تبليغاتX
" به خدا نگوييد كه مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه خدای بزرگ داريد " اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات FBR تیم وست ویژن تبریز

قابل توجه اعضاء گرامی؛

همانطور که قبلا اعلام شده بود طی دو روز گذشته در حال دریافت اطلاعات از سرورهای سایت بودیم و نیز طبق اعلام قبلی سرور جدیدی تهیه  شده و یکسری از اطلاعات به آن منتقل گردیده است. سرور جدید با IP : 69.41.252.101 برای برنامه های آینده شرکت وست ویژن در نظر گرفته شده است .

ضمنا به اطلاع می رساند که به مناسبت ایام سوگواری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام و حضور در مراسم سوگواری ، روز های تاسوعا و عاشورای حسینی (جمعه و شنبه ) سایت بسته بوده و از حالت سرویس دهی خارج خواهد شد .

بخش نرم افزار و توسعه سایت وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 17:2

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حق با کیست؟

بعد از اینکه قسمت اول حق با کیست را درج کردم انگار به مزاج خیلی ها خوش نیامده و هر چی لایق خود بوده را نثار من کرده اند. بعضی ها هم فکر نکرده زود قضاوت کردند و حرفهایی زدند که از بی خردی آنها حاکی بوده است. یکی هم مرا محکوم کرده که چرا اسم وبلاگ فتح بهشت را بعنوان مخالف میاری تا از فردا آمار بازدیدش را بیشتر کنی تو که عملت بدتر از اونه. در جواب این دوست با شعور هم عرض میکنم مگر با مخفی کاری میتوان کاری کرد؟ آنهایی مخفی کاری میکنند که عرضه دفاع و حمایت از کار خود را ندارند و فکر میکنند با مخفی کاری میتوان کاری کرد اگر آمار بازدید چند ماه قبل را نگاه کنیم میبینیم آمار بازدید وبلاگهای موافق روزانه بیش از 200 نفر بوده است اما چرا امروز ما میترسیم که وقتی اسم وبلاگ مخالفی را میاوریم آمار بازدیدش زیادتر بشود بحث دیگریست که از حوصله این بحث خارج است پس از این حرفها بگذریم و برسیم به بحث اصلی خود و چرا تایماز ولیزاده با وجودیکه تعصب خاصی نسبت به وست ویژن داشته و پورسانت خیلی خوبی هم دریافت کرده امروز وست ویژن را رها میکنند؟

 (قسمت دوم)

در هر کاری بنگری همه حق را به خود میدهند حتی اگر اکثریت غیر این فکر کنند.

برای جواب دادن به سوال بالا بهتر است از روز اول شروع کنیم، روزیکه آقای تایماز ولیزاده وارد وست ویژن شدند.

آقای تایماز بعد از اینکه کار به ایشان معرفی شد و بعد از اینکه ایمان کافی به کار پیدا کردند وارد وست ویژن شدند آنهم با 7 خرید. بعد از ثبت نام فعالیت خود را شروع کردند. آنروزها به صراحت میتوانم بگویم آقای تایماز هیچ اطلاعاتی از نتورک نداشتند و تنها چیزی که باعث موفقیت ایشان میشد ایمان به کار و پشتکار فراوان ایشان بود و بس.

آقای تایماز چنان غرق کار شده بودند که حتی همسر خود را فدای وست ویژن میکردند به یاد دارم روزهایی که آقای تایماز حتی چندین ماه نتوانسته بودند همسر و خانواده خود را ببینند آنهم به خاطر ساپورت و حمایت مجموعه و سفر به شهرهای مختلف.

به یاد دارم روزهایی که بحران ممنوعیت نتورک مطرح بود این تایماز بودند که بیش از پیش در کار خود پافشاری میکردند و بیش از پیش به شهرهای دیگر برای حمایت مجموعه سفر میکردند و هرگاه از مجموعه ایشان شکایتی میشد خود را فدا میکردند و میگفتند من بالاسری ایشان هستم اگر شکایتی دارید از من شکایت کنید نه کس دیگر.

به یاد دارم آنروزها را که هر وقت با آقای تایماز تماسی میگرفتم متوجه میشدم که ایشان یک روز در این شهر و روز دیگر در شهر دیگریست آنهم برای ساپورت و حمایت مجموعه است که سفر میکنند و هزینه میدهند و اگر این پشتکار و تلاشها را نداشتند هیچ وقت حتی گلد هم نمیشدند همچنان که خیلی ها نه تنها پلاتینیوم نشدند بلکه گلد هم نیستند و اگر نگاه کنیم میبینیم بالاتر از آقای تایماز افراد کمی وجود ندارند.

تیم ما دست تعادل آقای حامد میرزایی بود و اگر ما را درست ساپورت میکردند و ما 100 نفر وارد میکردیم یک گلد به مجموعه آقای حامد اضافه میشد و ایشان میتوانستند به پلاتینیوم برسند اما تا به امروز جز چند عدد ای سریال از ایشان ساپورتی ندیدیم اما در عوض آقای تایماز ولیزاده با آنکه ما چندان سودی به ایشان نداشتیم خوب ما را ساپورت کردند و برای همین بود که تایماز پلاتینیوم شدند و هنوز حامد میزایی بالا دستی ایشان تو گلد مانده اند. از حق نگذریم باید از آقای تایماز بابت زحماتی که کشیده اند تشکر و قدردانی شود.

اگر بخواهیم آقای تایماز را برای آن روزها معرفی کنیم بهتر است از جمله خود ایشان استفاده نماییم که: تایماز یعنی مجموعه ها.

به یاد دارم آنروزها که آقای تایماز در دفتر شرکت مقامی داشتند و اگر بگویم دست راست آقای دکتر بابایی تایماز و پسر عموی ایشان محمود ولیزاده بودند هیچ شکی نکنید و اگر بگویم آقای تایماز فرد اول وست ویژن بودند و وست ویژن در دستان ایشان و پسر عموی ایشان میچرخید باز شک نکنید. حال چه شد چنین فردی وست ویژن را رها کردند؟

داستان از آنجا شروع شد که پسر عموی آقای تایماز (محمود ولیزاده) کاندیدای شورای شهر شدند و برای برنده شدن از اعتبار نتورکی استفاده کردند و حتی به یاد دارم که وقتی با آقای تایماز صحبت میکردم ایشان به من وعده داده بودند به ازای هر چند نفر که بتوانم برای شرکت در انتخابات کرج بیاورم به همان اندازه پاداش به من خواهند داد. وقتی آقای دکتر بابایی دیدند این کار آقای تایماز و پسر عموی ایشان به وست ویژن ضربه میزند پیغامی در سایت گذاشتند و مانع این کار شدند. مخالفت آقای دکتر بابایی با سوء استفاده از نام وست ویژن برای انتخابات باعث شد آقای تایماز وست را رها کنند و چون آقای دکتر بابایی علاقه خاصی به آقای تایماز داشتند برای همین سعی میکردند ایشان به آغوش وست ویژن بازگردند تا اینکه آقای تایماز به وست ویژن برگشتند از این روز به بعد بود که تایماز همان تایماز قبلی نبود!!!

آقای تایماز چون پلاتینیوم شده و در انتخابات شکست خورده بودند و نیز چون مغرور شده و میخواستند مفت خوری کنند برای همین دیگر حوصله ساپورت مجموعه را نداشتند و این با سیاست جدید آقای دکتر بابایی مغایرت داشت. ساپورت نکردن و زورگویی آقای تایماز از اوایل امسال شدید و شدیدتر شد تا اینکه مجموعه بزرگ آقای تایماز کم کم از بین رفتند و درآمد آقای تایماز هم روز به روز کم و کمتر شد تا اینکه ایشان مجبور شدند وست ویژن را رها کنند.

وقتی از آقای تایماز ولیزاده در این مورد بپرسیم حتما خواهند گفت که من شرکت وست ویژن را بدین مرتبه از اعتبار رسانیده ام و اکثر اعضا را من وارد وست ویژن کرده ام، خدمتی که من برای وست ویژن کرده ام هیچ کس دیگری نکرده است. خوب با این گفته آیا حق با تایماز ولیزاده نیست؟

حال خود قضاوت کنید حق با کیست؟

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 0:0

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

قابل توجه اعضاء گرامی ؛

به اطلاع می رساند که به علت تهیه Backup  و پشتیبان از اطلاعات  موجود در دیتابیس سرورها و نیز دریافت اطلاعات از آنها  و همچنین انتقال یکسری از اطلاعات به سروری دیگر، سایت بسته بوده و از حالت سرویس دهی خارج می شود .

ضمنا زمان باز شدن سایت  متعاقبا اعلام می گردد .

بخش نرم افزار و توسعه سایت وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 20:58

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.

سلام بر حسین (ع)

ای ماه خون بار دیگر از راه می رسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی، دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی.

بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.

محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است.

محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.

سلام بر حسین سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.

سلام بر حسین که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت.

سلام بر حسین سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.

حسین "ع "عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت.

حسین "ع" چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند.

حسین "ع" با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.

حسین "ع" همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند، چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود.

اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد.

حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم.

او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد.

پس بر او سلام باد.

اکنون سال 1429 هجری قمری را پیش رو داریم، سال قمری با هجرت پر برکت رسول اکرم معنا یافت و مبدأ تاریخ اسلام شد اگر پیامبر در مکه می ماند چیزی از اسلام باقی نمی ماند، ولی سال قمری که با هجرت پیامبر مکرم اسلام متبرک شده بود، در سال 61 پس از هجرت به خون عزیزان و خاندان رسول اکرم (ص) رنگ شد و از آن پس سال قمری برای مسلمان راستین جز با اندوهی جانکاه آغاز نگشته است؛ تا کی باشد که خونخواه این خون "ثارالله" بپا خیزد و جهانی را به عدل بیاراید.

امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد. رسول خدا (ع) نام این فرزند زهرا سلام الله علیها را حسین نهاد وی مورد علاقه شدید پیامبر خدا (ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسین منی و انا من حسین....» و در آغوش پیامبر بزرگ شد. امام حسین "ع"هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت والایی برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواری، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگیری از بینوایان، عفو و حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود. در دوران خلافت پدرش در کنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفین» و «نهروان» شرکت داشت. پس از شهادت پدرش که امامت به حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود پس از انعقاد پیمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاویه حاکم شام) با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) از کوفه به مدینه آمدند. با شهادت امام مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری (که به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قیس الکندی مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسید) بار امامت به دوش سیدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران 10 ساله که معاویه بر حکومت مسلط بود، امام حسین (ع) همواره یکی از معترضین سرسخت سیاستهای معاویه و دستگیریها و قتلهای او بود و نامه های متعددی در انتقاد از رویه معاویه در کشتن حجربن عدی و یارانش و عمروبن حمق خزاعی که از وفاداران به علی (ع) بودند و اعمال ناپسند دیگر او نوشت. در این حال حسین بن علی (ع) یکی از محورهای وحدت شیعه و از چهره های برجسته و شاخصی بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموی (حکومتی که از سال 41 هجری با معاویه اولین خلیفه اموی شروع می شود و تا سال 132 هجری ادامه می یابد) از نفوذ شخصیت او بیم داشت با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) به نفع او بیعت بگیرد اما سیدالشهداء که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از بلیه سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید، راه مبارزه را پیش گرفت از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاریهای کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ کوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق حرکت کرد. پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا که همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین «کربلا» در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت. تسلیم نیروهای یزید نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، مظلومانه و تشنه کام، همراه اصحابش به شهادت رسید. از آن پس کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدانهای خفته گردید.

خون او تفسیراین اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

اصحاب شهادت طلب و با وفای سیدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهی، ایمان، شجاعت و فداکاری بودند .

آنان که در رکاب سیدالشهداء به فیض شهادت رسیدند جمعی از بنی هاشم بودند , جمعی از مدینه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخی در مکه در طول راه به وی پیوستند , برخی هم از کوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهید بپیوندند.

کسانی هم در راه نهضت حسینی، پیش از عاشورا شهید شدند،‌که آنان نیز جزء اصحاب او به شمار می آیند. (چون مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر صیداوی و ...)

ـ مدت قیام امام حسین (ع) از روز امتناع از بیعت با یزید تا روز عاشورا 175 روز طول کشید (12 روز در مدینه، 4 ماه 10 روز در مکه، 23 روز در بین راه مکه تا کربلا و 8 روز در کربلا از 2 تا 10 محرم(

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.

روز اول محرم : مسلم ابن عقیل علیه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( ورودیه )

روز سوم محرم : حضرت رقیه علیها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب علیهم السلام - طفلان زینب علیهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب و عبدالله ابن الحسن علیهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علی اصغر علیه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علی اکبر علیه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام - حضرت زینب علیها السلام و شام غریبان

روز یازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 18:39

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حق با کیست؟

(قسمت اول)

در هر کاری بنگری همه حق را به خود میدهند حتی اگر اکثریت غیر این فکر کنند.

وقتی میان دو نفر اختلافی بوجود بیاید با یکی از این دونفر که صحبت کنیم و با استدلالهای آن به اختلاف فی مابین آنها بنگریم حتما حق را به وی خواهیم داد اما اگر استدلالهای هر دو نفر را بشنویم بعد قضاوت کنیم آنوقت میتوانیم حق را به حقدار بدهیم.

حال برسیم به نتورک بخصوص وست ویژن:

روزیکه من همین وبلاگ را ایجاد کردم هدفی جز ساپورت تیم نداشتم تا اینکه رفته رفته وبلاگ را همه شناختند. در روزهای اول من هیچ حقی برای خود نمیدیدم تا اینکه امروز کار به جایی رسیده که به خود حق میدهم و از دیگران انتقاد میکنم. مگر این حق را چه کسی به من داده است؟ در روزهای اول وبلاگ  ما مخاطبی جز چند نفر نداشت تا اینکه آمار بازدید زیاد و زیادتر شد و امروز که این مطلب را مینویسم شاید بتوان گفت بیشترین آمار بازدید را در بین وبلاگهای وست ویژن، وبلاگ ما به خود اختصاص میدهد و این ازدیاد بازدید است که به من قدرت نگارش داده و من حق را به خود میدهم و وقتی میبینم وبلاگ تازه واردی بی احترامی میکند زود جواب ایشان را میدهم و خودم را حقدار میدانم. حال واقعا حق با من است؟

حتما میدانید که تعدادی از وست ویژنیها مخالف شده و حرفهای زیادی را با عنوانهای مختلف بر زبان می آورند و تعدادی پا را فراتر گذاشته وبلاگهایی برای این منظور ایجاد کرده اند. اگر با دید آنها به قضیه نگاه کنیم و فقط استدلالهای آنها را قبول کنیم حتما حق را به آنها خواهیم داد اما اگر کمی واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم آنوقت خواهیم دانست که حق با کیست و ... .

همگی میدانید که استراتژی جدید آقای دکتر بابایی این است که برگهای زرد بریزند و برگهای سبز و باسواد بمانند و نیز ایشان اعتقاد دارند افراد باید در قبال کاری که انجام میدهند پورسانت دریافت نمایند و مفت خوری نکنند و چون خیلی از بازاریابان نتورک را با مفت خوری اشتباه گرفته اند و هرگاه کوچکترین مشکلی پیش بیاید خود را می بازند برای همین شاهد هستیم که خیلی از بازاریابان، وست ویژن را رها کرده اند و این کار باعث شده افرادی چون لیدرها و تاپ لیدرها دیگر درآمدی نداشته باشند و برای همین شروع به مخالفت کنند. جالب اینجاست که اکثراً افراد قدیمی و آنهاییکه پورسانت خوبی برداشته اند مخالف وست ویژن شده اند.

من از افرادیکه مخالف شده اند چند سوال دارم:

1- چرا زمانیکه شما در اوج دریافت پورسانت بودید مخالف نشدید؟

2- چرا آن زمان که وست ویژن چندان محصولی برای ارائه نداشت و قانونی هم نبود کنار نکشیدید و مخالفت نکردید؟

3- چرا آن زمان که مجموعه شما افراد را فله وار وارد وست ویژن میکردند فکری نکردید؟

4- چرا وقتی مجموعه شما دچار مشکل میشدند به جای حل مشکلات، آنها را رها میکردید؟

آری اگر راست میگویید جواب این چراها و امثال این چراها را بدهید بعد بیایید ساز مخالف بزنید.

عزیزان وست ویژنی من نمیخواهم مخالفین وست ویژن را محکوم کنم اما اگر این مخالفین کمی انصاف داشته باشند باید اول مخالف خود شده بعد با وست ویژن به مخالفت بپردازند.

وبلاگ فتح بهشت یکی از قدیمیترین وبلاگهای وست ویژن میباشد که در همه حال همراه وست ویژن بوده است اما چرا امروز همین وبلاگ مخالف شده و چنین حرفهایی را در وبلاگ خود درج میکند؟ اگر از دیدگاه و استدلالهای مدیر این وبلاگ (آقای شایان) به قضیه نگاه کنیم حق را به ایشان خواهیم داد و اما اگر واقعیت را در نظر بگیریم آنوقت چه؟

من در مورد مدیر وبلاگ فتح بهشت چندان اطلاعاتی ندارم برای همین زیاد نمیتوانم در مورد ایشان قضاوت کنم ولی اینرا به خوبی میدانم که ایشان یکی از افرادی بودند که با کارکنان دفتر دوست بوده و میتوانستند هر مشکلی را که مجموعه خود داشته به راحتی حل کنند و وقتی امروز ساز مخالف میزنند به خاطر حل نشدن مشکلات مجموعه خود نیست بلکه به خاطر این است که ایشان دوست دارند مفت خوری کنند و اگر مطالب ایشان را خوانده باشید خود ایشان صراحتا بدین مسئله اعتراف کرده اند.

خیلی ها چون مفت خوری میکردند و امروز نمیتوانند مفت خوری کنند مخالف شده اند من نمیتوانم در مورد آنهاییکه نمیشناسم مطلبی بنویسم اما میخواهم از کسی مطلب بنویسم که ایشان را خوب میشناسم و اکثر شماها هم او را به خوبی میشناسید و شاید قبل از این همه ایشان را به عنوان تنها فرد متعصب به وست ویژن میشناختند حال همین شخص امروز مخالف وست ویژن شده و آنرا ترک کرده است. وفاداری ایشان به وست ویژن چنان بوده که امروز وبلاگهای شاکی از ایشان برای ضربه زدن به وست ویژن استفاده میکنند. آقای تایماز ولیزاده، تاپ لیدر و پلاتینیوم شرکت وست ویژن، همین کسی هستند که میخواهم در موردش صحبت کنم. آیا حق با تایماز ولیزاده است؟

در قسمت بعدی جواب سوال زیر را خواهید فهمید:

چرا تایماز ولیزاده با وجودیکه تعصب خاصی نسبت به وست ویژن داشته و پورسانت خیلی خوبی هم دریافت کرده امروز وست ویژن را رها میکنند؟

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 17:32

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

فرا رسیدن عید غدیر خم، عید ولایت و امامت، بر عاشقان مبارک باد.

غدیر یك سرزمین نیست، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.

داستان غدیــــــــــــــــــر خم:

سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می كردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند. نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یك سخن می گویند خداو پیامبر داناترند.

رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یك صدا جواب میدهند كه چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) رادر دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختن سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه:‌ «امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه هشتم دی 1386 و ساعت 12:37

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

قابل توجه اعضاء گرامی :

به اطلاع می رساند که بخش آموزش زبان انگلیسی پلان فرهنگی از امروز راه اندازی شده است  و برای ثبت نام اعضاء آماده می باشد . برای ثبت نام در این بخش می توانید از دفتر شرکت ای کارت تهیه کنید.

لازم به ذکر است که محصول آموزشی آموزش زبان انگلیسی در پلان فرهنگی به زودی از طریق جی بانک نیز به فروش می رسد و شما می توانید با مبلغ جی بانک خود ای کارت تهیه و در بخش آموزشی ( زبان انگلیسی ) ثبت نام نمایید.

منبع: سایت رسمی شرکت وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 17:13

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

اسکناس مچاله

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که

می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.

منبع: تیم آموزشی وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 19:16

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت