين است که نظام باشد تا دستورات اسلام اجرا شود، ولی‏ ‏الان متأسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت می‎کنند و تحت فشار از آنها‏ ‏اعترافات بی اساس می‎گيرند که اينها همه بر خلاف اسلام است» .

آيت الله منتظری، يکی از سرشناس ترين روحانيون منتقد جمهوری اسلامی،  همچنین در این دیدار از بازداشت اصلاح طلبان در جريان رويدادهای پس از انتخابات انتقاد کرده است.

آيت الله منتظری در اين زمينه گفته است:«‏ ‏خيلی از شخصيت هايی که در پيروزی انقلاب نقش داشتند و الان هم‏ ‏انقلابی اند متأسفانه در زندان هستند. اين اعتراف گيری ها همه بر خلاف‏ ‏اسلام است» .

بسياری از چهره های اصلاح طلب مانند: محمد علی ابطحی، معاون رييس جمهوری در دوران خاتمی، بهزاد نبوی، عضو شورای مرکزی مجاهدين انقلاب که به مدت هشت سال در کابينه آيت الله خامنه ای وزير بود، محسن ميردادمادی، نماينده مجلس ششم و دبيرکل جبهه مشارکت، سعيد حجاريان، عضو جبهه مشارکت، عبدااله رمضان زاده، سخنگوی دولت خاتمی، و مصطفی تاج زاده از  متهمان حاضر در دادگاه وقايع پس انتخابات هستند.

برخی از اين بازداشت شدگان به هنگام حضور در دادگاه، اظهاراتی بر خلاف مواضع قبل از زندان خود بيان کردند.

اين اظهارات بازداشت شدگان که در رسانه های نزديک به دولت از آنها با عنوان «اعترافات» ياد شده، ظرف چند هفته گذشته موج فزاينده انتقادها را بر انگيخت و مخالفان دولت، آن را «نمايشی» و سخنان مطرح شده را تحت فشار و شکنجه دانسته اند.

آيت الله منتظری هم چنين با اشاره به رويدادهای پس از انتخابات تاکيد کرده است:« ‏الان انحرافی پيش آمده که همه بايد امر به معروف و نهی از منکر کنند و‏ ‏جلوی اين انحرافات را بگيرند. بی گناهانی در زندان هستند که اين ظلم‏ ‏بزرگی است و بايد نسبت به آن بی تفاوت نباشيم.»

«حفظ نظام و دستورات اسلام»

اين مرجع شيعه در ادامه گفته است:«دستورات اسلام را زير پا می‎گذارند و می‎گويند برای حفظ‏ ‏نظام است، در حالی که امام خمينی فرمودند: ملاک رأی ملت است؛ ‏الان صريحا می‎گويند ملاک رأی يک نفر است، و اين برخلاف موازين‏ ‏است» .

هرچند آيت الله منتظری مشخص نکرده است که اين یک «نفر» چه کسی است، اما به نظر می رسد خطاب وی آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی باشد که در راس نظام سياسی ايران قرار دارد.

آيت الله خامنه ای يک روز پس از برگزاری انتخابات رياست جمهور ۲۲ خرداد سلامت اين انتخابات را تاييد کرد و در نماز جمعه ۲۹ خرداد به مخالفان هشدار داده بود که به اعتراضات خيابانی به نتیجه انتخابات پايان دهند

رهبر ايران گفته بود در صورت ادامه راهپيمايی، مسئولان سياسی مسئول عواقب آن خواهند بود.

گروه های طرفدار حقوق بشر مانند سازمان عفو بين الملل اين اظهارات آيت الله خامنه ای را نشانه «چرغ سبز» برای سرکوب خشونت آميز معترضان دانسته بود.

همزمان با انتقاد آيت الله منتظری از معادل قرار دادن «نظام» با يک «شخص»، برخی از نمايندگان مجلس می گويند: به دليل توصيه آيت الله خامنه ای مجلس به وزاری دولت دهم رای داده است.

تنها ساعاتی پس از رأی اعتماد مجلس به ۱۸ نفر از ۲۱ وزير معرفی محمود احمدی‌نژاد، محمدرضا باهنر، نايب رئيس مجلس هشتم، گفته بود که با توصيه‌های رهبری وزرای بيشتری رد صلاحيت نشدند.

آقای باهنر گفته بود: «به هر حال همه چيز به خير گذشت و پيام رهبری بود که نقش مهمی در اين زمينه ايفا کرد. در زمان شمارش آرا فضا را اين طور می‌شد ديد که اگر توصيه رهبری نبود احتمال داشت که ۸ الی ۹ نفر از وزرا رأی نياورند و اين آغاز خوبی برای دولت نبود».

نايب رئيس مجلس در ادامه آنچه  را که «تيزبينی» رهبری خواند باعث ايجاد تغيير در تحليل نمايندگان دانست.  به گفته این نماینده مجلس «تغييری» که اگر صورت نمی‌گرفت تعداد وزرای رد صلاحيت شده به مراتب بيشتر از سه نفر می‌شد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:18

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

بیانیه تکان دهنده خواهر شهیدان باکری

آینده :خواهر شهیدان مهدی و حمید باکری در واکنش به ادامه هجمه‌های محافل خاص به همسر شهید باکری بیانیه‌ای منتشر کرد.

 بخشهای از این بیانیه بدین شرح است:

بنده حقیر خواهر سه شهید هستم، در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهدات رسیدند. سی سال از عمرم را در حکومت ستم‌شاهی سپری کردم...

برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شب‌هایی که شب‌نامه و اعلامیه به خانه می‌آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانه‌های اطراف پخش کنیم به من می‌گفت: خواهر من، ‌حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بنده‌های خدا نخواهی بود. دیگر همسایه بی‌خبر از همسایه‌اش خواهد خوابید و... هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همه‌چیز و همه‌کس خود گذشتند... و امروز عده‌ای که از گذشتگان عبرت نمی‌گیرند با قدرت به آن‌ها اجازه نمی‌دهند که به خود آیند. با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هم‌وطن‌شان چه می‌کنند؟

برادران من مهدی و حمید عاشق همسران و خانواده خود بودند. وقتی حمید به خانه می‌رسید، احسان از شانه‌های پدرش پایین نمی‌آمد. هر گاه مهدی از جبهه باز می‌گشت، ‌ساعت‌ها با خواهر زاده‌های خود بازی می‌کرد. اما با وجود این علاقه آن‌ها عشقی والاتر به خدا، میهن و اسلام واقعی داشتند که تمام عشق‌ها را تحت‌الشعاع قرار داد و باعث شد آن‌ها از تمامی لذات دنیا دست بکشند...

اما در مورد همسران برادرانم جملات نامربوطی شنیده‌ام. شما اگر ذره‌ای شرم از مقام و خون شهید داشتید. امروز این بی‌حرمتی‌ها را به همسران شهدا نمی‌کردید، کسانی که تا قبل از این بی‌عدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده‌اند. چطور یک‌شبه مستحق این همه توهین شده‌اند؟ آن‌ها شب‌ها در خفا برای همسران خود گریسته‌اند تا کسی اشک‌های آنان را نبیند. تا مثل حضرت زینب محکمو استوار باشند. آن وقت شما تازه به دوران رسیده‌ها که باکری را نمی‌شناسید، می‌گویید همسرانشان دیگر باکری نیستند؟! شما که هستید که چنین حقی به خود می‌دهید؟!

من به عنوان بزرگ خانواده باکری به همسران برادرانم افتخار می‌کنم، ‌همسر مهدی با خواهش خانواده باکری با فردی که ارزش و حرمت شهید را می‌داند، ازدواج کرده است. ایشان از ابتدای ازدواجشان عکس مهدی را به دیوار خانه‌شان آویخته‌اند و با فرزندانشان در مورد عمو مهدی حرف می‌زنند و فرزندانشان از زمان تولد،‌ مهدی را به عنوان عمو و انسانی والا شناخته‌اند. آن وقت شما می‌گویید چرا اسم باکری را دارند؟!

بعد از مراسم چهلم مهدی و حمید من به عنوان بزرگ خانواده، به هر دوی آن‌ها گفتم ازدواج کنند و این چیزی جز فرمان خدا نبود. همسر حمید با داشتن دو فرزند، جوانی و همه چیزش را صرف تربیت آن‌ها کرد و خدا می‌داند چه فشارهایی را به تنهایی به جان خرید تا فرزندانی صالح تربیت کند. فرزندان پاکی که شما از تهمت زدن به آن‌ها هم ابایی ندارید. همسران برادرانم به حرمت زندگی کوتاهی که با برادر من داشته‌اند. نور چشم خانواده باکری هستند و خواهند ماند.

خوشحالیم که خانواده ما بدهی به نظام جمهوری اسلامی ندارد، نه از حکومت کمکی دریافت کرده‌ایم و نه به موقعیتی چشم داشته‌ایم، نه سهم‌خواهی کرده‌ایم و نه سهمی خواهیم خواست. من وظیفه خود می‌دانستم این نامه را برای شادی روح شهیدانم بنویسم. باشد که برای آن‌ها که آخرت را فراموش کرده و به خاطر قدرت کثیف مادی چشم به حقایق بسته‌اند، نیز تذکری باشد تا بندگی خدا بکنند و نه برده بنده خدا باشند.

زهرا باکری - خواهر شهیدان، علی، مهدی و حمید باکری

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:15

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

نزاع در جلسه خداحافظي محمد جهرمي

ايلنا: جلسه خداحافظي محمد جهرمي با وزارت كار به نزاع كشيده شد.
به گزارش خبرنگار ايلنا‏، دقايقي پيش كه محمد جهرمي در مراسم توديع خود در حال سخنراني بود فردي از وي تقاضا كرد‏، در كنار تريبون بايستد. به رغم موافقت محمد جهرمي، بلافاصله بعد از اتمام سخنراني او فرد مورد نظر مورد هجوم قرار گرفت و در مقابل چشم شيخ‌الاسلام وزير جديد كار و معاون محمود احمدي‌نژاد مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
شنيده مي‌شود اين فرد مدرس زبان‌هاي خارجي است. البته مجري برنامه خداحافظي محمد جهرمي سعي بسيار داشته است تا او را بيمار رواني معرفي كند اما تني چند از كارمندان وزارت كار اين ادعا را رد مي‌كنند.
پايان پيام
1388/6/15 - 12:29:29
کد خبر : 75639
 

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:10

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

محتشمی‌پور در واکنش به ادعاهای فرمانده سپاه: این اظهارات نشان از آن دارد که سناریونویسان كودتای مخملی به نتیجه دلخواه نرسیده‌اند

پارلمان‌نیوز: همسر سید مصطفی تاج‌زاده از وکلای همسرش خواست که از كلیه كسانی برای رسیدن به منویات غیرانسانی و غیرشرعی در طول مدت بازداشت معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات به اظهارنظرهای غیرمستدل و دادن نسبت‌های دروغ علیه او پرداخته‌اند به مراجع رسمی شکایت کنند، او همچنین به ادعاهای سرلشگر جعفری نیز واکنش نشان داد.

متن کامل یادداشت فخرالسادات محتشمی‌پور که در اختیار  پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، قرار گرفته بدین شرح است:

به نام خدا

فرمایشات جناب فرمانده سپاه برای نسل انقلاب و نسل های پس از آن بیش از پیش اهمیت تأكید حضرت امام (ره) بر عدم دخالت مداخله سپاه و نیروهای نظامی در امور سیاسی را آشكار كرد چه رسد به دخالت در امر انتخابات و اوضاع پیش و پس از آن.

باید گفت كه متأسفانه این گونه تصریحات و البته همراه با آن دیگر اقدامات غلط و خلاف قانون توسط ایشان و دیگر مسئولین كه از جایگاه حقیقی و حقوقی نهاد ارزشمند سپاه را در معرض سؤال، شبهه و ابهام و اتهام قرار می‌دهند،‌ نشانگر این است كه ظاهرا مداخلات خلاف قانون در امر سیاست، انتخابات، بازداشت‌های غیرقانونی پس از آن، و بازجویی‌های منجر به اعترافات تحت فشار و آزار شدید روحی و جسمانی بر عزیزان بازداشت شده كه جرم بزرگشان افزایش مشاركت سیاسی مردم و فعالیت در ستاد انتخاباتی نامزدهای قانونی انتخابات ریاست جمهوری دهم است، هنوز نتیجه مورد نظر سناریونویسان با ادعای كودتای مخملی را به بار نیاورده و ایشان با گیجی و سردرگمی زیاد با پخش تكراری سریال‌های تلویزیونی دادگاه‌های غیرقانونی و در كنار آن نقش آفرینی دیگر رسانه‌های دولتی و وابسته به دولت و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی برای دروغ پردازی‌ها و نقل قول‌های بی‌مبنا و غیرمستدل، سعی در اقناع هواداران منصفشان را كه هنوز بازی نخورده و توجیه نشده‌اند، دارند.

آقای فرمانده بهتر است به جای دخالت در امور سیاسی و قضایی، به وظایف و مسئولیت های خود بپردازند و بااستفاده از بركات ماه مبارك رمضان كمی هم درس اخلاق بخوانند و خودسازی بفرمایند تا بیش از این نهاد خدمتگزار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را كه مؤسسین و مؤمنین به آرمان‌هایش برای آن هزینه‌ها پرداخته‌اند از جایگاه واقعی و مأموریت‌های اصلی‌اش دور نكرده و در مقابل مردم قرار ندهند.

از رئیس محترم قوه قضائیه نیز كه به تعبیر خودشان برای اجرای عدالت و مرّ قانون این مسئولیت خطیر را پذیرفته‌اند، انتظار داریم تكلیف نهادهای غیرمسئول مداخله‌گر در امر قضا و دادرسی‌ها را هرچه زودتر روشن كرده بیش از این اجازه زیر سؤال بردن استقلال قوه قضائیه را كه از ارجمندی‌های قانون اساسی كشورمان است به ایشان ندهند.

اینجانب همچنین از وكلای همسر آزاده‌ام سید مصطفی تاجزاده، كه به شهادت دوست و دشمنان منصف همه عمر خود را وقف پاسداری از نظام و انقلاب كرده و لحظه‌ای منافع فردی و خانوادگی را بر منافع ملی رجحان و اولویت نداده است و هم از این رو خارچشم دشمنان انقلاب و نامحرمان و نااهلان مدّ‌نظر امام بوده و هست، تقاضا دارم از كلیه كسانی كه در دوران بازداشت غیرقانونی همسرم كوچكترین صحبت و اظهارنظر غیرمستدل كه مصداق تشویش اذهان عمومی و تضییع حق ایشان است، داشته‌اند به مراجع رسمی شكایت كنند تا اسارت این فرزند انقلاب در اوج عزت و سرفرازی و عدم امكان دفاعش از حقوق اولیه و بدیهی خود، انسان‌های فرومایه و بی‌مقدار را در بردن نام او بدون حفظ حرمت و شأن و جایگاهش و دست اندازی به حقوق انسانی‌اش و دادن نسبت های دروغ و تلاش برای ملكوك كردن شخصیت والای او برای رسیدن به منویات غیرانسانی و غیرشرعی‌شان بیش از این حریص ننماید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:5

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

كروبی در قزوين: تا عزاييل نيايد به راهم ادامه می دهم

مهدی کروبی دبير كل حزب اعتماد ملي و نامزد معترض به نتيجه انتخابات گفت: تازماني كه حضرت عزرائيل به سراغم نيايد به راه خود ادامه مي دهم.

به گزارش گروه سياسي«فردا» مهدي كروبي در مراسم افطاري سيد ناصر قوامي رئيس كميسيون قضايي مجلس ششم و رئيس ستاد انتخاباتي خود در استان قزوين بر ادامه راه خود در راستاي اهداف و آرمان هاي انقلاب و شهدا تاكيد كرد و افزود: بنا دارم تا زماني كه حيات داشته باشم و حضرت عزاييل به سرغم نيايد حتي يك لحظه هم آرمان ها و اهداف جمهوري اسلامي و شهدا را رها نكنم.

دبير كل حزب اعتماد ملي در اين مراسم كه شب گذشته در قزوين برگزار شد، ضمن اظهار تاثر از حواشی بعد از انتخابات، گفت: متاسفانه برخي فعل و انفعالات در سرنوشت اين انتخابات تاثير گذاشت.

وي با بيان اينكه فضاي انتخابات براي همه مردم و متاسفانه براي دنيا نمايان است، اظهار داشت: به خطر افتادن جهوريت نظام مهمترين عامل نگراني از انتخابات است؛ با توجه به اينكه اسلاميت و جمهوريت از هم ناگسستني هستند براي سرنوشت اسلام هم نگران هستيم.

كروبي با بيان اينكه اسلام در اين كشور ريشه دار است، اظهار داشت: نگران اين هستيم كه جمهوريت از نظر محتوايي به مرور حذف شده و تنها يك چيز سوري و ظاهري از آن باقي بماند.

وي تاكيد كرد: البته وجود نگراني بدين معنا نيست كه مايوس و خانه نشين شويم؛ ضمن داشتن دغدغه نبايد وظيفه و مسئوليت را از گردن خود ساقط كنيم.

دبير كل حزب اعتماد ملي با اشاره به اينكه جامعه ما بسيار بالغ است و از نظر سياسي مسائل را به خوبي متوجه شده و درك مي كند، افزود: مردم براي اقداماتي كه در چارچوب قوانين اسلام باشد، كاملا آماده هستند.

وي با بيان اينكه بايد با تدبير، دور انديشي و با حساب و كتاب، كارهاي خود را به طور قاطع پيش ببريم، گفت: در اين راه مشكلاتي هم وجود دارد كه بايد آن را پشت سر گذاريم؛ نعمتي كه بدون رنج و زحمت بدست بيايد چندان ارزش ندارد و زود هم به باد مي رود.

كروبي تصميم گيري ها را منوط به شرايط زماني دانست و ادامه داد: نمي توانيم بگوييم يك ساعت ديگر چگونه برخورد مي كنيم بنابراين با عزم مسلم و تفكر صحيح جلو مي رويم.

او با بيان اينكه نبايد هياهو كنيم و در عين حال هم نبايد خاكروي قضايا بريزيم و آنها را ناديده بگيريم، گفت: بايد آسيب شناسي كرده و مقصر را پيدا كنيم. بايد معلوم شود چرا و از كجا خورده ايم.

نامزد معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوري، به توقيف روزنامه و سايت حزب خود اشاره و عنوان كرد: مطبوعاتي ها نگران نباشند؛ يك روزنامه تعطيل شد، يك روزنامه ديگر؛ ولايت نشه امامت مي شه.

دبير كل حزب اعتماد ملي خطاب به برخي مسئولان، ادامه داد: فيلتر مي كنيد، فيلتر شكن هست! هرچه محدوديت قائل شويد فرزندان باهوش سرزمينمان مي دانند چكار كنند. 

وي تاكيد كرد: محدوديت ضربه مي زند ولي اين ضربه محدوديت كاري ايجاد نمي كند؛ اين روزها سايت ها فراوان است و مخابره خبر ممكن.

كروبي همچنين در خلال سخنان خود به مزاح گفت: با اين موبايل هايي كه از من فيلم مي گيريد تن و بدنم مي لرزد كه نكند اشتباهي كنم و شما هم ضبط كنيد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 23:59

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت