نامه مهم كروبي به توكلي
نواندیش : مهدي كروبي با نگارش نامهاي به اظهارات احمد توكلي كه چندي پيش خطاب به وي نامهاي نگاشته بود پاسخ داد.
به نوشته آفتاب یزد ، متن كامل آن بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
برادر ارجمند جناب آقاي دكتر احمد توكلي
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات در ماه مبارك رمضان از سر لطف و محبت اقدام به نوشتن نامهاي بهعنوان اينجانب فرموده ايد كه آنرا در روزنامه خواندم. در اين مرقومه هم نسبت به نظام مقدس جمهوري اسلامي و هم نسبت به ارادتمند، اظهار دلسوزي شده كه جاي تقدير و تشكر است.بر اساس دلسوزي نامه اي مبني بر آنكه چنانچه تخلفي از سوي مامورين انجام شده است بررسي و در صورت صحت موضوع با قاطعيت برخورد گردد تا مبادا بار ديگر نظام همچون قضاياي تلخ مرحومه زهرا كاظمي و مرحومه زهرا بني يعقوب هزينه هاي گزاف پرداخته و آب در آسياب دشمن ريخته شود كه متاسفانه اينگونه در حق بنده اجحاف گرديده و اين بلواي بازار مسگري را راه انداخته و به زعم خويش آن را دفاع از نظام مي پندارند كه حقير از فهم آن عاجزم.عليهذا نه بهعنوان پاسخگويي و نه از سر گلايه و اعتراض به بعضي داوريها كه هم شما و هم جايگاه و هم شرايط شما را درك مي كنم و هم اين روزها چنان آماج حملات تند و بي حساب و كتابي هستم كه در مواردي سيبل تمرين تيراندازان ناشي و افراد تازه كاري كه رزم آزمايشي را تجربه مي كنند نيز شده ام و افرادي كه شمشير و نيزه ندارند با سنگ و كلوخ در هوس جايزه و پاداش و به نيت رسيدن به كلاهي از اين نمد، از لطف و مرحمت دريغ ندارند كه بحمد الهي هيچكدام از اين حركتها كوچكترين خللي را در عزم قاطع بنده در دفاع و صيانت از نظام و انقلاب و راه امام بزرگوار نخواهد داشت، وليكن فرصت را مغتنم دانسته، جهت تنوير ذهن شريف و استحضار ملت قهرمان و شريف ايران نكاتي را يادآور مي شوم:
- اينكه از سر دلسوزي مرا از سقوط در چاه ويل بر حذر داشته ايد، گذشته از اداء تكليفي سياسي و اجتماعي و در فرصتي فراهم شده براي اعلام موضع شفقي در حق يك برادر ديني است، اما در كنار ضرورت هر دو هدف ياد شده، از امثال بنده و جنابعالي انتظار است در دفاع و دلسوزي از نظام و حقوق مردم كه مصالح و منافع آنان مقدم بر حفظ و آسايش و عافيت طلبي افراد است به شفاف سازي و تعريف تمام ابعاد و علل و عواملي كه سبب حفر و ايجاد اين چاه ويل شده و راهكارهاي عيني و عملي و واقع بينانه اي كه بايد به تخريب يا پلمپ اين چاه ويل بهكار گرفته شود بپردازيم. لذا بهنظر ميرسد بايد همه عقلا و انديشمندان در حل اين بحران يا معضل و يا فتنه بزرگ به گونه اي بگويند و بنويسند و رفتار كنند كه قبل از آنكه دير شود، نظام و مردم را نجات دهند.
- از فردي فاضل مثل جنابعالي خصوصا در ساحت نماينده مجلس و رئيس مركز مهم و تاثير گذار پژوهش هاي مجلس، يك بعدي نگري و يكجانبه داوري نمودن زيبنده نيست؛ نه در بخش عتاب و خطاب به اينجانب و يادآوري نكاتي در خصوص بعضي نوشته و اظهار نظرهايم و غفلت از علل و عوامل اصلي اين فضاي ايجاد شده و آتش سنگين توپخانه صدها شخصيت حقيقي و حقوقي و دهها نهاد و تريبون -كه كشور را به فضاي جولان و نمايش قدرت تبديل نموده اند- و نه در آن بخش كه گفتن و نوشتن را خلاف مصلحت نظام تشخيص داده و به آن بپردازيد، ولي خطر سكوت و عافيت طلبي و در مواردي به زعم خويش مصلحت انديشي يا به عبارتي دست بر كلاه خويش نهادن براي نظام را ناديده بگيريد! مگر جنابعالي هم از افرادي هستيد كه اعتقاد دارند بايد تابلو دعوت به سكوت بيمارستانها را در جاي جاي نظام نصب نمايند! در حاليكه در عمل از شما غير از اينرا ديدهايم، خصوصا نامهاي كه اخيرا در ارتباط با اوضاع اقتصادي نوشته ايد كه محافل اقتصادي دنيا چنان به آن پرداختند كه قاعدتا بايد همسايگي ما در چاه ويل را بپذيريد.
- حرمت شكني ها و حملات شديد برخي از شخصيت هاي حقوقي و حقيقي و دهها نهاد دولتي و تريبونهاي نماز جمعه به فرزندان امام و انقلاب و دلسوزان نظام در سطوح مختلف به خصوص از ناحيه برخي جرايد كه متعلق به بيت المال بوده و مسئوليت سنگين خويش را با اطمينان خاطر از آنكه هيچ كس را ياراي تعرض و بازخواست از آنان نيست، در بي آبرو ساختن، تهمت و افترا زدن و خراب نمودن چهره هاي خدوم نظام اعم از زن و مرد، روحاني و غير روحاني، استاد و دانشجو دانسته و كسي را از گزند و سمپاشي هاي كريه آن اماني نيست.آيا اين وضعيت تاسف بار را نمي بينيد ؟! چگونه است كه از كنار اين مسائل تلخ به راحتي عبور مي كنيد؟!
-همان طوري كه اشاره نموديد ما نيز از ابتدا تمامي سعي و تلاشمان را مصروف داشتيم كه مطالب بحق و قانوني خويش را از مجاري قانوني به نتايج انتخابات پيگير باشيم. ولي طبيعي است اتفاقات نادري كه در روزهاي قبل از انتخابات خصوصا روز راي گيري رخ داد: چگونگي چينش ناظرين و بازرسين، شمارش آرا و اعلام نتايج انتخابات در زماني كه هنوز ساعت اخذ راي پايان نيافته از سوي سايت هاي حامي دولت و از همه مهمتر داوري كه مي بايستي اصل بي طرفي را رعايت مي نمود، بي محابا و بدون پرده پوشي از يك كانديدا حمايت هاي همه جانبه نمود و قبل از خاتمه بازي سعي و تلاش وافر مي نمود تا تيم مقابل مارا به هر شكل ممكن برنده مسابقه قرار دهد!، فعال بودن اكثريت بدنه دولت در جاي جاي انتخابات و به نفع يك كانديدا، تلاش همه جانبه ما براي بررسي شكايات و بازشماري آرا به صورت صحيح و ساير پيشنهادها همه و همه در مقاومتي آهنين و محكمي روبرو بود كه در جهت سد خواسته هاي بحق رقبا خود نمايي ميكرد!
انصاف خواهيد داد مردم خودشان جهت احقاق حقوقي كه احساس ميكردند از دست رفته و مرجعي را جهت طرح شكايات خويش نمي يافتند با مدني ترين شكل و مسالمت آميز ترين شيوه به خيابانها آمدند و تنها يك سوال داشتند > راي ما چه شد؟< و اين ما بوديم كه به خيل درياي بيكران مردم پيوستيم و مانند سي سال گذشته مردم طلايه دار و پيشگام و جلوتر از تمامي مسئولين و در كليه پيشامد ها جلودار بودند.حال سوال اينجاست كه آيا ما بي قانوني كرديم يا آنها كه صرفا ً قانون را در جهت منويات و در خدمت مقاصد خود ميپندارند؟! آيا ما به سوي آبروي نظام تير انداختيم يا اين تير منيت برخي اصحاب قدرت بود كه با يورش به اجتماعات آرام و مدني مردم...
- فرموده ايد اگر امام امروز در قيد حيات بود با شما چگونه برخورد مي كرد؟مي خواهم اجازه بدهيد همين سوال را من از جنابعالي داشته باشم و شما را مخاطب قرار دهم، زيرا به عنوان شخصي كه از جريان فكري حوادث اخير دفاع مي كنيد و براي نمونه مثال هايي را هم در حوزه هاي مختلف مطرح كرده ايد، بهنظر مي رسد اين دفاع بايد مورد قضاوت افكار عمومي و وجدانهاي بيدار قرار گيرد تا مشخص گردد كه چه اشخاص و گروههايي آتش را شعله ور نموده و سلاح براي حمله به جمهوري اسلامي به دست دشمنان داده و ميدهند.
الف: همگان اذعان دارند امام در دفاع جانانه و بي وقفه از جايگاه والا و مقدس مرجعيت كه همواره در غيبت امام معصوم (ع) مهمترين عامل براي احياي اسلام ناب محمدي و احقاق حقوق حقه مردم مي باشد، لحظه اي از مجاهدت و پايداري در اين راستا دست برنداشتند و تاآخرين لحظه عمر مدافع اين انديشه ناب بودند، ولي متاسفانه سالهاست فضاي سياسي جامعه را چنان مسموم و آلوده كرده اند كه حتي برخي از آن بزرگواران به جهت حفظ حرمت خويش و ترس از شكستن شيشه خانههايشان در دفاع از حق، مجبور به سكوت گشته اند!
ب : جناب آقاي توكلي آيا اصل شكل گيري اين انقلاب همه به بركت مرجعيت نبوده؟! مگر نه آنكه نقش پرعظمت مرجعيت و شخص حضرت امام (ره) بهعنوان يك مرجع عظيمالشأن و عاليقدر به نحوي بود كه در زندانهاي رژيم گذشته از شما و ماي زنداني مورد بازخواستهاي شديدي قرار ميگرفت.
ج : همان طوري كه همگان اطلاع داريم امام مرجع بزرگ و با عظمتي بود ولي همين امام زماني كه آيت الله سيد حسن طاهري از سوي ايشان به عنوان نماينده عازم پاكستان مي شود، امام تاكيد مي فرمايند <در رابطه با تقليد بحث نكنيد كه مردم در انتخاب مراجع آزاد هستند فلذا مقلدين ساير مراجع را محترم شماريد.>
د:زماني كه من نماينده امام (ره) در حج بودم كساني اصرار داشتند كه منحصرا ً فتاواي امام در كاروانها و در ايام حج گفته و اجرا شود و از فتاواي ساير علما خودداري شود كه اين امر مورد اعتراض معظم له واقع و برآشفته شدند و فرمودند" جلوي اين مسائل را بگيريد، شما به تقليد مردم چه كار داريد و فتاواي علما همگي گفته و اجرا شود.
"ز : از موارد ديگر استقلال حوزه هاي علميه و اداره آن توسط بزرگان حوزه است كه امام (ره) بسيار حساس بودند.آيا درحال حاضر نيز به اتفاقاتي كه قبلا مكرر رخ داده و امروز نيز ادامه يافته كه حتي در نماز جمعه مورد عتاب آيت الله اميني نيز قرار گرفته، گلايه مند بوده و اعتراض خويش را همانند ساير بزرگواران علني نمودهاند.
- جناب آقاي توكلي من و شما از سال 59 وارد مجلس شديم و سه دوره انتخابات مجلس در زمان حيات امام انجام گرديد، نظارت شوراي نگهبان بر اين انتخابات و در زمان حيات ايشان چگونه بود؟ چه شده است كه اكنون حاكميت شوراي نگهبان به شكلي مبدل گرديده كه متاسفانه نظام را از خدمات اجرايي افراد مومن، انقلابي و خدوم به نظام مقدس جمهوري اسلامي محروم نموده است؟لازم است به عنوان نمونه 3 نفر از مشاهير را كه براي اولين بار در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحيت گرديده اند را ذكر نموده و اين سوال را مطرح سازم كه آيا پاداش سالها خدمات ارزنده آنان بدينگونه بوده است؟! آيا شيوه امام (ره) در حفظ نيروهاي خدوم و مسئولين دلسوز بدينگونه بود؟! با كمال تاسف عرض نمايم كه كار بهجايي رسيده كه سرنخ جريانات اصولاً از دست عزيزان شوراي نگهبان خارج شده و اين كارشناسان هستند كه تعيين تكليف مي نمايند.
الف: آقاي دكتر عباسي فرد با سوابق 8 سال نمايندگي مجلس، قريب 12 سال حقوقدان شوراي نگهبان، 10 سال خدمت در قوه قضائيه به عنوان معاون و رئيس ديوان عدالت اداري در زمان آيت الله يزدي، يكدوره حضور در مجلس خبرگان رهبري، به چه جرم و گناهي رد صلاحيت مي شود؟!
ب: آقاي دكتر سيد رضا نوروززاده كه 5دوره متوالي و به مدت 20 سال نمايندگي مجلس را در كارنامه خويش دارد و نمونه انسان خدمتگزار و با صلاحيت، تحصيل كرده، متخصص و با سوابق درخشان مي باشد، به چه گناهي براي مجلس هشتم رد صلاحيت مي شود؟!
ج: آقاي مهندس مرتضي الويري كه سابقه مبارزه در زمان طاغوت، نمايندگي مجلس، شهردار تهران، معاون برنامه و بودجه و سفير ايران در اسپانيا را دارد، به چه دليل عقلي و شرعي رد صلاحيت مي شود؟! جالب آنكه زماني كه وي با بعضي از فقها و حقوقدانان محترم روبرو مي شود و علت رد صلاحيت خويش را جويا مي شود با كمال تعجب ميپرسند مگر شما كانديدا بوديد براي مجلس هشتم؟! آيا مجلسي كه به فرموده امام مي بايست در راس امور باشد و به مركز همه قدرتها تبديل گردد و مدرس ها در آن پرورش يابند، با ادامه چنين رويه ناصوابي امكان پذير است؟! يادمان نرفته كه حضرت امام حتي در مورد مبحث رياست جمهوري مي فرمودند كه برويد و مجلس را قوي تر نمائيد. تشكيل چنين مجلسي در سايه رهنمودهاي آن پير فرزانه ميتوانست نقش نظارتي و تائيد دولتها را بدون كوچكترين تحقيري به منصه ظهور رساند.آيا اكنون و با وجود فشارهاي سياسي وارده، مجلس مي تواند همان نقش واقعي خويش را كه امام دنبال ميكرد را ايفا نمايد؟!
- مبارزه با خرافات و حاكميت ارتجاع و چهره هايي كه اصولا امام (ره) ورود آنان را به نهاد هاي انقلابي منع فرموده بودند و كارهايي كه موجب وهن نظام مقدس جمهوري اسلامي و توسط افراد خودسر انجام مي شد و امام تاكيد داشتند كه از اعمال آنان جلوگيري و با مرتكبين به شدت برخورد و مسببين مورد محاكمه قرار گيرند و اتفاقاتي كه در خيابانها و در تماس با اينجانب و هيئت حقيقت ياب مجلس به آنها اشاره شد و مسائل اخير همه و همه موجبات نشان دادن چهره غير واقعي از اسلام و انقلاب و امام (ره) گرديد و انصاف خواهيد داد كه چه اشخاص و گروه هايي به مسئوليت خويش در قبال مردم و رهبري عمل نموده اند و ساير نمونه هايي كه در اين مقال، فرصت پرداختن به آنها ميسر نمي باشد سوالي است كه مي بايست سناريو نويسان و مجريان حوادث پس از انتخابات بدان پاسخ دهند كه" اگر امام امروز در قيد حيات بود با آنان چگونه برخورد مي كرد؟"
- اما در خصوص نگارش نامه سركرده منافقين (مسعود رجوي) جناب آقاي توكلي ما كه به اتفاق در زندان بوديم و منافقين را مي شناسيم، نوشتن نامه توسط او چه ارتباطي به من دارد؟! مگر شما اطلاع نداريد كه من از داخل زندان با آنها درگير و مشكل داشتم. خدا وكيلي واژه <وااسفا> و خون گريه كردن و از غصه جان دادن، زيبنده مسببين و موثرين در ... كه بعد از حوادث انتخابات روي داد، نمي باشد؟! حال سوال نهايي اين است، روشهاي من، نظام بركن، اعلام ختم جمهوريت نظام، تجليل سركرده منافقين، ظلم به امام و عدم حمايت از ولايت فقيه است؟! من بر سر شاخه نشسته و بن مي برم يا كساني كه اعتراضات هوشمندانه و تظاهرات آرام و چند ميليوني كه همگان شاهد بودند از ميدان امام حسين (ع) تا ميدان آزادي را دربر گرفته بود و تنها سوالشان اين بود كه (راي من چه شد؟) را ... وجدان بيدار افكار عمومي و آيندگان در اين خصوص بهترين قضاوت را خواهند داشت.توقع بنده از جنابعالي كه از زندان رفته هاي رژيم گذشته هستيد و هميشه و درهمه حال تمايز بين گروههاي سياسي را به راستي و درستي تشخيص مي داديد و گرو ههاي تروريستي از جمله منافقين را بهخوبي ميشناسيد بيش از اين بوده و اين سخن جنابعالي براي من بسيار گران تمام شد. مطمئنا شما از آن جمله افرادي كه شناخت ندارند و يا مغرضند و يا جهل به گروه هاي سياسي و... دارند، نيستيد كه اگر جز اين بود هرگز شما را مخاطب خويش قرار نميدادم. مواضع بنده چه در قبل از انقلاب و در دوران سخت و تلخ زندان هاي ستم شاهي و چه بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي هميشه شفاف و روشن بوده است.در پايان لازم است بهحضور عرض نمايم، كه بهراستي آقاي توكلي آن مصلحتي كه بايد همه به خاطر آن و براي پرهيز از سقوط در چاه ويل، دين و شرف و مردانگي و دنيا و آخرت خود را فداي آن كنيم تا مصلحت حكومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالي گفتن و نوشتن را خلاف اين مصالح مي دانيد من رسما اعلام مي كنم امروز سكوت خلاف همه آن مصالح است.به اميد حصول و يكپارچگي و وحدت آحاد جامعه و حفظ دستاوردهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي اين ميراث ارزشمند امام و شهيدان و ايثارگران گرانقدر؛ مبادا توجه بهيكسري امور ما را از توجه به امور بزرگتر غافل نمايد.
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت