تبليغاتX
" به خدا نگوييد كه مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه خدای بزرگ داريد " اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات FBR تیم وست ویژن تبریز

تجارت الكترونیك یا كسب و كار سنتی؟

 

تجارت الكترونیك یا كسب و كار سنتی؟

تجارت الكترونیك یا e-commerce‌، مهارتیست كه شاید در ابتدا خیلی از صاحبان كسب و كارهای سنتی را بترساند. خیلی از آنها دوست ندارند كه با چالش‌هایی جدید روبرو شوند و ترجیح می‌دهند كالاهایشان را به همان روش قدیمی بفروشند و در مغازه‌ها و فروشگاههای خود باقی بمانند. بله این درست است. شروع یك بازاریابی و تجارت آن لاین آسان نیست و شما هم ممكن است بترسید. متوجه می‌شوید كه باید یك وب سایت درست كنید. طراحی سایت، پیدا كردن یك میزبان، نصب پاسخ‌‌دهنده‌های اتوماتیك،‌ ثبت‌نام در موتور جستجو و ملزوماتی دیگر. اگر كسی كه فقط می‌تواند در اینترنت ایمیل‌هایش را چك كند، این اوضاع را ببیند، قطعاً فرار خواهد كرد. و اتفاقاً دلیل موفقیت بازاریابی و تجارت آن لاین هم اینست. چون همه توانایی تدارك این لوازم و خلق یك وب سایت موثر را ندارند، كسانی كه با دقت و تیزهوشی كار می‌كنند، می‌توانند بسیار موفق باشند. یك وب سایت موثر قابلیت‌ها و توانایی‌هایی دارد كه باید وقتی می‌خواهید آن را بسازید به این مقتضیات توجه كنید : اول این كه بكارگیری آن و استفاده از امكانات آن برای مشتری آسان باشد. تصاویر و نوشته‌هایی گویا، مختصر و مفید دارد كه كاربر به راحتی آنها را پیدا می‌كند و با استفاده از آنها در سایت به جستجو می‌پردازد. علاوه بر اینها وب‌سایت فوق به راحتی با استفاده از موتورهای جستجوی اینترنت،‌ در اختیار كاربر قرار می‌گیرد و از همه مهمتر خرید و پرداخت پول راحت و بی‌دردسر است. خب حالا می‌گویید كه تمام اینها درست اما چطور می‌توانیم اینچنین ابزار همه فن حریفی بسازیم؟

خود اینترنت مشكل شما را حل كرده است. سایت‌هایی وجود دارند كه «حتی اگر دانش اندكی از اینترنت داشته باشید، قادر خواهید بود یك وب‌سایت حرفه‌ای تجارت الكترونیك درست كنید.» این منابع و معلمان اینترنتی می‌توانند بسیار كمك كنند و شما را راهنمایی می‌كنند تا آنچه كه می‌خواهید را به عمل درآورید. اگر توصیه‌های این معلمان را بكار بندید و كمی تلاش كنید، قادر خواهید بود در مدت كوتاهی یك فروشگاه الكترونیكی حرفه‌ای بسازید. بسیاری از بازاریابان اینترنتی دریافته‌اند كه اگر وب سایت‌های معلم برای آموزش از فن‌آوری‌های گوناگون استفاده كنند، آنها علاوه بر یادگیری اصول طراحی سایت، چگونگی به حداكثر رساندن بازدهی آن را هم فرا می‌گیرند.

اگر هنوز شك دارید كه آیا اصلاً‌ تجارت و بازاریابی آن لاین سودمند هست یا نه،‌ داستان رشد و توسعه كسب و كارها و شركت‌های كوچك و بزرگی كه می‌شناسید را بخوانید. آن وقت به ارزش و فایده e-commerce پی خواهید برد. دیدن كارایی و قدرت سودرسانی هر چیزی،‌ برای كسی كه هنوز مردد است، بهترین محرك و انگیزه خواهد بود.

شاید بتوان گفت بزرگترین برتری فروشگاههای اینترنتی به مراكز خرید سنتی‌ اینست كه هرگز تعطیل نمی‌كنند و در تمام روزها و ساعات سال می‌توانید واردشان شوید. سیستم اتوماتیكی كه در سایت شما وجود دارد، مشتریان شما را در مجاری درست هدایت می‌كند.

علاوه بر آن دیگر لازم نیست كه شما در پایان هر روز حساب و كتاب كنید تا مقدار دریافتی فروشگاه را معلوم نمایید. در تجارت آن لاین،‌ خود شما یا كارمندانتان می‌توانید هرگاه راحت بودید، به این امور رسیدگی كنید. این آرزوئیست كه خیلی از صاحبان مشاغل در سر دارند. فن‌آوری تجارت الكترونیك این آرزو را برآورده می‌كند.

مترجم : آذین صحابی

منبع: روزنامه تفاهم

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 17:29

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

پیشاپیش شهادت حضرت امام محمد تقی (ع) " جوادالائمه " را به مسلمين جهان تسليت ميگوييم.

 

مختصری از زندگینامه :

ـ ابو جعفر محمد بن علی نهمین امام از امامان دوازده گانه شیعیان و یازدهمین معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترین لقبهای آن حضرت جواد (بخشنده) و تقی (پرهیزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبیكه یا ریحانه یا دره از مردم نوبی (شمال سودان) است. در سال 195 هـ ق در مدینه به دنیا آمد و در سال 220 هـ ق در بغداد وفات یافت. مرقد آن حضرت در كاظمین كنار مرقد امام موسی كاظم (ع) قرار دارد.

دوران امامت

ـ امام جواد (ع) در سال 203 هـ ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود. هنگامی كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت. اما جواد (ع) كه كودك بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در سال 202 هـ ق برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.

امام در بغداد

ـ پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمی و معنوی امام جواد (ع) آگاه بود ایشان را از مدینه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسی و اطرافیان مامون از این اقدام ناخشنود بودند، به ویژه آنكه مامون تصمیم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسری امام جواد (ع) در آورد. مامون برای آنكه آنها را از مقام علمی و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثی، میان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتیب داد. دراین مجلس، امام به پرسشهای علما پاسخ گفت و میزان دانش و هوش وی بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسری امام درآورد.

سفر حج

ـ امام جواد (ع) پس از چندی به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت، و پایان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسی، در سال 220 هـ ق ، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت وبنابر بعضی روایتها به دستور معتصم مسموم شد و در همان سال وفات یافت.

ـ امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمی بزرگ می دانستند. ایشان انسانی بردبار، نیكو سخن، عابد و بسیار باهوش بود. حدیثهای بسیاری از آن امام، در كتابهای حدیث، از جمله عیون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 12:25

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

بازاریابی هرمی چیست؟

تابان خواجه نصیری

 

بسیاری از بازدیدکنندگان از سایت، خوانندگان مقالاتم و تعداد بسیاری از اعضای خبرنامه‌هایم این سوال را مطرح می‌کنند که طرح‌های هرمی یا بازاریابی هرمی چیست؟ و اینکه چه تفاوتی دارد با بازاریابی شبکه‌ای قانونی؟ فکر می‌کنم که این سوال، می‌تواند سوالی بسیاری از شما دوستان عزیز باشد و فکر می‌کنم که سوال بسیار خوب و مهمی است.

همیشه در جلسات و سمینارهای آموزشی‌ام به این موضوع اشاره می‌کنم و تفاوتها را بیان می‌کنم و همیشه سعی می‌کنم شنونده را به فکر بیاندازم. بر اساس اطلاعاتی که داریم، این ما هستیم که باید اطلاعات را با توجه به تجزیه و تحلیل‌هایمان به «دانش» تبدیل کنیم و اگر فرصتی پیش آمد (مثلاً زمانی که مورد سوال قرار گرفتیم) آن «دانش» به دست آمده را در اختیار سایرین نیز قرار دهیم. امیدوارم که با این مقاله‌ی کوتاه بتوانم به این پرسش مهم دوستان و خوانندگان علاقمند پاسخی مناسب بدهم.

پیش از این، همانطوری که در سایت (webfaqt.com) و در بخش مقالات نیز بایگانی شده است، به ارائه‌ی تعاریفی از بازاریابی شبکه‌ای قانونی Network Marketing (یا همان Multi Level Marketing) پرداخته‌ام و فکر می‌کنم که دیگر در این مقاله نیازی به توضیح بیشتر نباشد، گو اینکه اگر بار دیگر لازم شود، به طور مختصر به آن نیز اشاره می‌کنم. اما آنچه که در این مقاله به شما منتقل می‌کنم، این است که بدانیم بازاریابی هرمی یا طرح‌های هرمی یا به عبارت دیگر pyramid Schemes چیست؟

سعی می‌کنم خیلی مختصر و خیلی ساده این تعریف را بیان کنم و امیدوارم که همین قدر توضیح مختصر بتواند بسیاری از خوانندگانم را در رابطه با این قضیه مهم آگاه سازد. این آگاهی به ما این امکان را می‌دهد که در زمان خودش، تصمیم درستی اتخاذ کنیم و در زمان و مکان خودش،‌این آگاهی را به دیگران انتقال دهیم و این باید انجام شود تا مردم این حداقل آگاهی را داشته باشند و در عین حال آنان باید اطمینان داشته باشند که این نوع برخورد با موضوع، برخوردی انفعالی نیست، بلکه حاصل سالها تحقیق و مطالعه است در نزد فعالان بازاریابی، فروش کالا، و امور حقوقی (حقوق مصرف کنندگان) مربوط به آن.

چرا ما برخی از فعالیت های بازاریابی را فعالیت ها یا طرح‌های هرمی می‌دانیم؟ ما بر اساس یک سری مشاهدات و شرایط خاص می‌توانیم به این نتیجه برسیم. طرح‌های هرمی یک نقطه‌ی مشترک دارند و معمولاً به قول گفتنی داد می‌زنند که ما هرمی هستیم. ما با استفاده از دو نکته یا دو روش می‌توانیم این گونه طرح‌های هرمی غیر قانونی را از بازاریابی شبکه‌ای قانونی تشخیص بدهیم و من معتقدم که این خیلی مهم است مردم ما از این دو روش آگاه شوند. پیش از آنکه به این دو نکته بپردازم، لازم می‌دانم ابتدا به آن نقطه‌ی مشترک اشاره کنم. طرح‌های هرمی ادعا می‌کنند که افراد می‌توانند در مدت زمان کوتاهی، فقط با وارد شدن به شبکه یا سیستم، درآمدی فوق العاده داشته باشند. وقتی که افراد با این روش شروع می‌کنند به صحبت (و توصیه ورود به شبکه و نه خرید کالا یا خدمات و منفعت بردن از استفاده از کالا یا خدمات) به نوعی خود و سیستمی که برایش کار می‌کنند را لو می‌دهند. ما می‌دانیم که بسیاری از شرکتها، محصول یا خدماتی را را مطرح می‌کنند تا باز به قول معروف پشت آن محصول قایم شوند و طرح هرمی خودشان را به پیش ببرند.

چگونه می‌توانیم طرح‌های هرمی را از بازاریابی شبکه‌ای قانونی و درست تشخیص دهیم؟ خیلی ساده است. حالت اول: شرکتهایی و افرادی از آن شرکت ها می‌ایند و به شما می‌گویند که باید تعدادی (مثلاً فرض کنید چندین کارتن) کالا بخرید و انبار کنید. انبار کردن کالا نشان می‌دهد که طرح هرمی است، شما باید بیش از نیاز شخصی‌تان، کالا بخرید و این موضوع شرکت را در کوتاه مدت، ثروتمند می‌سازد. کالا روی دست شما می‌ماند، احتمالاً خراب می‌شود یا از رده خارج می‌شود و شما نمی‌توانید کالایی بفروشید و به این ترتیب از گردانه خارج می‌گردید. پس اگر بحث انبار کردن (یا خرید بیش از نیاز) مطرح شود می‌توانید بگویید که این نوع بازاریابی غیر قانونی است و من دنبال آن نمی‌روم. حالت دوم: شرکت اعلام می‌کند که ما فروش مغازه‌ای نداریم و کالا یا خدماتمان را به مردم عادی نمی‌فروشیم. افراد تنها وقتی می‌توانند از کالا یا خدمات آن شرکت استفاده کنند که عضو شبکه‌ی بازاریابی (غیر قانونی) آن شده باشند. طرح‌های هرمی با همین دو مورد کاملاً شناسایی می‌شوند و ما می‌توانیم بین آنها و بازاریابی شبکه‌ای قانونی تفاوتی فاحش را مشاهده کنیم. پس اگر خرید یا استفاده از کالا منوط به عضویت در شبکه باشد، خیلی ساده به ما نشان می‌دهد که این سیستم هرمی و غیر قانونی است و مردم باید آگاه شوند که درگیر چنین سیستم‌هایی نشوند، چون سقوط و انحطاط آنها، حتی اشباع آنها قطعی است. (توجه دارید که من در مورد طرح‌های هرمی صحبت می‌کنم و نه بازاریابی شبکه‌ای یا MLM قانونی).

در بازاریابی شبکه‌ای قانونی، کالا و خدماتی مصرفی وجود دارد، کار بازاریابی، کار سختی است و در کوتاه مدت، کسی مولتی میلیاردر نمی‌شود و صاحبان شرکت تولید کننده یا عرضه کننده خدمات، یک شبه ثروتمند نمی‌شوند، آنان در حال تولید هستند و مایلند که کالا یا خدماتشان به فروش برسد و نه اینکه فقط جیب خودشان را در رده‌های بالایی پر کنند. زیرمجموعه‌ها برای توصیه‌ای که می‌کنند که کالا یا خدمات با کیفیتی را به دست مصرف کننده واقعی اش برسانند، پورسانت یا حق الزحمه‌ای به عنوان پاداش، تحت عنوان طرح‌ها یا برنامه‌های پاداشی دریافت می‌کنند. در این نوع بازاریابی شبکه‌ای قانونی، اجبار یا نیازی به انبار کردن یا خرید بیش از نیاز مصرف کالا نیست و مهمتر اینکه افراد معمولی جامعه می‌توانند با مراجعه به فروشگاه‌ها یا مراکز خدماتی معتبر، بدون اینکه وارد شبکه فروش / بازاریابی / توزیع شوند، کالا یا خدمات را خریداری و مصرف نمایند.

حال افرادی که برای بازاریابی کالا یا خدمات شان به شما مراجعه می‌کنند، شما می‌توانید با در نظر داشتن این دو حالت، به این نکته پی ببرید که آیا کارشان قانونی است یا هرمی و غیر قانونی.

منبع: Se7en Vision Team

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 13:18

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

آرزويی که ذره ذره وجودت نياز به داشتنشو فرياد مي زنه،

 همون که دليل زنده بودنته.

حتماً تا حالا برات پيش اومده که چيزی رو از ته دلت و با تمام وجودت بخوای. آرزويی که ذره ذره وجودت نياز به داشتنشو فرياد مي زنه. همون آرزويی که دلت به خاطرش می تپه. به اميد رسيدن بهش نفس می کشی، تو روياهات هميشه دنبالشی. همون که دليل زنده بودنته. همون رويايی که بزرگ ترين اميدته. قشنگ ترين رويای تو، رويای سوگلی تو، بالاترين اميدت واسه زنده موندن، بالاترين دليلت واسه تلاش کردن.

همون چيزی که اگه بدونی يک ساعت از عمرت مونده، تمام آرزوت اونه که بهش برسی. خواستـنی از جنس آتش اشتياق، سوزان و ملتهب. مثل نياز يه ماهی به آب برای حيات، عين نياز زندگی به اميد برای نبريدن و تلاش.

حسی که تورو به ادامه دعوت می کنه، تشويقت می کنه و بهت انرژی می ده.

چيزی که برای خواستنش ترديد نداری، اون طور می خوايش که نرسيدن بهش برات زجره،عذابه. و رسيدن بهش واست بالاترين شوق و لذتی که می تونی تصور کنی.

هرچيز بهايی داره. بهای خواسته تو چقدره؟ چه بهايی واسه دريافت خواسته ات حاضری بپردازی؟ از چه چيز ارزشمند و عزيزی واسه رسيدن بهش می گذری و مايه می ذاری؟

واسه رسيدن به همون رويای شيرينی که نمی تونی فراموشش کنی، نمی تونی جاشو با هيچی پرکنی. اون چيز مقدس و عزيزی که قلب و روح و جسم و تمام وجودت خواهش رسيدن به اون خواسته است.

چند بار ناخواسته تو محاصره ابرهای تيره ترديد و نااميدی صدايی تو گوشت زمزمه کرده، افسوس، حيف که نمی شه، کاش ممکن بود، اما ممکن نيست.

همون صدايی که گاهی جرات تلاش و تجربه ثمره تلاشتو ازت می گيره.

و يه روز ممکن به خودت بيايی و ببينی، تحت تاثير اون صدای ناخونده، تو از ياد بردی.

خواستنی که از عمق وجودت باشه، نتونستن و نشدن سرش نميشه.

مگه بچگيـتو از ياد بردی، که وقتی يه عروسک يا يه ماشين پشت ويترين اسباب بازی فروشی چشمتو میگرفت هيچ منطقی پاهای معـصومتو واسه گذشتن از اون خواسته مردد نمی کرد.

چطور شد که امروز ما بدون اينکه متوجه بشيم، نخواستن رو با نتونستن عوضی گرفتيم؟ چون به درستی پی نبرديم اون جا که نتونستيم به سبب اين بود که واقعاً نخواسته بوديم.

اگه آرزوی رسيدن به خواسته ات آن طور تو رو بی تاب و بی قرار می کنه که شب و روز بهش فکر می کنی، از همين حالا تو رو می بينم که به خواسته ات رسيدی و اگه بهش نرسی، مقصر فقط خودتی.

پس اگه به خواسته ات نرسيدی يا اونقدر برات ارزش نداشته و نمی خواستيش که همپای بهاش براش خرج کنی و سختی و رنجش رو واسه رسيدن به گنجش به جون بخری، يا تو روزمرگی و بطالت زير خروارها ياس و ترس دفنش کردی و واسه تبرئه خودت وقتی يادش افتادی فقط سری از افسوس تکون دادی و گفتی افسوس که رويای من شدنی نبود.

وقتی با بی رحمی به نا اميدی و ياس اجازه ميدی روياتو ازت بدزده و با خودش ببره، وقتی خودت واسه دفاع از رويات جلوی ترس هات نمی ايستی، از کی توقع داری برات اين کار رو بکنه؟

کی (چه کسی) يادت داده معـنی زندگی محدود به تکرار عادت هاست؟ آخرش چی؟ جاذبه اين تکرار های بی اراده حداکثر تا چند سال ديگه دوام داره؟ بالاخره تاريخ انقضای اونم می رسه

يه نگاه به ديروزت بنداز، اگه راضيت کرد جا پای ديروزت بذار، اگه غمگين و پشيمونت می کنه، اگه اونقدر رنجت می ده که حتی دلت نمی خواد به مرورش برگردی، ديگه اشتباه ديروز رو تکرار نکن.

 تا کی نرسيدن به آرزوهای قشنگتو گردن نتونستن ها می ندازی؟؟

کافيه با خودت رو راست باشی و کلاهتو قاضی کنی، ببينی  نخواستی يا نتونستی؟

منبع: تیم آموزشی وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 10:15

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

روزی در دادگاه خانواده مردی را دیدند كه مصمم میخواست همسرش را طلاق دهد.

از او علتش را پرسیدند؛

جواب داد: «زن من همسر بسیار خوب و فداكاری است. من قبل از ازدواج انسان بسیار پست و بیسوادی بودم و هیچ كس مرا به عنوان یك انسان متشخص نمی پذیرفت. اما زن فداكارم مرا راهنمایی كرد. باكمك او درس خواندم و لیسانس هم گرفتم، آداب رفت و آمد و برخورد های اجتماعی و حرف زدن را به من آموخت. خلاصه خیلی مرا كمك كرد.»

همه حاضرین كه متعجب شده بودند از او پرسیدند: «اگر همسرت انقدر كه میگویی خوب است پس چرا می خواهی طلاقش بدهی؟؟»

پاسخ داد: «چون الان فكر می كنم او دیگر در شان و مقام من نیست!!»

این حكایت بعضی از نتوركرهاست.

هنگامی كه وارد سیستم می شوند هیچ چیز از نتورك نمی دانند. با كمك لیدر هایشان همه چیز این نوع تجارت را می آموزند از هشت سنگ بنای اصلی گرفته تا استراتژی های مهم در نتورك ماركتینگ.

اما به محض اینكه چند تا زیرمجموعه می آورند، دیگر لیدرشان را تحویل نمی گیرند.

همیشه یادمان باشد مجموعه مان را با لیدرهایمان بنا كرده ایم.

یادمان باشد كه راه و رسم نتورك را از لیدر هایمان آموخته ایم.

پس صادقانه زحماتشان را ارج نهیم. هر چند که آنها احتیاجی به اینکار ندارند.

منبع: وست ویژن کیمیا

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 10:12

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 تولد برای پیروزی

 بارها از خودم پرسیدم كه جرا بعضی در زندگی محكوم به شكست هستیم و زندگی توام با ناراحتی و عذاب مستمر هستند؟

وقتی كارتی را تصادفی بیرون آوردم از دیدن تصویر پشت كارت حیرت زده شدم. در جاده ای منتهی به نوك یك تپه چهار نفر مشغول دویدن بودند. گویی مسابقه دو یا چیزی شبیه آن بود. ظاهرا خط پایان مسابقه هم نوك تپه بود. اما در محل خط پایان چهار عدد جام طلایی عینا مانند هم قرار داشتند و این یعنی هر چهار نفر بالاخره یك جام نصیبشان می شد.

با تعجب كارت را برگرداندیم و نوشته پشت آن را خواندیم. متن نوشته این بود:

«ما انسان ها برای برنده شدن متولد شده ایم. در واقع سرنوشت و تقدیر تك تك ما آدم ها برنده شدن حتمی است. برای تك تك ما هم جامی اختصاصی جداگانه در نظر گرفته شده است. آنچه برای هر فردی مهم است این است كه به خود حركتی دهد و خود را به جام اختصاصی اش برساند. وقتی در میدان مسابقه زندگی تنها رقیب مسابقه ما خودمان هستیم و تك تك ما برای برنده شدن خلق شده ایم، دیگر شكست چه معنایی می تواند داشته باشد؟! آنچه برنده شدن حتمی ما را به تاخیر می اندازد، توقف و ایستادن های مقطعی و مكرر و بی دلیل ما در صحنه های مختلف زندگی است.»   

وقتی دوباره كارت را برگداندیم و به تصویر پشت كارت خیره شدیم. چهار نفری كه در حال مسابقه بودند بیشتر از آن كه به فكر یكدیگر و جلو زدن از هم باشند به جام های خود خیره شده بودند. مسیر مسابقه هم چندان هموار نمی نمود و انواع خار و سنگ و موانع در مقابل هر یك از چهار نفر قرار داشت. ولی نكته این جا بود كه این چهار نفر با جدیت تمام سعی می كردند به نحوی از موانع سر راه خود عبور كنند و خود را به جام اختصاصی خود برسانند.

همیشه چیزی در ته دلم می گفت یك جای بازی شكست و پیروزی غلط است. اما از بس كه مردم اطرافم دایم مرا از شكست می ترساندند و شیرینی دنیای پیروزی و موفقیت را به رخم می كشاندند، هرگز فكر نمی كردم كه این بازی از اساس غلط است و اصلا چیزی به نام شكست وجود ندارد. هرچه هست فقط پیروز شدن است. دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. چرا كه هر یك از ما جام طلایی مخصوص به خود و فقط برای خود در انتهای سفر داریم و این كه فقط یك یا چند نفر در مسابقه برنده می شوند و بقیه شكست می خورند، این حرف مال زمینی ها و ذهن گراهاست و در عالم واقعیت چنین چیزی دیگر وجود ندارد. ما چه دلمان بخواهد و چه نه، برای پیروز شدن آفریده شدیم. همین كه تا اینجا كسی ما را زنده نگه داشته است و می خواهد باز هم ما را جلو ببرد این نشان می دهد كه باید برخیزم و به سمت جلو بروم. جایی كه خیلی عالی است.

هیچ می دانید به این باور رسیده ام كه همه آن هایی كه دیگران را تحقیر می كنند بیشتر تلاش می كنند حقارت و پستی خود را بپوشانند. و تهمت ها و سركوفت های آنها فقط وقتی نتیجه می دهد كه مخاطبی داشته باشند. یعنی فرد مقابلشان این تحقیر را بپذیرد و تسلیم شود. شكست یعنی همین! یعنی قبول كردن بی فایده بودن تلاش و هرگز نرسیدن به جام پیروزی! به عبارت دیگر یعنی پذیرش بی فایده بودن حركت و در نتیجه توقف! در تصویر كارت جادویی یكی از انسان ها ایستاده بود. ولی یكی دیگر به طور چهار دست و پا جلو می رفت. شاید همه فرض كنند او كه چهار دست و پا می رود شكست خورده تر از همه است. اما وقتی خوب نگاه می كنم می بینم او كه ایستاده و متوقف شده بیشتر لایق لقب شكست است.

ما با حیرت به تصویر كارت خیره شدیم. یكی از اشخاص تصویر چهار دست و پا جلو می رفت و یكی انگار به دلیلی كه خودش نمی داند ایستاده است. جال این جا بود كه فاصله كسی كه چهار دست و پا حركت می كرد نسبت به جام طلایش بسیار كمتر از بقیه بود! او جلوتر از همه به جام می رسید. فقط به این دلیل كوچك كه حركت می كرد و دست از تلاش بر نداشته بود!

شكست خورده كسی است كه می ایستد و رنج شنیدن دشنام و متلك دیگران را تحمل می كند اما یك قدم به جلو بر نمی دارد تا ببیند كه تقدیر حتمی او پیروزی است و انسان ها فقط برای پیروز شدن خلق شده اند.

منبع: تیم آموزشی وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 11:5

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

Timothy Berners  (( خالق www ))

"World Wide Web" اصطلاحي آشنا براي تمامي كاربران اينترنتي است كه در سراسر اين كره پهناور همه آنها به هر زبان و مليتي كه باشند يك برداشت مشترك از آن دارند. اما شايد بسياري از شما دوستان اطلاعي نداشته باشيد كه اين كليد ورودي سايت‌هاي جهاني از كجا و توسط چه كسي پديدار گشته است.

"Timothy Berners lee" در سال 1964 در لندن ديده به جهان گشود. از همان دوران كودكي عشق و علاقه فراوان به سر هم كردن اشياي كم ارزش دور و بر خودش جهت ساخت لوازم باارزش‌تر نشان مي‌داد، بارها و بارها با كنار هم قرار دادن قوطي‌هاي كنسرو براي خودش ماشين‌هاي اسباب‌بازي درست مي‌كرد و آنها را مقابل چشمان كودكان همسايه به نمايش مي‌گذاشت. هنگامي كه اندكي بزرگتر شد به سراغ وسايل برقي رفت قطعه‌هاي ساده الكترونيكي ساخت "Tim" براي فروشندگان لوازم الكتريكي محله سكونت‌شان اصلاً قابل باور نبود.

سال‌ها بعد در سال 1976 از كالج "Qeen" دانشگاه آكسفورد فارغ‌التحصيل شد و در همان زمان بود كه اولين كامپيوتر خود را به همراه لحيم يك تكه آهن، چند قطعه TTL، يك عمل كننده 6800M و يك تلويزيون قديمي ساخت. با انجام اين كار، توسط يك شركت مخابراتي با نام «Pleesy» كه يكي از توليدكنندگان بزرگ تجهيزات مخابراتي در بريتانيا به شمار مي‌رفت، جذب شد. مدت دو سالي را كه در آنجا بود توانست ايستگاه‌هاي تقويتي پيام‌ها را تقويت بخشد و از اين رو كمك بسيار موثري به اين صنعت اهدا كرد.

دو سال بعد يعني در سال 1978 از «Pleesy» جدا شد و به كمپاني بزرگ ديگري به نام «DGnash» پيوست، جايي كه او با هوش و ابتكار بالاي خود توانست يك نرم‌افزار حروف‌چيني براي چاپ‌كننده‌هاي هوشمند طراحي كند.

يك سال و نيم بعد به عنوان مشاور ارشد در لابراتوار فيزيك اروپا در سوييس به كار شد و در مدت شش ماهي كه در آنجا فعاليت مي‌كرد توانست براي خودش برنامه ذخيره اطلاعات ويژه‌اي با كارايي بالا طراحي نمايد، از آنجا كه «Enquire» برنامه طراحي شده را تنها براي استفاده شخصي خودش ابداع كرده بود، درصدد انتشار آن برنيامد اما جالب اينجاست كه همين برنامه بعدها زمينه‌ساز طراحي «WWW» گرديد.

با جدايي از لابراتوار فيزيك به كمپاني مشهور «CERN» پيوست، در همان جا بود كه خلاقيت «Tim» در زمينه طراحي‌هاي كامپيوتري بيش از پيش شهره خاص و عام شده بود و توانست با استفاده از توانايي بالايش در اين امر برنامه‌هاي بسيار متنوعي را طراحي كند كه از جمله آنها مي‌توان به «WWW» اشاره كرد.

اين طراحي كه در دسامبر 1990 انجام شد به افراد اجازه مي‌داد تا با يكديگر در يك وب‌سايت ارتباط برقرار نمايند و سرانجام در تابستان 1991 در اينترنت راه‌اندازي شد.

دقيقاً از همين زمان بودكه پيشنهادات متنوع و باارزشي از سوي شركت‌هاي بزرگ كامپيوتري به سوي تيم سرازير شد و نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. فعاليت‌هاي گرافيكي و برنامه‌نويسي او از سال 1991 تا به امروز به حدي گسترده شده است كه براي نوشتن پيرامون آنها ساعت‌ها وقت لازم است. براي نشان دادن گوشه‌اي از عملكرد اين مرد بزرگ در اين سال‌ها ذكر اين مطلب كفايت مي‌كند كه از سوي امپراتوري بريتانيا لقب شواليه- دومين رتبه عالي سلطنتي- به اين مبتكر چهل ساله و مدير كنسرسيوم «WWW» به خاطر خدماتش به توسعه جهاني اينترنت اعطا مي‌گردد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 10:2

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

Jeff Bezos ( بنیانگذارAmazon )

از اولین روزهايی که دستگاه چاپ اختراع شد تا به امروز لحظه لحظه بر تعداد علاقه مندان کتاب و کتاب خوانی افزوده می شود. سالیان سال است که اهل قلم و فکر برای یافتن کتب مورد علاقه خود به روش های گوناگون و متعددی متوسل می شوند. یافتن و مطالعه کتب در دوره ای از تاریخ تنها در کتابخانه کلیساها و یا دانشگاه های بزرگ و معتبر امکان داشت. تنها برای دستیابی به یک کتاب ارزشمند ممکن بود شما را از شهری به شهری دیگر و یا از دیاری به دیاری دیگر بکشاند. اما کم کم با توسعه ارتباطات و سهل الوصول شدن امر تجارت اندکی کار ساده تر گشت. کار به حدی ساده شده بود که تنها با بیرون رفتن از خانه و سرزدن به کتاب فروشی مرکز شهر امکان تهیه هر نوع کتابی برای شما فراهم شده بود. اما برای بشر در حال پیشرفت که لحظه به لحظه زندگی اش توام با حوادث و اتفاقات شگرف و پیش بینی نشده است، صرف این مدت زمان جهت رفت و آمد به کتابفروشی نیز ضرری جبران ناپذیر تلقی می شود. انسان امروزی به چنان حد از پیشرفت و تکنولوژی دست یافته است که حتی برای خرید یک کتاب می تواند در اتاقش بر روی صندلی راحت مقابل کامپیوترش بنشیند و با فشار چند دکمه تمامی عملیات خرید از جمله پرداخت هزینه آن را انجام دهد. این مساله تنها برای کتاب هایی نیست که شما آنها را می شناسید؛ با ورود به سایت اینترنتی «Amazon.com» شما به راحتی می توانید در رابطه با موضوعات دلخواه خود کتبی از سراسر دنیا پیدا کنید و حتی این امکان برای شما فراهم شده است. تا به کل موضوع کتاب و احتمالا نقدهایی که درباره آن نوشته شده است پیش از تصمیم برای خرید کتاب مورد نظر دست یابید.

تمامی این تسهیلات مدیون فردی است به نام «Jeff Bezos» .

 «Jeff» پسر ارشد « Miguel Bezos» مدیر کمپانی «Exxon» می باشد. از همان دوران کودکی نبوغ ویژه ای برای انجام کارهای خارق العاده و نو داشت . پدر بزرگش که بازنشسته سازمان انرژی اتمی بود آینده درخشانی را برای او تصور می کرد و در تمامی روزهای تعطیل مدرسه او را به مزرعه خود در تگزاس می برد. تاثیر پدر بزرگ بر «Jeff» به حدی بود که تصمیم گرفت مطابق خواست پدر بزرگ در آینده یا یک فضا نورد شود و یا یک فیزیکدان معروف. البته این تصمیم چندان احساسی نبود چرا که او توان و استعداد خود را در این زمینه به مراتب ثابت کرده بود. از جمله ابتکارات او در دوران نوجوانی خلق مکعب بی انتها بود که با استفاده از یک جعبه مکعبی کوچک که تمامی اضلاع آن را آینه تشکیل می داد، تعداد تصویر اجسام قرار داده شده در میان جعبه را به بی نهایت می رساند که این ابتکار او در آن سن و سال شور و هیجان بسیاری را برپا کرد. دیگر اینکه هر گاه آسیاب های بادی مزرعه پدر بزرگ از کار می افتاد ابتدا پیش از خبر کردن مکانیك محل «Jeff» را صدا می کردند و در اغلب موارد او به راحتی آنها را تعمیر می کرد.

هوش و استعداد بی نظیر او در درس های مدرسه نیز ثابت شد، بطوریکه دوره دبیرستان را با بالاترین نمرات به عنوان شاگرد اول در «Miami» برگزیده شد و راهی دانشگاه شد. در دانشگاه نیز به همین شکل در رشته مهندس برق و کامپیوتر مشغول به تحصیل و سرانجام پس از اتمام دوره فارغ التحصیل شد.

با اتمام دوره تحصیل، «Bezos» یک متخصص کامپيوتر شده بود. از این رو کمپانی «FITEL» در نیویورک از او دعوت به کار كرد و دو سال بعد جهت مجهز کردن سیستم کامپيوترهای کمپانی «Bankers Trust» وارد این شرکت شد و در سال 1990 به سبب لیاقت هایی که از خود نشان داد به سمت معاونت این کمپانی در آمد و به عنوان جوان ترین معاون آن مشغول به کار شد.

در فاصله سال های 1990 تا 1994 ، «Bezos» وارد کمپانی «D.E Shaw» شد و با خلق پیچیده ترین سیستم تکنولوژیكي مالی، قدرت آن را در «Wall Street» فزونی بخشید و سرانجام در سمت مدیر ارشد گروه و مجددا به عنوان جوان ترین مدیر به کار مشغول گردید.

او که تخصص ویژه ای در کامپیوتر داشت، با پدیدار شدن تجارت الکترونیک تصمیم گرفت تا از تخصص خود در این نوع تجارت نیز استفاده نماید. از این رو همراه همسرش «Mackenzie» که یک رمان نویس بود و علاقه فراوانی به مطالعه کتب گوناگون داشت، سایت «Amazon.com» را بنا کرد. البته شکل اولیه سایت و نحوه کاربری آن اصلا قابل مقایسه با نوع فعلی در آن نبود چرا که آنها در ابتدا اصلا توجه تصور چنین تجارت عظیمی را نداشتند. قصد آنها فروش کتاب ، CD و نوارهای موسیقی و فیلم در محدوده ای اندک بود اما بازگذشت زمان و درک نیاز جوامع بشری « Bezos» کم کم آن را ارتقا داد به شکل فعلی اش رساند.

سایت «Amazon.com» که امروزه با فروش بیش از 92/1 میلیارد دلار و همچنین بیش از 60 هزار لینک در مقام اول فروش اینترنتی قرار دارد. در ماه می سال 1997 وارد بورس شد و هم اکنون سهامی با ارزش بیش از 17 میلیارد دلار در اختیار دارد.

«Jeff Bezos» موسس و مدیر این سایت بر اساس آمار اعلام شده در سال 2005 هم اکنون صاحب سرمایه ای شخصی معادل 1/4 میلیارد دلار می باشد که در این سال در لیست ثروتمندترین های جهان جای گرفته است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 9:0

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

George Eastman    (( بنیانگذار Kodak ))

امروزه از «George Eastman» موسس كمپانی بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عكاسی مدرن و نوین یاد می‌شود. او در سال 1854 در یكی از روستاهای «نیویورك» دیده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشكده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا كرد و چند سال بعد خانواده را برای زندگی در آن شهر به «Rochester» برد. در سال 1862 درست زمانی كه دانشكده در حال شكل‌گیری و رشد خود به سر می‌برد، به ناگاه پدر خانواده از دنیا رفت و اندك سرمایه‌ای را برای آنها به ارث گذاشت.

با پدید آمدن چنین شرایطی «George» كه تنها پسر خانواده بود برای سرپرستی و حمایت مالی مادر و دو خواهرش مجبور به ترك تحصیل شد و راهی بازار كار گردید. ابتدا برای یك شركت كوچك بیمه مشغول به كار شد و پس از آن به استخدام بانك محلی «Rochester» درآمد.

هنگامی كه 23 سال بیشتر نداشت یكی از همكارانش با مشاهده فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر او پیشنهاد كرد كه تعطیلات آخر هفته را به همراه مادر و خواهرانش به خارج از شهر بروند و به تفریح بپردازند. در میان كلام همكار دلسوز پیشنهادی مطرح شد كه سرآغاز تحول زندگی «George» و تكنولوژی بشر به حساب می‌آمد. او گفت كه برای ثبت خاطره آن روز گردش «George» دوربینی تهیه نماید و از خانواده‌اش چند عكس یادگاری بگیرد.

اگر چه «George» دوربینی اجاره كرد اما هرگز تعطیلات آخر هفته را در بیرون از خانه نگذراند. سنگینی، حجم و گرانی مبلغ تهیه یك دوربین و یا حتی یك عكس تمامی فكر او را به خود مشغول ساخته بود. «آیا امكان ظهور دوربینی جدید با خصوصیات كاملاً متفاوت وجود ندارد؟»

از همان روز به مدت سه سال، شب‌ها و در ساعات بیكاری او مدام در آشپزخانه خانه مشغول آزمایش موادی بود تا بتواند امولسیون ژلاتین را در جایگاه نگاتیو فیلم دوربین قرار دهد. سرانجام پس از یكسری آزمایشات مستمر و طولانی مدت او در سال 1880 توانست ماشینی با قابلیت كارایی با نگاتیو خشك جهت تهیه عكس اختراع نماید و به ثبت رساند.

یكسال بعد با كمك‌های مالی «Henry Strong» كمپانی «Eastman Dry Plate» برپا شد و به سبب فعالیت‌های شدید «George» در آن دیگر مجبور به استعفا از بانك شد. در سال 1884 فعالیت‌های كمپانی «Eastman» كه حال به یك كمپانی تولید فیلم تبدیل شده بود گسترش یافت و او توانست فیلم‌های حلقه‌ای را جایگزین نگاتیوهای شیشه‌ای نماید كه با استقبال بسیار بی‌نظیری مواجه شد.

سرانجام در سال 1892 كمپانی «Eastman Kodak» افتتاح شد، كمپانی كه با ظهور خود انقلاب بزرگی در صنعت عكاسی دنیا پدید آورد. اندكی بعد كمپانی «Kodak» توانست با بكارگیری چند نوآوری دیگر، دوربین‌های سبك با كارایی بسیار ساده را با نام «Kodak» وارد بازار نماید. شعار آنها با فرستادن این دوربین‌ها به بازار این بود: «شما تنها یك دكمه را فشار دهید، ما بقیه كارها را انجام می‌دهیم.» در مدت زمان بسیار اندكی دوربین‌های عكاسی «Kodak» در سراسر جهان شهرت یافت و میزان تقاضای آن به شدت سرعت گرفت.

در همان فاصله زمانی ابتكار جدید «Eastman» برای پایه‌ریزی ظهور فیلم‌های متحرك در سال‌های بعد نیز با سر و صدای بسیاری همراه شد. در سال 1888 هنگامی كه «Eastman» نام «Kodak» را برای كمپانی و محصولات خود برگزید، از او سؤالات بسیاری در مورد علت انتخاب این نام پرسیده شد و او در پاسخ اظهار داشت كه از دوران كودكی علاقه خاصی به حرف «K» داشته است و همیشه آن را حرف مورد علاقه و قدرت بخش خود می‌ دانسته است. از نظر او انتخاب كلمه‌ای كه با این حرف شروع و با آن خاتمه می‌یابد، قطعاً خوش‌شانسی و موفقیت فراوانی برای او دربر خواهدداشت.

در سال 1902 «George Eastman» كه حال به یك ثروتمند مشهور تبدیل شده بود، تصمیم گرفت تا خانه‌ای را كه همیشه در خواب‌های كودكی‌اش می‌دیده بنا نماید. از همین رو مشهورترین آرشیتكت آن دوران در ایالات متحده «J.Foster Warner» را به خدمت گرفت و ساخت خانه را آغاز نمود. خانه‌ای به مساحت 3200 متر با 50 اتاق و مجهزترین سیستم گرمایش، تلفن و برق و از همه مهم‌تر با طراحی داخلی طراحان كاخ سفید كه هزینه ساختش مبلغی معادل 335 هزار دلار آن زمان شد، ساخت.

از خصوصیات بارز «Eastman» می‌توان به سخاوتمندی و علم دوستی او اشاره كرد. از آنجا كه او در دوران نوجوانی به دلیل مصائب مالی و خانوادگی نتوانسته بود ادامه تحصیل دهد، در این دوران كه صاحب مال و شهرت شده بود همواره به موسسات آموزشی كمك‌های شایانی اهدا می‌كرد. او در دوران حیاتش مبلغی معادل 20 میلیون دلار به موسسه تكنولوژیكی «ماساچوست» اهدا نمود. همچنین مركز فن‌آوری «Rochester» مبلغی معادل 625 هزار دلار در سال 1901 از «Eastman» به عنوان هدیه دریافت كرد. او همچنین هدیه‌ای معادل 2 میلیون دلار به هر یك از موسسات آموزشی «Tuskegee» و «Hampton» ارایه نمود.

«George Eastman» همچنین علاقه فراوانی به شهر «Rochester» داشت و با تمام قوا جهت پیشرفت و توسعه این شهر گام برمی‌داشت. بنای موسسه و انجمن «Chest» به عنوان دانشكده موسیقی این شهر و همچنین بخشیدن منزل مسكونی مشهورش پس از مرگ به دانشگاه «Rochester» از جمله این اقدامات به شمار می‌روند.

سرانجام در 14 مارس 1932 این مخترع بزرگ و ثروتمند خیر دار فانی را وداع گفت. هنگامی كه جسد او را به خاك می‌سپردند، آخرین جمله وصیتنامه او توجه همگان را به خود جلب كرد: «من كارم را انجام دادم. پس ماندن دیگر لزومی ندارد.»

اگر چه «Eastman» به این نتیجه رسیده كه كارش را به اتمام رسانده است اما كمپانی صاحب‌نامش راه درازی را مقابل خود می‌دید. امروز كمپانی «Kodak» به عنوان یكی از بزرگترین تولیدكنندگان فیلم‌های دوربین عكاسی در جایگاهی قرار گرفته كه بدون شك روح بنیانگذار خود را راضی و خشنود در بالای سر خود مشاهده می‌نماید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 18:54

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 پیر امیدیار 

بیل گیتس ایرانی (پیر امیدیار)

در دورانى كه دیگر كمتر از معجزه اقتصاد نوین یاد مى شود، یك ایرانى مقیم آمریكا باعث شده تا هنوز هم اعتبار دست اندركاران اقتصاد نوین و آینده آن حفظ شود. طى دهه نود چنان اقتصاد نوین همه كس و همه چیز را متوجه خود ساخت كه همگان باور كردند به زودى ساختارهاى سنتى اقتصاد و صنعت تحت تاثیر آن بسیار كم رنگ و كم رونق خواهند شد. رشد سرسام آور اینترنت و شركت هاى نوپاى اینترنتى حتى نوعى فرهنگ جدید را در بین مدیران و فعالان اقتصادى ایجاد كرد. این فرهنگ از پوشش و لباس گرفته تا نحوه حرف زدن و فكر كردن را تحت تاثیر خود قرار مى داد. به عنوان مثال در بسیارى از شركت هاى نوین و نوپا لباس رسمى از كت و شلوار و كراوات به یك تى شرت و شلوار ساده بدل شد. مدیران شركت هاى اینترنتى كه یك شبه ثروتمند شده بودند معتقد بودند بین فضاى سنتى خانه و محیط شركت نباید مرزى گذاشت و لباس خانه و محل كار باید تا حد ممكن نزدیك به هم باشد تا بدین ترتیب مرز میان كار و «بقیه زندگى» از میان رفته و مرزهاى كار و اداره از میان بروند. در دوران ریاست جمهورى بیل كلینتون رشد بسیار بالا و بى سابقه بورس این تحول را مضاعف كرد. اما اكنون خبر چندانى از آن سروصداها و جار و جنجال هاى خیره كننده نیست. با این حال پیر امیدیار بیش از هر كس دیگرى باعث مى شود تا تصور گذشته از اقتصاد نوین حفظ شود. این مرد ایرانى الاصل با بنیان نهادن سایت حراج اینترنتى Ebay به یكى از سردمداران اقتصاد نوین بدل شده است.

قصه از كجا شروع شد

همانند بسیارى از داستان هاى موفقیت آمیز در رشته اینترنت داستان سایت Ebay هم در یك اتاق نشیمن آغاز شد. پیر امیدیار كه تخصص وى در زمینه برنامه سازى رایانه اى است در اوقات فراغت خویش و در اتاق نشیمن خانه اش چند سایت اینترنتى را تحت یك مجموعه واحد و با آدرس www.ebay.com گرد آورده و اداره مى كرد. یك بار وقتى كه تعطیلات آخر هفته اش طولانى شد تصمیم گرفت جایى را براى برگزارى حراج در اینترنت شكل دهد. وى این كار را انجام داد و حاصل كارش را «حراج شبكه» نامید. براى آنكه كارایى سایت خود را امتحان كند یك دستگاه سوراخ كن لیزرى را كه ایراد فنى هم داشت به حراج گذاشت دو هفته بعد این دستگاه به قیمت ۱۴ دلار حراج شد. بدین ترتیب اولین كالا در این سایت حراج شد و رسماً سایت مذكور آغاز به كار كرد. این اتفاق در سال ۱۹۹۵ روى داد و از آن به بعد چنان رشدى در Ebay پدید آمد كه وضعیت فعلى آن با شرایط سال ۱۹۹۵ اصلاً قابل مقایسه نیست. سایت مذكور پس از شكل گیرى در سال ۱۹۹۵ تا مدتى با همان نام «حراج شبكه» فعالیت مى كرد. پس از مدتى امیدیار نامش را تغییر داد و آن را Ebay نامید. ایده تشكیل این سایت به گفته خود امیدیار خیلى ساده و البته ایده آلیستى بود: «از طریق اینترنت مى توان بازارى كامل و جامع ایجاد كرد كه در آن وضعیت عرضه و تقاضا براى همگان شفاف و روشن باشد.» اخیراً مصاحبه اى از امیدیار چاپ شده كه وى طى آن با یادآورى آن دوران مى گوید: «مى خواستم چیزى متفاوت انجام داده باشم تا هر فرد خود به تنهایى بتواند هم تولیدكننده و هم مصرف كننده باشد.» به تازگى هم یك نویسنده آمریكایى به نام آدام كوهن كتابى را با نام یى بى (Ebay من»  منتشر ساخته كه در آن به رموز موفقیت امیدیار و سایتش پرداخته است. به اعتقاد كوهن، امیدیار خیلى زود دریافت كه ایده ساده اش یعنى همان چیزى كه چند سطر بالاتر از آن یاد كردیم مى تواند بسیار موفقیت آمیز باشد و ثروت كلانى را نصیب وى سازد. او ابتدا كارش را براى تفریح و سپرى كردن اوقات فراغت انجام مى داد اما همین سرگرمى بدل به شركتى با رشد فوق العاده بالا شد. دو سال بعد از آنكه اولین حراج در سال ۱۹۹۵ صورت گرفت شركت به حدى رشد كرده بود كه روزانه بیش از یك میلیون نفر از سایت Ebay بازدید مى كردند. 

بزرگترین فروشگاه دنیا

رشد این شركت اینترنتى و سایت آن به حدى بالا است كه امروز دیگر هیچ فروشگاهى را چه در میان سایت هاى حراج اینترنتى و چه در میان لیست بزرگترین فروشگاه  ها و سوپرماركت هاى جهان نمى توان با آن مقایسه كرد. هیچ فروشگاهى را نمى توان در دنیا پیدا كرد كه میزان خرید و فروش كالا در آن به اندازه این سایت اینترنتى باشد. امروز به طور متوسط روزانه ۱۲ میلیون عدد كالا در سایت Ebay به فروش مى رود. تعداد مشتریان ثبت شده Ebay هم ۱۴۴ میلیون نفر است. به عبارت دیگر ۱۴۴ میلیون نفر از مردم كره زمین مشتریان رسمى و دائم آن محسوب مى شوند. یكى از بهترین سال هاى امیدیار و سایتش سال ۱۹۹۷ بود كه در آن سال بالاترین رشد این فروشگاه اینترنتى به دست آمد. در آن سال همچنین اولین مدیران شركت منصوب شدند. امیدیار در همین سال هم تصمیم گرفت كه براى تداوم رشد شركتش مدیران با تجربه را وارد Ebay كرده و خود نقش مشاور و «رئیس در سایه» را بر عهده گیرد. او در تاسیس شركت یك شریك زیرك هم داشت: جف اسكول. اسكول نیز این دیدگاه امیدیار را قبول داشت كه اگرچه ایده وى بسیار خوب بوده اما آنها خود به تنهایى نمى توانند در اقتصاد پررقابت امروز هر كارى را انجام دهند. این دو مدیرى را به ریاست شركت خویش برگزیدند كه هنوز هم ریاست Ebay را بر عهده دارد. وى كه مگ ویتمن نام دارد اندكى پس از آغاز ریاست خود، توانست در سال ۱۹۹۸ Ebay را با موفقیت وارد بورس سازد. حضور موفق Ebay در بورس ثروت بنیانگذار آن یعنى امیدیار را چند برابر كرد. در آن زمان دیگر ایده ساده مرد جوان موجب پدید آمدن بزرگترین فروشگاه و مركز حراج دنیا شده بود.  آدام كوهن كه براى نوشتن كتاب خود اجازه یافته بود تمامى سوراخ ها و گوشه   هاى نادیده شركت را مورد بررسى قرار دهد، در كتاب خود مصاحبه   هاى متعددى با امیدیار و تعداد زیادى از پرسنل شركت انجام داده و حتى نظرات سرمایه گذاران را هم جویا شده است. وى در پایان تمامى این اقدامات نتیجه مى گیرد كه در میان شركت   هاى بزرگ دنیا، نهاد اداره كننده سایت Ebay یكى از كم  تنش ترین هاى آنهاست. او یكى از دلایل این امر را نوع نگاه و رفتار مدیریتى امیدیار مى داند. وى خود نیز طى مدت تحقیقات خویش به یكى از شیفتگان و طرفداران سرسخت امیدیار و سایت وى بدل شده است. لذا تقریباً تمام كتابش كه بیش از ۳۰۰ صفحه است صرف تعریف و تمجید از مرد جوان شده است.

 مشابهت با بیل گیتس

بسیارى معتقدند آن كارى كه امیدیار انجام مى دهد نمونه مشابهى است با عملكرد غول نرم افزارسازى دنیا یعنى بیل گیتس و شركت وى - مایكروسافت. هر دوى اینها در عالم رایانه سیر مى كنند و هر دو نیز انحصارگرند. گیتس در رشته نرم افزارسازى قدرت بلامنازع دنیاست و از این جایگاه نیز به هر وسیله اى كه شده دفاع مى كند _ ولو با شیوه هاى نه چندان اخلاقى. مخالفان سایت Ebay و شخص امیدیار هم مى گویند همه چیز آن پول و مسائل مادى است و آنقدر بر این امر اصرار مى شود كه حتى حاضرند برخى موضوعات و پیش شرط هاى لازم را نادیده بگیرند. در حال حاضر مى توان گفت Ebay تنها سایت جدى حراج در اینترنت است و سایرین در مقابل آن به هیچ وجه مجالى براى فعالیت ندارند. امیدیار در مقابل این مخالفان بارها كوشیده با یك عبارت خاص و كلى جواب بدهد: «انسان اساساً موجود خوبى است. اگر به او فرصت خوب عمل كردن داده شود عموماً رفتارش نیز خوب خواهد بود.» در بسیارى از صفحات اینترنتى مرتبط با Ebay وى همین عبارت را هم به صورت یك پند اخلاقى در گوشه  اى از صفحه آورده ا ست.

زندگى خصوصى

امیدیار به رغم مشابهت در رفتار به بیل گیتس برخى ویژگى هاى جالب دارد. غالباً لباس ساده به تن دارد و در اغلب عكس  هایى كه از وى به چاپ مى رسد كراوات و كت و شلوار نپوشیده است. پیراهن معمولى و كاپشن چرمى ظاهراً لباس هاى محبوبش هستند _ درست مثل مدیران اقتصاد نوین. در سایت اینترنتى شخصى خویش كه در آن با مخاطبان و علاقه مندان پیغام رد و بدل مى كند، خودش را چنین معرفى كرده است: «من بیشتر عمرم فردى طرفدار تكنولوژى بوده ام. اگرچه شهرتم به واسطه ابداع Ebay است، اما سعى ام بر آن است كه دنیا را به مكانى بهتر بدل كنم.» امیدیار در حال حاضر ثروتمندترین ایرانى است و در لیست ثروتمندترین ساكنان آمریكا هم مكان بیست و هفتم را به خود اختصاص داده است. البته به رغم بحث ایرانى بودن وى، تنها یكى از والدینش ایرانى است و خودش هم در پاریس به دنیا آمده. اول خرداد او سى و هفتمین سال تولدش را جشن گرفت. در سال ۱۹۶۷ یعنى زمانى كه خانواده اش در پاریس زندگى مى كردند، به دنیا آمد. پس از آن پدرش براى تحصیل در رشته فیزیك عازم مریلند آمریكا شد تا در دانشگاه جان هاپكینز رشته محبوبش را دنبال كند. پیر امیدیار كه به همراه پدر و مادرش به آمریكا رفته بود طى دوران دبیرستان عاشق رایانه شد. بالاخره هم توانست در سال ۱۹۸۸ در رشته رایانه از دانشگاه «تافتس» فارغ التحصیل شود. پس از فارغ التحصیلى در شركت اپل (Apple) _ سازنده رایانه _ مشغول به كار شد. طى همین دوران با خانمى به نام پاملا آشنا شد و مدتى بعد هم با وى ازدواج كرد. جالب است بدانید كه خانم پاملا نیز فامیل خود را به امیدیار تغییر داده است. این زوج همانند بیل گیتس و همسرش اعلام كرده اند كه قصد دارند طى سال هاى آینده بخش عمده ثروت خود را خرج كنند. آنها گفته اند كه تا بیست سال آینده به جز یك درصد از ثروتشان بقیه آن را خرج مى كنند. امیدیار چندان علاقه اى به موضوعات سیاسى ندارد و معمولاً در مورد ایران نیز اظهارنظر چندانى نمى كند. او چند سال قبل بخشى از ثروت خود را در سایت گوگل كه بزرگترین موتور جست وجوى دنیاست سرمایه گذارى كرد. چند ماه قبل ورود موفق گوگل به بورس باعث شد تا از این رهگذر نیز مبلغ كلان دیگرى نصیبش شده و باز هم بر ثروتش افزوده شود. مى گویند كسى تاكنون چهره او را بدون ریش ندیده است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 10:51

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 چگونه از كار وست ويژن لذت ببريم

واژه کار به صورت سنتی در ذهن افراد  با درد و رنج و خستگی برابر شده است و اکثر افراد که به کارهای سنتی مشغول هستند کار را به صورت فعالیتی خسته کننده و اجباری می ببنند.دلیل بسیاری از شکستها و عقب ماندگی های ما نیز همین طرز تلقی از کار است .

چنان که حضرت علی (ع)می فرماید:

 آفت هرکار علاقه نداشتن به کار است .

 در کار نتورك ماركتينگ هم علاقه نداشتن به کار باعث بسیاری از مشکلات برای فرد می شود چنانکه از نشانه های افرادی که از کار لذت نمیبرند این است که :در جلسات حاضر نمی شوند, فعالیتی ندارند, زود از کار خسته می شوند و خیلی زودswitch off  می شوند.پس ما اکنون چه کنیم که کار برای ما طبق فرموده حضرت علی (ع) بزرگترن لذت باشد.اولین قدم در این راه این است که طرز تفکر خود را تغییر دهیم نباید به وست ويژن تنها به عنوان یک شغل نگاه کرد.بلکه می توان به آن به عنوان راهی برای رسیدن به آرزوها و همچنین یک تفریح خوب نگاه کرد.حال در اینجا به مواردی اشاره می کنیم که میتواند به ما در لذت بردن از کار کمک کند.

وجود سه عامل صبر ,صداقت و صمیمیت در گروه .

- حسادت نکنیم و از پیشرفت دیگران لذت ببریم .

- مثبت نگری در کار داشته باشیم .

- لذت را بشناسیم و آن را به مجموعه خود نشان دهیم .

- توقع بیجا از کار نداشته باشیم .

- هدف یک شخص بهترین عامل برای لذت بردن از کار است .

- مسائلی که باعث می شود از کار لذت نبریم را از خود دور کنیم .

- همیشه از این لفظ استفاده کنیم که زیر مجموعه من باید پول در بیاورد .

- شناخت بهتر کار و کمپانی باعث می شود افراد از کار لذت ببرند .

- خداوند از خلق انسان و کائنات لذت می برد, خلق ویژگی جدید در خود ما نیز باعث می شود از کار لذت ببریم .

 -هدفهای خود را به روز کنیم و هدفهای جدیدی که در این سیستم برای ما پیش می آید را ياداشت کنیم .

 -تمرکز در کار باعث لذت بردن از کار می شود .

 -تسلط بر کار و انجام آن به بهترین نحو باعث لذت بردن از کار می شود.

 در پایان این نکته را یادآوری می کنم که بیش از نیمی از عمر ما به کار کردن می گذرد و اگر از کار خود لذت نبریم ,از بیش از نیمی از عمر خود لذت نبرده ایم . 

منبع: وست ويژن كيميا

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 9:49

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 پرورش موفقیت – تاثير گذاری روی دیگران

هـمـه مـا در طـول زنـدگی خود حداقل بر روی 250 نفر تاثیر میگذاریم. هـر یک از انسان ها به نوعی مسئولیت رهبری و مـدیـریت دیـگران را بـه عـهـده دارنـد.

در امور نتورك می توانید زيرمجموعه خود را مدیریت کنید و به آنها ارزشها و اخلاقیات را آموزش دهید. و با حرف هایی که میزنید و کارهایی که انجام می دهید و با روشی که وظایف محوله خود را انجام می دهید بر روی دیگران تاثیر بگذارید.

بین شهرت و بزرگواری در مقوله مدیریت تفاوت فاحشی وجود دارد. امروزه کمبود بسیار شدیدی به رهبران واقعی و بزرگ احساس می شود، کسانیکه صادق، قابل اعتماد، کامیاب و شایسته باشند و استانداردهای بالای اخلاقی را دارا باشند.

چه بخواهید یا نه، چه باور داشته باشید و یا خیر شما یک فرد تاثیر گذار هستید. مردم به عقاید شما توجه می کنند و اعمال خود را بر اساس آن پی ریزی می کنند. 8 اصل زیر به شما کمک می کند تا بتوانید تاثیر مطلوبی را بر روی دیگران ایجاد کنید.

1- آرزوی تغییر دنیا به مکان بهتری را داشته باشید:

دامنه دید خود را افزایش دهید. چیزی را بخواهید که فراتر از توانایی هایتان است تا شما را به چالش وادارد. اگر تنها به زمان حال و به شخص خود توجه کنید و تمام مدت در پی جمع آوری مادیات و خوشگذرانی باشید، خیلی زود درگیر خواب غفت می شوید و احساس نارضایتی از زندگی به شما دست میدهد.

مدیریت به معنای کمک گرفتن از دیگران برای تبدیل رویاها به واقعیت می باشد. سعی کنید برای رسیدن به ارزش ها تلاش کنید. برای رویاهایتان از جان خود مایه بگذارید تا بتوانید با فکر کردن به آنها به وجد آیید.

2- توانایی های خود را شناسایی کنید:

هر کدام از ما توانایی هایی داریم که با اتکا به آنها قادر به انجام کارهای بزرگی هستیم اما باید خلا موجود را با کمک گرفتن از افراد مجرب پر کنیم. برای بدست آوردن نتیجه بهتر سعی کنید با گروه کار کنید. باید از توانایی های خود بهره بگیرید و افراد گروه را بر اساس توانایی های شخصی شان گردهم آورید. خانواده شما هم می توانند به نوعی یک گروه محسوب شود. آیا شما به تک تک افراد خانواده در سنجش توانایی هایشان کمک می کنید؟

به عنوان عضوی از یک گروه و یا یک خانواده ، باید دیگر اعضا را مرتبا ملاقات کنید. اهداف خود را تعیین کنید و هر چند وقت یکبار آنرا مرور کنید تا نقطه تمرکز خود را از دست ندهید. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را تعیین کنید و عملکرد خود را در هر 2 تا 3 هفته یکبار ارزیابی کنید تا با این کار انگیزه شما نیز افزایش یابد. شما باید هر کجا که لازم بود اعتبار خود را نیز گرو بگذارید، قدردان باشید و اطرافیانتان را نیز برای رسیدن به اهدافشان تشویق کنید.

3- تلاش برای بهترین ها:

افراد تنها با توجه به رفتاری که در شما می بینند عمل می کنند پس اگر می خواهید در آنها تاثیر بگذارید تا به پله های بالاتر صعود کنند و بتوانید به عنوان مدیر موفقی شناخته شوید لازم است که نه تنها کارهای منطقی را انجام دهید بلکه باید آنها را به درستی نیز انجام دهید. اگر می خواهید چیزی را به دیگران یاد بدهید باید خود در ابتدا آن فاکتورها را رعایت کنید. رهبران پرتاثیر و با نفوذ می بایست همواره برای رسیدن به بهترین ها تلاش کنند.

4- مُصِر باشید:

رمز موفقیت یک مدیر موفق در استقامت و پایداری خلاصه می شود. هیچ گاه میدان را ترک نکنید. شاید دوستان و دشمنان شما را اغوا کنند که از کار کردن دست بکشید اما نباید فریب آنها را بخورید و از مرحله به در شوید. سعی کنید همیشه ثابت قدم و مصمم باشید.

اگر می خواهید موفق شويد باید پافشاری به خرج دهید. افراد با نفوذ زندگی خود را با تنبلی و راحتی سپری نمی کنند. آنها افرادی نیستند که استعداد های خاصی داشته باشند بلکه کسانی هستند که از اشتباهات خود درس گرفته، از زمین بلند می شوند و دوباره شروع به تلاش می کنند.

5- مقاومت به خرج دهید:

اگر مدیر هستید باید توانایی حل مشکلات را داشته باشید، گاهی این تصور غلط ایجاد می شود که باید به تنهایی به جنگ تمام مشکلات بروید و یا مثلا اگر مشکلی به وجود آمد پس ما قطعا در وجود خودمان دچار مشکل هستیم. اما واقعیت چیزی جز این است ما بدون توجه به اینکه مشکلات تا چه حد می توانند درد آور باشند باید مسئولیت آنها را به عهده بگیریم و در رفعشان از هیچ تلاشی مضایقه نکنیم. با فرار، کاری از پیش نمی رود.

خیلی ساده است که در انتظار بنشینیم تا شخصی از راه برسد و تمام مشکلات ما را به یکباره حل کند. اما شما نباید صبر کنید تا دیگران به کمک شما بیایند، خوب است که از همین حالا خود را برای رویارویی با مشکلات آماده کنید. اگر بر روی کاری که انجام می دهید تسلط داشته باشید، لازم نیست در زمان بروز مشکلات به سوراخ موش پناه ببرید. تفاوتی که بین رهبران و پیروان وجود دارد همین توانایی مواجه شدن با مشکلات و حل آنها به وسیله اتخاذ تصمیمات مناسب می باشد.

6- یک الگوی مناسب باشید:

واقعا جای تعجب دارد که بعضی از افراد خواهان مقام های بالایی هستند اما خواستار قبول مسئولیت نمی باشند. البته طبیعی است که بخواهید از مسولیت شانه خالی کنید، اما اگر می خواهید تاثیر پایدار و مثبتی را بر روی اطرافیان خود بگذارید باید ساعت های متمادی کار کنید. با کار کردن ثابت می کنید توانایی حل مشکلات و انتخاب مسیر درست را دارید. وظیفه یک مدیر خدمت کردن است حال چه در محیط خانه و چه در محل کار.

7- نیکخو باشید:

همه ما به خوبی می دانیم که خیلی کمتر از آنچه که باید و شاید صادق هستیم. اگر خودتان کاری را درست انجام نمیدهید، نباید انتظار داشته باشید که زيرمجموعه شما آنرا به  درستی و بدون هیچ گونه خطا و اشتباهی انجام دهند. باید زندگی خود را بر اساس یک دستورالعمل اخلاقی قوی دنبال کنید و کلیه تصمیمات خود را بر پایه آن استوار نمایید.

رفتار خود را بر چه اساس پی ریزی می کنید؟ آیا برای خود استانداردهای اخلاقی تعیین کرده اید؟ آیا از عبارتی نظیر "من هیچ وقت چنین کاری را انجام نمی دهم" و یا "این گزینه برای من انتخاب مناسبی نیست" استفاده می کنید؟ اگر برای خود ارزش های اخلاقی قائل نیستید بهتر است همین حالا بنشینید و شروع به نوشتن آنها کنید. اگر برای خود معیار مشخصی نداشته باشید ممکن است در زمان مواجه شدن با وسوسه ها  کاری انجام دهید که بعدها موجب پشیمانی ما شما شود.

8- خداوند را راهنمای خود قرار دهید:

اگر بخواهيد یک کار دشوار انجام دهيد و یک تصمیم جدی بگیريد تنها به توانایی های شخصی خود اتکا نکنيد بلکه تمام امور را به خدا واگذار کنيد.

خداوند سرچشمه لایزال نیرویی هست که ما طلب می كنيم. همیشه با خود دعا كنيم که "پروردگارا مرا از همین حالا تا زمانی که مرگم فرا برسد راهنمایی کن."

"چیزی که دارای اهمیت است این نیست که در کجا ایستاده ایم بلکه جهتی است که می خواهیم به سمت آن حرکت کنیم." می خواهید طی 5 سال آینده به کدام سمت حرکت کنید؟ 10 سال و یا 25 سال دیگر چطور؟ قصد دارید آن افرادی را که بر روی آنها تاثیر می گذارید با خود به کدام سمت بکشانید؟

شما قادر به تغییر خود و دنیای اطرافتان می باشید به شرطی که اجازه دهید تا خداوند راهنمای شما باشد.

شما از این طریق به آرامشی که در جستجوی آن هستید می رسید و می توانید در زندگی خود تعادل برقرار کنید. هیچ کس به تنهایی کامل نیست اما هر یک از ما این فرصت را داریم تا با اتکا به خداوند زندگی خود را تکامل بخشیم.

شما در هر لحظه می توانید با اتکا به نیروی ایمان خود با خداوند ارتباط برقرار کنید. دعا کردن امر ساده ای است و تنها صحبت کردن با پروردگار می باشد. خداوند از درون قلب شما آگاه است. گفتارتان چندان مهم نیست چرا که خداوند با قلب شما عجین گشته است.

"پروردگارا می خواهم با تمام وجود خود، تو را درک کنم، من نیاز خود را به درگاه تو آورده ام تو نیز درهای خود را بر روی من باز کن و به عنوان منجی مرا یاری ده. کنترل امور زندگی خود را به دستان توانای تو می سپارم باشد که گناهان مرا ببخشایی و مرا در زندگی هدایت کنی تا کسی شوم که تو می خواهی."

آیا این دعا آرزوهای قلبی شما را در بر نمی گیرد؟ شما می توانید همین حالا دعا را شروع کنید تا نیروهای غیبی همانطور که وعده داده شده است به کمک شما آید.

اگر می خواهید خداوند به زندگی شما وارد شود باید همواره از او سپاسگذار و قدردان باشید. او هیچ گاه شما را تنها نخواهد گذاشت. اگر خدای خود را بهتر بشناسید و بفهمید که تا چه حد شما را دوست می دارد آنگاه می توانید طعم حقیقی زندگی را بچشید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 15:48

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 جك ولش 

مدیر قدرتمند جنرال الكتریك

«Jack Welch» روش نوینی در نحوه اداره شركت‌ها و كمپانی‌های بزرگ ابداع كرد كه امروزه بسیاری از مدیران بزرگ فارغ‌ از اصول فرسوده و سنتی پیشین، به راحتی كنترل امور مرزهای تجاری خود را در دست گرفته و با سرعتی باورنكردنی به سوی پیشرفت و توسعه پیش می‌روند. تكنیك‌های افسانه‌ای مدیریت «Welch» به گونه‌ای است كه هر مدیری را در هر قلمرویی به اوج می‌رساند. او خود نمونه بارز و موفق تكنیك‌های «Welch» است كه در سن 44 سالگی كنترل تمامی امور كمپانی بزرگ و نامداری چون جنرال الكتریك آمریكا را در اختیار گرفت و عنوان جوان‌ترین مدیر یكی از بزرگترین شركت‌های ایالات متحده را از آن خود نمود.

«John Frances Welch Jr.» در سال 1935 در ایالت «ماساچوست» آمریكا به دنیا آمد. در سال 1957 مدرك مهندسی شیمی خود را از دانشگاه همان ایالت دریافت كرد و پس از آن به سرعت به ادامه تحصیل مشغول شد و توانست در كوتاه‌ترین زمان ممكن دكترای این رشته را از دانشگاه «Illinois» دریافت نماید.

بلافاصله پس از فراغت از تحصیل یعنی در سال 1960، «Welch» به كمپانی «جنرال الكتریك» پیوست و مشغول به كار شد؛ اما یك سال بعد تصمیم به ترك این كمپانی گرفت. او كه از بدو ورود به این مكان با نحوه ارتقا شغلی كاركنان و برخی روش‌های مدیریتی مشكل داشت، پس از یك سال فعالیت با دریافت پیشنهاد كار در یك شركت «شیمی معدن» با جدیت تمام تصمیم به ترك جنرال الكتریك گرفت. دریافت حقوق 10500 دلار برای یك مهندس جوان و تازه‌كار اگرچه ایده‌آل به نظر می‌رسید، اما او سوای مسائل مادی به روحیات حاكم بر محیط كارش بیشتر اهمیت می‌داد. به هر ترتیبی كه بود تا یك سال توانست این شرایط را تحمل نماید اما به محض دریافت پیشنهاد جدید از شركتی دیگر، تصمیمش جدی‌تر شد.

هنگامی كه «Welch» تصمیمش را برای مسئول رده بالایش، «Reuben Gutoff» مطرح كرد، با عكس‌العمل عجیبی روبه‌روشد. او كه تا پیش از این تصور می‌كرد، «Gutoff» از شكایت‌های هرروزه «Welch» در مورد نحوه بوروكراسی دست و پاگیر كمپانی خسته شده است و با شنیدن تصمیم او بسیار خوشحال خواهد شد، به ناگاه با عكس‌العمل شدید او مبنی بر عدم اجازه به وی برای چنین كاری روبه‌رو شد.

«Gutoff» كه خود مدیری جوان و لایق در آن بخش به حساب می‌آمد، به خوبی می‌دانست كه وجود افرادی متخصص چون «Welch» برای جنرال الكتریك سرمایه‌ای بی‌كران محسوب می‌شوند و از دست دادن آن‌ها به منزله از دست دادن بخش مهمی از سرمایه شركت است. از همین‌رو «Welch» و همسر جوانش را برای گردش در خارج از شهر دعوت كرد و در یك گفتگوی چهارساعته توانست او را قانع سازد تا از تصمیمش منصرف گردد. او به «Welch» قول داد كه شرایط را به گونه‌ای مهیا سازد كه گویا او به دور از بوروكراسی ادارات و شركت‌های بزرگ تنها برای شركت‌های كوچك تحت فرمان یك كمپانی بزرگ كار می‌كنند و بدین ترتیب تمامی این رفت و آمدهای وقت‌گیر اضافی برای انتقال نظرات و تصمیمات برای او برداشته خواهد شد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 13:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 دیگه کاشکی بی کاشکی!!!

ازخیلی قبل ها، كلمه كاشكی ، تودهن همه مابوده وبازهم حتی دردوران میانسالی وپیری این كلمه كاربردش راازدست نداده است . دركودكی وقتی یك خرابكاری می كردیم ، پیش خودمون می گفتیم كه " كاشكی نفهمند "  ووقتی به مدرسه می رفتیم وكاربد می كردیم، می گفتیم كه " كاشكی اینكاررانمی كردم " ووقتی دانشگاه قبول نمی شدیم، می گفتیم كه " كاشكی بیشتردرس می خواندم " و وقتی هم كه پیرمی شویم این كاشكی تودلمان هست وحتی آنراباخودبه گورمی بریم.

ولی چرا؟

كاشكی روماآدماخلق كردیم، بهش بهادادیم، بزرگش كردیم وروزبه روزامكان بیشتری برای رشدكردن بهش می دیم!

البته جالب اینجاست كه بدونیم این كلمه درهمه زبان هاوفرهنگ وجود داره ودرمواقع زیادی ازش استفاده می شه. حتی ضرب المثل هم داره. مثلا " ماایرانی هامی گیم كه  " كاشكی روكاشتند، سبزنشد !" وفرانسوی هامی گن كه "باكاشكی می توان پاریس رادریك بطری جاداد!"وهمه اینهایعنی غیرممكن! كاریكه هیچوقت وبه هیچ صورتی انجام نمیشه.

البته همراه كاشكی ، نوعی احساس حسرت وپشیمونی هم وجود داره.كاری كه اگه انجام میشده موجب خوشحالی ومسرت بوده،امانشده.حالا كوتاهی ازكی بوده وكی مقصره ویاكی بایدیه كم بیشترفمرمی كرده وكی بایدزودتردست بكارمیشده؟!....

نه دیگه ! دنبال بهانه نگرد ومنصفانه جواب بده ویااصلا "جوابی نده! ولی پیش خودت، درتنهاییت فكركن وبعد قضاوت كن. باخودت كه دیگه رودرواسی نداری. چه فرصتهایی راازدست دادی وچه وقتهایی روكه ازدست دادی!؟

اماالان هم دیرنشده وبه قول قدیمی ها،ماهی روهروقت ازآب بگیری تازه است.برابی مبارزه بااین كاشكی هابایدچندتاكاربكنی.

اول اینكه باید بكاریش! بعد یه وقتی بذاری برای فكركردن به اینكه كی هستی وچی می خوای!؟هرقدرلازمه وقت صرف كن.ببین كه قدرت هوش واستعدادت چقدره، چی دوست داری وازعهده چه كارهایی برمی آیی وبالاخره اینكه اصلا"ازاین دنیاچه توقعی داری واززندگی چه می خواهی!همین كه شكمت سیربشه ویه سرپناهی داشته باشی برات كافیه یانه؟!

یه كاری توی این دنیاداری؟

بایدبه یه دردی بخوری!

بایدیه چیزی بشی!

بایدغمی روازدلی برداری!

بالاخره نمی شه كه همینجوری بیایی وبری.

اگه اینطورزندگی كنی،آخرش باید كوله باركاشكی روببندی! كاشكی های زیاد! خیلی زیاد! حتی شایداضافه بارهم بهت بخوره، تصورشوبكن.

امامیشه یه طوردیگه ای هم زندگی كرد. می تونی ازهمین الان روش زندگیتوعوض كنی. بایدفرصتهای ازدست رفته راجبران كنی.هیچوقت برای شروع دیرنیست.به آرزویی كه همیشه توسرت بوده فكركن.ازبچگی خودتوكجامی دیدی!؟درچه وضعیتی؟درچه شغلی؟ودرچه مقامی؟

حالاكه یادت اومد كه هدف وآرزوت چیه، بایدوارد مرحله بعدی شوی. دراین مرحله باید مقدمات لازم رابرای رسیدن به مقصد فراهم كنی. اگه كه لازمه دانشی رایادبگیری، تجربه ای رابدست آوری ویاهزینه ای بكنی، خیلی زودشروع كن . اولویت ها را بشناس وبه اونهااهمیت بده. قدم اول همیشه مشكله ولی به محض اینكه اون قدمو برداری، تومسیرمیفتی ولی نباید خسته شوی وامیدت راازدست بدهی وبی حوصله وانگیزه شوی ویابترسی!انگیزه،صبر،مقاومت،مداومت واستقامت توشه این راه هستندواین توشه دردرون ذهن وقلب وروح تووجود داره، پس نبایدتهی بشی.یعنی نمی توانی.مگه  اینكه خودت تصمیم بگیری كه دیگه ادامه ندی.ولی اگه وسط راه جابزنی،ازمرحله اولت هم عقبترمی روی.

یاس سرخوردگی مثه سم می مونه، بایددنبال پادزهرش بگردی . اگه درراه دچارمشكلی شدی،ازدیگران كمك بگیروازتجربشون استفاده كن وبالاخره توجه به توصیه همیشگی "ایمانت راازدست مده!" كن.مطمئن باش ازاون اول كه تصمیمت جدی شدواراده كردی ،نیروی بیكران هستی توراموردرحمت وعنایت خودش قرارداده.نیرویی كه شایدتومتوجه اش نبودی وخیلی كمكت كرده.خیلی جاهاكه ازخطرجستی،اوقاتی كه شرازبقل گوشت گذشته،مواقعی كه گره ازكارت بازشده و...همیشه وهمیشه مراقبت است.تومی تونی اونوكنارخودت احساس كنی.وقتیكه راهت هموارمیشه،اونه كه سنگ ازپیش پایت برمی داره.هنگامیكه ازچاله ای می پری،اونه كه هواتوداره ووقتیكه سرت گج میره،اونه كه نگهت می داره.تودراین راه پشتیبان محكمی داری وبرای همین نبایداجازه بدی كه این همه لطف وانرژی مثبت به هدربره.فقط بایددلسردنشی وبه پیشرفت فكركنی.

كاشكی هارایكی یكی پشت سربگذارواجازه نده هیچ جایی براشون بمونه. وقتیكه به مقصدبرسی،می بینی كه اون كاشكی روكه همیشه تودلت مونده بودودراول راه كاشته بودیش،دیگه سبز شده!ولی میوه اش حسرت نیست،بلكه انرژیه.انرژی مثبتی كه درطول راه مصرف كردی تابه اینجابرسی والان دوبرابراون انرژی به توبرمی گرده.انرژیی كه می تونه بوجودآورنده اهداف وانگیزه های درست بعدی باشه،امااینباربدون كاشكی!!!

فوری واردعمل شووازموفقیتت لذت ببر،ولی بهش راضی نشو،متوقف نشو،جاری شو!تنهاچیزی روكه نبایدفراموش كنی اینه كه زندگیت رامنحصرا"صرف كارت نكنی!ازكاركردن لذت ببرولی درمسیرت اززیبایی ها،عشق وخداغافل نشو. نبایدكوچكترین جایی برای كاشكی بذاری وازهمین الان كاشكی ممنوع وازفرهنگ لغاتت حذفش كن.

دیگه كاشكی بی كاشكی!

منبع: East SeveN Vision

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 11:46

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

  لیدرهای موفق چه کسانی هستند؟

- در همه حال مجموعه خود را همراهی می کنند.

- در هنگام پرسش از آنها به خوبی گوش و پاسخ قانع کننده ای می دهند.

- اگر پاسخ سئوالی را ندانند هرگز از خود جوابی سر هم نمی آورند.

- هرگز سئوالات و پیشنهادات افراد مجموعه خود و دیگران را مورد تمسخر قرار نمی دهند و از آنها با آغوش باز استقبال می کنند.

- صداقت و شرافت را پیشه کار خود می کنند.

- همواره خود را با مجموعه و در کنار مجموعه حس می کنند.

- در هنگام بودن با مجموعه همیشه با نیرو ، گشاده رو و بشاش هستند و هیچگاه عصبانیت و خستگی خود را بروز نمی دهند.

- هر گز ابراز و احساس نا امیدی نمی کند.

- همواره با انرژی اقدام به حل مسائل مربوط به مجموعه خود میکنند.

- هیچگاه عجولانه تصمیم نمیگیرند و صبور بودن را در خود تقویت میکنند.

- تمرکز خود را بر کار از دست نمی دهند و به مسائل حاشیه ای نمی پردازند.

- خود را فدای مجموعه میکنند.

- احترام قابل توجهی به مجموعه خود می گزارند.

- شنونده و سخنران قابلی هستند.

- مغرور و خودبین نمی شوند.

- هر روز نسبت به روز قبل با کفایت تر ، با انگیزه تر و آگاهتر (با اطلاعات تر) می شوند.

- مجموعه آنها با تدابیر درست و کارآمد در حال رشد است.

- و در انتها لیدر های موفق کسانی هستند که الگو و اسطوره ای بزرگ برای آیندگان می شوند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 9:33

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 فواید نوشتن اهداف

اهداف به زندگی جهت می دهند.

قابلیت زمانبندی پیدا می كند.

هزینه رسیدن به آنها را می توان تخمین زد.

موانع احتمالی را می توان حدس زد و برطرف نمود.

بهترین مسیر برای رسیدن به هدف كشف می شود.

نیرو و انگیزه درونی بسیار قوی جهت حركت به سمت هدف در انسان ایجاد می شود.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 13:8

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 توصیه های جالب:

همیشه از منفی بافان دوری کنید اگر کسی به شما گفت :

·         تو نمی توانی به اهدافت برسی با بی توجهی به او بخندید چون اوست که معنی زندگی را درک نکرده .

·         اگر کسی به شما گفت که نتورکرها فلانند به او بخندید چون هیچ درکی از این کار شیرین ندارد؟

·     اگر کسی به شما گفت این شرکت هرمی است و با . . . هیچ فرقی ندارد به او بخندید چون معنای این فعالیت درست اقتصادی را درک نکرده .

·         اگر کسی به شما گفت ....... فقط راه خود را بروید و ایمان داشته باشید که بعد از هر سختی مطمئنا مشمول رحمت الهی می شويد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 12:7

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 اینگوار كمپراد 

«اینگوار کمپراد»، بنیانگذار IKEA که به عنوان چهارمین مرد ثروتمند جهان شناخته شد، سوار بر اتومبیل قدیمی پانزده ساله می‌شود و برای سفرهای هوایی خود از صندلی‌های ارزان قیمت economy استفاده می‌کند. او نود هزار کارمند خود در سراسر جهان را به صرفه‌جویی و ساده زیستن توصیه می‌کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب» به نقل از « رویترز»، این میلیاردر اهل سوئد که 30 مارس سال جاری به سن هشتاد سالگی خود وارد می‌شود، سویس را از 30 سال گذشته محل زندگی خود انتخاب کرده است. سرمایه او بر اساس برآورد مجله معتبر «فوربز» 28 میلیلارد دلار تخمین زده شده است، که او را بعد از «بیل گیتس» مؤسس شرکت مایکروسافت، «وارن بافت» سرمایه‌گذار آمریکایی و «کارلوس اسلیم» صنعتگر مکزیکی در رتبه چهارم قرار می‌دهد.

از او پرسیده شد که آیا واقعا سوار اتومبیل قدیمی Volvo می‌شود، و او در پاسخ گفت: اتومبیل من مربوط به 15 سال پیش است و به نظر من هنوز جوان و قابل استفاده است.

از او در این مورد در شرکت او به افراد گفته می‌شود از هر دو سمت کاغذ برای نوشتن استفاده کنند پرسیدند و او در پاسخ تایید کرد: چرا که نه؟ خود من هم همین کار را می‌کنم.

در ادامه او گفت: هر چه که ما درآمد کسب می‌کنیم باید ذخیره کنیم. ما هنوز نیاز به توسعه گروه IKEA داریم. ما نیاز به سرمایه‌گذاری زیادی برای رسیدن به بازار روسیه و چین داریم.

IKEA بزرگ‌ترین فروشگاه لوازم منزل می‌باشد که دارای 202 فروشگاه بزرگ در 32 کشور جهان است. بسیاری از مبل‌های این شرکت که قابل نصب توسط خود خریدار می‌باشند، از قیمت مناسبی برخوردارند. بعضی‌ها معتقدند که کاتالوگ حجیم و پرصفحه این شرکت بعد از کتاب مقدس پرتیراژترین کتاب است.

«اینگوار کمپراد» پس از جنگ جهانی دوم در آلاچیق کوچک واقع در باغچه خانه‌اش فروشگاهی را راه‌اندازی کرد که در آن وسایلی از قبیل ساعت، مداد، خودکار و کارت تبریک می‌فروخت. او می‌گوید که در آن زمان بعد از یک سال کار موفق شدم که برای خود دوچرخه‌ای بخرم.

در سال 1950 که دولت سوئد پروژه میلیونی ساخت خانه را تصویب و شروع کرد، او با تیز هوشی از این موقعیت استفاده کرد و وارد تجارت فروش لوازم خانه شد.

در این اواخر او 500.000 فرانک سوییس به مدرسه‌ای که پسر او تحصیلاتش را در آن گذرانده است، کمک کرد.

در آخر او گفت که من از اینکه وارد سن 80 سالگی می‌شوم، هراسی ندارم و بسیار کارهای زیادی است که باید انجام دهم. اصولا من حتی فرصتی برای مردن ندارم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 9:55

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

طی مراسمی کارآفرینان برتر کشور معرفی شدند . در این مراسم، پس از تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی، آقای تیزمغز ریاست سازمان کار و آموزش فنی و حرفه ای استان تهران و رئیس جشنواره کارآفرینان برتر (امیرکبیر) استان تهران به سخنرانی پرداخت.

در ادامه مراسم سرود کارآفرینان برای حضار پخش شد و پس از آن آقای خاموشی رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و سپس دکتر جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی به سخنرانی پرداختند.

در این جشنواره جناب آقای اسفندیار ایمان زاده با رای هیات داوران، جزء کارآفرینان برتر  انتخاب و معرفی شدند .

 

لازم به ذکر است که آقای ایمان زاده مدیریت کارگاهی را به عهده دارند که بخشی از محصولات شرکت وست ویژن اینترنشنال را تولید می کند و انتخاب ایشان به عنوان کارآفرین برتر افتخاری است برای خانواده بزرگ وست ویژن .

ما نیز به سهم خود این موفقیت را به ایشان ، جناب مهندس بابایی و تمامی وست ویژنی ها تبریک گفته برای آقای ایمان زاده آرزوی سلامتی و موفقیتهای بیشتر داریم .

منبع: مركز اطلاع رسانی شركت وست ويژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 19:52

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 35 گلدکوئيستى در تهران دستگير شدند

سرويس حوادث - 35 عضو شبکه غيرقانونى گلدکوئيست عصر شنبه در خانه‌اى در منطقه گلبرگ دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار ما، ساعت 14 شنبه ماموران کلانترى 147 گلبرگ در جريان تجمع اعضاى يک گروه از شبکه‌ گلدکوئيست در خيابان مهر جنوبى گلبرگ قرار گرفتند. آنها با دستور قضايى وارد عمل شده و 35 نفر از افراد حاضر در محل را دستگير کردند. در تحقيقات مقدماتى مشخص شد، 8 نفر از دستگير شدگان از اعضاى اصلى اين شبکه هستند. همچنين در بازرسى محل تعداد جزوه آموزش شرايط عضويت و يک کيس کامپيوتر کشف شد که در بررسى کيس کامپيوتر تعدادى تصاوير غيراخلاقى در آن پيدا شد.

منبع روزنامه هدف و اقتصاد

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 17:50

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 راهکارهای اجرایی برای موفقیت در نتورک مارکتینگ

در مباحث مرتبط با مدیریت تغییر، افراد را می توان به دو دسته تقسیم كرد: آنهایی كه در برابر تغییرات مقاومت می‌كنند و آنها كه تغییرات را می‌پذیرند. تجربه ثابت كرده ‌است كه افراد موفق در دسته دوم جای دارند. آنها نه تنها تغییرات را می پذیرند، بلكه برای روبرو شدن و پاسخ دادن به تغییرات كاملاً آماده هستند. اگر شما 8 مورد كــــــاربردی كسب و كار نتورك ماركتینگ را به كار ببرید، كارهایتان را ساده‌تر، سودتان را چند برابر و احتمال موفقیت خود را افزونتر خواهید كرد. این درسها بر اساس سالها تحقیق و تجربه عملی صدها نتوركر در تمامی نقاط جهان است كه به درجات بالایی از موفقیت بی سابقه رسیده اند:

1- خودتان را بشناسید: علایق، مهارتها، تواناییها، ضعفها، قوتها و محدودیتهای خود را بشناسید. برای اینكه یك نتوركر در كسب و كار خود موفق شود، از خودگذشتگیهای بسیاری لازم است و شما باید خود را آماده كنید. باید با دیدی بیطرفانه نگاه دقیقی به تمامی نقاط قوت و ضعف خود بیندازید. تحلیل درستی از شخصیت خود داشته باشید و خود را آنگونه كه واقعا هستید بپذیرید. خیلی از افراد تنها به دلیل آنكه نمی‌توانند نقاط ضعف خود را تشخیص دهند از رفع آنها عاجزند، درحالیكه درصورت شناخت درست از خود می‌توانند نقاط ضعفشان را رفع و حتی به نقاط قوت تبدیل كنند. ضعفهای خود را لیست كنید و برای رفع آنها مطالعه و برنامه‌ریزی داشته باشید. حتی در برخی موارد می‌توانید از نظرات مشاورین مرتبط نیز بهر‌ه‌مند شوید. قوتهای خود را نیز لیست كنید و برای حفظ، تقویت و اعتلای آنها مطالعه و برنامه‌ریزی داشته‌باشید. مطالعات خود را در زمینه خودشناسی افزایش دهید، در جلسات مربوط به این زمینه حتما شركت كنید و نكاتی را كه فرا می‌گیرید در عمل پیاده كنید.

2- برنامه رو به جلو داشته باشید: از دیدگاه صاحبنظران، اصلی‌ترین دلیل 80 درصد شكستها در هر كسب و كاری، طی پنج سال نخست، معمولاً پول نیست. بلكه فقدان اطلاعات و دانش صحیح و نداشتن برنامه است. رمز موفقیت شما در این است كه بدانید چگونه می توان با اجرای یك برنامه تجاری موثر، تصمیمات صحیح گرفت. در تهیه این برنامه حتما نظرات راهبرانتان را نیز جویا شوید و از تجربیات مثبت و منفی آنها در این تجارت بهره‌ بگیرید. یكی از مزایای اصلی این تجارت همین تجربیات همكارانتان است كه بصورت رایگان و بی منت در اختیار شما قرار می‌گیرد. در تهیه برنامه خود به اصل قرار گرفتن در مرز محافظه‌كاری و رویا پردازی توجه كنید. بعبارت دیگر مراقب باشید از هیچكدام از دو لبه پشت بام پرت نشوید.

3- صنعت خود را بشناسید: شما نمی‌توانید یك پزشك، مهندس، تاجر، مدیر، آرایشگر و .... موفقی باشید بدون آنكه در زمینه تخصصی خود اطلاعات كافی داشته باشید. بنابراین اطلاعات خود را درباره این صنعت (نتورك ماركتینگ)، تجارت الكترونیك،‌ بازاریابی، مدیریت و ... همیشه افزایش دهید و خود را بروز نگه دارید. سلاح اصلی یك نتوركر در مواجهه با مخالفان و سئوالات، اطلاعات است. شما با داشتن اطلاعات كامل و بمباران اطلاعاتی این افراد،‌ آنها را عملا خلع سلاح خواهید كرد. در حال حاضر یكی از معیارهای اصلی افرادی كه تصمیم به فعالیت در این صنعت می‌گیرند و برای فعالیت با بیش از یك پیشنهاد مواجه می‌شوند، میزان اطلاعات و دانش راهبران گروهها در مورد این صنعت است. هرچه شما در مواجهه با این افراد اطلاعات بیشتری داشته باشید و آن را به رخ آنها بكشید در اثر گذاری برروی تصمیم و انتخاب آنها موفقتر خواهید بود.

4- مشتریان خود را درك كنید: افراد حاضر در لیست شما مشتریان شما در این صنعت هستند. بر مشتریان بالفعل ( زیر مجموعه‌هایتان) و بالقوه (افرادی كه در آینده وارد مجموعه شما خواهند شد) تمركز داشته باشید. به نیازها، خواسته‌ها، مسائل و مشكلات آنها توجه كنید. به آنها كمك كنید تا بر مشكلاتشان فائق شوند و در مسیر درست حركت كنند. همیشه در دسترس باشید و به آنها اطمینان دهید كه همیشه به فكر آنها هستید و واقعا هم اینگونه باشید. اوقات تنهایی خود را به اندیشیدن در خصوص آینده كاری و برنامه‌هایی كه برای افرادتان دارید صرف كنید. با دوستانتان، همكاران، خویشان و ... كه هنوز وارد مجموعه شما نشده اند ‌ارتباط مناسبی برقرار كنید. معمولا در دومین یا سومین سئوال از شما، اوضاع كاریتان را از شما خواهند پرسید. با اشتیاق و آب و تاب فراوان از موفقیتهایتان، فروش این هفته، پورسانتها، برنامه‌های تفریحی، فعالیتهای گروه و ... بگویید. در رفتار با دوستانی كه پرزنت شده‌اند ولی به شما جواب رد داده‌اند خیلی با احتیاط عمل كنید. آنها نباید برداشت كنند كه این كارشان باعث دلخوری و سرخوردگی شما از وی شده‌است، بلكه این احساس را باید منتقل كنید كه آنكه ضرر می‌كند اوست نه شما، چون به یك فرصت كاری طلایی نه گفته است.

5- روشهای رهبری سالم را به كار ببرید: نکته‌ای كه هیچ وقت نباید فراموش كنید این است كه شما مدیر سازمانتان(شبكه خود) نیستید بلكه راهبر شبكه خود می‌باشید. با فكر و اراده مجموعه خود را از بالا تا پایین اداره كنید. شما باید در تصمیمات خود، به نظرات مشتریان (افراد زیرمجموعه) اهمیت بدهید، منابع و زمان را مدیریت كنید، و بدانید كه چگونه تجارت كرده و كسب و كار را به بهترین وجه ممكن اداره كنید. از تلاشهای افراد زیر مجموعه خود قدردانی كنید، آنها باارزشترین سرمایه شما در این صنعت هستند. با مدیران سازمانتان (راهبران فعال زیر مجموعه‌تان) در تصمیم‌‌گیری‌ها مشورت كنید (مدیریت مشاركتی) و از خودرایی و استبداد مدیریتی دوری كنید. برقلبها مدیریت كنید نه بر فیزیك و اجسام. فنون نوین مدیریت و رهبری را بیاموزید و در سازمان خود پیاده كنید. كتابهای حاوی خاطرات مدیران و رهبران موفق و مشهور را مطالعه كنید و تجربیات آنها را شبیه‌سازی نموده و به طرز صحیحی در شبكه خود پیاده كنید.

6- تصویر و ذهنیت ممتاز خود را توسعه دهید: تصویر و ذهنیتی كه شما ایجاد می كنید بسیار مهم است و تمامی حوزه كسب و كارتان را به هم متصل می‌كند. درست یا غلط، تصویری كه شما از خود در ذهن افراد دیگر ساخته‌اید ممكن است باعث بهبود یا تضعیف موقعیت شما در این تجارت شود. تمام تلاش شما در این كسب و كار باید بر این امر استوار باشد كه در نگاه افراد زیر مجموعه‌تان به عنوان یك راهبر قابل اتكا، قدرتمند، با دانش،‌ با احساس مسئولیت قوی، انعطاف پذیر، خوش برخورد، با پرستیژ و ... و از دیدگاه سایر افراد لیستتان كه هنوز وارد نشده‌اند، به عنوان یك فرد موفق در زندگی و شغل، مسلط بر زندگی و كسب و كار، دارای آرامش و خونسردی، متحول شده پس از ورود به این كسب و كار، با اخلاق،‌ یك مدیر توانمند و ... جلوه‌گر باشید. فراموش نكنید كه شما استاندارد و الگوی شبكه خود هستید و مسئولیت سنگینی از این بابت متوجه شما می‌باشد. كوچكترین حركت اشتباهی از جانب شما می‌تواند خسارات جبران ناپذیری به مجموعه شما وارد كند. هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی دروغ نگویید و با دیگران صادق باشید. به دوستانتان بفهمانید كه انجام این كار چه تحول عظیمی در شخصیت، زندگی و آینده شما ایجاد كرده است. این كار را به هر طریق ممكن به انجام برسانید. تاثیر فوق‌العاده‌ای بر افرادی دارد كه منتظر دیدن تغییر در شما هستند تا به دعوت شما برای ورود به این تجارت پاسخ مثبت دهند. آنها صرفا به دنبال تغییرات مادی نیستند. روی آنها مطالعه داشته باشید و بدانید كه به چه چیزی علاقمند هستند و متناسب با هركس، تغییرات مورد پسند وی را كه در شما بوجود آمده در معرض دید وی قرار دهید. مثلا اگر شخصی قدرت بیان خوبی ندارد و در صورتی كه موقعیت مناسبی برای تقویت قدرت بیان خود پیدا كند از آن فرصت استفاده می‌كند و انگیزه مالی چندان قوی هم ندارد، شما باید به جای به رخ كشیدن پورسانتهایتان، وی را به جلسات گروهتان دعوت كنید تا تغییراتی كه از جنبه تقویت قدرت بیان در شما بوجود آمده را ببیند. به وی بگویید كه هیچ كاری را نمی‌توانی پیدا كنی كه همه این مزیتها را باهم یكجا داشته باشد. یعنی هم كار باشد و درآمد ایجاد كند، هم فرد به شناخت كاملی از خود برسد. عادتهای كاری و شخصیتی غلط خود را ترك نماید و به جای آن به روش نوین و جهانی فعالیت كند. بتواند در یك جمع چند صد نفره به خوبی صحبت كند، اعتماد به نفس خود را افزایش دهد و ....

7- از حرفه ای‌ها (ليدرها)  درس بگیرید: در جلسات راهبران گروهتان حضور مستمر و اثربخش داشته‌باشید و از تجربیات همكارانتان استفاده كنید. در مواردی كه پیش بینی می‌كنید تصمیمتان بر آینده سازمان شما اثر خواهد گذاشت، قبل از آن با راهبرانتان مشورت كنید و نظرات و تجربیات آنها را جویا شوید. به وبلاگها و سایتهای مرتبط با این تجارت سر بزنید و مطالب جدید آنها را دسته بندی كرده، مطالعه نموده و برای زیر مجموعه‌های خود نیز ارسال كنید. از هر فرصتی برای گفتگو و كسب تجربه از راهبران گروهتان در جلسات، برنامه‌های تفریحی و ... استفاده كنید. مسائل و مشكلاتی كه در مجموعه خود با آنها دست به گریبان هستید را در جلسات راهبران مطرح نموده و از همكارانتان درخواست همفكری نمایید. در صورتی كه بصورت پاره وقت به این كار می‌پردازید، این نكته را همیشه به خاطر داشته باشید كه شما به علت محدودیت وقتی، حق اشتباه كردن را در این كار ندارید، چونكه برای برگشت و تصحیح اشتباهتان با كمبود وقت مواجه هستید، بنابراین به جای خلاقیت باید منطقی باشید و در این كار از تجربیات راهبرانتان استفاده كنید تا به مشكل برنخورید.

8- در هنگام نیاز كمك بخواهید: هیچگاه خود را فارغ از كسب نظر و همفكری راهبرانتان ندانید. مطمئن باشید كه تمام مسائلی كه در حال حاضر شما با آنها دست به گریبان هستید، یك زمانی مسائل و مشكلات راهبران شما نیز بوده‌است. در این مواقع حتما از آنها بپرسید كه در چنین موقعیتی آنها چه تصمیمی گرفتند و چه كرده‌اند. به راهبر خود اعتماد و اعتقاد داشته باشید و مسائل و مشكلات كاری و حتی شخصی خود را با وی در میان بگذارید. مطمئن باشید كه راهبر شما پس از مطرح شدن مسئله،‌ تا زمانی كه یك راهكار مناسب در اختیار شما قرار ندهد، آسوده نخواهد خوابید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 13:48

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

می خواهید زندگیتان چگونه باشد؟ می خواهید چه آینده ای برایتان رقم بخورد؟ می خواهید مقصدتان کجا باشد؟ میخواهید فرد موفقی باشید؟

در راه رسیدن به موفقیت سختیهای و مشكلات زیادی وجود دارد و كسی موفق میشود كه با این سختیها و مشكلات دست پنجه نرم كند.

برای رسیدن به موفقیت باید جنگید باید فداكاری كرد باید از جان و مال خود ایثار كرد.

شما برای رسیدن به موفقیت چه كارهایی میكنید؟

برای رسیدن به موفقیت چهار عنصر لازم است:

1- مشخص بودن سر آغاز مسیر (بدانیم چه می خواهیم)

آری باید بدانیم چه میخواهیم و برای رسیدن به آن باید از كجا شروع كنیم. هر مسیری نیاز به نقطه شروع دارد. باید در انتخاب نقطه شروع دقت كنیم چون راه رفته برگشتن مشكل است.

2- عمل (حرکت، دست به کار شوید)

برای رسیدن به موفقیت باید به خود تكانی بدهیم و قدمهای خود را محكم و استوار برداریم.

3- مبارزه با عکس العمل های منفی

برای رسیدن به موفقیت باید جنگید. باید در مقابل سختیها ایستاد. از ناملایمات نباید ترسید بلكه باید در مقابل ناملایمات ازجان گذشتگی كرد. نبايد از يادمان برود كه هيچ كاري بدون دردسر نميباشد.

4-نتیجه (نتایج کارهای خود را زیر نظر بگیرید)

چیزی كه باعث میشود برای رسیدن به موفقیت تشویق شویم نتیجه كار است پس باید نتایج كار خود را زیر نظر داشته باشیم. و تلاش خود را برای بهتر شدن نتیجه كارهایمان بیشتر كنیم.

 

باید یادمان نرود كه هیچ ثروتی یك شبه حاصل نمی شود و بدون تلاش و پشتكار هیچ مزدی بدست نمیآید و موفقیت از آن كسانی هست كه برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی روگردان نمیشوند.

پس از همین حالا با یك تصمیم قاطع و تمركز روی یك هدف آینده ای روشن برای خود رقم بزنید.

نظم درکارها پاداش را چندین برابر میکند همانی را که خود کاشته اید دستگیرِتان میشود پس من امروز نتیجه آنچه که قبلا کاشته ام هستم فکرش را که میکنم به خودم میگویم که کاشکی بهتر عمل میکردم شما چطور؟ اگر که شادی و برکت بیشتری در زندگی روزمره خود خواهانید، باید که کشاورز بهتری بشوید چندان نباید سخت باشد پس تردید را كنار بگذارید و قدم اول برای رسیدن به آینده ای روشن را بردارید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 10:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 یوری گاگارین

چهل و پنج سال پیش در 12 آوریل 1961، زمانی كه غرش مهیب موتورهای قدرتمند راكت حامل " وستك 1" سرتاسر پایگاه فضایی بایكنور را در می‌نوردید، عصر جدیدی در تاریخ بشر آغاز شد كه زندگی و فهم بشر از دنیای اطراف را اساساً تغییر داد. در اوج رقابتهای فضایی دو ابر قدرت زمان، ‌اتحاد جماهیر شوروی که پیش از آن نیز تمامی رکوردهای اولیه تسخیر فضا را به خود اختصاص داده بود، بار دیگر گامی بلند برداشت تا نه تنها مردم شوروی را در این رقابت جهانی سرافراز كند بلکه جهان را وارد عصری تازه نماید، عصری که انسان توانست قدم از کره خاکی خود بیرون گذارد و برای اولین بار به فراسوی جو زمین سفر کند.

یوری گاگارین، سرنشین خوشبخت این فضاپیمای تاریخی اولین بشری بود كه به فضا سفر كرد. مدار گرد حامل اولین و معروفترین فضانورد جهان پس از آنكه ۱۰۸ دقیقه با سرعت ۲۷۴۰۰ کیلومتر در ساعت یكبار زمین را دور زد به سلامت به زمین بازگشت و افتخاری بی‌نظیر را برای خود و كشورش به ارمغان آورد.

مداری كه یوری گاگارین پیمود، مداری بیضی شكل بود كه حداقل ارتفاع آن 169 كیلومتر و حداكثر ارتفاع آن 315 كیلومتر بود. صفحه این مدار با صفحه استوا زاویه‌ای 65 درجه‌ای می‌ساخت تا فرود یوری گاگارین در خاك شوروی تضمین شود.

در نهم مارس 1934، یك زوج كشاورز روسی كه در منطقه كلوشینو واقع در حوالی مسكو روی یك زمین مشترك، كشاورزی می‌كردند، صاحب پسر بچه‌ای شدند كه او را یوری نامیدند. یوری الكسویچ گاگارین سومین فرزند این خانواده بود كه بعدها فرزند چهارمی نیز به آنها اضافه شد. مادر وی علاقه عجیبی به مطالعه داشت و پدرش نجار ماهری بود. از آنجاییكه پدر و مادر یوری به شدت كار می‌كردند تا معاش خانواده را تأمین نمایند، خواهر بزرگتر یوری از وی مراقبت می‌كرد. در خلال جنگ جهانی دوم، خانواده گاگارین نیز مانند بیشتر خانواده‌های روسی درد و رنج بسیاری را تحمل كردند. دو خواهر و برادر بزرگتر وی در سال 1943 به آلمان برده شدند و تنها پس از جنگ دوباره به وطن بازگشتند.

 معلم یوری خوب به خاطر داشت كه وی دانش‌آموز باهوش و سخت‌كوشی بود و البته بسیار شیطنت می‌كرد. زمانی كه معلم ریاضی یوری به نیروی هوایی ارتش سرخ پیوست، آرزویی عمیق در قلب این جوان ماجراجو ریشه دواند. یوری كه مجبور بود زود به كار مشغول شود، كارگاه آهنگری را برگزید و اندكی بعد او را برای ادامه تحصیل در مدرسه عالی تكنولوژی انتخاب شد. در همان زمان یوری به عضویت كلوپ هوایی درآمد و پرواز با هواپیمای سبك را آموخت. این تفریح جدید كه قسمت اعظم وقت یوری را اشغال كرده بود، دریچه جدیدی در زندگی وی گشود.

 یوری كه سخت تلاش می‌كرد سرانجام در سال 1955 هر دو رشته را با موفقیت به پایان رساند. علاقه شدید وی به خلبانی باعث شد كه پس از پایان تحصیلات وارد مدرسه آموزش خلبانی اُرنبرگ شود و در همانجا بود كه با والنتینا گوریچوا، دختر جوانی كه در 1957 با هم ازدواج كردند، آشنا شد. زمانی كه یوری و والنتینا با هم ازدواج می‌كردند، یوری نشان (Wing) پرواز با میگ 15 را دریافت كرده بود. یوری زمانی كه مرد بزرگی شده بود، یك خصوصیت ویژه داشت. یوری بسیار كوتاه قد بود، او فقط 157 سانتی‌متر قد داشت. در سال 1960 جستجوی وسیعی برای انتخاب 20 كاندید جهت حضور در برنامه فضایی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. یوری یكی از آن 20 منتخب خوش‌شانسی بود كه تمرینات شدید، وسیع و جدیدی را پشت سر گذاشت. در نهایت پس از آزمایشات فراوان پزشكی و فیزیولوژیكی و انجام تمرینات سخت یادگیری بودن در فضا، دو فضانورد باقی مانده بودند: یوری گاگارین و گرمان تیتوف.

حدس زده می‌شود دلایل انتخاب یوری گاگارین به عنوان اولین فضانورد اتحاد جماهیر شوروی و همچنین دنیا، علاوه بر مسائل بدنی، آموزشی و تواناییهای وی برای بودن در فضا به اخلاق و روحیات او نیز وابسته بوده باشد. یوری مرد بسیار متواضع و خوش‌مشربی بود كه علی‌رغم قد كوتاهش در جلسات و میهمانیها به چشم می‌آمد. در نقطه مقابل وی، گرمان تیتوف بسیار گوشه‌گیر و ساكت بود.

سرانجام در 12 آوریل 1961، یوری گاگارین سوار بر موشك فضاپیمای وستوك1 اولین انسانی شد كه مرز فضا را گشود و قدم به دنیایی اسرارآمیز نهاد. یوری بسیار مشهور شده بود و یك شبه ره صد ساله پیمود. او به ناگهان از ستوانی ساده به درجه سرهنگی ارتقائ پیدا كرد و با سران حزب كمونیست نشست و برخاست می‌نمود.

اولیای امر زمانی كه یوری در مدار زمین بود، امید كمی به بازگشت وی داشتند و فرض بر این بود كه یوری در هنگام بازگشت به زمین خواهد مرد. یوری گاگارین پس از این سفر تاریخی به چهره سرشناس جهان تبدیل شد و اتحاد جماهیر شوروی از این چهره استفاده‌های سیاسی بسیاری كرد.

یوری گاگارین سرانجام در ۲۷ مارس ۱۹۶۸، در جریان یک پرواز تمرینی با هواپیمای میگ كه بسیار مورد علاقه وی بود، کشته شد و فرصت آن را نیافت تا برای بار دوم زمین را از مدار و از فراسوی جو آن ببیند. اگرچه همواره نام یوری گاگارین به عنوان نخستین فضانورد جهان یاد می‌شود اما عقیده كارشناسان بر این است كه اتحاد جماهیر شوروی قبل از یوری دو فضانورد دیگر را نیز به فضا اعزام كرده بود كه متأسفانه هر دو بنا به دلایلی مرده‌اند. حدس زده می‌شود یكی از این دو نفر ولادمیر ایلیوشین پسر طراح معروف هواپیماهای ایلیوشین بوده است كه در اثر تزریق اشتباه به مداری نادرست، هنگام بازگشت در چین به زمین برخورد كرد.

۲۰ سال بعد از پرواز گاگارین به فضا و در همان روز نخستین شاتل فضایی به مدار زمین رفت تا یک بار دیگر جهشی عظیم در پروازهای سرنشین دار فضایی به وجود آید. شاتل فضایی كه فضاپیمایی با قابلیت چندین بار پرواز را داراست اكنون یكی از اصلی‌ترین فضاپیماهای ایالات متحده آمریكا محسوب می‌شود.تقارن این ۲ رویداد مهم فضایی در 12 آوریل باعث شده است تا در سراسر جهان به یاد‌بود این دو پرواز تاریخی مراسمی با عنوان "شب یوری" برگزار شود.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 10:46

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 پیشاپیش میلاد با سعادت علی ابن موسی الرضا را بر تمامی شیعیان تبریک میگوییم

خلاصه زندگینامه امام رضا (ع)

نام: على بن موسی .

كنیه: ابوالحسن (چون كنیه امام موسى كاظم (ع) نیز ابوالحسن است، به امام رضا(ع) ابوالحسن ثانى نیز گفته مى‏شود).

القاب: رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل و صدیق.

از میان لقب‏هاى فوق، «رضا» شهرت بیشترى دارد. علت این كه آن حضرت را «رضا» نامیده‏اند، این است كه پسندیده خدا در آسمان و مورد خشنودى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) در زمین بوده و دوستان و دشمنان به اتفاق از وى خشنود و راضى بودند.

منصب: معصوم دهم و امام هشتم شیعیان.

همچنین به مدت سه سال ولیعهد مأمون عباسى بود.

تاریخ تولد: یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى.

برخى مورخان تاریخ تولد آن حضرت را سال 151 هجرى و برخى دیگر سال 153 هجرى، پنج سال پس از وفات امام جعفر صادق(ع) دانسته‏اند.

محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على‏بن ابى‏طالب(ع).

نام مادر: نجمه. نام‏هاى دیگرى نیز براى او نقل شده است؛ مانند: تكتم، اروى، سكن، ام البنین، شقرا، خیزران، سمانه، صقر و طاهره.

این بانوى فاضله كه با تربیت حمیده -مادر امام موسى كاظم(ع)- به كمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست یافته بود، بهترین زنان عصر خویش در تعقل، دیندارى و حیا بود.

مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام موسى كاظم (ع)، در رجب سال 183، تا سال 203 هجرى، به مدت بیست سال. آن حضرت در سن 35 سالگى به امامت رسید.

تاریخ و سبب شهادت: آخر ماه صفر سال 203 هجرى به وسیله زهرى كه مأمون عباسى در خراسان به آن‏حضرت خورانید. حضرت رضا (ع) در هنگام شهادتش، 55 ساله بود. برخى سال شهادت آن حضرت رإ؛ ح‏ح سال 205 و برخى 201 هجرى دانسته‏اند.

محل دفن: مشهد مقدس (در استان خراسان، در كشور ایران).

همسران: 1. سبیكه یا خیزران، مادر امام محمد تقى (ع). 2. ام حبیبه (دختر مأمون). و چند ام ولد.

فرزندان: 1. امام محمد تقى (ع) كه پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسید.

علماى شیعه ایشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته‏اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان دیگرى نیز براى آن حضرت ذكر شده است كه عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهیم. 5. حسن. 6. عایشه. 7. فاطمه. 

زمامداران معاصر:

1. منصور عباسى (158-136 ق.).

2. مهدى عباسى (169-158 ق.).

3. هادى عباسى (170-169 ق.).

4. هارون الرشید (193-170 ق.).

5. محمد امین (198-193 ق.).

6. مأمون عباسى (218-196 ق.).

پس از نبرد میان امین و مأمون، فرزندان هارون الرشید، براى به دست آوردن منصب خلافت و پیروزى نهایىِ مأمون بر امین، در سال 201 هجرى امام رضا (ع) به اجبار و اكراه مأمون به ولایت‏عهدى وى برگزیده شد. مأمون با این كه در ظاهر براى امام رضا (ع) احترام ویژه‏اى قائل بود و ایشان را بر همگان، از جمله علویان و عباسیان، مقدم مى‏داشت، اما در ضمیر خود، به مقام علمى و اجتماعى آن حضرت حسد مى‏برد و كینه ایشان را در دل داشت. سرانجام نیز با توطئه‏اى پنهان، آن حضرت را به شهادت رساند.

رویدادهاى مهم :

1. زندانى و مسموم شدن امام‏كاظم(ع)، پدر امام‏رضا(ع)، به‏دستور هارون‏الرشید.

2. جنگ خونین میان مأمون و امین، فرزندان هارون الرشید، و نذر مأمون مبنى بر واگذارىِ أمر خلافت به افضل آل ابى‏طالب (ع) در صورت پیروزى بر امین.

3. پیروزىِ مأمون بر امین و گسترش سیطره مأمون بر آفاق اسلامى و قصد ظاهرى او بر وفاى به نذر.

4. درخواست مأمون از امام رضا(ع) براى رفتن از مدینه به خراسان، درسال 200 هجرى.

5. حركت امام رضا (ع) از مدینه و گذشتن از شهرهاى بصره، بغداد، قم و نیشابور و رسیدن به مرو (مقر حكومت مأمون).

6. استقبال بى‏نظیر مسلمانان شهرهاى بین راه (مانند قم و نیشابور) از امام‏رضا(ع) و ظهور كرامات و معجزات فراوان از آن حضرت.

7. استقبال مأمون از امام رضا (ع) و مراعات احترام آن حضرت و مقدم داشتن ایشان بر علویان و عباسیان.

8. وادار كردن امام رضا (ع)، توسط مأمون براى پذیرش ولایت‏عهدى.

9. پذیرفتن امام رضا (ع)، ولایت‏عهدىِ مأمون را مشروط بر عدم دخالت در امور كشوردارى، در سال 201 هجرى.

10. ضرب سكه به‏نام امام‏رضا(ع) و خواندن خطبه به‏نام آن‏حضرت، در منابر و محافل، و بزرگ آوازه نمودن مقام ایشان در شهرهاى مختلف اسلامى به‏دستور مأمون.

11. تزویج ام حبیبه، دختر مأمون به امام رضا (ع) و نامزدىِ ام الفضل براى امام‏محمد تقى (ع)، توسط مأمون عباسى.

12. دستور مأمون به مردم مبنى بر كنار گذاشتن بدعت عباسیان در پوشیدن لباس سیاه و تغییر آن به جامه سبز.

13. تشكیل جلسه‏هاى مناظره امام رضا (ع) با رؤساى مذاهب وادیان (مسیحیت، یهودیت، صابئین، زرتشتى و...) درباره مسائل كلامى، به دستور مأمون.

14. انتقال مقر خلافت و تشكیلات حكومتىِ مأمون از مرو به بغداد به خواست امام رضا (ع).

15. خروج امام رضا (ع) به همراه مأمون، فضل بن سهل و تمامىِ دست اندر كاران حكومتى از مرو.

16. سوءقصد به فضل بن سهل و كشته شدن او در حمام سرخس، به توطئه مأمون، در سال 203 هجرى.

17. نصیحت امام رضا (ع) به مأمون در مراعات شؤونات دینى و مردمى.

18. حسد وكینه تدریجىِ مأمون به امام رضا (ع) و پنهان نگه داشتن آن.

19. مسمومیت و شهادت امام رضا (ع) به دستور پنهانىِ مأمون، در روز آخر صفر سال 203 هجرى.

20. سوگوارى و غمگین شدن ظاهرىِ مأمون در شهادت امام رضا (ع) و به خاك‏سپارى آن حضرت در كنار قبر هارون الرشید، در قریه سناباد، از دهستان نوقان (مشهد كنونى). 

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 9:17

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 کارفرمای مسلم و قطعی

"در هر جایی که هستید و با هر گونه امکاناتی که در اختیار دارید کاری را که می توانید انجام دهید"

توانایی رهبری و مدیریت تنها به این معنا نیست که عنوان مدیریت، سرپرست و یا مدیر گروه را یدك بکشید. شغل شما باید همواره مراحل رشد و پیشرفت مداوم را برایتان فراهم آورد. در مورد ندانسته های خود سوال بپرسید، تمام گزینه ها را در نظر بگیرید و کلیه منابع موجود را چندین مرتبه ارزیابی کنید، به طور مداوم از توانایی های خود کمک بگیرید، همواره استعدادهای خود را افزایش دهید و به نداهای درونی تان گوش فرا دهید.

اگر می خواهید شما  را به عنوان فردی بشناسند که دارای خصوصیات غریزی مدیریتی است یاید یک شخصیت شکوهمند را در خود پرورش دهید و خود را به صلاح استعدادهای ویژه تجهیز کنید تا بتوانید بر روی افراد مختلف تاثیر بگذارید و در مقابل شما فرمانبردار باشند. ما شما را با دید، اطمینان، مهارت و توانایی، ترغیب و تشویق، مسولیت پذیری و راستی و درستی آشنا ميكنيم بقیه امور به عهده خودتان است.

 

 6 نكته پیرامون مهارتهای مدیریتی

آیا شما در زندگی شغلی خود برای امر مدیریت ارزش قائل هسـتید؟ شــاید برای انجام شغلهای مختلف توانایی های فنی و اطلاعات حرفه ای لازم باشد، اما مهارتـهـای رهـبری و مدیریت نیز جزء پیش نیازهای رسیدن به موفقیت بشمار مـی روند. اگر می خواهید مدیر موفقی باشید باید توانایی های رهبری خود را افزایش دهید.

در این قسمت 6 مهارت ضروری برای مدیران موفق را برای شما بیان می کنیم:

 1- دید

ذهن خود را بر روی تصویرهای بزرگتر متمرکز کنید

باید مطمئن شوید که گروه شما از بالاترین بهره وری برخوردار است. اهداف خود را بر اساس استراتژی های بلند مدت پایه ریزی کنید و آنها را با مقامات ارشد و سایر پرسنل در میان بگذارید. اهداف فردی و گروهی تعیین کنید (البته سعی کنید که تمام آنها واقع بینانه باشند.) تمام خواست ها و آرزوهای خود را در یک سیطره بزرگتر قرار دهید و با یک دید وسیع تر به آنها نگاه کنید.

بلند پرواز باشید

بلند پرواز بودن به معنای جاه طلبی و تجاوز به حقوق دیگران نیست. شما باید از حس بلند پروازی خود زیرکانه استفاده کنید. برای بالا رفتن از نردبان ترقی نباید پای خود را بر سر افراد دیگر بگذارید. بدانید که از شغل خود چه می خواهید و حرکت شما به کدام جهت است. توانایی های بالقوه خود را همواره در جلوی چشمتان قرار دهید. اگر به موقعیت فعلی خود قانع باشید هیچ گاه ترفیع رتبه از آن شما نخواهد شد.

 2- اطمینان

باید خود را به خوبی بشناسید

نقاط قوت و ضعف خود را پیدا کنید و بر روی ضعف هایتان بیشتر کار کنید. از سوال پرسیدن و یا گذراندن دوره های کمک آموزشی ترسی به دل راه ندهید. لازم نیست که همیشه همه چیز را بدانید و بهترین باشید. اگر به جزئیات کار اجحاف کامل ندارید کسانی را به تیم خود دعوت کنید که توانایی آنها در انجام موارد مورد نظر از شما بالاتر باشد. اطراف خود را با افرا کارآمد پر کنید نه با "بله قربان گو" هایی که تنها حرف هایی می زنند که با مزاج شما سازگاری داشته باشد.

مصمم باشید

برای وقایع غیر منظره برنامه ریزی کنید تا اتفاقی روی ندهد که شما در مقابل آن خلع سلاح شوید. اگر تمام اتفاقاتی که ممکن است در طول انجام یک پروژه روی دهد را پیش بینی کنید، آنگاه می توانید با داشتن آگاهی کامل تصمیمات مناسب اتخاذ کنید و کار درست را انجام دهید.

کنترل استرس

چنان که از گذشته مرسوم بوده: " هیچ گاه به دیگران اجازه ندهید که متوجه عرق کردن شما بشوند" اگر به خود مطمئن باشید این حس به دیگران نیز القا می شود و آنها هم نسبت به شما اعتماد پیدا می کنند.

انتقاد پذیر باشید

شما می توانید اعتماد به نفس خود را از طریق پذیرفتن نظرهای منفی دیگران در مورد خود اثبات کنید. زمانی که مورد انتقاد دیگران قرار می گیرید به لاک دفاعی فرو نروید و خود را فردی متکبر و سلطه جو نشان ندهید. در هر انتقاد به دنبال نکته های سودمند و سازنده بگردید و از فرد منتقد تشکر کنید. با این کار حرفه ای بودن و تکامل خود را آشکار می سازید.

 3- مهارت های سایرین

"پیش از اینکه به کمک زير مجموعه هايتان نیازمند شوید، باید اعتماد آنها را نسبت به خود جلب کنید"

گوش فرا دهید

به نظرات دیگران توجه کنید و نسبت به پذیرش عقاید مختلف از خود علاقه نشان دهید. از سیاست ها و مشکلاتی که باعث پسرفت تیمی می شوند و اجازه نمی دهند که افراد گروه کار خود را با کیفیت، دقت و علاقه انجام دهند به شدت پرهیز کنید. به گفته های سایرین با دقت گوش کنید که هم بتوانید کیفیت زندگی شغلی خود را بهتر درک کنید و هم بین کلیه امور تعادل برقرار کنید. در چنین حالتی می توانید کارمندان را به سمت مسیر مناسب هدایت کنید.

انعطاف پذیر باشید

یک رهبر قدرتمند لازم نیست که همیشه درست عمل کند. شما باید نسبت به عقاید مخالف، سایر نظرات و ابتکارات نوین از خود روی باز نشان دهید. کلیه پرسنل باید برای پیشنهاد دادن از آزادی عمل برخوردار باشند و بتوانند آزادانه در توسعه و تکمیل طرح های پیشنهادی خود گام بردارند. در چنین شرایطی آنها همواره به دنبال فرصت های تازه ای هستند تا بتوانند وضعیت فعلی شرکت را ارتقا بخشند.

حمایت کنید

در کارها همدلی و شکیبایی خود را آشکار سازید و افرادی را که در انجام وظایف از خود علاقه نشان نمی دهند از امتیازات ویژه محروم سازید. با هم تيميهايتان با نزاکت برخورد کنید و به آنها احترام بگذارید و نشان دهید که به کارهای فردی شان علاقمند هستید. همیشه به خاطر داشته باشید که چگونگی برخورد شما با افراد دیگر نشان دهنده توانایی های مدیریتی شما است.

4- افزایش انگیزه

اطرافیانتان را تشویق کنید

یک رهبر قدرتمند توانایی تاثیر گذاری در دیگران را دارد. دیگران را تشویق کنید و به آنها انرژی و قوت قلب دهید تا بتوانید از ابتکارات و نوآوری هایشان استفاده کنید.

موفقیت ها را جشن بگیرید

همیشه برای تشکر و قدردانی پیش قدم باشید، مثلا بر روی یک صفحه کاغذ مناسب یک یادداشت بنویسید و از این طریق از افراد سپاسگذاری کنید. هیچ گاه در جمع از زير مجموعه خود انتقاد نکنید. اگر لازم بود چنین کاری را انجام دهید باید آرامش خود را حفظ کنید وبا او شخصا به صحبت بنشینید. در زمان اخراج کردن هم بهتر است اشاره ای به نقاط مثبت افراد اخراجی داشته باشید. اگر با وجود تلاش های بسیار زیاد، وقت گذاشتن های طولانی مدت و به کارگیری عقاید ابتکاری پروژه شما به موفقیت نرسید، تمام افراد گروه را گرد هم آورید و با هم در مورد راهکارهای رسیدن به موفقیت به مشورت بنشینید و بعد هم تمام تجربه های خود را با یکدیگر در میان بگذارید.

از پرسنل خود پشتیبانی کنید

رهبری به این معنا نیست که همه باید به دنبال شما باشند بلکه باید به آنها بگویید که شما در پشت آنها هستید. به نیاز های زير مجموعه خود توجه کنید حال چه این نیازها دوره های کمک آموزشی باشند چه ارتقا دستگاهها و به کارگیری تکنولوژی جدید و ... خود را برای آنها  به آب و آتش بزنید. شاید همیشه کارها بر وفق مراد پیش نروند اما حداقل این است که آنها می دانند شما همواره حامی و پشتیبان آنها هستید.

کمک کنید

هر زمان که وقت داشتید حتی برای مدت کوتاهی هم که شده سری به بخش های مختلف شرکت بزنید و به کارکنانتان نشان دهید که متوجه تلاش آنها هستید هر چند خود تجربه ای در انجام وظایف آنها ندارید. البته یک مدیر زمانی می تواند به موفقیت دست پیدا کند که همواره دانش خود را به روز کند و اطلاعات کافی در زمینه های مختلف داشته باشد تا بتواند انتظارات خود را به وضوح برای پرسنلش شرح دهد.

5- مسئولیت

"بهای رسیدن به بزرگی مسئولیت پذیری است"

سرزنش های وارده را بپذیرید

اگر اطلاعات غلط مورد استفاده قرار بگیرد، بالطبع کسب درآمد نیز برای مدتی مختل خواهد شد. مسئولیت اشتباهاتی را که مرتکب آن می شوید به عهده بگیرید به خاطر آن عذزخواهی کنید و اقدامات لازم در رفع مشکل به جود آمده را انجام دهید. اینکه اشتباه از جانب چه کسی سر زده مهم نیست بلکه امری که حائز اهمیت است قبول مسئولیت و تلاش برای حل مشکلات است.

مشکلات را حل کنید

به عنوان یک رهبر شما باید گاهی تصمیمات دشوار و نا خوشایندی را اتخاذ کنید. شما باید کشمکش های موجود را متوقف کنید و به افراد کمک کنید تا تغییر و تحول ها را آسان تر قبول کنند. رمز موفقیت شما برقراری ارتباط  است. اگر کارمندان متوجه شوند که شما تا چه حد به شغل خود اهمیت می دهید و برای آن تلاش می کنید، آنها نیز روش های ابتکاری خود را ارائه می دهند و برای رسیدن به موفقیت تمام توان خود را به کار می گیرند.

الگو باشید

همیشه دیگران را متوجه توانایی های خود را در کار کردن کنید. بیطرف باشید و با تمام مسائل عادلانه برخورد کنید و از پارتی بازی هم به شدت پرهیز کنید. به نظرهای مخالف گوش دهید و در هر شرایطی رفتار مناسب از خود نشان دهید و امواج مثبت از خود ساطع کنید.

6- درستی

"توانایی یک مدیر در استانداردها و معیارهایی منعکس می شود که برای خود پی ریزی می کند"

درستکار باشید

در زمان مواجهه با مواردی که ارزشهای اخلاقی شما را زیر پا می گذارند از خود عکس العمل نشان دهید. اگر از شما درخواست شد که یک کار غیر اخلاقی و یا غیر قانونی انجام دهید به راحتی از انجام آن سرباز زنید. برای حفظ حقوق خود، زيرمجموعه و افرادی که با آنها کار می کنید تلاش کنید.

صادق باشید

در زمان صحبت کردن باید برای گفته های خود اهمیت قائل شوید. اگر نمی توانید قول انجام کاری را بدهید خوب لازم نیست این کار را بکنید. اگر خطایی از شما سر زد، آنرا قبول کنید و به خاطر انجام آن پوزش بطلبید. این روزها که تنها صحبت از "راندمان بالا" و "محدودکردن ضرر و زیان" است فقط با اتکا به صداقت و درستی است که می توانید بر روی مقامات ارشد، مراجعین و زيرمجموعه خود تاثیر گذار واقع شوید.

از شایعات دوری کنید

در مورد افراد دیگر غیبت نکنید و داستان های ناخوشایند را از روی بدخواهی منتشر نکنید. شما باید خیلی قدرتمند باشید که بتوانید چنین جمله ای را بر زبان بیاورید: "من دوست ندارم در مورد کسی که در حال حاضر اینجا حضور ندارد صحبت کنم." این امر نشان دهنده صداقت و درستکاری شماست.

به دیگران احترام بگذارید و متقابلا به آنها اجازه ندهید که در مورد شما به غیبت بنشینند.

تمام تلاش خود را به کار گیرید

در تمام شرایط اعتماد به نفس خود را حفظ کنید، به دیگران احترام بگذارید و استوار و ثابت قدم باشید. در راه انجام یک پروژه از تمام مهارت ها و توانایی های خود استفاده کنید. اگر نسبت به تعهدات خود وفادار باشید دیگران به شما احترام ميگذارند و مورد قدردانی آنها قرار خواهید گرفت. 

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 21:57

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 لاكشمی میتال( LAKSHMI MITTAL ) 

لاكشمی میتال ، هندی الا صل  است و 55 سال سن دارد. او صاحب شركت فولاد میتال است. شركتی كه در بیش از 14 كشور جهان  به تولید فولاد می پردازد و بیش از 164 هزار نفر پرسنل دارد. لاكشمی ، با خرید كارخانه فولاد آمریكا به قیمت 5/4 میلیارد دلار به بزرگترین تولیدكننده فولاد در جهان تبدیل شد.

سومین ثروتمند جهان،  هندی است و در انگلستان زندگی می كند. دارایی های او دست كم 28میلیارد دلار برآورد شده است. افزایش قیمت فولاد در سالهای اخیر درآمد زیادی را برای وی به همراه داشته است. در حال حاضر میتال نه تنها ثروتمندترین مرد هند، بلكه ثروتمندترین مرد اروپا نیز محسوب می شود.

شركت فولاد میتال، بزرگترین شركتی است كه انواع فولاد را در آسیای مركزی، آفریقا، اروپا و آمریكای شمالی تولید می كند. میتال می گوید همین امر گام عمده ای برای تحكیم جایگاه جهانی صنعت فولاد است.88 درصد سهام شركت فولاد میتال به خود و خانواده اش، 9 درصد به سهامداران قبلی گروه بین المللی فولاد و سه درصد باقیمانده به ایسپت (ISPAT) تعلق دارد.زندگی حرفه ای خانواده میتال محور ارزیابی دیگران قرار دارد و موقعیت این خانواده مدیون خرید كارخانه های در حال زوال فولاد و سودآوركردن آنها در كشورهای در حال توسعه و كمونیستی سابق است.پدرش كه اكنون بازنشسته شده و خود غول فولاد هند بود، در سال1976 لاكشمی میتال را به اندونزی فرستاد تا نخستین كارخانه خارج از هند را اداره كند. این كارخانه در اندونزی كه بعدها آن را از پدرش خرید، سكویی شد برای راه اندازی شركت خود در آینده. از سال 1995 بود كه میتال توانست روی پای خودش بایستد.یكی از ویژگیهای میتال این است كه مدیری ریسك پذیر است. او معاملاتی را انجام می دهد كه عده ای زیادی از مدیران حاضر به این كار نیستند.

به رغم انتقادهایی كه از او می شود، یك چیز روشن است و آن اینكه توانایی او در این است كه كارخانه های فولاد دولتی و در حال ورشكستگی را به یك كارخانه سودآور تبدیل می كند.

او این كارها را چگونه انجام می دهد؟ یكی از مدیران درباره او می گوید كه میتال زمان مناسب را برای كارخانه ها انتخاب می كند. او می گوید، میتال كارخانه ای را می خرد كه دیگران فكر می كنند ارزش خرید ندارد ولی او در عمل ثابت می كند كه دیگران در اشتباهند.

میتال هر كارخانه ای را كه برای مثال در قزاقستان، رومانی، جمهوری چك، لهستان خریداری می كند، تعداد كارگران اضافی را كاهش می دهد و با نصب فناوریهای مدرن مقررات خاص خود را پیاده می كند: مقررات شدید امنیتی، كنترل جدید كیفیت و خاتمه دادن به معاملات پایاپای با تولیدكنندگان. سابقه حفظ جان كارگران او در پنجم دسامبر 2004 خدشه دار شد. در آن زمان 23 تن از كارگرانش در انفجار معدن ذغال سنگ در قزاقستان كه خود مالك آن است، جان خود را از دست شركت فولاد آرسلور (ARCELOR) كه در لوكزامبورگ مستقر است و رقیب سر سخت شركت میتال به شمار می رود مدتی پیش با پیشنهاد مبلغ قابل توجه 25 میلیاردیورویی لاكشمی میتال روبرو شد كه مدیران این شركت اروپایی را در سردرگمی انداخت.

مدیران آرسلور،  آن‌قدر ذوق‌زده شده‌اند كه به‌جای تولید، سرگرم بررسی پیشنهاد 8/25میلیارد یورویی میتال‌استیل شده‌اند.

لاكشمی میتال در جدیدترین پیشنهادش اعلام كرد كه حاضر است برای خرید 45درصد از سهام شركت آرسلور غول تولیدكننده فولاد جهان 25میلیارد و 800 میلیون یورو (33میلیارد دلار) بپردازد.

این امر دربرگیرنده 6/7میلیارد دلار پول نقد و موافقت وی در ازای از دست دادن حق رای اضافه‌اش بر روی سهام شركت میتال است.در همین حال ژوزف كینش، مدیرعامل آرسلور در مقر این شركت در لوكزامبورگ پس از ارائه پیشنهاد جدید میتال، گفت: «این پیشنهاد سخاوتمندانه و ثمربخشی است» وی كه در جمع خبرنگاران سخن می‌گفت، اظهار كرد: هیات‌مدیره ابراز تمایل كرده پیشنهاد میتال‌استیل را مورد بررسی قرار دهد. البته پیش از هر چیز باید بتوان ارزش‌های صنعتی و سهام میتال را مشخص كرد.

میتال اكنون امیدوار است 45درصد از سهام آرسلور را از آن خود كند هر چند پیش از آن باید در انتظار نظر كمیسیون سرمایه‌گذاران لوكزامبورگ باشد.

میلیاردر هندی در شرایطی در یك قدمی خرید سهام بزرگ‌ترین تولیدكننده فولاد دنیا قرار گرفته كه پیش از این، حتی مقامات كشورهای اروپایی به نوعی به خشم آمده بودند كه چرا یك نفر آسیایی‌ تبار قصد احاطه بر شركت قدرتمند آرسلور را دارد.

آنها در مصاحبه‌های ماه‌های گذشته تاكید كردند كه آرسلور، پرستیژ اتحادیه اروپا است و اجماعی برای فروش سهام به میتال‌ وجود ندارد.

ما اكنون فرانسیس دی رامبوتی یكی از سهامداران نامدار آرسلور در اظهارنظری گفته: «واقعا پیشنهاد میتال ما را ذوق‌زده كرد. برای همه واضح بود كه پیشنهاد اولیه وی كافی نبوده است.»

میتال استیل در پیشنهاد خود اعلام كرده حاضر است هر سهم آرسلور را به قیمت 74/37یورو بخرد، این در حالی است كه چنین رقمی حتی 18درصد بیش از قیمت‌ نهایی هر سهم آن شركت در روزهای اخیر بوده است.

به نظر می‌رسد میلیاردر هندی با ارائه این پیشنهاد، به چانه‌زنی‌های 4ماهه اخیر پایان داده است. با این حال هنوز برخی كشورهای سهامدار آرسلور نظیر بلژیك كه تنها 4/2درصد سهم را در اختیار دارند، تصمیم نهایی برای فروش نگرفته‌اند.

در حال حاضر لوكزامبورگ، فرانسه، اسپانیا و بلژیك بیشترین سهام آرسلور را در اختیار دارند اما همگی در انتظار بررسی نهایی توان میتال و وضعیت سهام آن شركت در بازارهای بورس هستند.

طبق بررسی كه 7 تحلیلگر انجام داده‌اند، در سه‌ماه نخست 2006میزان قابل توجهی از سود سهام میتال كاهش یافته و درآمد خالص آن به 743میلیون دلار تقلیل یافته است. این در حالی است كه در سه‌‌ماه مشابه سال 2005 رقم سود آن شركت یك‌میلیارد و 150میلیون دلار بوده است. با این حال «میشل اپل‌باوم» تحلیلگر اقتصادی پیش‌‌بینی كرده كه در 3ماه دوم سال‌جاری میزان سود سهام میتال‌استیل با افزایش همراه خواهد شد كه بیشترین تاثیر آن از ناحیه بازار آسیا پدید خواهد آمد.

غول شرقی فولاد در حالی كه 16سال از ورودش به صنعت فولاد می‌گذرد خود را در یك قدمی خرید سهام بزرگ‌ترین تولیدكننده فولاد دنیا می‌بیند.

در صورتی كه لاكشمی میتال به این آرزو نایل شود، حدود 10درصد از تولید جهانی فولاد (130میلیون‌تن) را از آن خود كرده است. ظرفیت تولید كارخانه‌های میتال اكنون 60میلیون‌تن است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 21:31

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 همانند يك ليدر سطح بالا فكر كنيد

ممکن است هنوز ليدر نشده باشید، اما دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از ليدرهايتان یاد بگیرید. اگر یاد بگیرید که چطور مثل یک ليدر رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید ماند.

در اینجا به چند طرز تفکر ليدر اشاره می کنیم. باز به یاد داشته باشید: حتی اگر ليدر هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک کند.

1-  تصویر بزرگ را ببینید

اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در تيمتان بگیرید تا کارتان از یکنواختی در بیاید.

برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنامه کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری...

2-  انجام کارها را اولویت بندی کنید

شما نمی توانید همه کارها را در یک زمان انجام دهید. بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس بقیه بگذارید. برای همه کارهای خود زمان تعیین کنید.

3-  خلاقیت داشته باشید

حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود.

4-  مسئولیت پذیر باشید

مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم خوب و هم بد است. یک ليدر خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و کله می زند. اگر شما ليدر هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما.

مسئولیت پذیر بودن همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد.

5-  به دقت برای کارهایتان نماینده تعیین کنید

از آنجا که شما نمی توانید همه کارهایتان را خودتان انجام دهید، یاد بگیرید که به زيرمجموعه تان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از زيرمجموعه می داند که چطور امور مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان برسید.

روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های زيرمجموعه تان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت كار را بسیار بهتر خواهید کرد. بعضی از این تصمیم گیریهایتان ممکن است باعث علاقه افراد به شما نشود، اما آینده كار را مثبت تر خواهد کرد.

6-  عملکردتان را نشان دهید

نشان دادن توانایی هایتان به اندازه داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یك متخصص هستید، انتظار می رود که طریقه لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته نمی گویم که طریقه لباس پوشیدنتان باعث میشود بهتر کار کنید، اما می تواند به شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است. اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش نخواهد کرد.

7-  از عهده کارهای شاق هم برآیید

اگر ليدر شما نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر ليدر شما هستید، باز هم همینطور عمل کنید. اگر گاهي کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید.

8-  کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید

هر کسی برای خود ليدر دارد. اگر ليدر شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن پست هستید.

9-  موفقیت هایتان را جشن بگیرید

همه ليدرها این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و بسیار نادر است. یک ليدر خوب باید این خوشحالی را با بقیه افراد و کارکنانش سهیم شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه کار خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید.   

هدفمند جلو روید

آسان است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایدآلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا هستید، و در آینده به کجا  می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 9:26

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

   Akio Morita 

بنیانگذار سونی

«Akio Morita» در 26 ژانویه سال 1921 در «Nagoya» كشور ژاپن متولد شد. او كه در رشته فیزیك تحصیل می كرد، با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت ارتش ژاپن درآمد و در ناوگان دریایی ارتش به كار مشغول شد.

در هفتم ماه مه سال 1946 «Marito» به همراه یكی از همرزمانش در جنگ با نام «Masaru Ibuka» یك شركت تعمیر رادیوهای دست دوم تحت عنوان «Tokyo Tsushin kogyo» بنا كردند. در آن زمان «Morita 25» سال و «Ibuka 38» سال داشت و هر دو با سرمایه اولیه 190 هزار ین ژاپن شركت را با 20 كارمند اداره می كردند.

در سال 1949 شركت اولین نوارهای مغناطیسی خود را روانه بازار كرد و در سال 1950 توانست اولین ضبط صوت های ژاپنی را تولید نماید. در سال 1957 نیز اولین رادیوهای جیبی توسط این كمپانی تولید و به بازار عرضه گردید. یكسال بعد زمانی كه شركت كوچك سابق حال به یك كمپانی نسبتا صاحب نام تبدیل شد، تصمیم به تغییر عنوان آن به «Sony» گرفته شد . در سال 1960 كمپانی Sony اولین تلویزیون های ترانزیستوری را ابداع نمود و بعد به طور گسترده روانه بازار نمود. در سال 1965 نیز اولین دوربین فیلمبرداری خانگی توسط این كمپانی ساخته و به بازار عرضه شد. پس از آن محصولات مهم Sony عبارت بودند از «Walkman» تلویزیون های «Trinitron» مایكرو دیسكت های كامپیوتر و سرانجام از «Sony Playstation» كه هر یك شهرت فراوانی را به سوی این امپراطوری عظیم روانه ساخت. با گسترده تر شدن فعالیت كمپانی در عرصه الكترونیك و افزایش حجم تقاضا از سراسر دنیا شعبات متعددی در سراسر این كره خاكی بنا شد. در كشور آمریكا این شعبه در سال 1970 كار خود را با ریاست شخص «Morita» آغاز نمود و اینگونه شد كه «Sony» به عنوان اولین شركت ژاپنی در بورس نیویورك حضور یافت. دو سال بعد یعنی در سال 1972 مجددا Sony اولین كمپانی بود كه یك كارخانه آمریكایی دایر می كرد.

البته روند كاری «Morita» و قلمرو تحت فرمانش همیشه با خط سیر صعودی همراه نبوده است. شكست Sony در رقابت با كمپانی Matsushita در عرضه و تولید نوارهای VHS و همچنین خرید ناموفق 4/3 میلیارد دلاری این شركت كه قصد داشت با در اختیار گرفتن كمپانی فیلم سازی «Columbia Pictures» حضور قطعی در هالیوود داشته باشد، از جمله روزگار تخلی به شمار می روند كه در دوره ای مشكلات عدیده ای برای پادشاهی Sony پدید آورده بودند. اما به هر حال sonyهمواره حرف اول را در بازار الكترونیك می زده و می زند.

در رابطه زندگی شخصی «Morita» نكات جالبی وجودارد . او در مدت زندگانی اش دوستان پرنفوذ بسیاری در سراسر دنیا علاوه بر كشور ژاپن داشت كه نخست وزیر پیشین ژاپن و همچنین «Kissinger» رئیس جمهور دهه های سابق ایالات متحده از جمله این افراد به شمار می روند.

در اواخر دهه 1990 ثروت او كه بیش از 3/1 میلیارد دلار تخمین زده می شد سبب گشت تا مجله اقتصادی «Forbes» نام «Morita» را در لیست ثروتمندترین های دنیا قرار دهد. همچنین او تنها غیر آمریكایی بود كه مجله «Time» به عنوان بزرگترین و موفق ترین مدیران و بازرگانان در لیست خود جای داد. او همچنین به سبب سیاست های اقتصادی و مهارت های مدیریتی كه از خود به نمایش گذارد، از سوی مجامع علمی مختلف ژاپن ، انگلستان و ایالات متحده نشان یادبود و لیاقت دریافت كرد.

دیگر اینكه به سبب مشغله فراوان كاری در دوران جوانی «Morita» پس از سن 50 سالگی تازه به یادگیری ورزش های اسكی، تنیس و همچنین غواصی روی آورد كه این امر در نوع خود بی نظیر است. اشتغال یكباره او به این ورزش ها موجب گردید تا در سال 1993 هنگامی كه مشغول بازی تنیس بود، دچار حمله قلبی شود و مابقی عمر را بر روی صندلی چرخ دار سپری نماید. یكسال بعد یعنی در سال 1994 از سمت خود در كمپانیSony استعفا داد و «Norio Ohga» را جانشین خود ساخت.

سرانجام « Akio Morita» در سوم اكتبر 1999 در سن 78 سالگی بر اثر بیماری ذات الریه جان سپرد و تمامی اموال و دارایی خود را برای همسر و دو پسر و تنها دخترش به ارث گذاشت.

هم اكنون امپراطوری عظیم Sony با فروش سالانه بیش از 33 میلیارد دلار، در جایگاه قدرتمندترین بازار صوتی تصویری قرار دارد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 12:19

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

Carlos Ghosn   

مدیر کمپانی نیسان ژاپن و رنوی فرانسه

«carlos Ghosn» از جمله معدود مغزهای متفکری است که با قدرت اندیشه بالای خود توانسته در یک زمان هدایت دو کمپانی بزرگ را برعهده گیرد و در هر دو به عنوان یک پدیده باور نکردنی ظاهر شود. مدیریت کمپانی «Nissan Motor» ژاپن، «Renault S.A» فرانسه و همچنین عضویت در هیات مدیره امپراطوری «Sony» و شرکت «Alcoa»، تمامی اینها شرایطی است که برای هر فرد ممکن است با تمام توان و تجربه و دانشی که داشته باشد محال وباور نکردنی باشد. نکته جالب اینجاست که«Ghosn» علاوه بر اینها در کشور ژاپن به عنوان یک فرد موثر و دست اندر کار حرفه ای در لوازم خانگی نیز شهرت دارد!

«carlos Ghosn» نمونه کامل مدیری است که با آشنایی کامل از فرهنگ های مختلف، بازارهای چند ملیتی را شناسایی کرده و با استفاده از خردو دانش بالای خود نبض هر یک از این بازارها را در اختیار خود گرفته است. مدیری که خود متولد آمریکای جنوبی است، کار رسمی خود را در اروپا آغاز کرده و اوج شهرتش را در آسیا تجربه نموده و حال هر هفته بین سه قاره آسیا، اروپا و آمریکا در حال سفر است تا مبادا از تجربیات دیگران عقب بماند.

دادن جانی دوباره به کمپانی تقریبا ور شکسته «نیسان» که حال به عنوان کمپانی شماره دو خودرو سازی ژاپن مجددا به عرصه رقابت بازگشته است، سبب شد تا نام «Ghosn» به عنوان یک اسطوره در اذهان مردم ژاپن باقی بماند. هنگامی که او در سال 1999 سکان هدایت این کمپانی را در دست گرفت، به همه هواداران این شرکت قول داد که در عرض دو سال مجددا آن را به روزهای پرشکوه اولیه اش بازگرداند و اگر موفق به انجام دادن این کار نگردد، بلافاصله پس از این مدت از سمت خود استعفا خواهد کرد و همگان دیدند که بعد از مدت دو سال نه تنها نیازی به استعفای او نبود بلکه برای موفقیت او جشن های بزرگی برپا گردید.

اینکه ملیت او واقعا کجایی است مساله ای نیست که به راحتی بتوان به آن پرداخت «carlos Ghosn» در نهم مارس 1954 در برزیل متولد شد.پدر و مادرش اصلیتی لبنانی داشتند و او نیز با شناسنامه فرانسوی(!) در بیروت بزرگ شد. در سال 1974 از دانشگاه پلی تکنیک پاریس فارغ التحصیل شد و در سال 1978 از یکی دیگر از دانشگاه های این شهر مدرک مهندسی گرفت و بلافاصله در یک کمپانی فرانسوی ساخت لاستیک با نام «Michelin» مشغول به کار شد و در سال 1981 به سمت مدیریت یکی از شعبه های شرکت در پاریس در آمد.

هوش سرشار او در کار عبور از پله های ترقی را بسیار آسان گردانیده بود. به سبب توانایی ها و نظریات فوق العاده اش به سرعت مورد توجه مدیران «Michelin» قرار گرفت و در فاصله سالهای 1984 و 1985 به عنوان مسئول بخش تحقیق و توسعه کمپانی به خدمت گرفته شد. پس از آن در سال 1986 به عنوان مسئول هماهنگی شعبات کمپانی در آمریکای جنوبی به زادگاهش بازگشت و در برزیل مشغول به کارشد. برای مدت چهار سال در آنجا ماند وبازار «Michelin» را در آمریکای جنوبی قوت بخشید و بر همین اساس مدیران شرکت تصمیم گرفتند تا در اختیار گرفتن بازار آمریکای شمالی «Ghosn» را به آنجا بفرستند. دیگر برای آنها نام«Ghosn» همانند نام سردار لشکری می آمد که او را به هر ماموریتی می فرستادند، از پیروزی و کشور گشایی او مطمئن بودند. هر زمان خطری برای بازار یک منطقه احساس می شد، فورا «Ghosn» در جلسات مطرح می گردید و بلافاصله از توان او برای رهایی استفاده می کردند. اینگونه بود که در سال 1990 ، «carlos Ghosn» به عنوان مسئول نمایندگی های کمپانی «Michelin» وارد آمریکای شمالی شد و فعالیت خود را آغاز نمود. ورود او به این منطقه به منزله نوسازی ساختار تمامی شعبات حاضر در آنجا بود. با یک خانه تکانی گسترده در اوایل دهه 1990 چنان قدرتی به حضور کمپانی در منطقه بخشید که مدیران آن تصمیم به خرید کمپانی لاستیک سازی «Uniroyal Goodrich» گرفتند و از این وضعیت به مراتب خرسند به نظر می رسیدند.

با پیچیدن آوازه شهرت و توانایی مهندس «Ghosn» در سراسر جهان و میان کمپانی های بزرگ و صنعتی هر یک در تلاش برای بکارگیری او برآمدند و پیشنهاداتی را مطرح می نمودند. از میان تمامی تقاضاها از شرکت های دور و نزدیک، «Ghosn» به پیشنهاد کمپانی رنوی فرانسه را پذیرفت و در اکتبر سال 96 با این کمپانی وارد قرار داد شد. در دسامبر آن سال«Ghosn» با سمت مدیریت این کمپانی در «Mercosur» مشغول به کارشد. در این سمت او مسئولیت بخش های مهندسی، توسعه، ساخت، تحقیقات پیشرفته، عملیات قدرت و همچنین خرید محصولات در این منطقه رابر عهده داشت.

با ورود او به بازار خودرو کم کم استعدادهای ویژه او در این صنعت نمایان گشت، سیاست های اقتصادی او چنان مورد رضایت مدیران کمپانی در آمده بود که از او در جلسات مختلف به عنوان یک سیاستمدار حرفه ای نام می بردند، در مدت زمان اندکی با کاهش هزینه های اضافی و همچنین تعطیل کردن تعدادی از شعبات کم سوده این شرکت در مکانهای مختلف، سبب کسب سود ده فراوان برای کمپانی گردید و از آن پس او را «le Cost Killer»- قیمت شکن- می نامیدند.

دراواخر دهه 1990 کمپانی نیسان ژاپن به پایان عمر خودش نزدیک شده بود. سهامداران این شرکت اقدام به فروش سهام خود کرده بودند و هر یک قصد فرار از این وضعیت بحرانی و خطرناک را داشتند. در همین زمان شرکت «رنو» با خرید 37 درصد از سهام این کمپانی به نجات آن برخاسته بود. در مارس 1999 کمپانی فرانسوی «رنو» رسما این میزان سهام را خریداری کرد و اعلام کرد که قصد دارد جلوی ورشکستگی کامل نیسان را بگیرد. مدیران این کمپانی بسیار آسوده و با زبانی بسیار ساده سخن از رهایی نیسان از خطر سقوط می دادند و با اعتماد به نفسی بالا اعلام می کردند که کمپانی آنها توان انجام این عملیات نجات را دارد. البته آنها حق داشتند، چرا که از نیروی متخصصی بهره می جستند که همواره در لحظات بحرانی، نجات بخش خواهدبود و در کارنامه خود پیروزی ارزنده ای را ثبت نموده است.

در ژوئن سال 1999 «carlos Ghosn» برای نوسازی و نجات نیسان به ژاپن فرستاده شد. پس از یکسال تحقیق و بررسی در ژاپن، در ژوئن 2000 او رسما مدیریت کمپانی را بر عهده گرفت و متعهد شد که در عرض دو سال مجددا نیسان را به همان توانمندی باز خواهد گرداند. برای بسیاری این صحبت تنها یک بلوف و یا یک شعار تلقی می شد اما آنان که «Ghons» را می شناختند به خوبی به تحقق این مساله واقف بودند.

مشابه عملکردش در «رنو » این بار نیز او اقدام به حذف هزینه های اضافی نمود، تعطیلی بسیاری از شعبات راکد، کاهش بسیاری از هزینه های داخلی و خرج و مخارج رسمی کمپانی، او را قادر ساخت تا با مدیریت جدی و توانمند خود، در آغاز هزاره سوم روزنه امید را نمایان سازد. در عرض مدت زمان کوتاهی «Ghons» به مشهورترین چهره در ژاپن تبدیل شد، آنها که سن و سال بیشتری داشتند او را با افسانه های کهن ژاپنی مقایسه می کردند و توانایی او را خارج از توانایی انسان معمولی می دانستند، در اکتبر سال 2001 او اقدام به چاپ کتاب زندگی نامه اش نمود و در اولین ماه فروشش توانست 150 هزار نسخه از آن را به فروش رساند که به فروش ترین کتاب آسیا شهرت یافت.

در سال 2002 ، «Ghons» به عنوان معاون کمپانی بزرگ «رنو- نیسان» و همچنین عضو هیات مدیره «رنو» نیز درآمد و سرانجام اینکه در آوریل امسال (2005 ) او به سمت مدیر کمپانی «رنو» منصوب شد. بر اساس نظر سنجی های انجام شده در جراید تخصصی اتومبیل در سراسر دنیا،«carlos Ghosn» به عنوان با نفوذترین فرد در صنعت خودروی دنیا در سال 2005 شناخته شده است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت 9:12

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 15 راه ساده برای رسیدن به موفقیت

ممکن است تصور کنید که شما راهتان با آن دسته افراد موفقی که پیوسته کامیابی های تازه حاصل می کنند یکی نباشد. البته ممکن است آنها توانایی هایی داشته باشند که شما فاقد آن هستید، اما همیشه به یاد داشته باشید: موفقیت آموختنی است و تنها تفاوت شما با آنها این است که آنها همیشه یک سری عادات خاص را به کار می بندند و این باعث کامیابیشان می شود.

موفقیت همین است: جمع راه و روش های زندگی هوشمندانه. در اینجا به چند مورد از این شیوه ها اشاره می کنیم.

1-  با دقت لباش بپوشید

قبل از ترک منزل به سمت محل کار، زمانی را صرف چک کردن شیوه ی لباس پوشیدن خود کنید و اطمینان حاصل کنید که آیا لباس مناسب به تن کرده اید یا خیر. ممکن است بعضی ها بگویند که لباس برای آدم ارزش نمی آورد، اما به عقیده ی من کاملاً اشتباه است. دنیای کار و تجارت تا حد زیادی روی این مسئله می چرخد.

اگر مثل یک فرد موفق لباس بپوشید، دیگران هم مثل یک فرد موفق با شما برخورد میکنند. پس در شیوه ی لباس پوشیدنتان تجدید نظر کنید.

2-  مثل برنده ها بیندیشید

رفتار خود شخص نقش بزرگی در موفقیتش دارد. دیدگاهتان نباید هیچگاه مثل انسان های شکست خورده باشد. خوب است که پیشرفت ها و دستاوردهایی که در راه آنها تلاش می کنید را برای خود مجسم کنید. همیشه نیمه ی پر لیوان را ببینید. مردم هم همیشه از افراد موفق تبعیت میکنند نه منفی بافان.

3-  جزئی از یک گروه باشید

موفقیت اکثر اوقات یک کار گروهی است. یک گلزن در فوتبال هیچوقت به تنهایی نمیتواند موفقیت کسب کند. با همکاری و مساعدت اعضای مختلف یک گروه، موفقیت به دست می آید. اگر در یک گروه کار می کنید، تا جایی که می توانید مسئولیت ها و کارهای خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهید و از دیگران نیز همین انتظار را داشته باشید. در این حالت است که موفق خواهید شد.

4-  پویشگر باشید

کسی که شکار کردن بلد باشد، می داند که می توانید منتظر شکار در جایی مخفی شوید اما هیچوقت چیزی شکار نکنید. قانون شکار این نیست. باید از مخفیگاه بیرون آیید و خودتان به دنبالش بروید. در مسائل کاری نیز وضع به همین منوال است. منتظر تکلیف نمانید. خودتان به دنبال کار باشید. در خود انگیزه ایجاد کنید و به دنبال پروژه های جدید باشید و از هیچ چیز هراسی به دل راه ندهید.

5-  احساسات خود را به روشنی بیان کنید

وقتی همه ی قدم ها را به دقت بردارید، تنها چیزی که ممکن است مانع رسیدن شما به موفقیت شود، مهارت های ارتباطی است. خود را در یک جلسه ی کاری تصور کنید. رئیستان از شما نظر خواهی می کند. شما دقیقاً می دانید که چه باید بگویید تا مشکل حل شود، اما در بیان آن عاجزید. صدایتان و کلماتتان  هیچکدام یاریتان نمیکنند. اینجاست که همه کم کم از شما دوری می کنند. پس یاد گرفتن مهارتهای ارتباطی یکی از اصول اولیه است.

6-  همیشه نتیجه را در ذهن داشته باشید

هر کاری که انجام می دهیم، قطعاً دلیلی دارد. و برای رسیدن به نتیجه ای مشخص است که همه ی این کارها را انجام می دهیم. در محل کار هم باید همین طور باشد. هر کار ناخوشایندی هم که مجبور به انجامش هستید را با در نظر گرفتن نتیجه و هدفتان به دقت انجام دهید. این به شما انگیزه هم می دهد.

7-  بدانید چطور پشت تلفن صحبت کنید

مهم نیست کار شما چه باشد، تلفن همیشه یکی از مهمترین ابزارها بوده است. حتی از کامپیوتر هم مهم تر است چون وسیله ای است که با آن ارتباط برقرار میکنیم. کسی که آنطرف خط است باید اطمینان یابد که شما دقت و توجه لازم را به او دارید. هنگام صحبت کردن با تلفن از خوردن و آشامیدن و آدامس جویدن خودداری کنید.

8-  منظم باشید

هنگام کار کردن روی یک پروژه، قدم به قدم همه ی مراحل را به دقت طی کنید. برای کار خود طرح و برنامه داشته باشید. اگر قسمتی از کار را ندیده بگیرید، مطمئناً کارتان به نتیجه نخواهد رسید.

9-  انتقاد نکنید

گروهی از مردم فقط برای ایراد گرفتن از سایرین زندگی می کنند. شما اینطور نباشید، اگر در کار کسی ایرادی مشاهده کردید، مثل یک معلم به او گوشزد کنید. کسی را مسخره نکنید و بیش از حد شکایت نکنید. و زمانی هم که کاری شایسته ی ستایش است، تحسین کنید.

10-  مودب باشید

سعی کنید در برخورد با دیگران همیشه مودب و مشتاق و علاقه مند باشید. مردم درمورد ما با نحوه ی برخوردمان با آنها قضاوت می کنند. خوش خلق باشید و رفتارتان را اصلاح کنید.

11-  هر از گاهی مسئولیت مشکلی را بر عهده گیرید

افراد در برخورد با مشکلات دست پاچه می شوند. بهترین راه حل برای از بین بردن این مشکل این است که هر از چند گاهی مسئولیت برطرف کردن یک مشکل را بر گردن بگیرید.

12-  با انتقادات دیگران از شما به خوبی برخورد کنید

وقتی کسی از شما انتقادی می کند، ابتدا ببینید منبع معتبری دارد یا خیر. راحت است که انتقاد را ندیده بگیرید و پیش خود بگویید طرف حسود بود. اما خوب است که گهگاه خودمان را همانطور که دیگران می بینند ببینیم. روی انتقادات دیگران فکر کنید و توصیه ها را نادیده نگیرید.

13-  الگو باشید

همیشه کارها را طوری انجام دهید که انتظار دارید دیگران انجام دهند. این کار بسیار تاثیر گذار است و در کل شرکت انعکاس پیدا می کند. اگر همیشه کارهایتان را به بهترین نحو انجام دهید، در کارتان نمونه خواهید شد و دیگران نیز به عنوان یک سرمشق از شما پیروی می کنند.

14-  صبور باشید

چیزی به اسم موفقیت یک شبه یا یک شبه ره صد ساله رفتن وجود ندارد. حتی آنها که به نظر شما یک دفعه موفق شدند نیز مطمئن باشید که برای رسیدن به این موفقیت زمانی طولانی تلاش کرده اند. رسیدن به موفقیت نیازمند گذر زمان است. باید صبور باشید و همیشه هدف را در ذهنتان نگاه دارید.

15-  چیزهای جدید بیاموزید

سعی کنید همیشه در زمینه ی کاریتان از اطلاعات روز باخبر شوید و علوم جدید مربوطه را یاد بگیرید.  همیشه سطح دانش خود را بالاتر از دیگران نگاه دارید و موفق خواهید شد.

راهی به سوی موفقیت

با انجام این نکات، خیلی زود خواهید دید که توجه دیگران به سمتتان معطوف می شود و طالب تجارت، معامله و کار کردن با شما می شوند. و وقتی چنین حالتی ایجاد شود، یعنی موفق شده اید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 21:10

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 ROBERT KUOK   

ثروتمندترین مرد كشور مالزی كه در حال حاضر در هنگ كنگ اقامت دارد با سرمایه ای معادل 5 میلیارد دلار در لیست ثروتمندترین های سال 2005 جهان قرار گرفته است. اگر چه قرار گرفتن نام او را در این لیست باید به انباشت دارایی هایش نسبت داد اما شهرت او در كشورهای مالزی و حتی كشورهای اطراف تنها به سبب مال و ثروتش نیست. دو ویژگی بارز این پیرمرد 82 ساله كه از دوران جوانی همراه او بوده است سبب برتری او از دیگران در اذهان عمومی شده است. ویژگی اول او نحوه زندگی و تعاملات اجتماعی اش می باشد. او حتی در این روزهای پیری و كهنسالی همچون یك نجیب زاده با رعایت تمامی اصول و نرم های اجتماعی در مقابل دیدگان عموم ظاهر می شود. كسانی كه سالیان سال همراه او بوده اند هرگز لحظه ای را به یاد نمی آورند كه او برخوردی خارج از چارچوب قرار دادی خود به نمایش گذاشته باشد.

ویژگی دوم خنده رویی و خوش برخوردی اوست. این مساله چنان دربین كسانی كه با او آشنایی دارند به وضوح به نظر می رسد كه آنها به طنز علت شیرینی برخورد او را در سروكار داشتنش با شكر و تجارت آن می دانند. نكته جالب اینجاست كه حتی در هنگام عقد قرار دادهای مهم تجاری این خنده رویی و خوش برخوردی بارها و بارها سبب كوتاه آمدن رقبا و طرفین قرار داد شده و پیروزی نهایی او را سبب گشته است. رفتار شیرین او با اطرافیان موجب شده تا مدیران جوانی كه هم اكنون تحت تعالیم آموزه های او مشغول فراگیری فنون تجارت هستند،با فراغ خاطر و بی هیچ دغدغه تمامی رمزو رازهای موفقیت در كسب و كار را از او جویا شوند و در سمت های آتی خود به كار برند.

اما در تمامی این مدت علیرغم داشتن این صفات نیكو «kuok» همواره به عنوان مرد شماره یك امپراطوری اش فرمان می راند و بر تمامی امور نظارت دارد مبادا كه لحظه ای اهدافش از دیدگان كارمندانش دور بماند و آنها به بیراهه روند.

«Robert kuok Hock-Nien» در سال 1923 در «Johor Bahru» مالزی به دنیا آمد. پدرش یك دلال خرید و فروش مسكن بود كه تقریبا سرمایه نسبتا خوبی از این حرفه به دست آورده بود .

«Robert»پس از فارغ التحصیلی از دانشكده «Raffles » در سنگاپور به نزد پدر برگشت تا همراه او به خرید و فروش زمین و مسكن مشغول گردد. د رسال 1949 ، «Robert» شركت خود را تحت عنوان «kuok brothers Sdn Bhd» به ثبت رساند و اندكی بعد تصمیم گرفت شركت را وارد معاملات شكر نماید. در سال 1957 كه مالزی خود را از چنگال استعمار انگلستان در آورد و به استقلال رسید«kuok» فرصت را غنیمت شمرد و تجارت خود را در سراسر این كشور گسترانید و در فاصله زمانی بسیار اندك تقریبا تمام تجارت شكر را از آن خود نمود . در دهه 1970 ، «kuok» كه درصد مهمی از تجارت شكر در سراسر دنیا را از آن خود كرده بود از سوی بازرگانان به لقب « سلطان شكر » خوانده شد و پس از آن به سرعت به سراغ تجارت دیگری در كنار شكر رفت تا مبادا از جریان بازار و نوسانات آن به ناگاه متضرر نگردد.

صنعت آرد اولین صنعتی بود كه بعد از شكر به سراغش رفت. با نصب بزرگترین آسیاب آرد در مالزی به راحتی كنترل این محصول را در اختیار گرفت و به سرعت روانه بازارهای خارجی شد. چندی بعد به ساخت هتل های مختلف در مالزی روی آورد و پس از آن بانكی بنا كرد. اوضاع قرار دادهای تجاری او به شكلی شده بود كه به سبب هوش بالا و همچنین روابط دولتی كه به دست آورده بود، به هر حرفه ای رو می كرد ، در یك چشم بر هم زدن تبدیل به طلا می شد و سودهای فراوانی به سوی او سرازیر می نمود. دیگر كسی نمی توانست او را تنها سلطان شكر بنامد، حضور او در بازار آرد، نفت و گاز ، هتل سازی ، حمل و نقل و زمین و مسكن نیز تقریبا در نقش یك سلطان تمام عیار بود.

تقریبا فرای از شركت ها و دفاتر و هتل های فراوانی كه در مالزی دارد، «kuok » در كشورهایی چون تایلند ، چین ، اندونزی ، فیجی و استرالیا نیز نقش های مهمی در بازار این محصولات ایفا می نمایدو در آنها نیز شعبات بزرگ و گسترده ای دارد.

نكته پایانی اینكه افزایش سرمایه او از 1/2 میلیارد دلار در سال 1997 به 5 میلیارد دلار در سال 2005 نشان از آن دارد كه كهولت سن هیچ تاثیر نامطلوبی در روند روبه رشد بازرگانی او نداشته و نخواهد داشت.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 17:8

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 حرف زدن آسان است اما عمل كردن دشوار

حقیقت مسئله این است که هر کسی با یک دهان و تارهای صوتی می تواند با دیگران حرف بزند. می تواند اینقدر حرف بزند که به کلی خسته و درمانده شود. درمورد همه چیز می تواند حرف بزند. می تواند ادعا کند که بهترین است، می تواند تهدیدتان کند یا حتی فحش و بد و بیراه نثارتان کند.

می تواند دروغ بگوید، راست بگوید، فریبتان بدهد یا قصه هایی را از خود ببافد که حقیقت نداشته است، مگر اینکه بتواند حرف هایش را با عمل ثابت کند.

 قهرمانی که قهرمان نبود

بیشتر آدم ها خیلی حرف می زنند. نظرشان را در مورد همه چیز ابراز می کنند، چه از آنها خواسته باشند چه نخواسته باشند. آنها به جای اینکه با اعمال و کارهایشان زندگی کنند، با حرف زندگی می کنند.

حتماً تابه حال با افراد خالی بندی برخورد داشته اید که گوشه ای نشسته و از خاطرات خود شروع به صحبت می کند. با توجه به حرف هایش شما تصور خواهید کرد که او یک قهرمان، یک ورزشکار یا آدم مهمی است، تا اینکه در آخر کار وقتی تا مقصد دنبالش می کنید می بینید که وارد پمپ بنزین شده و به کارش ادامه می دهد.

جریان چیست؟ بله، این فرد واقعیت خود را دوست ندارد، به همین دلیل تصویر یک قهرمان را برای خود می سازد تا همه قبولش کنند. البته او باید بداند که در زندگی کوچک خود، واقعاً یک قهرمان است، فقط باید این مسئله را بپذیرد. هر کسی با کمی قوه تعقل می تواند قهرمان باشد.

 حرف هایتان را عمل کنید

مردان واقعی معمولاً افرادی هستند که کمتر حرف می زنند. فقط در مواقع لزوم عقاید خود را ابراز می کنند. هیچوقت آنها را در حال پرحرفی نمی بینید چون برای آنها وقت طلا است. حرف فقط زمانی می تواند برای آنها به منزله ی سلاح باشد که بتوانند آن را با عمل ثابت کنند.

خیلی وقت ها شنیده ایم که افراد هنگام رویارویی با مشکلات چه تهدیدات احمقانه ای می کنند که هیچ وقت عملی نمی شود. با این کار دیگر کسی او را جدی تلقی نخواهد کرد.

برای اینکه دیگران ما را جدی بگیرند، هیچ وقت نباید حرفی بزنید که نتوانید آن را با عمل ثابت کنید. اما اگر کسی شما را جدی تلقی نکرد، عصبانی نشوید.

تا جایی که می توانید همه ی حرف هایتان را به عمل برسانید. لازم نیست که سخنرانی کنید. حرفتان را واضح و کامل بیان کنید طوری که همه متوجه بشوند. اگر باز دیگران نفهمیدند، دیگر وقتش رسیده که آن را عملی کنید. سعی نکنید به خاطر نفهمیدن دیگران شروع به پرحرفی برای توضیح آن کنید. از قدیم گفته اند، کم گوی و گزیده گوی چون دُر. خلاصه حرف بزنید، اما جملات پرمعنی بگویید. و برای اینکه قدرت و احترام خود را همه جا حفظ کنید حرفی نزنید که نتوانید آن را اجرا کنید. و اگر هم زدید به هر قیمتی که شده آن را عملی کنید.

فقط حرف نزنید، عمل کنید

عیب ندارد اگر به همه دنیا اعلام کنید که چه کارهایی می خواهید انجام دهید. اما  اول آن را نشان دهید. حرف زدن آسان است، این عمل کردن است که از عهده هر کسی برنمی آید. حرفی نزنید که نتوانید آن را با عمل ثابت کنید. اما اگر قادر به عمل کردن هستید، دیگر می توانید هر حرفی خواستید بزنید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 15:7

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

مخالفان با بازاریابی شبکه ای سالم

این مقاله را حتماً بخوانید و جایگاه خود را در این جریان بدانید

 جریان از خرداد سال 1383 با شکایت از شرکتی آغاز شد که هرمی بود و پیش از آن در برخی از کشورهائی که فعال بود نام هرمی را یدک می کشید . روزنامه ها و نویسندگان نا آگاه بدون آنکه بدانند بازاریابی چند سطحی چیست و چه تفاوتی با طرح های هرمی دارد خود را وارد ماجرا کردند و با نام گلدکوئست کل بازاریابی شبکه ای را هدف قرار دادند . اما حالا اکثریت می دانند ماجرا از چه قرار است. اما دیگر کافی است . هم بازاریابی سالم جایگاهش مشخص است هم بازاریابی ناسالم . دیگر دلیلی ندارد عده ای با به راه انداختن کشمکش هائی برای رسیدن به اهداف شخصی خود به مخالفت با بازاریابی شبکه ای بپردازند.

از این من بعد روزنامه ها و برنامه های تلویزیونی و وبلاگ نویسان مخالف بازاریابی شبکه ای باید بدانند که نوشتن هر مطلبی چه در نقد کورکورانه بازاریابی چند سطحی سالم و چه در زیر سؤال بردن آن تنها نشان دهندۀ یک چیز خواهد بود و آن رسیدن به اهداف شخصی خود .

دیگر دلیلی ندارد برعلیه صنعتی که قانونی برای آن ایجاد شده ( هرچند ناقص و قابل بررسی بیشتر ) و تحت نظارت قانون گذاران است مقاله نوشت و یا آن را جاهلانه کوبید .

مخالفان بازاریابی شبکه ای در تمام دنیا و ایران به سه دسته تقسیم می شوند :

1-     عده ای که از روی ناآگاهی و نداشتن اطلاعات کافی به مخالفت می پردازند.

2-     کسانی که در بازاریابی شبکه ای شکست می خورند و دلیل شکست خود را وجود بازاریابی شبکه ای می دانند در حالی که دلیل شکست آنها ندانستن علم فروش و فروشندگی و برخی عواملی بوده که مربوط به خود شخص می شود و نه بازاریابی شبکه ای

3-     افرادی که از مخالفت با بازاریابی شبکه ای به اهداف مادی ، سیاسی و . . . خود می رسند و یا وجود بازاریابی شبکه ای را به ضرر خود می دانند.

روی سخنم با دستۀ آخر است . دلیلی ندارد عده ای روزنامه نگار ، سیاستمدار ، اقتصاد دادن و یک سری خرده وبلاگ نویسان با نوشتن مقالات مغرضانه و یا تحریف در ترجمۀ قوانین و رویدادهای بازاریابی شبکه ای سعی در منحرف کردن اذهان عمومی داشته باشند.

آنهائی که با عنوان این موضوع که به مخالفت با طرح های هرمی می پردازند اما بالواقع نام بازاریابی شبکه ای را خدشه دار می کنند. کسانی که نتوانستند منفی نگری را کنار بگذارند با ایجاد سایت یا وبلاگ آتش خاموش شده ای را بی جهت دوباره روشن می کنند. آنهائی که مقالات و مطالب به نفع بازاریابی چندسطحی را سانسور می کنند و تنها مقالات مخالف را منتشر می کنند.

ایرنا مقاله ای را با دستکاری از سایت بررسی سیستم های فروش شبکه ای منعکس می کند که کلمۀ بازاریابی چند سطحی را در کنار نام طرح هرمی قرار می دهد . مقاله ای که مقدمۀ آن با بدبینی و نگرشی منفی آغاز می شود که ذهن خواننده را منحرف می کند و اینطور القا می کند که در دنیا از بازاریابی شبکه ای نه دفاع می شود و نه آن را قانونی می دانند. و این در حالی است که در آمریکا حدود ده موسسه و سازمان مستقیماً بازاریابی شبکه ای و فروشندگان مستقیم را حمایت جدی می کنند. سایت NMS که عملاً تبدیل به سایتی مخالف شده است وظیفه خود را به نفع عده ای که آن را حمایت می کردند به خوبی انجام داد! اما دیگر کافی است.

کلام آخر :

آنهائی که چشمان خود را بسته اند و بدون اطلاع از آنچه که در خارج از ایران و در کشورهای فراصنعتی می گذرد و بدون توجه به اثرات مثبتی که شرکتهای بازاریابی شبکه ای سالم مانند وست ویژن در اقتصاد ، اشتغال و حمایت صنایع داخلی ایجاد کرده اند مسیر را برای کسانی که درصدد ایجاد کسب و کار و کارآفرینی و توسعه اقتصادی کشور می باشند تنگ می کنند باید در منظر عدل الهی پاسخگو باشند.

 دیگر دلیلی ندارد نام گلدکوئست و یا طرح های هرمی مترادف با بازاریابی شبکه ای سالم در رسانه مطرح شود . تشخیص این موضوع که چه شرکتی هرمی و چه شرکتی شبکه ای کالا گردان است نیز تنها به دست دادگاه و با حضور وکلای حقوقی شرکت ها باید مشخص شود و هیچ روزنامه نگار و خبرگزاری ای نمی تواند بی دلیل کلمۀ هرمی را بعد از نام شرکتی بیاورد و از خود حکم صادر کند.

منبع: مركز اطلاع رسانی شركت وست ويژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 13:3

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 صنایع دستی

در دنیای خشن امروز که نشانه استیلای تکنیک بر روح انسان است، صنایع دستی یعنی دمیدن روح لطافت به این زندگی خشن و انسان تا هست لطافت را می خواهد و صنایع دستی این نیاز مبرم انسان را برآورده می کند.

یکی از خصوصیات صنایع دستی این است که این صنعت حاصل روح ملت ها و آئین فرهنگ ملی کشورهاست که به سادگی با رجوع به آمار صنایع دستی کشورها به روحیه مردم آن کشورها می توان پی برد، بنابراین صنایع دستی تنها یک کالا برای مبادله نیست بلکه خصوصیات فرهنگی و ویژگی های اقوام از طریق این کالا مبادله میشود و نوعی ارتباط را ایجاد میکند.

شورای جهانی صنایع دستی :

با تأسیس سازمان ملل متحد، محافظت از میراثهای فرهنگی بشری بر عهده "یونسكو" یا "سازمان تربیتی ـ علمی و فرهنگی ملل متحد گذاشته شده است:

 از سال 1964 میلادی با تأسیس "شورای جهانی صنایع دستی"، در قالب یكی از ارگانهای وابسته به یونسكو، صنایع دستی و سنتی به صورت بخشی از حیات فرهنگی - اقتصادی ملل مورد توجه قرار گرفت. 

در بدو امر، شورای جهانی صنایع دستی با شمار محدودی از اعضا كار خود را آغاز كرد و در حال حاضر، 90 كشور جهان را تحت پوشش دارد. دبیرخانه آن در شهر آمستردام  كشور هلند قرار دارد.

مهمترین هدفهایی كه این شورا، به عنوان یك ارگان غیر انتفاعی غیردولتی قائل شده است عبارتند از:

1ـ تشویق، كمك و راهنمایی صنعتگران دستی و همچنین بالا بردن سطح اطلاعات تخصصی و حرفه ای آنها با توجه به زمینه های متفاوت فرهنگی موجود در هر یك از كشورهای عضو.

2ـ حفظ و تقویت صنایع دستی و تجلی آن به صورت ركن عمده ای از حیات فرهنگی ملتها.

3ـ ایجاد همبستگی میان صنعتگران دستی سراسر جهان.

از هر كشور تنها یك سازمان می تواند به عنوان نماینده صنعتگران آن كشور، به عضویت شورا درآید و سازمان صنایع دستی ایران از سال 1347 به عنوان ارگان مسئول متولی صنایع دستی كشور به عضویت شورای جهانی صنایع دستی درآمده است.

 منبع: وست ویژن کاشان

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 11:53

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 وست ويژن در راه پيشرفت

چند نتورک ایرانی را می شناسید؟ این تعداد را اضافه کنید به نتورک هایی که به ظاهر خارجی, ولی در واقع ایرانی هستند. با کمی پرس و جو در این مورد خواهید دید که تعداد نتورکهای ایرانی 3 رقمی است!!! نتورک های کوچک را کنار می گذاریم. تعداد نتورکهای قابل اعتنا(از نظر وسعت کار کردن) شاید به تعداد انگشتان دست باشد...

اتفاقات اخیر, مصاحبه با قضات مختلف, اخبار رسانه ها( به خصوص در رادیو و تلویزیون) همگی دست به دست هم داده وباعث ایجاد جو منفی نسبت به نتورک مارکتینگ ( چه ایرانی و چه خارجی ,چه نتورک سالم و چه ناسالم) شده است.همچنین حمایت و تقبیح افراد مختلف در مورد صنعت نتورک مارکتینگ باعث سردرگمی در این امر گشته است.

در این بین اوضاع بسیاری از شرکت های ایرانی (به دلایل مختلف) رو به وخامت گذاشته است و آنها را به ورطه ورشکستگی کشانده است. نمونه های متفاوتی از تلاش این شرکتها برای بقا را همۀ ما به وضوح دیده ایم. تغییر پلان (چه به صورت تغییر جزیی و چه تغییر کلی), کاهش سقف درآمد, گرفتن شارژ سالیانه, حذف جوایز و حتی تغییر مدیریت و... همگی از مصادیق این اینگونه تلاش هاست. در واقع در یک جمله می توان گفت: این شرکتها از پس تعهدات خود بر نیامده اند.

وفای به عهد نکو باشد ار بیاموزی

همۀ دوستان عزیز مطلع هستند که شرکت "وست ويژن" در همین مدت پیشرفتهای چشم گیری داشته است که می توان به برگزاری همایش های مختلف با حضور شخصیت های کشوری و لشکری, افزایش پورسانت  و .... اشاره نمود. وست ويژن ضمن اثبات حقانیت صنعت نتورک مارکتینگ, راه را برای مقایسه بین نتورک های سالم و نتورک های نا سالم (از طریق ارایه یک الگوی درست و قابل اعتنا) هموار نموده است.

اما دلیل این پیشرفت ( در وست ويژن ) و آن انحطاط ( در بسیاری از شرکتهای دیگر ) را در کجا باید جستجو کرد؟ در اینجا به ذکر 4 مورد, که به نظر نگارنده, مهمترین موضوعات قابل بحث هستند, اشاره می شود:

1) مدیریت:

رشد مداوم یک نتورک,امری بدیهی است. اما این رشد و شکوفایی به نوبه خود , نیازمند مدیریتی توانا و پیشرو است که هر آینه, توانایی مدیریت در سطوح کلان تر(در روزهای آیندۀ شرکت) را دارا باشد.

تمامی دوستانی که در سیستم های باینری فعالیت کرده اند, به معنی تصاعد و دو برابر شدن فروش در هر سطح اشراف دارند. اما آیا تا به حال به این نکته توجه کرده اید, که با دوبرابر شدن مشتری ها, بسیاری از چیزهای دیگر نیز در عدد 2 ضرب می شوند؟!!! به عنوان مثال: تعداد مرسولات پستی, تعداد افرادی که با شرکت در تعامل قرار می گیرند, تعداد پورسانتهایی که باید محاسبه و پرداخت شوند و... همه از مواردی هستند که به صورت باینری, 2 برابر می شوند!!! با یک دید وسیعتر, می توان گفت مشکلات یک شرکت نیز در حال رسیدن به توان 2 است!

گر مرد عملی, بسم الله...

دلیل رکود بسیاری از شرکتها,نداشتن مدیری است که توانایی وفق دادن رشد شرکت با سایر شرایط را دارا باشد. استفاده از مدیران کم تجربه و بدون تخصص,بسیاری از شرکتها را در کمتر از یک سال به نابودی کشانده و می کشاند.

در این بین, "وست ويژن", با مدیریت قابل تحسین و غرور بر انگیز جناب مهندس بابایی , روز به روز در جهت پیشرفت گام برداشته است. تعهد, دلسوزی,تخصص و بسیاری خصوصیات دیگر (بعلاوۀ مدیریت صحیح), مهندس بابایی را به عنوان سردمدار نتورک و مرد اول نتورک مارکتینگ ایران مطرح کرده است. باید دانست که بسیاری از نتورکها ( به جرآت می توان گفت تمامی شرکتهای نتورک ایرانی) از داشتن چنین مدیری محروم هستند. و در نهایت:

هر کسی را بهر کاری ساختند...

2)محصولات:

در یک نتورک سالم, محصولات ارایه شده توسط شرکت, از اهمیت ویژه ای برخوردارند.(اصالت این صنعت بر فروش محصول است.) همۀ سخنرانان و صاحب نظران , به دفعات در مورد لزوم "کالاگردانی" در نتورک سخن گفته اند. اما موضوعی که به آن به ناحق کم توجهی شده است, این است که: "چه محصولی و با چه خصوصیاتی باید ارایه کرد؟"

شرکت وست ویژن, با انتخاب "صنایع دستی" به عنوان اولین و مهمترین محصول این شرکت, قدم بزرگی در جهت اعتلای فرهنگی این سرزمین باستانی برداشته است.اگر به صحبتهای مهندس دانشیار (رییس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی) در همایش وست ویژن توجه کنید, به اهمیت موضوع فروش صنایع دستی ایرانی در سطح جهان, بیشتر پی خواهید برد. کالایی که فروش آن, تحسین مشتری ها و حمایت دولتمردان را به دنبال داشته است. ( برای کسب اطلاعات بیشتر, به پروژه مطالعاتی مجلس شورای اسلامی, با عنوان "تجارت الکبترونیک" به قلم پرفسور سید مهدی صحراییان مراجعه نمایید.)

3)پلان(طرح درآمدزایی):

بدیهی است اولین هدف مالی یک شرکت, افزایش فروش و مهمترین هدف بازاریابان, افزایش درآمد است. نحوه فروش شرکت و متقابلآ کسب درامد بازاريابان، در واقع همان "پلان" شرکت است.بسياری از شرکتها ، از راه های گوناگون (از جمله پورسانت بالا، پاداشهای عجيب در تعادلهای خاص و ...) سعی بر خودنمايی و رقابت با پلان وست ويژن را داشته اند.گاه در مدت کوتاه،و با فريب مشتری ها ,به موفقيت های کوچک و جرقه مانندی نيز دست يافته اند. اما از آنجايی که ماه پشت ابر نمی ماند،خيلی زود وعده های دروغين و فريبنده, جای خود را به حقيقتی تلخ داده است. موارد متعدد تغیيرات پلان(در جهت منفی)در اين شرکتها، امری است که نياز به توضيح بيشتر ندارد.

در آخر، بار سنگين عمل نکردن شرکت به تعهداتش، بر دوش بازاريابان و راهبران مجموعه ها قرار می گيرد و آنها هستند که بايد رفتار غير حرفه اي شرکت را توجيه کنند. در حالی که خودشان نيز پی برده اند که گول خورده اند.

4) نوآوری و تنوع:

بايد دانست که کار يک شرکت نتورک مارکتينگ،محدود به فروش کالا در يک سيستم باينری نمی شود! در دنيايی که سراسر پیشرفت و نوآوری است،اگر قدمی رو به جلو بر نداری، نه خود آگاه در صف "عقب ماندگان" قرار می گيری.

يکی ديگر از دلايل موفقيت شرکت وست ويژن در "نوآوری و تنوع" در کارکرد اين شرکت است.از ابتدای کار با طرح "کارت تسهيلات" اولين رگه های نوآوری در وست ويژن نمايان شد و تا به امروز، اين نوآوريهای شرکت، بارها به اثبات رسيده و باعث خرسندی مشتريها و بازاريابان شرکت شده است.دامنه اين تنوعات در پلان، محصولات،خدمات و ... قابل رويت است.

جالب آنکه بسياری از شرکتها، علاوه بر نداشتن هيچگونه ابتکاری در کار خود، حتی در کپی کردن طرح های وست ويژن نيز نا موفق عمل کرده اند!

در پايان، اميدوارم مطالعه مطالب فوق، باعث رنجش خاطر بازاريابان ديگر نتورک ها نشود.و دوستان عزيز بدون تعصبات خاص  مطالب فوق را مطالعه کرده باشند. زيرا هدف چيزی جز مرور حقيقت نبوده است.و عدم آگاهی ما از حقيقت، جز شکست خود ما پيامدی نخواهد داشت.

منبع: VPL Teem

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه سوم آذر 1385 و ساعت 9:9

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 اما حالا وقت استراحت نیست

کار شما شبیه به دوچرخه سواری است .اگر از شما بپرسم ترجیح می دهی یک دوچرخه را در سربالایی برانید یا سراشیبی ، بسیاری سراشیبی را انتخاب می کنید ولی برای اینکه از تپه سرازیر شویم اول باید دوچرخه را سر بالا ببریم .راههای زیادی برای رسیدن به بالای قله وجود دارد . برخی سریعتر و برخی دیرتر میرسند.برخی مسیر مستقیم را انتخاب می کنند ، برخی هرگز نمیرسند و برخی همان اول منصرف می شوند. انتخاب با شماست . ما ،شما را درطول مسیر راهنمایی و تشویق می کنیم.

کلام آخر اینکه:"موفقیت واقعی" در دنیا با میزان پول و داراییهایی که در اختیار دارید تعیین نمی شود. موفقیت واقعی تاثیر مثبتی است که در مسیرتحقق اهداف و رویاهای زندگی تان ، روی سایر افراد می گذارید.

منبع: Hot Vision

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 13:8

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 تعجب نکنید

 پس تعجب نکنید اگر از گوشه و کنار میشنویم کسانی نتورک میزنند

خودمان میگوییم که تا یکی دوسال آینده بیش از ۲۵٪ از تجارت های جهان از این روش انجام میشود پس جای تعجب نیست اگر شامپو صدر صحت از طریق نتورک محصول بفروشد

 فقط چیزی که مهم است انجام دادن درست و صحیح هر کاریست و من اگر قرار است موفق شوم هر کجا که کارم را درست انجام دهم موفق میشوم

پس فریب این که فلان نتورک چنین است و چنان است را نخورید و بیاییم روی عملکرد های خود دقیق شویم .تمام کسانی که در نتورک از این شاخه به اون شاخه پریدن را تجربه کردند آدمهای نا موفقی بوده اند.

 منبع: تیم آموزژشی وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 11:7

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

سخنی دیگر از یك دوست

قضاوت به عهده ی خودتان

تا به حال فکر کرده اید در چه نت ورکی کار می کنید؟و خلاقیت و انعطاف پذیری که از خود نشان داده؟!!

یک سوال برای همه ی ما مبهم است و این است که پشتکار،ایمان،خلاقیت،صداقت،در همه ی سازمان هاوجود دارد؟

در وست ویژن این خصوصیت فوران قابل مشاهده است

 ما قصد اهانت به هیچ نت ورکی نداریم و هر نت ورکی که سالم باشد و قصد فرهنگ سازی نت ورکی سالم داشته باشد حمایت میکنیم ولی متاسفانه می بینیم که هر روز به نت ورک های که فقط اسم نت ورک را میدانند و قصد کلاهبرداری از عقل و فهم مردم ایران را دارند افزایش پیدا میکند،و باعث دید بد مردم نسبت به نت ورک می شود.

 چندی پیش خبر رسید که گلد کوئست هم از کارهای مدنی و آسونت خوشش آمده و شروع به فروش سهام زمین به جای سکه، و هر کس که بخواهد می تواند به جای سکه سهام زمین هندوستان را خریداری کند.جالب اینجاست بدانید سربازان چشم بادامی خیلی از این فروش استقبال و سکه های خود را می دهند و در عوض سهام زمین هندوستان را خریداری می کنند!

جزء تاسف خوردن برای آن ها حرفی برای گفتن نمانده،و هر روز می بینیم شیوه ی جدید کلاهبرداری در بعضی از نت ورک ها که اسم نت ورک را برای خود گذاشته اند ازدیادپیدا میکند، که در ایران هم وجود این نت ورک ها هر روز بیشتر مشهود میشود .

جالب است بدانید اکثر آنها به طور کاملا مخفیانه فعالیت می کنندو قصد آنها خراب کردن اسم نتورک و لطمه زدن به پیشرفت تجارت الکترونیک در ایران هستند در بعضی مواقع هم مشاهده شده که آنها با برگزاری مجالسی و یا اینکه گرفتار میشوند می گویند ما وست ویژنی هستیم وقصد مخرب کردن وست ویژن را دارند.بعضا مشاهده شده که آنها با برپایی همایشی در تمام نقاط کشور قصد گول زدن افکاروعقاید مردم را دارند و خوشبختانه با هوشیاری مردم و نیروی انتظامی این مجالس را به  هم زده و تعداد زیادی از آنها را دستگیر کرده است.

وظیفه ی خود دانستم تا بعضی از ناگفته های بعضی از شرکت ها را فاش کنم تا مردم ایرانم از اطرافشان بی خبر نباشند!

در حین این همه هیاهو وست ویژن صداقت را به مردم و ملت جمهوری اسلامی  افشاء کردو هر روز به دنبال راهی است که خدمت خود را به جمهوری اسلامی و مردم ایران  بیشتر بیشتر کند و با کارهای که نیاز به گفتنش لازم نیست به ایرانیان اثبات کرد که صداقت پایه و مبنای کارش است.

حرف نگفته ی برای گفتن ندارم!

 منبع: وست ویژن یزد

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 10:6

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 تحليل كار ديگر نتوركها

همکاران عزیزم روزگاری را به یاد می آورم که وست ویژن آن کودک نوپا در فرهنگسرای دختران همایشی باشکوه برگزار کرد . شخصی که روابطی عمیق با مدیر محترم شرکت جناب مهندس بابائی ایجاد کرده بود و خود را به ظاهر دوست ما نشان میداد آقای مدنی بود که در این همایش بزرگ به روی سن رفته و برای ما سخنرانی نمودند که باید قدر دانست و اینکه ایشان در مورد نت تحقیق میکردند و وست ویژن راه خدمت را در پیش روی خود دارد تا حدی که ایشان نیز برای بهبود کیفیت کاری حاضر به کمک هستند

خدمت شما عرض کنم که این مرد مدت زیادی را با آقای بابائی گذراندند تا اینکه با لیدرهای خوبی آشنا شدند ( البته آن لیدرها تنها به درد ایشان میخورند ) زمان زیادی سپری نشد تا اینکه خبر پیدایش یک نت جدید آن هم با راهبری یکی از پیروان مهندس بابائی یعنی آقای مدنی در میان نتورکرها پیچید بله درست حدس میزنید منظور من آسو نت میباشد آسو آمد ولی چه آمدن زشتی که با خود لیدرهائی از وست را به همراه برد ( آنها اگر ماندگار و وفادار بودند در وست میماندند ارزانی شما باد ) . از آسو صحبت بسیار است از جائی که مدیر این شرکت شروع به بر زدن کرد : زمانی که این شرکت شروع به کار کرد به دلیل عدم جا افتادن درست فهم نتورک برای مدیرش ایشان شروع به رخنه در وست کردند که به دلیل حضور به موقع و به جای مدیریت وست ویژن و تدابیر ایشان دست بیگانه از وست کوتاه شد . از جائی که این شرکت حتی از سایت خود نتوانست مراقبت کند و آن شرمساری را برایشان باقی گذاشت : تقریبا همه شاهد این مطلب بودیم که مدت زمان زیادی در یکی از لینکهای آسو چه صحبتهائی نوشته شده بود که این ناشی از بی کفایتی مدیر در حفاظت از آسو بود . از جائی که تمام پلان کاری این شرکت از روی پلان وست ویژن نمونه برداری شده بود : اگر مطالعه دقیقی روی پلان آسو داشته باشید میبینید که نوع فروش کالا و خدمات مانند وست میباشد و از جائی که مدیر بی صلاحیت آن گفت دست آقای بابائی را گرفته و از زمین بلند کرده است :پرسشی دارم از شما !

اگر مدنی بود که مدیر ما را از زمین بلند کرد

چه کسی در همایش دیگری شروع به صحبت کرده و از کار آن تمجید میکرد ؟ آقای مدنی

چه کسی اول پلان کاری خود را شروع کرد و بهترین خدمات را ارائه داد ؟ آقای بابائی

چه کسی بیپروا شروع به خراب کردن دیگری کرد و در کارش خلل ایجاد کرد ؟ آقای مدنی

چه کسی با کار درست بینی دیگری را به خاک مالید ؟ آقای بابائی

خدمت شما بگویم آنکه از خاک به افلاک کشد هموست که از عرش تا فرش پائین تواند کشید

با شما همسنگران از شخص دیگری صحبت میکنم کسی که در پلان وست در رده فوق العاده پائینی بود و فکر کرد شرکت نتورک ایجاد کردن بچه بازیست تنها یک یا دو نت را کار میکنیم و بعد ما بلد شدیم میرودم و نت راه می اندازیم . بسلامت بروید که راه ورشکستگی را چه زود و با سرعت میپوئید آقای حسینی فرد از جمله بچه هائی بود که قدم در راه نتورکینگ گذاشت و فکر کرد بازیچه پیدا کرده یاد گرفته و نگرفته از وست برای نت خودش طوبا قدم در راه گذاشت به هر طریقی به پای بحث ایشان کشیده شدیم مدیری که خود معرفی کار میکرد کت و شلواری به تن داشت و تیپ اسپرت خود را به ژستی کاملا رسمی داده بود اما این مدیر در حرفهایش گفت شما بیائید در دفتر من مدیر باشید ... هر چه بگوئید بخاطر تجربه شما میپذیرم .... و شاخه اصلی شرکت نیز مال شما ..... به دید اول بسیار عالی بود اما آیا التماس از آن موج نمیزد چگونه اینهمه امکانات برای من در حالی که در وست مدیر ما میگوید حد شرکت خود را بدانید و این شمائید که به وست نیازمندید نه وست به شما درست است اگر شرکتی بزرگ و در کارش استوار و با صداقت باشد مردم به آن نیاز دارند نه او به مردم . پس از کوچکی طوبا نیز هر چه گوئیم وقت تلف کردن است اما تازه چه خبر

دو روز پیش مطلع شدیم که همایشی در شرف وقوع است از حاشیه همایش اخباری به گوشمان رسید که برایتان ذکر میکنیم

اینبار نیز شخصی از لیدرهای وست شروع به بازی کرده و اندک آبروی خود را نیز بر باد خواهد داد

داوود گرشاسبی لیدر تاریک شرکت گلد کوئست که در آنجا بسیار نارضایتی مردم را داشته با شرکت در یک نتورک ایرانی با نام وست ویژن رفته رفته اعتبار میافت به تازگی دست به عملی زده که باعث حیرت ما شد آری درست است نت مارکتینگ و اینبار ارمغان خلیج فارس پرده ای تاریکتر بر چهره گرشاسبی .

شما قضاوت کنید من بد نمیگویم

محصول : صنایع دستی

ورودی : صد هزار تومان

۱ به ۱ بیست و دو هزار تومان ۳ به ۳ سی و هفت هزار تومان که درصدی از آن هم بابت امتیاز خرید از نفر کسر میشود.

آیا کسی میتواند به جای مهندس بابائی با کسی دیگر همکار شود و به او اعتماد کند .

دوست زیرک ما هنوز نیامده همایش برپا میکند و با ساز و آواز خود را به رخ میکشد .

نمیدانم چرا در همایش ایشان هیچکس نپرسید آقای گرشاسبی آیا خودت به جای وست حاضری در این نت کار کنی البته او مجبور است زیرا در وست نیز نتوانست ظاهر نگاه دارد و خیلی زود چهره گشود ما به او میگویم که شما هر چه آموخته اید از مدیر ماست به شما آموختند تا جنبه شما را بیازمایند که نداشتید ولی ندانستید که کوزه گر همیشه فوت کوزه گری برایش محفوظ است زیرا ایشان نتورکر نبودند که تمام مطالب را به شما بیاموزند و خوبی کارش رمز کارش است از او ممنونیم که ما را می آزماید

خبرها تمام نشده زیرا دیروز نیز اطلاعاتی از نتورکی که قرار است روز چهارشنبه شروع به کار کند به دستمان رسید

هندی کرفت ( صنایع دستی ) این نت نیز با ظاهری فریبنده از دادن پاداش یعنی ۳ به ۳ نیمی از پول اولیه + ۱۲ ٪ که در ابتدای امر بسیار دوست داشتنی مینماید ولی او نیز جلوه ای دیگر از دسیسه بر علیه این ملت است دلیل اینکه در زمان معرفی کار میگویند این نت زیر نظر مستقیم وزارت صنایع و معادن و با حمایت آن وزارتخانه محترم کار میکند ( آیا دستور کار وزارتخانه صنایع و معادن مشخص نیست ) و یا اینکه همین آقای کاتوزیان از آن وزارتخانه نبودند که با نتورکینگ مخالفت میکردند . حال چگونه ممکن است با اینهمه مشکلات که بر سر راه وست ایجاد کردند بگویند نتورکینگ مانعی ندارد آیا آقای کاتوزیان از این مسئله خبر ندارد و یا اینکه به دلیل کناره گیری ایشان از مسائل نتورک اگر آبروی یک وزارتخانه نیز برود و با نامش بازی شود ایشان هیچ نخواهند گفت . مسئله جالب این است که آنها ادعا میکنند که شما کالا میخرید و در کنار خرید کالا به شما اجازه کار میدهیم ( این کالا تولید خودشان است و در بازار قیمت را خودشان تعیین میکنند ( چندین برابر )) و با همچین پلانی اگر تا ۱۴ لول منظم پایین بروید شرکت سرپاست و در غیر این صورت شرکت سود معکوس میدهد یعنی ضرر . و در باره وست میگویند کالای شما در همه جا هست و همه کس قدرت تولید آن را دارد ( که البته از قوانین FTC و افتخار ماست ) و قیمتش در بعضی مناطق پایینتر نیز یافت میشود ( قیمت کالا قیمت میانگین است و البته که در مناطق دور افتاده که اغلب تولید کننده هستند ممکن است پائینتر پیدا شود ) و مهمتر اینکه اگر وست ۱۳ لول منظم پیش رود معکوس میشود .

درمیان صحبتهای آنها به مطلبی بر خوردیم که جای بسی خنده است آقائی که ادعا میکند تا به حال ۷ پلان نتورکینگ را طراحی کرده و به افرادی فروخته که خوب مسلما نمونه های بالا نمونه های کاملی ار پلانهای شکست خورده ایشان است که ایشان تنها کراوات میزنند خوب و شمرده صحبت میکنند و در مباحثه کم می آورند اما نمیدانند آنچه به عنوان ۱۳ لول منظم از وست میدانند صحبت مدیر ما مهندس بابائی است که فرمودند اگر تصمیم گرفتید نت را آنالیز کنید حداقل باید تا ۱۳ لول به کار خود ادامه دهد اما این برای وست نبود برای نتهای دیگر مصداق داشت وست آنقدر زیبا و شفاف است که نیاز به آنالیز ندارد در ضمن چگونه وست که از گامهای کاری ۲ تا را برای خرید قرار داده که از سود فروش کالا به ما پاداش دهد و خود اذیت نشود ۱۳ لول را طی میکند و شما که فقط پول میدهید و ۱۴ لول پر میکنید حتما کالای ابتدائی شما بی ارزش است و یا به زودی فرار خواهید کرد .

و اما وست ویژن

شرکتی که با ایمان و اتکا به حق شروع به کار کرد

مهندس ابوالفضل بابائی کسی که برای اولین بار در ایران دست به این اقدام بزرگ زدند کسی که در مقابل مشکلات ایستادند و کسی که با سرمایه فراوان جا نزده و پشت ما را خالی نکردند .

و اما وست ویژن شرکتی که تنها زائیده یک تفکر است و راه خود را تنها برای خدمت به مردم و کمک به اصلاح مشکلات صنعت نتورک مارکتینگ انتخاب کرده و همواره میکوشد در راه احیا صنایع دستی کشور که دیر زمانیست فراموش شده گام بردارد . از جمله مسائلی که باعث شده وست ویژن در راستای اهداف خود گام بردارد و هیچگاه به ورطه نابودی نرود میتوان به چند نکته اشاره کرد .

۱ - مدیریت این شرکت بخاطر هوس و از روی دیدن سود دیگران و تنها بخاطر پول اقدام به این کار نکردند و اقدام ایشان برای رسیدن به آرمانشان بوده ( کمک به مردم و صنعت نتورک مارکتینگ و احیا صنایع دستی ) و هست .

۲ - این شرکت از فکری متولد شده که در زمینه نتورکینگ . قوانین مربوطه و برنامه نویسی آن اطلاعات کافی داشتند .

۳ - این شرکت هیچگاه از راه درست خارج نشد و همیشه بر اساس قوانین حرکت کرده و در صدد خراب کردن نتهای دیگر برنیامد یعنی تمرکز که اصل کار ماست . ( البته در بعضی مواقع مثل زمانی که در همایش گلد کوئست از وست به بدی یاد شد مدیریت وست با تمام وجود از کار خود دفاع کرده و چهره زشت آنها را نمایاندند .

وست ویژن همواره به فکر ترویج فرهنگ درست بازاریابی بوده که از عهده شرکت های دیگر برنیامد زیرا با این کار تیشه به ریشه سست خود میزدند

به امید اینکه این شرکت با مدیریت مهندس بابائی به تمام آرمانهایش جامع عمل بپوشاند به کوری چشم آنهائی که نتوانند دید . انشا ا...

شرکت من و تو بزودی بزرگترین شرکت واگذارکننده سیم کارت موبایل از ایران به جهان خواهد بود .

شرکت من و تو بزرگترین صادر کننده صنایع دستی از ایران به جهان خواهد بود .

شرکت من و تو بزرگترین صادر کننده نتورک سالم از ایران به جهان خواهد بود .

شرکت من و تو بزرگترین صادر کننده نام نیک ایران و ایرانی از ایران به جهان خواهد بود .

شرکت من و تو مال ماست در حفظ و حراست از آن باید بکوشیم

 منبع: وست ویژن از شعار به شعور رسیده ایم

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 9:5

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 سربازانی از نسل انقلاب 

    اینبارباید راجب به مسئولیتي سنگین صحبت کنیم ، مطلبي كه شايد از آن غافل شده ايم . دوستان در این دوران که حکومتهای شيطاني در فکر تاراج فرهنگ و آیین کشور عزیزمان ایران میباشند تا بتوانند با دزدیدن تمدن ما خودشان را متمدن بنامند و جوانان عزيز ايراني رابه مسيري كه خود دلشان ميخواهد بكشند!! چرا كه جوانان ايران بارها و بارها در عرصه هاي مختلف توانسته اند با قدرت تمام مشتي بر دهان دشمنان حيوان صفت كوبند و افكار پوچ آنان را آشفته سازند . دشمنان ايران و ايراني هر روزه با ترفندهاي مختلف فرهنگ پوچ و بي پايه خود را بي صدا در گوش جوانان ما فرياد ميزنند و سعي ميكنند جوانان ما را به سمت تاريكي ،نا اميدي ، فساد و بي بندوباري سوق دهند . همواره شاهد آن بوده ایم كه دشمنان قسم خورده ما به طرق مختلف سعي بر جلوگيري از پيشرفت و موفقيت جمهوری اسلامی ایران داشته اند و به عناوين مختلف بيشرمانه هدف خود را دنبال کرده اند . يك روز با بر پا كردن جنگي طولاني ، بار ديگر با تحريمهاي نا جوانمردانه ، سپس هجوم همه جانبه فرهنگي ، روز ديگر با سنگ اندازي در دسترسي ايران به انرژي هسته اي ، و حتي سعي بر محروميت ايران در عرصه هاي ورزشي ...

   اما بايد گفت اين كوته فكران خيال باطلي در ذهن خود پرورش ميدهند گويا آنان نميدانند جوانان ايراني از نسل پيامبر اكرم (ص) و پيرو ولايت فقيه ميباشند . و حال اينبار نوبت از آن ما ميباشد من ، تو و تمام ملت ايران اينبار نوبت ماست تا با دستي گره كرده و فريادي بلند به سمت دشمنان اين آب و خاك يورش برده و آنان را به سزاي اعمال خود برسانيم .

   بیایید تا اینبار از تازیانه خوردن اقتصاد ملی توسط نتورکهای ناسالم و دسیسه های هرمی کشورهای خارجی(و بعضآبرخی از شرکتهای ایرانی)جلوگیری کنیم وبااستفاده از روشهای سالم بازاریابی شبکه ای این علم نوین ، بنیان قدرتمندی از اقتصاد ملی در زمینه صنایع دستی و گردشگری را پی ریزی کنیم .

    پس بیا دستت را در دستان من بگزار تا با  کمک یکدیگر قدم در مسیر رسیدن به اهداف  والای شرکت وست ویژن بگزاریم و با تمام قدرت ، با صدای بلند در گوش تمام مردم جهان فریاد بزنیم و تمدن دیرینه خود را در قالب هنری که از انگشتان ترک خورده هنرمندان ایرانی برون میتراود را به کشورهایشان صادر کنیم .

نگزاریم تا به دلیل کوتاهی من و تو در امروز ، آيندگان نسل ما را در تاريخ دادگاهي كنند!!

 منبع: وست ویژن کادینوس

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 22:23

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 يک فرصت تجاری یا سیستم هرمی

برخی افراد فرصت تجاری Network Marketing   را با دسیسه هرمی اشتباه می گیرند .البته این تفاوتها به شکل رسمی توسط کمیسیون تجارت فدرال آمریکا(FTC)   روشن شده است. تجارت شبکه ای یا چند لایه ای MLM یک شیوه تجاری قانونی و مشروع است که از یک شبکه مالکان تجاری مستقل، برای فروش محصولات یک شرکت با قیمت عرضه جهانی آن استفاده می نماید. مالک تجاری محصول را به مشتریان پیشنهاد می دهد البته نه از طریق فروشگاه های خرده فروشی ثابت بلکه از طریق ارتباطات رودررو بین مشتری و مالک تجاری. وی می تواند محصول را از طریق واردکردن، برانگیختن ، تامین و آموزش به فروش برساند. سپس پاداشی شامل درصدی از کل فروش گروه مالک تجاری و نیز بابت فروش توسط خود مالک به خرده فروشان، به فرد تعلق می گیرد .  FTC "کمیسیون تجارت فدرال آمریکا" در سال 1979 اولین شرکت Network Marketing در دنیا  کهAmway  نام دارد را یک فرصت تجاری قانونی اعلام کرد که اکنون بیش از 50 سال از شروع کار این شرکت می گذرد.

سیستم هرمی یک طرح غیرقانونی است که شرکت کنندگان پول زیادی را  می پردازند و در عوض از  طریق وارد کردن شرکت کنندگان دیگری که سرمایه گذاری می کنند، به سود می رسند . موسسات هرمی سعی در ایجاد تشابه بین شیوه MLM  و سیستم خود از طریق عرضه یک محصول نمایشی می نمایند . اما تلاشی جهت ایجاد بازار برای محصول به مشتریان نمی کنند و فقط برای وارد شدن افراد، کمیسیون می پردازند.

منبع: Vast Gol

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 20:1

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 تعریف نت ورك سالم و راههایی برای بهتر کار کردن در مجموعه

بيش از ۵۰ سال است كه  سيستم نت ورك ماركتينگ در جهان آغاز به كار كرده و تا حال افراد زيادي از اين راه توانسته اند به ثروتي عظيم دست پيدا كنند .

نت ورك ماركتينگ به زبان ساده :

وقتي جنسي در كارخانه توليد ميشود تا به دست مصرف كننده برسد از بين واسطه هاي زيادي عبور ميكند , عمده فروش , خرده فروش , مغازه دار و غيره , كه طبيعي است درصد بسيار هنگفتي (80%) به روي مبالغ اوليه كالا اضافه ميگردد . بنابراين مقرون به صرفه است كه بتوان يك جنس توليد شده را به صورت مستقيم خريداري كرد .

هم اكنون در دنيا شركتهاي زيادي وجود دارند كه اجناس خود را به صورت مستقيم و با استفاده از سيستم شبكه ايي اينترنت و رايانه  به فروش ميرسانند . حتي در كشور ما ايران نيز هم اكنون شركتهاي معتبري به اين سيستم روي آورده اند و يا حتي به طريقي خدمات خود را به مشتريان به صورت شبكه عرضه ميكنند . در حالي كه در اكثر كشورها خدمات بانكي به صورت شبكه ايي از منزل يا محل كار انجام ميشود در كشور ما روزانه 300 نفر به هر يك از شعبه بانكها فقط براي پرداخت قبوض آب , برق , تلفن مراجعه ميكنند و كارشناسان و كارمندان بانكها به جاي فعاليت سازنده اقتصادي و مشاوره هاي كلان اقتصادي به ثبت , وصول و انجام خدمات پيش پا افتاده و سنتي ميپردازند .

حال بايد ببينيم چگونه ميتوان با نت ورك ماركتينگ به جمع پولدارهاي جامعه اضافه شد و چگونه ميتوان سيل دلارهاي غيرنفتي را توسط اين صنعت كه هم اكنون در بسياري از دانشگاه هاي جهان به عنوان يك علم روز تدريس ميشود به كشورمان سرازير كنيم و به دنبال آن منافع ديگري را اعم از توريست را به ايران بكشانيم و در حالي كه در منزل و در اتاق خود نشسته ايم دست به يك كاسبي سودمند و در عين حال حلال بزنيم و خود , خانواده و كشورمان را به سودهايي هنگفت برسانيم .

در حالي كه ما اندرخم يك كوچه مانده ايم در بسياري از كشورهاي جهاني مردم در اتاقهاي خوابشان به ثروتهاي هنگفت دست پيدا كرده اند با سرمايه ايي اندك و البته تلاشي فراوان و اطلاعاتي كامل .آيا ما نميتوانيم محصولات بي نظير كشورمان مثل فرش ايراني , پسته ايراني , زعفران ايراني , صنايع دستي مان را با نت ورك ماركتينگ به جهانيان عرضه كنيم ؟ ميتوانيم اگر بخواهيم به شرط آنكه فقط گوش مان را در اختيار نظريات بي پايه و اساس برخي از بلندگوهايي نسپاريم كه هيچ از تجارت جهاني نميدانند .ناكارشناساني كه در بعضي از نشريات قلم ميزنند و يا بر صفحه جعبه جادويي حاضر ميشوند .ميخواهيد بدانيد يكي از همين تيترهاي دور از واقعيت چه ضربه هولناكي به صنعت الكل سازي كشورمان وارد كرد و به دنبال آن كارخانه هاي توليد قند و ده ها فرصت شغلي از دست رفت .

بهتر است كمي واقع بينانه و در واقع عاقلانه با مسائل برخورد كنيم . ما اگر بتوانيم به دور از حاشيه ها , كوته فكري ها و حماقت هاي پيش پا افتاده و از راه صحيح به شبكه هاي نت ورك ماركتينگ وارد شويم ميتوانيم بسيار زود و پر قدرت محصولات توليد شده در كشورمان را از اين راه به جهانيان عرضه كنيم و اقتصادي شكوفاتر را در عرصه توليد , توريسم و درآمد سرانه بدست آوريم . انشاالله

و اما شاخص های یک نتورک عالی

*دلایل شکست برخی شرکتهایNetwork Marketing را میتوان به شرح ذیل دسته بندی کرد:

        مدیریت بی تجربه

        سرمایه ناکافی

        پخش کننده های ناکارآمد

        عدم توانایی در جذب پخش کننده ها

        طرح پورسانت دهی نا مناسب

        محصول نامناسب

        عدم منحصر به فردی

یک یا چندتا از عوامل فوق موجب شکست شرکتهای NMمی شوند. 

بدترین حالت وقتی است که یک شرکتNM  با وجود تیم مدیریت قوی، سرمایه کافی، طرح پورسانت دهی مناسب، روشهای آموزشی قوی برای پخش کننده ها باز هم شکست می خورد زیرا محصول نامناسب تولید می کند.

در سوی دیگر شرکتهای بسیاری هم با مدیریت نه چندان قوی،سرمایه کم،پخش کننده های غیر مجرب و یک طرح پورسانت دهی متوسط رشد بسیاری کرده اند چون محصول مناسبی به بازار عرضه کرده اند.

بیاد داشته باشید هیچ شرکتی عاری از اشتباه نیست.اما معمولا شرکتهای موفق پیوسته   در حال بهبود مدل تجاری خود هستند.امکان دارد پیشنهادهای شما کمک ارزنده ای به مدل تجاری آنها نماید که به نوبه خود منجر به بهبود تجارت خود شما میگردد.

۱-در انتخاب كمپاني دقت نماييد :

پيش از آنكه پول و زمان خود را در بازاريابي شبكه اي (NM) سرمايه گذاري نماييد، مطمئن شويد كه كمپاني مورد نظر شما از اعتبار مالي بالا ، مديريت خوب و از ابزارهاي لازم براي مديريت و كنترل سرعت رشد مجموعه برخوردار مي باشد و همچنين طرح تجاري آن در بلند مدت همچنان براي افراد سود بخش مي باشد. وست ويژن چنين كمپاني است و مكاني مناسب براي كار كردن شماست ... پس در اولين گام بايستي كمپاني مناسبي را بيابيد.

2-بالاسري مناسبي را بيابيد كه هم از حمايت كافي در آموزش برخوردار باشيد و هم فردي متعهد باشد  :

مطمئن شويد كه گروه بالاسري شما ، گروه موفقي مي باشند كه ثابت نموده اند براي آموزش شما شخصاٌ وقت كافي اختصاص مي دهند. اگر بالاسري شما چنين شخصي است، تجارت خود را آغاز نماييد.

3-براي انجام اين تجارت بايستي يك هدف شخصي شفاف ، واضح و متقاعد كننده داشته باشيد :

به ياد داشته باشيد آنقدر كه "چراي" اين كار داراي اهميت مي باشد ، "چگونه"  اين كار مهم نمي باشد. زماني كه شما دلايل قوي و متقاعد كننده براي انجام اين تجارت داشته باشيد، آنگاه يك حس اشتياق سوزان در شما بيدار مي شود، كه موفقيت در اين تجارت را براي شما به يك امر ضروري تبديل مي سازد.

4-اهداف واضح و مشخص خود را بنويسيد و هر روز آنها را مرور نماييد :

اهداف خود را مشخص نماييد و روي كاغذ بنويسيد. برنامه كاري خود را مشخص نماييد و هر روز را براي خود برنامه ريزي نماييد تا زماني كه به اهداف خود برسيد :

موفقيت = عمل + اهداف + رويا

 5-بر روي موفقيت زير مجموعه هاي خود تمركز نماييد تا به صورت خودكار خودتان موفق شويد :

درست است كه پول داراي اهميت زيادي مي باشد ولي تمركز شما بايستي براي كمك به زير مجموعه هايتان باشد. "زيگ زيگلر"  (مبدع روش FFF) روزي گفت : " شما به هرچه بخواهيد مي رسيد، به شرطي كه به ديگران كمك كنيد تا به خواسته هايشان برسند." برويد و به دوستان زير مجموعه تان كمك كنيد و آنگاه خودتان نيز به موفقيت خواهيد رسيد.

 6-براي موفقيت در اين تجارت بايستي زمان ، تلاش و جديت به خرج دهيد :

شما بايستي روزانه زمان ثابتي را براي تجارت وست ويژن به خود اختصاص دهيد. اگر اين كار را به چشم يك سرگرمي نگاه كنيد ( يعني هر زمان وقت اضافه اي داشتيد به اين تجارت اختصاص بدهيد ) به اندازه يك سرگرمي هم درآمد كسب مي كنيد. ولي اگر به چشم يك تجارت به آن نگاه كنيد ( برنامه كاري روزانه داشته باشيد و روزانه طبق برنامه تان عمل نماييد) به اندازه يك تجارت بزرگ هم درآمد كسب مي نماييد.

7-دو قانون مهم براي يافتن زيرمجموعه عبارت است از : با مردم صحبت نماييد ...و با مردم بيشتري صحبت نماييد :

شغل شما رساندن پيام است. پيامي شامل وست ويژن ، محصولات و فرصت مالي كه بايستي هر چه بيشتر در اختيار افراد بيشتري قرار دهيد. نگران كساني كه علاقمند نيستند نباشيد. شما فقط بايستي مردم را غربال نماييد تا به افراد مورد نظرتان برسيد. اگر هر روز با يك شخص جديد تماس بگيريد و شش روز در هفته كار كنيد ، در هر سال 312 تماس جديد گرفته ايد و اگر فقط ده درصد آنها وارد شوند، شما هر سال 31 ليدر جديد خواهيد داشت، كه اگر آنها نيز همين روش شما را همانند سازي (duplication) نمايند كه ديگر و ا ه ه ه ه چه شود !!

8-شرمنده نشويد اين شغل شماست ، پس شخصاٌ مسئوليت آن را بپذيريد :

فقط شكست خوردگان هستند كه بايستي شرمنده بالاسري هايشان ، كمپاني و طرح تجاري كمپاني شوند. اين شغل شماست و مسئوليت شخصي شماست ، پس تعهد موفقيت ها و درآمدهاي خود را بپذيريد.

9-حداقل به مدت سه سال صبور ، استوار و ثابت قدم باشيد و نظاره گر رشد مجموعه خود باشيد :

اغلب مردم بي صبر و ناشكيبا هستند و مي خواهند عجولانه به موفقيت برسند. اين تجارتي است كه زمان نقش اساسي در ساختار آن دارد. اگر شما يك تجارت سنتي داشته باشيد حداقل 3 تا 5 سال طول مي كشد تا به درآمد قابل توجه برسيد، بلي يا خير؟ در بازاريابي شبكه اي (NM) نيز شما حداقل بايستي چند ماه منتظر اولين درآمد خود باشيد و كم كم تا سه سال بعد قدرتمند مي شويد. صبور باشيد و هرگز كار را رها ننماييد.

10-پس زدن و رد شدن را به عنوان بخشي از اين تجارت بپذيريد و آن را برخورد شخصي به خود نگيريد :

دراين تجارت مردم به شما زياد "نه" خواهند گفت. خوب ممكن است اين لحظه مناسب زندگي آنها براي پذيرش اين پيشنهاد نمي باشد. آنها شما را پس نمي زنند بلكه به اين فرصت شغلي عالي و محصولات دست رد مي زنند. شما آن را به خودتان نگيريد. با مردم ديگر در تماس باشيد تا بتوانيد در لحظه مناسب زندگي هر كس به آنها برسيد.

راهبران وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 19:0

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 معیار های انتخاب شرکت مناسب برای بازاریابی شبکه ای

در این انتخاب به 6 نکته زیر توجه کنید:

1)  اعتبار شرکت : آیا شرکت معتبر است؟ آیا محصولاتش را تضمین می کند؟ اغراق و ادعای باطلی وجود ندارد؟

2) نوع شرکت : آیا شرکت تصمیماتش را با نمایندگان می گیرد یا با سهامداران ؟ شرکتهای publicly treatedکه باید به سهامداران پاسخگو باشند و نه به نمایندگان ، زیاد پسندیده نیستند .

3) محصولات و خدمات : موفقترین افراد در بازاریابی شبکه ای عاشق محصولاتشان هستند. مسلما بازاریابی برای محصولی که خود آن را تجربه کرده و ازآن راضی بوده اید بسیار ساده خواهد بود.

4)   آیاduplication در سیستم تجاری شرکت وجود دارد ؟

5)  مدیریت : مدیریت شایسته یک " باید " در هر تجارتی است .آیا هیات مدیره تبحر و تجربه کافی در امر تجارت دارند. و در تجارت های قبلیشان موفق عمل کرده اند؟

6) طرح سودرسانی شرکت چیست ؟

با چشمانی باز " فرصت تجاری مناسب " را انتخاب کنیم

 منبع: Vast Gol

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 15:58

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 ماجرای نتورک مارکتینگ در کشور ایران

قسمت اول : آشنایی ایران با نتورک مارکتینگ

چندین سال پیش مردم کشور ایران با یک روش جدید در فروش محصولات آشنا شدند که در آن به اصطلاح واسطه های تجاری از میان برداشته شده و یک سری هزینه ها از زمان تولید جنس در کارخانه تا زمانی که به دست مصرف کننده می رسد حذف می شد و در عوض فروش محصولات و تبلیغات آن بر عهده خود خریداران بود . شما به عنوان یک خریدار با خرید یکی از محصولات آن شرکت ها می توانستید آن کمپانی را به افرادی دیگر معرفی کرده و به ازای مجموعه ای که تشکیل می دادید و همچنین فعالیتهای بعدی افرادتان به کسب درآمد بپردازید . در آن زمان به علت نبود اطلاعات کافی در کشورمان ایران در زمینه صنعت بزرگ نتورک مارکتینگ افرادی که با این شرکت ها آشنا می شدند بدون توجه به مسائل و مشکلات بزرگی که امکان داشت به وجود بیاید و صرفا به خاطر جذابیت های ظاهری آن شرکت ها در نشان دادن سطح درآمد افراد در آینده کاریشان به این شرکت ها پیوستند . می توان از کمپانی با نام کوئست نت (گلد کوئست) به عنوان بزرگترین کمپانی نام برد که توانست با عوام فریبی فراوان بیشترین ضربه را در مورد این صنعت نوپا در کشورمان وارد کند نام برد . کمپانی گلدکوئست وکمپانی های خارجی دیگری که وارد کشور ما شده بودند با وقت بسیار زیادی که صرف کردند ( تقریبا ۴ سال ) توانستند که به هر طریق ممکن راه رشد خود را در کشوری که اکثریت افراد آن هیچ آشنایی با نتورک نداشتند باز کنند و حتی مسئولین محترم کشور ما که نیز تا آن زمان با چنین موردی برخورد نکرده بودند بعد از رشد فراوان این شرکتها در کشور شروع به انجام تحقیقات در این زمینه کردند و کمپانی های خارجی که تحت عنوان نتورک مارکتینگ در کشور ما فعالیت می کردند از وضعیت موجود در کشور و بی اطلاعی افراد جامعه نهایت سوء استفاده را از مردم ایران کردند و به چپاول های خود ادامه دادند . این کمپانی ها که کم کم دستشان برای مردم و مسئولین داشت رو می شد برای اینکه بتوانند همچنان به چپاول خود ادامه دهند دست به حرکاتی جدیدتر و فریبانه تر نیز زدند که از آن جمله می توان به اضافه کردن بعضی از ارزشهای جمهوری اسلامی در قالب محصولات خود و زدن دفتر نمایندگی غیر مجاز در تهران و اضافه کردن پورسانتهای خود که یک هزارم پولهایی که خود به جیب می زدند نبود کردند و حتی با این حربه ها نیز توانستند دوام بیشتری در راستای اهداف خود بیاورند . از ماههای آخر فعالیت حرفه ای این شرکت ها در ایران می توان به عنوان نقطه عطف آشنایی مردم و مسئولان با این شرکت ها و نحوه فعالیت آنان نام برد . شرکت هایی که در پشت نام صنعت بزرگ نتورک دست به کلاه برداری های بزرگی نه تنها در ایران بلکه اکثر کشورهایی که در این زمینه اطلاعات نداشتند می زدند تا جایی که بیشترین شکایت در سال ۱۳۸۳ در کشور مربوط به مال باختگانی بود که در شرکتهای به اصطلاح هرمی به عضویت درآمده بودند و به علت روشن شدن اذهان عمومی در مورد این شرکتها دیگر هیچ امیدی برای پس گرفت پولشان از آن روش نداشتند .

قسمت دوم : عملی شدن نتورک مارکتینگ در ایران

اما در همه آن سالها در رسانه های مختلف از جمله مطبوعات و رادیو و تلویزیون مسئولان کشور ما که تحقیقات خود را در زمینه علم و تجارت جهانی نتورک مارکتینگ انجام داده بودند طی مصوبه ای که در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید فعالیت در تمام این شرکت ها که درآمد آنها ناشی از اضافه شدن اعضا باشد را ممنوع اعلام کرده و جرائمی را هم برای اعضایی که در این شرکتها فعالیت داشتند تعیین کردند . اما نکته ای که عموم مردم را خوشحال می کرد نظریه صریح مسئولان در حمایت از اصلیت صنعت نتورک مارکتینگ بود که در آن هر فرد بابت خرید محصول و استفاده از خدمات یک شرکت به همکاری با آن شرکت بپردازد . اما ایراداتی که توسط دولت ایران بر نتورکهای خارجی وارد شد و واقعا به حق هم بود شامل مواردی بود از جمله خروج بی ضابطه ارز از کشورمان ایران و بی ارزش بودن محصولاتی که به مشتریان ارائه می شد در ازای مبلغ زیادی که از هر نفر گرفته می شد - قاچاق کردن محصولات توسط واسطه هایی که محصولات با حجم انبوه را باید به ایران برای ارائه به مشتریان انتقال می دادند - نداشتن معیارهایی که با معیارهای کشور ما همخوان باشد - زیر پا گذاشتن هرگونه قوانین جمهوری اسلامی توسط افرادی که در راس این شرکت ها بودند صرفا به خاطر کسب درآمد بیشتر و ورود مردم به این شرکتها و نبود هیچ تعهدی به شخصی که با هزاران امید پول هنگفتی را به حساب آنها واریز می کرد و ...

اما در همین حال و هوا بودیم که خبر از ورود یک کمپانی ایرانی در زمینه فروش کالا به روش نتورک مارکتینگ به گوش همه رسید که حتی نتورکهای خارجی برای ادامه فعالیتشان به این کمپانی اشاره می کردند و کار خود را توجیه می کردند .

و اما وست ویژن (افق وسیع) ایرانیان با اهدافی از جمله جلوگیری از خروج ارزی که توسط نتورکهای خاجی صورت می گرفت و احیاء صنعت بزرگ و ملی کشورمان صنایع دستی و همچنین فرهنگ سازی انجام صحیح نتورک مارکتینگ در ایران پا به عرصه گذاشت .

نکته بسیار جاب در مورد کمپانی وست ویژن شفاف سازی تمام موضوعات در بین مسئولین و اذهان عمومی از همان ابتدای فعالیت بود اما در اینجا توجه شما را به مهم ترین دلایل موفقیت این کمپانی در ایران جلب می کنیم :

وست ویژن :

ا- هویت

ما ایرانی هستیم و واقعا باعث افتخار خواهد بود زمانی که از کمپانی وست ویژن به عنوان یکی از قوی ترین نتورک های دنیا نام برده شود و باز باعث افخار خواهد بود که ما همگی در ابتدای این انقلاب بزرگ همراه و پایه گذار این نتورک نام خواهیم گرفت

۲- مدیریت

اگر مایکروسافت یکی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا است به خاطر وجودی مدیر لایقی مثل بیل گیتس با اهداف بزرگش است و باعث افتخار است که کسی که انقلاب صنعت نتورک مارکتینگ را در ایران آغاز کرد کارشناس و استاد تجارت الکترونیک است . آقای مهندس بابایی اگر علم این کار را نداشت مطمئنا امروز شاهد درخشش وست ویژن در جوامع بین المللی نبودیم

۳- اهداف

همان طور که همه ما می دانیم که زندگی بدون هدف هیچ انگیزه ای برای ما ایجاد نمی کند یک کمپانی یا شرکت هم فعالیتش و موفقیتش به اهدافش بستگی دارد . شاید در کمپانی وست ویژن و حتی چهره مدریت محترم آن تنها چیزی که خیلی به چشم می آید اهداف بزرگ این شرکت می باشد .هدف اولیه وست ویژن ایجاد فرهنگ نتورک سالم در ایران بود که به یاری خداوند متعال صورت گرفت - هدف دوم ایجاد پلانهای منحصر به فرد با محصولات بی نظیر بود که  به یاری خداوند انجام شد و در حال انجام است - هدف سوم برافراشته شدن پرچم مقدس ایران در سراسر دنیا با محصولات منحصر به فرد بین المللی و هدف قرار دادن بازارهای اروپایی - و هزاران هدف بزرگتر که روز به روز شاهد آنها هستیم

۴- فرهنگ و راستای فکری

فرهنگ نتورک با تمام معادلات و محاسباتش به یک عامل بسیار مهم بستگی دارد و آن همخوانی با فرهنگ مردم آن کشور است . اگر امروز هزاران وبلاگ و مطلب و روشهای موفقیت در این تجارت در اختیار شماست فقط و فقط به خاطر این است که فرهنگ وست ویژن فرهنگی است کاملا بومی . اما در مورد راستای فکری که شاید از نظر خیلی از افراد داشتن راستای فکری مطابق با اصول و قوانین کشوری یکی از مهم ترین مواردی است که یک کمپانی می تواند برای موفقیت در کشور خود آن را داشته باشد . وست ویژنی ها که از نزدیک شاهد عملکرد شرکت هستند کاملا بر این موضوع واقف هستند اما فقط به ذکر یک نکته اشاره می کنیم که اگر وست ویژن راستای فکری مخالف موازین کشور و قوانین داشت دفتر نداشت - سایت نداشت - همایش نداشت - پلمپ شرکت فک پلمپ نمی شد و ...

۵- پلان کاری قوی

پلان کاری وست ویژن بارها دستخوش تغییر و تحول شده و حتی انتقاداتی نیز بر آن وارد شده است تا جایی که حتی خود کمپانی وست ویژن در برهه ای از زمان و بنا به احترامی که برای نظر مجلس شورای اسلامی قائل بود از فعالیت اعضای خود جلوگیری و به برطرف کردن ایرادات پلان کاری خود پرداخت . اگر امروز ما شاهد پلان باینری بسیار قوی در وست ویژن هستیم به خاطر تجربه و دانش مدیران آن بوده و پلان بین المللی و بای سولار که تحولی جدیدی حتی در عرصه بین المللی در نتورک است و از همه مهم تر پلان فرهنگی کمپانی که فقط و فقط می توان به اهداف بالای این پلان اشاره کرد که سعی در تفهیم مفاهیم کاری و ایجاد مردمانی دانشمند در این تجارت دارد

۶- صداقت

زمانی بود افراد زیادی به کار با کمپانی های زیادی مشغول می شدند اما حتی نام مدیر عامل آن کمپانی را نمی دانستند . این جمله را گفتیم که خیلی راحت مفهوم صداقت کمپانی را دریابید . وست ویژن با شخص آقای مهندس بابایی همیشه با اقتدار و به صورت شفاف مسائل کمپانی را صادقانه به اعضا و حتی مسئولین اعلام می دارد حال از طریق روزنامه و تلویزیون و سایت خود کمپانی و یا وبلاگهای مورد تائید

۷- دفتر مرکزی

بدون شرح : تهران خیابان ولی عصر - روبروی پارک ساعی - برج سرو ساعی - طبقه هفدهم - تلفن تماس : ۹-۸۸۵۵۴۲۵۸

۸- ساپورت

مفهوم ساپورت چیست : ساپورت یعنی تعهد به تمام گفته ها و همچنین نهایت همیاری کردن افراد در صورت به وجودآمدن مشکلی در کار . خوب در مورد انجام تعهدات شرکت وست ویژن پا را فراتر نهاده و تنها کمپانی که هر هفته اعضای آن منتظره خبر خوب هستند کمپانی وست ویژن هست . اصلا خبر خوب جزو پلان کاری هیچ کمپانی نیست اما اگر یک نگاهی به آرشیو خبرهای ۶ ماه اخیر وست ویژن بیندازید تصور خواهید کرد که دادن خبر خوش به اعضا شده جزئی از پلان کاری کمپانی وست ویژن

۹- متفرقه ها

در این مورد می توانیم فقط تیتر وار افتخارات وست ویژن را هر چند با کمی و کاستی یادآوری کنیم : ابداع صنعت نتورک سالم و انقلاب نتورک مارکتینگ در ایران - همخوانی کامل با موازین اسلامی و قوانین کشورمان ایران - فروش محصولی بی رقیب در دنیا ( صنایع دستی ایرانی ) - حمایت از خانواده های زندانیان با قرارداد با سازمان زندانها - پیوستن به جنبش فقر - ایجاد پلان و بانکهای مجازی جدید برای اولین بار در دنیا - گرفتن مدرک وری ساین - گرفتن مدرک هکر سیف - ایجاد سایت جدید با طراحی عالی و منو کاربری بسیار زیبا - برگزاری همایشهای بزرگ با دعوت از مسئولین کشور و شفاف سازی نوع فعالیت - اطلاع رسانی بسیار شفاف به همگان در رسانه ها ( تلویزیون و روزنامه ها ) - تولید محصولاتی منحصر به فرد و مورد حمایت قرار دادن زحمت کشان در زمینه تولید محصول - مورد حمایت قرار دادن صنعتگران کشور - هدف قرار دادن بازارهای اروپایی - شرکت در نمایشگاههای داخلی و بین المللی از جمله نمایشگاه لندن که کسب افتخار آن در تلویزیون ایران بازتاب داشت - اتحاد و همدلی مثال زدنی اعضای وست ویژن - برای اولین بار تولید سیم کارت بین المللی که افتخار بسیار بسیار بزرگی خواهد بود و باعث درخشش وست ویژن در جوامع دیگر خواهد بود - حمایت مسئولین کشور از وست ویژن همانطور که با حضور خود در همایشهای وست ویژن رنگ دیگری به این همایشها بخشیدند - ایجاد پلان بای سولار و فرهنگی که افتخار بزرگ دیگری برای اعضای محترم  خواهد بود و باعث می شود هر کس در راستای علاقه خود و توانایی خود در پلانهای مختلف همراه با کسب علم و دانش مشغول به فعالیت شود

۱۰- ایجاد حس افتخار در اعضاء

گرچه خیلی خلاصه وار اما در تمامی موارد بالا ما سعی در توضیحاتی برای هر مورد داشتیم . اما اگر عضو واقعی وست ویژن باشید خود می دانید که این حس افتخاری که در شما ایجاد شده قابل وصف نیست و فقط باید حسش کنیدتا بفهمید چه حسی هست . پس ما در این مورد هیچ توضیحی نداریم و فقط می توانیم بگوییم وست ویژن به خاطر ایجاد این حس همیشه به تو افتخار می کنیم و واقعا از شعار به شعور رسیده ایم و این را مدیون وست ویژن و مهندس عزیزمان هستیم

قسمت سوم : و اما ادامه ماجراها در زمینه نتورک مارکتینگ در ایران

خیلی دوست داشتیم داستان نتورک در ایران قسمت سومی نداشت .

خیلی بیشتر دوست داریم که قسمت سوم آن به پایان رسیده و هر چه زودتر قسمت چهارم را نیز با افتخار فراوان تقدیم حضورتان کنیم .

قسمت سوم برمی گردد به جایی که پس از این همه سال تجربه در این زمینه ما اینبار شاهد مشکلی هستیم که اینبار بیگانه ها در آن دست ندارند . پس از روی کار آمدن وست ویژن و گذشتن چند ماهی از فعالیت بسیار موفقیت این کمپانی افرادی سعی کردند که مثل وست ویژن پا در این صنعت گذاشته و آنها هم به این صنعت بپیوندند که البته این حرکت حرکتی است که صد در صد باید انجام شود و همگی باید از این حرکت استقبال کنیم که کشورمان در این زمینه به موفقیتهای چشمگیری دست یابد و وارد رقابت با کشورهای بسیار موفق در این زمینه شود .

به گواه تمامی مدیران نتورک در دنیا نتورک در عین سادگی مفاهیم و سادگی نوع کار یکی از تخصصی ترین و مشکل ترین کارها می باشد . اما پس از گذشت چند ماهی از فعالیت کمپانی وست ویژن افرادی که هیچ تخصص و دانشی در این زمینه نداشتند وارد این حرفه شدند اما با داشتن اصولی جدا از اصول نتورک مارکتینگ . آنها نیامدند تا نتورک را با دانش و زحمت اجرا کنند و وارد گود رقابت شوند بلکه آمدند تا بدون هیچ زحمتی و کپی برداری مطلق از شرکت وست ویژن راه وست ویژن را در پیش بگیرند . معروف ترین و قدیمی ترین کمپانی که به اصطلاح وارد رقابت شده بود کمپانی آسونت نام داشت . البته دقیقا با طرح پلانی که شباهت زیادی به پلان وست ویژن داشت و همچنین کپی برداری از طرح فسیلیتی کارت که وست ویژن برای اولین بار در ایران ارائه کرده بود . اما موضوع وقتی جالب تر می شد که این افراد که زحمت افرادی مثل مهندس بابایی را به یکباره به خود ربط می دادند حتی زحمت ادامه کار را هم بر عهده نمی گرفتند و برای اینکه بتوانند در راه گسترش کار خود موفق شوند حتی حاظر نبودند افرادی را در این زمینه تربیت کنند و تصمیم گرفتند که با دادن پورسانتهای فریبنده و دادن آفرها و پاداشهای زیاد در ابتدای کار لیدرها و کادانهای وست ویژن را به راس مجموعه های کمپانی خود اضافه کنند تا با خیالی راحت به قول معروف از دسترنج دیگران بهره ای ببرند که تا حدودی نیز موفق به این امر شدند . اما شاید تا اینجای این موضوع هم زیاد مهم نباشد حداقل برای کسانی که با دانش و اطلاعات کافی به کار صحیح مشغول بودند اما این برادران عزیز پا را فراتر نهاده و دست به کارهای جدیدتری زدند که الحق و الانصاف به دور از انسانیت بود . نمونه ای از شایعات و کارهای جالبی که انجام شده از این قبیل بوده : وست ویژن پلمپ شده . مهندس بابایی فرار کرده . وست ویژن اشباع شده . وست ویژن پورسانت کم می ده . وست ویژن پلانش ضعیفه و ....

اما این شرکتها (نام کمپانی برای این شرکتها بزرگ است) روز به روز رشد کردند و ما دیگر شاهد فقط آسونت نیستیم . ما امروزه شاهد شرکتهای فراوانی هستیم که روز به روز به تعداشتان اضافه می شود بدون داشتن هیچ هویتی از جمله دفتر مرکزی و یا مدیر عامل و ...

و همگی آنها به جای رقابت سالم دست به همان کاری را می زنند که آسونتی ها زدند و عاقبتش هم معلوم شد . شاید اگر فقط همکاران ما که در زمینه نوشتن وبلاگ فعال هستند بخواهند ایمیل های این دوستان رو برای بینندگانشون نمایش بدهند خودش یک سریال طنز خواهد بود . جالبه بدونید همین هفته وبلاگ وست ویژن مشهد ۱۲ ایمیل دریافت کرده که همگی اونها با دروغ و دادن وعده های واهی سعی داشتند که حاصل زحمات وست ویژنی ها رو در نتورک خودشون ببینند . نتورک آی ان بی که یکی از نتورک های نوپا بود با دادن وعده های فراوان و پورسانت زیاد در ابتدای فعالیتش تونست افراد زیادی رو به جمع خودش بیاره و امروز ما پس از فقط چند ماه شاهد ورشکستگی این کمپانی هستیم و تمامی افرادی که با وعده های این کمپانی وارد اون شده بودن با اظهار پشیمانی همگی اظهار می کنن که فریب خوردن .

اما قسمت سوم ماجرای نتورک در ایران به این خطر تلخ است که به جای وجود چنین شرکتهایی ما باید شاهد بوجود آمدن شرکتهایی با پلان های بررسی شده و همچنین مدیر عاملان تحصیل کرده ای باشیم تا بتوانیم در این صنعت بزرگ پیشرفت کنیم . چرا به جای اینکه ما امروزشاهد وجود چندیدن کمپانی قوی مثل وست ویژن باشیم شاهد ورشکستگی و فراری شدن کمپانی های دیگر نتورک در ایران هستیم . کمپانی هایی که بدون هیچ هویتی فعالیتشونو آغاز می کنند و در انتها هم ....

در قسمت دوم ما به ۱۰ مورد اشاره کردیم که از افتخارات و دلایل برتری وست ویژن بودند . کمپانی های به اصطلاح نتورک جدید التاسیس کدامیک از این موارد را دارا می باشند ؟

هویت - مدیریت - اهداف - فرهنگ و راستای فکری - پلان کاری قوی - صداقت - دفتر مرکزی - ساپورت - یا مسائل متفرقه را ؟

وست ویژن اگر پورسانت خیلی زیاد و غیر عادی نمی دهد چون با محاسبات علمی خود توانایی دادن پورسانت را محاسبه کرده است . کدام یک از شما دارای افتخاراتی حتی یک دهم افتخارات وست ویژن هستید ؟

هویتتان چیست ؟ دفترتان کجاست ؟ مدیرتان کیست و چه تجربه ای در این زمینه دارد ؟

آیا اصلا همایش دارید و می دانید همایش چیست ؟ کدام یک از مسئولان شما را مورد حمایت قرار داده اند ؟

مدارک دال بر فعالیت قانونی شما چیست ؟

محصولاتی که ارائه می دهید چیست ؟ ( آیا محصولی دارید مثل صنایع دستی که در تمام دنیا خواهان دارد و یا سیم کارت تلفنی ارائه می دهید که قابلیت فروش به صورت انبوه در سطح بین المللی داشته باشد ؟

می دانیم جواب شما چیست شما هیچ کدام از اینها را ندارید اما شما یک کار را خوب بلدید : پشت صفحه کامپیوتر خود بشینید و بدون هیچ زحمتی با چند خط نوشته به دنبال کسب درآمد باشید که فکر می کنم اگر هم موفق شوید هیچ درآمدی حرام تر از این روش درآمد شما نخواهد بود .

و اما پیشنهاد ما به این افراد این است که به جای ارائه شرکتهایی که بدون هیچ تفکری و فقط در راستای احساسات خود برای کسب پول تاسیس می کنند و بعد از مدت کوتاهی هم از میان می روند با کمی تفکر و در پیش گرفتن کسب دانش و علم این تجارت اوضاع و شرایط فعلی خودشان را بهبود بخشند و این را بدانند که شرکتهای خیلی بهتری نسبت به آنها که خیلی بیشتر از آنها دوام آورده بودند با این روش نتوانستند حتی خدشه ای به نام وست ویژن وارد کنند .

دلیل رشد وست ویژن عوامل بررسی شده فوق می باشد و از همه مهم تر اینکه اعضای وست ویژن عاشقانه به این کمپانی افتخار می کنند و هیچ کمپانی نخواهد توانست روزهای خوش و خبرهای خوش و اقتدار وست ویژن را در دل یک وست ویژنی تکرار کند و ما همگی هنوز در ابتدای افق بلند خود هستیم و منتظریم تا در سالهای بهتر آینده به این مطالب با لبخند رضایت و به عنوان سال های پر تلاشی که گذشته است نگاهی بیندازیم .

ما امروز در کمپانی وست ویژن به درجه ای از اطلاعات و آگاهی رسیده ایم که اگر خودمان هم بخواهیم نمی توانیم از وست ویژن جدا شویم و به نتورک دیگری فکر کنیم و فریب مدارک های موقت شما و پورسانتها و آفرهای موقت شما را نخواهیم خورد و این را بدانید که ما روز به روز بهتر خواهیم شد .

اگر قرار است بهتری وجود داشته باشد چرا خود ما بهتر را نسازیم و چرا آن بهتر هم وست ویژن نباشد .

هیچ کاری بدون ایراد نخواهد بود و کمپانی وست ویژن هم اگر ایرادی در راستای فعالیتش باشد آنرا قبول کرده و روز به روز در ساختن افقی وسیعتر در کنار اعضای خود به به اهداف خود نزدیک تر می شود ولی هیچ وقت بصورت نابرادرانه سعی در تخریب هیچ کمپانی نداشته و نخواهد داشت . ما روز به روز بهتر خواهیم شد و روز به روز به افق وسیعمان نزدیکتر می شویم . خدایا شکر .

وست ويژن مشهد

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 13:56

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 تفاوت بازاریابی چند مرحله ای و بازاریابی شبکه ای

بسیاری از افراد راجع به تفاوت بازاریابی چند مرحله ای(MLM)  و بازاریابی شبکه ای(NWM)  سوال می کنند. برخی  در صنعت بازاریابی معتقدند این دو تفاوتی ندارند.

تفاوت اساسی بین این دو ، به رابطه بازاریاب ها با شرکت مادر باز میگردد. در MLM لایه های زیادی از افراد محصول را از یکدیگر می خرند و به هم پول می پردازند .شرکتهای Amway  و  Shakleeنمونه های خوبی از این نوع بازاریابی هستند. فقط توزیع کنندگانی که به سطح Leadership  یا رهبری می رسند  مستقیما برای خرید محصولات با شرکت قرارداد می بندند و چک  دریافت می کنند. افراد در سطوح پایین تر محصول را با اندک پول بیشتری ازLeader  خریداری می کنند و در نتیجه Leader  در ازای فروش کامل محصولات به درصدی سود می رسد .  شرکت انعام یا کمیسیون را به Leader  می دهد و او آن را به بین توزیع کننده گان و آنها بین زیر مجموعه های خود  تقسیم می کنند.

بازاریابی شبکه ای از این نظر متفاوت است که افراد مستقیما با شرکت قرارداد می بندند. آنها همگی محصولات را مستقیما و با قیمت یکسانی از شرکت خریداری می کنند و انعامشان را مستقیما از شرکت دریافت می کنند. پس رویه دریافت کالا کوتاه تر از MLM می باشد، در این الگو  نیاز به سیستم های ساماندهی پیچیده نیست پس هم از نظر زمان و هم قیمت به نفع  بازاریاب تازه وارد است .

منبع: Vast Gol

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 12:50

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت