تبليغاتX
" به خدا نگوييد كه مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه خدای بزرگ داريد " اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات FBR تیم وست ویژن تبریز

 شهادت امام جعفر صادق (ع) را بر عموم مسلمين تسليت عرض ميكنيم.

ياری اندر كس نميبينم ياران را چه شد                        دوستی كی آخر آمد دوستداران را چه شد

السلام علیك یا امام جعفر صادق (ع)

اسم: جعفر

لقبها: صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر

كنیه: ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی

نام پدر: حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)

نام مادر: فاطمه (ام فروه) دختر قاسم بن محمد بن ابی بكر

زمان تولد: هفدهم ربیع الاول سال83هجری درروز جمعه یا دوشنبه (بنا بر اختلاف) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول. بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی 80 هجری ذكركرده اند.

محل تولد: مدینه منوره

عمر شریفش: 65 سال

مدت امامت: 34 سال

زمان رحلت ( شهادت ): 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان كردند .

قاتل: منصور دوانیقی بوسیله زهر

محل دفن: قبرستان بقیع

گوشه ای از حیات امام صادق ( علیه السلام )

پدرش 26 ساله بود كه او زاده شد. دوازده تا 15سال بنابر اختلاف از عمر شریفش را درکنار جدش امام سجاد (علیه السلام) و ۱۹سال را در كنار پدرش امام باقر (علیه السلام) گذراند.

پیامبر اكرم (ص) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است: وقتی كه فرزندم جعفر متولد شد نام اورا صادق بگذارید زیرا فرزند پنجمش جعفراست وادعای امامت می كند و او در نظر خداوند جعفركذاب است.

دوران امامت آن امام 34سال بوده كه با اواخر حكومت امویان واوایل حكومت عباسیان مصادف می باشد .

كه حدود هجده سال آن (132-114ه.ق) همزمان با حكومت امویان و شانزده سال آن (148-132ه.ق) همزمان با حكومت عباسیان بود .

آن حضرت با پنج تن از خلفای بنی امیه - هشام بن عبدالملی (125-105ه. ق)، ولید بن یزید بن عبدالملی (126-125ه. ق) ، یزید بن ولید بن عبدالملی (126ه. ق)، ابراهیم بن ولید (126ه. ق"(به مدت 70 روز)) و مروان بن محمد ملقب به حمار (132-126ه.ق) و دو تن از خلفای بنی عباس ابوالعباس (عبدالله بن محمد) معروف به سفاح (132- 136(137) ه. ق) و ابوجعفر معروف به منصور دوانیقی (158-136(137) ه. ق) معاصر بود .

در یك دسته بندی، زندگانی امام جعفر صادق (علیه السلام) می توان به سه دسته كلی تقسیم نمود :

الف - زندگانی امام در دوره امام سجاد و امام باقر (علیهما السلام) كه تقریبا نیمی از مر حضرت را به خود اختصاص می دهد . در این دوره (83-114ه.ق) امام صادق (علیه السلام) از علم و تقوی و كمال و فضیلت آنان در حد كافی بهره مند شد .

ب - قسمت دوم زندگی امام جعفر صادق(علیه السلام) ازسال 114 هجری تا 140 هجری می باشد . دراین دوره امام از فرصت مناسبی كه بوجود آمده ، استفاده نمود و مكتب جعفری را به تكامل رساند . در این مدت ، 4000 دانشمند تحویل جامعه داد و علوم و فنون بسیاری را كه جامعه آن روز تشنه آن بود ، به جامعه اسلامی ارزانی داشت .

ج - هشت سال آخرامام (علیه السلام) قسمت سوم زندگی امام را تشكیل می دهد . دراین دوره ، امام بسیار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسی قرار داشت . در این دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفری عملا تعطیل گردید .

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه بیست و ششم آبان 1385 و ساعت 13:23

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 

نتيجه گيری بر عهده خواننده ميباشد.

 طناب

روزی جوان كوهنوردی تصمیم گرفت كه از كوه بلندی بالا بره.

و چون می خواست تمام افتخار این صعود رو به تنهایی نصیب بشه هیچ كسی رو همراه خودش نبرد.

بنابراین به تنهایی به سمت قله ی كوه حركت كرد!

بعد از ساعت ها كه جوان داشت به قله ی كوه نزدیك می شد ناگهان یكی از پاهاش لغزید و به سمت پایین پرت شد كه ناگهان طنابی كه از اون كمك می گرفت به دور كمرش بسته شد و بین زمین و هوا معلق موند.

فریاد زذ: خدایا كمكم كن!

ناگهان صدایی در آسمان پیچید!

آیا از من كمك می خواهی؟

جوان گفت: بله.خدایا كمكم كن.نجاتم بده!

خداوند گفت؟ آیا یقین داری كه من می توانم تو را نجات دهم؟

جوان گفت: بله ایمان دارم.نجاتم بده!

خداوند گفت پس طنابی را كه به دور كمرت است رها كن!!!

برای چند لحظه ای سكوت همه جا را فرا گرفت!

فردای آن روز جسد یخ زده ی جوان را در حالی كه طنابی را محكم در دستش گرفته بود پیدا كردند در حالی كه چند قدم بیشتر با زمین فاصله نداشت!

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 10:8

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

تغییرات اساسی در طول تاریخ بشر كه تحت عنوان “موج ”  از آنها یاد می‌شود را می‌توان به 4 دوره یا موج تقسیم بندی نمود.

 موج اول: عصر كشاورزی

 اولین اختراع بشر آتش بوده است كه تقریباً چهار میلیون سال قبل از میلاد حضرت مسیح شناخته شد. 2500 سال بعد بشر موفق به اختراع دوم خود كه ابزار بود شده است. فاصله بین دو اختراع نشان از بدوی بودن بشر اولیه دارد بعدها اختراعات جدیدتری به تناوب رشد و تمدن بشر بوجود آمد تا اینكه زمینه تغییر اساسی یعنی موج اول فراهم شد و جامعه كشاورزی شكل گرفت. جمعیت جهان در سالهای قبل از میلاد حضرت مسیح بسیار كم بود و حتی هزار سال بعد از میلاد آن حضرت به 300 میلیون نفر رسید اولین تغییر در جامعه انسانی كه به موج اول یا جامعه كشاورزی و یا عصر كشاورزی لقب یافته است، قبل از میلاد حضرت مسیح شروع شده و عمری 29500 ساله ای داشته است. هدف از ایجاد این موج حل مشكلات معیشتی و غذایی بشر آن زمان بوده است.

 موج دوم: عصر صنعت

 اما بعد از ایجاد موج اول و گذشت تقریباً سه هزاره از آن، موج بعدی كه انقلاب صنعتی بود آغاز شد. هدف از موج دوم یعنی عصر صنعت یا انقلاب صنعتی تولید مواد و ابزار كار بوده است. در موج اول كه نیروی كار متكی بر بازوان افراد بود، بشر از پس مشكلات بزرگ برنمی‌آمد و نیاز جدیدی در جامعه بوجود آمد كه تغییرات اساسی را می‌طلبید عمر موج دوم هم كه دوران موفقی را سپری كرده است به 500 سال می‌رسد و دوران آن از نظر تئوری سپری شده است. با این وجود متاسفانه بسیاری از كشورهای جهان كه نتوانسته‌اند توسعه موفقی را در طول انقلاب صنعتی بگذرانند هنوز در این عصر صنعتی بسر می‌برند و درگیر رفع مشكلات خود از طریق توسعه و بكارگیری صنعت هستند. در موج دوم بشر، موفقیتهای شگرفی بدست آورد و اختراعات مهمی در این عصر در خدمت بشر قرار گرفت و باعث شد تا وضعیت آموزش‌، بهداشت، اقتصاد و فرهنگ جوامع نسبت به جامعه كشاورزی شكل بهتری بگیرد و توسعه كمی و كیفی خوبی داشته باشد. یكی از تاثیرات مهم این موج افزایش جمعیت جهان همراه با رفاه بیشتر و جلوگیری از مرگ و میر زیاد مردم بوده است كه سابقاً در اثر وبا، بیماریهای فراگیر، بلاهای آسمانی و امثال آن جان خود را از دست می‌دادند. اختراعات درصدسال پایانی موج دوم و بخصوص از سال 1900 میلادی به بعد باعث تغییرات وسیعی در مشاغل كشاورزی كه تا آن زمان تقریباً 90% كل مشاغل را شامل می‌شد را چنان تغییر داد كه بعضی از كشورها مانند ایران این تعداد مشاغل كشاورزی به 17% و در كشورهای توسعه یافته به 4 تا 7% رسیده است.

در هر صورت اختراعات مهمی مانند ماشین بخار،‌راه آهن، هواپیما، تلفن، برق، رادیو، تلویزیون، پلاستیك، ترانزیستور و دهها اختراع دیگر به همراه ایجاد سازمانها و تشكیلات مدنی و موسسات آموزشی بستری فراهم نمود تا انسان بتواند به اهداف موج دوم كه تهیه ابزار كارر بود دست پیدا كند و مشكلات موج اول را برطرف نماید. در موج دوم نیازهای جدیدی دیده شد كه دیگر امكان حل آن با دیدگاه قبلی امكانپذیر نبود.

 موج سوم: عصر اطلاعات

 

بعد از اختراع رایانه و سرعت توسعه مخابرات و ارتباطات بشر نیاز به تغییر جدیدی را درك نمود و آن چیزی جز دسترسی به اطلاعات و دانش نبود. هدف از موج سوم، دسترسی به اطلاعات و دانش با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات مانند رایانه، شبكه‌های متنوع محلی و جهانی و اینترنت به همراه توسعه نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای مورد نیاز عصر اطلاعات بوده است. عمر موج سوم كه آنرا عصر دانش و بعضاً جامعه اطلاعاتی نیز می‌گویند، نزدیك به 50 سال می‌باشد.

همانطور كه ملاحظه می‌شود، نیاز به تغییرات از مقطعی به مقطع بعدی و از موجی به موج بعدی با هدف بوده است و طول عمر ماندگاری آن بستگی به سرعت رسیدن به اهداف آن موج داشته است. به عنوان مثال موج سوم برای آن بوجود آمد كه با توسعه صنعت در موج دوم، نیاز بود اطلاعات بیشتری از نقطه‌ای به نقطه‌ دیگر منتقل شود و بشر نیاز بیشتری به دانش داشت و لذا تولید، توزیع و استفاده از اطلاعات محور این تغییر قرار گرفته و اینترنت و رایانه برای این خدمت بكار گرفته شدند كه توسعه آنها همچنان به جلو می‌رود. با توجه به اهمیت و سرعت زیاد توسعه موج سوم، بعضی از دانشمندان فكر می‌كردند كه این تغییر اساسی برای سالیانه درازی دوام خواهد داشت. اما رشد فوق‌العاده فناوری و حضور فناوریهای جدیدی مانند اینفوتكنولوژی (فناوری اطلاعات)، نانوتكنولوژی، بیوتكنولوژی، و توانایی بشر در تسلط مطلق براتم باعث شد تا این مرحله با شتاب بیشتری به جلو برود و انتظار جدیدی در حال شكل‌گیری شود. البته برای گذر از موج سوم و رسیدن به موج چهارم مشكلات زیادی وجود دارد كه یكی دیگر از آنها پدیده جدید فاصله دیجیتالی بین كشورهای می‌باشد. این مشكل در جای خود مهم می‌باشد و درصورت عدم توجه به آن مشكلات بزرگی را برای جهان بوجود خواهد آورد و احتمالاً از شتاب فوق‌العاده توسعه فناوری اطلاعات خواهد كاست. ورشكستگی شركتهای عظیم رایانه‌ای – مخابراتی مانند دات كام (.COM) یكی از این نشانه‌ها می‌باشد.

موج سوم با آمدن رایانه مطرح شد وبخصوص وقتی رایانه‌های شخصی توانستند درخدمت مردم قرار گیرند، فضای تولید وانتشار اطلاعات وتولیددانش توسعه یافت و شكل جدیدی به خود گرفت. بكارگیری رایانه وهمراهی آن بااینترنت ، تغییرات مهمی درجهان بوجودآورد. كامپیوتردرسال 1948 میلادی‌ اختراع شد و اینترنت در سال 1968 مطرح و در سال 1970 ارتباط 5 نقطه را برقرار كرد. در سال 1974 پروتكل (TCP) معرفی شد و در سال 1984 هزار پایگاه در روی آن ایجاد گردید. در سال 1989 نر‌م‌افزار وب بوجود آمد و 4 سال بعد نرم‌افزار (Mosaic) پا به عرصه تحولات نوین گذاشت. در سال 1995، بحث تجارت الكترونیكی مطرح شد و بعد از آن شاهد سرعت رشد فوق‌العاده این صنعت هستیم. رشد اینترنت بیشتر از تخیل بشر بوده است. زیرا به عنوان مثال در حالی كه در سال 1977 فقط 111 پایگاه در اینترنت وجود داشت در سال 1987 این تعداد به 10 هزار پایگاه رسید. این افزایش بصورت نمایی ادامه پیدا كرد بطوریكه در سپتامبر سال 2002 میلادی این تعداد به بیش از 200 میلیون پایگاه رسیده است.

تعداد كاربران اینترنت نیز به شدت در حال افزایش می‌باشد، بطوریكه از سپتامبر 2001 كه تعداد كاربران 407 میلیون بوده تا سپتامبر 2002 این رقم به 840 میلیون نفر در 218 كشور رسیده است. پیش‌بینی می‌شود تا سال 2005، این رقم به حدود 2 میلیارد نفر برسد و تا سال 2020 بیش از 80% افراد روی كره زمین، دسترسی به اینترنت داشته باشند. با بررسی آمارهای فوق نتیجه می‌شود كه سرعت گذر موج سوم بسیار زیاد است و تاخیر در همراه شدن با این پدیده عواقب خطرناكی خواهد داشت. لذا اگر مردم كشورما قادر به تهیه رایانه نیستند و یا امكان دسترسی برایشان فراهم نیست، این مشكل مشكلی ملی می‌باشد كه باید مسئولین به فكر چاره كار باشند. بقیه كشورهای جهان منتظر ما نخواهند ماند و به جلو می‌روند. و هر روز فاصله دیجیتالی ما با كشورهای پیشرو بیشتر می‌شود. بنابراین باید هرچه زودتر با اطلاع رسانی مناسب، برای جبران عقب ماندگی موجود، در این زمینه گامهای بلندی برداشت.

فاصله دیجیتالی، نمادی از بی‌عدالتی در جهان را به رخ خواهد كشید وزمینه جنگهای ناخواسته‌ای را ممكن است تحمیل نماید. برای تشخیص فاصله دیجیتالی، ذكر فقط این نكته كافی است كه در حال حاضر، حجم اطلاعاتی كه بین اروپا و آمریكا جابجا می‌شود ، حدوداً 162 گیگا بیت در ثانیه و مجموعه اطلاعات جابجا شده بین خاورمیانه و آمریكا 7% گیگا بیت در ثانیه است. هیمن مثال به تنهایی، فاصله دیجیتالی بین اروپا و خاورمیانه را از نظر دسترسی به اطلاعات 231 برابر نشان می‌دهد. به عنوان مثالی دیگر، تعداد كاربران اینترنت در كشورها 7/1 میلیون نفر و در كشور كره جنوبی 27 میلیون نفر است. با احتساب جمعیت و درنظر گرفتن ضریب نفوذ اینترنت در كره جنوبی كه نزدیك به 42 درصد و در كشور ما 5/2 درصد است، حداقل فاصله دیجیتالی ما با آنها حدود 30 برابر می‌باشد. در چنین شرایطی، قطعاً مشخص می‌شود كه برای رسیدن به جامعه مجازی ایده‌ال هنوز راه طولانی در پیش داریم، و معلوم می‌شود كه تغییر اساسی، بدون توجه به تاخیر بخشی از جهان بوجود خواهد آمد و تا دو دهه دیگر برای قسمتهایی از جهان توسعه یافته، عصر مجازی یا جامعه مجازی قابل لمس خواهد بود. مشكلات سرراه رسیدن به تغییرات اساسی، عموماً انسانی هستند و اگر بدون توجه به ظرفیت تغییر در انسان این فناوریها به جلو برود، ممكن است خسارات ناشناخته‌ای داشته باشد و بشریت را تهدید كند و لذا با دقت و آگاهی از فضای موجود گام به جلو گذاشت.

 موج چهارم:عصر مجازی

 

پیش‌بینی می‌شود كه تا 20 سال آینده بشر در “عصر مجازی” یا در چهارمین مقطع اساسی تحول تاریخ خود كه موج چهارم نیز نامیده می‌شود، قرار خواهد گرفت. موج چهارم در حقیقت فرم توسعه یافته عصر اطلاعات و دانش است كه دیگر مشكل عمده بشر در زمینه تامین معاش، تهیه ابزار و دسترسی به دانش و اطلاعات حل شده است و نیاز به تغییر و تحول بزرگتری در جامعه بوجود آمده است. با شروع موج چهارم، بشر جامعه جدید و عصر نوینی را آغاز خواهد كرد كه اكثر امور در آن جامعه بصورت مجازی خواهند بود،‌ این عصر جدید بنام عصر مجازی شناخته خواهدشد.

در عصر مجازی بیشتر امور بشر بصورت غیر فیزیكی قابل انجام است، مثلاً برای خرید از فروشگاهی دوردست و حتی در كشوری دیگر نیاز به حضور فیزیكی خریدار و فروشنده در یك مكان ثابت نیست، برای آموختن دانش، نیاز به رفتن مدارس سنتی و یا دانشگاهایی مانند دانشگاه‌های فعلی نخواهد بود، یك استاد در آن واحد می‌تواند در منزل دانشجو در دهها كشور و مكان دیگر آموزش مجازی دهد این حضور بقدری طبیعی خواهد بود كه دانشجو حضور استاد را در منزلش درك می‌كند و احساس تخیلی حقیقی در دانشجو بوجود می‌آید. پول فیزیكی وجود نخواهد داشت،‌ دوربینهای مخصوصی كه به سیستم فتومتریك مجهز هستند،‌ از روی قرنیه چشم افراد را شناسائی می‌كنند و لذا نیاز به داشتن كارت شناسائی و كارت اعتباری نیز نخواهد بود و بصورت خودكار بسیاری از مسائل روزمره امروزین بشر انجام می‌شود. بازرگانی مجازی رونق زیادی خواهد یافت و امكان عرضه كالا در هر زمان و در هر كجا،‌ در اولین فرصت ممكن امكانپذیر خواهد شد. تولید انبوه محدود می‌شود و تولید كالاهای غیرفیزیكی افزایش چشم‌گیری خواهند یافت.

از جمله كالاهای غیر فیزیكی فروش اطلاعات،‌ موسیقی و فیلم هستند كه هم اكنون بخش بزرگی از درآمد دولت آمریكا از همین كالاهای غیر فیزیكی می‌باشد. در عصر مجازی، تمام اموری كه این روزها با پیشوند (e) مطرح می‌شوند دارای پیشوند مجازی (Cyber) خواهند شد. مثلاً‌بانكداری مجازی جایگزین بانكداری الكترونیكی، پول مجازی جایگزین پول الكترونیكی، بازرگانی مجازی جایگزین بازرگانی الكترونیكی،‌ آموزش مجازی جایگزین آموزش الكترونیكی و نهایتاً دولت مجازی جایگزین دولت الكترونیكی كه در موج سوم مطرح شده‌اند، خواهد شد. هزاران شغل جدید مجازی جایگزین شغلهای سنتی و الكترونیكی امروزه خواهند شد و تعداد مشاغل مورد نیاز بیشتر از جمعیت روی كره زمین خواهد شد. نتیجه ابتدایی این تحول آن است كه فردگرائی و دیكتاتوری از جوامع حذف و كار گروهی و تفكر جمعی كه از طریق رسانه‌ای مانند وب [1] سازماندهی خواهدشد، جایگزین می‌شود. دانش محوری، اساس اداره جوامع مجازی خواهد شد. و آموزش در طول عمر به عنوان اولین نیاز اولیه بشر مطرح خواهد شد و تقریباً تمام امور اداره جوامع امروزی تغییر خواهد كرد و جهان جدیدی جایگزین جهان فعلی می‌شود كه در آن امكان انجام عدالت و داشتن رفاه بیشتر برای همه فراهم می‌باشد.

در عصر مجازی، تغییرات اساسی در رفتار بشر بوجو خواهد آمد و بعضی از صفتهای بد مانند دروغگویی، كلاه برداری،‌قتل و غارت و تجاوز به حقوق دیگران و امثال آن به دلیل علنی بودن همه امور بشر قابل رویت و پیگیری خواهد بود. مردم در جهان مجازی، فرصت شناخت بهتری از جهان و فلسفه وجودی انسان خواهند داشت و به نحو بهتری تربیت خواهند شد و چون از نظر تئوری در عصر مجازی مشكلات معیشتی و تهیه ابزار كار و دانش و اطلاعات وجود ندارد، توجه به مسائل معنوی و مذهب افزایش خواهد یافت.

یكی از مشكلات موجود برای رسیدن به عصر مجازی، مشكل روانی بشر است كه در مقابل تغییر، عموماً واكنش منفی نشان می‌دهد. این واكنش، همین حالا هم مشكلاتی را در جهان بوجود آورده است و مربوط به یك كشور خاص هم نیست. مثلاً در كشور امریكا، فناوری بسیار جلوتر از سواد عمومی جامعه به جلو می‌رود، یعنی مردم آمریكا با وجودی كه ابزارهای مناسبی در اختیار دارند، از آنها استفاده مناسب نمی‌كنند. در حقیقت سیستم آمریكا عقب‌تر از تحولات تكنولوژیكی حركت می‌كند. لذا، ‌آنها برنامه آموزشهای عمومی در معرفی حتی تكنولوژیهای موجود را هم ندارند. برای همین در حالی كه 70 درصد مردم آمریكا امكان دسترسی به شبكه‌های با پهنای باند زیاد را هم اكنون دارند و تا پایان سال 2002 این امكانات برای 90 درصد آنها فراهم است فقط 9 درصد مردم آن هم با ضریب پایین‌تر از این شبكه استفاده می‌كنند.

لذا، مشخص می‌شود كه آموزش و ایجاد فرهنگ یكی از مسائل مهم در توسعه فناوری اطلاعات می‌باشد كه باید مشكلات مرتبط با آن شناخته و حل شود. مشكل بعدی حتی در كشورهای توسعه یافته، مربوط به افراد سالخورده و مسوولین سابقه‌دار كه تجربیات سنتی را با خود دارند و تسلیم فناوری‌های نوین نمی‌شوند و در مقابل تغییر می‌ایستند و مراحل توسعه را با تاخیر مواجه می‌سازند، می‌باشد. در جوامع سنتی و عقب افتاده، این وضع به مراتب بدتر است و عدم اطلاع حاكمان دولتها از مزایای این پدیده‌ها سبب تاخیر در توسعه دانش و رشد اقتصادی در آن جوامع می‌شود. از اینگونه اشكالات و مسایل، در طول تاریخ بشر فراوان دیده شده و این مشكلات ادامه هم خواهد داشت. وظیفه دانشمندان و محققین است كه اینگونه مسایل را در جامعه مطرح و در حد توان از مسئولین بخواهند تا استفاده از آنها را در جامعه عملی سازند.

برای كشوری مانند ایران كه هنوز در وسطهای موج دوم قرار دارد و موج سوم را هم جذب و درك نكرده است، اطلاع از وضعیت جهان در عصر مجازی بسیار با اهمیت می‌باشد. شاید مسؤلین اداره كشور با اطلاع از اتفاق عصر مجازی به بحرانی بودن وضعیت كشورمان در این زمینه پی‌ببرند و با حركت پرشتاب، توسعه فناوری اطلاعات و انداختن اندیشه موج چهارم،‌ برنامه‌ای پرشی برای عبور سریع از موج سوم و رسیدن به موج چهارم را تدارك دید. در صورت موفقیت در چنین برنامه‌ای، می‌توان بخشی از عقب ماندگی را جبران و حتی از بسیاری از كشورهایی كه هنوز با این مفاهیم آشنایی ندارند جلو افتاد.

 

  منبع: کاشان وست

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 و ساعت 9:56

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

تقصیر تو بود

اگر یک جمله یا عبارت را بدون توجه به مفهوم آن چندین بار با صدای بلند تکرار کنیم چه می شود ؟

جواب: مفهوم آن جمله تغییرمی کند، به عبارت دقیق تر درک ما نسبت به آن جمله تغییر می کند،

یکی از عباراتی که بسیار به کار می رود ولی در واقع شنیده نمی شود و از تاثیر تخلیه شده است، (تقصیر تو بود) است.

به فهرست رایج تقصیرها دقت کنید:

به جای من اشتباه کردم ( تقصیر تو بود)  . من نفهمیدم ( تقصیر تو بود) . نتوانستم ( تقصیر او بود)

. موفق نشدم ( تقصیر خودم نبود ) . از او بدم می آید، ( تقصیر خودش است) . عقب مانده ام ( تقصیر شرایط است) راضی نیستم (تقصیر من نیست) دیر کردم ( تقصیر ترافیک است ) .

پوستم خشک است ( تقصیر فصل است ) چاقم ( تقصیر غذاها است) قدم کوتاه است ( تقصیر پدر مادرم است) پول ندارم تقصیر وضع اقتصادی و اجتماع  است جامعه خراب است من بی تقصیرم . روزگار خراب است . دیگه جواب نمی ده ، تاریخ مصرفش تمام شده، بالاسریها مقصرن ، حمایت نیست و.............  هیچکدام خود را مقصر نمیدانند و......

 با این همه تقصیر چه میکنید ؟ چگونه دنیای خود را تعدیل می کنید ؟ چگونه این همه تقصیر را پالایش می کنید ؟

در دنیایی که همه بیش از ما مقصر و موثر هستند ، قطعا قربانی می شویم. برای قربانی نشدن لازم است تقصیرات دیگران را علاوه بر شناسایی ، به کار ببریم . به کار بردن یعنی تبدیل کردن

و تبدیل شدن، ازطریق ممکن و مفید .

نقص طرف مقابل در شما چه تاثیری ایجاد می کند، توقف یا تحرک؟

این یک توقع غیر ممکن است که انتظار داشته باشیم از کسی تقصیری سر نزند تا ما حرکتی روان وموفق داشته باشیم . کیفیات غیر ممکن را درک کنیم تا دستگاه واقع بینی ما خواسته های ممکن خود را تعقیب کند . دسگاه واقع بینی هر کس می تواند نقش قصور دیگران را در اندازه های طبیعی  نمایان کند ،  اما ذهن منفعل آدمیان ، حیله می کند و از قصور دیگران یک موفقیت و یک حق می سازد ؛ حقی بزرگتر از اندازه های واقعی که معمولا تحقق نمی یابد و تبدیل به قضاوتی شکایت آمیز می شود ؛ شکایت از روزگار و روابط !

اگر روابط ما زنده نباشد ، در برخورد با هر تقصیری دچار سکته روانی ، ایست و توقف درونی و بیرونی خواهیم شد.

 با تقصیر مانند یک مانع برخورد کنیم که باید رفع شود نه مثل یک دشمنی که باید دفع شود !

 روش رفع موانع ، فقط علامت گذاری و شناسایی آن نیست . برای رفع موانع باید طبیعت آن را درک کنیم . موانع موجود در راه ما قطعا با بافت آگاهی ما تناسب و حتی تجانس برقرار می کنند.

باید به نسبت مقاومت مانع، تجهیز شویم، تجهیزاتمان را با خستگی و ناشیانه به کار نبریم. به جای آن که خودمان را مستهلک کنیم، مانع را فرسایش دهیم ، دقت کنید : تقصیرات را فرسایش دهیم نه مقصرین را. ما معمولا هنگام مواجه شدن با یک قصور ، فرد مقصر را مورد حمله قرار می دهیم نه رفتاری مشخص را.

 

چند نکته :

1- بسیاری از ما در مرحله ای از بلوغ روانی خود ،از این که شایرین مقصر باشند ، لذت می بریم چون خودمان در موقعیت بهتری قرار میگیریم.

2- تشخیص تقصیر دیگران آسان است ولی تاثیر مثبت بر تقصیر دیگران جذاب تر از تشخیص آسان اولیه است.

3-آنچه که اسمش را تقصیر می گذاریم ، در واقع همان نحوه تاثیر دیگران بر امور است . این چیزی است که میتواند از جانب ما قابل کنترل ، تعدیل یا اصلاح باشد . اگر فرد فرد ما خود را نسبت به قصور دیگران تنظیم و فعال کنیم ،مجموعه ای تنظیم و فعال خواهیم داشت. فضیلتهای فردی ، فضیلتهای جمعی هم هستند.

 منبع: se7en-vision

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 19:54

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

معجره نوار قرمز

 یکی از صاحبان صنایع انگلستان در قرن هجدهم، برای افزایش بهره وری کارخانه تازه تاسیسش، دست به ابتکار جالبی می زند.او روزی به کارخانه نو بنیاد خود میرود و با خود سه قرقره به رنگهای زرد، سبز و قرمز می برد. کاگرها از دیدن این نوارها تعجب می کنند، روز بعد که کارگرها به سر کار می ایند، مشاهده می کنند به هر یک از دستگاهها یک تکه نوار به یک رنگ از رنگهای یاد شده بسته شده ، علت آنرا جویا می شوند.

 بعد از چند روز مشخص می شود کارفرما نوار سبز را برای ماشینهایی که تولید متوسطی داشتند، بر گزیده است. برای دستگاههایی که تولید شان کمتر از میزان متوسط بوده نوار زرد و برای ماشینهایی که تولید شان از حد متوسط بیشتر بود نوار قرمز در نظر گرفته است. در ضمن به کارگران گفته شده بود که وجود این نوارها ، هیچگونه تاثیری در دستمزد آنها تحت عنوان پاداش یا تنبیه نداشته است و تنها به منظور این که از میزان تولیدش اگاهی یابد، در نظر گرفته شده است و اطمینان لازم را از این جهت به آنها داد.

با اتخاذ این تد بیر ساده و بدون هزینه، تغییر شگفتی درتولید و بهره وری کارگران به وجود آمد طی دو ماه تمامی دستگاه ها و ماشین آلات کارخانه مجهز به نوار قرمز شد ند. وجود نوارها باعث شده بود هر کسی مراقب میزان کار خود باشد و سعی کند طبق موازین استاندارد در زمان معین بازدهی مطلوبی از تولید محصول ترائه نماید . جدای از این موضوع این کار باعث شده بود هر کار گر برای خود معیار و ضابطه ای جهت تولید پیدا کند و نیز کارش از هیجان بیشتری برخوردار باشد.

  منبع: se7en-vision

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 18:52

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

هیچ کس فقط با معرفی "دو نفر" موفق نخواهد شد!!

اگر فکر می کنید فقط با معرفی "دو" نفر می توانید شبکه ای از بازاریابان موفق را تشکیل دهید ، سخت در اشتباهید. شاید بعضی از افراد توانسته باشند با معرفی دو نفر شبکه بزرگی را تشکیل دهند اما به احتمال زیاد آنها خوش شانس ترین افراد روی زمین بوده اند!! هرگز در هنگام "معرفی کار" نگویید؛ "فقط کافیست دو نفر را به این سیستم معرفی کنید" و اگر در هنگام ورود به شما چنین چیزی گفته اند آن را فراموش کنید. بسیاری از افراد با این دید وارد سیستم بازاریابی می شوند و همین موضوع در آینده مهمترین عامل شکست آنها خواهد بود.

اگر فقط دو دانه گندم را در جایی بکارید ، هیچ تضمینی برای رشد آنها وجود ندارد!! اما اگر یک مشت گندم را در همانجا بریزید بدون شک بسیاری از آنها رشد خواهند کرد.

معرفی دو نفر هیچ تضمین قابل قبولی برای ساختن یک شبکه نیست. اما اگر شما هر چند وقت یک بار ، شخصی را به سیستم معرفی کنید ؛

۱- منتظر آن دو نفر نمی مانید و در صورتی که هر کدام از آنها دست از کار بکشند و یا کم کاری کنند ، مجموعه شما متوقف نخواهد شد.

2- پاداش هفتگی بیشتری دریافت خواهید کرد.

3- با توجه به رشد سریعتر مجموعه ، سریعتر به اهداف خود می رسید.

4- به افرادی که در لیست شما هستند ، شانسی برای محک زدن خود در این حرفه خواهید داد.

بسیاری از افراد بعد از معرفی دو نفر اول ، بسیار کم کار می شوند و منتظر آن دو نفر می مانند و همین موضوع بعد از مدتی آنها را نسبت به این کار دلسرد خواهد کرد. دوستان عزیز! اگر فکر میکنید تاپ لیدرها فقط با معرفی دو نفر به این درجات رسیده اند سخت در اشتباهید. بسیاری از تاپ لیدرها حتی در روزهای اوج خود هم ، در هر ماه چند ورودی در دستور کار خود دارند. زیرا آنها قبل از اینکه "مدیر" باشند یک "بازاریاب" هستند.

لازم نیست در همان بدو ورود پنجاه نفر را به سیستم معرفی کنید ، اما هرچند وقت یک بار با توجه به قدرت خود در ساپورت مجموعه ، افراد دیگری را به سیستم معرفی کنید و هرگز منتظر دو نفر اول نمانید.

Shiv khera در کتاب "شما می توانید برنده باشید" می گوید؛

"قهرمانان کار های متفاوت انجام نمی دهند ، بلکه یک کار را با روشهای متفاوت انجام می دهند"

Winners don't do different things , They do things differently

منبع: The Best Of Leaders

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 16:33

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

شكر نعمت ؛ فضایل و آداب

شکر نعمت

شكر به معنای قدردانی نعمت دهنده است ، به گونه ای كه آثاراین قدردانی در قلب ، زبان واعمال به طوری كه متناسب با قلب وزبان و اعمال باشد بروز كند. مثلا" در قلب با خضوع و خشوع، در زبان با حمد وثنای خداوند ودر عمل با اطاعت از وی .

همچنین گفته اند كه شكر به معنای تصور نعمت و اظهار آن است. نیز گفته اند كه شكر به معنای حمد وستایش نعمت دهنده می باشد ، وشكر به اعضاء كه به معنای تلافی نعمت به قدر استحقاق آن نعمت است.

برخی بزرگان ، تصور نعمت دهنده و دانستن این كه این نعمت از اوست را عین شكر دانسته اند؛ چنان كه حضرت داوود (ع) فرمود: " خداوندا! چگونه تورا شكر كنم كه آن شكر ، خود نعمتی است كه شكری می طلبد؟" خداوند متعال فرمود: " ای داوود ! وقتی دانستی كه هر نعمتی كه متوجه توست از من است ، مرا شكر كرده ای ."

برخی محقیقین برای شكر ، سه ركن قائل شده اند: 1- معرفت به نعمت دهنده . 2- حالتی كه دستاورد این شناخت است وآن عبارت است ازخضوع و تواضع نسبت به نعمت دهنده. 3- عملی كه ثمره این حالت باشد.

شكر نعمت های ظاهری و باطنی خداوند، از وظایف ولازمه بندگی است كه هركس باید به قدرتوان خود به آن اقدام كند، اگر چه این مهم از هیچ آفریده ای برنمی آید و نهایت شكر آن است كه شخص بداند كه نمی تواند شكر نعمت ها را به جای آورد، چنان كه رسول اكرم صلوات الله علیه به این ناتوانی اعتراف نمود. كمال و نقص شكر ، تابع كمال و نقص معرفت به نعمت دهنده ، و شناخت نعمت است.

همچنین بنده ، زمانی شكر گزاربه حساب می آید كه ارتباط خلق را با حق وارتباط نعمت ها را با یكدیگر به طور كامل بداند واین برای اولیای خالص كه كامل ترین آنها رسول خداست ، میسر می گردد وتا زمانی كه كدورت شرك وشك در قلب باقی است شكر حق را به طور شایسته نمی تواند ادا كند ؛ مثلا" كسی كه به اسباب ، نظر دارد وتأثیر موجودات را مستقل می داند وبه این نكته ، ایمان واقعی و باور قلبی ندارد كه : " لا مؤثر فی الوجود الا الله " ؛ كفران نعمت  حق تعالی كرده است .

چنین فردی ، گاه اعمال را به خود نسبت می دهد و گاه نعمت ها را به دارندگان ظاهری شان منسوب می كند. به راستی  تا چه زمانی ، این دل های مرده ما كفران نعمت حق می كنند! این توجهات و تعلقات ، كفران نعمت حق است . به همین دلیل است كه خداوند می فرماید: " اندكی از بندگانم شكرگزارند."( سبأ /13) همچنین باید دانست ، همان طور كه معارف بندگان خدا مختلف است، شكرگزاری آنها هم متفاوت می باشد و نیز نعمت ها، شكرهای به خصوص دارند؛ نعمت های ظاهری ، شكری دارند ، نعمت های باطنی شكری دیگر و نعمت های علمی شكری ونعمتهای عرفانی شكری ویژه می طلبند.

فضایل شكردر روایات

امان صادق علیه السلام فرمود: سه چیز است كه چیزی به آنها ضرر نمی رساند : دعا هنگام شدت وسختی ، طلب آمرزش گناهان و شكر به وقت نعمت."

نیز امام صادق علیه السلام فرمود: " شكر هر نعمت ، اگرچه بزرگ باشد، آن است كه خدای عزوجل را حمد كنی."همچنین فرمود:" شكر نعمت ، دوری كردن از گناهان است " و كمال شكرآ ن است كه فرد بگوید: " الحمدلله رب العالمین."

آورده اند كه امام صادق علیه السلام از مسجد بیرون آمد ومركب خود را ندید .  در این حال فرمود : " اگر مركب من پیدا شود ، خدا را شكر می كنم ، آنگونه كه حق اوست . ناگاه مركب حضرت پیدا شد . حضرت فرمود:" الحمدلله" 

كسی گفت :" مگر نگفتید كه خدا را شكر می كنم، آنگونه كه حق اوست ؟ "

امام فرمود:" آیا نشنیدی كه گفتم الحمدلله ؟"

ازاین روایت معلوم می شود كه حمد خداوند ، بالاترین مرتبه شكر زبانی است.

درپایان بحث روایت دیگری  را ازامام صادق علیه السلام می خوانیم:

" كسی كه شكر ادا نماید ، بسیار به او عنایت می شود . خدای عزو جل می فرماید : اگرشكر نمایید هر آینه برای شما زیاد می گردانیم."

" والحمدلله رب العالمین"

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 23:9

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

بياييد ما نيز مثل حكايت پسر بچه ايمان بياوريم و نماز را از ياد نبريم.

حكایت كنند كه عالم بزرگ «بایزید بسطامی» در كودكی بسیار باهوش و زیرك بود. پدرش او را نزد یكی از علما فرستاده بود تا در آنجا قرآن را حفظ كند. هنگامی كه بایزید این آیه را حفظ كرد كه خداوند در آن می فرماید:

{یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلا} مزمل/1

»ای جامه به خود بیچیده، شب را به جز اندكی از آن بیدار بمان».

نزد پدرش آمد و گفت:

- پدر جان، مقصود از»مزمل» در این آیه چیست؟

پدر در جواب گفت:

- مقصود، پیامبر گران قدر ما حضرت محمد صلی الله علیه و سلم است.

پسر دوباره پرسید:

- پدر جان، چرا شما مثل پیامبر برای نماز شب بر نمی خیزی تا بخاطر خدا چند ركعت نماز بخوانی؟

پدر جواب داد:

- پسر عزیزم، خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و سلم را امر كرده كه شب را برخیزد و نماز شب را تنها برای او اختصاص داده نه به تمام مسلمانان.

پسر به این سخن پدر قانع شد و به حفظ قرآن پرداخت تا به این آیه رسید كه خداوند می فرماید:

{إن ربك یعلم انك تقوم أدنی من ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معك}

» پروردگارت می داند كه تو و گروهی از كسانی كه با تو هستند، نزدیك به دو سوم شب یا نصف شب و یا یك سوم آن را به نماز می ایستند«.

وقتی این آیه را حفظ كرد نزد پدرش برگشت و گفت:

- خداوند در كتاب گران قدرش یاد آور شده كه گروهی از مسلمانان به همراه پیامبر صلی الله علیه و سلم شب ها برمی خواستند و نماز شب می خواندند. بگو ببینم این گروه چه كسانی بودند؟

پدر گفت: پسر عزیزم، آنها یاران رسول الله صلی الله علیه و سلم بودند.

پسر دوباره پرسید:

- پدر جان چرا شما مثل پیامبر خدا رفتار نمی كنید و همان كاری را كه آنها می كردند نمی كنید؟ چه خیر و بركتی می تواند در ترك اعمال پیامبر صلی الله علیه و سلم و اصحاب گران قدرش باشد؟!

پدر جواب داد:

- به خدا قسم راست گفتی پسر عزیزم. پس خیر و بركت در پیروی از رفتار و كردار رسول خدا و یاران اوست؟ قول می دهم كه از این به بعد نماز شب را ترك نكنم. خداوند هم به خاطر ایمان قوی و ثبات عقیده ات به تو بركاتش را عنایت بفرماید.

و از آن شب به بعد پدر هر شب برای ادای نماز تهجد بخاطر رضای خدا و پیروی از سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم بیدار می شد.

یك شب « بایزید « از خواب بیدار شد و پدرش را دید كه نماز می خواند. بنابراین منتظر ماند تا نمازش را تمام كرد، سپس رو به پدر كرد و گفت:

- پدر جان از تو می خواهم كه وضو گرفتن و نماز خواندن را به من یاد بدهی تا با تو نماز بخوانم.

پدر گفت:

- برو بخواب پسرم. تو هنوز خیلی كوچكی.

بایزید در جواب گفت:

- پدر جان، من در روز قیامت در برابر پروردگارم حاضر خواهم شد. همان روزی كه «نه مال به درد انسان می خورد و نه فرزند، مگر كسی كه با قلب سالم و پاك به نزد الله برود«.

پس آیا تو راضی می شوی كه به پروردگارم بگویم من از پدرم خواستم كه طهارت و وضو را به من بیاموزد تا با او نماز بخوانم ولی او قبول نكرد و به من گفت كه تو هنوز كوچكی؟!

پدر گفت:

- به خدا قسم راضی نمی شوم و دوست هم ندارم. بیا تا طهارت و وضو را به تو یاد بدهم تا با من نماز بخوانی.

و بدین ترتیب بایزید بسطامی از همان آغاز كودكی نماز شب می خواند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 16:7

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

قبل از هر چیز باید بگویم نتورك ماركتینگ یا همان تجارت الكترونیك در اصل یك تجارت سالم اقتصادی است ولی متاسفانه بعضی شركتها باعث شدند نام این تجارت به بدی یاد شود.

در ضمن بازاریابی نیز شغلی است كه در آن باید زحمت كشید و مشتری پیدا كرد تا جنس یا خدمات ارائه شود و بازاریاب پورسانت خود را دریافت كند اما به چه قیمت؟ اگر بازاریابی برای شركتی كه محصولش (كالا یا خدمات ) مشخص، ارزش و قیمتش عادلانه باشد ایرادی نیست اما اگر محصول (كالا یا خدمات )  فروخته شده ارزش آنچنانی نداشته باشد و به قیمت چندین برابر بفروش برسد چی؟

حكایت گلدكوئیست

همه چیز از 90 سال پیش آغاز شد. از یك كارخانه دوچرخه‌سازی در روسیه. شیوه فروش این كارخانه بسیار ساده بود.آنها یك دوچرخه 500 روبلی را به یك پنجم قیمت به مشتری می‌فروشند و خریدار به جای چهارصد دلار باقی‌مانده باید چهار مشتری دیگر را معرفی كندكه هریك از آنها نیز با یكصد روبل به‌علاوه معرفی چهار نفر دیگر صاحب دوچرخه‌ای با یك پنجم قیمت می‌شوند.هم مشتریان به تخفیف خود می‌رسند و هم كارخانه فروش خود را بدون تخفیف انجام می‌دهد و به سود خود می‌رسد!

بعد از آن مسئله اینترنت به میان آمد و تجارت الكترونیك. بعضی شركتها از اسم تجارت الكترونیك سوء استفاده كردند و بعضی دیگر راه حل خوبی برای فروش محصولات خود بدست آوردند. حال ما باید بدانیم كدام یك سوء استفاده میكند و كدام یك فروش میكند.

«پنتاگونو»، «مای سون دایموند»، «گلدكوئیست»، «گلد بیز»، «گلدماین»،«ای بی ال» و ... اینها عباراتی هستند كه در طول این سالیان گوشمان از آنها پر شده است.تجارت الكترونیك، اینترنت، نت‌ورك ماركتینگ و... و همه از یك وسوسه شروع می‌شوند: پول!

سیستم شركت‌های تجارتی هرمی بر اساس تفكر همان كارخانه‌دار روسی استوار است. هركسی مبلغی پول را به حسابی می‌پردازد و یك هدیه دریافت می‌كند و با معرفی دونفر به عنوان زیر مجموعه خود آنها را نیز وارد كار می‌كند و این چرخه تا بی‌نهایت تكرار می‌شود و كسی به آن بالابالاها می‌رود و هزاران نفر نیز این زیر له می‌شوند تا بلكه روزی برسد و آنها نیز به آن بالا بالاها برسند! اساس كار شركت‌های هرمی بدینگونه است.

این شركتها با كار خود نام تجارت الكترونیك را به گند كشیدند. (باید خاطر نشان كنم كه شركت های تجاری كالا گردان با شركتهای تجاری هرمی فرق دارد و برای درك مطلب توصیه میكنم كتاب تجارت الكترونیك پروژه مطالعاتی كمسیون عمران مجلس شورای اسلامی را تهیه كرده و مطالعه نمایید.)

گلد كووست و جوینده‌گان طلا:

در سال 1998 شركتی در بریتانیا باعنوان كوئست انترناتیونال(Quest International) تأسیس شد. این شركت بازاریابی جهت فعالیت آزادانه‌تر دفتر شركت خود را در بندر هنگ‌كنگ تأسیس نمود و در برخی كشورها از جمله امارات نمایندگی رسمی دارد.نخستین بار در ایران، اهالی جنوب استان فارس كه با دبی و خلیج‌نشینان ارتباط تنگاتنگی داشتند با گلد كوئیست آشنا شدند و از این طریق بود كه حوالی سالهای 79-1378 گلد كوئیست وارد ایران شد و به عظیم‌ترین شبكه تجارت هرمی در ایران تبدیل شد كه می‌توان گفت بیش از پنج میلیون نفر را در ایران جذب نموده است!

جملاتی كه همیشه بر زبان گلدكوئیسیها جاریست:

فرض كنید كه می‌خواهید پولدار شوید.آیا راهی وجود دارد كه در عرض یك ماه طوری فعالیت كنید كه در پایان همان ماه، ماهیانه 16 میلیون تومان به حساب شما واریز شود (بدون آنكه حتی یك كیلوكالری انرژی مصرف كنید؟!) برخی برای این سئوال پاسخ جالبی پیدا كرده‌اند: یك و نیم میلیون پول بعلاوه انرژی جنبشی فراوان و روابط عمومی خوب و از آن بالاتر اراده قوی!البته اگر 1.5 میلیون ندارید می‌توانید كمتر هم بدهید.یك سوم همان مبلغ با یك سهم!

شما خیلی شعور دارید چون گلدكوئیست را انتخاب كرده‌اید!

شما خیلی خوش‌شانس هستید! شانس در خانه شما را زده است!چرا در را باز نمی‌كنید. دلتان نمی‌خواهد خانه، ماشین، پول و ... داشته باشید؟اصلا كیه كه بخواد با پول قهر كنه؟!! مگر می‌خواهی چند سال عمر كنی؟ تا كی می‌خواهی كار كنی؟ پس كی می‌خواهی به زندگی برسی؟كار مال ماشینه و فكر برای انسان!

شما خیلی شانس آورده‌اید كه من بر سر راه شما قرار گرفته‌ام و دارم شما را به سوی ثروت هل می‌دهم.شما واقعا با شعور بودید وگرنه من شما را دعوت نمی‌كردم كه وارد این سیستم شوید» دو جمله بالا هردو یك منظور را می‌رسانند ولی اولی همیشه كاربرد دارد و دومی هیچ‌وقت به كار نمی‌رود!برای گلد كوئیستی‌ها هر كلمه و هر حرفی اهمیت و جایگاه خاصی دارد.اگر هنرمندی باشید كه فقیرید می‌توانید آنقدر پولدار شوید كه هنر را فقط برای هنر بخواهید نه هنر را برای كسب درآمد!اگر فیلمسازید و تهیه‌كننده پیدا نمی‌كنید؛ آنقدر پولدار می‌شوید كه خودتان فیلم خودتان را بسازید!...

گلدكووست‌بازان ایرانی، شیوه‌های ایرانی را در اصول presentation شدیدا رعایت می‌كنند! آنها سعی می‌كنند روی جذب دوستان نزدیك خود سرمایه گذاری كنند و از آنجا كه دوست آدم در فرهنگ ایرانی، از پشت خنجر نمی‌زند آنها هم با اطمینان به اینكه شما از ایشان هیچ‌وقت به دادگاه شكایت نخواهید برد شما را با این شانس عنده آشنا كرده‌اند!!به این مسأله باید مسائلی همچون تعارف و رودربایستی را نیز اضافه نمود كه در پوست و خون ما ایرانی‌ها ریشه دوانده است و وقتی كه دوستی به ما تعارف می‌زند اگر قبول نكنیم گویی معیصه كبیره مرتكب شده‌ایم!!

 خود گلدكوئیستی‌ها تقسیم‌بندی‌های گوناگونی دارند: كلاسیك، مدرن، پست مدرن و ...! و آدمی وا می‌ماند كه آیا با یك فعالیت اقتصادی(مولد یا مخرب؟)روبه‌رو است یا با یك جریان هنری! و عجیب‌تر اینكه تمام گروههای گلدكوئیستی هم ادعا دارند كه مدرن هستند و طبق آخرین متد پیش می‌روند! ولی طرز كار همگی این گروهها تقریبا به یك شیوه استوار است: چند نفر دورت جمع می‌شوند و برای شما از شغلی صحبت می‌كنند كه گنج در آن خوابیده است! شما با وارد شدن به گروه گلدكووستی‌ها بعد از مدتی صاحب چند سكه منحصر به‌فرد خواهید شد كه در تیراژ بسیار پایین و توسط معتبرترین شركت تولید جواهر و با نظارت چند بانك بین‌المللی تولید شده‌اند! حال برای شما سكه‌ای را نشان می‌دهند كه در سال 1905 توسط یك بانوی انگلیسی خریداری شده است و بعد از بیش از نیم قرن ارزش میلیونی پیدا كرده بود!حالا بگذریم كه این سكه‌ها را اگر بخواهید در بازار طلا و جواهر بفروشید حتی به اندازه وزن طلایش نیز پولی دستتان را نمی‌گیرد و پنجاه سال بعد هم كه نه من زنده‌ام و نه...! بذ نیست بدانید ارزش واقعی سكه‌های طلای گلدكوئیست 300 دلار بیشتر نیست ولی شركت گلدكوئیست همان سكه‌ها را به 860 دلار برای شما می‌فروشد.جالب اینجاست كه این شركت سكه‌هایی با نقش امام‌خمینی ضرب نموده است تا به شائبه قانونی بودن این شبكه در ایران دامن بزند كه از سوی مسئولان مملكتی تكذیب گردید.

تازگیها علاوه بر كادوی سكه و جواهر، شركت گلدكووست سفرهای خارجی را هم به مجموعه هدایای خود اضافه كرده است.

استخدام بازاریاب با پورسانت عالی!؟

فرض كنید شما به یك فروشگاه درست و حسابی برای خرید یك دست كت و شلوار می‌روید. اگر از نتیجه خریدتان راضی باشید قطعا تعریف این فروشگاه را پیش دوست و آشنا خواهید كرد و دانسته یا ندانسته سالیانه سود سرشاری را روانه فروشگاه موصوف خواهید نمود! حال اگر یك شركتی پیدا شود كه به نسبت تبلیغ‌تان مبلغی به شما به عنوان جایزه بپردازد چه حكمی دارد؟ این سخن گلدكوئیستی‌ها در توجیه وجوه دریافتی شما از شركت است!حال باید پرسید این بازاریابی به چه قیمتی انجام میشود؟!

 دختران رؤیاهای ناكام!

 دیگر شگرد گلدكوئیستی ها استفاده از دختران برای فریب افراد است كه تحقیق در این مورد بماند برای خودتان.

رؤیاهایی كه رنگ واقعیت نمی‌گیرند!

شما اگر می‌رفتید شاعر می‌شدید شاید شعرهای قشنگی می‌گفتید!گلدكووست آنقدر برایتان مهم می‌شود كه بعد از مدتی مجبورید به رؤیا و خیال روی بیاورید!براستی چند در صد رؤیاهای ما رنگ واقعیت می‌گیرند؟مهم این نیست كه رؤیا نان و آب نمی‌شود.مهم این است كه با اندكی گستره خیال می‌توانید چند نفر دیگر را نیز به زیرشاخه‌های گروه اضافه نمایید و این یك تز كلی در بین گلد كووستی‌هاست!

چند وقت پیش كه شایع شد «بیسمارك»(یكی از مدیران ارشد گلدكووست) قرار است به ایران بیاید مطبوعات و بسیاری نشریات زرد آنقدر به این مسأله دامن زدند كه حتی در برخی از مطبوعات زرد، اسم خیابان و ساختمان محل اقامت وی نیز درج شده بود! اصل قضیه، كه اكنون به لحاظ قانونی فعالیت در گلدكووست ممنوع است برای كسی جلب توجه نمی‌كند و در عوض آمدن جوزف بیسمارك اینقدر جنجال ایجاد می‌كند!!

وقتی كه با یك گلد كووستی دیدار می‌كنی!

اگر بگویی این فعالیت حرام است و مشكل شرعی دارد!می‌گوید: كار ما بازاریابی است، و در ازای جلب مشتری پول دریافت می‌كنیم و بازاریابی حرام نیست!! حال ما میپرسیم به كجای این كار بازاریابی میشود گفت كه كالای ارائه شده به چندین برابر قیمت خود به فروش برسد.

اگر بگویی سالیانه فلان‌قدر دلار از كشور خارج می‌شود!می‌گوید: سالیانه میلیاردها دلار صرف خرید وسایل آرایشی، دخانیات، البسه و ... می‌شود و این در مقابل 500 میلیون دلار پولی نیست!!

اگر بگویی: دولت مخالف این نوع فعالیت‌ها و مخالف گلدكووست است!می‌گوید: بخاطر آنكه بابت فعالیت گلدكووست مالیاتی به دولت تعلق نمی‌گیرد!

خلاصه شما هر سئوالی بكنید یك توجیه در آستین گلدكووستی‌ها خوابیده است!توجیه توجیه است دیگر!!از آن گذشته، یك نفر گلدكووستی باید خود را به اسلحه توجیه مجهز كند.وگرنه آیا می‌تواند زیرشاخه‌ای برای خود دست و پا كند!؟

وقتی كه قانون كم می‌آورد!

نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولان قوه‌قضائیه، مسئولان دولت و مراجع تقلید؛ جملگی فعالیت گلد كووست را ممنوع و غیر قانونی اعلام كرده‌اند ولی این امر هیچ تأثیری روی فعالیت گلدكووستی‌هانداشته است! علت هم مشخص است: گلد كووست در عین حال كه یك شركت است احتیاجی به ثبت ندارد چون اصلا احتیاجی به مكان ندارد.خانه‌های افراد عضو بهترین دفتر برای گلدكووست هستند و طبعا بازرسی از خانه‌ها هم خلاف قانون است. در عین حال گلد كووست احتیاجی به تبلیغات رسانه‌ای و پخش تیزر و ... ندارد چرا كه همانهایی كه پول برای این كار داده‌اند مجبورند برای كسب درآمد برای این شركت تبلیغ كنند!به هرحال از آنجا كه مسئولان محترم این شركت سودده(البته سود ده برای خودشان نه برای ایرانیان)در ایالات متحده و هنك كنگ و كشورهای اروپایی تشریف دارند خیالشان نیز از بازخواست قانون راحت است و هرچه هم كه بر سر جماعت گلدكووست ایرانی بیاید توفیری به حال آنها نمی‌كند!

 متأسفانه در قانونی كه تصویب شده است، راهكار اجرایی خاصی پیش‌بینی نشده است و گلد كووستی‌ها هم دقیقا از همین ضعف قانون بهره برده‌اند.جالب اینجاست كه بعد از آنكه شورای نگهبان طرح ممنوعیت فعالیت همه شبكه‌های هرمی را برای مطالعه بیشتر به مجلس ارجاع داد، بازاریابی این شبكه گسترده‌تر شد وگلد كووستی‌ها افراد بسیاری را جذب كردند!

فرجام گلدكووست:

ماجرای من و معشوق را پایان نیست ـ هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام!

این شعر حافظ شاید ایده‌آلترین شعر برای گلدكووستی‌ها باشد! قصه ثروت و سرمایه قصه‌ایست كه ریشه در تاریخ بشر دارد ولی فرجام فعالیت گلدكووست در ایران چه خواهد بود؟متأسفانه آنطور كه اعضای گلدكووست می‌اندیشند پایان خوشی را نمی‌توان برای این شركت و اعضایش در ایران متصور بود.گلد كووست لحظه به لحظه به سراشیبی سقوط دارد نزدیك می‌شود و هرآن احتمال آن هست كه برای همیشه به تاریخ سپرده شود.سوای از مخالفتهای قانونی، باید گفت تمامی افرادی كه به طور بالقوه می‌توانستند عضو شبكه گلدكوئیست شوند وارد شبكه شده اند.چیزی نزدیك به هفت میلیون تا ده میلیون نفر بطور بالقوه می‌توانند در یك چنین سیستمی فعالیت كنند كه الان بیشتر از 7میلیون نفر از آنها جذب این سیستم شده‌اند و دیگر ، اعضای جدیدتر گلدكووست برای پیدا كردن زیرشاخه كار آسانی را پیش رو ندارند!چون ظرفیت تكمیل است و عده‌ای نیز در حال ایستادن در وسط اتوبوس گلدكووست هستند به امید آنكه بتوانند به مقصد برسند!ولی باور كنید اتوبوس گلدكووست در ایران به سوی یك دره عمیق پیش می‌رود!

 مثالی كه شاید در نهایت گویاترین مثال باشد: گلد كووست دارد تبدیل به مغازه‌ای می‌شود كه زمانی در یك شهر پررونق نفتی قرار داشت و بعد از پایان گرفتن منابع نفتی، مردم آن شهر را ترك كردند ولی مغازه همچنان در آن شهر كویری باقی مانده است، بدون مشتری و ....!

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1385 و ساعت 10:54

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

آنهایی که فرق "ایمان" و "باور" را نمی دانند...

 

آبان ماه سال گذشته بود که در یک برنامه ویژه خبری اسامی شرکتهای هرمی و غیرقانونی توسط قاضی طائفی اعلام شد و البته نام وست ویژن هم در میان این شرکتها خودنمایی می کرد. خیلی ها که منتظر چنین اتفاقی نبودند ، ایمانشان را از دست دادند و نسبت به کار سرد شدند ، تا جایی که بعد از مدتی به بهانه های مختلف مجموعه را رها کرده و با وست ویژن خداحافظی کردند. آنهایی که به کارشان ایمان داشتند در اوج بحران ماندند و از حق خود دفاع کردند و خیلی ها هم دوباره از صفر شروع کردند. اما با توجه به تجربیات ارزشمندی که بدست آورده بودند ، همان مجموعه را در عرض یکی دو ماه ساختند. در واقع می توان گفت ؛ ضربه ای که به تنه "درخت وست ویژن" وارد شد ، فقط باعث شد برگهای زرد آن ریخته شود و این موضوع به هیچ وجه به ضرر وست ویژن و اعضای وست ویژن نبود.

 

یک سال گذشت و در این یک سال وست ویژن تا آنجا پیشرفت که علاوه بر کسب افتخاراتی نظیر دریافت هکرسیف ، وری ساین ، برگزاری همایش های مختلف و غیره ، دو مدرک قانونی هم که در آن صراحتا نوشته شده است که "وست ویژن هرمی نیست" دریافت کرد. ضمن اینکه مسئولیت رسیدگی به پرونده شرکتهای هرمی هم به شخص دیگری واگذار شد. در این یک سال جناب مهندس بابایی و بیشتر سرشاخه های شرکت در اکثر مواقع در دفتر شرکت حضور داشتند و با شفاف سازی در همه زمینه ها (حتی سفرهای مهندس بابایی به خارج از کشور) موجبات اعتماد سازی مسئولین را فراهم کردند.

 

حالا بعد از گذشت یک سال دوباره این اتفاق تکرار شده است. باز هم قاضی طائفی که البته در حال حاضر هیچ مسئولیتی در قبال این موضوع ندارد ، در یکی دیگر از برنامه های خبری تلویزیون اسامی شرکتهای هرمی را اعلام کرد و باز هم نام وست ویژن در میان آنها بود!!!! اما با توجه به اینکه قاضی سابق این پرونده (قاضی طائفی) هیچ اطلاعات جدیدی درباره فعالیت شرکتهای نوپا نداشت ، نام هیچ کدام از این شرکتها در لیست او نبود و این یعنی یک فاجعه!! آن وقت بعضی ها توقع دارند که او از دریافت مدارک وست ویژن باخبر باشد. این در حالی است که قاضی جدید ، اطلاعات کامل و بسیار دقیقی از نحوه فعالیت این شرکتهای نوپا و پرونده آنها دارد.

 

اگرچه اظهار نظر فردی که هیچ مسئولیتی در این زمینه ندارد موضوع مهمی نیست اما با توجه به اینکه این خبر از یک رسانه ملی پخش شده است ، بدون شک صحبتهای او بر روی بعضی ها تاثیر منفی داشته است. حال روی صحبتم با همین افراد است؛

 

اگر روزی به "پدر" شما تهمت دزدی و کلاهبرداری بزنند در حالی که شما مطمئن باشید که این یک دروغ محض است ، چکار می کنید!؟ آیا پدرتان را به حال خودش رها می کنید و اجازه می دهید که به او تهمت ناحق بزنند!؟ بدون شک در این شرایط حاضرید موقعیت خود را به خطر بیاندازید اما اجازه ندهید کسی در مورد او به ناحق حرف بزند. می دانید چرا!؟ چون به پاکی او ایمان دارید و می دانید که دیر یا زود این موضوع برای همه روشن خواهد شد.

 

ما هم به پاکی وست ویژن ایمان داریم و تا آخرین نفس از حیثیت خود و کار خود دفاع خواهیم کرد . همانطور که تا به حال حسن نیت وست ویژن برای خیلی از مسئولین به اثبات رسیده است ، به زودی دیگران هم به این موضوع پی خواهند برد. بنابراین آنهایی که فرق "ایمان" و "باور" را نمی دانند ، بهتر است هرچه زودتر کوله بار خود را ببندند و بروند!! زیرا بارها گفته ایم که وست ویژن به درد همه می خورد اما همه به درد وست ویژن نمی خورند.

 

منبع: The Best Of Leaders

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 22:52

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

امروز ميخواهم در مورد فردی صحبت كنم كه برای رسیدن به هدف خود از کجا تا کجا رسید.

شما نیز برای رسیدن به هدف های زندگی خود چه گامهایی برداشته اید؟

از همين الان بياييد برای زندگی خود هدف تعیین کنیم و برای رسيدن به آن هدف گامهای محكم و استواری برداريم.

حال بشنوید از این فرد:

می‌توانید این صحنه را پیش چشم خود تصور كنید كه در سال 1867 و در یك مزرعه كشت پنبه و در دوران جنگهای داخلی آلاباما هستید. بردگانی در این مزرعه زندگی می‌كنند كه درصدد پنهان كردن نقره‌اند. برخی دیگر در گوشه‌ای برای خود غذا پنهان می‌كنند. در این میان جولیا، دختر دورگه صاحب این مزرعه با یكی از بردگان سیاه، سرگرم جمع كردن اسبها و پنهان كردن آنها در مزرعه است.

گویی موفقیت جولیا در پنهان كردن اسبها، باعث شده بود كه این كار در خانواده جوليا موروثی شود كه شاید آن را بتوان ذوق و شوق برای تحصیل دانست. پس از پایان یافتن جنگ داخلی، جولیا با برده كشاورز دیگری ازدواج و تلاش بسیاری را صرف تعلیم و تربیت ده فرزند خود كرد؛ نقطه آغاز به ثمر رسیدن كوششهای وی، هم‌ زمان با به دنیا آمدن نوه دختری‌اش كوندالیزا رایس در چهاردهم نوامبر سال 1954 بود.

خانواده رایس در تیتوویل زندگی می‌كردند كه در آن زمان متعلق به طبقه متوسط سیاهپوستان بیرمنگام بود؛ اجتماعی كه والدین رایس در پناه آن، دختر خود را از حقایق وحشتناك تبعیض نژادی حفظ می‌كردند. سیاهپوستان آن زمان، به دلیل آنكه دختران، تهدید كمتری برای سفیدپوستان به شمار می‌آمدند و شانس بیشتری برای بقا و پیشرفت داشتند، آنان را بیشتر از پسران به سمت تحصیل و رفتن به كالج ترغیب می‌كردند.

بیرمنگام تا پیش از جنگ جهانی دوم، دستخوش سیاستهای نژادپرستانه بود و آن‌طور كه خود رایس می‌گوید، مادربزرگ وی به آنان سفارش می‌كرد كه از دستشویی‌های جداگانه سفیدپوستان و سیاه‌پوستان استفاده نكنند تا این تحقیرها را تحمل نكنند، بنابراین آنها می‌بایست تا تعطیل شدن مدرسه صبر می‌كردند تا به خانه بازگردند.

در سال 1896 به سیاهان حق رأی داده شد، اما ایالات جنوبی از این قانون سر باز می‌زدند. رایس می‌گوید، وقتی پدرش می‌خواست به عنوان یك دمكرات ثبت ‌نام كند، ‌مسئول ثبت ‌نام به او گفته بود، اگر بتواند تعداد لوبیاهای موجود در خمره را حدس بزند، اجازه ثبت نام دارد.

روزی اين دختر سياه پوشت با مادر بزرگش از جلوی كاخ سفيد رد ميشد به مادر بزرگش التماس ميكند بروند داخل كاخ سفيد مادر بزرگش ميگويد كه ما نميتوانيم وارد بشويم اينجا ما را راه نميدهند اما اين دختر بچه سياه پوست به مادر بزرگش ميگويد من يك روزی با سربلندی وارد كاخ خواهم شد در اين موقع هر دو ميزنند به خنده اما اين دخترك وارد شدن به كاخ را برای خود يك هدف مهم قرار داد و برای رسيدن به هدفش با تمامي مشكلات جنگيد .

اين دختر بچه با تلاش فراوان تحصيلات خود را ادامه داد تا به دانشگاه قدم گذاشت و با فكر و اراده خود، وارد صحنه سیاست شد. آری الان ديگر يك دختر بچه نيست بلكه ‍زنی تحصيل كرده است. زنی كه در سال 1987 از سوی مشاور سابق امنیت ملی كاخ سفید، از میان چندین استاد علوم سیاسی و روابط خارجی دانشگاه استانفورد برگزیده شد. این رویداد، مصادف با زمانی بود كه میخائیل گورباچف و رونالد ریگان، سرگرم فرو نشاندن دوره جنگ سرد بودند. در آن موقع، رایس كارشناس مسائل شوروی بود.

در آن زمان بود كه اسكو كرافت، مشاور امنیت ملی و تشخیص داد كه دیدگاه‌های وی در مسائل سیاسی با سیاستهای آمریكا همخوانی دارد. وی می‌گوید، در زمان انتخاب بوش پدر برای ریاست‌جمهوری، نخستین تلفن وی برای فراخوان كوندالیزا رایس بوده است. با فروپاشی دولت كمونیست شوروی، رایس به دوست خانوادگی بوش تبدیل شد. دوازده سال بعد، زمانی كه پسر بوش؛ یعنی جورج دبلیو بوش به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، رایس به عنوان مشاور امنیت ملی برگزیده شد.

چگونه می‌توان باور كرد كه آن دختر كوچك با آن همه تبعیض در جنوب آمریكا به چنین مقامی برسد؟ او نه تنها نخستین زن سیاهپوستی است كه وزیر امور خارجه می‌شود، بلكه تنها سیاهپوستی است كه به چنین پستی دست یافته است.

اين داستان دختر كوچك سیاهپوستی بود كه در مناطق تفكیك‌شده (از نظر نژادی) جنوب آمریكا بزرگ شد. وی پست وزارت امور خارجه آمریكا را اشغال كرده است و هم ‌اكنون از او به عنوان رئیس‌ جمهور بالقوه یاد می‌شود.

آری اين دختر سياه پوست كسی نيست جز کاندولیزا رایس كه به عنوان وزير امور خارجه آمريكا انتخاب شده و به راحتی و با احترام وارد كاخ سفيد ميشود بدون انكه كسی جرات كند به ايشان بگويد تو حق ورود نداری.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 12:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

تجارت الكترونیك

 

پدیده تجارت الكترونیك، از ضروریات تجارت در قرن 21 می‌باشد. لذا برای استفاده از این فن‌آوری نوین، لازم است عوامل محیطی مستقیم و غیرمستقیم بعنوان زیربنا در امر توسعه صادرات، مورد بررسی و مطالعه و بازنگری قرار گیرند. همچنین تجار و سایر دست‌اندركاران در امر تجارت باید این امر حیاتی را شناخته و درك نمایند.

 برای رسیدن به این منظور لازم است ابتدا عوامل و در واقع موانع محیطی شناخته و اولویت‌بندی شوند، سپس ضریب اهمیت هر كدام رامعین كنیم و در نهایت الگویی جهت پیاده‌سازی مناسب تجارت الكترونیك ارائه نمائیم.

حضور در بازارهای جهانی با توسل به شیوه‌های موفق و كارآمد كه خود نمایی از توانمندی اقتصادی كشورها را به تصویر می‌كشد، از جمله ضرورتهای تطبیق با نظام بین‌المللی كنونی به لحاظ پیشرفتهای حاصله در عرصه‌های اقتصادی و صنعتی آن است. بی‌شك، بهره‌گیری از فن‌آوری اطلاعات یكی از حلقه‌های لازم برای افزایش كارایی تجاری در اقتصاد ملی است. نیل به هدف افزایش كارایی، مستلزم اقدام در دو محور اساسی اطلاع‌رسانی بازرگانی و تسهیل تجاری است. اطلاع‌رسانی بازرگانی، با شكستن انحصار اطلاعات، زمینهء رقابت و در نتیجه، ارتقاء بهره‌وری را افزایش داده و گام بلندی در تأمین عدالت اجتماعی بشمار می‌رود. در محور تسهیل تجاری باید از شیوه‌های نوین بازرگانی بهره جست كه شامل بكارگیری از خط نماد (باركد)، استانداردهای مبادلهء الكترونیكی داده‌ها و انجام معاملات بصورت تجارت الكترونیكی و بدون كاغذ می‌شود. یكی از ویژگی‌های مهم تجارت الكترونیك، روان‌سازی روشهای فعالیت و در نتیجه كاهش هزینهء علمیات بازرگانی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد كه استفاده از تجارت الكترونیك، 21 تا 70 درصد صرفه‌جویی در هزینه‌های فعالیتهای مختلف ایجاد می‌كند.

 

تجارت الكترونیك: این واژه تعاریف مختلفی دارد كه به شرح زیر می‌باشد:

1- تجارت الكترونیك را می‌توان، انجام هرگونه امور تجاری و بازرگانی بصورت وصل-خط2 و از طریق شبكه جهانی اینترنت بیان كرد. این امور می‌تواند شامل عمده‌فروشی و خرده‌فروشی در كالاهای فیزیكی و غیرفیزیكی، ارائه سرویس‌های مختلف به مشتریان و دیگر موارد تجاری می‌باشد.

2- تجارت الكترونیك نامی عمومی برای گستره‌ای از نرم‌افزارها و سیستم‌هاست كه خدماتی نظیر جستجوی اطلاعات، مدیریت تبادلات، بررسی وضعیت اعتبار، اعطای اعتبار، پرداخت بصورت برخط، گزارش‌گیری، مدیریت حسابها را در اینترنت بعهده می‌گیرند. این سیستمها زیربنای اساسی فعالیتهای مبتنی بر اینترنت را فراهم می‌آورند.

3- تجارت الكترونیك عبارت از مبادلهء تجاری بدون استفاده از كاغذ است كه در آن نوآوریهایی مانند مبادلهء الكترونیكی داده‌ها، پست الكترونیك، تابلو اعلانات الكترونیك، انتقال الكترونیك وجه و سایر فن‌آوریهای مبتنی بر شبكه بكار برده می‌شود. تجارت الكترونیك نه تنها عملیاتی را كه در انجام معاملات بطور دستی و با استفاده از كاغذ صورت می‌گیرد. به حالت خودكار درمی‌آورد بلكه سازمانها را یاری می‌كند كه به یك محیط كاملاً الكترونیك قدم بگذارند و شیوه‌های كاری خود را تغییر دهند.

 

پست الكترونیكی: ارسال نامه بصورت الكترونیكی در چند سال اخیر بسیار پررونق و جذاب شده است و نه تنها مشكلات ارسال نامه بصورت سنتی را ندارد بلكه ویژگیهای قابل توجهی بدین شرح دارد: اول اینكه رسیدن نامه به مقصد موردنظر با توجه به شرایط موجود كاملاً تضمین شده و شما نیز هیچگونه نگرانی از این بابت نخواهید داشت. دوم زمان ارسال نامه كمتر از چند ثانیه طول می‌كشد و در واقع زمان دریافت واقعی، بستگی به زمان مراجعه طرف مقابل به صندوق پستی خود دارد. سوم اینكه با توجه به امكانات بالقوه كامپیوتری، ارسال نامه‌های متعدد ولی با یك مضمون به اشخاص و شركتهای مختلف بسیار آسان می‌باشد. سرویس دهنده‌های پست الكترونیك به دو دسته تقسیم می‌شوند. اول گروهی كه سرویس‌دهندهء اینترنت در داخل كشور هستند و ما با مراجعه به آنها علاوه بر اینكه اجازه دسترسی به اینترنت را خواهیم داشت می‌توانیم یك آدرس پست الكترونیكی نیز دریافت كنیم. اشكال این روش در این است كه اگر سرویس‌دهنده بنا به دلایلی وجود خارجی خود را از دست بدهد، آدرس پست الكترونیكی، از بین خواهد رفت. روش دوم، استفاده از سرویسهای ارائه دهنده پست الكترونیكی بین‌المللی بصورت رایگان می‌باشد. یكی از مزایای این روش این است كه تا وقتی اینترنت وجود دارد. این سایتها نیز حضور خواهند داشت و دوم اینكه بابت سرویسی كه آنها در اختیار شما قرار می‌دهند، پولی را دریافت نخواهند نمود.

 

بانكداری‌الكترونیكی: بانكداری الكترونیكی شامل انجام تمام فرآیند مالی بانكها از طریق مبادلهء الكترونیكی داده‌هاست كه ارائه خدمات به مشتریان را سرعت بخشیده و انجام عملیات بانكی با دقت بیشتری انجام می‌پذیرد.

 

مزایای تجاری الكترونیك

 

1- هزینه‌های توزیع و فروش را كاهش می‌دهد.

2- واسطه‌ها حذف می‌شوند.

3- خریدار و فروشنده می‌توانند مستقیماً با هم در تماس بوده و برخی هزینه‌ها نظیر تلفن، نامه حذف می‌شود.

4- خریدار می‌تواند با اینترنت سفارش بدهد.

5- شركتها می‌توانند با خریداران مذاكره كنند.

6- با تكنولوژی وب، اولویتهای جستجو و خرید انتخاب می‌شود.

تفاوت تجارت الكترونیك با مبادلهء الكترونیكی داده‌ها

مبادله الكترونیكی داده‌ها عبارت از تولید، پردازش، كاربرد و تبادل اطلاعات و اسناد تجاری به شیوه‌های الكترونیكی و خودكار بین سیستمهای كامپیوتری و براساس زبان مشترك و استانداردهای ادیفاكت سازمان ملل و با كمترین دخالت انسانی است. علیرغم اینكه بسیاری از افراد مبادله الكترونیكی داده‌ها را همان تجارت الكترونیك می‌دانند. این دو تفاوتهای عمده‌ای از این دست دارند.

تجارت الكترونیك حیطه‌ای به مراتب گسترده‌تر داشته و نه تنها مبادلهء الكترونیكی داده‌ها را شامل می‌شود بلكه سایر شیوه‌های ارتباطی مانند پست الكترونیك، تابلو اعلانات الكترونیك را دربرمی‌گیرد.


انواع تجارت الكترونیك

 

1- تجارت B2B: اولین روش خرید و فروش و معاملات الكترونیكی است و هنوز هم طبق آخرین آمار بیشترین عایدی را كسب می‌كند. B2B در جایی استفاده می‌گردد كه بخواهیم خرید و فروش عمده را بكمك تجارت الكترونیكی انجام و خارج از حیطه خرده‌فروشان عمل نمائیم.

2- تجارت B2C: بیشترین سهم در انجام B2C را خرده‌فروشی تشكیل می‌دهد. این نوع تجارت با گسترش وب بسرعت افزایش یافته و اكنون به راحتی می‌توان انواع و اقسام كالاها را از طریق اینترنت خریداری كرد. در تجارت B2C در یك طرف تولید كننده یا فروشنده و در طرف دیگر خریدار قرار دارد.

3- تجارت C2C: در این مدل، مزایده‌ها و مناقصه‌های كالا از طریق اینترنت انجام می‌گیرد. مدل C2C شبیه به نیازمندیهای طبقه‌بندی شدهء یك روزنامه و یا یك دكه در بازار دست دوم یا سمساری است. ایدهء اصلی این مدل در این است كه مصرف‌كنندگان با یكدیگر، بدون واسطه به خرید و فروش بپردازند.

4- تجارت A2B: این نوع شامل كلیه واكنشهای تجاری و مالی بین شركتها و سازمانهای دولتی است. تأمین نیازهای دولت توسط شركتها و پرداخت عوارض و مالیاتها از جمله مواردی است كه می‌توان در این نوع گنجاند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 19:33

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت