تبليغاتX
" به خدا نگوييد كه مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه خدای بزرگ داريد " اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات FBR تیم وست ویژن تبریز

سكوت وست ویژن بی معنا نیست .

نمی دونم چقدر به این مسائله توجه داشتید ,همیشه بعد از اوقاتی كه وست ویژن سكوت اختیار می كنه , اتفاقات عجیب و بزرگی رخ میده , حداقل توی این دوسال اینطوری بوده .

در واقع بعد از عبور از یك سربالایی كوچك , شیب تندی دل همه اعضا رو تكون میده , دقیقا مثل خبر دریافت وری ساین , كه برای خیلی ها در حد یك رویا باقی بود.

الانم من یك چنین حسی دارم , آماده ام , یا بهتر بگم آماده ایم برای پذیزایی از اتفاقی مسرت بخش , كه انگشت حیرت دشمنان از آب دهانشان تجزیه بشه .

راستی یك نصیحت برادرانه به دشمنان , سلاح وست ویژن در برابر دشمنی چیزی به جزموفقیت نیست .

موفقیتی كه ناشی از عمل است نه سخن .

شاید اون روزی كه دكتر بابائی اعلام كرد

آنهایی كه رفتنی بودند ، روزی میبایستی میرفتند و آنهایی كه ماندند و همه سختی ها را خریدند ، آینده خود را رقم زدند . همانهایی هستند كه الان سینه خود را در مقابل شركتهای خارجی و رقبای بی مرام باد داده و با غرور قدم در جاده تجارت خود میزنند .

این اقایان حضور نداشتند . به بیان دیگر :

باز از ایشان پرسیده میشه چرا در برابر دشمنان عكس العمل نشان نداده اید ؟

و ایشان جواب می دهند :

اگر آن زمان میخواستم سرگرم دفاع از خود باشم ، هزینه دفاع زیادی را میپرداختم .

پس به راهم ادامه دادم و انها را به خدا سپردم.

و باز زمستان دشمنان فرا می رسه .و تا اوخر بهار ادامه داره .

و وست ویژن و وست ویژنی همچنان به راهش ادامه میده .

""نادان آرزو میكند و شكوِه سر می دهد ,دانا كار میكند و منتظر می ماند ! ""      "پل ژاگو"

منبع: وست ويژن مشهد

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 19:28

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 

کاربر گرامی ؛

 

با توجه به اینکه  به علت منفی شدن E-Bank ،  دفتر کاری افراد بلاک می شود ، اعلام می دارد که برای سهولت در کار کسانی که  دفاتر کاری آنها به علت E-Bank   منفی بلاک می باشد ،  تصمیم گرفته شده است که دفاتری که به این دلیل بلاک هستند  UnBlock  شوند  و افراد بتوانند وارد دفتر کاری خود شوند و قادر باشند  به کار خود ادامه دهند و نیز با بررسی وضعیت E-Bank   خود متوجه دلیل بلاک آن بشوند .

لازم به ذکر است در صورتیکه وارد قسمتهای انتقال E-Bank  ، انتقال G-Bank ، انتقال E-Serial  و یا خرید کالا شوید و E-Bank  شما منفی باشد دفتر کاری شما بلاک شده  و در صورتیکه درخواست باز شدن بلاک آن را به شرکت اعلام فرمایید ، مدت زمان زیادی صرف خواهد شد تا دفتر کاری شما باز شود .

بخش نرم افزار و توسعه سایت

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 18:27

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

دو دوتا هشتا!! کی به کیه!!؟؟

قبل از هر چیز از اینکه اين مطلب را کمی با لحن تند می نویسم ، از همه بینندگان این وبلاگ پوزش مي طلبم. به هر حال عکس العمل ناشي از تكرار اهانت به شعور اعضای وست ویژن و از همه مهمتر ترور شخصیت مسئولین شرکت را بيش از اين نمي توان مهار كرد.

همانطور که وبلاگ نویسان عزیز می دانند ، یکی دیگر از دشمنان پشه ای وست ویژن وبلاگی راه اندازی کرده است و با نوشتن مطالب توهین آمیز ، به خیال خودش قصد ضربه زدن به وست ویژن را دارد. عده ای از دوستان و همکاران عزیز نظر من را در این رابطه جویا شدند و من هم تصمیم گرفتم مطلبی در این رابطه بنویسم. البته در ابتدا قصد نداشتم عکس العملی نسبت به این موضوع نشان دهم. چرا که متاسفانه تا به حال همه وبلاگ نویسانی که قصد مقابله با وست ویژن را داشته اند نشان داده اند که از مرضی به نام "بی سوادی مزمن" رنج می برند و هنوز نمی دانند دو دو تا می شود چهار تا!! بدون شک اگر با یک تحلیلگر حرفه ای و یک منتقد با سواد طرف بودیم اصلا لازم نبود با او مقابله کنیم و با کمال میل انتقادهای سازنده او را می پذیرفتیم.

خوشبختانه تجربه نشان داده است که شور و اشتیاق وبلاگ نویسی در این افراد مقطعی است و بی سوادی ، بزرگترین مانع برای ادامه فعالیت آنها خواهد بود. با در نظر گرفتن این موضوع که یک وبلاگ معمولا توسط یک نفر اداره می شود ، مطالبی هم که در آن نوشته می شود از سواد ، فرهنگ و شعور یک نفر سر چشمه می گیرد. بنا براین با خواندن مطالب یک وبلاگ به راحتی می توان به کاراکتر شخصیتی نویسنده آن پی برد. اصلا وبلاگ نویسی یعنی اینکه آدم شخصیت ، فرهنگ ، شعور ، سواد و در نهایت آبروی خود را از طریق یک صفحه الکترونیکی در معرض نمایش قرار دهد!

به طور مثال در وبلاگ آقای "شاکی" ، یکی از نکاتی که به طرز بسیار وحشتناکی خود نمایی می کند، بی فرهنگی و بی شعوری نویسنده آن است! چرا که گذشته از توهین های نویسنده وبلاگ ، نظراتی که در آنها انواع و اقسام فحش ها و دیگر واژه های غیر اخلاقی وجود دارد ، در معرض دید عام قرار گرفته است!! البته این موضوع نشان می دهد که این آقا حداقل در این مورد ، از واقعیت فرار نمی کند و با این واژه های غیر اخلاقی خیلی هم غریبه نیست!!!!!!!

یکی دیگر از نکات جالب این وبلاگ ، قسمت نظرات آن است! همانطور که می دانید قسمت نظرات یک وبلاگ مهمترین فاکتوری است که یک وبلاگ نویس می تواند میزان توجه مخاطب و بازتاب عملکرد خود را از طریق آن بسنجد. در این وبلاگ غیر از چند نظری که با نامهای مستعار توسط خود نویسنده گذاشته شده است ، بقیه نظرها نشان می دهد که هیچ کس با نظرات آقای "شاکی" موافق نیست. اما ظاهرا این آقا از آن دسته از افرادی است که از مشکل تعادل روحی و روانی هم رنج می برد و ترجیح می دهد به جای اینکه کسی از عملکرد او دفاع کند ، همه با استفاده از الفاظ تند و واژه های زننده ، او را مورد لطف و عنایت خود قرار دهند!!!

تحلیل های این وبلاگ هم که آدم را یاد انشای دوران دبستان می اندازد. یادش بخیر... به هر حال من به سهم خودم برای آقای "شاکی" دعا می کنم و امیدوارم هر چه زودتر خدا ایشان را شفــــا دهد. یا حق

منبع: The Best Of Leaders

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 18:26

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

در مورد شخص یا كاری عجولانه قضاوت نكنید

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:

پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.

سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .

پسر اول گفت :درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده.

پسر دوم گفت: نه. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.

پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین. و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام.

پسر چهارم گفت :نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها. پر از زندگی و زایش!

مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: همه حاصل آنچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند!

اگر در ” زمستان” تسلیم شوید، امید شکوفاییبهار” ، زیبایی “تابستان” و باروری “پاییز” را از کف داده اید!

مبادا بگذارید درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند!

زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین؛ در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند!

همیشه همینطوری نمیمونه که: زندگی گلابی تر از این حرفاست.

نتیجه ای كه از این داستان میگیریم این است كه ما گاهی زود در مورد افراد و یا كاری قضاوت میكنیم و وقتی زمان میگذرد به اشتباه خود پی میبریم. حال كسانی كه با وست ویژن دشمنی میكنند اگر آینده وست ویژن را میدیدند دیگر هیچ وقت با وست ویژن دشمنی و قضاوت ناعادلانه نمیكردند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 18:25

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حماقت

ابلیس وقتی نزد فرعون آمد. وی خوشه ای انگور در دست داشت و تناول می كرد.

ابلیس گفت: آيا كسی میتواند این خوشه انگور تازه را خوشه مروارید خوشاب بكند؟

فرعون گفت: نه

ابلیس به لطایف سحر، آن خوشه انگور را خوشه مروارید خوشاب ساخت.

فرعون بسیار تعجب كرد و گفت: این است استاد مردی، كه تو داری!

ابلیس سیلیی بر گردن او زد و گفت:

مرا با این استادی به بندگی حتی قبول نكردند، تو با این حماقت، دعوی خدایی چگونه می كنی ؟؟!!

این داستان كوتاه ولی آموزنده به ما میاموزد كه بعضیها چنان حماقتهایی میكنند كه نگو و نپرس. از جمله آقای شاكی كه با راه اندازی وبلاگ برای تخریب وست ویژن حماقت بزرگی مرتكب شده است ایشان نه تنها نمیتواند وست ویژن را تخریب كند بلكه با این كار، خود را در بین وست ویژنیها و هر خواننده ای كه وبلاگ ایشان را میخواند منفور كرده است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 18:24

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

در بهار وست ویژن وبلاگ نویسان به خواب زمستانی رفته اند

سیصدمین مطلب نوشته شده توسط اصفهان مسترز تیم یک انتقاد!

دوستان سلام. امروز می خوام یه مطلب انتقادی بنویسم. از کی؟ بخونید متوجه می شید. فقط امیدوارم به کسی بر نخوره و کسی رو نرنجونه. باور کنید هر مطلبی که می نویسم فقط با این نیته که بتونم به وست ویژن و وست ویژنی ها کمکی بکنم.

اولین انتقاد من از وبلاگ نویسان وست ویژن است که متاسفانه با آمدن فصل بهار و در بهار وست ویژن به خواب زمستانی فرو رفته اند. اگر اشتباه نکنم در حال حاضر بیش از ۵۰٪ وبلاگ های وست ویژن فعالیت خاصی انجام نمی دهند و بعضی از دوستان هم فقط اخبار و مسائلی را که اعضای انجمن وبلاگ نویسان وست ویژن یا سایر وبلاگ های فعال منتشر می کنند، در وبلاگ خود کپی می کنند. اما این جا سوالی که مطرح می شود این است : شما واقعا برای چه وبلاگ راه انداختید و به وبلاگ نویسان وست ویژن پیوستید؟ برای کپی کردن اخبار وست ویژن؟ برای رها کردن وبلاگ نویسی پس از ۱ یا چند ماه بعد؟ برای این که بگویید ما هم در شرکت بین المللی وست ویژن وبلاگ داریم؟ یا برای این که رسالت و وظیفه ای خطیر و مهم را برای شرکت خود و اعضای آن به انجام برسانید؟

از دوستانی هم که تصمیم دارند وبلاگی را راه اندازی کنند خواهش می کنم دقیقا بررسی کنند، اگر می خواهند وبلاگی را راه اندازی کنند و بعد از چند ماه هم به هر علتی آن را رها کنند، بهتر است که اصلا شروع به وبلاگ نویسی نکنند.

و اما انتقاد دوم: حدود ۵/۲ تا ۳ ماه پیش بود که خبر مسرت بخش تشکیل انجمن وبلاگ نویسان وست ویژن را از وبلاگ ها خواندیم. بعد از مشخص شدن اعضای این انجمن کار آن ها به صورت رسمی آغاز شد. چند جلسه هم قبل از عید برگزار شد و تصمیمات خوبی هم در آن جلسات گرفته شد. اما بعد از آخرین جلسه ی انجمن در سال ۱۳۸۵ متاسفانه به جای عملی شدن تصمیمات اتخاذ شده دیدیم که حتی فعالیت این عزیزان هم کمتر شد، تا جایی که یکی از این عزیزان از ۲۰/۱۲/۱۳۸۵ تا به حال وبلاگ خود را به روز نکرده!

در پایان می خواهم خواهشی از اعضا و دبیر محترم وبلاگ نویسان وست ویژن داشته باشم: در راه رسیدن به یکپارچگی و وحدت یکی از ساده ترین و ابتدایی ترین کارها این است که شما عزیزان وبلاگ های فعال را شناسایی کنید و فقط لینک همان وبلاگ ها را (حتی با ترتیبی مشخص) در وبلاگ های خود قرار دهید و از مدیران سایر وبلاگ ها هم بخواهید این کار را انجام دهند.

منبع: وست ويژن_ اصفهان مسترز تيم

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 18:24

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

فرصتهای زندگی

زندگی پر از فرصت های دست یافتنی ميباشد.

 مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر زیبای کشاورزی بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر رو یک به یک آزاد میکنم، اگر توانستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری، میتوانی با دخترم ازدواج کنی. مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد. در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که تو عمرش دیده بود به بیرون دوید. فکر کرد یکی از گاوهای بعدی، گزینه بهتری باشه، پس به کناری دوید و گذاشت گاو از مرتع بگذرد و از در پشتی خارج بشود. دوباره در طویله باز شد. باورنکردنی بود! در تمام عمرش چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود. با سُم به زمین میکوبید، خرخر میکرد و وقتی او رو دید، آب دهانش جاری شد. پسر جوان به خود گفت گاو بعدی هر چیزی هم که باشه، باید از این بهتر باشد. به سمت حصارها دوید و گذاشت گاو از مرتع عبور کند و از در پشتی خارج بشود. برای بار سوم در طویله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. این ضعیف ترین، کوچک ترین و لاغرترین گاوی بود که تو عمرش دیده بود. در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..

زندگی پر از فرصت های دست یافتنی است. بهره گیری از بعضی هاش ساده است، بعضی هاش مشکل. اما زمانی که بهشون اجازه میدهیم رد بشوند و بگذرند (معمولاً در امید فرصت های بهتر در آینده)، این موقعیت ها شاید دیگر موجود نباشند. برای همین، همیشه اولین شانس رو از دست نبايد داد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 18:23

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

عینك بد بینی

حتی گلهای زیبا كه خالقی جز خدا ندارند , از وجود خار عاری نیستند.

مطالب اینقدر زیاده كه نمی دونم از كجا باید شروع كنم ,

اجازه بدید با این جمله شروع كنم :

اگه یه كاری رو چند بار از روی محبت انجام بدید دفعه بعد به وظیفه تون عمل كردید .

شركت وست ویژن هم از این قائده مستثنی نیست , شركتی كه باعث شده , هر روز انتظار تغییری جدید رو داشته باشیم , شاید این نكات مثبت باعث شده اند , مواقعی كه تغییری ایجاد نمی شه , یا سایت تعطیل میشه انگشت اعتراض به سمت وست بلند كنیم , همه ما مخلوق خداوند هستیم , هرگز نمی تونیم ادعا كنیم , كاملترین هستیم و یا كاملترین رو ساختیم , چرا كه همیشه نسبت به اینده ناقصیم , حالا من یك سوال دارم :

چطور میشه از انسان ناقص انتظار كاملترین رو داشت ؟

همه ما می دونیم وست ویژن در كنار همه خوبیها ,مثل همه شركتهای دیگه یه سری مشكل هم داره .

وست رو با روزهای اول مقایسه كنید , از ظاهر سایت گرفته تا امنیت نرم افزاری و سخت افزاری شركت چه تغییراتی كرده.بیایید منطقی باشیم و خوبی وبدی رو با هم ببینیم , اگر قرار باشه من همش بدی های گل رو ببینم , : چقدر عمرش كوتاهه , چرا اینقدر خار داره , چرا گل پراش اینقدر زود می ریزن , چرا از شاخه كه جداش می كنی این قدر زود پژمرده میشه , ….

اونوقت چشم بصیرتم ,به روی خوبی هاش بسته میشه .

وست ویژن هم این طوریه , باور كنید خود من به بیشتر مشكلات واقفم , اما معتقدم , هر سیستمی استراتژی مربوط به خودشو طلب می كنه , اگه می بینید بعضی از وعده های شركت شاید عملی نشدند , و یا كمی به طول انجامیدن , شك نكنید به نفع شماست ,چرا كه یكی از اصول مهم توی این صنعت تزریق انگیزه ست , خود من بارها و بارها با خوندن این اخبار انرژی مضاعف گرفتم.

هیچ سازمان , ارگان , نهاد یا هرچی كه شما اسمش رو بزارید از این قائده جدا نیست , اما باید ببینیم , انگشت اعتراض برای بالا رفتن به كدوم یكی از اینها خیره شده , نمی خوام بحث رو خیلی دامن زده باشم , ولی یك دولت هم برای حفظ ثبات و استراتژی , شاید وعده هایی كه هرگز عملی نشدن رو به مردم هدیه كرده باشه .

یك بانك رو در نظر بگیرید , قبل از تعطیلات قسم می خورن مهلت ثبت نام برای سپرده گذاری تمدید نخواهد شد ولی همین الان خودتون مشاهده كنید . چرا هیچ كس اعتراض نمی كنه ؟

به هر حال روی سخنم به همه دوستان وبلاگ نویس :

شاید تنها چیزی كه از یك مسئله بی ارزش مشكلی بزرگ بسازه , توجه زیاد به اون باشه

پس به دور از همه مشكلات و منفی گرایی , بیاید ریسمان اتحاد و همكاری رو محكم كنیم

چرا كه قانون هم در برابر اتحاد سر تسلیم فرود میاره .

در پناه حق . irfak

منبع: وست ويژن مشهد (توس)

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 18:22

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

به دشمنان وست ویژن بگویید ؛ بیمارستان ها را آماده کنند!!

 

 

همانطور که قول داده بودیم یک گفت و گوی تلفنی با جناب دکتر بابایی انجام دادیم که مطمئنا مورد توجه شما عزیزان قرار خواهد گرفت. با ما باشید...

 

 

 جناب دکتر در اولین تحلیل The Best Of Leaders در سال 86 ، امسال را سال اعتماد سازی در وست ویژن نامیدیم. نظر شما در این مورد چیست؟

دیدگاه شما را پسندیدم. واقعا هم تلاشی که ما طی دو سال اخیر داشته ایم همین بوده است ، اما فشارهای داخلی و خارجی که از همه طرف به وست ویژن وارد بود باعث شد ما نتوانیم به آن چیزهایی که مد نظرمان بود برسیم. اما اگر خاطرتان باشد سال گذشته با اولین همایشی که به صورت علنی برگزار کردیم ، اعلام کردیم که ما به دنبال چه هدف هایی هستیم و با دعوت از چند تن از مسئولین نشان دادیم که قصد شفاف سازی و اعتماد سازی داریم. چه برای مسئولین ، چه برای اعضای وست ویژن و چه برای مردم. اما نمی توان انتظار داشت که جو جامعه به حالت مطلوبی که ما می خواهیم برگردد. چرا که هم چندگانگی خیلی زیادی در سطح جامعه وجود دارد و هم اینکه متاسفانه بلوغ فکری مردم نسبت به این مسئله با یک پدیده نادرست به نام گلدکوئست همراه شد. از طرفی دیگر نتورکهای داخلی هم با یک رقابت کاملا غیر حرفه ای با وست ویژن ، بدون اینکه بدانند با این کار در واقع در حال ضربه زدن به صنعت نتورک مارکتینگ هستند ، دید مردم را نسبت به "نتورک" خراب تر کردند.

 

 ظاهرا بسته بودن سایت به مزاج دشمنان وست ویژن "سازگار" بوده است!!! چرا که چند روز پیش یکی از وبلاگهای آنتی وست به همین بهانه راه اندازی شد!!! نظرتان در مورد این افراد چیست؟

اصلا از این موضوع ناراحت نیستم. چون این افراد آنقدر غیر حرفه ای ، کوته بین و نادان هستند که نمی دانند ضربات آنها آنقدر پشه وار است که در تصمیم گیریها و محاسبات کاری شرکت اصلا به حساب نمی آید. این احمق ها آنقدر شعور تجاری و سواد پایینی دارند که هنوز نمی دانند بسته بودن سایت به ضرر شرکت است نه به ضرر اعضای وست ویژن! آیا می دانید روزهای عاشورا ، تاسوعا و دیگر روزهایی که به خاطر شهادتهای خاص سایت بسته می شود شرکت چند میلیون تومان ضرر می کند؟ این افراد هنوز نمی فهمند که وقتی یک شرکت با چنین خصوصیات کاری ، سایت خود را جهت ارتقاء نرم افزارهای خود می بندد و این همه ضرر را متقبل می شود ، در واقع به فکر خدمت رسانی بهتر و راحتی کاربرانش بوده است!

 

 در حال حاضر چه تغییراتی بر روی سایت انجام شده است؟

وست ویژن بدلیل وجود پلانهای درآمد زایی موازی در خود ، یکی از سخت ترین و پیچیده ترین فرمولهای محاسباتی از لحاظ پیاده سازی نرم افزاری را دارا می باشد.از طرفی وجود تعداد چندصدهزار نفری کاربران با فرمولهای پیچیده کار را برای اجرای اهداف جدید و پیشرفت سخت میکرد .با یاری خداوند و پشتکار و تلاش شبانه روزی ، توانستیم از یک سیستم جدید نرم افزاری بهره بگیریم ، که میتوان ادعا کرد در نوع خود بی نظیر میباشد . محاسباتی که شاید بیش از 26 ساعت در هر دوره طول میکشید ، با بهره گیری از سیستم جدید نرم افزاری تنها به نیم ساعت کاهش یافته است که خود جای شکر گزاری بسیاری دارد . یعنی به جرات میتوان گفت که فاصله زمانی بین اولین فرد برای دریافت پاداش و آخرین فرد بین یک ربع تا نیم ساعت بیشتر نخواهد بود . همچنین دقت در محاسبات از دیگر مزایای این نرم افزار جدید میباشد. یکی دیگر از تغییراتی که بر روی سایت اعمال شده است این است که از این به بعد دیگر  آفرهای مربوط به تعادل های 400 ، 800، گلد و پلاتینیوم به صورت اتوماتیک پرداخت نخواهد شد مگر اینکه افراد دوره های آموزشی خود را گذرانده باشند. در واقع همانطور که قبلا هم به این موضوع اشاره کرده ایم ، ما با اضافه کردن آفرها ، بهای مربوط به حرفه ای شدن اعضاء را پرداخته ایم. چرا که پلن فرهنگی باعث می شود افراد حرفه ای تر فکر کنند تا هم مشکلات شرکت، هم مشکلات خود افراد و هم مشکلات جامعه کمتر شود.

 

 همانطور که می دانید موضوع استپ هشتم کماکان برای عده زیادی از افراد مبهم است و البته دشمنان وست ویژن هم تا می توانند از این موضوع سوءاستفاده می کنند. فکر می کنید تکلیف استپ هشتم کی مشخص می شود؟

تکلیف استپ هشتم از اول هم مشخص بوده است. اما اعتراف می کنم که بزرگترین اشتباهی که در مورد استپ هشتم مرتکب شدم ، این بود که به حرف تاپ لیدرها گوش دادم و با وجودیکه پول ها از اردیبهشت ماه 85 جمع آوری شد ، اشخاصی که از شهریورماه 84 وارد شده بودند را نیز تحت پوشش صندوق همیاری قرار دادیم و همین موضوع باعث شد پول کمتری به افراد برسد. در حالی که اگر از اردیبهشت ماه شروع می کردیم الان خیلی ها 25 تومان هایشان را دریافت کرده بودند. اما متاسفانه عده ای فکر می کنند شرکت موظف است 25 تومان ها را از جیب خودش پرداخت کند. در حالی که ما از همان اول هم گفتیم که استپ هشتم باید از پورسانتهای افراد جمع آوری شود و بین افرادی که به سود نرسیده اند تقسیم شود.

 

 با این شرایط شاید بهتر باشد محاسبات را از اردیبهشت ماه انجام دهید!!؟

نمی توانیم. چون ما یک بار محاسبات را انجام داده ایم و اگر بخواهیم آنها را Delete کنیم  و مجددا محاسبات را انجام دهیم به زمان زیادی نیاز داریم. ضمن اینکه ما نمی توانیم زیر قولمان بزنیم.  بهترین کاری که در حال حاضر می توانیم انجام بدهیم این است که استپ هشتم را باز کنیم تا به هرکس هر چقدر که تعلق گرفته است بردارد و از آن به بعد هم پلن را تغییر دهیم. احتمالا تا کمتر از یک ماه دیگر تغییرات پلن به اتمام خواهد رسید. اما این را بدانید که اگر وست ویژن در سال گذشته توانست وجهه ای بدست آورد و کارهای زیادی انجام دهد ، مسبب آن همین استپ هشتم بود!

 

 مشکل O-Bank و V-Bank کی حل خواهد شد یا بهتر است بگویم اصلا مشکل این دو بانک چیست و چرا کسی نمی تواند از این دو بانک خرید کند؟

متاسفانه یک اشتباه نرم افزاری باعث شد که بعضی از افراد که موجودی O-Bank و V-Bank آنها صفر بود، بتوانند ترانسفرهایی انجام بدهند که اگر جلوی آنها را نمی گرفتیم شرکت ضرر و زیان زیادی را متقبل می شد. زیرا آنها بدون اینکه موجودی پوینت داشته باشند می توانستند مقدار زیادی پوینت به جایگاه های دیگر انتقال دهند و محصولات زیادی را خریداری کنند. در واقع ما در نوشتن Query (دستورات مربوط به دیتا بیس) ، فراموش کردیم دستوری را بنویسیم که اگر Null (هیچ یا صفر)  برگرداند ، آن را چک کنیم تا اگر هیچ یا صفر است اجازه ندهد تا افراد مجوز ترانسفر را دریافت کنند. به هر حال ما تا کمتر از یک ماه دیگر ترانسفرهایی که به این صورت انجام شده است را شناسایی می کنیم و از آن به بعد افراد می توانند خریدهای خود را انجام بدهند و محصولات خود را مثل محصولات G-Bank به صورت منظم و به موقع دریافت کنند. خرید هایی هم که قبلا انجام شده است کنسل خواهد شد و افراد می توانند مجددا خریدهای خود را انجام دهند. ما امسال هم مثل سال گذشته چندین چارتر کیش خواهیم داشت و افراد می توانند از پوینتهای V-Bank شان برای خرید این تورها استفاده کنند.

 

 چند ماهی است که وست ویژن همایشی برگزار نکرده است! اولین همایش وست ویژن در سال 86 ، در چه تاریخی برگزار خواهد شد؟

توقعاتی که سال گذشته در مجموعه ها ایجاد شد ، باعث شد که من از برگزاری همایش های متعدد جلوگیری کنم. چرا که عده ای ارزش برگزاری همایش در آن شرایط را نمی دانستند و فکر می کردند برگزاری چنین همایش هایی کار بسیار ساده و پیش پا افتاده ای است. اما به هر حال همایش های ما از خرداد ماه شروع خواهد شد.

 

 اگر خاطرتان باشد اواخر سال 84 خبرهای بسیار خوبی برای اعضای وست ویژن داشتید و افراد سال جدید را با انرژی دو چندان شروع کردند اما ظاهرا امسال خبرهای تازه ای نداشتید؟

مطمئن باشید امسال سه برابر دو سال گذشته خبر تازه و خوب داریم. اما این خبرها به قول معروف مزه همایش ماست. اجازه بدهید تا زمان همایش چیزی نگویم. در حال حاضر مهمترین دغدغه ما این است که تا قبل از خردادماه بتوانیم تکلیف وضعیت مدرک نهایی وست ویژن را مشخص کنیم. بعد از آن در همایش اعلام می کنم که چه خبر های خوبی برای سال 86 داریم.

 

 مهمترین اهداف شما در سال 86 چیست؟

ما امسال قبل از هر چیز قول هایی را که در رابطه با یک سری مباحث داده ایم را صد در صد عملی خواهیم کرد. مجوزهایی که ما در حال دریافت آنها هستیم ، ارزش هر کدام از آنها به اندازه راه اندازی دو نتورک "وست ویژن" است!! با دریافت این مجوزها ، هم می توانیم وست ویژن را جهانی کنیم و هم اعتماد سازی را ایجاد کنیم. من 5 هدف را برای خودم مشخص کرده ام که باید به آنها برسم. بانک ،مجوزهای مربوط به آن ، بیمه ، دانشگاه و سیستم پرداخت الکترونیکی(Epayment).

متاسفانه ما در ایران خیلی راحت از ارزشها می گذریم!! زدن یک بانک کار ساده ای نیست! شما فکر کنید که ما مجوز این را داشته باشیم که با یک سایت اینترنتی بتوانیم پول را از مردم دریافت کنیم ، ویزا صادر کنیم ، LC باز کنیم و حتی مستر کارت صادر کنیم! یا اینکه سایتی داشته باشیم که بتوانیم از مردم پول بگیریم و مجوز این را داشته باشیم که برای آنها بیمه صادر کنیم. اینها به وست ویژن اعتبار جهانی خواهد داد. به هر حال اهداف ما در سال جدید بسیار گسترده است ، بهتر است تا همایش خرداد ماه صبر کنید.

 

 چه پیامی برای دشمنان وست ویژن دارید؟

به دشمنان وست ویژن بگویید بیمارستان ها را آماده کنند!! چون مطمئنا امسال برای آنها سالی دردآور خواهد بود!! این را به جرأت می گویم! آنهایی که با وست ویژن مخالف هستند دعا کنند تا یکی دو ماه آینده به آن چیزی که من برنامه ریزی کرده ام نرسم!!

 

  

منبع: The Best Of Leaders

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 18:20

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

من وست ویژنی هستم و به وست ويژنی بودن خود افتخار ميكنم.

هزار دستان با چهره های جدید !!!

هر روز دشمنان وست ویژن چهره ای جدید به خود میگیرند و با حالتی مظلومانه از وست ویژن انتقاد و شكایت میكنند. من حیران هستم كه چرا اكثر آنها ادعا دارند كه وست ویژنی هستند در حالیكه اگر وست ویژنی بودند باید در بالا بردن كیفیت و قدرت شركت وست ویژن میكوشیدند در حالیكه نه تنها این كار را نمیكنند بلكه قصد ضربه زدن بر وست ویژن را دارند انگار هزار دستانی هستند با چهره ای جدید.

آیا میدانید چرا شركت amway  بزرگترین و معتبرترین نتورك در آمریكا شناخته شده است؟

اگر شركت amway دشمنانی نداشت و از آن شكایت نمیشد شاید نمیتوانست مشهورترین شركت در عرصه نتورك باشد. این شكایت و دشمنیها باعث شد كه شركت amway هر روز بر قدرت خود بیافزاید.

سختیهای راه است كه باعث قدرتمند شدن میشود پس منتظر باشید كه شركت وست ویژن نیز مانند شركت amway به اعتبار و درجه بالا برسد چون شركت وست ویژن تنها شركت ایرانی میباشد كه دشمنان و یاوه گویان زیادی دارد.

تازگیها دشمنان شركت وست ویژن برای ضربه زدن بر آن وبلاگهایی راه اندازی میكنند و دم از حقیقت میزنند كه در نگاه اول شاید به نظر برسد كه اینان راست مبگویند ولی اگر با دید وسیع به آنها نگاه كنیم آنوقت میفهمیم كه اینان دشمنانی در جلد میش هستند كه برای اینكه نتورك وست ویژن را بد نام كنند با نام وست ویژنی، شاكی وست ویژن میشوند.

آقایی اسم خود را مخفی میكند و با نام شاكی وبلاگ مینویسد ادعا دارد كه قصد ضربه زدن بر وست ویژن را ندارد بلكه حقیقت ناگفته وبلاگها را بیان میكند و فكر میكند میتواند وست ویژنیها را با چند یاوه گویی گمراه كند. در حالی كه نمیداند كه وست ویژن بیدی نیست كه با این بادها بلرزد و وست ویژنیها نیز ناقص العقل نیستند كه به این چرندیات بی اساس ایشان بدون فكر گوش كنند.

امروز نمیخواهم از شركت وست ویژن دفاع و از آن سخن گویم چون گفتنی ها را گفتیم و همه بر قدرت و اقتدار وست ویژن واقف هستند و همه میدانند كه شركت وست ویژن هر كاری كرده و میكند به خاطر بازاریابان خود بوده است پس لزومی ندارد زیاد در این مورد بنویسم.

امروز میخواهم بگویم كه وست ویژن دشمنان زیادی دارد و دشمنان از هر موقعیتی برای ضربه زدن به وست ويژن استفاده میكنند. این ماییم كه با اتحاد خود در مقابل این افراد میتوانیم پوزه آنها را به خاك بمالیم و چهره آنها را بر همگان آشكار كنیم. پس بیایید دست در دست هم دهیم و با اعتراض خود به این افراد بفهمانیم كه وست ویژن و آقای بابایی تنها نیستند و ما هم پشت آنها ایستاده ایم و از حق شركت و خود پاسداری میكنیم.

از كسانیكه این مطلب را میخوانند و با من هم عقیده هستند تمنا دارم برای اینكه دشمنان بدانند بازاریابان وست ویژن هیچ وقت وست ویژن را ترك نمیكنند و برای اینكه همگان بدانند شركت وست ویژن بهترین نتورك ایران میباشد بیایید هر وقت وبلاگی را مطالعه میكنید در قسمت نظرات با افتخار بنویسید كه:

من وست ویژنی هستم و به وست ويژنی بودن خود افتخار ميكنم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 18:19

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

بسته بودن سایت ، بهانه ای دیگر برای دشمنان وست ویژن!!

 همانطور که می دانید در تحلیل قبلی ، امسال را سال "اعتماد سازی" در وست ویژن نامیدیم و تاکید کردیم که وست ویژن در سال 86 باید با تصمیمات سرنوشت ساز خود - اعتماد مسئولین ، اعضای وست ویژن و خصوصا افراد "جامعه" را نسبت به حرفه "نتورک مارکتینگ"، بیش از پیش جلب کند. اما یکی از دشمنان "زنجیره ای" و البته بی سواد وست ویژن که به تازگی وبلاگ نویس شده است ، در یکی از تحلیل های خود نوشته است :

وبلاگ The Best Of Leaders در سال جدید تحلیل جالبی زده بود كه خواننده با خواندن آن فكر میكرد كه شركت وست ویژن واقعا قصد اعتماد سازی را دارد در حالیكه اگر اینطور بود پس چرا بعد از 21 روز كه از سال جدید میگذرد ما فقط 8 روز توانستیم از سایت استفاده كنیم؟شاید تازگیها اسم كلاهبرداری را عوض كرده اند و از كلمه اعتماد سازی به جای كلاهبرداری استفاده میكنند !‌؟

لازم است به عرض جناب آقای "شاکی" برسانم که اتفاقـآ بسته بودن سایت هم ارتباط مستقیمی با تحلیل The Best Of Leaders دارد!!

سال 85 یکی از مشکلاتی که با توجه به تعداد زیاد کاربران شرکت - در سایت وست ویژن وجود داشت ، اشتباهات نرم افزاری در بخش محاسبه پورسانتهای هفتگی و همچنین مدت زمان انجام محاسبات هفتگی بود که تقریبا ۲۴ ساعت به طول می انجامید. تعطیلات نوروزی سال ۸۶ فرصتی شد تا شرکت وست ویژن در اولین اقدام خود ، برخی از مشکلات سایت را با نصب یک نرم افزار قدرتمند حل کند. اما با توجه به اینکه مراحل نصب این نرم افزار هنوز به پایان نرسیده است ، عده ای از دشمنان وست ویژن با سوء استفاده از این موقعیت ، به خیال خودشان قصد ضربه زدن به وست ویژن را دارند.  

این در حالی است که اگر وست ویژن در سال ۸۶ هم با همان نرم افزار قبلی به کار خود ادامه می داد ، اتفاق خاصی رخ نمی داد و در صورت بروز مشکل ، مثل سابق از طریق دفتر پشتیبانی حل می شد. اما این نشان دهنده حسن نیت مدیر عامل محترم شرکت است که با بستن سایت ، روزانه میلیون ها تومان ضرر را در جهت خدمت رسانی هر چه بهتر به اعضای وست ویژن متقبل شده است. اما...!!!!!!!!!!

البته روی صحبتم فقط با آقای "شاکی" نیست ، شاید عده زیادی از کاربران شرکت هم از بسته بودن سایت احساس نارضایتی می کنند. اما دوستان! نباید فراموش کنیم که یک وست ویژنی واقعی ، قبل از هر چیز باید "بینش" خود را "وسیع" کند!! وگرنه مثل آقای "Ltd" و آقای "شاکی" ، به چنین روزی دچار خواهد شد!!!!!

منبع: The Best Of Leaders

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 18:18

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

صبور و بردبار باشید

دوستان سلام

در یکی از جلسات لیدر شیپ موضوع حاشیه مطرح شد که چه چیزهایی باعث میشود تا ما از مسیر منحرف شویم و به حاشیه برویم . هر کسی با دیدگاهی حاشیه های خودش را مطرح کرد و نتیجه این شد که هر چیزی که باعث شود ما را از رسیدن به اهدافمان که در واقع کسب رضای نماد برتر مان میباشد منحرف کند رفتن به حاشیه است . ما با شناخت حاشیه ها در این چند روز که از عید میگذرد توانستیم از فرصت بدست آمده ای که برایمان بوجود آمده یعنی بحث بلاک شدنها و بسته شدن یکهفته ای سایت استفاده نماییم و بجای بحثهای منفی که ما را به حاشیه میبرد جدا شویم و خود را تجهیز کنیم که به محض باز شدن سایت بهترین خریدهای اصولی را انجام دهیم و این وضعیت به واقع باعث انسجام و رشد مجموعه گردید .آیا میدانید چرا ؟برای اینکه ما با این دیدگاه که ما میتوانیم تهدید را به فرصت و از مشگلات شکلات بسازیم کار کردیم اما شما چطور ؟

یک زمانی در بازار با کسادی برخورد میکردیم کاسبهای خبره از این کسادی بهترین بهره را میبردند شروع میکردند به تجهیز مغازه و غبار روبی از اجناس و صورت بازار دادن به اجناس و جور کردن کسری اجناس و خود را آماده میکردند تا به محض اینکه بازار رواجی راه افتاد آماده فروش بودند با روحیه ای عالی اما کاسبهای تازه کار و ناشی از این فرصت کسادی به تفریح و گشت و گذار و استراحت و دادن و گرفتن امواج منفی که آره دیگه مرد بازار ،گذشت اون قدیما ،دیگه برکت از کار رفته و نمیشه و از این قبیل حرفها و زمان بازار رواجی نه جنسی برای فروش داشتند و نه صورت بازاری به اجناس داده بودند و نه روحیه ای برای کار کردن داشتند .

حال شما در نت ورک وست ویژن جزء کدام دسته هستید .

بیاد داشته باشید که در مسابقات اتومبیلرانی کسانی که برنده میشوند در سر پیچها

 از دیگران سبقت میگیرند وگرنه در جاده معمولی سرعت همه آنها یکی میباشد.

منبع: تيم آموزشی وست ويژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 14:16

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

کاربران گرامی ؛

 

از صبر و حوصله ای که بابت بسته بودن سایت به خرج دادید ، صمیمانه تشکر میکنیم .

وست ویژن بدلیل وجود پلانهای درآمد زایی موازی در خود ، یکی از سخت ترین و پیچیده ترین فرمولهای محاسباتی از لحاظ پیاده سازی نرم افزاری را دارا می باشد.از طرفی وجود تعداد چندصدهزار نفری کاربران با فرمولهای پیچیده کار را برای اجرای اهداف جدید و پیشرفت سخت میکرد .با یاری خداوند و پشتکار و تلاش شبانه روزی ، توانستیم از یک سیستم جدید نرم افزاری بهره بگیریم ، که میتوان ادعا کرد در نوع خود بی نظیر میباشد . محاسباتی که شاید بیش از 26 ساعت در هر دوره طول میکشید ، با بهره گیری از سیستم جدید نرم افزاری تنها به نیم ساعت کاهش یافته است که خود جای  شکر گزاری بسیاری دارد . یعنی به جرات میتوان گفت که فاصله زمانی بین اولین فرد برای دریافت پاداش و آخرین فرد بین یک ربع تا نیم ساعت بیشتر نخواهد بود . همچنین دقت در محاسبات از دیگر مزایای این نرم افزار جدید میباشد . دلیل بسته بودن سایت بیش از زمان اعلام شده ، رفع اشکالات و تستهای مربوط به نرم افزار بود.

 چنین پیشرفتی را به همه شما عزیزان تبریک گفته و ثمره صبر و شکیبایی شما عزیزان را جهشی عظیم در سال جدید میدانیم .

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 10:15

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

شيشه عمر

در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه ، استاد به زحمت جعبه سنگینی را داخل كلاس درس آورد . وقتی كه كلاس رسمیت پیدا كرد استاد یك لیوان بزرگ شیشه ای از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل لیوان انداخت. آنگاه از دانشجویان كه با تعجب به او نگاه میكردند ، پرسید: آیا لیوان پر شده است؟

همه گفتند بله پر شده است.

استاد مقداری سنگ ریزه را از جعبه برداشت و آن ها را روی قلوه سنگ های داخل لیوان ریخت. بعد لیوان را كمی تكان داد تا ریگ ها به درون فضا های خالی بین قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است ؟

همگی پاسخ دادند: بله پر شده است .

استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشتی شن را برداشت و داخل لیوان ریخت. ذرات شن به راحتی فضاهای كوچك بین قلوه سنگ ها و ریگ ها را پر كردند. استاد یك بار دیگر از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است ؟

دانشجویان همصدا جواب دادند: بله پر شده است .

استاد از داخل جعبه یك بطری آب برداشت و آن را درون لیوان خالی كرد. آب تمام فضاهای كوچك بین ذرات شن را هم پر كرد.

این بار قبل از این كه استاد سوالی بكند دانشجویان با خنده فریاد زدند: بله پر شده.

بعد از آن كه خنده ها تمام شد استاد گفت: این لیوان مانند شیشه عمر شماست و آن قلوه سنگ ها هم چیزهای مهم زندگی شما مثل سلامتی ، خانواده ، فرزندان و دوستانتان هستند. چیزهایی كه اگر هر چیز دیگری را از دست دادید و فقط اینها برایتان باقی ماندند هنوز هم زندگی شما پر است.

استاد نگاهی به دانشجویان انداخت و ادامه داد: ریگ ها هم چیزهای دیگری هستند كه در زندگی مهمند. مثل شغل ، ثروت ، خانه و ذرات شن هم چیزهای كوچك و بی اهمیت زندگی هستند. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل لیوان بریزید ، دیگر جایی برای سنگها و ریگها باقی نمی ماند. این وضعیت در مورد زندگی شما هم صدق می كند .

نتیجه: پس بیایید شیشه عمر خود را با چیزهای مهم پر كنیم نه چیزهای بی اهمیت.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 و ساعت 18:12

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیكنند!

مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت. در بین اصلاح گفتگوی جالبی بین آرایشگر و آن مرد در مورد خدا صورت گرفت.

آرایشگر گفت: من باور نمیكنم خدا وجود داشته با شد.

مشتری پرسید: چرا؟

 آرایشگر گفت: كافیست به خیابان بروی و ببینی. مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضی و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت. به محض اینكه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان با موهای ژولیده و كثیف دید. با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت:

می دانی به نظر من آرایشگرها وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا این حرف را میزنی؟ من اینجاهستم و همین الان موهای تو را مرتب كردم.

مشتری با اعتراض گفت: پس چرا كسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند.

آرایشگر گفت: آرایشگرها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمیكنند.

مشتری گفت: دقیقا همین است. خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیكنند! برای همین است كه اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 18:12

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

هیچ رازی درباره بازاریابی شبکه ای وجود ندارد

اساسی ترین حقیقت زندگی در دنیای امروز ما تغییر است. این یک قانون است که مردم تمایلی به تغییر ندارند. ما در مقابل تغییر مقاومت می کنیم و دوست داریم، کارهایی را انجام دهیم که به وسیله بیشتر مردم، پذیرفته شده است, این طبیعت انسان است.

مردم عموماً از چیزهایی که ممکن است موجب ایجاد تغییر شود و یا در مورد آن ناآگاه باشند, می ترسند. ترس از تغییر موجب به استهزا گرفتن بزرگانی چون؛ کریستوفر کلمب، لوئی پاستور، توماس ادیسون و آلبرت انیشتین شده است. مثالهای دیگری از نحوه تاثیر ترس بر فرآیند پیشرفت وجود دارد.

در اوایل دهه 1960، دادن حق امتیاز تجاری ( Franchising ) یک فناوری انقلابی جدید در تجارت بود و با مقاومت روبرو شد. مجلات و روزنامه ها نوشتند که این یک روش کلاهبرداری و دزدی است. داستان مردمی که تمام زندگی خود را با این روش از دست داده بودند در همه جا شنیده می شد. حرکتی بسیار قوی برای غیرقانونی کردن این روش وجود داشت. در حقیقت این روش با 11 رای در کنگره از غیرقانونی شدن رها شد.

امروزه - چیزی که در گذشته حیله تجاری نامیده می شد - بیش از 34 درصد خرده فروشی را در آمریکای شمالی تشکیل می دهد و نزدیک 800 میلیون دلار کالا و خدمات از این طریق ارائه می شود. هر صنعتی همانند این مورد به تدریج کامل می شود.

در دهه 1970 ماساژورها به عنوان آدمهای شارلاتان به حساب می آمدند، بازار سهام مشکوک و نوعی از قمار شناخته شد و اولین روزنامه در American British North به نام Public Accurance ( سال 1960 ) به وسیله مسئولان ایالت ماساچوست توقیف شد. در حال حاضر ما تقریباً نمی توانیم بدون وجود این صنایع کارهای خود را انجام دهیم.

پیشتازان این صنعت؛

همانند تمام مفاهیم قدرتمند، بازاریابی شبکه ای نیز به دلیل فقدان درک کافی، با مقاومت روبرو شده است. هیچ رازی در مورد بازاریابی شبکه ای وجود ندارد, این فقط یک روش دیگر فروش و پخش محصولات است. بازاریابی شبکه ای تنها 50 سال سن دارد. در اوایل دهه 1940 شرکتی به نام California Vitamins دریافت که تمام نمایندگان جدید فروش آنها دوستان و یا خانوادة نیروهای فعلی آنها هستند. اولین دلیل این قضیه آن بود که آنها محصول را به قیمت عمده می خواستند.

آنها همچنین دریافتند که ایجاد نیروی فروش متشکل از تعداد زیادی از افراد که محصول کمی می فروشند, آسانتر از یافتن چند فوق ستاره است که می توانند تعداد زیادی محصول را به فروش برسانند.

بنابر این آنها این دو ایده را با هم ترکیب کرده و یک ساختار فروش, مبتنی بر پاداش را طراحی نمودند که نیروهای فروش آنها را تشویق می کرد تا از میان مشتریان راضی، نمایندگان فروش جدیدی را به شرکت معرفی نمایند. بسیاری از این نمایندگان جدید دوست و یا فامیل فروشندگان قبلی بوده و آنها نیز به نوبه خود این حق را داشتند که محصولات و این حالت نمایندگی را به دیگران معرفی نمایند و بدین ترتیب شبکه فروش, به طور تصاعدی رشد می کرد، شرکت، برای فروش محصولات خود توسط کل شبکه فروش یک فرد، به او پاداش می داد. بدین ترتیب بازاریابی شبکه ای متولد شد.

چند سال بعد این شرکت نام خود را به  Neutrality Food Supplement Corporations تغییر داد.

در سال 1956, شرکت Neutrality به وسیله دکتر Shaklee Forrest به این بازاریابی  شبکه ای پیوست تا شبکه فروش گسترده تری برای محصولات غذایی به دست آورد.

کمی بعد در سال 1959 دو تن از پخش کنندگان قبلی Neutrality به نامهای؛  Rich Devos و Jay Van Andel شرکت Amway را با عنوان روش آمریکایی برای فروش محصولات (  American Way of marketing products ) تاسیس نمودند. همانند بسیاری از جهش های ابتکاری، توسعه بازاریابی شبکه ای واقعی, تنها یک تصادف بود.

سوء استفاده از رشد تصاعدی, برای سالها در مورد بازاریابی شبکه ای صورت گرفته و امروزه نیز ابعاد آن کاملاً    شناخته شده نیست. یکی از اولین سوء استفاده ها از مفهوم رشد تصاعدی برای کسب درآمد، جنون نامه نگاری  زنجیره ای ( Letter Craze Chain ) بود که بعد از جنگ جهانی اول آمریکا را در بر گرفت. این نامه ها قول درآمد بالا را در صورت فرستادن ده سنت یا یک دلار به شخصی که در ته زنجیره قرار داشت می داد.

در سال 1974 سناتور Walter Mondale اعلام کرد که چنین شرکتهایی، بزرگترین عامل فریب مشتری در سطح  ملی هستند. مراجع قانونگذاری سریعاً اقدام به جمع آوری چنین سوء استفاده هایی نمودند.

در اواسط سال 1970, Federal Trade Commission ( F.T.C. ) و مراجع قانونی دیگر در سرتاسر آمریکا, بدون درک روشن از استفاده قانونی از بازاریابی شبکه ای توجه خود را به سمت تمام شرکتهای بازاریابی شبکه ای معطوف نمودند.

در سال 1975, F.T.C. بر علیه Amway اعلام جرم نمود و بیان داشت که این شرکت یک طرح هرمی است و با   عدم ارائه محصولات خود در خرده فروشی ها ( دفاتر نمایندگی ها )، از انجام تجارت جلوگیری می کند.

شرکت Amway در طول چهار سال با ارائه اسناد و مدارک قانونی و شرح کاملی از چگونگی تحویل کالا و ارائه خدمات, و با متحمل شدن میلیون ها دلار خسارت, توانست به شکل قانونی خود را از اتهامات وارده, تبرئه کند.

در سال 1979 ( Federal Trade Commission ) اعلام کرد کهAmway  یک ساختار هرمی نیست, و درآمد آن حاصل از فروش محصولات می باشد. همچنین بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک روش قانونی و موثر  برای پخش محصولات به رسمیت شناخت. بازاریابی شبکه ای در دهه بعدی به شکل انفجاری رشد کرد.

 شرکتهای فعال در زمینه بازاریابی شبکه ای

امروزه هزاران شرکت بازاریابی شبکه ای در ایالات متحده، کانادا، مکزیک، انگلستان، اروپا، استرالیا، زلاندنو، ژاپن و کشورهای اقیانوس آرام مشغول فعالیت می باشند. مالزی به تنهایی بیش از 800 شرکت بازاریابی شبکه ای فعال دارد.

بر اساس گزارش Wall Street Journal بازاریابی شبکه ای در سطح بین المللی, یک صنعت یکصد میلیارد دلاری را تشکیل می دهد که شرکتهای زیر مجموعه  New York Stock Exchangeو Fortune 500 و تعدادی از کمپانی های آسیایی از جمله این شرکتها را تشکیل می دهند.

در سال 1993 ، Amway در ژاپن در بین شرکتهای خارجی دارای بیشترین رشد بود و بالغ بر یک میلیارد دلار فروش داشت. شرکت Discovery Toys محصولات خود را تنها با روش بازاریابی شبکه ای به فروش می رساند و بیش از 100 میلیون دلار فروش دارد. Sprint، MCI و  ATسرویسهای تلفن راه دور خود را از طریق شرکتهای بازاریابی شبکه ای در اختیار استفاده کنندگان قرار می دهند. شرکت A.L. Williams با به کار بردن   بازاریابی شبکه ای توانست در مدت کوتاه 4 سال از شرکتPrudential  که یک شرکت عظیم در صنعت بیمه است، پیشی گرفته و صنعت بیمه را مبهوت نماید.

شرکتهایی همچون Palmolive – Colgate و Gillette که به روش سنتی محصولات خود را به فروش می رسانند، دارای شرکتهای فرعی می باشند که با روش بازاریابی شبکه ای عمل می کنند. شرکت دارویی Rexall Drug  از طریق شرکت فرعی خود Rexall Showcase محصولات خود را با سیستم بازاریابی شبکه ای به فروش می رساند.

شرکتهای تجاری بسیار بزرگ بین المللی همانند:

1- MELALUCA  2- NU SKIN  3-  MARY KAY  4-  JOHNSON  5- AMWAY  6- AVON از جمله شرکتهایی هستند که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم کالا و خدمات خود را از بازاریابی شبکه ای به فروش   می رسانند.

شرکت نیز برنده است

چرا این تعداد شرکت از بازاریابی شبکه ای برای فروش محصولات خود استفاده می کنند ؟ پاسخ بسیار ساده است ؛ این روش موثرتر است ! آنها تا زمان فروش و تحویل کالا هیچ مبلغی برای بازاریابی، پخش یا فروش کالا نمی پردازند.

این قضیه را با سیستم فروش سنتی مقایسه نمائید که در آن شرکت ممکن است تا قبل از فروش هر نوع کالایی، میلیونها دلار در زمینه تبلیغات و هزینه های مربوط به سیستم مبتنی بر نیروی فروش استخدام شده همچون مساعده، مسایل حمایتی، ارتباطات، مسافرت و دفتر کار هزینه کند.

.Chatles Givens متخصص امور مالی و نویسنده کتاب پرفروش Wealth Without Risk اشاره می کند که امروزه 80 درصد هزینه رسیدن یک محصول به دست مشتری صرف هزینه های بازاریابی می شود. شرکت ها می خواهند تا جای ممکن هزینه خود را به سمت نزدیکی فروش سوق دهند ( زمانی هزینه نمایند که فروش محصول نزدیک و یا قطعی است ) شرکتهای بازاریابی شبکه ای هزینه های مربوط به بازاریابی و تبلیغات سنتی را با کمیسیونهای پرداختی به نمایندگان مستقل خود جایگزین می نمایند که پس از فروش محصول پرداخت می شود.

وی در پرفروش ترین کتاب خود به نام The Popcorn Report Faith Popcorn روند های اجتماعی دیگری را   بیان می نماید که منجر به موفقیت بازاریابی شبکه ای می شوند. کتاب او توضیح می دهد که مصرف کنندگان دوست دارند که در خانه بمانند. او بر این باور است که آنها آرزو دارند که از بازارهای شلوغ و پر ترافیک دور باشند, و به دنبال راهی برای تحویل مستقیم و آسان کالا می گردند که بازاریابی شبکه ای آن را مهیا می کند. مجله Advertising Age  بیان می کند که توصیه از طرف یک دوست، قدرتمند ترین راه تبلیغات است. این کل مساله بازاریابی شبکه ای است.

محیط کار متغیر نشان داده است که در ساختارهای کار سنتی و مسیر کاری مربوط به آن هیچ امنیتی وجود ندارد. در ایالات متحده هر روز به دلیل کوچک شدن اندازه شرکتها ( کوچک سازی ) 3100 نفر کار خود را از دست می دهند. ماشینی شدن و پیشرفت های تکنولوژی, کسب و کار را تحت تاثیر قرار داده و کل صنایع را دچار تغییر می کند. میلیونها نفر به دنبال کاری شبیه کار قبلی خود خواهند گشت, چرا که کارفرمای قبلی آنها را اخراج کرده و به دنبال جایی خواهند بود که هنوز در این جریان قرار نگرفته است و این یک جریان غیر قابل اجتناب است که در بسیاری از کشورها دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد. در حقیقت 47 درصد از شرکتهایی که Fortune 500 را تشکیل داده بودند, امروزه دیگر فعال نیستند, که این رقم معادل از دست دادن 5 میلیون شغل می باشد!

بازاریابی به شکل پاره وقت می تواند یک حمایت مالی و درآمد مازاد ایجاد نموده  و از افراد در زمان وقوع چنین حوادثی محافظت نماید.

تحقیق اخیر مجله Wall Street نشان داده است که 80 درصد مردم دوست دارند که خودشان, صاحب کار خودشان باشند و 40 درصد ترجیح می دهند در منزل کار کنند. این دقیقا همان چیزی است که بازاریابی شبکه ای مهیا می کند. مردم به دنبال راهی می گردند که بدون قربانی کردن سلامتی خود، آینده ای را بسازند که قدرت رهبری آنها را افزایش داده و برای خودشان و خانواده شان، تعادلی در زندگی ایجاد نمایند.

چگونگی عملکرد سیستم بازاریابی شبکه ای

در بازاریابی شبکه ای شما اطلاعات خود را به اشتراک می گذارید و ارتباطات شخصی و حرفه ای خود را توسعه می دهید. شما به دلیل به اشتراک گذاشتن اطلاعاتی که منجر به فروش محصول می شود سود می برید. بازاریابی شبکه ای این توان را به شخص می دهند که سازمان شبکه فروش خود را از طریق ارتباطات شخصی و حرفه ای خود ایجاد نموده و با انجام این کار توسط افراد دیگر، شبکه فروش خود را به طور تصاعدی رشد دهد. برخلاف شرکتهای قدیمی که یک نفر رئیس اجرائی داشت، در بازاریابی شبکه ای هر فردی مدیر اجرایی سازمان مستقل خود می باشد.

یک شرکت بازاریابی شبکه ای اقدام به تهیه محصول می نماید, و افراد به شبکه ای از نمایندگان مستقل می پیوندند که هر کدام تجارت خود را انجام میدهند. در این بین شرکت مسئولیت تحقیق و توسعه، امور مالی، مدیریت، روابط عمومی، تولید، انبار، بسته بندی، کنترل کیفیت، امور اجرایی، حمل و نقل، پردازش اطلاعات،  حسابداری و پرداخت کمیسیون نمایندگان فروش را بر عهده دارد.

همکاری به جای رقابت

یکی از دلایل موفقیت بازاریابی شبکه ای در دهه 1990 این است که این سیستم بر اساس همکاری و نه رقابت, بنیانگذاری شده است.

بر خلاف کار سنتی، پیشرفت در کار بازاریابی شبکه ای به طور مستقیم از کمک کردن به موفقیت کسانی که به این سیستم معرفی کرده اید حاصل می شود. بازاریابی شبکه ای به اشتراک گذاشتن اطلاعاتی است که منجر به فروش محصول می شود. مردم خود را درگیر این کار می کنند چرا که می خواهند سرانجام به خاطر تلاشی که انجام می دهند، سود ببرند.

آنها به این كار می پردازند، چرا که برای خود هدف دارند و از آن دسته افرادی هستند که با هم بودن را دوست دارند, و از فرصت بدست آمده در صنعت بازاریابی شبکه ای, در کنار سایر دوستان و نزدیکان خود, آزادی مالی و ارتقا معنوی را بدست آورند, آنها می پذیرند، چرا که در یک سخن, آماده تغییر هستند.

چرا حقیقت در مورد بازاریابی شبکه ای گفته نشده است؟

مردم در مقابل تغییر مقاومت می کنند و از چیزی که کاملا برایشان شناخته شده نیست، می ترسند.( البته حق دارند ) مردم با چیزی که برایشان شناخته شده است و بیشتر مردم آن را قبول دارند, راحت ترند.

اگر به آنچه که در حال حاضر کاملا با آن آشنا هستیم, نگاهی بیفکنیم, در می یابیم که زمانی نه خیلی دور, آنها نیز برایمان کاملا ناشناخته بوده اند: کامپیوتر, اینترنت, موبایل و بسیاری از چیزهای دیگر.

از طرفی دیگر روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون, درآمد اولیه خود را از تبلیغاتشان به دست می آورند.

آیا رسانه های جمعی علاقمند به گفتن مطالب مثبت, در مورد صنعتی هستند که تبلیغاتی انجام نمی دهد ؟  آیا فکر می کنید شرکتهای بازاریابی سنتی بزرگ, که با رقابت شدیدی از طرف بازاریابی شبکه ای مواجه می شوند، هیجان زده می شوند ؟ شما فکر می کنید رسانه ها برای محافظت از  دلارهای خود طرف چه کسی را می گیرند ؟ شرکتهایی که برای تبلیغ محصولاتشان به آنها پول میدهند و یا شرکتهایی که نیازی به تبلیغ و آگهی آنها ندارند ؟

چند سال پیش, یک شرکت بازاریابی شبکه ای که محصولات بهداشت فردی را به فروش می رساند, مرکز توجه رسانه ها و چندین دادستان کل ایالتی قرار گرفت. فروش آنها به 500 میلیون دلار می رسد. این مبلغ در حقیقت از جیب شرکتهایی همچون Revlon ، Max Factor ، Estee Lauder  و شرکتهای دیگری که محصولات آرایشی بهداشتی تولید می کردند خارج می شد. آیا فکر می کنید این رقابت، که با موفقیت شرکت بازاریابی شبکه ای ( که همچون رقبای سنتی خود میلیونها دلار صرف تبلیغات نمی کرد ) همراه بود, مطلوب این شرکتهای بزرگ بود ؟

به علاوه شرکتهای بازاریابی شبکه ای، فروشگاههای زنجیره ای و بازار را دور زده و با سرویسهای حمایتی و اشتراکی، مستقیماً به محل زندگی مشتری وارد می شوند, بدون آنکه مشتری زمانی را برای خرید از دست داده باشد.

اگر شما یکی از دلالان، خرده فروشها، عمده فروشها، ارباب رسانه یا هر فرد دیگری بودید که به دلیل بهتر بودنِ, بازاریابی شبکه ای کار شما تهدید می شد، چه کار می کردید؟

درست همانند هر صنعت یا تجارت دیگری، فریبها و ساختارهایی وجود دارند که به تصویر این صنعت آسیب وارد می کنند. بانکداری و پس انداز و وام معایب خود را داشتند. وزارتخانه ها به دلیل ارائه خدمات به خودشان, مورد اتهام واقع شدند, بازار سهام نیز نیرنگهای درونی خود را داشت. چرا که بازاریابی شبکه ای باید متفاوت باشد ؟

داستانهای زیادی در مورد صنعت بازاریابی شبکه ای و شرکتهای مربوطه وجود دارد. حقیقت این است که شرکتهای سنتی شناخته شده ای همچونGillette, Palmolive, Colgate, Rexall Drug  و هزاران شرکت دیگری که بازاریابی شبکه ای را به عنوان روش برترِ پخش محصولات خود برگزیده اند، شرکتهایی فرعی بدین منظور ایجاد کرده و حدود 100 میلیارد دلار فروش دارند.

اغلب گفته می شود که شرکتهای Coca Cola ، Good Year ، IBM ، Fire stone و General Motors هر کدام واحدهای بازاریابی شبکه ای خود را دارند. در حقیقت این شرکتها تهیه کننده محصولات برای شرکتهایی, همچون Amway می باشند که از روش بازاریابی شبکه ای استفاده می کند.

آزادی مالی در گرو کسب اطلاعات

بازاریابی شبکه ای, روشی جدید برای آزادی مالی است. شما هرگز از طریق یک شغل سنتی به درآمدی دائمی دست پیدا نمی کنید. حتی حرفه ای ها هم وقت خود را صرف بدست آوردن پول می کنند. اگر آنها مریضی را معاینه نکرده و یا با مشتری معامله ای انجام ندهند، پولی دریافت نمی کنند. بسیاری از درآمدها موقتی هستند, و تشخیص اینکه درآمد شما موقتی است یا نه, بسیار ساده است.

" نود روز کار نکنید. اگر درآمد شما متوقف یا کاهش یابد، شما درآمد موقتی دارید. "

در بازاریابی شبکه ای شما دیگر زمان را با پول معامله نمی کنید. زمانی که شما یک شبکه مستحکم, از نمایندگان فروش را توسعه دهید, به یک درآمد دائمی دست می یابید. این امر به شما این آزادی را می دهد که  هر وقت کاری را مایل بودید انجام دهید و یا کار مورد علاقه خود را بنا نهید.

جالب است که بدانیم, ما چگونه در برابر تغییر مقاومت می کنیم. حتی زمانی که خوشبخت نیستیم, می خواهیم که در محدوده راحتی خود بمانیم. گفته می شود که بازاریابی شبکه ای قدم بعدی در تکاملِ بنگاههای آزاد اقتصادی است. اما چیزی وجود دارد که می توانیم همیشه از آن مطمئن باشیم :

اساسی ترین حقیقت زندگی در دنیای امروز این است که تغییر اجتناب ناپذیر است.

سخن آخر

سالهاست كه از هم دور بوده ایم، حال كه می خواهیم خود را، چه از لحاظ مادی و چه معنوی، ارتقاء دهیم، چه بهتر كه در كنار دوستان و یا اقوام خویش باشیم و با آنان به این مهم دست یابیم.

بهترین سرمایه, با هم بودن است، می بایست بودن را، در كنار هم تجربه كنیم، چرا كه با دیگران بودن، بسیاری از توهمات را از بین خواهد برد. به قدرت و همینطور خلاقیت ذهن خودتان اعتقاد داشته باشید، و به آنچه كه اعتقاد دارید شك نكنید، اگر مسیری را برای موفقیت پیدا كردید، بدنبال دلیلی برای ایستادن نباشید.

در زندگی به هر آنچه بخواهی میرسی, به شرط آنکه دیگران را نیز برای رسیدن به اهدافشان یاری کنی.

منبع: تيم آموزشی وست ويژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 18:10

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

چرا عده ای در نتورک سود نمیکنند و خود را قربانی میدانند

آیا میدانیـد کل اقتصاد جهـان هرمـی میباشـد یعنی جمعیت جهان که حدود ۶ میلیارد نفر میباشـد و از ایـن ۶ میلیـارد تنها ۴۵ هزار نفر هستنـد که ثروتمند میباشند . در واقـع ۶ میلیـارد نفـر برای ۴۵ هزار نفر کار میکنند .این یک قانون است آیا میتوان گفت ۶ میلیارد نفر قربانی این ۴۵ هزار نفر میباشنـد ؟ خیـر چــون هـر کسـی به آن شایستـگی که میخـواهـد دست پیدا کنـد میرسـد . مثـال : یـک کارگر در روز ۸ ساعت کار طاقـت فرسا انجام میدهـد و در نتیجه دستمـزد وی چیزی حـدود ۱۰ هزار تومان میباشد و یک مدیـر و یا یک اهل فن حتی با کمتـر از این ساعت کاری دستمـزدی بالای یـک میلیـون در می آورد آیــا میتـوان گفت که این کارگر زحمتـکش قربانـی میباشـد. خیر ایـن تفـاوت در رسیـدن به شایستگی ان جایـگاه میبـاشد . در نتـورک علی الخصوص وست ویـژن هم همینطـور است شرکت کالایی را برای فروش میگـذارد و ما یا مصـرف کننـده ایـن کالا هستیـم و یا هم مصرف کننـده و هـم بازاریاب این کالا و اگـر برای ایـن کالا خواستیم بازاریـابی انجام دهیـم به همراه تیـم بازاریابان سعی در بدست اطلاعات و رموز و یادگیـری این نوع بازاریـابی مینماییـم و سپس کسب در آمد هم میکنیم ولی اگر چه مصرف کننده این کالا باشیم و فعالیتی در کسب در آمد و بازاریابی انجام ندهید فقط مصرف کننده باقی خواهیم ماند نه متضرر!!! حال بعضی ها خود را گول میزننــد به خاطر کسب در آمد وارد این سیستم میشوند ولی هیچگونه فعالیتی را انجام نمیدهند و یا اگرهم انجـام میدهنـد غیر اصولی و خود سرانه اینکار را انجـام میدهنــد و در نهایت موفق به کسب در آمد هم نمیشوند و خود را قربانی افرادی میدانند که در این سیستم به سود رسیده اند .

منبع: تیم آموزشی وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 18:9

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

سعادت جاودانی

روزی مردی به قصد ملاقات با دانای راز و پرسیدن راز سعادت جاودان رهسپار سفری طولانی شد. او شنیده بود که در محل زندگی دانای راز برای هر کس باغچه ای وجود دارد که اگر بتواند آن باغچه را آبیاری کند به سعادت جاودان دست می يابد. او سفر خود را اغاز کرد و همین طور که در راه می رفت به گرگی رسید. ابتدا از آن گرگ ترسید و خواست پا به فرار بگذارد ولی با ناله گرگ باز گشت و دریافت که گرگ بسیار نحیف و رنجور بوده و از درد به خود می پیچید. سبب را پرسید و گرگ گفت که مدتهاست نتوانسته ام غذای مناسبی بخورم زیرا دردی در دندانم دارم که امانم را بریده ولی نمی دانم علت آن چیست. مرد گفت من به ملاقات دانای راز می روم اگر بخواهی پاسخ مشکل تو را نیز از او خواهم پرسید. گرگ موافقت کرد و مرد به راه افتاد.

و همینطور که می رفت در راه توان فرسای سفر به درختی رسید که می دید با آن که در باغ سر سبزی قرار دارد و همه اطرافش گل و چمن و طراوت است باز آن درخت خشکیده و بی ثمر است. کنجکاو شد و از او سبب را پرسید. درخت با ناراحتی گفت ای مرد من هم نمی دانم چرا این گونه است. مرد گفت من به ملاقات دانای راز می روم اگر بخواهی پاسخ مشکل تو را نیز از او خواهم پرسید. درخت موافقت کرد و مرد به راه افتاد.

در نهایت پس از پشت سر گذاشتن راهی طولانی و سخت مرد به محل زندگی دانای راز رسید و همانطور که گفته بودند باغچه های آدمیان را در آن پیدا کرد. سپس از دانای راز خواست تا به او اجازه دهد برای رسیدن به سعادت جاودان باغچه خودش را آبیاری کند. دانای راز باغچه مرد را به او نشان داد و مرد آن را آبیاری کرد و در هنگام بازگشت پاسخ مشکل درخت و گرگ را نیز از دانای راز پرسید.

مرد آهنگ بازگشت کرد.

در راه وقتی به درخت رسید درخت از او پرسید ای مرد آیا پاسخ مشکل مرا از دانای راز پرسیدی؟ مرد گفت آری و بدان که صندوقی در زیر ریشه های تو وجود دارد که مانع از رسیدن آب به آنها می شود و تو نمیتوانی از آب زلال چشمه استفاده کنی و سر سبز شوی. درخت گفت ای مرد آیا تو این نیکی را در حق من می کنی و ان صندوق را در می آوری؟ مرد قبول کرد و پس از بیرون آوردن آن صندوق از خاک مشاهده کرد که درون آن پر از سکه های طلا و زر است. درخت که جانی دوباره گرفته بود. به مرد گفت ای مرد اگر تو به اینجا نمی آمدی و پیغام مرا به دانای راز نمی رساندی و این صندوق را از زیر ریشه های من بیرون نمی آوردی من هرگز دوباره نمی توانستم سرسبز و شاداب شوم. پس به نشانه سپاس گذاری از تو می خواهم که این صندوق با همه آنچه درون آن هست را برداری و با آن زندگی سعادت مندی برای خودت بسازی. ولی مرد به یاد باغچه اش افتاد و گفت: نه! من باغچه خودم را آبیاری کرده ام و بی شک به سعادت جاودانی خواهم رسید و نیازی به طلاهای این صندوقچه ندارم.

آن گاه مرد به راهش ادامه داد به گرگ رسید. گرگ پرسید ای مرد آیا پاسخ سوال مرا از دانای راز پرسیدی؟ مرد گفت بلی و بدان که تو روزی از رودخانه ماهی صید کرده ای که در شکم آن گوهری گرانبها بوده است و آن گوهر در بین دندانهای تو مانده و سبب رنجش تو را فراهم کرده است. گرگ گفت ای مرد حال که پاسخ مشکل مرا می دانی بیا و این گوهر را از بین دندانهای من بیرون بیاور تا من بتوانم از این پس به راحتی غذا بخورم. مرد قبول کرد و پس از بیرون آوردن گوهر مشاهده کرد که آن تکه جواهر به راستی گوهر گرانبهایی است و درخشش خیره کننده ای دارد. سپس گرگ به مرد گفت ای مرد اگر تو پاسخ مشکل مرا از دانای راز نمی پرسیدی و این گوهر را از دهان من بیرون نمی آوردی من نمی توانستم دوباره به راحتی غذا بخورم پس به نشانه سپاس این گوهر را به تو می دهم تا زندگی خود را با آن سعادت آمیز سازی.

مرد باز به یاد باغچه خود و پاسخی که به درخت داده بود افتاد و گفت: نه! در راه من درختی بود که او نیز همین درخواست را از من داشت ولی من باغچه خودم را آبیاری کرده ام و بی شک به سعادت جاودانی خواهم رسید.

در این هنگام ناگهان گرگ جستی ناگهانی زد و مرد را به نیش کشید و پس از مدتها شکمی از عزا درآورد!

سپس خطاب به آن مرد گفت کسی که نتواند از سعادتهایی که بر سر راهش قرار می گیرد بهره ببرد بی شک خود به سعادتی برای دیگران تبدیل خواهد شد ...

نتيجه گيری از اين داستان بر عهده خود شماست.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 11:8

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

خواندن این مطلب فقط چند دقیقه وقت شما را می گیرد، اما می تواند طرز فکر شما را تغییر دهد....!

در بیمارستانی ،دو مرد در یک اتاق بستری بودند. مرد کنار پنجره به خاطر بیماری ریوی بعد از ظهرها یک ساعت در تخت می نشست تا مایعات داخل ریه اش خارج شود. اما دومی باید طاق باز می خوابید و اجازه نشستن نداشت.آن دو ساعتها در مورد همسر، خانواده هایشان ، شغل، تفریحات و خاطرات دوران سربازی صحبت می کردند. بعد از ظهرها مرد اول در تخت می نشست و روی خود را به پنجره می کرد و هر آنچه را که می دید برای دیگری توصیف می کرد. در آن حال بیمار دوم چشمان خود را می بست و تمام جزئیات دنیای بیرون را پیش روی خود مجسم می کرد.

او با این کار جان تازه ای می گرفت، چرا که دنیای بی روح و کسالت بار او با تکاپو و شور و نشاط فضای بیرون پنجره رنگ زندگی می گرفت.

در یک بعد از ظهر گرم ، مرد کنار پنجره از رژه ای بزرگ در خیابان خبر داد. با وجود این که مرد دوم صدایی نمی شنید، با بستن چشمانش تمام صحنه را آن گونه که هم اتاقیش وصف می کرد پیش رو مجسم می نمود.

روزها و هفته ها به همین صورت سپری شد. یک روز صبح وقتی پرستار به اتاق آمد، با پیکر بی جان مرد کنار پنجره که با آرامش به خواب ابدی فرو رفته بود روبرو شد.

پس از آنکه جسد را به خارج از اتاق منتقل کردند مرد دوم درخواست کرد که تخت اورا به کنار پنجره منتقل کنند. به محض اینکه کنار پنجره قرار گرفت، با شوق فراوان به بیرون نگاه کرد ،

اما...

تنها چیزی که دید دیواری بلند و سیمانی بود.

با تعجب به پرستار گفت: جلوی این پنجره که دیواره !!! چرا او منظره بیرون را آن قدر زیبا وصف می کرد؟

پرستار گفت: او که نابینا بود، او حتی نمی توانست این دیوار سیمانی بلند را ببیند. شاید فقط خواسته تورا به زندگی امیدوار کند.

بالاترین لذت در زندگی اینست که علیرغم مشکلات خودتان ، سعی کنید دیگران را شاد کنید

 ....شادی اگر تقسیم شود دوبرابر می شود...

اگر می خواهید خود را ثروتمند احساس کنید ، کافیست تمام نعمتهایتان را ، که با پول نمی توان خرید، بشمارید. زمان حال یک هدیه است. پس قدر این هدیه را بدانید.

انسانها سخنان شما را فراموش می کنند.

انسانها عمل شما را فراموش می کنند.

اما آنها هیچگاه فراموش نمی کنند که شما چه احساسی را برایشان به وجود آورده اید.

به یاد داشته باشید: زندگی شمارش نفس های ما نیست، بلکه شمارش لحظاتی است که این نفس ها را میسازند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 18:6

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

کاربران گرامی ؛

 با عرض تبریک به مناسبت میلاد حضرت ختمی مرتبت پیامبر اکرم (ص) ، ضمن قدردانی از صبر و همکاری شما عزیزان ، اعلام می دارد کلیه تغییرات طبق برنامه تعیین شده به پایان رسیده است . یکی از مهمترین  تغییراتی که در نرم افزار ایجاد شده است تغییر در بخش محاسبات می باشد . همانطور که می دانید شرکت وست ویژن به عنوان بزرگترین شرکت نتورک ایرانی مطرح است  و از لحاظ تعداد مشتریان و یا بازاریابان بیش از چند صد هزار نفر را شامل می گردد و از طرفی به دلیل وجود چندین پلان کاری در راستای هم باعث شده که یکی از پیچیده ترین سیستمهای محاسباتی از لحاظ  نرم افزاری را در خود داشته باشد. شما شاهد بوده اید که در هر دوره محاسباتی ، محاسبات بیش از  24  تا 26  ساعت به طول می انجامید که دلیل آن وجود چند صد هزار  گره است که دارای ساختارهای مختلف می باشند که  بر روی هر کدام از آنها محاسبات انجام می گرفت . خوشبختانه با دستیابی به یک فناوری جدید نرم افزاری و تغییراتی که بر روی آن انجام شده موفق شدیم که زمان محاسبات را به حدود یک تا دو ساعت تغییر دهیم  و از طرفی دقت محاسبات بالا رود. با توجه به تغییرات انجام شده ، از دوره محاسباتی 85 که حدود 5 ماه قبل می باشد محاسبات مجددا صورت می گیرد که اگر اشتباها در محاسبات فردی اشتباهی صورت گرفته باشد و پاداش خود را به صورت کامل دریافت نکرده باشد ، با محاسبات جدید دریافت خواهد نمود  . این امر باعث شده است که بسته بودن سایت یک روز دیگر تمدید شود و ان شاءالله پس از پایان کامل محاسبات ، صبح فردا ( شنبه ) سایت قابل دسترسی می باشد

                                                               بخش نرم افزار و توسعه سایت وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 10:6

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

سال 86 ، سال "اعتماد سازی" در وست ویژن!!

 

متاسفانه برخی از اتفاقات نه چندان جالب در سال 85 ، دید بسیاری از افراد جامعه را نسبت به صنعت نتورک مارکتینگ تغییر داد. این اتفاقات که سرمنشأ اصلی آنها فعالیت ناسالم شرکت گلدکوئست بود ، بهانه ای شد برای عده ای از منتقدین این صنعت تا با سمپاشی اطلاعاتی جو جامعه را مسموم کنند و به قول معروف تر و خشک را با هم بسوزانند. در این میان شرکت وست ویژن تنها شرکتی بود که توانست با فعالیت سالم خود ، اعتماد مسئولین را جلب کرده و جایگاه خود را حفظ کند.

اما متاسفانه هنوز عده زیادی از مردم به دلیل شباهتهای زیادی که در نحوه پورسانت دهی نتورکهای کالاگردان و پول گردان وجود دارد ، شرکت وست ویژن را نیز به عنوان یک شرکت هرمی می شناسند. تا جایی که حتی وجود یک دفتر پشتیبانی با آدرس و شماره تلفن های مشخص هم برای بسیاری از آنها قابل قبول نیست و این نشان دهنده این است که اعتماد مردم نسبت به این صنعت بسیار کم شده است.

شرکت وست ویژن در حال حاضر به عنوان سردمدار صنعت نتورک مارکتینگ در ایران ، یک نقش کلیدی را ایفا می کند و با توجه به تاثیر مستقیمی که بر فعالیت دیگر نتورکها دارد ، با عملکرد صحیح و تصمیمات سرنوشت ساز خود در سال 86 ، می تواند ناجی این صنعت در ایران باشد. در همین راستا مدیر عامل فهیم شرکت وست ویژن با طراحی منحصر به فرد پلن سولار و همچنین اخذ تصمیماتی نظیر تحویل همزمان کالا در پلن باینری و غیره ، ثابت کرد که قبل از همه ما به این نتیجه رسیده است که اگر به استقبال تغییر برویم ، بهتر از آن است که منتظر شویم تا تغییر رخ دهد و سپس خود را با آن منطبق کنیم!!! 

به عقیده نگارنده ، سال 86 باید سال "اعتماد سازی" در وست ویژن نامگذاری شود و مسئولین تمام نیروی خود را در جهت رسیدن به این مهم به کار گیرند. چرا که تاخیر در انجام برخی از تعهدات شرکت بهانه ای به دست "سود جویان نتورکرنما" داده است تا با نگاه سطحی و غیر حرفه ای خود ، شرکت وست ویژن و حتی برخی از تاپ لیدرها را به دادن وعده های دروغین متهم کنند.

شرکت وست ویژن در سال 86 با تصمیمات سرنوشت ساز خود می تواند تعریف جدیدی از واژه نتورک مارکتینگ داشته باشد و با اعمال تغییرات اساسی در پلن خود ، هم جایگاه ارزشمند خود را در این صنعت حفظ کند و هم خط فکری دیگر نتورکها را تغییر دهد. اتفاقات دو سال گذشته نشان داده است که شرکت وست ویژن تنها شرکتی است که توانایی گسترش فرهنگ صحیح نتورک در سطح جامعه را دارد و با شفاف سازی و اعتماد سازی می تواند الگوی مناسبی برای دیگر نتورکها باشد. به امید روزی که "دید" افراد جامعه هم همانند اعضای وست ویژن "وسیع" شود. یا حق

منبع: The Best Of Leaders

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 18:4

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

شکی که انسان را عوض میکند!

مردی صبح از خواب بیدار شد ودید تبرش ناپدید شده، شك كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد.برای همین تمام روز اورازیر نظر گرفت.

متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یك دزد راه می رود، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند پچ پچ می كند. آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض كند و نزد قاضی برود و از او شكایت كند.

اما همین كه وارد خانه شد تبرش راپیدا كرد.زنش آن را جابه جا كرده بود.مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه میرود ،حرف میزند و رفتار می كند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 18:3

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

پیله ابریشم

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم.

از این داستان نتیجه میگیریم كه ما نیز باید در كارهای خود صبر و حوصله داشته باشیم و اگر لازم باشد برای آموزش ساعتها وقت بگذاریم تا در زندگی موفق شویم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 18:2

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

سخنان يك دوست

سال ۱۳۸۴ سالی پر حادثه ، سالی پر مشقت و سالی پر از سختیها برای وست ویژن و وست ویژنیها بود.

سال ۱۳۸۵ سال موفقیت ، سال رسیدن به اهداف و سال شکوفایی برای وست ویژن و وست ویژنیها بود.

حال فکر میکنید سال ۱۳۸۶ چگونه سالی برای وست ویژن و وست ویژنیها باشد؟

در سال ۱۳۸۴ شرکت تلاش میكرد که مجوز قانونی فعالیت خود را دریافت کند و در سال ۱۳۸۵ موفق به گرفتن مجوز رسمی خود شد حال در سال جدید شرکت چه هدف والایی دارد؟

در سال ۱۳۸۵ سه نفر از وست ویژنیها موفق شدند به درجه پلاتینیوم دست یابند حال در سال جدید چند نفر موفق میشوند به این درجه برسند و یا چند نفر به درجه رویال خواهند رسيد؟

آیا میدانید چهارمین پلاتینیوم شركت وست ویژن كیست؟

آیا میدانید اولین رویال شركت وست ویژن كیست؟

اين افراد وست ویژنی هستند و ما پیش از همه، رسیدن به این درجات را به این افراد تبریك عرض میكنیم.

بیایید در این سال جدید با نگاه كردن به گذشته خود و دوستان خود و عبرت گرفتن از كاستیهای آن بكوشیم و برنامه ریزی دقیق انجام دهیم تا سالی پر بار برای ما رقم بخورد.

بیایید قدری فكر كنیم كه ما از وست ویژن چه میخواهیم و ببینیم آیا برای خواست خود ارزش قائل هستیم و چه قدمهایی در این مورد برداشته ایم.

به گذشته خود نگاه كنیم و دلایلی كه باعث شدند ما به اهداف خود نرسیم خوب فكر كنیم و در سال جدید دیگر اشتباهات گذشته را تكرار نكنیم.

موفقیت در دو قدمی ماست اگر و تنها اگر خودمان به كاری كه انجام میدهیم ایمان داشته باشیم و از مشكلات نهراسیده با برنامه ریزی دقیق و منظم به دنبال اهداف خود قدم برداریم به خدا به آن اهداف خواهیم رسید همچون آقایان آرش رزقی ، شهروز زرگر و آقای تایماز ولیزاده.

اگر مشكلات ما را با مشكلات آنهایی كه به درجه پلاتینیوم رسیدند مقایسه كنیم باید بگویم ما در مقابل آنها هیچ مشكلی نداریم. مثلا: اگر به فرض آنكه زیر مجموعه ما از ما شاكی هستند شاید حداكثر شاكیان ما هزار نفر باشد كه با مقایسه آنهایی كه به درجه پلاتینیوم رسیدند میبینیم شاكیان آنها حداقل یكصد هزار نفر میباشد پس چرا آنها پلاتینیوم شده اند ما هنوز در اولین قدمهای خود مانده ایم.

بیایید در این سال جدید بهانه ها را كنار گذاشته یا علی بگوییم و برای رسیدن به اهداف خود قدم برداریم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 18:2

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

لیوان را زمین بگذار

 استادی در شروع كلاس درس لیوانی پر از آب را به دست گرفت آن را بالا برد تا همه ببینند بعد از شاگردان پرسید:

" به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟"

شاگردان جواب دادند: 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ......

استاد گفت من هم بدون وزن كردن نمی دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است:

اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همینطور نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟

شاگردان گقتند هیچ اتقاثی نمی افتد.

استاد پرسید:

اگر آن را چند ساعت همینطور نگه دارم چه؟

یكی ار شاگردان گقت:

دستتان كم كم درد می گیرد

" حق با توست . حالااگر  یك روز تمام آن را نگه دارم چه؟ "

شاگرد دیگری جسارتا گفت:

"دستتان بی حس می شود

عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار می گیرد و فلج می شویدو مطمئنا كارتان  به بیمارستان خواهد كشید"

و همه شاگردان خندبدند.

استاد گفت:

"خیلی خوب است اما آیا در این مدت وزن لیوان تغییر كرده است؟

شاگردان جواب د ادند: نه

" پس چه چیز باعث درد عضلات  می شود؟ در عوض من چه كنم؟

شاگردان گیج شدند. یكی از آنها گفت : " لیوان را زمین بگذارید".

استاد گفت : " دقیقا ! مشكلات زندگی هم مثل همین است.

اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید ، اشكالی ندارد.

اما مشكل وقتی به وجود می آید كه تصمیم میگیریم مشكلاتمان را، چه سبك چه سنگین مدتها در ذهن نگه داریم.

منبع: تيم آموزشی وست ويژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 17:58

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

درك نیاز مشتری:

تمامی انسان ها دارای نیازهایی هستند و در جهت ارضا این نیازها تلاش میکنند. مشتریان شما هم از این قاعده مستثنی نیستند. هنگامیکه شخصی برای خرید به شما مراجعه میکند در واقع در تلاش است تا یک یا چند نیاز خود را برطرف کند. البته نیازها در افراد گوناگون با توجه به شرایط تبدیل به خواسته های گوناگون شده بطور مثال یک جوان گرسنه برای سیر کردن خود پیتزا (خواسته) را ترجیح داده در صورتیکه یک فرد میانسال چلوکباب (خواسته) را ترجیح میدهد.

 یک فروشنده میبایست بدرستی به نیازها و خواسته های مشتریان خود پی ببرد تا بتواند با ارایه محصول و یا خدمت مناسب رضایت مشتری را جلب نماید. برای رسیدن به این هدف همواره قبل از اینکه به ارایه و معرفی محصولات و خدماتتان بپردازید اجازه دهید که مشتریانتان به توصیف خواسته هایشان بپردازند.  با پرسش کردن سعی کنید که مشتریان به توضیح در باره خود و خواسته هایشان بپردازند سپس بهترین محصول یا خدمتی که برطرف کننده نیازهای آنان است را ارایه کنید.اگر حرفه شما بصورتی است که مشتریان ثابت دارید حتما برای هرکدام از آنها پرونده ای تشکیل داده و سابقه خرید آنها ، نیازها و خواسته های آنها و خصوصیات و مشخصاتی که شما را به ارایه بهتر محصولات کمک میکند نگهداری نمایید. برای جمع آوری بهتر این اطلاعات میتوانید از پرسشنامه استفاده کنید و با ارایه آن به مشتری از آنها بخواهید که در صورت تمایل به آن پاسخ دهند. 

 به این نکته نیز توجه داشته باشید که خواسته های مشتریانتان بنا به شرایط مختلف و در طول زمان تغییر میکند. فروشنده موفق کسی است که بتواند این تغییرات را پیش بینی کرده و پاسخ مناسب را به آن بدهد. همواره سعی کنید خود را جای مشتری قرار دهید و ببینید از دید مشتری چه چیزی مزیت به شمار میرود وآیا کالاهای شما آن مزیت را دارند؟زمانیکه نیازها و خواسته های مشتریان را درک کردیم ، میتوانیم محصول یا خدمتی مناسب مشتری ارایه کنیم. میتوان با تغییرعواملی درمحصولاتمان همچون قیمت، تخفیفات، کیفیت، طرح، تبلیغات، کانالهای فروش، بسته بندی، خدمات پس از فروش و ... رضایت خریداران را جلب نمود.یکی از اشنباهاتی که برخی فروشندگان مرتکب میشوند، مجبور کردن مشتریان به خرید کالایی خاص میباشد. در واقع آنها بدون توجه به خواسته های مشتری او را وادار به خرید کالایی خاص میکنند که برطرف کننده خواسته ها و نیازهای مشتری نمی باشد و این امر موجب نارضایتی مشتری و تبلیغات منفی آنها در رابطه با کالا و فروشنده میشود.

در آخر باید به این مساله اشاره کرد که افراد دارای خصوصیات منحصر بفردی میباشند و با یک نسخه نمیتوان با تمام مشتریان برخورد کرد.

منبع: Vast goal

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 17:56

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

برنامه كاری

Business Plan

شما تصمیم میگیرید که حرفه جدیدی را آغاز کنید و یا اینکه فعالیتهای کنونی خود را گسترش دهید، در این صورت شما نیاز به یک برنامه کاری (Business Plan) دارید. برنامه کاری شرح مکتوبی از آینده حرفه شما است. در واقع این برنامه به شما میگوید شما تصمیم به انجام چه کاری دارید و چگونه میخواهید که این کار را انجام دهید. برنامه کاری برای افراد و شرکت هایی که تازه شروع بکار کرده اند و سرمایه  زیادی ندارند عاملی است برای شناساندن طرحها و برنامه های شرکت به سرمایه گذاران بالقوه. همچنین در شرکتها و سازمانهای بزرگ به عنوان عاملی جهت تشویق کارکنان، چشم اندازی از طرح های آینده و راهنمایی جهت مدیریت بهتر شرکت میباشد.

معمولا محتوای  یک برنامه شامل تمام مواردی میشود که باعث موفقیت سازمان میگردد. از جمله:

1-      ایده اصلی کار:در این قسمت در رابطه با صنعت مورد نظر، ساختار شغلی، محصول یا خدمتی که ارایه میدهید و اینکه چگونه میخواهید حرفه خود را به موفقیت برسانید بحث میشود.

2-       مشتریان شما: اینکه مشتریان بالقوه شما  چه کسانی و کجا هستند، چه چیزهایی آنان را تشویق به خرید میکند و ...

3-      محصولات و یا خدمات ارایه شده و مزیتهای رقابتی آنها: در این قسمت شما اطلاعات مفید و جامعی در رابطه با محصولات و خدماتی که ارایه میدهید و اینکه چرا مشتریان شما را به رقبایتان ترجیح میدهند ارایه میکنید.

4-      بازار هدف: کالا یا خدمت خود را به چه قسمتی از بازار میخواهید ارایه کنید به عنوان مثال محصول شما مناسب کدام رده سنی، منطقه جغرافیایی، موقعیت اجتماعی و ... میباشد و برنامه بازاریابی شما برای این گروه چیست؟

5-      مدیریت و کارکنان کلیدی: در این قسمت شما اطلاعاتی در رابطه با مدیران و کارکنان کلیدی خود که نقش مهمی در طرح و اجرای برنامه کاری دارند میدهید.

6-      منابع مالی مورد نیاز: در این قسمت شما منابع مالی که جهت ارایه محصول یا خدمت نیاز دارید را مشخص میکنید. سعی کنید در این زمینه واقع بین بوده و تخمین درستی از هزینه ها داشته باشید.

همواره توجه داشته باشید که برنامه کاریتان بر اساس منطق و حقیقت باشد و نه بر پایه احساسات. همچنین سودی را که برای خود در نظر میگیرید معقول و واقع بینانه باشد.همانطور که قبلا گفته شد اهمیت برنامه کاری در شرایط مختلف متفاوت است. گاهی این برنامه جهت جذب حمایتهای مالی بکار رفته و گاهی به عنوان یک نقشه و راهکار برای هدایت سازمان بکار میرود. به هر حال برنامه کاری برای تمامی سازمانها از یک فروشگاه کوچک گرفته تا سازمانهای بزرگ کاربرد دارد.  منبع:تجارت

منبع: Vast goal

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 17:54

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

چگونه با بكار بردن «عبارت های قدرتمند» فروش بیشتری داشته باشیم؟

در دنیای امروز، برای فروش بیشتر، تاثیر بیشتر، جلب توجه و جذب مشتری یا حتی بازدید كننده به یك سایت اینترنتی، استفاده از كلیشه های تبلیغاتی قدیمی راه گشا نیست. باید فكر كرد، تصویر جدیدی خلق كرد و در همه حال خلاقیت داشت.

 موفق ترین و قدرتمند ترین شركت های تولیدی و خدماتی داخل و یا خارج از كشور را كه بررسی كنیم متوجه می شویم آنهایی گوی و میدان را از رقبا ربوده اند كه «بیشتر فكر كرده اند»، «بیشتر تخیل كرده اند» و شاید در یك كلام «بیشتر به فكر مشتری» بوده اند تا «به فكر پول درآوردن های بیشتر». نكته جالب دیگر این است كه پول دار ترین افراد و شركت ها در سرتاسر جهان، آنهایی بودند كه «آرزوی ها و افكار بزرگی» را دنبال كرده اند. شاید آنها هم در دنبال كردن «رویا ها» و «آرزوهایشان» كمی احساسی تصمیم گرفته اند و از روی «احساس» اولین «گام ها» را برداشته اند. آنچه مسلم است این است كه اكثر ما انسانها، علیرغم آنچه نشان می دهیم، بیشتر از اینكه بخواهیم عقلایی و عاقلانه تصمیم بگیریم، تصمیماتمان بر اساس «احساساتمان» است. داشتن یك «احساس» خوب و عالی، از مشاهده یا تجربه چیزی، ما را بر آن می دارد كه بار دیگر به دنبال آن چیزی برویم كه برایمان به نحوی شگفت انگیز لذت بخش بوده است. برای همین است كه «مارك» زده می شویم و به دنبال همان «ماركها» - یا علامت های تجاری موفقی - می رویم كه استفاده از آنها در گذشته احساس لذت خوبی برایمان داشته اند. افراد موفقی چون «بیل گیتس» رویای موفقی در ذهن داشته اند، تصویر موفقی از آن رویا در ذهن ساخته اند و چنان غرق و واله و شیدای آن رویای زیبا شده اند كه زندگی شان را وقف آن «رویا» كرده اند و دیده ایم كه در دستیابی به آن و رسیدن به آن چگونه موفق شده اند. «رویا های بزرگ» تصاویر بزرگی در ذهنمان ایجاد می كنند و حس لذت از مشاهده یا لمس آن تصاویر محشر است كه ما را برای رسیدن به آنها تشویق و ترغیب می كنند. رویای «بیل گیتس» این بود كه در هر خانه ای یك كامپیوتر شخصی (Personal Computer) وجود داشته باشد، او می دانست كه نرم افزار ها و برنامه های كامپیوتری قادرند زندگی انسان را متحول سازند بنابر این چه بهتر كه كامپیوتر ها - مثل دیگر لوازم خانگی - به خانه ها راه یابند و برای بهتر شدن زندگی مورد استفاده انسانهای قرن حاضر قرار گیرند. «بیل گیتس» به فكر پول درآوردن و یا به عبارتی «ثروتمند شدن» نبود، خودش در جایی گفته بود كه «تمام نگرانی من نهارم بود، دلم می خواست كاری كنم كه دیگر نگران نهارم نباشم.» اما با رویای بزرگی كه در سر داشت، پیش به سوی اهدافی گام برداشت كه «انسانهای دیگری هم می توانستند از مزایای آن بهره مند شوند.»

«قدرتمند ترین واژه ها» می توانند «قدرتمند ترین عبارت ها» را بیافرینند. در استراتژی های تولید و نیز بازاریابی، بایستی «قدرتمندترین آمال و آرزوها»، «قدرتمند ترین و موثرترین تصاویر» را خلق كرد و با استفاده از «قدرتمندترین عبارت ها»، «احساسات» مشتریان بالقوه یا بالفعل را هدف قرار داد. «عبارت های قدرتمند» عبارت هایی هستند كه می توانند «احساسات مشتری یا مخاطب شما» را تحریك كنند و آنها را به سمت و سوی «اتخاذ تصمیمی احساسی» سوق دهند. با این شیوه می توان «فروش» را بالا برد و «محصول» را در بازار (هر بازاری كه مورد توجه و مورد نظر ما است) جا انداخت.

همانطور كه گفته شد، اكثر مردم (كه به نوعی همه، مشتری محصول یا خدماتی هستند - چرا كه به آن محصول و یا خدمات نیازمندند) تصمیم هایی احساسی می گیرند. پیش دوستان و آشنایان، گاهی چنین اظهار می كنند كه تصمیم شان بر اساس یك سری مشاهدات، تجارب و یا دلایل كاملاً منطقی و عقلایی بوده است، اما همه می دانیم كه درصد بسیار بالایی از «تصمیم»ها، «احساسی» است، خصوصاً تصمیم هایی كه در رابطه با «خرید» یا «استفاده از خدماتی» باشد.

می دانم كه همه شما دوست دارید با بالا بردن «فروش» - یا حتی ترافیك سایتتان - زندگی خوبی داشته باشید. «یك خانه راحت تر و بزرگ تر، یك اتومبیل شیك تر، می دانم كه می خواهید برای همسرتان بهترین هدایا را بگیرید و وقتی كه «هدیه» را به او می دهید، می خواهید آن لبخند رضایت را بر روی چهره اش ببینید و تا دیدن آن چهره - سر از پا نمی شناسید و شاید حتی تمام راه را دویده باشید. وقتی كه «هدیه» را به دست همسرتان می دهید، شور و شوق عجیبی دارید، در پوست خود نمی گنجید، قلبتان لحظه ای آرام و قرار ندارد، كم مانده است كه اشك شوق از چشم هایتان جاری شوید، - در همان لحظه - یاد این مقاله می افتید كه تابان در سایت WEBFAQT.COM برایتان نوشته بود و شما آن را وقتی كه سر كار، در دفتر یا شركتتان بودید خواندید، پیش خود می گویید: «عبارت های قدرتند، حال بایستی برای ایجاد یا حفظ این ارتباط صمیمانه به دنبال عبارتی قدرتمند باشم ...» به همسرتان می گویید: «عزیزم، جداً دوستت دارم!» - اما این جمله كوتاه را «نمی توانید به مشتری هایتان بگویید، چرا كه ممكن است باعث مشكل شود. بنابر این عبارت های دیگری به كار می برید، قدرتمند ترین آنها، موثرترین آنها است.

من می توانم تنها ظرف یك ساعت به شما كمك كنم كه «قدرتمند ترین عبارت ها» را بسازید، آنگاه موفقیت شما، چه بر روی اینترنت و چه خارج از آن، تضمین شده است. خیلی ساده، خیلی آسان و خیلی كم هزینه. برای «فروش» بیشتر ... «كسب درآمد» بیشتر ... پس از آن یك ساعت وقتی كه گذاشته اید و شیوه جدیدی را آموختید، یاد لبخند شیرین همسر یا دوستان می افتید كه «هدیه» را به او داده اید. صدای یك موسیقی ملایم و زیبا، در خانه، دفتر كار یا اتومبیل شما، مكان مهم نیست، شما «احساسی لذت بخش» داشته اید.

مرجع: روزنامه تفاهم

منبع: تيم آموزشی وست ويژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 17:53

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 

نوروز

نوروز پیش از آن كه جشن آدمیان باشد، حیات دوباره آسمان و زمین است. از سویى، عشق به شكفتن و رویش است كه در دل آدمى موج میزند و از سویى، چرخش ایام در میان آدمیان. بى‏تردید، عید نوروز، عید طبیعت است، آغاز بهار و موسم اعتدال‏طبیعت و لطافت هوا و تعدیل شب و روز و رهایى از قساوت زمستان و سردى و سیاهى‏ شبهاى دیرپا مى‏باشد. عیدى همراه با سرود پرندگان و تكبیر جنگل و تسبیح باد و ریزش ابر و فریاد رعد و رویش صحراست.

بهار جشن طبیعت است، و طبیعت در جشن بهاری خویش آنقدر زیباست که آدمی را مسحور خویش می کند، آن چنان که  از سخن گفتن باز می ماند و حرف هایش، ناگفته، در ژرفای  جانش انباریده می شود. به جای او گنجشگان پرگو سخن می گویند و زبان گنجشگان یعنی: بهار، برگ، نسیم، عطر.

تقويم

 آیین ها و رسم های مردم فرآیند الزامات و نیازهای درهم تنیده مادی و معنوی، در پیوند جغرافیایی و شیوه های تولید و ساختارهای اقتصادی دوره ای مختلف اند که برحسب ضرورت پیوسته در حال تغییرهستند و به مقوله هایی که در ژرفا معنا دارند پاسخ می دهند. در جمهوری اسلامی ایران تقویم دو گونه است.   

نخست بر سال قمری مبتنی است و دیگری بر اساس سال شمسی (خورشیدی) قرار دارد. مبدا سال قمری هجرت رسول گرامی اسلام محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله) از مكه مكرمه به مدینه منوره میباشد كه برابر با سال 622 م بوده است.

سال «هجری قمری» تا سنه 1344 مبنای تاریخ رسمی كشور ایران بود. در آن سال كه بر حسب تاریخ 1304سال شمسی از هجرت پیامبر عظیم الشأن اسلام میگذشت، تاریخ شمسی  (خورشیدی) برای امور دولتی انتخاب شد و به موجب قانون رسمیت یافت. اصل هفدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اینباره میگوید: «مبدأ تاریخ رسمی كشور، هجرت پیامبر اسلام (ص) است و تاریخ هجری شمسی و هجری قمری هر دو معتبر است، اما مبنای كار ادارات دولتی هجری شمسی است ... »

سال قمری ده روز و شش ساعت و یازده ثانیه كوتاه تر از سال شمسی است. آغاز سال شمسی نخستین روز بهار است كه مطابق با 21 یا 22 مارس از سال مسیحی میباشد، شش ماه نخستین سال را 31 روز می شمارند و ماههای بعد باستثنای اسفند كه گاه 29 روز میشود را سی روز به حساب می آورند.

ایرانیان روز اول فروردین را نوروز می نامند، در زمانهای قدیم نوروز در اول بهار نبود و گاه به بهار و گاه به تابستان و ... می افتاد. در سال 471 ق به فرمان سلطان جلال الدین ملك شاه سلجوقی حكیم عمر خیام و چند منجم دیگر تقویم جلالی را تنظیم كردند و نوروز را در اول بهار یا نخستین روز برج حمل قرار دادند. بدین منظور قرار شد هر چهار سال یك روز بر تعداد روزهای سال بیفزایند و سال چهارم را 366 روز حساب كنند و پس از هر 28 سال ( هفت دوره چهار ساله ) به جای آنكه به آخرین ماه سال یك روز بیفزایند این روز را به نخستین ماه دوره بعد یعنی دوره نهم اضافه كنند. بدین ترتیب سال جلالی نزدیك ترین سال به سال شمسی شد. سال شمسی حقیقی 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 64 ثانیه است.

حیات دوباره

بهار دمیدن روح حیات است در كالبد طبیعت و فروردین فصل جریان خون است در شاهرگ هستی. سال به پایان خود نزدیك می شود. شب به دنبال روز و روز به دنبال شب و این قصه كه نامش قصه عمر است همچنان ادامه دارد.

پس باید هوشیار باشیم كه فصل ها می آیند و می روند اما این عمر ماست كه قابل بازگشت نمی باشد. بیایید از این تجدید بهار درس تجدید حركت و تلاش را آموخته و ارزش واقعی عمر را دریابیم.

آغاز سال نو ایام عید فرصت مناسبی برای صله رحم و رسیدگی به وضع خویشان و بستگان است كه این نیز یكی از نشانه های اخلاق و سنن مرضیه اسلامی و انسانی است.

آمدن فصل بهار و آغاز نوروز و رنگ تازه طبیعت این مسئولیت اغنیا جامعه را به آنان گوشزد می نماید كه باید بخل نورزیده و از مال خویش در راه خدا به نیازمندان و محرومان كمك نمایند و حقوق فقرا را كه خداوند به فضل خویش به آنان داده، ادا نمایند و با عمل خیر خود بهار انسانیت را جلوه  و شكوه بخشند، چرا كه به قول امام راحلمان (ره) آن  روز عید داریم كه مستمندان و مستضعفان ما به زندگی صحیح رفاهی و تربیت اسلامی و انسانی برسند ...... عید واقعی آن وقتی است كه انسان رضای خدا را به دست آورد و درون خود را اصلاح كند.

با فرار رسیدن بهار و بیدار شدن زمین و گیاهان خفته با نفس روح بخش الهی بر چشم و چراغ این ملت یعنی خانواده های معظم شهدا درود می فرستیم كه با ایثار عزیزان خویش در راه اسلام اجازه ندادند استعمار بر مقدرات این كشور سایه افكند. آنان باید بدانند كه شهدای عزیز ما عزیزان خدا بوده و اكنون میهمان خدا هستند.

با امید آن كه خداوند توفیق آنچه انجام آن موجب خشنودی و رضای اوست به ما عطا نماید.

نظافت و خانه تكانى

از ارزشهاى عید نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسیدن سال نو تحولى در زندگى خود ایجاد مى كنند و با خرید لباس نو تغییر ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.

غسل عید

از امام صادق(ع) روایت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تمیزترین لباسهاى خود را بپوش و به بهترین عطر خود را خوشبو كن و این روز را روزه بگیر.

و به استناد این دستور بسیارى از فقها همچون: مرحوم نائینى، صاحب جواهر، آیت الله حكیم و امام خمینى(ره) غسل روز عید نوروز را به عنوان یك تكلیف مستحبى و یك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصیه قرار داده‏اند.

نماز عید

شیخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحید» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتین). و در پایان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد.

نظافت و لباس تمیز

نظافت و رعایت بهداشت و نیز پوشیدن لباس تمیز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظایف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثیابك و تطیب باطیب طیبك».

تمیزترین لباست را بپوش و با بهترین عطرت خود را خوشبوى ساز.

دید و باز دید

یكى از ارزشهاى عید نوروز دیدوبازدید از بستگان، دوستان، همسایگان و بزرگان شهر و روستااست و دیدار جمعى از مصیبت دیدگان در سال گذشته.

در این دیدوبازدیدها از غمها و مشكلات یكدیگر آشنا مى شوند. چه بسیار كدورتهایى كه در این ایام با نگاهى دوباره فرو مى ریزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد

در این رابطه امام خمینى(ره) در یك سفارشى مى فرمودند: در ایام نوروز به مریضخانه ها بروید و احوال اینها را بپرسید.

هدیه و عیدى

هدیه و عیدى دادن از رسوم معمول عیدهاست و در میان مردم معمول بوده است. در روایتى آمده است كه شخصى هدیه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: این هدیه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نیروزناكل یوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

اى خواجه چه جویى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

آقاى رحیمیان در كتاب سایه آفتاب مى نویسد: در روز عید نوروز به خدمت امام خمینى(ره) رسیدیم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى یك ریالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نیز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه این برنامه در نوروز سالهاى دیگر نیز تكرار مى شد.

منتهى در این باب مى بایست از افراط و تفریط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرایط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى باید مورد توجه قرار گیرد.

توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن این كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو یكى از اركان سفره عید است و نیز قرائت قرآن و بوسیدن آن در ساعات تحویل سال از جمله آداب سال تحویل است.

دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خیر وبركت، موفقیت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضایل انسانى از جمله آداب این روز مقرر گردیده است.

علامه مجلسى(ره) خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جدیده و انت ملك قدیم اسإلك خیرها و خیرمافیها و اعوذبك من شرها و شرمافیها و استلفیك موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاكرام.»

بارالها! این سال جدید است و تو خدایى ازلى و قدیم هستى. خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش مى‏آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...

محدث قمى رضوان الله علیه براى هنگام تحویل و لحظه حلول سال جدید این دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است:

«یا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال».

روزه گرفتن

روزه گرفتن در عید نوروز یكى دیگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در این روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك الیوم صائما» آن را بیان داشته است. امام خمینى(ره) و سید محمد كاظم یزدى و بسیارى از فقهایى كه بركتابهاى آنان حاشیه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإیید قرار داده‏اند.

زیارت اهل قبور

رفتن به زیارت اهل قبور در آغازین روزهاى سال نو و نیز برگزارى مراسم تحویل سال در كنار قبور شهدإ از دیگر آداب دینى نوروز است.

تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحویل سال نو در آن مكانها نیز از جمله آداب نوروز مى باشد.

و بسیارى از ارزشهاى مثبت دیگر.

هفت سین

عدد هفت در همة فرهنگ‌ها و ادیان عدد مقدسی است. سفرة رنگینی هم كه ایرانیان برای تحویل سال نو می‌چینند هفت سین دارد كه همگی جنبة نمادین دارند. سبزه اولین و شاخص‌ترین سینی است كه هر سفره‌ای به آن مزین می‌شود. اغلب زنان ترجیح می‌دهند سبزه را خودشان از دانه‌های گندم، عدس یا جو سبز كنند. به این دلیل چند روز مانده به عید دانه‌های مرطوب را در سینی پهن می‌كنند. این‌كه سبز كردن دانه‌های خوردنی به زنان محول می‌شود، توجیه نمادین دارد. به‌ویژه آن‌كه آغازگر كشاورزی زنان بوده‌اند. زیرا مردان شكار می‌رفتند و گله را برای چرا به دشت‌ها می‌بردند، و زنان به باغبانی و كشاورزی می‌پرداختند. از سوی دیگر در فرهنگ‌های باستانی الهه‌های زایش و رویش همواره از بین زنان انتخاب شده است. با این ذهنیت تاریخی دربارة زنان، سبز كردن سبزه توجیه اسطوره‌ای و نمادین پیدا می‌كند. سین‌های بعدی سیب، سمنو، سیر، سنجد، سكه و سماق هستند كه با نیت هفت‌سین خوشبختی سعادت، سیادت، سلامت، سپیدروزی، سرافرازی، سخاوت و سربلندی روی سفره‌ای حصیری یا پارچه‌ای و یا بر روی سینی بزرگی چیده می‌شود. پیروان مذاهب مختلف كتاب مقدس خود را نیز سر سفرة هفت‌سین می‌گذارند، مسلمانان، كلیمیان و زرتشتی‌ها به ترتیب قرآن، تورات و اوستا در سفرة هفت‌سینشان دارند.

سفرة عید شیرینی و میوه و آجیل و اسپند و آیینه و آب و تخم‌مرغ‌های رنگین هم دارد و جایی هم به ماهی قرمز و تنگ بلورش داده می‌شود. رنگ كردن تخم‌مرغ‌ها و چیدن سفرة هفت‌سین محصول مشترك مادران و بچه‌هاست.

زرتشتی‌ها در كنار هفت‌سین، سفرة هفت‌شین نیز پهن می‌كنند و در آن شمع و شراب و شمشاد و شیرینی و شیر و شاهدانه و شربت می‌گذارند. آویشن و سنجد و اسپند هم، كه پای ثابت همة آیین‌های مذهبی آنهاست، در چهارگوشة سفره‌شان دیده می‌شود.

سفرة هفت‌سین چند ساعت قبل از لحظة تحویل سال پهن می‌شود. تا آن موقع، زنان همة كارها را انجام داده‌اند و همه چیز برای آغاز سال نو مهیاست.

تمام این تكاپوها برای رسیدن یك لحظه است: لحظة تحویل، كه به دنبالش بهار می‌آید و نشانه‌هایش را می‌آورد. بهار با جشنوارة رنگ‌های شاد گل‌ها كه در دامن دشت‌ها به‌پا می‌شود، بهار با اندام عریان درختانی كه جامة سبز به تن می‌كنند. هر برگ و شكوفه‌ای كه جوانه می‌زند شمعی است كه به افتخار جشن تولد طبیعت روشن می‌شود.

در دید و بازدیدهای عید و پذیرایی از مهمانان باز هم نقش اصلی را زنان ایفا می‌كنند.

دكتر نیك‌نام دربارة نقش زنان در مهمانداری می‌گوید: «زرتشتیان از آن جهت نوروز را گرامی می‌دارند كه باور دارند در ایام پیش از نوروز، میزبانِ مهمانان ارزشمندی هستند كه روان درگذشتگان آنهاست. یعنی روان همة انسان‌هایی كه از اول تا امروز بوده‌اند و درگذشته‌اند؛ زنان زرتشتی به همین دلیل خانه‌تكانی می‌كنند. تهیة غذاهای خوب و لباس‌های نو برای فرزندان و بقیة افراد خانواده و سپس پذیرایی از مهمانان به عهدة آنهاست.» وی دربارة این‌كه این وظایف از كجا برای زنان تعیین شده است، می‌گوید: «در دین زرتشتی، تقسیم وظایف در اوستا مشخص شده است. به‌ویژه آن‌كه ما به زن‌ها صفت كدبانو می‌دهیم "كَد" یعنی خانه و "بانو" یعنی پادشاه، به عبارتی زنْ پادشاه خانه است و همة آنچه به امور خانواده مربوط است بر عهدة زنان است و این نقش همچنان حفظ شده است.» دكتر وكیلیان هم نوروز را جشنی خانوادگی توصیف می‌كند و می‌افزاید: «به همین دلیل همة تدارك عید از خانه‌تكانی، سبزه سبز كردن و درست كردن شیرینی و گستردن سفرة هفت‌سین با سلیقه و نظر زنان انجام می‌شود. از مهم‌ترین رسوم عید دید و بازدید و صلة رحم است كه بار آن به دوش زنان است. تازه مگر هر وقت مهمانی وارد خانه می‌شود، زن خانه از او پذیرایی نمی‌كند و كارها را به عهده نمی‌گیرد؟ خوب، در نوروز این بار سنگین‌تر است و اصلاً به همین دلیل است كه نوروز بدون زن بی‌معنی است و لطفی ندارد. شاید بدون مردان نوروز برگزار شود اما بدون زنان هرگز.»

ان شاء الله این عید سعید و این سال نو بر همه مسلمین و ملت شریف ایران مبارك و مسعود باشد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 17:51

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت