تبليغاتX
" به خدا نگوييد كه مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه خدای بزرگ داريد " اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات FBR تیم وست ویژن تبریز

قلم نیوز - ستاد مهندس میر حسین موسوی

سايت هنرمندان حامي ميرحسين موسوي 

وب سایت سید محمد خاتمی  

مهدی کروبی 

پايگاه مجازی ستاد مهدی کروبی 

لطفا برای فهمیدن منبع مطالب زیر، روی تیتر اول هر موضوع کلیک کنید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 و ساعت 12:51

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

میرحسین: مدام اطلاعات غلط می دهند و می اندیشند مردم باور می کنند

کروبی: به گونه ای سخن می گویند که گویی نه خانی رفته و نه خانی آمده است

عده‌ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می‌کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می‌کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه‌های خود دورغ می‌پراکنند و ما را تخریب می‌کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم

کلمه: میرحسین موسوی  و مهدی کروبی  در دیدار با یکدیگراز رواج دروغ در بین برخی از مسوولان انتقاد کردند.

میرحسین موسوی روزگذشته به منزل مهدی کروبی رفت .دو کاندیدای معترض به نتیجه اعلام شده انتخابات درباره اتفاقات روی داده در ماههای اخیر با یکدیگر  گفت‌و‌گو و رایزنی داشتند. در این دیدار هر دو کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم با اشاره به تلاش‌های شبانه‌روزی صدا و سیما برای تخریب جریان اصلاحات بر حق قانونی خود مبنی بر حضور در صدا و سیما و دفاع از خود تاکید کردند.

این دیدار که با حضور تنی چند از خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه‌ای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب‌هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

در ابتدای این دیدار مهدی کروبی، انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و گفت:«نظام می‌توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند.»

او با بیان این که رفتارهای پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه‌گذاری کرده بود، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی‌ها کرده‌اند.

دبیرکل حزب اعتمادملی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را «عجیب و غریب» توصیف کرد و با اشاره به واقعه ۱۶ آذر سال ۳۲ تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند، همه این رفتار را یک عمل قبیح دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند.

او این موضوع را نشانه‌ای دانست برای آن که همه مسئولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یاد کنند.

مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت‌شدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیرمتمدنانه خواند.

او همچنین اظهارات اخیر حجت الاسلام محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم، او این سخنان را برای رعب‌آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت:«چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟»

او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاح‌طلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیون‌ها و سایت‌های بیگانه خوراک فراهم می‌‌کنید، گفت:«من از ایشان می‌پرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم می‌کند؟ ما یا شما؟ چه کسی سخنان تند می‌گوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟»

کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت:«اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است، اما من می‌خواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاری‌هایی که دادند در رابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمی‌توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز فلسطین است اما من می‌پرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عده‌ای نگرانی‌های خود را در شعارهایشان بازتاب می‌دهند؟»

او در پایان سخنان خود تاکید کرد:«برخی درباره انتخابات به گونه‌ای سخن می‌گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. می‌گویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم می‌زنید؟ یعنی مردم نمی‌دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی ۳۰۰ هزارتا رای آورده است و من در ۱۰ هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محل‌هایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشته‌ام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند می‌گویند در فلان صندوق شما ۱۰۰ تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست می‌گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.»

مهدی کروبی معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام اشاره کرد و یادآور ‌شد:«بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می‌دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه می‌کنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهت‌دار و تخریب‌گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت‌زدایی می‌کند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد.»

همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات به اتفاقی که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ رخ داد اشاره کرد و یادآور شد:«کسانی که آن حماسه را آفریدند، امروز در گوشه‌های زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی‌دانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند.»

میرحسین موسوی معتقد است این رفتارها باعث ایجاد زخم‌هایی بر روح و روان مردم می‌شود که به آسانی قابل درمان نیست.

او به دادگاه‌هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح‌طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت:«چه نتیجه‌ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟»

میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده‌اند اشاره کرد و گفت:«در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته‌اند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده‌اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته‌اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟»

وی با اشاره به هشدارهای یک سال اخیر خود در خصوص سواستفاده برخی نهادهای قدرت از دارایی‌های مالی کشور از ابهام در واگذاری سهام مخابرات و منابع تامین ۸۰۰۰ میلیارد تومان هزینه خرید آن از سوی سپاه پاسداران ابراز تاسف کرد.

نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل در ادامه به بحث انقلاب مخملی که از سوی برخی بیان می‌شود پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت:«متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده می‌شود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده می‌کنند.»

میرحسین موسوی با اشاره به تاریخ روسیه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد:«در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب‌ها و عکس‌های انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخ‌نگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشنتد.»

وی تاکید کرد:«عده‌ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می‌کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می‌کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه‌های خود دورغ می‌پراکنند و ما را تخریب می‌کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟»

او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت:«آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می‌توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می‌خواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نیز آقای لاریجانی از من پرسیده بود که حاضری به تلویزیون بروی. من نیز گفته بودم بله. در دیدار با آقای شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانونی را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.»

میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود:«مدام اطلاعات غلط به مردم می‌دهند و فکر می‌کنند که مردم باور می‌کنند. همین تعداد کشته‌های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خودداری می‌کنید؟ اگر صادقانه سخن می‌گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.»

موسوی با اشاره به فضای بسته‌ای که بوجود آورده‌اند، گفت:«الان وضع به گونه‌ای شده است که هیچ‌کس نمی‌تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می‌کنند و ضد امام می‌خوانندش و برایش پرونده‌سازی می‌کنند.»

وی تصریح کرد:«من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم ۷۰۰ صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟»

موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمی‌توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم نزنید چرا که دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 18:21

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

گزارش تصویری/ حضور با شكوه سبزها در راهپیمایی روز قدس

تصاویر زیر مربوط به حضور گسترده سبزها در راهپیمایی روز قدس در مسیر هفت تیر به ولی عصر است. گفتنی است مهدی كروبی نیز در این مسیر تظاهر كنندگان را همراهی كرد. گزارشها حاكی از حضور گسترده هوادارن راه سبز امید در سایر مسیرهای راهپیمایی همچون مسیر هفت تیر به ولی عصر می باشد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 12:6

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

پدر یکی از قربانیان کهریزک: اگردستگاه قضایی امنیت ایجاد کند، خیلی‌ها حاضر به شهادت هستند

پدر امیر جوادی فر از قربانیان حادثه کهریزک خواهان محاکمه همه عوامل جنایت در بازداشتگاه کهریزک اعم از گروهبان و بالاتر شد.

وی در مطلب کوتاهی در مجله پنجره نوشت:

من در لایحه ای که تنظیم و به دادگاه ارایه شد، اعلام کرده‎ام که خواهان برخورد و محاکمه تمامی آمرین، عاملین و مجریان حوادث کهریزک و کسانی که سبب مرگ فرزندم شده اند، هستم. چون از گروهبان جزء تا آخرین رده نظامی در این مسئله سهیم هستند و لذا فرد خاصی مد نظرم نیست.

وی افزود:

درباره وقایع کهریزک و آن‎چه در آن‎جا روی داده، افراد زیادی هستند که به ما مراجعه و ماجراها را شرح داده‎اند و اعلام کرده‎اند که در صورت اعلام مراجع قضایی و با این شرط که مشکلی برای آنان پیش نیاید، حاضرند در دادگاه شهادت دهند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 11:56

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

از حمله به وزیران خاتمی تا ... خودش!

یازده سال قبل وقتی در یک تجمع، برخی عوامل ناشناس به عطا الله مهاجرانی و عبدالله نوری (وزرای کابینه خاتمی) حمله کردند احتمالا خودشان هم بعید می دانستند چند سال بعد ماموریت حمله به سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی و مهدی کروبی به آنها واگذار شود که شد و کردند (حمله که تا حدود زیادی ناموفق بود، منظور تعجب است!) آنچه در ادامه می خوانید از آن روزها انتخاب شده؛ تا یازده سال بعد، آیندگان مان از این روزها چه چیزهایی نقل کنند!

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 11:37

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حتی دست آوردهای قرآنی خاتمی نیز نادیده گرفته می شود

دوشنبه گذشته مراسم اختتامیه هفدهمین نمایشگاه قرآن کریم با حضوروزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد و امروز نیز مراسم تودیع و معارفه ریس موزه قرآن کریم که برعهده احمد مسجد جامعی بود برگزارشد و مسجد جامعی مدیریت این موزه را واگذار کرد...

در هر دو مراسم مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی بر قرآن محور بودن دولت نهم و دهم تاکید می کردند. در اینکه در دولتهای نهم و دهم فعالیتهای خوبی در زمینه گسترش فرهنگ قرانی صورت گرفته است جای شکی نیست اما آنچه که درد ناک است انکار فعالیتهای است که در دولتهای گذشته و به خصوص هفتم و هشتم و به ریاست جمهوری محمد خاتمی صورت گرفته است .
یکی از مسولان وزارت ارشاد در اختتامیه هفدهمین نمایشگاه قران کریم به نحوی از دست آوردها سخن گفت که انگار دردوره های گذشته هیچ اتفاقی نیفتاده است ...
از آقای مسئول باید پرسید هفده سال پیش که شما تشریف نداشتید در سال 1371 چه کسانی نمایشگاه قران کریم راپایه گذاری کردند و اگر قبول داشته باشیم که راه اندازی و برگزاری هر پدیده جدید بسیار سختر از ادامه دادن ان است آیا اجر و ارزش کسانی که این نمایشگاه را راه اندازی کردند بالاتر از افراد فعلی نیست .
2. یکی از همان مسولان (شما بخوانید خواجه پیری ) وزارت ارشاد دولت نهم ودهم در سخنان خود با خوشحالی گفته است که دو میلیون نفر از نمایشگاه قران کریم بازدید کرده اند آیا واقعا بازدید دو میلیون نفر از نمایشگاه قران کریم با فرض اینکه هر فرد یک بار مراجعه کرده باشد برای استانی که جمعیت آن نزیدک به 14 میلیون نفر است جای افتخار است.
حال اگر قبول کنیم که بعضی از بازدید کنندگان نیز از استانهای دیگر امده اند . بازدید دومیلیون نفر از نمایشگاه قران کریم در عرض یک ماه یعنی اینکه فقط حدود 15 درصد از جمعیت تهران به نمایشگاه امده اند و آیا این رقم جای خوشحالی دارد ؟...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 11:10

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

شش میلیارد کوته‏فکر در نگاه رئیس‏جمهور

معارفه رئیس جدید دستگاه ورزش کشور و تودیع نفر پیشین با صحبت‏هایی همراه بود که از عمق وجود هر چهره آگاه و دلسوزی را برای منافع ایران در این حوزه تاثیرگذار در سطوح ملی و فراملی می‏سوزاند.

رئیس دولت دهم که علی‏الظاهر فراموش کرده بود جایزه‏ای بالغ بر صد میلیون‏تومان برای قهرمانان ایرانی المپیک 2008 پکن در نظر گرفته بود، عنوان کرد: "عده ای گفتند که در المپیک نتیجه نگرفته‏ایم اما به نظر بنده ما در المپیک نتیجه خوبی را گرفتیم چرا که بیشترین سهمیه را برای حضور در المپیک کسب کردیم که این خود یک نوع پیروزی بود. بالاخره همه کشورها در المپیک برای پیروزی حاضر می شوند... گرفتن مدال در المپیک ظاهر قضیه است و این مربوط به آدم های کوته فکر است که فکر می کنند حتما باید مدال هم کسب شود البته مدال های کسب شده از سوی ورزشکاران کشورمان در دوره آقای علی آبادی از 950 به 1530 مدال رسیده است."

این گفته‏ها به قدری بار معنایی سنگینی داشت که چنین تصوری را به وجود آورد شاید رئیس‏جمهور از مشاور ورزشی بی‏بهره بوده که چنین تعابیری را برای سکوهای المپیک و عملکرد چهار سال گذشته ورزش به کار برده است اما از این حیث که شاید مشاوره‏های ناصحیح باعث شده، رئیس‏جمهور به این نتیجه رسیده است که در المپیک ایران خوش درخشید یا موفق ظاهر شد، نگارنده آقای احمدی‏نژاد را به توجه به چند نکته جلب می‏کند.

ابتدایی‏ترین و ساده‏ترین بحث آنکه به گواه بخش اعظمی از دلسوزان، کارشناسان و جمع کثیری از آنهایی که نزد جامعه ورزش دارای بار فنی و سوابق مشخص مدیریتی هستند، ورزش در چهار سال اخیر حال و روز خوشی را نه در فوتبال که در اکثریت ورزش‏های مدال‏آوری سپری نکرد و این واقعیت پس از بازیهای آسیایی دوحه، آهسته آهسته نمود عینی پیدا کرد و با ابراز نگرانی مداوم خاک‏خورده‏های ورزش همراه شد، لکن دریغ که ورزش برای عده‏ای فضایی برای گرفتن تصاویر یادگاری بود و گفته‏ها تا زمین خوردن ورزش ایران در صحنه المپیک و سپس جام‏جهانی استماع نشد و پس از آن نیز این گفته‏ها به واسطه آنکه با منافع همخوانی نداشت، نادیده انگاشته شد.

جایگاه کارشناسی در ماه‏های پیاپی که می‏آمد و می‏رفت نزد مدیران ورزش همین بود و شخصاً چه توصیه‏هایی در بدو ورود و حین حضور این مدیران انجام دادم که دریغ از عمل به کوچک‏ترین آنها و افسوس که سر بسیاری از این مدیران به واسطه عدم توجه به توصیه‏های مشفقانه و روحیات انضمام یافته به لجبازی به سنگ خورد لکن ضررش بیش از کرسی‏ای که از چنگ ایشان درآمده بود، به اهالی ورزش رسید که با هر شکست در عزای فاصله‏گرفتن مردم از فضای ورزش، خون گریه می‏کردند.

آقای احمدی‏نژاد؛ فاصله گرفتن مردم از ورزش و میادین ورزشی که به منزله فاصله گرفتن ایشان از سلامت و نشاط است، ساده‏ترین محصول عدم مدال‏آوری در میادین بزرگ جهانی و المپیک مورد ارزیابی قرار می‏گیرد، کما اینکه به گرفتن یک نشان زرین المپیک در رشته تکواندو، خیل علاقمندان این رشته پربرخورد دوچندان می‏شود و همین مردم که امروز با تربیت بدنی قهری نصفه و نیمه کرده‏اند، را کنار شیاپ‏چانگ می‏نشاند.

به واقع سالیانه چند صد میلیارد تومان در بخش‏‎های مختلف ورزش هزینه می‏شود تا مردمی که بخشی از ایشان از مشکلات معیشتی و حتی فقدان نیازهای اولیه رنج می‏برند، دقایق یا ساعاتی را بی‏دغدغه با نشاط به تماشای ورزش سپری کنند و یا طبقه عیانشان نیز لباس ورزش به تن کنند و در مجموعه‏های دولتی شمال شهر، به ورزش‏هایی بپردازند که امثال نگارنده علی‏رغم سطح درآمد قابل قبول، فرصت مشاهده‏شان را نیز ندارد.

شاید حرف شما هم همین بوده است؛ هنگامی که هنوز در ورزش عدالت برقرار نیست و برای پیاده‏روی در محوطه یک مجموعه ورزشی باید بالغ بر صدهزار تومان پرداخت کرد و زمانی که برخی نوجوانان این مملکت با آه ورزش کردن هم‏سن و سالانشان را نظاره می‏کنند، چگونه باید از مدال‏آوری در المپیک سخن به میان آورد؟

راستی در چهار سال اخیر برای عدالت‏گستری در ورزش چه حرکت گسترده‏ای جز توسعه اماکن ورزشی انجام شد؟ اگر مشکل تبعیض در ورزش توسعه اماکن ورزشی بود، چرا هیچ اتفاقی در کاهش این فاصله‏ها نیافتاده و نه تنها این ارقام کاهش پیدا نکرده، بلکه شاهد افزایش قابل توجه دریافتی از مردم هستیم و این اتفاق آیا جز چنین تعبیری القاء می‏کند که سلامت و نشاط نیز صرفاً متعلق به طبقه مرفه است؟

با این حال چنین اختلاف طبقاتی در ورزش نیز نمی‏توان گفته‏هایتان را توجیه کند، چرا که در هنگامه جنگ تحمیلی نیز المپیک فرصتی نبود که از دست برود و اگرچه نتایج قابل قبول نبود اما قطعاً در صورتی که سنگرها را هر قشری از جمله ورزشی‏ها پر نکرده بودند، از نتایجی که سال اخیر در بازیهای المپیک حاصل آمد، به مدد غیرت ایرانی ورزشکاران موفق‏تر ظاهر می‏شدیم.

غیرت این بار اما یک تنه به فریادمان نرسید و تک‏ستاره‏ها نیز کم‏فروغ ظاهر شدند تا چند صدمیلیون به نفع ورزش گردیده و کمتر جایزه به قهرمانان المپیک از سوی حضرتعالی اهداء شود. طرح این پرسش نیز مغفول نماند که اگر ضرورت مدال‏آوری در المپیک مورد توجه نبود و باطن قضیه موضوع دیگری است، انگیزه چهل میلیارد هزینه ظرف چهار سال برای تدارک تیم‏های ورزشی و جایزه صد میلیون تومانی برای هر مرد طلایی ایران در المپیک چه بود؟

به هر حال ایران در این عرصه همچون دوره‏های گذشته شرکت کرده بود و با کاروانی که برخلاف اظهارات‏تان با بیشترین سهمیه راهی این رویداد نشده بود و تنها تیم ملی بسکتبال و چند ورزشکار دیگر بیش از ادوار پیشین همراهی‏اش می‏کردند و اگر مدالی نیز به دست نمی‏آورد، ماموریتش را انجام داده بود. با این تفاسیر باید با اشخاصی که این چند ده میلیارد را با هدف هیچ و پوچ که مدال‏آوری در المپیک است هزینه کرده‏اند، برخوردی قانونی داشته باشید و آنانی که اینچنین بیت‏المال را به باد فنا داده‏اند تا ایران در این عرصه ناکام بماند را به دستگاه قضا بسپارید.

آقای دکتر؛ بیش از این حاشیه رفتن جایز نیست و از این جهت به یک باره راس مطالب‏تان را مورد اشاره قرار می‏دهم. قهرمانی از پایین‏ترین سطح تا بالاترین سطح بخواهید یا نخواهید یک ارزش است و المپیک نه برای قهرمانان که برای بخش اعظمی از مردم جهان یک فرصت برای یافتن اسطوره‏هایی ارزشمند که با آنها روز را شب کنند؛ از مردم گرسنه و قانع به حداقل‏ آفریقا که دونده‏های چابک‏شان برای کودکان نحیف الگو می‏مانند تا مردم دموکراسی‏خواه و متوقع آمریکا که شناگرانشان را در جامعه‏ای که الگو مفهوم متفاوتی با آنچه نزد من و شما وجود دارد، به عنوان الگو برمی‏گزینند و کوچک‏ترین بی‏اخلاقی را از سوی اسطوره‏شان برنمی‏تابند.

شاید زندگانی تاثیربرانگیز دکتر حسابی را بسیاری از مردم ایران آنچنان نشناسند اما هفده دی ‏ماه با تختی برای کمتر کسی می‏تواند در ایران معنا و مفهومی همچون غم از دست رفتن یک پهلوان را نداشته باشد و این از آن جهت نیست که ملت‏مان همچون سایر ملل جهان برای ورزش بیش از علم و فرهنگ ارزش قائل باشند، بلکه از آن منظر توجهات اینچنین به وفور مشهود است که همزادپنداری عجیبی میان عموم مردم و قهرمانان ورزش وجود دارد.

تقویت روحیه امید ثمره همین همزادپنداری میان عوام و قهرمانان است و به عبارت ساده‏تر بسیاری از اقشار مردم با مشاهده شکستن مرزهای زمانی و مکانی بر خودباوری‏شان افزوده می‏شود و حال اگر آن قهرمان از جنس ملت ایران باشد، این غرور ملی است که در سطح جامعه پدیدار شده و بسیاری از خلع‏ها و کم‏کاری‏ها را در حوزه‏های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی برای مدت زمانی نزد افکار عمومی کمرنگ می‏سازد.

المپیک بهترین و بزرگ‏ترین میدان برای دستیابی به این هدف است که شش میلیارد و چند صد میلیون نفر از مردم 205 کشور جهان نمایندگانشان را در این عرصه نظاره می‏کنند و مردم ایران نیز چنین کردند اما ناکامی در پی ناکامی حاصلی بود که نصیب‏شان شد و با آه و حسرت به افتخارآفرینی قهرمانان سایر ملل قبطه خوردند و شادی سایرین را به نظاره نشستند.

ختی تندروترین اهالی افغانستان نیز از مدال‏آوری نماینده‏ای از این کشور خرسند شدند، چرا که می‏توانستند بیان کنند که یک افغانی نیز می‏تواند با حداقل‏ها در رویارویی با قدرت‏هایی که آخرین تکنولوژیهای علمی را در ورزش به کار بسته‏اند، موفقیت کسب کند و فعل توانستن را به عنوان نماینده ملتش صرف نماید اما در ایران چه گفتند جز اینکه مدال‏آوری در المپیک هدف اصلی نیست؟

آقای رئیس‏ جمهور؛ آنچه راقم این سطور از نگاه‏تان استنباط کرد، آن است که لزوم مدال‏آوری و توقعی برای تحصیل قطعی موفقیت  در این عرصه داشتن، یک کوته‏نظری است که اگر این استدلال از لسان حضرتعالی خارج شده باشد، باید متذکر شوم با توجه به آنکه اکثریت ملل با جدیت سکوهای المپیک را از قهرمانانشان طلب می‏کنند، شاید بالغ بر شش میلیارد کوته‏فکر در جهان وجود داشته باشد!

بپذیرید یک مدال المپیک تاثیرگذاری به مراتب عمیق‏تری از هزار و چند صد مدالی که بخشی از آنها نیز در رویدادهای کم‏اعتبار حاصل آمده نزد جامعه جهانی و از آن پراهمیت‏تر مردم ایران دارد. رسانه‏های جهان و حتی رسانه‏های منتقد دولت شاید بتوانند هر دستاوردی را در هر عرصه‏ای زیرسوال ببرند اما با سکوهای المپیک کاری نمی‏توانند انجام دهند.

بر این اساس انتظار می‏رود، فرصت‏های از دست رفته در چهار سال اخیر را با کم‏ارزش خواندن این فرصت‏ها نادیده نگرفت تا اینچنین طرز تلقی نزد افکار عمومی پدیدار نشود که چون دولت نهم در حوزه ورزش علی‏الخصوص در زمینه صعود به جام‏جهانی و مدال‏آوری در المپیک ناموفق بوده، برخلاف منویات مقام معظم رهبری، جایگاه والای قهرمانی در این میدان که هنگامه سنجش وزن عصاره ورزش ملل است، زیر سوال برود.

دبیر سرویس ورزشی

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 10:52

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

نامه ای سرگشاده خطاب به ملت ایران: امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و تاریخ ساز ایران

آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مباد که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.

سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟
خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟

طبیعی بود که رگهای غیرت به جوش آیند. که مگر می شد با شنیدن این اخبار و گزارش ها آرام نشست و سر راحت بر بالین گذاشت؟ اینچنین بود که دست به نوشتن نامه ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بردم. نوشتم که خبر از تجاوز و شکنجه و انجام اعمال غیر معمول می رسد و من بی هیچ داوری از شما می خواهم که تحقیق کنید و دریابید که آیا چنین فجایعی رخ داده است یا نه؟ این نامه که منتشر شد اما پاسخ آن، هیاهوهای بسیار بود که آغازیدن گرفت و بارانی از دشنام و تهدید بود که بر سر من باریدن گرفت. خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه توانستند علیه من گفتند و به من نسبت دادند. اینچنین بود که تردیدهای من جدی تر شد. با خود گفتم که اگر چنین فجایعی رخ نداده بود می گفتند که رخ نداده است، اما حملاتی بدین صورت غیر معمول از تریبون های کوچک و بزرگ نماز جمعه و فحاشی هایی چنین نامعمول از سوی برخی مطبوعات نشان از آن دارد که آتشی به خرمن عده ای افتاده است. خود را مکلف دیدم که بایستم و از میدان به در نشوم.

نامه ای که به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بودم برای بررسی در اختیار رئیس قوه قضاییه وقت قرار گرفت و آیت الله شاهرودی نیز دستور پیگیری ماجرا را به دادستان کل کشور،آقای دری نجف آبادی، داد. آقای دری تماسی با من گرفت و مقرر شد تا نماینده ای را نزد من بفرستد. آن نماینده آمد و من از باب نمونه، فردی را که مدعی بود علاوه بر شکنجه مورد تجاوز نیز قرار گرفته است، به ایشان معرفی کردم. نماینده اقای دری نیز تاکید کرد که کسی از ماجرا باخبر نشود تا خللی در روند رسیدگی پدیدار نگردد و حتی در خواست کرد که بازجویی خارج از محل دفتر من و در مکانی دیگر صورت پذیرد که کاملا محفوظ بماند. تا اینجای کار برخوردها معقول بود. تا اینکه پای دادستان اکنون معزول تهران به ماجرا گشوده شد. او تماسی با من گرفت و گفت که نماینده ای را برای بررسی ماجرا به ملاقاتم می فرستد. آن فرد آمد و از من شاهد و نمونه خواست. صحیح آن بود که من مطابق قراری که با نماینده آقای دری گذاشته بودم، می گفتم که به دستور آقای شاهرودی، اکنون آقای دری و نماینده ایشان درحال پیگیری ماجرا هستند و از من خواسته اند که اطلاعات خود را با فرد دیگری درمیان نگذارم. اما از انجا که درکار خود مشکلی نمی دیدم و بنا را بر احقاق حق و تعامل با مسئولان می دیدم، به نماینده دادستان معزول تهران این فرصت را دادم که در اتاقی در دفتر کارم با همان شاهدی که نماینده آقای دری نیز پای سخنش نشسته بود ملاقات کنند و شرح شکوه و شکایت او را بشنوند. گفتم که اگر می خواهید مکان دیگری را برای ملاقات با آن شاهد معین کنید که نماینده دادستان تهران اما برخلاف نماینده آقای دری گفت انجام ملاقات در دفتر خود من را مناسبتر تشخیص داد.

بر خلاف ملاقات اول که به خوبی انجام شد این ملاقات اما صورتی دیگر به خود گرفت. آنچنانکه در اثنای جلسه آن پسر بیرون آمد و گفت که اینها به دنبال چیز دیگری هستند و دعوی پیگیری قضایی ندارند، بلکه در اندیشه برخورد سیاسی و پاک کردن صورت مساله اند. گفت که نماینده دادستان تهران می خواهد که همراه او به پزشکی قانونی بروم. او را مجاب کردم که همراه آنها برود. در راه اما آنها به بازجویی سیاسی خود ادامه داده و به او گفته بودند که تو باید به خاطر خدا و به خاطر خانواده و آبرویت سکوت می کردی و نباید آلت دست سیاستبازان می شدی و بسیاری سخنان دیگر از این دست که اکنون مجال شرح آن نیست.

آن روز گذشت و فردای آن، همان پسر، وحشت زده نزد من آمد و گفت که رفته اند و در محله از خانه و همسایه درباره او تحقیق کرده اند. گفتم وحشت نکن، هدف آنها کشف حقیقت است. پسر اما باری دیگر به من مراجعه کرد و گفت که آنها ماجرا را به پدر او گفته اند و آبرویش رفته است و پدر او مدام گریه می کند. از پسر خواستم که پدرش را نزد من آورد تا با او سخن بگویم و آرامش کنم. آن پسر اما رفت و دیگر خبری از او نشد. پس از مدتی سه شنبه گذشته پدر به سراغ من آمد درحالیکه نگران فرزندش نیز بود. مردی بیش از هفتاد ساله و محترم را دیدم که اندوه از چهره و سخنش می بارید. می گفت ما مسلمان و مذهبی هستیم و چرا با ما چنین کردند؟ عکس هایی را از جیب خود درآورد و نشانم داد تا از سابقه شان گفته باشد. تصویرهایی از زمان جنگ که پسر مجروحش را خوابیده بر تخت بیمارستان نشان می داد، درحالیکه رهبری فعلی – رئیس جمهور وقت- در عیادت از مجروحین بر سر تخت او ایستاده و درحال بوسیدن فرزند مجروح اوست و فرزندش نیز دست خود را بر گردن ایشان انداخته است. می گفت که سابقه ما آن بوده است و امروز ما نیز چنین است. شکوه و شکایت داشت که آبروی ما را در محله برده اند و از کسبه محله نیز درباره ما پرسیده اند. می گفت که من در خانه مان وحشت دارم. او را در ماشینی سوار کرده و درباره پسرش سوال پیچش کرده اند و او هم توضیح داده بود که فرزندش دانشجو و صادق و راستگو است. با این حال به این نیز بسنده نشده بود. می گفت که بعد از این به خانه آمدم و ساعتی بعد زنگ خانه به صدا درآمد. پایین آمدم و در را باز کردم اما کسی نبود، بالا که آمدم دوباره زنگ خانه به صدا درآمد و دوباره در را باز کردم و کسی را ندیدم. این اتفاق برای بار سوم هم افتاده بود و این بار که او در را گشوده بود با موتورسواری روبرو شده بود که در مقابل خانه آنها قرار گرفته و فردی نیز با چهره مهیب بر ترک آن درحال عکس برداری از خانه آنها و داد و فریاد و بدگویی علیه شان در محله بود. پدر می گفت که با این اتفاقات ما در این خانه دیگر امنیت و آرامش نداریم.

گویا اینها ماموران تحقیق بودند که برای کشف حقیقت و دستیاری قضاوت آمده بودند. واین نتیجه و دستاورد ما بود از اولین سندی که در اختیار دستگاه قضایی قرار دادیم. دستگاه قضایی در نظام اسلامی که خود را با رویه حضرت امیر مقایسه می کند، برای تحقیق قضایی به هدف تهدید، موتورسوار مسلح سراغ شاکیان فرستاده بود. شرم است از بردن نام حضرت امیری که برای کندن خلخال از پای یک زن یهودی به خود می پیچید و اسوه عدالت بود و باری نیز که در دادگاه به شکایت یک یهودی حاضر شد و قاضی نام ایشان را به کنیه برد، به اعتراض گفت که در پیشگاه قضاوت، من و این یهودی با هم برابریم.

و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد.

بدین ترتیب حوادثی که از سر یکی از شهود ما گذشت درسی شد تا بقیه شهود را دست و پا بسته در اختیار دادستان معزول تهران قرار ندهیم. دادستان کل کشور آقای دری نیز از سمت خود برکنار شده و بنابراین تمام درها بسته شده بود. این درحالی بود که فحاشی ها علیه مهدی کروبی از تریبون های رسمی و توسط مطبوعاتی که از پول بیت المال ارتزاق می کردند نیز هر روز فزونی می گرفت. اینچنین بود که نامه ای به ریاست جدید قوه قضائیه نوشتم و درخواست دادخواهی و رسیدگی به ماجراها را کردم. در نتیجه ی این نامه بود که کمیته ای سه نفره به دستور ریاست جدید قوه قضاییه تشکیل و مسئول پیگیری حوادث بعد از انتخابات و رسیدگی به شکایات خانواده مصدومین روحی و جسمی شد. جلسه اول تشکیل شد که جلسه خوبی هم بود. در این جلسه علاوه بر سندی که پیشتر در اختیار دادستان تهران و دادستان کل کشور قرار داده بودم، دو سند دیگر نیز ارائه کردم که اکنون بر خود می بینم شرح کامل تری از آنها را برای شما مردم گزارش دهم.

سند دوم که با مدارک کامل نیز همراه بود شرح ماجرای رفته بر خانمی بود که در تظاهرات خیابانی بازداشت شده و آنچنانکه خودش می گفت در ماشین با برآمدگی های جسمی او ور رفته بودند و وقتی که به محل مورد نظر رسیده از او خواسته بودند شلوارش را از پایش درآورد که او نپذیرفته اما آنها او را درحالی که به زمین نیز افتاده بود مجبور به درآوردن شلوارش کرده بودند. در همین اثنا مسئول بالاتری آمده و اعتراض کرده بود که اینجا چه خبر است و ماموران گفته بودند که او از بی حیایی لباسش را درآورده و خود را بر زمین انداخته است تا آبروی ما را ببرد؛ حال آنکه آن زن نیز فریاد می زده و داد و بیداد می کرده است که آنها به زور با او چنین کرده اند. والله اعلم!
سند سوم نیز مربوط به جوانی بود که عضو یکی از گروههای سیاسی قانونی هم بود و مادرش با من تماس گرفته و او را نزد من فرستاده بود.او خودش مدارک پزشکی قانونی و همچنین یک سی دی به همراه داشت که نشانگر ضرب و شتم شدیدش بود. این فرد مدعی نبود که مورد تجاوز قرار گرفته است اما عکس ها نشانگر التهاب و قرمزی مقعد او نیز بود.می گفت که در زیر شکنجه و کتک بیهوش بوده و نمی داند که با او چه کرده اند و اگر مورد تجاوز قرار گرفته نیز نفهمیده است. پزشکی قانونی نیز در این خصوص با تایید التهاب مقعدی، بررسی بیشتر را نیازمند نامه جدید و حکم قضایی دانسته بود. او پنج روز در بازداشت به سربرده بود اما در این چند روز آنچنان به صورت پی در پی مورد ضرب و شتم سنگین قرار گرفته بود که ماموران تصور کرده بودند او مردنی است و بنابراین گفته بودند که می خواهیم تو را به اوین منتقل کنیم اما در نهایت چشم و دست بسته در بیابان رهایش کرده بودند. یاللعجب!

اینها سه سند کتبی بود که در جلسه اول ارائه کردم و درباره دو سند دیگر نیز به صورت شفاهی صحبت کردیم و گفتم که این دو مورد نیز مطرح است اما سندی کتبی در خصوص آنها وجود ندارد. یکی از آنها ترانه موسوی واقعی بود که گفتم خانواده اش به ما راه نمی دهند و بهتر است که شما خود با هدف تحقیق، ماجرا را دادخواهی و پیگیری کنید. شاهد صحت ماجرا هم تلاش مذبوحانه ای بود که عده ای برای ساختن ترانه موسوی قلابی انجام داده بودند. کمیته اگر کارش تحقیق بود باید به سراغ محفل نشینانی می رفت که آن فیلم کذایی را برای پخش در رسانه ملی ساخته بودند؛ همانهایی که به خانواده ترانه موسوی قلابی گفته بودند “شما کاری با ترانه واقعی نداشته باشید، آن را خودمان حل می کنیم”. گویی مهدی کروبی همه جرمش این بود که اسرار ماجرای «ترانه» را هویدا کرده و از سناریویی مشابه با سناریوی قتل های زنجیره ای پرده برداشته بود. زبان سرخ او سر سبز روزنامه اعتماد ملی را نیز بر باد داد که به محض افشای این ماجرا روزنامه نیز تعطیل شد. ماجرای ترانه واقعی را آنچنانکه شنیده بودم به صورت شفاهی برای کمیته بازگو کردم. ترانه موسوی به همراه یک دختر و چند پسر دیگر در مقابل مسجد قبا در روز مراسم سالگرد آیت الله بهشتی بازداشت شده بودند. دخترها پس از بازداشت شماره تلفن خانه شان را ردوبدل می کنند تا هریک که آزاد شد خانواده دیگری را از بی خبری بیرون آورد. آنها در همان روزهای بازداشت و درمیانه ضرب و شتم ها و به هنگام انتقال از یک مکان به مکانی دیگر متوجه غیبت ترانه موسوی می شوند. بدین ترتیب آن دختر دیگر وقتی که آزاد می شود با خانواده ترانه و همچنین با کمیته پیگیری تماس گرفته و گفته است که ترانه با ما بوده و مفقود شده است. مادر ترانه اما که گویا بسیار می ترسید گفته بود که دیگر با او تماس نگیرند. این دختر در کمیته پیگیری اینجانب و آقای موسوی نیز حاضر شده و تمام توضیحات لازم را در خصوص ترانه واقعی داده بود. از هیات سه نفره خواستم که حقیقت یابی در خصوص این سند شفاهی را نیز انجام دهند و از آنجا که هویت سناریونویسان درباره ترانه قلابی روشن بود، راههای حقیقت یابی نیز در دسترس و آسان به نظر می رسید. من بر این تصور بودم که در دستگاه قضایی علوی، از ما اشارتی کافی است تا آنها به سر بدوند. والله اعلم!

سند شفاهی دومی که در همان جلسه اول ارائه کردم مربوط به خانمی بود به نام سعیده پورآقایی. گفتم که درباره فردی به این نام هم به من خبرهایی داده اند و می گویند فرزند جانباز است که البته چون خود در خصوص آن خبر نداشتم و خانواده او را ندیده بودم درخصوص او محکم صحبت نکردم و خیلی سطحی از کنار آن گذشتم و در همین حد اشاره کردم که به هرحال برای او در تهران مجلس ختمی هم برگزار شده است. این سست ترین موردی بود که در جلسه اول ما با کمیته سه نفره بدان اشاره شد و خیلی سریع نیز از آن گذشتیم.

دو روز بعد از این جلسه اما در ادامه پیگیری هایم در خصوص این مورد خاص که اطلاع شخصی ام در موردش کمتر بود ملاقاتی داشتم با خانمی که خواهر ناتنی خانم پورآقایی بود. او گفت که پدرشان جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده است. او از من آدرس محل سکونت مادر سعیده را می خواست که زن پدرش بود و می گفت رابطه شان با آنها قطع است و او از محل سکونت آنها خبری ندارد. من نیز از آنجا که آدرسی از خانواده سعیده نداشتم از آقای مقیسه در ستاد آقای موسوی که این گزارش را به ما داده بود آدرس خانواده آنها را طلب کردم که ایشان ندادند از آن رو که روند تحقیقاتشان خراب نشود و آن خانواده نترسند. تلفنی نتوانستم از آقای مقیسه آدرس محل سکونت را بگیرم و درنهایت او را قاتع کردم که شنبه هفته گذشته درجلسه ای با حضور خواهر ناتنی سعیده شرکت کند. بدین ترتیب آقای مقیسه و خواهر سعیده را روبروی هم نشاندم و به سعیده گفتم که انشاءالله خواهرت کشته نشده است که او گفت این عکس منتشر شده متعلق به خواهر اوست و او قطعا کشته شده است. از آقای مقیسه خواستم که آدرس محل سکونت خانواده سعیده را به خواهر ناتنی او بدهد که اگر چنین نکند ابهامی برای خواهر او ایجاد خواهد شد. آقای مقیسه اما در اینجا به من گفت که ماجرای مرگ سعیده و آنچه تاکنون روایت شده بود کمی شک برانگیز است چراکه ما فهمیده ایم پدر او جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده و سعیده چندبار نیز سابقه فرار از خانه داشته است. من گفتم که شما کاری با این نکات نداشته باشید و برای رفع ابهام آدرس را به خواهر ناتنی سعیده بدهید که در نهایت نیز اقای مقیسه آدرس را به ایشان دادند.
این ماجرا گذشت و روز دوشنبه هفته پیش بود که آقای محسنی اژه ای در تماسی از من خواست که در جلسه ساعت دوبعدازظهر کمیته حاضر شوم و بدین ترتیب جلسه دوم کمیته نیز برگزار شد. اعضای کمیته در ابتدای جلسه با اشاره به اینکه می خواهند به بررسی هایشان ادامه دهند بدون آنکه درباره سندهای کتبی ارائه شده و ترانه موسوی هیچ بحثی انجام دهند یکباره از من پرسیدند که آیا گزارش و سخن جدیدی درباره سعیده پورآقایی دارم یا نه؟ که من شرح ماجرای دیدار خود با خواهر او را بازگو کردم و گفتم که نه تنها برخلاف آنچه گفته بودند پدر سعیده جانباز نبوده که شش سال پیش فوت نموده و سعیده چند بار از خانه فرار نیز کرده است و اینکه می گویند در هنگام الله اکبر گفتن به او تیراندازی شده هم صحت ندارد. و نقل کردم که این نکات را آقای مقیسه نیز به من گفته اند و شرح دیدار خود با خواهر ناتنی سعیده و سخنان آقای مقیسه را هم بازگو کردم. جالب اما آنجا بود که در این جلسه به جز این موضوع که از ابتدا نیز من به عنوان سند شفاهی و نه چندان محکم به آن اشاره کرده بودم، صحبتی درباره آن سه سند کتبی نشد و درباره ترانه هم صرفا بحث کوتاهی درگرفت.

در ادامه این جلسه البته بحثی طلبگی هم در گرفت درباره سخنانی که آقای رئیسی در میانه جلسه اول و دوم با خبرنگاران درمیان گذاشته و گفته بود:«اظهارات کروبی باید بررسی شود.» البته آقای خلفی متفاوت از آقای رئیسی از «بررسی اظهارات و مستندات» سخن گفته بود. من بدین ترتیب در جلسه گفتم که آنچه ما با شما درمیان گذاشته بودیم صرفا اظهارات و مدعیات نبود بلکه مستندات بود و درقالب سی دی ارائه شده بود. گفتند سی دی که سند نمی شود و من نیز گفتم که مگر در حین ارتکاب تجاوز می توانسته ام فیلمبرداری کنم که اکنون فیلم آن را در اختیار شما قرار دهم، و مگر من در محل ارتکاب جرم حاضر بوده ام و نخ انداخته ام که اکنون به شما بگویم چقدر فاصله میان آنها بوده است و آیا شما توقع دارید که من آلات جرم و تجاوز را هم ضمیمه پرونده می کردم؟ گفتم که من به دنبال سند آوردن هم نیستم و اینجا محکمه من نیست و اگر هم سندی به شما ارائه کرده ام برای آن بوده است که سرنخی باشد تا بروید و پیگیری کنید و نگذارید که حقی ضایع شود و ظلم کردن، رایج گردد.

بدین ترتیب در این جلسه تنها به دادن یک سند دیگر اکتفا کردم که مربوط بود به خانمی که در خیابان بازداشت شده و همانجا در داخل ماشین ون به او و دختری دیگر تجاوز شده بود. به آنها گفتم که این خانم بسیار وحشت زده ونگران است و گفته است که اگر پدر و مادرم از ماجرا باخبر شوند و بی آبرو شوم خودکشی خواهم کرد. از حساسیت ماجرا آنها را آگاه کردم و گفتم که بر آنهاست تا مراقبت لازم صورت بگیرد و مباد درخصوص این شاهد نیز همچون سندی برخورد شود که در اختیار دادستان معزول تهران قرار دادم واسباب بی آبرویی یک فرد را در خانواده و محله ایجاد کردند. اسناد کتبی این تجاوز را هم در اختیار هیات قرار دادم و البته گفتم که مورد دیگری نیز هست که مربوط به خانم پرستاری است که بازداشت شده و عکس های او را من به دلیل حرمت با دقت نگاه نکرده ام اما همینقدر دیده ام که تمام بدن او در اثر ضرب و شتم سیاه شده بود و او نیز مدعی است که مورد تجاوز قرار گرفته است و اسناد آن را هم جهت تحقیق فردا برایتان می فرستم. و سپس تاکید کردم که ماجرای سند آوردن را در همینجا خاتمه می دهم و همین مقدار سند ارائه شده برای بررسی و روشن شدن ماجرا کفایت می کند.
درحالیکه این جلسه نیز به خوبی پایان یافت اما فردای ان روز به یکباره ورق برگشت. دفتر من و دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ و آقایان بهشتی و الویری و داوری بازداشت شدند. هیات سه نفره نیز به جای پیگیری ماجرا گزارشی شتابزده را منتشر کرد. و اکنون که من به گزارش شتاب زده کمیته پیگیری که روز شنبه منتشر شد نگاهی می اندازم یقین پیدا میکنم که اعضای این کمیته نیز دستور داشته اند که سروته ماجرا را جمع کنند و آنها نیز چنین شتابزده ماجرا را جمع کرده اند.اما دو نکته در خصوص گزارش آنها:

در این گزارش سخنانی از زبان من روایت شده است که من نگفته ام و درمقابل، در این گزارش هیچ اشاره ای به بعضی مطالب که من از زبان برخی شاهدان گفته بودم و بسیار وقیحانه بود همچون سخنانی که فاعل در هنگام تجاوز برزبان می آورده، نیز نشده است.

نویسندگان شتابزده این گزارش مدعی شده اند که اینجانب هیچ مدرک و سندی مبنی بر تجاوز وانجام اعمال خلاف عرف در بازداشتگاهها تا پیش از نوشتن نامه ام به رئیس مجمع تشخیص دردست نداشته ام. یاللعجب که آقایان از زبان ما سخن می گویند و برای خود می برند و می دوزند. مهدی کروبی آنگاهی نامه به رئیس مجمع تشخیص نوشت که بسیاری چهره های موجه به او مراجعه کرده و برخی بازداشت شدگان نیز به او پناه آورده و از آنچه بر آنها و دیگران گذشته بود خون گریستند. اگرچه این چهره ها شجاعت بسیار به خرج دادند که در سیلاب تهدیدها و فحاشی ها و در میانه ارعاب های گسترده حاضر شدند نزد فرد بی پناهی همچون مهدی کروبی بیایند و من همینجا شجاعت آنها را می ستایم.

در حالی که در این گزارش به اولین سند کتبی ارائه شده صرفا به اندازه پانزده سطر روزنامه ای و به دومین سند کتبی در حد هفت سطر روزنامه ای و به سومین نیز در حد پنج خط اشاره شده و کوچکترین اشاره ای نیز نشده است به چهارمین سند کتبی که در جلسه دوم ارائه گشت و درحالیکه درباره اولین سند شفاهی یعنی ترانه موسوی نیز فقط چهار خط روزنامه ای در این گزارش آمده است، بیش از دویست سطر روزنامه ای این گزارش که بخش اعظم آن را تشکیل می دهد مربوط به دومین سند شفاهی ما یعنی سعیده پورآقایی است که از قضا خود تشکیک کامل را بر آن وارد کرده بودیم. حال اگر بگوییم که این جنازه را کدام مقام دولت جمهوری اسلامی در اختیار خانواده آنها گذاشته است و اجازه دیدن جنازه را حتی به نماینده ستاد آقای موسوی نیز نداده بودند آیا ساختگی بودن کل ماجرا جهت انحراف پیگیری ها را به اذهان متبادر نمی شود؟ این ظن آنگاهی تقویت می شود که می بینیم همین ماجرای مشکوک، ملاک نوشتن کلیت گزارش شتابزده هیات سه نفره نیز قرار گرفته است.
البته باید در همینجا اشاره کنم که چه خوشحالم این کمیته به سراغ سند کتبی چهارم که در اختیار آنها قرار داده بودم نرفتند و حقیقت یابی خود را به همین مقدار محدود کردند و حداقل زندگی یک فرد دیگر و آبروی او را به بازی نگرفتند. جای شکرش باقی است و خدا را شاکرم.

کمیته سه نفره در پایان گزارش شتاب زده خود خطاب به ریاست قوه قضائیه خواستار برخود عادلانه و قاطع با اینجانب شده است. و بدین ترتیب نتیجه حق جویی قوه قضائیه چوبی شد که بر سر مهدی کروبی فرود آمد. من اما بسیار خوشحالم و از این فرصت استقبال می کنم و آن را هدیتی الهی می دانم؛ باشد که امکانی پیش آید تا بتوانم به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارم و بازگو کنم آنچه را که تا امروز نگفته ام و صدایی باشم برای حق خواهی. خرسندم اگر فرصتی دیگر به وجود آید تا من دامن جمهوری اسلامی را از این فجایع و بسیاری حوادث دیگر که بعد از رحلت امام پیش آمد و بر این مملکت گذشت پاک کنم.
مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ فرزند مرحوم مطهری می گوید که خانمی به خانه ملت آمده و نزد او شکایت آورده که بر پسر او در بازداشتگاه چه گذشته است و بعد از آن، چنان با آن خانواده برخورد کرده اند که آن زن، خود تماس مجدد گرفته و گفته است که ما هیچ شکایتی نداشته ایم و به قول ما لرها “خر ما از کرگی دم نداشت”. این همان گرفتن حق بدون لکنت زبان است که توصیه حضرت امیر به مالک بود! مشخص است که تدبیر امور چه سمت و سویی به خود گرفته است. هیاهوها و هتاکی های آغشته به تهدید در هفته های گذشته تا آنجا فزونی گرفت که خانواده هایی نیز نزد من آمدند و خواستند که پیگیری ها را ادامه ندهیم و از عاقبت خود می ترسیدند و می گفتند که تو نه فقط برای خود که برای ما نیز دردسر ایجاد خواهی کرد. البته وقتی دختر یک زندانی را بازداشت می کنند و سپس این دختر عفیفه را شبانه، چشم بسته در بیابان رها می کنند تا آنجا که صدای یک روزنامه مستقل اصولگرا هم در می آید و می نویسد که این دختر را با چادر پاره در بهشت زهرا رها کرده اند، باید فهمید که تدبیر ملک و عدل در این مملکت به دست چه کسانی افتاده است و باید حق داد به آنهایی که نگران آینده خود هستند.
وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است.

هیات سه نفره کار خود را پایان داد و خواستار برخورد قضایی با اینجانب شد و من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم و نامه نگاری های خود در این خصوص را در همینجا پایان می دهم. اگرچه این توصیه را نیز با ریاست محترم قوه قضائیه باید درمیان بگذارم که مبادا در مسیر قاضی القضاتی، تحت تاثیر اراده های تحمیلی و بیرونی قرار بگیرند و از مسیر عدالت خارج شوند. چه آنکه ایشان در قیاس با دو رئیس پیشین این قوه از امتیازی ویژه برخوردارند و آن فرزندی آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی و دامادی آیت الله العظمی وحید خراسانی است. امیدوارم که کارنامه قضایی آیت الله لاریجانی به گونه ای نباشد که در پایان دوران ریاست ایشان بر قوه قضا لطمه ای به ساحت مرجعیت وارد شود.

والله اعلم بالذات الامور
مهدی کروبی
۲۳/۶/۱۳۸۸

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 12:17

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

‏پیام مهم آیت‌الله منتظری به مراجع و علما

بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏عن رسول الله (ص) : " اذا ظهرت البدع فى امتى فليظهر العالم علمه ..."‏
‏(الكافى ، ج 1، ص 54)‏

‏حضرات مراجع عظام تقليد و علماى اعلام قم، نجف، مشهد مقدس،‏ ‏تهران، اصفهان، تبريز، شيراز و ساير بلاد اسلامى دامت بركاتهم
‏ ‏
‏‏پس از سلام و تحيت ، اين جانب با توجه به شرايط جارى در كشور و‏ ‏مظالمى كه هر روز شاهد آن هستيم و كارهاى خلافى كه به نام دين و‏ ‏مذهب تشيع انجام مى‎شود شرعا خود را موظف مى‎دانم از روى‏ ‏خيرخواهى و احساس خطر جدى نسبت به مصالح دين و كشور، و از باب‏ (و ذكر فان الذكرى تنفع المومنين ) امورى را يادآور شوم:

‏ ‏
‏1 - همه مى‎دانيم كه انقلاب ما يك انقلاب دينى و ارزشى بود و هدف‏ ‏اصلى از آن با تحمل آن همه مصيبت ها، سختى ها، تبعيدها، زندان ها و‏ ‏شكنجه ها، تنها تغيير اشخاص حقيقى حاكميت و تغيير صورى در بعضى‏ ‏امور جزئى نبود; بلكه مقصود حاكميتى بود كه در تمام عرصه ها به عقائد،‏ ‏اخلاق و احكام شرع مبين پايبند بوده و معتقد و عامل به آنها باشد; و در‏ ‏پرتو آن حاكميت ، ايمان ، مكارم اخلاق ، عدالت و آزادى از استبداد و‏ ‏خفقان ، محقق شده ، حقوق اقشار مختلف مردم تأمين گرديده و مظالم و‏ ‏تجاوز به حقوق آنان ريشه كن شود، و ملت ما از اين جهات احساس‏ ‏راحتى و آسايش نمايد و در مقابل ساير ملتها سربلند و الگوى تحقق‏ ‏عدالت ، عزت ، كرامت و ارزشهاى انسانى باشد. هدف اين نبود كه فقط‏ ‏نام و نشان و شعارها تغيير كند ولى عملا همان مظالم و انحرافات رژيم‏ ‏گذشته و تجاوزات به حقوق به شكل ديگرى به عنوان حاكميت دينى و‏ ‏ولايت فقيه جريان پيدا كند.

اين جانب كه همه مى‎دانند مدافع سرسخت حاكميت دينى و از پايه گذاران‏ ‏ولايت فقيه - البته نه به شكل مرسوم فعلى ، بلكه به گونه اى كه مردم او را‏ ‏انتخاب نمايند و بر كارهاى او نظارت داشته باشند - بوده ام و در راه تحقق‏ ‏آن در بعد علمى و عملى تلاش زيادى نموده ام، اكنون در مقابل مردم آگاه‏ ‏ايران به خاطر ستم هايى كه تحت اين نام و عنوان بر آنان مى‎رود احساس‏ ‏شرمندگى كرده و خودم را در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل‏ ‏خون هاى ريخته شده شهداى عزيز و تجاوزات به حقوق مردم بيگناه‏ ‏مورد عتاب مى‎بينم. بسيارى از افراد با سابقه در انقلاب از طريق نامه،‏ ‏ايميل و يا حضورا به من مى‎گويند: حاكميت دينى كه شما وعده آن را به‏ ‏مردم مى‎داديد و ولايت فقيه را مجرى آن مى‎دانستيد و مى‎خواستيد آن را‏ ‏به پا داريد همين است كه امروز ما آن را مشاهده مى‎كنيم؟ در حالى كه‏ ‏آنچه مشاهده مى‎شود در واقع حكومت ولايت نظامى است نه‏ ‏ولايت فقيه.

‏ ‏
‏2 - حضرات مراجع و علماى اعلام، خوب مى‎دانند كه در طول تاريخ‏ ‏پيوسته آنان ملجأ و پناهگاه مردم در مقابل تجاوزات و مظالم حكومت ها‏ ‏بوده اند، و اين افتخار را داشته اند كه در مقابل حكومت هاى جائر و در‏ ‏كنار مردم و مدافع شريعت و حقوق اقشار ستم ديده باشند و در اين راه‏ ‏صدمات و محروميت هايى را متحمل شده اند. جزاهم الله عن الاسلام خير‏ ‏الجزاء.

‏‏البته پس از پيروزى انقلاب ، متأسفانه اين سابقه درخشان و نورانى به‏ ‏واسطه اعمال خلافى كه در حكومت انجام گرفت و چه بسا روحانيت هم‏ ‏در آن نقش نداشت ولى به علت كوتاهى در نهى از منكر در معرض تحول‏ ‏و خطر جدى قرار گرفت و با دور شدن از اخلاق و گاه در عمل با تحكيم‏ ‏تئورى "هدف وسيله را توجيه مى‎كند" انحراف در مسير انقلاب و دور‏ ‏شدن از اهداف اوليه آن ، آغاز و اين خطر جدى تر شد تا آنجا كه امروز با‏ ‏تأسف بايد گفت به پايگاه معنوى و مردمى روحانيت و مرجعيت و به تبع‏ ‏آن به اسلام و مذهب كه به طور سنتى متكى به روحانيت و عجين با آن‏ ‏بوده و از آن راه ترويج مى‎گرديده، ضربه زيادى وارد شده است كه معلوم‏ ‏نيست چگونه و چه زمانى قابل جبران مى‎باشد!

‏عجين بودن مذهب و عالمان و متخصصان دينى كه امرى مقبول و معقول و‏ ‏مورد تأييد مردم مسلمان است موجب شده است كه هر آسيب وارد بر‏ ‏روحانيت، قهرا متوجه اسلام و مذهب نيز باشد.

‏در چنين وضعيتى مسئوليت مراجع محترم و روحانيت شيعه سنگين تر‏ ‏خواهد بود; زيرا علاوه بر وظايف عمومى آنان كه لازمه رشته تخصصى‏ ‏آنان و توجه مردم به روحانيت و مرجعيت است، وظيفه دفاع از حيثيت‏ ‏مذهب و تطهير دامن آن از كارهاى خلافى كه حاكميت به نام مذهب انجام‏ ‏داده و مى‎دهد نيز بر عهده آنان خواهد بود; زيرا كارهاى خلاف شرعى كه‏ ‏خلاف اهداف اوليه انقلاب هم مى‎باشد و به نام دين و مذهب انجام‏ ‏مى‎گيرد از مصاديق بارز بدعت است. بدعت منحصر به تشريع و وارد‏ ‏كردن رسمى حكم غير دينى در دين نيست، بلكه شامل هر كار خلاف‏ ‏شرعى كه به نام شرع و مذهب انجام گردد نيز خواهد بود.

‏‏در آيه 71 سوره توبه مى‎خوانيم : (والمومنون والمومنات بعضهم‏ ‏اولياء بعض ، يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر) به مقتضاى‏ ‏جمع محلى به الف و لام استغراق، همه مومنين و مومنات نسبت به‏ ‏يكديگر در حد امر به معروف و نهى از منكر ولايت دارند; پس علماء‏ ‏اعلام به طريق اولى داراى اين ولايت مى‎باشند و نبايد ساكت باشند. و‏ ‏در وصيت مولا اميرالمومنين (ع ) مى‎خوانيم : "لا تتركوا الامر بالمعروف‏ ‏والنهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلا‏ ‏يستجاب لكم " (نهج البلاغه ، نامه 47) ترك امر به معروف و نهى از منكر‏ ‏و بى تفاوت بودن مردم در برابر كارهاى خلاف ، طبعا موجب سلطه اشرار‏ ‏است و دعاء فقط دردى را دوا نمى كند.

‏3 - با توجه به آنچه گفته شد متذكر مى‎شوم: حوادث و فجايع ماههاى اخير‏ ‏كه پس از انتخابات رياست جمهورى در كشور و در مرئى و مسمع‏ ‏حضرات مراجع و علماى محترم رخ داد زنگ خطرى است براى روحانيت‏ ‏و مرجعيت. در اين حوادث حق كشى ها، ظلم ها، تخلفات فراوان به نام دين‏ ‏و با تأييد بخش اندكى از روحانيون حكومتى و وابسته انجام شد و به‏ ‏دنبال آن، اقشار وسيعى از مردم معترض طبق حق شرعى و قانونى و بر‏ ‏اساس اصل بيست و هفتم قانون اساسى با انتخاب مسالمت آميزترين راه،‏ ‏اعتراض خود را به حاكميت ابلاغ كردند و حاكميت به جاى اين كه به نداى‏ ‏حق طلبانه مردم پاسخ مثبت و معقول دهد و درصدد تأمين حقوق تضييع‏ ‏شده آنان برآيد جمعيت چند ميليونى را آشوبگر و اغتشاشگر و عوامل‏ ‏بيگانه ناميد و به بدترين وضع و با خشونت كامل مردان و زنان بى دفاع را‏ ‏مورد ضرب و شتم و سركوب قرار داد و عده زيادى را بازداشت و گروهى‏ ‏را در خيابانها و عده اى را در زندان هاى مخوف به شهادت رساند.

‏‏عجب اين كه حاكميت با تكيه بر نيروى نظامى و انتظامى و كشيدن اسلحه‏ ‏بر روى مردم بى پناه و بى سلاح آنان را شهيد و يا زندانى نموده ولى در‏ ‏نهايت مردم را محارب ناميدند. خود بحران ايجاد كرده و نظام را به‏ ‏مخاطره انداخته ولى مردم و پايه گذاران نظام را اغتشاشگر و مخالف‏ ‏نظام مى‎نامند.

‏همزمان با سركوب مردم، تعدادى از فعالان سياسى و نخبگان كشور كه هر‏ ‏كدام از آنان سال ها در جمهورى اسلامى خدمات با ارزشى داشته اند را‏ ‏بازداشت و با طرح هاى از پيش تعيين شده بر خلاف شرع و قانون، شروع‏ ‏به پرونده سازى و گرفتن اعترافات دروغ و سپس نمايش آنها در‏ ‏دادگاههاى فرمايشى غير شرعى و غير قانونى نموده و در نتيجه آئين‏ ‏قضايى اسلام را مورد مسخره جهانيان قرار داده است; و به جاى مجازات‏ ‏جدى آمران و عاملان آن همه جنايت، فقط با وعده دادن مجازات آنان،‏ ‏همچون وعده بر مجازات آمران و عاملان قتل هاى زنجيره اى، به‏ ‏بازداشت افراد خدمتگزار ديگر و فشار بر دو كانديداى محترم‏ ‏حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى كروبى و جناب آقاى مهندس‏ ‏ميرحسين موسوى - دام توفيقهما و حفظهما الله تعالى - و بستن دفاتر و‏ ‏روزنامه هاى آنان و بازداشت همفكران و همكاران معزز آنان و متهم‏ ‏نمودن افراد صديق و خدوم در رسانه هاى وابسته حكومتى نموده و حتى‏ ‏از جايگاه مقدس نماز جمعه به امور واهى و دروغ همچنان ادامه مى‎دهند‏ ‏كه نهايت اين روند موجب تخريب بيشتر اعتقاد مردم به روحانيت و‏ ‏مرجعيت شيعه و اسلام عزيز خواهد شد.

‏‏در چنين شرايطى است كه مردم مسلمان ما از امثال حضرات مراجع و‏ ‏علماى محترم و اين حقير انتظاراتى دارند كه با توجه به وظيفه سنگينى كه‏ ‏شريعت مقدسه بر دوش عالمان دينى قرار داده است و نيز مسئوليت سنتى‏ ‏و تاريخى مرجعيت و روحانيت انتظار بجايى است. مردم مى‎گويند: اين‏ ‏ظلم ها و حق كشى ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است ، چرا مراجع محترم و‏ ‏علماى دين كه حافظ دين و مذهب و حصن اسلام و شريعت و مدافع حقوق‏ ‏مردم و مبين احكام شريعت و از جمله امر به معروف و نهى از منكر و‏ ‏اظهار مخالفت با خلاف ها و بدعت ها هستند، در مقابل اين همه بدعت ها و‏ ‏كارهاى خلافى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود به پيروى از دستور‏ ‏پيامبر اسلام (ص ) اظهار علم و مخالفت صريح با بدعت ها نمى كنند؟ و آيا‏ ‏اين همه مظالم و حق كشى ها و جنايات از بيرون آوردن خلخال از پاى يك‏ ‏زن يهودى توسط سربازان معاويه كمتر است كه مولاى متقيان حضرت‏ ‏على (ع ) فرمود: اگر مرد مسلمانى از غصه آن بميرد نبايد ملامت شود؟!‏ (نهج البلاغة ، خطبه 27). به يقين حضرات مراجع و علماى محترم قلبا از اين‏ ‏منكراتى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود نگران و ناراحت مى‎باشند‏ ‏و بعضا اقداماتى نيز نموده اند، اما آيا با توجه به مفاد حديث شريف نبوى‏ ‏كه اظهار علم را واجب دانسته، اين مقدار كفايت مى‎كند؟

‏‏4 - حضرات مراجع محترم به قدرت و نفوذ كلام خود در حاكميت توجه‏ ‏دارند و خوب مى‎دانند كه حاكميت در حفظ مشروعيت خود به آنان نياز‏ ‏دارد و از اين رو اينك آنان را هرچند به حسب ظاهر به رسميت مى‎شناسد‏ ‏و از آنان ترويج مى‎كند، و نيز مى‎دانند كه حاكميت از سكوت آن حضرات‏ ‏در قبال كارهاى خلاف خود بهره بردارى مى‎كند، پس آيا سزاوار است در‏ ‏امور مهمه اى كه به حيثيت و آبروى دين و مذهب و تأمين حقوق اقشار‏ ‏عظيمى از مردم و نيز ديندارى و حفظ اعتقادات مذهبى جوانان مربوط‏ ‏است سكوت كرده به نحوى كه بين مردم چنين تلقى شود كه خداى ناكرده‏ ‏مراجع و روحانيت موافق و مويد كارهاى خلافى هستند كه به گوشه اى از‏ ‏آنها اشاره شد؟

‏ ‏‏در خاتمه يادآور مى‎شوم : اين جانب هنوز از اصلاح امور مأيوس نشده ام‏ ‏و به نظر مى‎رسد مراجع عظام تقليد مى‎توانند ترتيبى دهند تا با راهنمايى‏ ‏و ارشاد آنان و با همفكرى با دو كانديداى محترم رياست جمهورى و‏ ‏نمايندگان عاقل و معتدل و كارشناس متدين و امين از طرف نظام،‏ ‏راههاى برون رفت از اين بحران بزرگ را كه براى جمهورى اسلامى و‏ ‏مشروعيت آن پيش آمده است بررسى كرده تا آنچه را مصلحت ديدند‏ ‏صادقانه با اشراف حضرات مراجع مورد عمل قرار گيرد. و بالاخره‏ ‏حاكمان ، سياست يك بام و دو هوا و به كيش خود خواندن و طرد كردن‏ ‏ديگران را نه به طور موقت، بلكه براى هميشه رها كنند و مردم را كه‏ ‏صاحبان اصلى حكومتند از روى صدق و به دور از شعار ارج نهند و آراء‏ ‏آنان را مورد نظر و عمل قرار دهند و اسلاميت و جمهوريت حقيقى و‏ ‏عدالت واقعى را اجرا نمايند. براى انسان اقرار به اشتباه ننگ نيست، زير‏ ‏بار حق نرفتن ننگ است.

‏عظمت اسلام و مسلمين و عزت و كرامت مردم ايران و سلامتى و توفيق‏ ‏بيشتر شما را از خداوند بزرگ مسألت دارم.
۲۳ رمضان المبارك ۱۴۳۰ - ۲۲ شهریور ۱۳۸۸‏‏
‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 12:14

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران

میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد. به گزارش "کلمه" در این بیانیه ضمن  تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است : برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم.
در این بیانیه همچنین  بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های  مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.

اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي  اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي  ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.  به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
 میرحسین موسوی

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:59

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

واکنش کروبی به کمیته سه نفره قوه قضائیه

«بنده در قبال کم لطفي دوستاني که گفته اند من سندي براي ارائه کردن نداشته ام تنها جزيي از آنچه را که در اختيار دارم منتشر مي کنم.» وي سپس گواهي پزشکي قانوني در خصوص آزار جنسي يکي از بازداشت شدگان را منتشر کرد.

روزنامه اعتماد نوشت:

مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي روز گذشته به اظهارات معاون اول قوه قضائيه مبني بر اينکه وي سندي را به کميته سه نفره قوه قضائيه ارائه نکرده است، پاسخ داد و گفت؛ من در اين جلسه سه سند ارائه کرده ام. ابراهيم رئيسي روز شنبه در حاشيه مراسمي در خصوص ديدار مهدي کروبي با کميته سه نفره گفته بود دبيرکل حزب اعتماد ملي سندي را مبني بر آزار و اذيت بازداشت شدگان ارائه نکرده است. اين در حالي بود که کروبي پس از ديدار خود با اعضاي اين کميته، ديدارش را خوب توصيف کرده بود.
اما به نظر مي رسد پايان اين ديدار چندان هم خوب نبوده است، چرا که ابراهيم رئيسي معاون اول قوه قضائيه پس از اين ديدار ارائه هرگونه سندي از سوي کروبي را تکذيب کرده و تنها بر اين نکته که کروبي اظهاراتي را بيان داشته که مورد بررسي قرار خواهد گرفت، تاکيد مي کند.
اما تکذيب ارائه سند از سوي کروبي تنها به رئيسي خلاصه نمي شود، چرا که روز گذشته علي خلفي رئيس حوزه رياست قوه قضائيه هم در حاشيه مراسمي ديگر (مراسم توديع و معارفه وزير دادگستري) ارائه مستندات از سوي کروبي به کميته سه نفره را همانند معاون اول قوه قضائيه رد کرد و گفت؛ «مدارکي ارائه نشده است، اما ادعاهايي مطرح بوده که آنها را بررسي خواهيم کرد.»
وي البته تعداد افرادي را که از سوي کروبي به اين کميته معرفي شدند، چهار نفر اعلام کرد. خلفي سپس در مراسم معارفه و توديع وزير جديد دادگستري که روز گذشته بدون حضور غلامحسين الهام برگزار شد، افزود؛ «بررسي اظهارات کروبي در هيات سه نفره و بررسي حوادث پس از انتخابات بيشتر از يک هفته طول نخواهد کشيد.» علي خلفي درباره بررسي اظهارات کروبي در هيات سه نفره قوه قضائيه نيز گفت؛ کروبي مستنداتي را ارائه کرده که در حال بررسي آنها هستيم که ان شاءالله اگر به نتيجه نهايي برسيم، آن را اعلام خواهيم کرد.
وي در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينکه آيا افرادي که کروبي در مورد آنها صحبت کرده است در جلسه حضور داشته اند، گفت؛ آقاي کروبي اسامي را به ما ارائه کرده اند که در حال بررسي صحت و سقم آن هستيم و به زودي نتايج آن را اعلام خواهيم کرد.
همين اظهارات کافي بود تا مهدي کروبي نيز به آنها پاسخ دهد. همچنان که او ديروز به اظهارات رئيسي در اين باره پاسخ داد و گفت؛ «من در اين جلسه سه سند ارائه کردم؛ نخست فيلم اظهارات همين فردي که تحت تاثير تهديد هاي نماينده مرتضوي ناپديد شده است را ارائه کردم، دومين سند بنده درباره آزار يک خانم بود و سومين سند هم درباره يک آقايي بود که يک سي دي و نظر پزشکي قانوني درباره ايشان را نيز ارائه کردم. البته در اين جلسه دو مورد هم گزارش شفاهي دادم. به گزارش سحام نيوز مهدي کروبي با ابراز تاسف از اظهارات رئيسي گفت؛ «پس از آنکه مطالبي را درباره آزار بازداشت شدگان حوادث اخير منتشر کردم حملات تندي نسبت به اينجانب صورت گرفت، ولي در همان زمان افراد بسياري که مورد آزار قرار گرفته بودند نزد من مي آمدند و خواستار احقاق حقوق شان بودند.
در همان زمان نماينده يي از سوي آقاي دري نجف آبادي نزد من آمد و خواستار ديدار با يکي از بازداشت شدگاني شد که مورد آزار قرار گرفته اند. ايشان بسيار حسن نيت داشت و به اين فرد قول داد حقوق وي را پيگيري خواهد کرد. ولي متاسفم از اينکه نماينده آقاي مرتضوي برخلاف نماينده آقاي دري نجف آبادي که با اين فرد بسيار خوب رفتار کرد، به تهديد اين فرد پرداخت به طوري که اين فرد مدتي است ناپديد شده است.
پيرو اين ماجرا نامه يي به آيت الله لاريجاني نوشتم و از ايشان درخواست کردم که هياتي بي طرف اين مسائل را مورد بررسي قرار دهد. پيرو اين نامه بود که آقاي لاريجاني کميته يي را تشکيل دادند که آقايان اژه يي، خلفي و رئيسي عضو آن هستند. اين کميته چند روز پس از آنکه تشکيل شد از من دعوت کرد براي ارائه مستنداتم به آنجا بروم، بنده نيز حضور يافتم و در جلسه يي که چندين ساعت طول کشيد مقدمات قضيه را به صورت مبسوط شرح دادم و البته آنجا نيز تاکيد کردم که بنابر اجبار و براي احقاق حقوق کساني که مورد آسيب قرار گرفته اند اين نامه را منتشر کردم.»
وي افزود؛ «البته در اين جلسه دو مورد هم گزارش شفاهي دادم؛ يک گزارش بنده درباره ماجراي ترانه موسوي بود که گفتم خانواده اين دختر از زماني که اين ماجراها پيش آمده ديگر حتي دختري را که همراه ترانه بوده به منزل شان راه نمي دهند و شما به عنوان افرادي حکومتي بايد با مراجعه نزد خانواده اين فرد اصل ماجرا را پيگيري کنيد و به بيمارستان امام خميني کرج مراجعه کرده و نظر پزشک را درباره جراحاتي که روي بدن اين دختر قرار داشت دريافت کنيد و علاوه بر آن يک گزارش ديگر هم ارائه کردم.» وي با تاکيد بر اينکه اين جلسه بسيار معقول و منطقي بود، گفت؛ «در آن جلسه من تاکيد کردم هيچ گونه حرفي درباره جزئيات اين جلسه نمي زنم، بلکه گفتم خودتان اسناد را بررسي و گزارشي را تنظيم کنيد و نتيجه را اعلام کنيد. حتي به آقايان گفتم چنانچه لازم باشد اسناد ديگري را نيز به شما ارائه خواهم کرد. از سوي ديگر آقاي خلفي نيز خاطرنشان کرد آيت الله لاريجاني تاکيد کرده بايد تا انتهاي قضيه مورد بررسي قرار گيرد. در اين جلسه آقايان قبول کردند که بايد مسائل با دقت بررسي شود و حتي اين موضوع مورد بررسي قرار گيرد که آيا افرادي که اين مطالب را بيان و اظهار مي کنند مورد آزار قرار گرفته اند و آيا حرف شان صحيح است يا خير و چنانچه مشخص شد واقعيت دارد بررسي شود، بنابراين هنگامي که بنده در حاشيه مراسم مرحوم حکيم در مقابل پرسش خبرنگاراني که درباره اين جلسه مي پرسيدند قرار گرفتم، تنها گفتم جلسه يي مثبت و خوب بود و تاکيد کردم که آقايان قصد بررسي مسائل را دارند. کروبي به انتقاد از کميته ويژه لاريجاني براي رسيدگي به حوادث اخير پرداخت و گفت؛ «شايد تعريف سند در نزد اين آقايان متفاوت از آنچه هست که ما تعريف مي کنيم. من اسنادم را از بازداشت شدگاني که مورد آزار قرار گرفته اند تهيه کردم. ما نظر پزشکي را درباره بازداشت کساني که مورد آزار قرار گرفته اند دريافت و از آنها فيلم تهيه کرده ايم و هنگامي که به اين جلسه رفتم يک سي دي را به همراه اسامي و آدرس اين افراد به اين کميته تحويل دادم و ديگر نسخه آن را نزد خودم نگه داشتم و البته هنوز برخي از اسناد و فيلم ها را به آنها نيز ارائه نکرده ام.»
وي افزود؛ «من توقع داشتم اين هيات همان طور که مطرح شده است مسائل را بررسي کند و چنانچه قرار است مصاحبه يي شود نيز مسائل بدون حب و بغض و بدون پيشداوري مطرح شود ولي متاسفانه آقاي رئيسي و به دنبال ايشان برخي از روزنامه ها اين گونه مسائل را مطرح کردند.»
کروبي در نهايت تاکيد کرد؛ «بنده در قبال کم لطفي دوستاني که گفته اند من سندي براي ارائه کردن نداشته ام تنها جزيي از آنچه را که در اختيار دارم منتشر مي کنم.» وي سپس گواهي پزشکي قانوني در خصوص آزار جنسي يکي از بازداشت شدگان را منتشر کرد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:55

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

عده ای برای مقابله با لیبرالیسم به فاشیسم پناه برده اند!

سید محمد خاتمی با تأکید بر این که با آنان که به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده های توتالیتاریسم می خواهند به زور مردم را به راهی كه خود راه سعادت می دانند ببرند، مخالفیم به همه دلسوزان هشدار داد تا فرصت ها كاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشند و یك بار دیگر این اطمینان را به وجود آورند كه در چارچوب همین ساختار موجود می توان به رفع اشكالات اقدام كرد.
اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها که با سید محمد خاتمی دیدار و گفت و گو می کردند در ابتدا دغدغه ها و نگرانی های خود را به ویژه در ارتباط با مسائل دانشگاه ها ابراز داشتند.
سید محمد خاتمی در ابتدای این دیدار با ابراز خوشوقتی از دیدار با دوستان دانشگاهی در ایام ماه مبارك رمضان گفت: در ایام پربرکت ماه مبارک رمضان و به ویژه در آستانه لیالی قدر همه باید از فرصت استفاده كنیم و به ابعاد معنوی زندگی خویش بیشتر بپردازیم. حقیقتاً در این ایام باید از خدای متعال طلب هدایت كنیم و فارغ از همه تحلیل ها و تلاش های جمعی كه انجام می دهیم، از پیشگاه حضرت باری تعالی بخواهیم ما را به راهی كه صلاح ما و صلاح كشور است هدایت فرماید.
رئیس جمهوری سابق ایران پس از این مقدمه به تشریح دیدگاه خود درباره ارتباط دین با سیاست پرداخت و گفت: همانطور كه می دانید من همواره از حامیان و مدافعان حكومت سازگار با دین بوده ام و باور قلبیم این است که اسلام و تشیع می تواند با مطالبات و انتظارات روز جوامع نیز سازگار باشد، مشروط به آنكه فهم ما از آن درست باشد و از ظرفیتهای آن به درستی بهره ببریم. برخلاف آنچه این روزها با دروغ، تهمت و كینه توزی بر زبانها رانده می شود من همواره تلاش كرده ام تا از حضور دین در عرصه سیاست دفاع كنم و هنوز هم معتقدم چارچوب ها و بنیان های نظامی كه ثمره انقلاب و هدایتهای امام بود درست و راه گشا است و خطاها یا اشكالاتی كه وجود دارد ذاتی نیست و باید نسبت به رفع آن اهتمام جدی كنیم.
رئیس جمهوری ایران در ارتباط با اظهار نظرهای رایج در محافل خاص تصریح کرد: مایه تأسف فراوان است كه این روزها عده ای تمام توان و تلاش خود را به کار بسته اند تا شخصیت های برجسته و نیروهای دلسوز کشور که همواره مدافع اصول و بنیان های انقلاب بوده اند را برانداز معرفی كنند! کسانی که بهترین فرصت های کشور را که می توانست به كارآمدی و موفقیت نظام منجر شود را از دست داده اند و ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه ملی را با ندانم كاری های خود از بین برده اند و امروز به استناد اعترافاتی كه از اساس غیر قابل استناد و اتکا است قصد دارند ما را متهم كنند. البته که ما با بعضی برداشت ها از دین مخالفیم. از جمله این برداشت ها خرافه گرایی و مقابله با فهم های نو از دین است. همانطور که پیش تر هم شاهد بودیم كه در همین مملكت بسیاری از همین متولیان دین، آراء ملاصدرا را تخطئه و او را تكفیر می كردند و امروز در حوزه های علمی- فلسفی، همین آراء مهمترین مبنای كلامی و فكری دینی است و كسانی چون امام، شهید مطهری، علامه طباطبایی كه همه به آراء و دیدگاه های آنها افتخار می كنیم در نحله صدرایی شناخته می شوند.
حرف ما همواره همین بوده و هست كه در هر حال می توان به فكری بهتر و فهمی برتر رسید، آنچه مهم است این كه میزان و معیارهای ما درست برگزیده شوند والّا جامعه دینی ما از خلاقیت ها و فهم های بدیع محروم خواهد شد و دچار جزمی گرایی منفی خواهد شد.
سید محمد خاتمی سپس برخی ناطقان عرصه سیاسی امروز ایران مورد خطاب قرار داد و گفت: عده ای امروز با لیبرالیسم مخالفت می كنند، امّا در مقام مخالفت رویكرد فاشیستی و توتالیتری دارند. در غرب، آزادی خواهی بسیار زودتر و فراگیرتر از لیبرالیسم مطرح شد و اگر هم رگه های تقابل با دین را می بینیم بعد از آن تجربه هولناكی بود كه به نام دین علیه آزادی و هر اندیشه جدید مطرح شد. مطمئناً غرب در مبانی فكری خود مشكلات بزرگی دارد و ما هم نمی توانیم تسلیم و تابع آنها باشیم. چاره ای جز این نیست که خود بیاندیشیم و البته از تجربیات دیگران هم بهره مند شویم، ولی حمله به وجهی از تفكر و تجربه غربی با تكیه بر وجه بدتر و خطرناك تر آن محكوم است، بخصوص كه این گونه برخوردها عین اسلام و انقلاب هم معرفی شود.
به هر حال ما در عرصه حیات اجتماعی براساس همان جوهره دینی که در قانون اساسی هم انعکاس یافته مردم را حاكمان سرنوشت خود می شناسیم و این را امری سازگار با خداباوری می دانیم و معتقدیم كه خداوند چنین خواسته است اما متأسفانه شاهدیم که عده ای به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده های توتالیتاریسم كه آن هم ریشه ای غربی دارد، می خواهند به زور مردم را به راهی كه خود راه سعادت می دانند ببرند و این یکی از برداشتهای غلط از دین است که ما به شدت با آن مخالفیم. این افراد در انتخابات اخیر بزرگترین فرصت به وجود آمده برای نظام اسلامی و ایران عزیز را ضایع کردند. این انتخابات فرصتی را فراهم آورده بود كه جوانان و مردم ناراضی از ضعف عملكردها به صحنه بیایند و با امید به نظام و آینده انتخاب مناسب را انجام دهند، امری که می توانست بهترین فرصت ها برای بازسازی اعتماد و اتحاد جامعه حول محورهای اساسی انقلاب قلمداد شود. اما متأسفانه كج اندیشی ها موجب شد این برخوردها صورت پذیرد و ضایعاتی به وجود آید كه جبران آن بسیار دشوار و برای همگان زیان بار است. امروز هم نگرانی جدی دلسوزان نظام این است که با همان پیش داوری ها، با دانشگاه ها هم برخوردهایی بكنند كه عملاً گرایش های افراطی و ضد نظام را تقویت كند.
ما نگران افراط گرایی هایی هستیم كه زمینه را برای رادیكالیسم و عبور از همه مرزهای اعتقادی و سیاسی فراهم می آورد، به همین دلیل هم به همه دلسوزان هشدار می دهیم بیایند تا فرصت ها كاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشیم و یكبار دیگر اطمینان ایجاد كنیم كه در چارچوب همین ساختار می توان به رفع اشكالات اقدام كرد. ما باید بدون برخورد احساسی و واكنش با این افراط گرائی ها، ارتباطمان را با همه دلسوزان حفظ كنیم و كوشش كنیم اذهان را نسبت به خطرات این رفتارهای افراطی اقناع كنیم.
رئیس جمهوری سابق ایران به تمام دلسوزان نظام هشدار داد: نگرانی جدی ما از این است كه برای جبران این ضایعات، فكری اساسی نشود و نارضایتی های موجود با تداوم روش های سركوب گرانه ادامه یابد و طی ماه های آینده مشكلات و پیامدهای ناكارآمدی ها و ضعف عملكردها كه چشم انداز آن به وضوح قابل رؤیت است به شرایط موجود اضافه شود و آنگاه زمان برای تجدید نظر و اصلاح امور از دست رفته باشد. ما نگران این خطرها برای كشور، نظام و انقلاب عزیزمان كه خون های پاك بسیاری برای پیروزی و اعتلاء آن ریخته شده هستیم و به همین خاطر برای اصلاح امور فعالیت خواهیم کرد و ان شاء الله مشمول نصرت الهی خواهیم شد.
در ابتدای این دیدار تعدادی از اعضاء شورای مركزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها دغدغه ها و نگرانی های خود را بدین شرح ابراز داشتند:
- به نظر می رسد جریانی كه بر اساس توهم انقلاب مخملی، پس از انتخابات این برخوردها را به وجود آورد، در ارتباط با دانشگاه ها هم به بهانه مقابله با آشوب و براندازی، جو سنگین امنیتی را حاکم سازد و این اقدامات، زمینه را برای حذف منتقدین دلسوز و وفادار نظام به وجود آورد و عملاً میدان را برای فعال شدن نیروهای برانداز فراهم نماید. قرائن و سوابقی هم كه از وزیر جدید علوم در دست است این دغدغه را تشدید می كند.
- بعضی جریان ها ساده لوحانه فكر می كنند برای مقابله با اعتراضات دانشجویی می توانند دانشگاه ها را با بهانه هایی كه خود می آفرینند ببندند و حركت را مهار كنند، غافل از آنكه با این اقدام ممكن است انرژی اعتراض در سایر بخش های جامعه را تشدید كرده، میدان را برای افراط گری باز كنند.
- این سوء ظن ها كه در خصوص تعارض اسلام با دانش های بشری مطرح می شود ممكن است خطر حضور برداشت های متحجرانه و غیرعقلانی از دین را در مجامع دانشگاهی تشدید كند و با حذف برداشت هایی از دین كه عقلانی و سازگار با نیازهای دنیای مدرن است، زمینه نوعی دین گریزی را در محیط های دانشگاهی تقویت كنند.
- برخلاف اتهامات وارده، محافل علمی و دانشگاهی كشور اساساً هیچ گونه رویكرد مثبتی نسبت به امكان وقوع انقلاب مخملی در ایران نداشتند و اشتیاق به تقویت استقلال ملی به ویژه در ابعاد علمی و قطع وابستگی به بیگانه به صورت جزئی از هنجارهای جامعه علمی و دانشگاهی ما به ویژه طی سال های پس از پیروزی انقلاب بوده است. نگران جدی ادامه محدودیت های گسترده رسانه ای و تشدید برخوردهای امنیتی است که می تواند منجر به نوعی اقبال اضطراری به بیرون مرزها شود و اساساً موجب یأس و سرخوردگی بخشی از نخبگان و جوانان مستعد برای رشد علمی آنها شود. تشدید فضای امنیتی در دانشگاه ها و تنگ نظری های علمی و معرفتی ممكن است عاملی برای گسترش مهاجرت مغزها به حساب آید كه خسارت هنگفت مادی و معنوی آن برای كشور عظیم و عملاً در خدمت منافع بیگانگان است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:51

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

اطلاعات رسمی از بازداشتگاه مخوف كهریزك

نگهداری 170 نفر در 70 متر مربع به معنای یك پنجم سرانه بدترین زندانهای انفرادی در جهان است...باور این كه از مجموع فرماندهان و پرسنل ناجا تنها 4 نفر در جنایاتی كه طبق گزارش صداوسیما دست كم به قتل 3 تن از جوانان كشورمان منجر شده سهیم باشند،دشوار است.به ویژه آن كه نگهداری و شكنجه..

با پخش گزارش شب گذشته واحد مركزی خبر درباره بازداشتگاه كهریزك، اولین اطلاعات رسمی و واقعی درباره این بازداشتگاه مخوف منتشر شد.

به گزارش خبرنگار «آینده» بنا بر اظهار مسوول بازرسی ناجا در این گزارش، كه شب گذشته از بخش خبری بیست و سی شبكه دوم سیما پخش شد، در روز جمعه 19 تیر ماه، 145 نفر از بازداشتی ها كه در میان آنها 10 نفر دانشجو وجود داشته است، به سوله وحشتناك كهریزك كه برای نگهداری اراذل و اوباش ایجاد شده است، منتقل می شوند و در یك سوله 70 متری ، 145 نفر از بازداشتی ها و 25 نفر از اراذل و اوباش نگهداری می شوند.

نگهداری 170 نفر در 70 متر مربع به معنای سرانه حدود 4دهم متر مربع برای هر نفر است كه یك پنجم سرانه بدترین زندانهای انفرادی در جهان با مساحت 1*2 متراست.

بنا بر اظهار مسوول دادسرای نیروهای مسلح، از مسوولان بازداشتگاه كهریزك تنها 4 نفر دستگیر شده و 6 متهم دیگر هم با قرار آزاد هستند.

از 145 نفر مذكور نیز تنها 62 نفر به دادسرا مراجعه كرده اند كه از این تعداد هم تنها 50 نفذر شكایت كرده اند و بنا بر اظهار یكی از این افراد، از شكایت وحشت دارند.

پس از تعیین كمیته در استانداری نیز 118 نفر به این كمیته مراجعه كرده اند كه 65 نفر از آنها به بیمارستان معرفی شده اند و مجموعا 98 میلیون تومان به این افراد خسارت پرداخت شده است.

با وجود لزوم قدردانی از پخش گزارش مذكور كه برخلاف اكثر گزارشهای دیگر صداوسیما درباره وقایع اخیر، بخشی از دغدغه های معترضان و آسیب دیدگان را منعكس كرد، باور این كه از مجموع فرماندهان و پرسنل ناجا تنها 4 نفر در جنایاتی كه طبق گزارش صداوسیما دست كم به قتل 3 تن از جوانان كشورمان(محسن روح الامینی، محمد كامرانی و جوادی فر) منجر شده سهیم باشند، دشوار است.به ویژه آن كه نگهداری و شكنجه صدها نفر قطعا به بیش از 20 نفر پرسنل احتیاج دارد و قطعا چندین نفر از فرماندهان ناجا در سطوح استان و بالاتر دست كم در جریان موضوع بوده اند.

توجه به اظهارات دكتر روح الامینی در حضور رهبر انقلاب كه صراحتا خواستار قصاص عاملان جنایت كهریزك شد و اظهاراتش با عبارت «خیلی خوب» رهبری تایید شد، تفاوت پیگیری واقعی این جنایات را با رویه نشان داده شده در گزارش كه صرفا از سوی مسوول بازرسی به تخلف از آن یاد می شد را روشن می كند.

لینك دانلود فیلم

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

آیت‌الله بیات: شاید از فردا روز، درب‌های حرم امام را هم به روی مردم ببندند

آیت الله بیات زنجانی

یك مرجع تقلید با تاکید بر اینکه« امروز اندیشه علوی جای خود را به اندیشه مبتنی بر سوءظن، افترا و داغ بودن بازار اتهام آن هم به بهترین یاران حضرت امام(ره) داده»، گفت:« بخشی از بدنه حاکم، به دنبال حذف تفکر امام (ره) از اداره حکومت هستند.»

آیت‌الله بیات زنجانی در پاسخ به سوال كتبی ایلنا مبنی چرایی ممانعت از برگزاری مراسم شب‌های احیا در حرم حضرت امام(ره) گفت: «همه می دانند تذکراتی که تاکنون از ناحیه بزرگان و دلسوزان نظام داده شده است، از باب هشدار، یادآوری و اظهار نگرانی و دغدغه بوده تا شاید آقایان دست‌اندکار به آنها توجه شایسته بکنند و در روش‌ها و رفتارها، تجدید نظر نمایند و در برابر انحراف‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی نسبت به خط مشی ترسیم شده از سوی حضرت امام(ره) عکس العمل نشان داده و به آن برگردند و زاویه ایجاد شده با اندیشه آن بزرگوار را از این چیزی که هست، بیشتر ننمایند.»

وی افزود: «امروز با کمال تاسف نظام مبتنی بر اندیشه علوی که باید نماد رحمت و رأفت اسلامی باشد، جای خود را به اندیشه مبتنی بر سوءظن، افترا و داغ بودن بازار اتهام آن هم به بهترین یاران حضرت امام(ره) داده است.»

این مرجع تقلید خاطر نشان كرد: «ر این شکی نیست که بخشی از بدنه حاکم، به دنبال حذف تفکر امام(ره) از اداره حکومتند. تلاش‌ها برای حذف تفکّر امام خمینی از ادارۀ جامعه هم مظاهر مختلفی دارد. از جمله اینکه امروز صدای پای کسانی را می‌شنوم که به دنبال شکست اندیشۀ ایجاد حکومت اسلامی در دوران غیبت هستند؛ اندیشه‌ای که امام پرچمدار آن بود. اینها می‌خواهند چرخشی که امام در اندیشۀ سیاسی و عرفانی شیعه ایجاد کرد را از یادها ببرند و ریشه‌های آن را نابود کنند. متأسفانه اتفاقاتی که در کشور و در طول چند ماه گذشته رخ داده است، خواسته یا ناخواسته در راستای همان تفکری است که می‌خواهد جمهوری اسلامی را به هر قیمت شده به سمت تباهی بکشاند به خیال اینکه در فرج امام عصر(سلام الله علیه) تعجیل کنند.»

وی ادامه داد:«فاصله بوجود آمده در فکر و عمل برخی مسئولین با آرمان های واقعی انقلاب، نتیجه‌اش این همه هتک حرمت، بی‌انصافی و بی اخلاقی و فشارهای بدون منطق بر مردمی است که تمام وجودشان را برای بوجود آمدن این جمهوری وقف کرده‌اند. کار را به جائی رسانده‌اند که در مراسم معنوی احیاء شب های قدر نیز دخالت کرده و با اعمال فشارهای نامعقول، تولیت حرم حضرت امام(ره) را مجبور به اعلام لغو مراسم می‌کنند و چه بسا با نگاه نامناسب‌شان از فردا روز، درب‌های حرم حضرت ایشان را نیز به روی مردم ببندند. غایت این حرکات، برچیدن اندیشه‌های امام راحل(ره) و تهی کردن جمهوری اسلامی از اصول اصیل آن است.»

آیت الله بیات زنجانی در پایان تاكید كرد:«من توصیه می‌کنم که به تذکرات دلسوزان نظام و انقلاب گوش فرا دهند، جامعه را از آنچیزی که بنیانگذار جمهوری اسلامی بدنبال آن بود دور نسازند و اندکی به عاقبت این حرکات برای نظام و مردم بیندیشند.»

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:33

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

نامه سرگشاده 330 روزنامه‌نگار به دادستان جدید تهران: روزنامه‌نگاران زندانی را آزاد کنید

بیش از 330 تن از روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی در نامه‌ای سرگشاده به دادستان جدید تهران، خواستار آزادی سریع روزنامه‌نگاران زندانی شدند و تصریح کردند: متاسفانه در سال‌های اخیر رویه حاكم بر دادستانی تهران توام با بی‌اعتمادی و عدم تعامل با اصحاب رسانه و مطبوعات بوده‌ است.

متن کامل این نامه که به امضای بیش از 330 نفر از فعالان عرصه مطبوعات رسیده است، به شرح زیر است:

جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران
با سلام و احترام

رسانه‌ها و قوه قضاییه وظیفه‌ای مشترك در دیده‌بانی و حراست از حقوق شهروندان به عهده دارند و بر مبنای این مشتركات نیازمند تعامل با یكدیگر هستند. از این رو انتصاب جنابعالی به عنوان دادستان تهران فرصتی برای ما روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی فراهم آورده كه دغدغه‌ها و خواسته‌های خود را مطرح كنیم.

متاسفانه در سال‌های اخیر رویه حاكم بر دادستانی تهران توام با بی‌اعتمادی و عدم تعامل با اصحاب رسانه و مطبوعات بوده‌است. به گونه‌ای كه شاهد احكام متعدد توقیف جراید بودیم تا جایی كه بسیاری ار نشریات با استناد به قانون اقدامات تامینی مصوب 1339 و مختص مجرمین خطرناك، تعطیل شدند و ده‌ها نفر از روزنامه‌نگاران نیز كه صرفا به انجام وظیفه حرفه‌ای خود می‌پرداختند به بهانه های مختلف بازداشت شدند.

این تجربه تلخ ما را بر آن داشته كه در ابتدای قبول مسوولیت جنابعالی بار دیگر بر انتظارات و مطالبات خود از دستگاه قضایی تاكید ورزیم.

انتظار می‌رود در دوران تصدی جنابعالی، رویه جاری دادستانی تهران در ارتباط با رسانه‌ها به شكلی اساسی تغییر كند و نگاهی كه رسانه‌ها را عامل تهدید می داند جای خود را به نگاه فرصت‌ساز به رسانه‌ها و توام با پذیرش اطلاع رسانی آزاد دهد.

در فضای كنونی كشور، بازداشت تعداد كثیری از روزنامه‌نگاران فاقد هرگونه توجیه و مبنای قانونی است، بنابراین آزادی بی قید و شرط تمامی روزنامه‌نگاران در بند، اصلی‌ترین اولویت امضا كنندگان این نامه است.

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به عنوان تنها مرجع صنفی اهالی مطبوعات در ایران مدتی پیش و در آستانه برگزاری مجمع عمومی با پلمپ غیرقانونی و غیرمستند دادستانی تهران از ادامه فعالیت بازمانده است، از این رو فك پلمپ و رفع محدودیت‌ها بر سر فعالیت این نهاد صنفی دیگر خواسته اصلی ما به شمار می رود.

رویه غیرمسوولانه توقیف رسانه‌ها از طریق دادستانی تهران سالهاست كه گریبان‌گیر اصحاب جراید است و هراس دائمی از توقیف، امنیت روانی و شغلی روزنامه نگاران را شدیداً به خطر انداخته است كه در آخرین نمونه‌های آن شاهد توقیف روزنامه‌هایی چون یاس نو، صدای عدالت و اعتماد ملی بوده‌ایم. انتظار ما از دادستان جدید تهران این است كه با رفع توقیف از این رسانه‌ها، گامی در راه اعتماد سازی بردارد. هر چند كه خواست اساسی ما رفع توقیف از تمام رسانه‌هایی است كه در سالهای گذشته به دلیل نگاه سلبی بخشی از قوه قضاییه، از انتشار بازمانده‌اند.


اسامی امضا کنندگان :

آباء، شیوا . آذر، شكوفه . آذرپیك، صبا . آرام فر، نینا . آرامیان، راشل . آرش، بابایی . آزاد، سحر . آصف نخعی، فروزان . آصفی، سهیل . آقایانی، زهره . آقایی، ساسان . آقایی، سامناک . آموزگار، مریم . ابدی‌دوست، مهربانو . ابراهیم بای سلامی، ایمان . ابراهیم زاده، حمید رضا . ابراهیم زاده، فرزانه . ابراهیمی،زهرا . احمدی، محسن . احمدی، نعمت . اردلان، پروین . اسدی زیدآبادی، حسن . اسدی، مهدی . اسدی، هوشنگ . اسلامیه، سعیده . اشراقی، علیرضا . اعیار، سعید . افتخاری راد، امیرهوشنگ . افروزمنش، مهدی . اکبریانی، محمدهاشم . اكبری، مریم . امامی، پروین . امجد، نرگس . امرایی، اسدالله . امرایی، امیلی . امیرشاهی، افشین . امیرشاهی، فرنوش . امیری، نوشابه . امینی، آسیه . انصاری راد، رضا . ایرانمهر، امید . ایزدخواه، محسن . ایكدر، سولماز . بابایی، سما . باروتی، هاشم . باستانی، حسین . باقی، عماد . باقی، مریم . بختیار نژاد، پروین . بداشتی، ساناز اله . بكتاش، صدرا . بنی یعقوب، ترانه . بنی یعقوب، ژیلا . بورغنی، احمد . بورقانی، سهام . بورقانی، سهام الدین . بهاری، امیر . بهاور،عماد . بهداد، علیرضا . بهرام، رفیعی . بهرامی، بهشاد . بهزادی، بهروز . بهشتی شیرازی،سید علیرضا . بهکام، سپیده . بهكام، نگین . بهنود، مسعود . بیطرف، منصور . بیگدلی، زهرا . پاك نهاد، ایمان . پانید، فاضلیان . پوراستاد،وحید . پوررضایی، محمود . پورنجاتی، احمد . پیرنگار، رضا . تاجیک، عبدالرضا . تاجیك، مهدی . تالانی، زهرا . ترسایی، زهره . ترك تاز، آرزو . توحیدی،مرجان . توکلی، دلبر . توکلی،منوچهر . توكل، فائزه . توكلی، دلبر . تهرانی، رضا . تهرانی، فرنوش . ثمینا،رستگاری . جعفری، حمید . جعفری، محمد . جعفری، مسعود . جعفری، نوشین . جعفری،مریم . جمشیدی، ایرج . جنوبی، پیمان . جوالچی، رضا . جودكی، نرگس . جهان آرا، عادل . حسن علیپور، محمد . حسن نیا، آرش . حسنعلی زاده، فرناز . حسنی، فائزه . حسنی، مهدی . حسین خواه، مریم . حسین قره، . حسینی، ملیحه . حقی،زینب . حكمت، علی . حكمت، مهسا . حمید، سلیمانی . حیدری، حسن . حیدری، لیلا . حیدری، مسعود . حیدری،محمد . حیدری،مریم . خاتمی فر، عبدالله . خاكدامن،شیما . خاكسار، لیلا . خالقی، رویا . خامسیان،علیرضا . خردپیر، علی . خرسند، لیلی . خرسند، مریم . خسروی، الهه . خلیلی، حسین . خوارزمی، مهراوه . خورشیدفر، امیرحسین . خوشچهره،جلال . خیرآبی، ناهید . خیرخواه، مسعود . دباغ، سروش . دژم تباه،عذرا . دلیری، جواد . دوراندیش، هومان . دهقان، سعید . دهقان،علی . دیانتی زاده، محمد علی . ذاكری نیا، امیر . راهبر، آرش . رجایی، علیرضا . رجب پور، عظیم . رحم دل، سودابه . رحمتی، شبنم . رحیمی نژاد، علیرضا . رحیمی، طاهره . رخشا،رسول . رستمی، اردشیر . رستمی، نیلوفر . رسول پور، سامان . رسولی، مرضیه . رضایی، مریم . رفیع زاده، شهرام . رفیعی طالقانی، مسعود . رمضانی یگانه، بنفشه . رنجی پو،علی . روح،محمد جواد . رهبر، محمد . زادمهر،علی . زارع کهن، نفیسه . زارعی قنواتی، اردشیر . زارعی،محمد . زرگر، عباس . زعیم زاده، مهدی . زهدی، محمدرضا . سام گیس، بنفشه . سامناک آقایی . سپاسدار، محمد . سخنور،حسین . سراب پور، سونیتا . سرمدی، پرستو . سعادت، آیدا . سعدی، شیرین . سعیدی، حمید . سفیری، مسعود . سلامی، علی . سلامی، لادن . سلطان آبادی، محمود . سلطانی، كامبیز . سیگارچی، آرش . شجاعیان، رضا . شرفی، مینا . شریف، سولماز . شعردوست، صبا . شمس الواعظین، ماشاالله . شمس مستوفی، شهریار . شمس، سعید . شهبازی، آرزو . شهرابی، شیما . شهنی، مینا . شهیدی، شادی . شیرافكن، آمنه . شیرزاد، محمد . شیرزادی، علی . صادقیان، آرش . صالح آبادی، حامد . صالحی،علی . صراف، صبا . صرافی، حسین . صمدبیگی،بهروز . صمیمی، محمد باقر . طباطبایی، ریحانه . طباطبایی، مرجان سادات . طریقی، نوشین . طلوعی، سحر . طهرانی، فرزانه . طهماسبی،عباس . ظهیری، نسرین . عابدی، احسان . عباسقلی زاده،محبوبه . عبداللهی، عشرت . عبدی، عباس . عدلی، محمد . عطیف، فرانک . علم الهدی، امین . علوی تبار، علیرضا . علوی، اسماعیل . علی اسلام، مینا . علی اصغر، سید‌آبادی . علیجانی، رضا . علیخانی، ارشاد . علیزاده، امیر . علینژاد، مسیح . غایب، فریده . غفاری شیما . غفاریان، متین . غنی، مهدی . غیبی، رضا . فاضل، ترکمن . فخریان، مانلی . فراهانی، الهه . فراهانی، عذرا . فرهاد پور، لیلی . فرهادیان، سروش . فرهادیان، سلیمان . فرهنگی، شهرام . فغفوری، پرویز . فغفوری، گیسو . قائدی، محمد . قاضی، فرشته . قاضی، هلیا . قربانپور، فرشاد . قزوینی، حمید . قلی پور،علی . قنبرپور، سینا . کاظمیان، مرتضی . کلینی، نیکو . كاظمی، امیرموسی . كاكایی، پریسا . كلهری، زهرا . گرانپایه، بهروز . گلابی، جعفر . گودرزی،كوهیار . لطفی، لیلا . لقایی، ساقی . لنگرودی، احمد زاهدی . لواسانی، مسعود . مازندرانی، احسان . مافی، حمید . متقی، امیرحسین . مجمع،علیرضا . محبعلی، نیلوفر . محبی، بهاره . محجوب،نلی . محجوب،نیکی . محدث، امید . محسنی، مهدی . محمد پور، ناهید . محمد حسین،آزاده . محمدی، سلیمان . محمدی، حسن . محمدی، داوود . محمدی، روشنك . محمودی، سام . محمودیان، مهدی . مختاباد، ابوالحسن . مختاری، آزاده . مدنی، سعید . مرادی، سمیرا . مرجان، لقایی . مزروعی، حنیف . مزروعی، علی . مژده، میمنت . مسعودی نیا،علی . مظاهری، ریحانه . معتمدی، ابوذر . معماریان، امید . مفیدی، بدرالسادات . مقیسه، محمد رضا . ملکی، رویا . ملیحی، علی . منتظری، آرمین . منصوریان، نیلوفر . موسوی خلخالی، علی . موسوی، الهه . مولوی،علی . مومنی، مینو . مومیوند، بی‍ژن . مهتری، ابراهیم . مهدوی، مریم . مهرابی، احسان . مهرانی، بهزاد . مهرجو، بهراد . مهرداد، سرجویی . مهرگان، كیوان . میر، مسعود . میرابراهیمی، روزبه . میرزاده، حمیدرضا . میرزایی، شهاب . میرزایی، مریم . میرعلیرضا ، طجوزی . میرفتاحی، فخری سادات . میری، مسعود . میلاد، بهشتی . میلانی، محمد . نادم، رضا . ناصری، عبدالله . نجاتی، محمد حسین . نجفی، مجتبی . نخعی، امیرعباس . نراقی، مریم . نعمتی، رامین . نمازی خواه، سحر . نمکچیان، یاسین . نوایی، سعید . نوجو،شیوا . نورانی نژاد، حسین . نوروزی، کامبیز . نوروزی، محمد . نوروزیان، مهدی . نوری،کسری . نیاكان، سهیلا . نیلی، علی . وطن خواه، خاطره . الوندی، پدرام . ویسی، منظره . هدایت، انصافعلی . هراتی، یاسر . همتی، زینب . هوشمند رضوی، مسعود . یاسری نیا، مرتضی . یحیی پور، مناف . یوسفی، حامد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:22

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

آيت الله منتظری: صريحا می‎گويند ملاک رأی يک نفر است

۱۳۸۸/۰۶/۱۵

آيت الله حسينعلی منتظری، از مراجع شيعه در قم، روز شنبه در ديدار با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، با اشاره به این گفته آیت الله خمینی که« میزان رای ملت است» گفته است: ‏الان صريحا می‎گويند ملاک رأی يک نفر است، و اين برخلاف موازين‏ ‏است .

به گزارش وب سايت آيت الله منتظری، اين مرجع شيعه از اين که در جمهوری اسلامی « نظام» معادل با يک «شخص» در نظر گرفته می شود، انتقاد کرده است.

آيت الله منتظری گفته است:«‏الان متأسفانه بعضی ها وقتی می‎گويند نظام، منظورشان يک شخص‏ ‏است؛ با اين که اين درست نيست، حفظ نظام يک واجب شخصی نيست‏ ‏بلکه مقصود اين است که نظام باشد تا دستورات اسلام اجرا شود، ولی‏ ‏الان متأسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت می‎کنند و تحت فشار از آنها‏ ‏اعترافات بی اساس می‎گيرند که اينها همه بر خلاف اسلام است» .

آيت الله منتظری، يکی از سرشناس ترين روحانيون منتقد جمهوری اسلامی،  همچنین در این دیدار از بازداشت اصلاح طلبان در جريان رويدادهای پس از انتخابات انتقاد کرده است.

آيت الله منتظری در اين زمينه گفته است:«‏ ‏خيلی از شخصيت هايی که در پيروزی انقلاب نقش داشتند و الان هم‏ ‏انقلابی اند متأسفانه در زندان هستند. اين اعتراف گيری ها همه بر خلاف‏ ‏اسلام است» .

بسياری از چهره های اصلاح طلب مانند: محمد علی ابطحی، معاون رييس جمهوری در دوران خاتمی، بهزاد نبوی، عضو شورای مرکزی مجاهدين انقلاب که به مدت هشت سال در کابينه آيت الله خامنه ای وزير بود، محسن ميردادمادی، نماينده مجلس ششم و دبيرکل جبهه مشارکت، سعيد حجاريان، عضو جبهه مشارکت، عبدااله رمضان زاده، سخنگوی دولت خاتمی، و مصطفی تاج زاده از  متهمان حاضر در دادگاه وقايع پس انتخابات هستند.

برخی از اين بازداشت شدگان به هنگام حضور در دادگاه، اظهاراتی بر خلاف مواضع قبل از زندان خود بيان کردند.

اين اظهارات بازداشت شدگان که در رسانه های نزديک به دولت از آنها با عنوان «اعترافات» ياد شده، ظرف چند هفته گذشته موج فزاينده انتقادها را بر انگيخت و مخالفان دولت، آن را «نمايشی» و سخنان مطرح شده را تحت فشار و شکنجه دانسته اند.

آيت الله منتظری هم چنين با اشاره به رويدادهای پس از انتخابات تاکيد کرده است:« ‏الان انحرافی پيش آمده که همه بايد امر به معروف و نهی از منکر کنند و‏ ‏جلوی اين انحرافات را بگيرند. بی گناهانی در زندان هستند که اين ظلم‏ ‏بزرگی است و بايد نسبت به آن بی تفاوت نباشيم.»

«حفظ نظام و دستورات اسلام»

اين مرجع شيعه در ادامه گفته است:«دستورات اسلام را زير پا می‎گذارند و می‎گويند برای حفظ‏ ‏نظام است، در حالی که امام خمينی فرمودند: ملاک رأی ملت است؛ ‏الان صريحا می‎گويند ملاک رأی يک نفر است، و اين برخلاف موازين‏ ‏است» .

هرچند آيت الله منتظری مشخص نکرده است که اين یک «نفر» چه کسی است، اما به نظر می رسد خطاب وی آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی باشد که در راس نظام سياسی ايران قرار دارد.

آيت الله خامنه ای يک روز پس از برگزاری انتخابات رياست جمهور ۲۲ خرداد سلامت اين انتخابات را تاييد کرد و در نماز جمعه ۲۹ خرداد به مخالفان هشدار داده بود که به اعتراضات خيابانی به نتیجه انتخابات پايان دهند

رهبر ايران گفته بود در صورت ادامه راهپيمايی، مسئولان سياسی مسئول عواقب آن خواهند بود.

گروه های طرفدار حقوق بشر مانند سازمان عفو بين الملل اين اظهارات آيت الله خامنه ای را نشانه «چرغ سبز» برای سرکوب خشونت آميز معترضان دانسته بود.

همزمان با انتقاد آيت الله منتظری از معادل قرار دادن «نظام» با يک «شخص»، برخی از نمايندگان مجلس می گويند: به دليل توصيه آيت الله خامنه ای مجلس به وزاری دولت دهم رای داده است.

تنها ساعاتی پس از رأی اعتماد مجلس به ۱۸ نفر از ۲۱ وزير معرفی محمود احمدی‌نژاد، محمدرضا باهنر، نايب رئيس مجلس هشتم، گفته بود که با توصيه‌های رهبری وزرای بيشتری رد صلاحيت نشدند.

آقای باهنر گفته بود: «به هر حال همه چيز به خير گذشت و پيام رهبری بود که نقش مهمی در اين زمينه ايفا کرد. در زمان شمارش آرا فضا را اين طور می‌شد ديد که اگر توصيه رهبری نبود احتمال داشت که ۸ الی ۹ نفر از وزرا رأی نياورند و اين آغاز خوبی برای دولت نبود».

نايب رئيس مجلس در ادامه آنچه  را که «تيزبينی» رهبری خواند باعث ايجاد تغيير در تحليل نمايندگان دانست.  به گفته این نماینده مجلس «تغييری» که اگر صورت نمی‌گرفت تعداد وزرای رد صلاحيت شده به مراتب بيشتر از سه نفر می‌شد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:18

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

بیانیه تکان دهنده خواهر شهیدان باکری

آینده :خواهر شهیدان مهدی و حمید باکری در واکنش به ادامه هجمه‌های محافل خاص به همسر شهید باکری بیانیه‌ای منتشر کرد.

 بخشهای از این بیانیه بدین شرح است:

بنده حقیر خواهر سه شهید هستم، در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهدات رسیدند. سی سال از عمرم را در حکومت ستم‌شاهی سپری کردم...

برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شب‌هایی که شب‌نامه و اعلامیه به خانه می‌آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانه‌های اطراف پخش کنیم به من می‌گفت: خواهر من، ‌حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بنده‌های خدا نخواهی بود. دیگر همسایه بی‌خبر از همسایه‌اش خواهد خوابید و... هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همه‌چیز و همه‌کس خود گذشتند... و امروز عده‌ای که از گذشتگان عبرت نمی‌گیرند با قدرت به آن‌ها اجازه نمی‌دهند که به خود آیند. با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هم‌وطن‌شان چه می‌کنند؟

برادران من مهدی و حمید عاشق همسران و خانواده خود بودند. وقتی حمید به خانه می‌رسید، احسان از شانه‌های پدرش پایین نمی‌آمد. هر گاه مهدی از جبهه باز می‌گشت، ‌ساعت‌ها با خواهر زاده‌های خود بازی می‌کرد. اما با وجود این علاقه آن‌ها عشقی والاتر به خدا، میهن و اسلام واقعی داشتند که تمام عشق‌ها را تحت‌الشعاع قرار داد و باعث شد آن‌ها از تمامی لذات دنیا دست بکشند...

اما در مورد همسران برادرانم جملات نامربوطی شنیده‌ام. شما اگر ذره‌ای شرم از مقام و خون شهید داشتید. امروز این بی‌حرمتی‌ها را به همسران شهدا نمی‌کردید، کسانی که تا قبل از این بی‌عدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده‌اند. چطور یک‌شبه مستحق این همه توهین شده‌اند؟ آن‌ها شب‌ها در خفا برای همسران خود گریسته‌اند تا کسی اشک‌های آنان را نبیند. تا مثل حضرت زینب محکمو استوار باشند. آن وقت شما تازه به دوران رسیده‌ها که باکری را نمی‌شناسید، می‌گویید همسرانشان دیگر باکری نیستند؟! شما که هستید که چنین حقی به خود می‌دهید؟!

من به عنوان بزرگ خانواده باکری به همسران برادرانم افتخار می‌کنم، ‌همسر مهدی با خواهش خانواده باکری با فردی که ارزش و حرمت شهید را می‌داند، ازدواج کرده است. ایشان از ابتدای ازدواجشان عکس مهدی را به دیوار خانه‌شان آویخته‌اند و با فرزندانشان در مورد عمو مهدی حرف می‌زنند و فرزندانشان از زمان تولد،‌ مهدی را به عنوان عمو و انسانی والا شناخته‌اند. آن وقت شما می‌گویید چرا اسم باکری را دارند؟!

بعد از مراسم چهلم مهدی و حمید من به عنوان بزرگ خانواده، به هر دوی آن‌ها گفتم ازدواج کنند و این چیزی جز فرمان خدا نبود. همسر حمید با داشتن دو فرزند، جوانی و همه چیزش را صرف تربیت آن‌ها کرد و خدا می‌داند چه فشارهایی را به تنهایی به جان خرید تا فرزندانی صالح تربیت کند. فرزندان پاکی که شما از تهمت زدن به آن‌ها هم ابایی ندارید. همسران برادرانم به حرمت زندگی کوتاهی که با برادر من داشته‌اند. نور چشم خانواده باکری هستند و خواهند ماند.

خوشحالیم که خانواده ما بدهی به نظام جمهوری اسلامی ندارد، نه از حکومت کمکی دریافت کرده‌ایم و نه به موقعیتی چشم داشته‌ایم، نه سهم‌خواهی کرده‌ایم و نه سهمی خواهیم خواست. من وظیفه خود می‌دانستم این نامه را برای شادی روح شهیدانم بنویسم. باشد که برای آن‌ها که آخرت را فراموش کرده و به خاطر قدرت کثیف مادی چشم به حقایق بسته‌اند، نیز تذکری باشد تا بندگی خدا بکنند و نه برده بنده خدا باشند.

زهرا باکری - خواهر شهیدان، علی، مهدی و حمید باکری

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:15

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

نزاع در جلسه خداحافظي محمد جهرمي

ايلنا: جلسه خداحافظي محمد جهرمي با وزارت كار به نزاع كشيده شد.
به گزارش خبرنگار ايلنا‏، دقايقي پيش كه محمد جهرمي در مراسم توديع خود در حال سخنراني بود فردي از وي تقاضا كرد‏، در كنار تريبون بايستد. به رغم موافقت محمد جهرمي، بلافاصله بعد از اتمام سخنراني او فرد مورد نظر مورد هجوم قرار گرفت و در مقابل چشم شيخ‌الاسلام وزير جديد كار و معاون محمود احمدي‌نژاد مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
شنيده مي‌شود اين فرد مدرس زبان‌هاي خارجي است. البته مجري برنامه خداحافظي محمد جهرمي سعي بسيار داشته است تا او را بيمار رواني معرفي كند اما تني چند از كارمندان وزارت كار اين ادعا را رد مي‌كنند.
پايان پيام
1388/6/15 - 12:29:29
کد خبر : 75639
 

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:10

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

محتشمی‌پور در واکنش به ادعاهای فرمانده سپاه: این اظهارات نشان از آن دارد که سناریونویسان كودتای مخملی به نتیجه دلخواه نرسیده‌اند

پارلمان‌نیوز: همسر سید مصطفی تاج‌زاده از وکلای همسرش خواست که از كلیه كسانی برای رسیدن به منویات غیرانسانی و غیرشرعی در طول مدت بازداشت معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات به اظهارنظرهای غیرمستدل و دادن نسبت‌های دروغ علیه او پرداخته‌اند به مراجع رسمی شکایت کنند، او همچنین به ادعاهای سرلشگر جعفری نیز واکنش نشان داد.

متن کامل یادداشت فخرالسادات محتشمی‌پور که در اختیار  پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، قرار گرفته بدین شرح است:

به نام خدا

فرمایشات جناب فرمانده سپاه برای نسل انقلاب و نسل های پس از آن بیش از پیش اهمیت تأكید حضرت امام (ره) بر عدم دخالت مداخله سپاه و نیروهای نظامی در امور سیاسی را آشكار كرد چه رسد به دخالت در امر انتخابات و اوضاع پیش و پس از آن.

باید گفت كه متأسفانه این گونه تصریحات و البته همراه با آن دیگر اقدامات غلط و خلاف قانون توسط ایشان و دیگر مسئولین كه از جایگاه حقیقی و حقوقی نهاد ارزشمند سپاه را در معرض سؤال، شبهه و ابهام و اتهام قرار می‌دهند،‌ نشانگر این است كه ظاهرا مداخلات خلاف قانون در امر سیاست، انتخابات، بازداشت‌های غیرقانونی پس از آن، و بازجویی‌های منجر به اعترافات تحت فشار و آزار شدید روحی و جسمانی بر عزیزان بازداشت شده كه جرم بزرگشان افزایش مشاركت سیاسی مردم و فعالیت در ستاد انتخاباتی نامزدهای قانونی انتخابات ریاست جمهوری دهم است، هنوز نتیجه مورد نظر سناریونویسان با ادعای كودتای مخملی را به بار نیاورده و ایشان با گیجی و سردرگمی زیاد با پخش تكراری سریال‌های تلویزیونی دادگاه‌های غیرقانونی و در كنار آن نقش آفرینی دیگر رسانه‌های دولتی و وابسته به دولت و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی برای دروغ پردازی‌ها و نقل قول‌های بی‌مبنا و غیرمستدل، سعی در اقناع هواداران منصفشان را كه هنوز بازی نخورده و توجیه نشده‌اند، دارند.

آقای فرمانده بهتر است به جای دخالت در امور سیاسی و قضایی، به وظایف و مسئولیت های خود بپردازند و بااستفاده از بركات ماه مبارك رمضان كمی هم درس اخلاق بخوانند و خودسازی بفرمایند تا بیش از این نهاد خدمتگزار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را كه مؤسسین و مؤمنین به آرمان‌هایش برای آن هزینه‌ها پرداخته‌اند از جایگاه واقعی و مأموریت‌های اصلی‌اش دور نكرده و در مقابل مردم قرار ندهند.

از رئیس محترم قوه قضائیه نیز كه به تعبیر خودشان برای اجرای عدالت و مرّ قانون این مسئولیت خطیر را پذیرفته‌اند، انتظار داریم تكلیف نهادهای غیرمسئول مداخله‌گر در امر قضا و دادرسی‌ها را هرچه زودتر روشن كرده بیش از این اجازه زیر سؤال بردن استقلال قوه قضائیه را كه از ارجمندی‌های قانون اساسی كشورمان است به ایشان ندهند.

اینجانب همچنین از وكلای همسر آزاده‌ام سید مصطفی تاجزاده، كه به شهادت دوست و دشمنان منصف همه عمر خود را وقف پاسداری از نظام و انقلاب كرده و لحظه‌ای منافع فردی و خانوادگی را بر منافع ملی رجحان و اولویت نداده است و هم از این رو خارچشم دشمنان انقلاب و نامحرمان و نااهلان مدّ‌نظر امام بوده و هست، تقاضا دارم از كلیه كسانی كه در دوران بازداشت غیرقانونی همسرم كوچكترین صحبت و اظهارنظر غیرمستدل كه مصداق تشویش اذهان عمومی و تضییع حق ایشان است، داشته‌اند به مراجع رسمی شكایت كنند تا اسارت این فرزند انقلاب در اوج عزت و سرفرازی و عدم امكان دفاعش از حقوق اولیه و بدیهی خود، انسان‌های فرومایه و بی‌مقدار را در بردن نام او بدون حفظ حرمت و شأن و جایگاهش و دست اندازی به حقوق انسانی‌اش و دادن نسبت های دروغ و تلاش برای ملكوك كردن شخصیت والای او برای رسیدن به منویات غیرانسانی و غیرشرعی‌شان بیش از این حریص ننماید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:5

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

كروبی در قزوين: تا عزاييل نيايد به راهم ادامه می دهم

مهدی کروبی دبير كل حزب اعتماد ملي و نامزد معترض به نتيجه انتخابات گفت: تازماني كه حضرت عزرائيل به سراغم نيايد به راه خود ادامه مي دهم.

به گزارش گروه سياسي«فردا» مهدي كروبي در مراسم افطاري سيد ناصر قوامي رئيس كميسيون قضايي مجلس ششم و رئيس ستاد انتخاباتي خود در استان قزوين بر ادامه راه خود در راستاي اهداف و آرمان هاي انقلاب و شهدا تاكيد كرد و افزود: بنا دارم تا زماني كه حيات داشته باشم و حضرت عزاييل به سرغم نيايد حتي يك لحظه هم آرمان ها و اهداف جمهوري اسلامي و شهدا را رها نكنم.

دبير كل حزب اعتماد ملي در اين مراسم كه شب گذشته در قزوين برگزار شد، ضمن اظهار تاثر از حواشی بعد از انتخابات، گفت: متاسفانه برخي فعل و انفعالات در سرنوشت اين انتخابات تاثير گذاشت.

وي با بيان اينكه فضاي انتخابات براي همه مردم و متاسفانه براي دنيا نمايان است، اظهار داشت: به خطر افتادن جهوريت نظام مهمترين عامل نگراني از انتخابات است؛ با توجه به اينكه اسلاميت و جمهوريت از هم ناگسستني هستند براي سرنوشت اسلام هم نگران هستيم.

كروبي با بيان اينكه اسلام در اين كشور ريشه دار است، اظهار داشت: نگران اين هستيم كه جمهوريت از نظر محتوايي به مرور حذف شده و تنها يك چيز سوري و ظاهري از آن باقي بماند.

وي تاكيد كرد: البته وجود نگراني بدين معنا نيست كه مايوس و خانه نشين شويم؛ ضمن داشتن دغدغه نبايد وظيفه و مسئوليت را از گردن خود ساقط كنيم.

دبير كل حزب اعتماد ملي با اشاره به اينكه جامعه ما بسيار بالغ است و از نظر سياسي مسائل را به خوبي متوجه شده و درك مي كند، افزود: مردم براي اقداماتي كه در چارچوب قوانين اسلام باشد، كاملا آماده هستند.

وي با بيان اينكه بايد با تدبير، دور انديشي و با حساب و كتاب، كارهاي خود را به طور قاطع پيش ببريم، گفت: در اين راه مشكلاتي هم وجود دارد كه بايد آن را پشت سر گذاريم؛ نعمتي كه بدون رنج و زحمت بدست بيايد چندان ارزش ندارد و زود هم به باد مي رود.

كروبي تصميم گيري ها را منوط به شرايط زماني دانست و ادامه داد: نمي توانيم بگوييم يك ساعت ديگر چگونه برخورد مي كنيم بنابراين با عزم مسلم و تفكر صحيح جلو مي رويم.

او با بيان اينكه نبايد هياهو كنيم و در عين حال هم نبايد خاكروي قضايا بريزيم و آنها را ناديده بگيريم، گفت: بايد آسيب شناسي كرده و مقصر را پيدا كنيم. بايد معلوم شود چرا و از كجا خورده ايم.

نامزد معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوري، به توقيف روزنامه و سايت حزب خود اشاره و عنوان كرد: مطبوعاتي ها نگران نباشند؛ يك روزنامه تعطيل شد، يك روزنامه ديگر؛ ولايت نشه امامت مي شه.

دبير كل حزب اعتماد ملي خطاب به برخي مسئولان، ادامه داد: فيلتر مي كنيد، فيلتر شكن هست! هرچه محدوديت قائل شويد فرزندان باهوش سرزمينمان مي دانند چكار كنند. 

وي تاكيد كرد: محدوديت ضربه مي زند ولي اين ضربه محدوديت كاري ايجاد نمي كند؛ اين روزها سايت ها فراوان است و مخابره خبر ممكن.

كروبي همچنين در خلال سخنان خود به مزاح گفت: با اين موبايل هايي كه از من فيلم مي گيريد تن و بدنم مي لرزد كه نكند اشتباهي كنم و شما هم ضبط كنيد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 23:59

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

امام و صانعی ها

حسن و یوسف صانعی دو برادر اصفهانی هستند که از ابتدای عزیمت به قم در سال 1335 در زمره شاگردان خاص امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی قرار گرفتند . این دو برادر که اکنون یکی مرجع تقلید نواندیشان و تحول خواهان دینی و سیاسی شده و دیگری دور از دنیای اخبار به سر می برد از نزدیک ترین شاگردان به امام بودند . میزان ارادت یوسف صانعی به حدی است که هر گاه نام ایشان را می برد بلافاصله پسوند سلام الله علیه یا روحی له الفدا را ذکر می کند . نکته جالب اینکه این روزها این شاگردان امام به شدت از سوی کسانی که اصلا امام را درک نکرده اند مورد تهاجم قرار می گیرند . در زیر دو فراز از سخنان امام کبیر انقالاب را در خصوص این دو برادر ذکر می کنم تا میزان نزدیکی ایشان به امام و عمق رابطه دو طرفه ایشان مشخص شود .

امام خمینی در خصوص آیت الله یوسف صانعی می فرماید :

« من آقای صانعی را مثل یک فرزند بزرگ کرده ام . این آقای صانعی وقتی که سالهای طولانی در مباحثاتی که ما داشتیم تشریف می آوردند ، ایشان بالخصوص می آمدند با من صحبت می کردند و من حظ می بردم از معلومات ایشان و ایشان یک نفر آدم برجسته ای در بین روحانیون و یک مرد عالمی است . »

امام خمینی در خصوص آیت الله شیخ حسن صانعی جملاتی عاطفی تر دارد که خواندن این جملات عمق علاقه ایشان را نشان می دهد امام می فرماید :

« نمی دانم از کجای آشنایی ام با تو بنویسم . تو یکی از قدیمی ترین افرادی هستی که در کنار من بوده ای . هنوز سبزه ای به رخسار نداشتی که صمیمی ات یافتم . سالها قبل از شروع مبارزات پانزدهم خرداد . تو سرباز گمنام این انقلابی و خودت می دانی که هیچ چیز بهتر از گمنامی نیست . تو فردی هستی که از گذشته های دور خاطرات تلخ و شیرین کبارزات را با خود دارد . زیرکی و کم حرف ، دانایی و محتاط ، در گرداب مبارزات همیشه دلسوخته بوده ای . کینه ات را نسبت به شاه در کمتر کسی دیده بودم . در بحران ها و فشارها هیچ وقت نسبت به من تردید نداشتی گرچه گاهی خسته شدی و افسرده . در کوران فشار دستگاه شاه ، تو که مسئول اداره شهریه طلاب بودی وقتی در محاصره دشمن قرار می گرفتی برای اینکه هیچ گونه اطلاعی به دشمن ندهی کم نبود مواقعی که قبوض رسید پولهای اخیار را در پانزده سال مبارزه چون غذایی گوارا می خوردی ، پاداشت عندالله نیز گوارایت باد . استعدادت ، لطافت روحت ، صداقتت چیزی نیست که فراموشم شود . تندخویی و عاقل و از خدا می خواهم عقلت را به تند خویی ات پیروز کند . من کاملا به تو اطمینان دارم لذا وکیل من می باشی در تمام امور شرعی . این چند سطر را نوشتم تا کمی از بسیار حقی که به گردن من و انقالاب داری را ادا کرده باشم . خداوند یار و نگهدارت باد . »

خوب این جملات ، جملات امام بود . کاش خود امام امروز بود و می دید چه بر سر نزدیکانش آمده و چگونه افراد مورد اطمینانش گوشه نشین اند و مورد هجمه .   

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 23:3

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

میرحسین موسوی با حمزه غالبی دیدار کرد

میرحسین موسوی، دیروز بعدازظهر با حمزه غالبی دیدار کرد. در این دیدار دوستانه، میرحسین موسوی مقاومت‌های جوانان مبارزی چون حمزه غالبی را چو بارقه امیدی در دل ایرانیان وطن‌دوست دانست و ایستادگی این جوان برومند را که حتی حاضر نشد یک کلمه بر علیه موسوی و یارانش سخن بگوید را ستود.

گفتنی است حمزه غالبی بعدازظهر دیروز بعد از تحمل ۷۰ روز زندان که ۶۴ روز آن در انفرادی گذشت، آزاد شد. وی چند روز پس از برگزاری راهپیمایی 25خرداد همراه چند تن دیگر از اعضای جوانان ستاد مهندس موسوی بازداشت شد. در حالی که حکم آزادی وی به قید وثیقه صادر شده بود، پس از ممانعت از آزادی و در شرایطی که هیچ اتهامی علیه وی در کیفرخواست صادره از سوی دادستان تهران وجود نداشت، به چهارمین دادگاه اصلاح‌طلبان آورده شد.

در این دیدار که همزمان با حضور جمعی از فعالان ستادهای انتخاباتی، خانواده برخی زندانیان و همچنین دوستان حمزه غالبی که برای دیدار با وی به منزلش آمده بودند برگزار شد، جمع حاضر نیز که از حضور مهندس موسوی غافلگیر شده بودند، با صلوات‌های مکرر از وی استقبال و ابراز احساسات کردند. مهندس موسوی نیز دوستی و آشنایی با افراد پاک، مومن و صادقی همچون غالبی را افتخارآمیز خواند و ابراز امیدواری کرد که دیگر بازدشت‌شدگان بعد از انتخابات  نیز در روزهای آینده آزاد شوند.

غالبی در این دیدار از روحیه خوب تاج زاده، عرب‌سرخی و جلایی‌پور در دادگاه چهارم اشاره کرد و از شوخی‌های تاج زاده در فضای سنگین این دادگاه خبر داد. همچنین از فشارهای موجود در بند 2-الف زندان اوین و فضای غیر واقعی خبری که برای وی ایجاد کرده بودند، سخن گفت.


 

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:12

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

عضو کمیته ویژه سخنان احمدی نژاد را تکذیب کرد

نمی دانم منظور رئیس جمهور از بیان چنین جمله ای چه بوده ، اما کمیته ویژه به برخی از تخلفات بازداشتگاه کهریزک رسیدگی کرده و گزارش آن را هم ارائه نموده که قرار براین شد با خاطیان این بازداشتگاه که عده ای از قضات هم جزء آنان هستند برخورد انتظامی صورت گیرد به گونه ای که دادگاهی هم در این خصوص برایشان تشکیل خواهد شد.
رئیس کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات با بیان اینکه صحت وسقم نفوذی دشمن بودن مجرمان حوادث کهریزک تاکنون برای ما احراز نشده است، اعلام کرد که طبق اطلاعات این کمیته طی 6 ماه گذشته تنها 18 جنازه در تهران مجهول الهویه باقی مانده اند.

پرویز سروری در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره برنامه دیدار کمیته ویژه پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث اخیرمجلس با سعید حجاریان که در هفته های اخیر چندین بار به تعویق افتاده است، اظهار داشت: به دلیل مشغله نمایندگان مجلس در خصوص دادن رای اعتماد به وزیران پیشنهادی دولت دهم فعلا، کمیته ویژه مجلس دیداربا سعید حجاریان را در دستور کار ندارد.

سخنگوی کمیته ویژه پیگیری حوادث پس از انتخابات در شورای عالی امنیت ملی درباره اظهارات اخیر رئیس جمهور مبنی بر اینکه مجرمان وقایع رخ داده در کهریزک از عوامل نفوذی دشمن و عوامل برانداز نظام بودند، عنوان کرد: نمی دانم منظور رئیس جمهور از بیان چنین جمله ای چه بوده ، اما کمیته ویژه به برخی از تخلفات بازداشتگاه کهریزک رسیدگی کرده و گزارش آن را هم ارائه نموده که قرار براین شد با خاطیان این بازداشتگاه که عده ای از قضات هم جزء آنان هستند برخورد انتظامی صورت گیرد به گونه ای که دادگاهی هم در این خصوص برایشان تشکیل خواهد شد.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: اگر منظور احمدی نژاد این است که افرادی که در کهریزک بودند در راستای خواسته دشمنان حرکت کرده اند، این موضوع درست است ولی اینکه افرادی که در بازداشتگاه کهریزک کار می کرده اند جزء عوامل نفوذی دشمن هستند، هنوز به صحت وسقم این موضوع نرسیده ایم.

وی تصریح کرد: متاسفانه درمسئله کهریزک برای نظام جوسازی شد به گونه ای که چهره پاک نظام را مخدوش کرد.

رئیس کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات درباره بررسی های این کمیته درباره مسئله دفن جنازه های مجهول الهویه در قطعه 302 بهشت زهرا نیز گفت: یک روال طبیعی در دفن اجساد مجهول الهویه در بهشت زهرا وجود دارد به این ترتیب که افرادی را که در اثر اعتیاد یا تصادف کشته شده اند ، در سطح شهر تهران جمع آوری می کنند و به سردخانه پزشک قانونی انتقال می دهند تا طی زمان مشخصی خانواده و بستگان این افراد به سراغ آنان آمده و جسد مربوطه را شناسایی کنند که اگر این افراد مورد شناسایی قرار نگرفتند ، با طی روندی اداری در بهشت زهرا به خاک سپرده می شوند.

سروری در این زمینه تاکید کرد: طبق اطلاعاتی که تاکنون به دست ما رسیده است طی 6 ماه گذشته 45 جنازه مجهول الهویه وجود داشته که از این تعداد 27 نفر از آنان شناسایی شده اند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:8

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

با استناد به تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری
 

پارلمان‌نیوز: دبیرکل فراکسیون خط امام(ره) مجلس در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه که رونوشتی از آن برای  رئیس صدا و سیما جهت توقف پخش دادگاه‌های غیرقانونی و غیرشرعی نیز ارسال شده، با تاکید بر تخلف صدا و سیما بر طبق تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری، در پخش این دادگاه‌ها، تاکید کرد:«شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه‌هایی نظیر كهریزک بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و امید است ترتیبی اتخاذ شود تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن کامل این نامه بدین شرح است:

حضرت آیت‌اله لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه

سلام علیكم

با عرض تبریك انتصاب حضرتعالی در مسئولیت قضائی نظام اسلامی و آرزوی توفیق در اجرای این تكالیف خطیر، درخصوص حوادث و وقایع اخیر نكاتی را به استحضار می‌رساند. امید است طلیعه حضور شما در این مسئولیت بزرگ احقاق حق باشد.

همانگونه كه استحضار دارید یكی از مسائل تلخ حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری مسأله فاجعه بار هتك حرمت و رفتارهای زشت بعضی از مأموران با بازداشت شدگان است كه نقض آشكار اصول متعدد در قانون اساسی و حقوق انسانی است كه اگر با اطلاع و موافقت مقامات مافوق بوده جسارت و قانون ستیزی آن مضاعف بوده و اگر بدون موافقت مقامات مافوق بوده موجب تأسف و شرمساری است كه در بازداشتگاه‌های رسمی كشور چنین اتفاقاتی رخ دهد.

اخیراً جناب آقای احمدی نژاد عاملان اقدامات زشت بازداشتگاه‌ها و كوی دانشگاه را افراد نفوذی و برانداز اعلام نموده‌اند كه بر ابهامات قضیه افزوده است. اكنون كه دادگاه متهمان سیاسی (با وضعی ابهام‌آمیز) در غیاب وكلای انتخابی آنان بصورت علنی و جهت دار برگزار می‌شود و همه رسانه ها آن را پوشش داده و رسانه ملی با نقض آشكار قانون قبل از اثبات هرگونه اتهام و صدور حكم اقدام به پخش سراسری جلسات محاكمه نموده و حتی عناوین جعلی جرائمی را تبلیغ نموده و به متهمان نسبت می‌دهد كه در نظام قانون‌گذاری ایران وجود ندارد (همانند متهمان كودتای مخملی)؛ توجه حضرتعالی را به تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری معطوف می‌نماید كه مقرر می‌دارد: «منظور از علنی بودن محاكمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانه‌ها می توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مكتوب تهیه كرده و بدون ذكر نام یا مشخصاتی كه معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاكی و متشكی عنه باشد منتشر نماید. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حكم افتراء است»

بنابراین اقدامات صداوسیما نقض و تخلف آشكار مفاد این قانون بوده و قابل تعقیب كیفری است كه از حضرتعالی تقاضای رسیدگی دارد.

علی ایحال از آنجا كه عدالت در قضا اقتضای مساوات در رسیدگی به جرائم را دارد و شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه هایی نظیر كهریزك بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و از آنجا كه حضرتعالی مرجع شهروندان در رسیدگی به تظلمات از حقوق آنان هستید امید است ترتیبی اتخاذ فرمائید تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود. پیشاپیش از بذل توجه حضرتعالی در حفظ حقوق شهروندان تقدیر و تشكر می نماید.

باتشكر و احترام

محمدرضا تابش

دبیركل فراكسیون خط امام (ره)  مجلس شورای اسلامی

رونوشت:

- جناب آقای دكتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جهت استحضار
جناب آقای مهندس ضرغامی ریاست محترم  سازمان صدا و سیما جهت استحضار و صدور دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی
جناب آقای  نوباوه وطن عضو محترم شورای نظارت بر صدا و سیما جهت استحضار و دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی
جناب آقای دكتر علی مطهری عضو محترم شورای نظارت بر صدا و سیما جهت استحضار و دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی


تاریخ انتشار: ١١ شهريور ١٣٨٨
ساعت: ١٨:٢١

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 23:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حذف دلبستگان به انقلاب، بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی

به صراحت تأکید می کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می شود بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض اند.

اعضاء شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با سید محمد خاتمی دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار اعضاء شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر لزوم تلاش همگانی برای حفظ ارزشها و موازین انقلاب در عین پای بندی به راه روشن حضرت امام (ره) و توجه به مصلحت کشور تأکید نموده، تداوم ارتباط با مراجع عظام، دانشمندان و نخبگان جامعه و تعامل با مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه را لازمه حیات تشکلهای اصلاح طلب دانستند و در عین حال از محاکمه های فرمایشی که بر خلاف موازین انجام گرفته اظهار نگرانی کردند.
پی گیری جنایت هایی که در جریان انتخابات و بعد از آن صورت گرفته، به ویژه فجایعی که در بازداشتگاه هایی چون کهریزک رخ داده نکته دیگری بود که اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات خواستار آن شدند و تسامح نسبت به آن را لطمه ای جبران ناپذیر نسبت به نظام و کشور دانستند.
حاضرین در این دیدار به اتفاق خواستار پیگیری مستمر مطالبات مردم شده و نسبت به جریانی که در صدد است با برخوردهای غیرمنطقی و بعضا حذفی، نیروهای متعهد و البته معترض را از صحنه جامعه و بخصوص دانشگاهها کنار بگذارد اعلام خطر کرده و تصریح کردند این خطا می تواند ابتکار عمل را در اختیار بیگانگان قرار دهد.
پس از این سخنان سید محمد خاتمی ضمن تشکر از عزیزان و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان و ستایش تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات افزود: لازم می دانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاح طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند. آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قوی تر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.
انقلاب اسلامی ایران یکی از مهم ترین فرازهای تاریخی ایران زمین و مایه افتخار ایرانیان است. حرکتی مردمی برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پای بندی به موازین دینی با هدایت یک رهبر بزرگ.
آنچه موجب می شود اصلاح طلبان قوی تر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بی اعتقاد به انقلاب و راه امام و یا افرادی که از انقلاب پشیمان اند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاب برآمده اند؛ اگرچه در ظاهر خود را انقلابی می خوانند.
جمهوری اسلامی در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادی خواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار، در کنار ارزشهای اسلامی به سرعت نگاهها را به خود معطوف ساخت و آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را نشانه گرفته است.
امروز باید مصمم تر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاح طلبی یعنی "تغییر" پای فشرد. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانون اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است. مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی خود و عدالت و کرامت انسانی و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن به اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟
تمامی آنچه امروز نظاره گر آن هستیم انگیزه ای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواسته های به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهت گیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموخته ایم.
امروز هم سخن ما این است: شائبه بی اثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهم ترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام باید به سرعت ترمیم شود. اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند حرکت می کند.
بی اعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیان های هنگفتی را متوجه نظام ساخت. دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد؛ اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی زیان بار و پرهزینه برای نظام بود.
از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه های اجتماعی کشور بوده است. آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بی اعتنا به رأی مردم و حتی بی اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می شود؟
تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی دستگاهها و تریبونهایی که دراختیار حکومت قرار دارند بر علیه چهره های محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصارطلبانه صورت می گیرد.
آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاه های کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریانهای مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده. حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه به اتفاق روند بازداشت ها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانواده ها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه ها را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال برده اند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چاره اندیشی باشد.
جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهره های خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روشها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حمله ای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفته اند.
تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عده ای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان می شوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی متهم به خیانت در امانت اند. مگر همین ها نبودند که با گستاخی تمام، مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟ و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.
در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخورد ها شدم و اینکه جلو اهانت ها، دستگیری ها و نگهداری های غیر قانونی متهمان و برگزاری دادگاههای ناسازگار با موازین را بگیرند و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسؤولیتشان که به اعتقاد من می توانستند بسیار پرشکوه تر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.
حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس جدید قوه قضائیه است: جلوگیری از سم پاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه و خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات. نمی توان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود.
از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاههای علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کننده ای است که همگان شاهد آن بوده اند؛ به رگبار بستن مردم در خیابانها، دستگیریهای خلاف قانون، بازداشتگاههای غیر استاندارد؛ جنایات مسلمی که مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمه های سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومی شده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟!
متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد و رسالت اصلاح طلبان و تمامی خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینه ای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینه ای دریغ نخواهیم کرد تا ان شاء الله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد.
به صراحت تأکید می کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می شود بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض اند.
همواره سخن ما در مجامع بین المللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزشهای انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ایران بود در مقابل سایر جریانهایی متحجر؛ افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود. اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشته اند؟
ما باید علی رغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاح طلبان و عقلای منصف از صحنه وارد می شود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینه ها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم
ان شاء الله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پای بندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 0:52

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

در جمع اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی

کروبی: با توقیف روزنامه و فیلتر سایت، ما متوقف نمی‏شویم/ روز قدس بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید

پارلمان‌نیوز: دبیرکل حزب اعتمادملی گفت:«در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می‏شوید که مردم از چه فکر و اندیشه‏ای حمایت می‏کنند، زیرا مردم خودشان می‏فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می‏کنند. این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می‏شود نشان‏دهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می‏کنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه می‏دهیم.»

به گزارش پایگاه خبری سحام‏نیوز، مهدی کروبی در جلسه شورای مرکزی حزب اعتمادملی که عصر شنبه برگزار شد گفت: «اکنون در شرایط خاصی قرار داریم ولی باید در این شرایط نیز کار تشکیلاتی و حزبی را با جدیت ادامه دهیم و در این راستا باید به برنامه‏ریزی بپردازیم.»

وی با تاکید بر اینکه حوادثی که روی داده نباید منجر به سرخوردگی و انفعال شود، اظهار داشت:«نباید حوادثی که روی داده موجب انفعال شود بلکه باید نشان دهید که مصمم هستید و از میدان بیرون نمی‏روید. بنابراین غم توقیف روزنامه و سایت را نخورید بلکه نشان دهید که با اراده به راه خود ادامه می‏دهید. تقسیم رای که در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صورت گرفت پیامی داشت، مبنی بر اینکه بگویند شما جایگاهی ندارید، ولی بنده بدون توجه به این مسائل با قاطعیت به راه خودم ادامه دادم و ما باید در میدان حضور داشته باشیم و نشان دهیم که زنده هستیم.»

دبیرکل حزب اعتمادملی تصریح کرد: «باید در این دوران سخت، پایمردی و ایستادگی کنیم و این روزهای سخت هم به زودی می‏گذرد.»

وی سپس با ابراز تاسف نسبت به برخوردهایی که صورت گرفت افزود: «متاسفانه با این شیوه برخوردی که در پیش گرفته شده‏است به سمت یک چاه ویل حرکت می‏کنند و هیچ کس نمی‏داند که سرانجام به کجا خواهیم رسید. هرچه فکر می‏کنیم نمی‏توانیم به تحلیل درستی از اتفاقی که افتاده است برسیم و سرنوشت مشخص نیست ولی من امیدوارم که هر چه است به منافع ملی کشور ضربه‏ای وارد نشود.»

کروبی با اشاره به شرایطی که اصلاح‏طلبان در آن قرار گرفته‏اند افزود:«اکنون امکاناتمان بسیار محدود است و اینطور تحت فشار هستیم، بسیاری از کسانی که دانشگاهی بودند و یا فعالان سیاسی که از ما حمایت کردند هم تحت فشار قرار دارند و در شرایط سختی قرار داریم ولی باید ایستادگی کنیم تا از این هم عبور کنیم.»

کروبی با اشاره به هجمه‌ای که به وی به علت نگارش نامه‏ای به هاشمی رفسنجانی شد گفت:«من هیچ‏گاه بدون سند حرف نمی‏زنم و هرگاه حرفی زده‏ام تا آخر پای آن ایستاده‏ام و تا جایی که بتوانم از حقوق مردم دفاع می‏کنم.»

وی با اشاره به دادگاه‏های نمایشی که برای فعالان سیاسی برگزار می‏شود گفت:«در این جلساتی که برگزار شد، این چهره‏ها می‏گویند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجی‏ها در حوادث پس از آن دخالت داشتند. من نمی‏دانم که این حرف‏ها در چه شرایطی مطرح می‏شود، ولی من می‏خواهم این را بگویم که وقتی فردی از درون زندان و در شرایط خاص می‏گوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد.»

وی خطاب به مسئولان گفت:«شما که مدام می‏گویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار می‏کنند، پس دیگر ترس شما از چیست. اگر شما به گفته‏های خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامه‏ای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال های خود را برای اینکه تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آن‏گاه از طرف ما هم دو نفر می‏آیند و استدلال‏های خود را مطرح می‏کنند. شما که معتقدید مردم خود می‏فهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد.»

مهدی کروبی سپس اظهار داشت:«شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می‏شوید که مردم از چه فکر و اندیشه‏ای حمایت می‏کنند، زیرا مردم به قول شما خودشان می‏فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می‏کنند. این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می‏شود نشان‏دهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می‏کنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه می‏دهیم.»

وی در نهایت خطاب به اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی گفت:«به مانند همیشه این روزهای سخت نیز می‏گذرد و دوباره روزنامه و سایت هم فعال خواهند شد. بنابراین شما باید با اراده و مصمم به راه خود ادامه دهید و با برنامه‏ریزی با جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود بپردازید.»

تاریخ انتشار: ٨ شهريور ١٣٨٨
ساعت: ١٥:٣٣

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 23:57

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

ردپای روحانی آیت‌الله شده در پیشنهاد 20 میلیارد تومانی وزیر پیشنهادی به نمایندگان

بر اساس این اسناد، پس از مذاکرات حضوری میان نیکزادو ابراهیمی،معاون نیکزاد طی نامه‌ای رسمی به ابراهیمی، ضمن ارتقاء وی به عنوان آیت‌اللهی،پرداخت20میلیاردتومان رادر آستانه رأی اعتمادمطرح می‌کند.
در اسناد به دست آمده، نام حجت‌الاسلام ابراهیمی نماینده بیرجند و رئیس مرکز امور رسیدگی به مساجد، در پیشنهاد 20 میلیارد تومانی نیکزاد، گزینه پیشنهادی برای وزارت مسکن به نمایندگان مجلس شد رأی اسلامی در آستانه رأی اعتماد دیده می‌شود.

به گزارش خبرنگار «آینده»، بر اساس این اسناد، پس از مذاکرات حضوری میان نیکزاد و ابراهیمی، معاون نیکزاد طی نامه‌ای رسمی به ابراهیمی، ضمن ارتقاء وی به عنوان آیت‌اللهی، موضوع پرداخت 20 میلیارد تومان جهت تجهیز مساجد روستاها را در آستانه رأی اعتماد مطرح می‌کند.

ابراهیمی نیز در راستای توافق به عمل آمده با نیکزاد، طی نامه‌ای رسمی به نمایندگان، به همراه فهرست استان‌ها و مقدار پول در نظر گرفته شده که با نظر نمایندگان استان طرح شود، این پیشنهاد را به مجلس ارائه می‌کند.

گرچه به نظر می‌رسد این شیوه برای جلوگیری از اعتراضات احتمالی و رسوایی به وجود آمده در پرداخت‌ چک‌های 5 میلیون تومانی در ماجرای استیضاح کردان به نمایندگان به کار گرفته شده، اما این سؤال مطرح است که اگر قرار است مبلغ فوق با تشخیص نمایندگان هزینه شود، چه ارتباطی با رئیس مرکز امور مساجد دارد و چرا باید بعد از تخصیص به مساجد با وی هماهنگ شود و اگر قرار است مرکز رسیدگی به امور به مساجد این پول را تخصیص دهد چرا این مرکز نظر نمایندگان را جویا می‌شود؟ ظاهراً جناب ابراهیمی با حفظ سمت وظیفه معاونت پارلمانی وزارت مسکن آینده را هم ایفا می‌کند.








نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 22:58

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

وقتی بنگاه خبرپراکنی حامی کودتا، خود پرده از رفتار مهرورزانه(!) برمی‏دارد

چه بر حجاریان گذشته است؟

"خبرگزاری فارس، با چاپ عکس سعيد حجاريان کمک کرده که نمونه‌ی واقعی عارضه‌ی تورت را ببينيم. خودتان لب‌ پايینی حجاريان را ببينيد که از شدت فشار دندان‌های بالايی، به چه حالتی در آمده است."


نویسنده وبلاگ آزادنویس، در یادداشتی آورده است:

انصافا خبرگزاری فارس خيلی حق به گردن علوم پزشکی دارد. حالا يک نمونه‌ خيلی جالبش را می‌نويسم که بينيد.

يک عارضه‌ای وجود دارد که اگر کسی در کودکی به آن دچار بشود، معمولا پس‏زمينه‌ی ژنتيکی دارد. ولی اگر کسی در بزرگسالی به آن دچار بشود، ناشی از فشار روانی‌ست. اسم اين عارضه Tourette است. از جمله نشانه‌هايش در کودکان اين است که کودک دچار تيک عصبی می‌شوند. البته هيچ اشکال از جنبه‌ی هوشی در کودک وجود ندارد، اما تيک عصبی يا گاهی سروصدا درآوردن با دهان جزو نشانه‌های تشخيصی عارضه هستند.

اما معروف‌ترين نشانه‌ی اين عارضه در بزرگسالان، گزيدن لب است که گاهی لب آدمی که گرفتار عارضه شده، از شدت فشار زخمی می‌شود. رفتم از توی کتاب‌های مربوط به اين عارضه، نشانه‌هايش را درآوردم که ببينيد. اين عين نوشته است:

Biting the lip, centrally or at the side, is often a sign of anxiety. Usually, this is the bottom lip (especially if the person has overhanging top teeth). This may be a habitual action and people who do this, will often repeat the move in predictable situations

This is a fairly child-like action, especially if accompanied by wide eyes and eyebrows raised in the middle and lowered at the sides, and thus may betray concern about being told off or otherwise being censured in the manner of a child

اگر کتاب‌های روانشناسی و حرکات بدن را بخوانيد، درباره‌ی حرکت غير ارادی لب گزيدن و عارضه‌ی تورت کلی اطلاعات جالب به دست می‌آوريد. از اتفاقات روزگار يکی از سرشناس‌ترين متخصصان علوم عصب-پايه در ايران، در همين مورد و رابطه‌اش با شکنجه کار کرده است. مثلا سندرم تورت می‌تواند ناشی از اسکيزوفرنی باشد و اسکيزوفرنی هم در اثر شکنجه و ايجاد توهم درباره‌ی محيط ايجاد می‌شود.

حالا خبرگزاری فارس با چاپ عکس سعيد حجاريان به علوم پزشکی کمک کرده که نمونه‌ی واقعی عارضه‌ی تورت را ببينيم. خودتان لب‌ پايینی حجاريان را ببينيد که از شدت فشار دندان‌های بالايی، به چه نمونه‌ای از سندرم تورت در آمده است:

البته ناگفته نماند بنابر اظهارات مسئولان، متهمان بدون هیچ گونه فشاری اعتراف نموده اند!!

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 10:9

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

نامه مهم كروبي به توكلي

نواندیش : مهدي كروبي با نگارش نامه‌اي به اظهارات احمد توكلي ‌‌كه چندي پيش خطاب به وي نامه‌اي نگاشته بود پاسخ داد.

به نوشته آفتاب یزد ، متن كامل آن بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر ارجمند جناب آقاي دكتر احمد توكلي

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات در ماه مبارك رمضان از سر لطف و محبت اقدام به نوشتن نامه‌اي به‌عنوان اينجانب فرموده ايد كه آن‌را در روزنامه خواندم. در اين ‌مرقومه هم نسبت به نظام مقدس جمهوري اسلامي و هم نسبت به ارادتمند، اظهار دلسوزي شده كه جاي ‌تقدير و تشكر است.‌بر اساس دلسوزي نامه اي مبني بر آنكه چنانچه تخلفي از سوي مامورين انجام شده است بررسي و در ‌صورت صحت موضوع با قاطعيت برخورد گردد تا مبادا بار ديگر نظام همچون قضاياي تلخ مرحومه زهرا ‌كاظمي و مرحومه زهرا بني يعقوب هزينه هاي گزاف پرداخته و آب در آسياب دشمن ريخته شود كه متاسفانه اينگونه در حق بنده اجحاف گرديده و اين بلواي بازار مسگري را راه انداخته و به زعم خويش ‌آن را دفاع از نظام مي پندارند كه حقير از فهم آن عاجزم.‌عليهذا نه به‌عنوان پاسخگويي و نه از سر گلايه و اعتراض به بعضي داوري‌ها كه هم شما و هم جايگاه و هم ‌شرايط شما را درك مي كنم و هم اين روزها چنان آماج حملات تند و بي حساب و كتابي هستم كه در مواردي ‌سيبل تمرين تيراندازان ناشي و افراد تازه كاري كه رزم آزمايشي را تجربه مي كنند نيز شده ام و افرادي كه ‌شمشير و نيزه ندارند با سنگ و كلوخ در هوس جايزه و پاداش و به نيت رسيدن به كلاهي از اين نمد، از لطف و مرحمت دريغ ندارند كه بحمد الهي هيچ‌كدام از اين حركت‌ها كوچكترين خللي را در عزم قاطع بنده ‌در دفاع و صيانت از نظام و انقلاب و راه امام بزرگوار نخواهد داشت، وليكن فرصت را مغتنم دانسته، جهت ‌تنوير ذهن شريف و استحضار ملت قهرمان و شريف ايران نكاتي را يادآور مي شوم:

‌‌- اينكه از سر دلسوزي مرا از سقوط در چاه ويل بر حذر داشته ايد، گذشته از اداء تكليفي سياسي و ‌اجتماعي و در فرصتي فراهم شده براي اعلام موضع شفقي در حق يك برادر ديني است، اما در كنار ‌ضرورت هر دو هدف ياد شده، از امثال بنده و جنابعالي انتظار است در دفاع و دلسوزي از نظام و حقوق ‌مردم كه مصالح و منافع آنان مقدم بر حفظ و آسايش و عافيت طلبي افراد است به شفاف سازي و تعريف ‌تمام ابعاد و علل و عواملي كه سبب حفر و ايجاد اين چاه ويل شده و راهكارهاي عيني و عملي و واقع ‌بينانه اي كه بايد به تخريب يا پلمپ اين چاه ويل به‌كار گرفته شود بپردازيم. لذا به‌نظر مي‌رسد بايد همه عقلا ‌و انديشمندان در حل اين بحران يا معضل و يا فتنه بزرگ به گونه اي بگويند و بنويسند و رفتار كنند كه قبل ‌از آنكه دير شود، نظام و مردم را نجات دهند.

‌- از فردي فاضل مثل جنابعالي خصوصا در ساحت نماينده مجلس و رئيس مركز مهم و تاثير گذار پژوهش ‌هاي مجلس، يك بعدي نگري و يكجانبه داوري نمودن زيبنده نيست؛ نه در بخش عتاب و خطاب به اينجانب ‌و يادآوري نكاتي در خصوص بعضي نوشته و اظهار نظرهايم و غفلت از علل و عوامل اصلي اين فضاي ‌ايجاد شده و آتش سنگين توپخانه صدها شخصيت حقيقي و حقوقي و دهها نهاد و تريبون -كه كشور را به ‌فضاي جولان و نمايش قدرت تبديل نموده اند- و نه در آن بخش كه گفتن و نوشتن را خلاف مصلحت نظام ‌تشخيص داده و به آن بپردازيد، ولي خطر سكوت و عافيت طلبي و در مواردي به زعم خويش مصلحت ‌انديشي يا به عبارتي دست بر كلاه خويش نهادن براي نظام را ناديده بگيريد! مگر جنابعالي هم از افرادي ‌هستيد كه اعتقاد دارند بايد تابلو دعوت به سكوت بيمارستان‌ها را در جاي جاي نظام نصب نمايند! در حالي‌كه ‌در عمل از شما غير از اين‌را ديده‌ايم، خصوصا نامه‌اي كه اخيرا در ارتباط با اوضاع اقتصادي نوشته ايد ‌كه محافل اقتصادي دنيا چنان به آن پرداختند كه قاعدتا بايد همسايگي ما در چاه ويل را بپذيريد.

‌- حرمت شكني ها و حملات شديد برخي از شخصيت هاي حقوقي و حقيقي و ده‌ها نهاد دولتي و تريبون‌هاي ‌نماز جمعه به فرزندان امام و انقلاب و دلسوزان نظام در سطوح مختلف به خصوص از ناحيه برخي جرايد كه ‌متعلق به بيت المال بوده و مسئوليت سنگين خويش را با اطمينان خاطر از آنكه هيچ كس را ياراي تعرض ‌و بازخواست از آنان نيست، در بي آبرو ساختن، تهمت و افترا زدن و خراب نمودن چهره هاي خدوم نظام ‌اعم از زن و مرد، روحاني و غير روحاني، استاد و دانشجو دانسته و كسي را از گزند و سمپاشي هاي كريه ‌آن اماني نيست.‌آيا اين وضعيت تاسف بار را نمي بينيد ؟! چگونه است كه از كنار اين مسائل تلخ به راحتي عبور مي كنيد؟!

‌‌-‌همان طوري كه اشاره نموديد ما نيز از ابتدا تمامي سعي و تلاشمان را مصروف داشتيم كه مطالب بحق و ‌قانوني خويش را از مجاري قانوني به نتايج انتخابات پيگير باشيم. ولي طبيعي است اتفاقات نادري كه در ‌روزهاي قبل از انتخابات خصوصا روز راي گيري رخ داد: چگونگي چينش ناظرين و بازرسين، شمارش ‌آرا و اعلام نتايج انتخابات در زماني كه هنوز ساعت اخذ راي پايان نيافته از سوي سايت هاي حامي دولت و ‌از همه مهمتر داوري كه مي بايستي اصل بي طرفي را رعايت مي نمود، بي محابا و بدون پرده پوشي از ‌يك كانديدا حمايت هاي همه جانبه نمود و قبل از خاتمه بازي سعي و تلاش وافر مي نمود تا تيم مقابل مارا ‌به هر شكل ممكن برنده مسابقه قرار دهد!، فعال بودن اكثريت بدنه دولت در جاي جاي انتخابات و به نفع ‌يك كانديدا، تلاش همه جانبه ما براي بررسي شكايات و بازشماري آرا به صورت صحيح و ساير پيشنهادها ‌همه و همه در مقاومتي آهنين و محكمي روبرو بود كه در جهت سد خواسته هاي بحق رقبا خود نمايي ‌مي‌كرد!

انصاف خواهيد داد مردم خودشان جهت احقاق حقوقي كه احساس مي‌كردند از دست رفته و مرجعي ‌را جهت طرح شكايات خويش نمي يافتند با مدني ترين شكل و مسالمت آميز ترين شيوه به خيابان‌ها آمدند و ‌تنها يك سوال داشتند > راي ما چه شد؟< و اين ما بوديم كه به خيل درياي بيكران مردم پيوستيم و مانند ‌سي سال گذشته مردم طلايه دار و پيشگام و جلوتر از تمامي مسئولين و در كليه پيشامد ها جلودار بودند.‌حال سوال اينجاست كه آيا ما بي قانوني كرديم يا آنها كه صرفا ً قانون را در جهت منويات و در خدمت ‌مقاصد خود مي‌پندارند؟! آيا ما به سوي آبروي نظام تير انداختيم يا اين تير منيت برخي اصحاب قدرت بود كه ‌با يورش به اجتماعات آرام و مدني مردم...

‌- فرموده ايد اگر امام امروز در قيد حيات بود با شما چگونه برخورد مي كرد؟مي خواهم اجازه بدهيد همين سوال را من از جنابعالي داشته باشم و شما را مخاطب قرار دهم، زيرا به ‌عنوان شخصي كه از جريان فكري حوادث اخير دفاع مي كنيد و براي نمونه مثال هايي را هم در حوزه هاي ‌مختلف مطرح كرده ايد، به‌‌نظر مي رسد اين دفاع بايد مورد قضاوت افكار عمومي و وجدان‌هاي بيدار قرار ‌گيرد تا مشخص گردد كه چه اشخاص و گروه‌هايي آتش را شعله ور نموده و سلاح براي حمله به جمهوري ‌اسلامي به دست دشمنان داده و مي‌دهند.

‌ الف: همگان اذعان دارند امام در دفاع جانانه و بي وقفه از جايگاه والا و مقدس مرجعيت كه همواره در ‌غيبت امام معصوم (ع) مهمترين عامل براي احياي اسلام ناب محمدي و احقاق حقوق حقه مردم مي باشد، ‌لحظه اي از مجاهدت و پايداري در اين راستا دست برنداشتند و تا‌‌‌‌‌آخرين لحظه عمر مدافع اين انديشه ناب ‌بودند، ولي متاسفانه سالهاست فضاي سياسي جامعه را چنان مسموم و آلوده كرده اند كه حتي برخي از آن ‌بزرگواران به جهت حفظ حرمت خويش و ترس از شكستن شيشه خانه‌هايشان در دفاع از حق، مجبور به ‌سكوت گشته اند!‌

 ‌‌ب : جناب آقاي توكلي آيا اصل شكل گيري اين انقلاب همه به بركت مرجعيت نبوده؟! مگر نه آنكه نقش پرعظمت مرجعيت و شخص حضرت امام (ره) به‌عنوان يك مرجع عظيم‌الشأن و عاليقدر به نحوي بود كه در ‌زندان‌هاي رژيم گذشته از شما و ماي زنداني مورد بازخواست‌هاي شديدي قرار مي‌گرفت.

 ج : همان طوري كه همگان اطلاع داريم امام مرجع بزرگ و با عظمتي بود ولي همين امام زماني كه آيت الله ‌سيد حسن طاهري از سوي ايشان به عنوان نماينده عازم پاكستان مي شود، امام تاكيد مي فرمايند <در رابطه با ‌تقليد بحث نكنيد كه مردم در انتخاب مراجع آزاد هستند فلذا مقلدين ساير مراجع را محترم شماريد.>

‌ د:‌‌‌‌زماني كه من نماينده امام (ره) در حج بودم كساني اصرار داشتند كه منحصرا ً فتاواي امام در كاروان‌ها و ‌در ايام حج گفته و اجرا شود و از فتاواي ساير علما خودداري شود كه اين امر مورد اعتراض معظم له واقع ‌و برآشفته شدند و فرمودند" جلوي اين مسائل را بگيريد، شما به تقليد مردم چه كار داريد و فتاواي علما ‌همگي گفته و اجرا شود.

"‌ز : از موارد ديگر استقلال حوزه هاي علميه و اداره آن توسط بزرگان حوزه است كه امام (ره) بسيار ‌حساس بودند.آيا در‌حال حاضر نيز به اتفاقاتي كه قبلا مكرر رخ داده و امروز نيز ادامه يافته كه حتي در ‌نماز جمعه مورد عتاب آيت الله اميني نيز قرار گرفته، گلايه مند بوده و اعتراض خويش را همانند ساير ‌بزرگواران علني نموده‌اند.

- جناب آقاي توكلي من و شما از سال 59 وارد مجلس شديم و سه دوره انتخابات مجلس در زمان حيات ‌امام انجام گرديد، نظارت شوراي نگهبان بر اين انتخابات و در زمان حيات ايشان چگونه بود؟ چه شده است ‌كه اكنون حاكميت شوراي نگهبان به شكلي مبدل گرديده كه متاسفانه نظام را از خدمات اجرايي افراد مومن، ‌انقلابي و خدوم به نظام مقدس جمهوري اسلامي محروم نموده است؟لازم است به عنوان نمونه 3 نفر از مشاهير را كه براي اولين بار در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحيت ‌گرديده اند را ذكر نموده و اين سوال را مطرح سازم كه آيا پاداش سال‌ها خدمات ارزنده آنان بدين‌گونه بوده ‌است؟! آيا شيوه امام (ره) در حفظ نيروهاي خدوم و مسئولين دلسوز بدين‌گونه بود؟! با كمال تاسف عرض ‌نمايم كه كار به‌جايي رسيده كه سرنخ جريانات اصولاً از دست عزيزان شوراي نگهبان خارج شده و اين ‌كارشناسان هستند كه تعيين تكليف مي نمايند.

‌ الف: آقاي دكتر عباسي فرد با سوابق 8 سال نمايندگي مجلس، قريب 12 سال حقوقدان شوراي نگهبان، 10 ‌سال خدمت در قوه قضائيه به عنوان معاون و رئيس ديوان عدالت اداري در زمان آيت الله يزدي، يك‌دوره ‌حضور در مجلس خبرگان رهبري، به چه جرم و گناهي رد صلاحيت مي شود؟!

ب: آقاي دكتر سيد رضا نوروززاده كه 5‌‌‌‌دوره متوالي و به مدت 20 سال نمايندگي مجلس را در كارنامه ‌خويش دارد و نمونه انسان خدمتگزار و با صلاحيت، تحصيل كرده، متخصص و با سوابق درخشان مي ‌باشد، به چه گناهي براي مجلس هشتم رد صلاحيت مي شود؟!‌

 ج: آقاي مهندس مرتضي الويري كه سابقه مبارزه در زمان طاغوت، نمايندگي مجلس، شهردار تهران، ‌معاون برنامه و بودجه و سفير ايران در اسپانيا را دارد، به چه دليل عقلي و شرعي رد صلاحيت مي شود؟! ‌جالب آنكه زماني كه وي با بعضي از فقها و حقوقدانان محترم روبرو مي شود و علت رد صلاحيت خويش را ‌جويا مي شود با كمال تعجب مي‌پرسند مگر شما كانديدا بوديد براي مجلس هشتم؟! ‌آيا مجلسي كه به فرموده امام مي بايست در راس امور باشد و به مركز همه قدرت‌ها تبديل گردد و مدرس ها ‌در آن پرورش يابند، با ادامه چنين رويه ناصوابي امكان پذير است؟!‌ يادمان نرفته كه حضرت امام حتي در مورد مبحث رياست جمهوري مي فرمودند كه برويد و مجلس را قوي ‌تر نمائيد. تشكيل چنين مجلسي در سايه رهنمودهاي آن پير فرزانه مي‌توانست نقش نظارتي و تائيد ‌دولت‌ها را بدون كوچكترين تحقيري به منصه ظهور رساند.‌آيا اكنون و با وجود فشارهاي سياسي وارده، مجلس مي تواند همان نقش واقعي خويش را كه امام دنبال مي‌كرد را ايفا نمايد؟!‌

- مبارزه با خرافات و حاكميت ارتجاع و چهره هايي كه اصولا امام (ره) ورود آنان را به نهاد هاي ‌انقلابي منع فرموده بودند و كارهايي كه موجب وهن نظام مقدس جمهوري اسلامي و توسط افراد خودسر ‌انجام مي شد و امام تاكيد داشتند كه از اعمال آنان جلوگيري و با مرتكبين به شدت برخورد و مسببين مورد ‌محاكمه قرار گيرند و اتفاقاتي كه در خيابان‌ها و در تماس با اينجانب و هيئت حقيقت ياب مجلس به آنها اشاره ‌شد و مسائل اخير همه و همه موجبات نشان دادن چهره غير واقعي از اسلام و انقلاب و امام (ره) گرديد و ‌انصاف خواهيد داد كه چه اشخاص و گروه هايي به مسئوليت خويش در قبال مردم و رهبري عمل نموده ‌اند و ساير نمونه هايي كه در اين مقال، فرصت پرداختن به آنها ميسر نمي باشد سوالي است كه مي بايست ‌سناريو نويسان و مجريان حوادث پس از انتخابات بدان پاسخ دهند كه" اگر امام امروز در قيد حيات بود با ‌آنان چگونه برخورد مي كرد؟"‌

- اما در خصوص نگارش نامه سركرده منافقين (مسعود رجوي) ‌جناب آقاي توكلي ما كه به اتفاق در زندان بوديم و منافقين را مي شناسيم، نوشتن نامه توسط او چه ‌ارتباطي به من دارد؟! مگر شما اطلاع نداريد كه من از داخل زندان با آنها درگير و مشكل داشتم. خدا وكيلي ‌واژه <وااسفا> و خون گريه كردن و از غصه جان دادن، زيبنده مسببين و موثرين در ... كه بعد از حوادث ‌انتخابات روي داد، نمي باشد؟! حال سوال نهايي اين است، روش‌هاي من، نظام بركن، اعلام ختم جمهوريت نظام، تجليل سركرده منافقين، ظلم به امام و عدم حمايت از ولايت فقيه است؟! من بر سر شاخه نشسته و بن مي برم يا كساني كه اعتراضات ‌هوشمندانه و تظاهرات آرام و چند ميليوني كه همگان شاهد بودند از ميدان امام حسين (ع) تا ميدان آزادي ‌را دربر گرفته بود و تنها سوالشان اين بود كه (راي من چه شد؟) را ... ‌وجدان بيدار افكار عمومي و آيندگان در اين خصوص بهترين قضاوت را خواهند داشت.‌توقع بنده از جنابعالي كه از زندان رفته هاي رژيم گذشته هستيد و هميشه و در‌‌‌همه حال تمايز بين گروه‌هاي سياسي را به راستي و درستي تشخيص مي داديد و گرو ه‌هاي تروريستي از جمله منافقين را به‌‌‌خوبي ‌مي‌شناسيد بيش از اين بوده و اين سخن جنابعالي براي من بسيار گران تمام شد. مطمئنا شما از آن جمله ‌افرادي كه شناخت ندارند و يا مغرضند و يا جهل به گروه هاي سياسي و... دارند، نيستيد كه اگر جز اين بود ‌هرگز شما را مخاطب خويش قرار نمي‌‌دادم. ‌مواضع بنده چه در قبل از انقلاب و در دوران سخت و تلخ زندان هاي ستم شاهي و چه بعد از پيروزي انقلاب ‌شكوهمند اسلامي هميشه شفاف و روشن بوده است.‌در پايان لازم است به‌‌حضور عرض نمايم، كه به‌راستي آقاي توكلي آن مصلحتي كه بايد همه به خاطر آن و ‌براي پرهيز از سقوط در چاه ويل، دين و شرف و مردانگي و دنيا و آخرت خود را فداي آن كنيم تا مصلحت ‌حكومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالي گفتن و نوشتن را خلاف اين مصالح مي دانيد من رسما اعلام ‌مي كنم امروز سكوت خلاف همه آن مصالح است.‌به اميد حصول و يكپارچگي و وحدت آحاد جامعه و حفظ دستاوردهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي اين ‌ميراث ارزشمند امام و شهيدان و ايثارگران گرانقدر؛ مبادا توجه به‌يكسري امور ما را از توجه به امور بزرگتر غافل نمايد.‌

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 0:49

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

در نامه‌ای خطاب به لاریجانی مبنی بر تشکیل جلسه‌ای با حضور سران قوا ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و دادستان کل کشور مطرح شد

اعلام آمادگی کروبی برای ارائه مستندات

 

۲۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۸:  سحام نیوز: مهدی کروبی در نامه‌ای خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی از ایشان خواست تا جلسه‌ای با حضور سران سه قوه و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری و دادستان کل کشورتشکیل دهد تا ایشان مستندات خود را مورد شکنجه و آزار جنسی بازداشت شدگان را ارائه دهد.

سحام نیوز: مهدی کروبی در نامه‌ای خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی از ایشان خواست تا جلسه‌ای با حضور سران سه قوه و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری و دادستان کل کشورتشکیل دهد تا ایشان مستندات خود را مورد شکنجه و آزار جنسی بازداشت شدگان را ارائه دهد.
مهدی کروبی اهانت‌ها، تهمت‌ها و دروغ پراکنی‌ها را شنید و حملات را به جان خرید ولی از پای ننشست و همان گونه که گفته بود ایستاده و خواهد ایستاد. متن کامل نامه کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی خطاب به علی لاریجانی ریاست مجلس شورای اسلامی با این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر علی لاریجانی

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

سلام علیکم، چنان که استحضار دارید در انتخابات دهمین دور ریاست جمهوری اسلامی ایران با حضور کم سابقه و شکوهمند مردم حماسه جاودانه‌ای آفریده شد که در صورت تدبیر صحیح مسئولین امر می‌توانست سرمایه پایان ناپذیری برای نظام جمهوری اسلامی ایران باشد و مضافاً برای تامین مشروعیت سیاسی نظام جایگاه جهانی استورای را برای آن تدارک نماید. متاسفانه با سوء تدبیر مسئولین مربوطه و برخورد خشن با راهپیمایهای آرام میلیونی مردم و ضرب و جرح گروه کثیری از آنان و قتل برخی و حبس و زندان گروه دیگر و تحمیل برچسب نادرست انقلاب مخملی بر حرکت اعتراضی آرام مردم، یک دودستگی عمیق در سطح ملی به وجود آمد که جای بسی تاسف است. از فردای روز 22 خرداد تا کنون اینجانب با موضع‌گیری‌ها و صدور بیانیه‌ها و نامه‌های متعدد خطاب به مردم و شماری از مقامات از رئیس قوه قضاییه گرفته تا وزیر اطلاعات و دیگران بر این صدد بودم ضمن کمک به شفاف سازی قضایا در رابطه با انتخابات و دفاع از حقوق مردم به رفع کدورت و ایجاد انسجام و تفاهم ملی کمک نمایم متاسفانه چندان پاسخ مناسبی دریافت ننموده‌ام و مسئولین انتظامی و شبه نظامی و امنیتی کشور هر روز بر سخت گیری‌ها و عدم تفاهم خود پافشاری نموده‌اند.

تا اینکه در اواخر گزارشهای مستندی دریافت نمودم دال بر اینکه مضافاً بر آزار بدنی و جسمی، زندانیان مورد آزار جنسی نیز واقع شده‌اند. و آن را در نامه‌ای خطاب به ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام منتقل نموده و از ایشان خواستم با توجه به نفوذی که در مجموع حاکمیت دارند به صورت دقیق به بررسی این موضوع بپردازند تا اگر چنین خطای نابخشودنی انجام گرفته به شناسایی و مجازات قانونی آمرین و مباشرین جرم پرداخته شود و اگر واقعیت ندارد همه ما بالاتفاق به افکار عمومی اعلام نمائیم که چنین چیزی وجود نداشته است تا دامن پاک همه مسئولان و نظام جمهوری اسلامی از این تهمت مبرا شود. لیکن متاسفانه آنان که فضای کشور را همیشه آشفته می‌طلبند نه تنها به بررسی عادلانه و بیطرفانه این مسئله تن در ندادند بلکه آن را مایه هجمه دیگران بر اینجانب قرار داده و اذهان را مشوش ساختند. و از اینجا معلوم شد که چیزهایی وجود دارد که اینان می‌خواهند با این هیاهو آن را مخفی نگه دارند. در این میان از تریبون مقدس نمازهای جمعه به هجو و هتک حرمت‌های قانونی من پرداخته و پرده دری ها نمودند که از ساحت یک مسلمان ساده و معمولی به دور است تا چه رسد به خطیبان نماز جمعه. در این بین علی‌الخصوص خطیب جمعه تهران پا را فراتر از حریم شرع و قانونی گذاشت. و رسانه ملی به گونه‌ای دیگر به تشویش اذهان پرداخته که بدینواسطه مردم و من کاملاً مظلوم واقع شدیم. بنابراین با توجه به اینکه طبق فرمایش حضرت امام راحل (ره) "مجلس در راس امور است" و در واقع خانه ملت می‌باشد و با توجه به اینکه شما به بسیاری از مسائل واقفید از شما تقاضا دارم جلسه‌ای تشکیل بدهید متشکل از سران سه قوه و ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان و با حضور دادستان کل کشور جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای دری (با تو به اینکه ریاست محترم قبلی قوه قضاییه ایشان را مسئول ارتباط با اینجانب نموده بودند) و اگر مصلحت دانستید نماینده‌ای از کمیته حقیقت یاب مجلس محترم تا در حضور آنان بنده مطالب و مستندات خودم را حضوراً راجع به موضوع آزار جنسی در برخی از بازداشت‌گاه‌ها به عرض برسانم. تا با استماع مطلب مستند من توسط عزیزان مسئول معلوم شود آیا من به هتک حرمت و آبروریزی نظام اسلامی پرداخته‌ام یا آنان که از تریبون مقدس نماز جمعه مسئولین قضایی و امنیتی را به برخورد بی‌رحمانه نسبت به مردم معترض فرا می‌خوانند، همان نماز جمعه‌ای که حضرت امام راحل قدس سره فقیه و زاهد وارسته‌ای همچون ابوذر زمان مرحوم آیت الله طالقانی را بر امامت آن گذاشتند، مردی که مبارزات ضد ظلم خود را در برابر رضاخان پهلوی شروع نموده و با رنج و مرارت تمام در دوران 37 ساله پسرش محمد رضا ادامه داد. منتظر اقدام مصلحانه و سریع آن جناب هستم.


                                                                                    والسلام علیکم و علی من اتبع الهدی
                                                                                                        مهدی کروبی
                                                                                                          ٢٨/٥/١٣٨٨

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 22:52

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

دفتر ریاست جمهوری برای حل مشکلات مردم آنان را به دفتر کروبی ارجاع می‌دهد

۲۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۲:  سحام نیوز: به گزارش واصله مردمی، دفتر ریاست جمهوری افرادی را که برای حل مشکلات خود و رسیدگی به آن به دفتر ریاست جمهوری
سحام نیوز/ سعیده ساعدی/ سرویس سیاسی/ به گزارش واصله مردمی، دفتر ریاست جمهوری افرادی را که برای حل مشکلات خود و رسیدگی به آن به دفتر ریاست جمهوری مراجعه می‌کنند، پس از توهین و تهدید به دفتر شیخ اصلاحات ارجاع می‌دهد.
به گزارش خبرنگار ما یکی از شهروندان شهرستان قزوین که مدتی پیش به دلیل مجروحیت در تصادف با هزینه‌ای بیش از 300 میلیون ریال پای خود را برای انجام عمل پیوند بیش از 11 بار به دست جراحان سپرده بود و به دلیل زمین‌گیر شدن و عدم فعالیت کاری خود قادر به پرداخت بدهی‌ها و تامین معیشت زندگی خود نبود پس از عدم دریافت جواب نامه‌های مکرر خود به ریاست جمهوری کشور، شخصاً به دفتر ریاست جمهوری مراجعه کرد.
این شخص در گزارش خود به خبرنگار ما افزود: پس از حضور در دفتر ریاست جمهوری که با برخوردهای بد کارکنان و کارشناسان همراه بوده پس از اینکه با عصا تمام اتاق‌ها و دفتر را طی کردم، گفتند برای هیچ کدام از مشکلات شما که اعم از عدم توان پرداخت وام، اجاره خانه و هزینه درمان بود کمکی نمی‌توانیم انجام دهیم.
این هموطن گرامی تصریح کرد: هنگامی که در برابر برخوردها وتوهین‌های آنان اعتراض کرده و گفتم چگونه است که احمدی نژاد همه جا دم از حمایت از مستضعفان می زند اما اینها شعار بوده و عملاً کاری برای مردم انجام نمی‌دهند، من را تهدید به بازداشت در کهریزک کردند.
وی اظهار داشت: وقتی عصبانی و ناراحت قصد ترک دفتر ریاست جمهوری را داشتم یکی از کارشناسان این دفتر با تاکید به اینکه کمکی از دست ما بر نمی‌آید گفت: اگر به دنبال حل مشکلات هستی به دفتر کروبی مراجعه کن.
این هموطن قزوینی با ابراز ناراحتی از برخورد دفتر ریاست جمهوری که مدعی عدالت و مهرورزی هستند گفت: کسی را که خود به زمین خورده است از تهدید نترسانید، من برای احقاق حقوق خود و بی عدالتی و توهینی که دفتر ریاست جمهوری در حق من روا داشتند از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کنم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 22:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

پاسخ پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی به خبرسازی بعضی از رسانه ها

بسمه تعالي

مديريت محترم سايت رجا نيوز و روزنامه جوان

با سلام؛

با توجه به خبرهاي منتشر شده در آن رسانه ها لازم به ذکر است آنچه در انتهاي سخنراني حضرت آيت الله العظمي صانعي آمده است ناظر به حکايتي است که معظم له در اواسط سخنراني آن را نقل نموده و هيچ ارتباطي به اشخاص و  آنچه شما بيان نموده ايد نداشته و ندارد و در کل درتضاد با آن مي باشد که با مراجعه به متن کامل سخنراني معظم له ازقضاوت عجولانه و دروغ سازي جلوگيري مي شد، البته جامعه بزرگ ايران و جهان بيدار شده و مسائل را ريشه يابي مي نمايند، تا سيه روي شود هر که در او غش باشد .

 پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله العظمي صانعي

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 21:54

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

كروبي پاسخ خطيبان جمعه را داد

گروه سياسي: مهدي كروبي به اهانت‌هايي كه از تريبون‌هاي مختلف به ويژه تريبون نماز جمعه مطرح شده بود پاسخ داد. او هفته پيش نيز تاكيد كرده بود چنانچه اين رفتارها ادامه يابد او صريح‌تر از گذشته مسائلي را مطرح خواهد كرد. چنين بود كه كروبي روز گذشته درمصاحبه‌اي دوساعته نه تنها به بيان ويژگي ائمه جمعه‌اي كه مسائلي را نسبت به وي مطرح كرده بودند پرداخت بلكه اعلام كرد در پاسخ به كساني كه مدعي آن هستند او نامه‌اي را بدون سند نوشته است يكي از مستنداتش را با ذكر جزئيات مطرح مي‌كند و چنانچه لازم باشد در آينده نيز مطالبي را طرح خواهد كرد. اشاره كروبي به پشت پرده ماجراي ترانه موسوي است.

مهدي كروبي در واكنش به جوسازي‌هاي اخير و توهين‌هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت: «برخي فكر مي‌كنند كه با اين تهمت‌ها و فحاشي كردن‌ها من از ميدان كنار مي‌روم ولي من به اين آقايان توصيه مي‌كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اواخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله آنكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد.» دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين، هتاكي و تهمت‌هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلف و به دنبال نگارش نامه‌اي نسبت به او شد گفت: «‌طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته‌هايي را بازگو خواهم كرد.» كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه‌اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت: «پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت، بي‌قانوني، خودسري و دخالت افراد غير مسوول به نام نظام و شبه نظامي و لباس شخصي‌ها امري بي‌سابقه بود و چنين است كه انسان‌هاي مسوول، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي‌دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اينچنيني خشكانده شود.»وي افزود:‌«در هر كجاي دنيا ممكن است چنين حوادثي اتفاق بيفتد كه در عرصه تظاهرات جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان‌هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي‌خواهند انجام دهند. در واقع ابتدا افراد را به مكان‌هاي نامعلومي منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان‌هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه‌اي وجود داشته يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك، برخي كلانتري‌ها و پايگاه‌هاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است.»

كروبي خاطر نشان كرد: «حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي‌كنند چنين برخورد كرد؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده‌اند به طوري كه دندان‌ها و سرها شكسته شده است و حتي بنابر برخي گزارش‌ها چشماني كور شده و برخي در زندان جان باخته‌اند. اين درحالي است كه معمولا شكنجه‌ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي‌گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي‌كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي‌دهند كه او تحت درمان است. بنابراين از اين جهت من مي‌گويم كه خشونت‌هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي‌تدبير صورت گرفته كه بي‌سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به نتيجه اعلام شده انتخابات اعتراض داشته‌اند.»‌

رفتارهاي غيرمنطقي

بي‌شماري صورت گرفته است

كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت: «به اندازه‌اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي‌ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي‌دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشت گاه كهريزيك را صادر كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از آمران و مسببان اين حوادث هستيم.» وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به نتيجه اعلام شده انتخابات به او مي‌رسيد گفت: «ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي‌كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند نزد من مي‌آمدند و بيان مي‌كردند. رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده‌اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تفحص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي‌بيند با شجاعت مقابل آنها مي‌ايستد و نسبت به اين رفتار اعتراض مي‌كند. من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي‌شود،‌هر خواننده‌اي مي‌تواند خودش را جاي آن مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.» وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت: «هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي‌آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي‌كرد كه آنها تنها مي‌گفتند سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد يا در پرونده يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي‌آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي‌كند كه تنها به او تذكر مي‌دهند ولي اكنون شاهد آن هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتك مي‌زنند و از اين جهت مي‌گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي‌سابقه است.»

كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت:‌«من اين مسائل را طي نامه‌اي به رياست محترم قوه قضائيه، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسوولان يادآور شده يا در مصاحبه‌ها به صورت مكرر بيان كرده‌ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي‌شود مانع از تكرار آن شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه‌اي را به صورت محرمانه به رئيس مجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته‌اند و تاكيد كردم كه ان‌شاءالله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه‌اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جزو نيروهاي خودسر بوده‌اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به آن داده شود و از سوي ديگر خون بچه‌هايي كه در اين راه كشته شده‌اند تضييع گردد.» كروبي افزود: «‌من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اينچنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده‌ايم مطرح شود تا حداقل عده‌اي باور كنند.»

متاسفم كه اين مطالب

از تريبون نماز جمعه مطرح شد

كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه‌اي صورت گرفت گفت: «‌بيش از 10 روز منتظر پاسخ نامه‌ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه،‌مجلس، وابسته به نهادهاي نظامي، سايت‌ها و خبرگزاري‌ها، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند. ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي تبديل شد. چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه‌اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده‌اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده‌اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه‌ها را انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه‌هاي بين‌المللي بردند و فيلمي از آن منتشر شد كه هيچ بيننده‌اي نتوانست ان را بيش از 10 دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت‌هاي آنها شنيده مي‌شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت.»

وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت: «افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده‌ام تهمت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار آن پرداختند. هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها بنا به دلايل خاص بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند. از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر آنان نيستند جاسوس، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده‌اند. مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه‌ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه‌اي را نوشته‌اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش،‌وزير آموزش عالي كشور و رئيس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي‌كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است. به نظر مي‌رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي‌دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند. اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده‌اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي‌كنند و آبروي آنها را مي‌ريزند. همين اندازه نيز بگويم روزنامه‌اي كه چنين مطلبي را مي‌نويسد مسوولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است.» كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري‌ها كه آن نيزخود را مصون از هر چيزي مي‌داند گفت:«اين خبرگزاري محترم به انتشار اخبار كذب عادت دارد به طوري كه زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسوول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد. كه اين‌هم نمونه‌اي از آشكار شدن دروغگويي برخي از رسانه‌هاست.»

ناگفته‌هايي از سوابق برخي ائمه جمعه

كروبي در ادامه گلايه‌هاي بسياري داشت از ائمه جمعه‌اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته‌اند به بيان برخي از ويژگي‌هاي شخصيتي آنها پرداخت. وي گفت: «امام جمعه‌اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف‌ها را مي‌زند و بنده را تروريست مي‌خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي‌خانه و كاشانه بوده‌اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول‌هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا آنكه به تبليغ براي مرحوم آيت‌الله شريعتمداري بپردازد. ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند.»

كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت:‌«‌آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف‌هايي را مي‌زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همين اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت‌الله منتظري مي‌نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي‌كرده است و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول آيت‌الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد.» كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت: «‌آيا نمي‌شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي‌دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري يا ماموراني كه متخلف بوده‌اند مجازات شوند و آنگاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموراني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت‌هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي‌شد.»

مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي‌ها عليه وي گفت: «‌برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف‌ها را مي‌زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي‌آور بودند و البته جر اصلاحاتي‌هاي داغ نبوده و هيچ نامه‌اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند. چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد‌هادي خامنه اي، محتشمي پور، مرحوم خلخالي، موسويان و آيت‌الله بيات را محاكمه مي‌كردند چرا كه ديگر نمي‌شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسوولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند.»

وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت: «‌از نظر بنده امام جمعه قم آيت‌الله جوادي و آيت‌الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي‌كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي‌دهم و حرمت پدرش را نگه مي‌دارم.»

كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت‌هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت. وي گفت:‌«‌برخي از برادران نظامي كه چنين حرف‌هايي را مي‌زنند بايد هم اينگونه موضع‌گيري كنند چرا كه آنها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده‌ها نيز نفوذ مي‌كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد در آن باره صحبت خواهم كرد.»وي افزود: «‌برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده‌اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضان كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد.»

كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح‌تر از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد: «‌من از پشت پرده اين ماجرا مي‌گويم تا ببينم كساني كه در مذمت دروغگويي صحبت مي‌كنند برآشفته شوند و در برابر اين دروغگويي موضع گيري كنند.»

وي چنين ماجرا را شرح داد: «مدتي پيش در سايت‌ها،‌خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است. مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده‌اش بيايند و جنازه‌اش را تحويل بگيرند. در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه‌هاي بيگانه برخي مسوولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند. بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند. براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي‌برم متوجه شدند كه خانواده‌اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي‌كند و تنها نياز به آن بود كه به صحنه سازي بپردازند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه‌اي كنند كه در آن بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي‌كند.

پس چند نفر از افراد امنيتي كه چهره‌هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي‌روند و خطاب به خانواده مي‌گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه سوختگي شده و براي آنكه معلوم شود اين عروس آنها هست يا خير بيايند و جنازه‌اش را تحويل بگيرند. در همين هنگام پدرخانواده مي‌گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي‌كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره‌هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند. در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره‌هاي علمي و سياسي است تلفن مي‌كند و مي‌گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي‌خواهد كه فرزندش به او مي‌گويد برادرش براي آنكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند. در همين حال مادر متوجه مي‌شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي‌رود و به بيمارستان منتقل مي‌شود. پدر خانواده وقتي كه متوجه مي‌شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي‌گيرد كه او متوجه مي‌شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتابزده به منزل مي‌رساند. او مشاهده مي‌كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از آنها از چهره‌هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته‌اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي‌اندازد كه مي‌گفت:‌«‌اي كاش ما درجبهه‌ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جزو چه جمعيتي باشيم» اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي‌كند مي‌گويد كه نزد من اين حرف‌ها را نزنيد چرا كه من مي‌دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي‌برد كه پيش كولي معلق نزنيد. آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي‌شوند از اين جهت با او صحبت مي‌كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي‌هاي رسانه‌هاي بيگانه به صلاح است كه با آنها همكاري كنند. در همان حال اعضاي خانواده گفته‌اند كه شما از ما چه مي‌خواهيد آنها مي‌گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است. برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي‌كند و مي‌گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره‌هايي شناخته شده هستيم و البته از آنها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه آن افراد گفته‌اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد. همچنين اين خانواده گفته‌اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه آنها مي‌گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد. در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره‌هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي‌گيرد و فكر مي‌كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي‌شود ولي او پيشنهاد مي‌كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند. در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي‌شوند كه برادر شوهر ترانه مي‌گويد بنابراينكه آنها منزلشان را تغيير داده‌اند ما شماره‌اي از آنها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم. پدر شوهر ترانه نيز مي‌گويد كه شايد حاج خانم (همسرش) شماره‌اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي‌گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده‌اند كه خطاب به اين افراد گفته‌اند شما برويد و ما خودمان سعي مي‌كنيم شماره تلفن آنها را پيدا كنيم.ولي جالب توجه اينكه قبل از آنكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند آنها خودشان تلفن را پيدا مي‌كنند. در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي‌گيرد و مي‌گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي‌گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با آنها صحبت كنيد. چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي‌كند. البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده‌اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده‌اند و مي‌خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به آنها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود.»

از دروغگويي مسوولان متاسفم

كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغگويي‌هاي برخي مسوولان ابراز تاسف كرد و گفت:‌«‌اين افراد اظهار كرده‌اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي، ارزش‌هاي انقلاب و آرمان‌هاي حضرت امام مهم است. حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده‌هايي است كه به مردم داده‌ايم ولي متاسفم كه اينكه از انقلاب برگشته‌ايم و با آبروي نظام بازي مي‌شود.» وي تاكيد كرد:‌«‌آيا مسوولان از اين طريق مي‌خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي‌تدبير عمل كرده‌اند چرا كه مردم اينقدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند.» كروبي با بيان اينكه براي مسوولان گوشه‌اي از حوادث تاريخي را بازگو مي‌كنم گفت: ‌ «هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يكسري افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا حركت امام‌خميني براي مبارزه با رژيم پهلوي را به ماجراي كشتار مردم در مسجد گوهرشاد تشبيه كنند. در ماجراي مسجد گوهرشاد حركتي عليه كشف حجاب از سوي رضاخان صورت گرفت و در آن حادثه عده‌اي كشته شدند. بعد از مدتي در همان سال 41 وقتي كه با ماجراي حركت مبارزاتي امام مواجه شدند در يكي از روزنامه‌ها همين ماجراي مسجد گوهرشاد را نوشتند تا حركت امام را با آن مقايسه كنند. در ماجراي مسجد گوهرشاد شيخ جواني به نام بهلول در مسجد سخنراني مي‌كرد و مردم را به ايستادگي دعوت مي‌كرد كه پس از حمله نيروها و آغاز كشتار مردم فرار كردند كه اين شيخ نيز فرار كرد ولي او پس از آن همواره آواره بود و سال‌ها در افغانستان زنداني بود و آخر عمر خود به ايران آمد. پيرو اين قضيه ماجرايي ساختند مبني براينكه اين فرد به خارج از كشور رفته و در آنجا زندگي خوبي دارد. در همان زمان عكس فردي را با كروات در روزنامه چاپ كردند و نوشتند كه اين فرد تاجر آهن است و در خارج زندگي مي‌كند و وضعيت خوبي دارد. نوشتند اين فرد بهلول نام دارد كه آمده به ايران و اين كشتار را راه‌اندازي كرده و خود به خارج متواري شده است. در همان زمان جمعيتي واقعيت را كشف كردند و بهلول واقعي را معرفي كردند. اعلاميه‌اي مبسوط در مشهد منتشر شد كه بر روي آن دو عكس چاپ شده بود. عكس فردي كه همان تاجر آهن بود كه در خارج زندگي مي‌كرد و آن را معرفي كرده بودند و ديگر عكس بهلول واقعي را كه مدت‌ها در زنداني در افغانستان بود منتشر كردند. بنابراين در حدود 48 سال پيش چنين حادثه‌اي روي داد كه سريع برملا شد. حالا چطور است كه مسوولان انتظار دارند كه در تهران و آن هم در عصر ارتباطات حادثه‌اي روي دهد و كسي متوجه آن نشود و يك خانواده محترم را بياورند و بگويند كه مطلبي را تكذيب كند و اين خانواده پس از آنكه متوجه شدند اين اقدام كلكي به آنها بوده است ناراحت شدند.» كروبي افزود:‌«همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي‌شد من قبل از آنكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتم كه در آن مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي‌كنند كه مردم نمي‌دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه‌اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است.» وي با اشاره به موثق بودن منبعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت:‌«‌مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده‌اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح‌تر صحبت مي‌كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است.»

با روشن شدن ابعاد ماجرا

عقب‌نشيني مي‌كنم

وي همچنين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسوولان اشاره كرد و گفت:‌«در سال‌هايي كه قتل‌هاي زنجيره‌اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)‌را منفجر كرده‌اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب‌گذاري كنند كه عامل آن دستگير شده است. پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آوردند و آنها بسيار سر حال مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند. من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي‌شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت آنها را مقابل دوربين بياورند و آنها نيز اعتراف كنند. نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل‌هاي زنجيره اي،‌نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي‌شود.» كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت:‌«‌من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضع‌گيري اينچنيني ندارم بلكه همان طور كه مي‌دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم در مواقعي كه تفكرات آنها را صحيح نمي‌دانم تذكر داده‌ام و با آنها برخورد كرده‌ام و البته هزينه آن را نيز پرداخته ام. من در مقابل كسي ايستادم كه هم براي من محترم است و از دوستان بنده مي‌باشد و از پايگاه و نفود هم در جامعه برخوردار بود و من نيز براي انتخاب او نقش مهمي داشتم ولي اين فرد از هيچ مخالفتي با من دريغ نكرد و در انتخابات دو دوره گذشته رياست‌جمهوري از من حمايت نكرد ولي من به راه خودم ادامه دادم. بنابراين اين آقايان خيال مي‌كنند كه با تهمت و افتراهايي كه مطرح مي‌شود من از ميدان كنار مي‌روم در حالي‌كه من مي‌گويم كه مطالبي كه از تريبون نماز جمعه يا روزنامه‌هايي كه مردم نسبت به آنها اعتماد ندارند و خوش بين نيستند مطرح مي‌شود من از ميدان در مي‌روم. من در شرايطي عقب نشيني خواهم كرد كه همه بدون آنكه قصد مچ گيري داشته باشيم همه ابعاد حوادث تلخي كه روي داده و موجب ضربه زدن به نظام شده و مباحثي را در داخل و خارج مطرح كرده است بررسي شود و نتايج اين بررسي‌ها صادقانه و معقول و منطقي به مردم اعلام شود. وي تاكيد كرد: «در زماني من سكوت مي‌كنم كه همه ابعاد اين ماجراها بررسي شود و با مردم صادقانه حرف زده شود و هر كسي كه تخلف كرده متناسب با جرمي كه انجام داده و مطابق با قانون محاكمه شود و هر كسي اشتباهي كرده اشتباه خود را بپذيرد.» كروبي در نهايت تاكيد كرد:«اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي‌گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي‌كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي‌كنم.» وي تاكيد كرد: «وقتي كه همه ابعاد قضيه بررسي شد از امام جمعه‌ها بخواهيم كه بيايند و در نماز جمعه نتيجه را مطرح كنند نه اينكه در اظهاراتي يك طرف محكوم و يك طرف حاكم باشند.»
 
سوابق خطيبان جمعه از نگاه كروبي
 
امام‌جمعه‌اي كه در كنار حرم ثامن‌الحجج مرا تروريست مي‌خواند گويي فراموش كرده موقعي كه امثال من زندان بوديم ايشان با پول‌هايي كه در اختيار داشتند به پاكستان مي‌رفتند و براي مرحوم آيت‌الله شريعتمداري تبليغ مي‌كردند آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف‌هايي را مي‌زند هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همين اندازه شنيدم كه در صف اول درس آيت‌الله منتظري مي‌نشسته و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول آيت‌الله منتظري تبديل شد و رشد جهشي غيرمعقول پيدا كرد از نظر بنده امام جمعه قم آيت‌الله جوادي آملي و آيت‌الله اميني هستند و اين‌كه فردي را براي چنين مواقعي به‌عنوان امام‌جمعه معرفي مي‌كنند جالب توجه است البته من به‌علت آشنايي با پدر مرحوم ايشان درباره اظهارات‌ اين فرد واكنشي نشان نمي‌دهم و حرمت پدرش را نگه مي‌دارم

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 10:3

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

علیخانی: اجازه بازدید از اوین را به من ندادند

قدرت الله علیخانی عضو فراکسیون اقلیت مجلس که به دستور علی لاریجانی عضو کمیته پیگیری وضعیت بازداشتگاهها و نحوه برخورد با بازداشتی های پس از انتخاب شده است ،گفت :ما را مانند آقای بروجردی محرم ندانستند و در بسیاری از قسمت های اوین راه ندادند.

قدرت الله علیخانی نماینده قزوین در گفت و گو با خبرنگار پارلمان نیوز در خصوص برخی اخبار مبنی بر اعتراف برخی از بازداشت شدگان به شکنجه و تجاوزات جنسی به آنها در دیدار با کمیته ویژه مجلس در زندان اوین گفت:متاسفانه ما را مانند آقای بروجردی محرم ندانستند و اجازه حضور در بسیاری از اماکن که آقای بروجردی در زندان بازدید کرد را به ما ندادند.به همین دلیل من از مسایل مطرح شده بی اطلاع هستم.

علیخانی تاکید کرد:گویا آقای بروجردی را قبول دارند و از خودشان می دانند اما بین ما با بروجردی فاصله قایل هستند و به همین دلیل اجازه بازدید به ما ندادند.

پس از اعتراض فراکسیون خط امام به ترکیب کمیته ویژه مجلس برای بررسی وضعیت بازداشتگاهها و بازداشتی های پس از انتخابات قدرت الله علیخانی به دستور علی لاریجانی عضو این کمیته شد.در آخرین بازدید این کمیته از زندان اوین قدرت الله علیخانی نیز حضور یافت که به گفته وی او اجازه حضور در اماکن مختلف اوین را همچون بروجردی و تجری  نمایندگان اصولگرا نیافته است.
علیخانی به پارلمان نیوزگفت:ممکن است عدم اجازه به بنده برای بازدید از بخش های مختلف اوین به دلیل عضویتم در فراکسیون اقلیت مجلس باشد.

وی تصریح کرد:تقاضای ما بازدید و ملاقات با زندانیان سیاسی بود که گرچه آقای بروجردی و تجری با تاج زاده ،عطریانفر و ابطحی دیدار کردند اما به من اجازه این ملاقات را ندادند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 9:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

توضیحات جدید کروبی در مورد نامه‌اش به هاشمی

مهدی کروبی از دستور‌هاشمی شاهرودی برای رسیدگی به نامه وی به‌هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان کهریزک خبر داد وگفت: «آقای‌ هاشمی رفسنجانی این نامه را به آقای ‌هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد و نقطه نظرات مرا دریافت کنند تا به مسئولان منعکس شود».

به گزارش گروه سیاسی آفتاب،‌ دبیرکل حزب اعتمادملی در گفت و گویی با پایگاه اطلاع رسانی این حزب در پاسخ به سوالاتی که در واکنش به انتشار نامه وی به ‌هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی در کهریزیک بود دلایل نگارش چنین نامه‌ای را تشریح کرد.

کروبی قبل از هر سخنی در پاسخ به کسانی که وی را به خاطر نگارش نامه‌ای مورد انتقاد و اعتراض شدید خود قرار دادند گفت: «کسانی که این روزها به دنبال جوسازی‌ها هستند فضایی امن و آرام را ایجاد کنند و هیاتی مستقل و بی طرف را هم مسئول رسیدگی به این ماجرا کنند و آنگاه شاهد ٱن باشند که افرادی که این مسائل را به بنده منتقل کرده‌اند می‌آیند و شکایت خود را مطرح می‌کنند. البته افرادی در این هیات قرار گیرند که کسانی که مورد آزاد قرار گرفته‌اند و شکایتی دارند نسبت به آنها اعتماد داشته باشند و مسایلی که برایشان روی داده را با آنها در میان بگذارند و البته اطمینان داشته باشند که این هیات نیز تا آخر از حقوق آنها دفاع می‌کند».

وی همچنین به پرسش‌های کسانی جواب داد که از علت نگارش این نامه به‌ هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجلس خبرگان می‌پرسند. وی گفت: «من برای نگارش این نامه به آقای‌هاشمی دلایل بسیاری داشتم. نخست اینکه ایشان از ارتباط نزدیکی با رهبری برخوردار هستند و بنابراین مطمئن هستم که این مسائل را به ایشان منتقل می‌کنند. از طرف دیگر خود آقای‌ هاشمی رفسنجانی نیز انتقاداتی را به حوادث اخیر داشت و در نماز جمعه نیز تا حدودی گلایه‌های خود را مطرح کرد و حتی درخواست کرد تا زندانیان را آزاد کنند. همچنین من طی هفته‌های گذشته نامه‌ای را به وزیر اطلاعات و رییس قوه قضائیه نوشته بودم و بنابراین تصمیم گرفتم که این نامه را به ریاست مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بنویسم. در عین حال بنده از قبل از آغاز حرکت نهضت انقلاب با آقای ‌هاشمی آشنا بودم و همواره از قبل و پس از انقلاب با ایشان همکاری و رفاقت داشته‌ام و من از این حق برخودارم که به ایشان نامه‌ای را بنویسم البته این ارتباطی به اختلاف سلیقه من با آقای‌ هاشمی ندارد چرا که هرچند ما با هم اختلاف دیدگاه داریم ولی من معتقدم که ایشان از جایگاه خاصی برخوردار است که شاید بتواند کاری کند.

بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکیل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است.

همین آقایانی که امروز به آقای‌ هاشمی رفسنجانی هتاکی و انتقاد می‌کنند شاید از یاد برده‌اند که ایشان از نزدیک‌ترین یاران امام بوده‌اند و حتی زمانی که قرار بود حکم مهندس بازرگان خوانده شود در مراسمی که همه ما حضور داشتیم ایشان کنار امام نشستند و متن حکم را قرائت کردند».

وی با اشاره به انتشار برخی مطالبی که در آن مدعی شده‌اند کروبی نامه را زودتر از موعدی که قرار بوده منتشر کرده است، گفت: «من هنگامی که به ایشان نامه نوشتم انتظارم این بود که با توجه به ابعاد فاجعه آمیز این مسائل در مدت زمان کوتاهی ایشان پاسخ این نامه را بدهند البته از نامه هم دو نسخه تهیه شد که یکی نزد ایشان و دیگر نزد بنده بود. ولیکن بیش از ده روز طول کشید که آقای ‌هاشمی به این نامه پاسخی ندادند. البته این به معنای گلایه از آقای‌ هاشمی رفسنجانی نیست بلکه من احساس کردم که ایشان نخواسته به این نامه پاسخ دهد و یا اینکه بنابر شرایط فعلی و وضعیتی که خود ایشان در آن قرار دارد نمی‌خواسته که وارد این معرکه شود و من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می‌رسید این نامه را منتشر کردم. البته بعدها متوجه شدم که ایشان نامه را به آقای‌ هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد تا نقطه نظرات مرا دریافت کنند و به آنها منعکس شود».

کروبی همچنین افزود: «هنگامی که این نامه منتشر شد برخوردهای متفاوتی صورت گرفت برخی از آن استقبال کردند، چرا که می‌گفتند این باعث شد تا فضا به گونه‌ای شود که کسانی که در این باره مطالبی داشتند آن را مطرح کنند مانند خبری که یک خانم سنندجی آن را مطرح کرد که من از ذکر نام ایشان خوداری می‌کنم و آقایان می‌توانند به سایت‌ها مراجعه و در این باره آگاهی بیشتری کسب کسب کنند».

وی افزود: «البته در همین میان کسانی هم بودند که از انتشار آن برآشفتند و قصد آن دارند تا فضایی را ایجاد کنند که کسی جرات بیان مطالبی در این باره را نداشته باشد. یعنی فضایی ایجاد شود که اگر بچه‌های مردم را می‌کشند و یا کسی را در زندان مورد اهانت قرار می‌دهند، خانواده‌هایشان را در مقابل در زندان تهدید کرده و کتک می‌زنند، به خانه‌های مردم می‌ریزند و به اموال آنها خساراتی وارد می‌کنند کسی جرات طرح این مطالب را نداشته باشد».

وی گفت: «چرا به جای اینکه چنین فضای رعب و وحشت را ایجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضایی را ایجاد نمی‌کنند تا اگر مسائلی در این باره وجود دارد و کسانی هستند که شکایاتی دارند آن را در فضای آزاد و امن مطرح کنند».

وی خطاب به مسئولان گفت: «بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکیل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است. به نظر من باید مسئولان با شنیدن چنین مسائلی ناراحت باشند».

وی افزود: «آخر شما فضایی ایجاد کرده‌اید که کسانی که مورد آزار قرار گرفته‌اند جرات طرح این مباحث را ندارند و حتی شاید در شرایطی قرار گیرند که بیایند و بگویند که در زندان به ما نماز شب یاد می‌دادند و هیچ شکنجه‌ای هم روی نداده است».

کروبی سپس تاکید کرد که باید فضای امنی در جامعه ایجاد شود تا همه آزادانه حرف بزنند لیکن ابراز تاسف کرد از اینکه در فضایی که اینک شکل گرفته مردم حتی جرات نفس کشیدن هم ندارند.

وی به فضایی که در این چند سال اخیر شکل گرفته است اشاره کرد و گفت: «در جامعه‌ای که قتل‌های زنجیره‌ای

این روزها یکی از شخصیت‌ها گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می‌گویم این حرف‌ها در برابر همان پول‌هایی است که به موسسه این بزرگوار سرازیر می‌شود.

روی می‌دهد و مردم را می‌کشند و جنازه‌هایشان را در کنار خیابان رها می‌کنند! و یا در جامعه‌ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و آن را در کیسه می‌اندازنند و کتک می‌زنند دیگر چطور افراد جرات آن دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند. در جامعه‌ای که زنی را در پاسداران با آن وضعیت به قتل می‌رسانند دیگر چگونه مردم احساس امنیت می‌کنند».
وی افزود: «متاسفم از اینکه مردمی را که به بهانه اعتراض به یک انتخابات بازداشت کرده‌اند چنین مورد شکنجه قرار داده‌اند به طوری که من شنیده‌ام که افراد را در کهریزیک لخت می‌کردند و چهار دست و پا می‌نشاندند و سوار بر آنها می‌شدند و به آنها می‌گفتند که صدای حیوانات را در بیاورید آخر این مایه تاسف جمهوری اسلامی است و یا اینکه برخی را دستگر کرده و آنها را لخت کرده‌اند و روی هم خوابانده‌اند و آب بر روی آنها ریخته‌اند. حتی شنیده‌ام هنگامی که افراد را شکنجه می‌کردند به آنها می‌گفتند با صدای بلند بگویید که مادرتان .... است، مانند زمان قتل‌های زنجیره‌ای که به آن افراد می‌گفتند بگویید که من بچه مادرم نیستم! و سپس آنها را در بیان‌ها کتک زده و رها می‌کنند. واقعا من از طرح چنین مباحثی احساس شرم می‌کنم».
وی تاکید کرد: «هرگز فراموش نکنیم که مردم ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که خانم دکتر بنی یعقوب را به اتهام ارتباط با مردی می‌گیرند و سپس جنازه‌اش را تحویل می‌دهند. آیا شما وجود اینها را کتمان می‌کنید؟ امروز به جای اینکه این مسائل را پیگیری کنید بدون آنکه تحقیقاتی در صحت و یا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از عملکردتان می‌پردازید»؟
وی تاکید کرد: «هنگامی که حضرت علی(ع) توسط ابن ملجم مورد ضربت قرار گرفت حضرت تاکید کردند که مراقب فردی که او را مورد حمله قرار داده باشند و گفتند که چنانچه من زنده نماندم برای قصاص به او یک ضربه بزنید. ولی اینک شاهد آن هستیم در حکومتی که حکومت عدل علی(ع) الگوی آن قرار دارد جوانی را به خاطر آنکه شعاری سر داده است با باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و طوری برخورد می‌کنند که حتی برخی از آنها جان می‌بازند. آیا این رفتارها با حکومت عدل علی (ع)‌ و دین اسلام که دین رافت است سنخیت دارد»؟
کروبی با اشاره به توجه امام به چنین مسائلی گفت: «هیچ گاه یادم نمی‌رود هنگامی که لطف الله میثمی به دستور مرحوم لاجوردی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرایط فیزیکی‌اش نمی‌تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند. من پس از دیدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عین کلام همسر میثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند. این درحالی است که اکنون شنیده می‌شود که در برخی از زندان‌های ما رفتارهای بدی با زندانیان صورت می‌گیرد به طوری که زنی که شنیده شده باردار است اینک دچار ناراحتی کلیه شده و یا زندانیان سیاسی را به بند معتادین منتقل می‌کنند. می‌گفتند که زندان‌ها کانون آدم‌سازی هستند ولی این طوری آدم‌سازی می‌شود که هنگامی که فردی را بازداشت می‌کنند به او می‌گویند تو را به کهریزیک می‌فرستیم که در آنجا آدم شوی و زندانیان سیاسی را اراذل و اوباش محسوب می‌کنند آخر این طوری می‌توان آدم سازی کرد»؟
وی با انتقاد از اینکه رییس مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی که رییس کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان حوادث اخیر است بدون هیچ پشتوانه تحقیقاتی به تکذیب اصل ماجرا پرداختند گفت: «من

نمی‌دانم که این تذکر بنده چرا تا این حد این آقایان را برآشفت و فحاشی کردند.

پیشنهاد کردم که مسولیت پیگیری این حوادث را می‌پذیرم هرچند که این مسولیت برایم افتخار آور نیست بلکه برایم زجر آور است ولی قصد دارم تا حقایق کشف شود و هیاتی مستقل و بی طرف تشکیل شود تا فضایی ایجاد شود که اگر کسانی هستند که مورد آزار قرار گرفته‌اند خودشان بیایند و این مسائل را بازگو کنند تا ریشه این فسادهای اخلاقی و شکنجه‌های قرون وسطی خشکانده شود. نه آنکه مسئولان پیگیری این حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت 24 ساعت و قبل از آنکه کمیته پیگیری جلسه‌ای را تشکیل دهد به تکذیب محتوای این نامه می‌پردازنند. من ضمن احترام به ریاست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاریجانی که نسبت به ایشان و پدرشان و پدر خانم ایشان ارادت ویژه‌ای دارم و آقای علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم می‌گویم که قبل از آنکه در اظهار نظری شتاب زده اصل ماجرا را تکذیب کنید حداقل با بنده تماسی می‌گرفتید یا از من می‌خواستید که نفراتی را نزد شما بفرستم شاید من اطلاعاتی در این رابطه داشتم. آخر چطور می‌شود که بدون آنکه تحقیقی صورت گیرد و جلسه‌ای تشکیل شود می‌گویید این ماجرا کذب محض بوده است. شما حداقل تحقیق می‌کردید تا ببینید این کسی که این حرف‌ها را زده از روی هوی و هوس چنین گفته و یا چون اینکه رای او را در انتخابات نادیده گرفته و تقلب کرده‌اند می‌خواهد برای عقده گشایی چنین حرف‌هایی را بزند و یا اینکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی این حرف‌ها را زده و بعدا موضعگیری می‌کردید».

وی افزود: «در شرایطی که رییس مجلس که سالها من در جایگاه ایشان و دیگر جایگاهها بودم بدون تحقیقی اصل ماجرایی را تکذیب می‌کند دیگران افراد چطور می‌توانند بیایند و این مسائل را مطرح کنند و حتی در قبال آنچه که گفته‌اند مورد اهانت قرار گیرند و آبرویشان نیز برود ».

وی تاکید کرد: «من احساس می‌کنم که این موضعگیری‌های شتاب زده تحت فشار صورت گرفته است زیرا این بزگواران نگران آن هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند. چرا که آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند».

وی گفت: «آخر چرا فضایی ایجاد می‌شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می‌زند به او حمله می‌شود و می‌گویند که به خون پدرش خیانت کرده است به طوری که حتی کسی دیگر جرات آن را نداشته باشد تا این ماجرا را پیگیری کند».

کروبی با گلایه از قضاوت‌های عجولانه درباره این نامه گفت: «آخر نباید آقای لاریجانی و بروجردی این قدر شتاب زده درباره محتوی این نامه موضعگیری می‌کردند و شاید بهتر بود که این دوستان نیز به مانند آقای شاهرودی حداقل هیاتی را می‌فرستادند تا اصل ماجرا را از من جویا شود، نه آنکه حرف‌های آقای بروجردی را چهل بار از تلویزیون پخش کنند ولی حتی یک کلمه از حرف‌های مرا پخش نکنند. بهتر بود که آقای

در جامعه‌ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و آن را در کیسه می‌اندازند و کتک می‌زنند دیگر چطور افراد جرات آن دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند.

لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می‌فرستادم تا من مستندات و مطالبی که دارم به این کمیته منتقل کنم».

کروبی با قاطعیت گفت: «من به مسئولان می‌گویم که هیچگاه این فحاشی‌ها و انتقادات من را وادار به سکوت نخواهد کرد من در این 20 سال گذشته از این حرف‌های درشت بسیار شنیدهام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد و شما نمی‌توانید زبان، دست و قلم بنده را بندید».

وی گفت: «برخی از اربابان مطبوعات به گونه‌ای حرف می‌زنند که گویی با جبرئیل امین حشر و نشر دارند و او برایشان گزارش‌هایی می‌آورد و قصد دارند تا فضا به اندازه‌ای سنگین کنند که دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد».

وی افزود: «اینها همان کسانی هستند که نمی‌گذاشتند تا اصل ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای برملا شود و افراد می‌کشتند و سپس پرونده‌هایی مبنی بر فساد اخلاقی برای آنان درست می‌کردند و حتی به آنها تهمت می‌زدند».

کروبی همچنین با اشاره به محتوای این نامه‌ای که مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته است گفت: «مسائل مختلفی را در این نامه بر اساس مستنداتی که موجود بود منتشر کردم ولیکن در همین باره باید دو نکته را خطاب به مسئولان بگویم».

وی تاکید کرد: «در این مدت اخبار بسیاری در این رابطه به من رسیده است و در سایت‌های خبری منتشر شده است که موجب تاسف برای نظام جمهوری اسلامی است و من هم در این نامه پیشنهاد کردم که هرچند پذیرش مسئولیت پیگری این موضوع برای بنده کاری سخت است ولی من حاضرم که این مسئولیت را قبول کنم تا به این موضوعات رسیدگی شود و حتی من در این نامه تاکید کرده‌ام که انشاءالله چنین اخباری صحت نداشته باشد ولی اگر درست باشد باید هرچه سریعتر رسیدگی شود و من نیز تنها قصد داشتم که در این باره به مسئولان تذکراتی را بدهم ولی نمی‌دانم که این تذکر بنده چرا تا این حد این آقایان را برآشفت و فحاشی کردند».

کروبی در تکذیب سخنانی که گفته شده استنادات این نامه تلفن‌های خوانندگان روزنامه اعتمادملی بوده است گفت: «من از این سخنان تعجب می‌کنم چرا که یک بار از طرف روزنامه تلفن خوانندگان را به من منتقل نکرده‌اند و البته تلفن‌هایی که در این باره به روزنامه شده است پس از انتشار این نامه بوده است و قبل از آن تماسی در این باره نشده بود. بنابراین به این آقایان می‌گویم که مستندات من کسانی بوده‌اند که نزد من آمده‌اند که یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و یا اینکه شاهد بوده و یا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نیستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنابر یک تلفن و یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه‌ای را بنویسم».

کروبی همچنین در پاسخ به سوالی در واکنش به مسائلی که درباره نحوه عملکرد وی در بنیاد شهید از سوی رسانه‌های اصولگرای تندرو مطرح می‌شود گفت: «طرح این مسائل اهمیتی ندارد و طرح این موضوعات نشان دهنده این است که من پرونده‌ای ندارم که بخواهند آن را مایه تخریب من قرار دهند و بنابراین به داستان سرایی درباره عملکردهای مدیریتی من می‌پردازنند در حالیکه کسانی که بنده را می‌شناسند و با من همراه بوده‌اند همیشه از من حمایت کرده‌اند».

وی با اشاره به ماجرای استعفایش از بنیاد شهید گفت: «بنده در دو مرحله از ریاست بنیاد شهید استعفا دادم نخست بعد از فوت امام که حج و بنیاد شهید استعفا دادم ولی رهبری نپذیرفت و سپس در سال 71 استعفا دادم و با اصرار من رهبری آن را قبول کردند

آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند.

که البته بیت امام و رهبری از جمله آیت الله محمدی گلپایگانی به خوبی در جریان این ماجرا قرار دارند».

وی در ادامه با اشاره به حمایت‌های خانواده شهدا از وی گفت: «خدا راو شکر که پس از گذشت 18 سال هنوز اکثریت خانواده شهدا ارتباط خودشان را با من حفظ کرده‌اند و من به این آقایان پیشنهاد می‌کنم به جای اینکه خانواده‌های شهدا را وارد این دعواهای سیاسی کنند بهتر است که دو ماه دیگر از همین مسئول جدید بنیاد شهید بپرسند که کارمندان و خانواده‌های شهدا از مدیران این بنیاد هنوز نام چه کسی را بیشتر از دیگران به خوبی یاد می‌کنند».

وی گفت: «من از آقایان خواهش می‌کنم که دیگر این خانواده‌های معزز شهدا را که با فداکاری‌های آنها این نظام به پیروزی رسید و تثبیت شد را وارد این دعواهای سیاسی نکنند زیرا آنها به اندازه کافی خودشان مشکلاتی دارند و دیگر نباید آنها را وارد این قضایا کرد و من مطمئن هستم که اکثر این خانواده از وضعیتی که در جامعه حاکم شده است رنج می‌برند».

کروبی با اشاره به نیت کسانی که این روزها علاقه خاصی به راه‌اندازی دعواهای سیاسی دارند و آنگاه اصلاح طلبان را به تنش زایی در کشور متهم می‌کنند گفت: «نزاع بر سر این است که ما اپوزیسیون نظام هستیم ولی من این را می‌گویم که ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستیم. ما می‌گوییم که جمهوریت و اسلامیت باید در کنار هم باشد ولی آنها می‌گویند که رای مردم زینتی است و حتی این روزها یکی از شخصیت‌ها گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می‌گویم این حرف‌ها در برابر همان پول‌هایی است که به موسسه این بزگوار سرازیر می‌شود. از سوی دیگر یکی از نزدیکان همین آقای احمدی نژاد می‌گوید که او تنها چهار میلیون رای دارد و 20 میلیون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند».

وی تاکید کرد: «من همین جا می‌گویم که هیچ رییس جمهوری نه آقای احمدی نژاد و نه روسای جمهوری قبلی و یا حتی بعدی نماینده خدا بر روی زمین نیستند و نمی‌دانم این چه حرف‌هایی است که زده می‌شود».

وی با ذکر داستانی گفت: «زمانی برای ناصرالدین شاه بادمجان می‌آورند فردی که از نزدیکان وی بوده به تعریف از بادمجان می‌پردازد و ناصر الدین شاه نیز می‌خورد ولی هنگامی که قصد خروج از اتاق را داشته است از زیاد خوردن بادمجان دل درد می‌گیرد و آروغ می‌زند در همین زمان همان فرد شروع می‌کند در مزمت بادمجان سخن گفتن، که ناصرالدین شاه به وی می‌گوید تا حالا که تو از فواید آن سخن می‌گفتی حالا چه شده است که در مزمت آن حرف می‌زنی. آن فرد می‌گوید آن موقع شما خوشتان می‌آمد و بنابراین من خوب می‌گفتم ولی حالا شما بدتان آمده و من باید در مزمت بادمجان سخن گویم که شاید به نوعی شاهد تکرار چنین وقایعی هستیم».

وی در ادامه به خانواده‌های شهدا توصیه‌ای داشت و گفت: «من خودم به این خانواده‌ها می‌گویم که وارد این نزاع‌های سیاسی نشوند. البته در این جا از آقای ضرغامی قدردانی می‌کنم که در برابر هتاکی به همسر شهید باکری از او دفاع کرد ولی همه خانواده شهدا مانند همسر شهید باکری شناخته شده نیستند که از آنها دفاع شود».

وی تاکید کرد: «من به نسل‌های جوان‌تر می‌گویم که این شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد همان اهداف و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نیست و این رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنیان گذار آن امام بوده است ننویسند. چرا که این نظام جمهوری اسلامی همان نظامی است که با فداکاری و ایثارگری‌های بسیاری شکل گرفت. کسانی چون سردار لشکری که 18 سال در زندان‌های بعثی اسیر بودند و یا اینکه در جبهه‌ها شهید شدند. کسانی که در تظاهرات‌های قبل از انقلاب به شهادت رسیدند و اکنون نیز خانواده‌هایشان از فضایی که در کشور حاکم شده است رنجیده خاطر هستند».

وی در نهایت تاکید کرد: «من 20 سال است که برای دفاع از حقوق شهروندی و حقوق مردم به عنوان عضو کوچک این نظام تلاش کرده‌ام و اکنون هم بار دیگر تاکید می‌کنم که این تهمت و افتراها مرا از راهی که بدان اعتقاد دارم جدا نخواهد کرد».

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 9:38

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

متن كامل نامه مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني: پسر ها و دختر های بازداشتی مورد تجاوز قرار گرفته اند

متن كامل نامه مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني به اين شرح است:

حضور محترم آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني
رياست محترم مجلس خبرگان رهبري
با سلام و احترام

بعد از برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري، حوادث تلخي به وجود آمد كه به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوي جنابعالي، هم از سوي افراد، گروه‌ها و رسانه‌هاي مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگيري‌هاي بي‌حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات تا شهادت فرزندان اين كشور، از حمله به خانه‌هاي مردم تا فاجعه خونين كوي دانشگاه و برخوردهاي خشن و وحشت‌انگيز حتي با خانم‌ها در سطح خيابان‌هاي شهر- كه تاكنون سابقه نداشته است- رخ داد كه بسيار قابل تامل و پيگيري است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخي از رفتارهاي شناعت‌آميز است كه اگر به طور متواتر از افراد مختلف كه در روزهاي اخير آزاد شده‌اند، نشنيده بودم، باورشان حداقل براي من و شما كه در طول قريب به نيم قرن سردي و گرمي روزگار را چشيده‌ايم سخت بود.

از برخوردهاي خشن و بي‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد كردن، آنچنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز همچنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است.

هتاكي و ابراز دشنام و فحاشي ركيك به افراد و نثار نواميس بازداشت‌شدگان و مردمي كه براي نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهايي كه در فرهنگ ديني و اسلامي هيچ يك از گروه‌ها جايي ندارد و نشان‌دهنده آن است كه افرادي براي اين كار استخدام شده‌اند كه حتي با اصول بديهي اسلام آشنايي ندارند و البته شايعاتي نيز مطرح شده كه فعلا به آن نمي‌پردازم.

احتمالا همانطور كه مطلع هستيد در اين خصوص چندي پيش نامه‌اي خطاب به رياست محترم قوه قضائيه ارسال كردم و جمعه هفته جاري همين نكات را به وزير معزول اطلاعات يادآور شدم كه روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.

اما موضوعي را شنيده‌ام كه هنوز از آن بر خود مي‌لرزم. در دو روز اخير كه اين خبر را شنيده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو كه خود را براي خواب آماده مي‌كردم. به بسترم رفتم ولي خدا شاهد است كه بدون ذره‌اي مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد كه مجددا بلند شدم كمي قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب كمي آرامم كند، حتي نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديكي‌هاي طلوع آفتاب خوابم نبرد.

افرادي اين مطالب را به من گفته‌اند كه داراي پست‌هاي حساس در اين كشور بوده‌اند. نيروهاي نام و نشان داري كه تعدادي از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. اين افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقي در زندان‌ها رخ داده است كه چنانچه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌اي است براي جمهوري اسلامي كه تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجراي سياه و ننگين مي‌كند كه روي بسياري از حكومت‌هاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد.

گمان نمي‌كنم زندانيان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروه‌هاي مسلح مبارز التقاطي تا اعضاي نهضت آزادي و موتلفه و حزب ملل اسلامي كه در زندان با هم زندگي كرده‌اند، ديده يا شنيده باشند.

اينجانب اين مطالب را براي شما مي‌نويسم و مصرانه مي‌خواهم روي اين قضيه اقدام و به صورتي كه صلاح مي‌دانيد با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقي نيفتاده كه ان‌شاءالله هم نيست و بعيد مي‌دانم باشد، اعلام شود، چرا كه در همين جامعه امروز و توسط خود بچه‌هاي بازداشتي در رسانه‌ها و سايت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتي با شاخ و برگ دادن آن خواهند كرد. همچنان كه جمهوري اسلامي و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداي ناكرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهي برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلي كه بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان كه لازم است ترتيبي اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوي هياتي عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا كه شنيده‌ام تهديد شده‌اند كه اگر مطلبي در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.

جناب آقاي هاشمي
اينجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و اين همه فداكاري‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الي الله، به‌رغم آنكه در شأن من نيز نمي‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاري‌ها و به‌رغم آنكه مي‌دانم به حيثيت اينجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسووليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين حوادث و اخبار رسيده را بر عهده گيرم و تعهد شرعي مي‌نمايم بدون حب و بغض و با رعايت كمال انصاف به بررسي و ارائه گزارش بپردازم.

اما موضوع مطرح شده از اين قرار است:

عده‌اي از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوري‌كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند.

با توجه به اهميت مساله انتظار است اين اقدام توسط هياتي بي‌غرض و شفاف از طرف رئيس مجلس خبرگان رهبري مورد بررسي و پيگيري تا حصول نتيجه قرار گيرد. تا درسي براي آيندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشي از اين دست ندهد تا آبروي نظام و امام و جمهوري‌اسلامي را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانيت را مخدوش نمايند. به عنوان آخرين مطلب نيز يادآور مي‌شوم از اين نامه دو نسخه تهيه گرديده كه يكي مهر و موم شده براي جنابعالي ارسال و ديگري نزد بنده قرار دارد.

با آرزوي توفيق
مهدي كروبي
7/5/1388

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 9:29

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

فقط کروبی ادعاهایش را اثبات کند/ حرف آقایان وحی منزل است!

آیا کسانی که بی هیچ پروایی خاتمی و موسوی و کروبی را مزدوران بیگانه معرفی کرده اند و آنان را خائن ،وطن فروش،قاتل،شریک قتل،اجیرکنندگان اراذل و اوباش برای تیراندازی به مردم ،عاملین ترور شهیدان رجایی و باهنر و آیت،رانتخوار و...نامیده اند ، نباید ادعاهای خود را ثابت کنند؟!
عصرایران ؛ سیدضیاء الدین احتشام - نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی ، توفانی بپا کرده که هنوز ادامه دارد و موجی از واکنش های حمایتی و انتقادی را در محافل سیاسی ، رسانه ای و مردمی به دنبال داشته است.

کروبی در این نامه جنجالی ، با طرح ادعای تجاوز جنسی به برخی بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ، از هاشمی خواسته است به عنوان یک شخصیت انقلابی ، موضوع را بررسی کند.

در پی انتشار این نامه ، قرار شد قوه قضاییه هیأتی را برای گفت و گو با کروبی نزد او بفرستد و رئیس قوه مقننه نیز با تکذیب ادعای کروبی گفته است که آماده دریافت مستندات وی هست.

در همین حال روزنامه ها و سایت های جریان حامی دولت و نیز چهره های شاخص این طیف در کنار دهها تن از ائمه جمعه ، در روزهای اخیر ، بر حجم حملات علیه کروبی افزوده و خواستار آن شده اند که اگر کروبی نتواند ادعایش را ثابت کند ، محاکمه شود و شلاق بخورد.

البته اگر منصفانه به ماجرا بنگریم ، حق با آنهاست چه آنکه اگر کروبی بدون سند ومدرک ، چنین اتهام سنگینی را مطرح کرده باشد ، از یک سو به اعتبار خود وجبهه اصلاحات آسیب زده و از دیگر سو ، طبق قانون ، مرتکب خطا شده است و از آنجا که همه افراد دربرابر قانون یکسانند ، می بایست تاوان تهمت و ادعای بی سند خود را بدهد.

حال که سخن از قانون و برابری همه افراد در برابر آن شد ، بحث تهمت و ادعاهای بی سند را بیشتر مورد بررسی قرار می دهیم تا در کنار انصاف ، عدالت را نیز در نوشتار خود لحاظ کرده باشیم.

اگر قرار باشد در نگاه به قانون ، حامی یک بام و دو هوا باشیم ، بهتر است اصلاً قانون نداشته باشیم و لذا اگر کروبی افترا بسته ، تهمت زده و تشویش اذهان عمومی کرده و شایسته محاکمه و مجازات است ، دیگرانی هم که چنین کرده اند ، نباید از عدالت مستثنی باشند.

به عنوان مثال نگاهی به برخی رسانه های جریانی که این روزها دم از قانون می زند و تهمت زدن را کاری کثیف می نامد و خواستار مجازات کروبی است بیندازید و نیم نگاهی هم داشته باشید به سخنان و اظهارات افراد شاخص این جریان که خواستار اعمال قانون درراه کروبی هستند ؛ در این صورت خواهید دید که به ویژه در یکی دو ماه اخیر ، چه اتهامات سنگینی از سوی آنان علیه رقبای سیاسی و چهره های انقلاب مطرح شده است که اگر ثابت نشوند ، مصداق تهمت و افترا و تشویش اذهان عمومی اند.

اگر کروبی می گوید که در بازداشتگاه ، چند مامور به چند زندانی تجاوز کرده اند و حتماً باید این ادعا را ثابت کند ، کسانی که اتهاماتشان نه متوجه چند مامور که متوجه چهره های سیاسی و انقلابی مورد توجه مردم است نیز باید ادعاهایشان را ثابت کنند و اگر کروبی در صورت عدم اثبات ادعایش مستوجب محاکمه  و مجازات است ، اینان نیز اگر نتوانند ادعاهایشان را با دلایل محکمه پسند - و نه مقالات هیجانی و بازی با کلمات هیاهو - ثابت کنند ، حتما باید به مجازات قانونی برسند؛ به عنوان مثال ،آیا کسانی که بی هیچ پروایی خاتمی و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر را مزدوران بیگانه معرفی کرده اند و آنان را خائن ، وطن فروش ، قاتل ،شریک قتل ، اجیرکنندگان اراذل و اوباش برای تیراندازی به مردم ، تروریست و عاملین ترور شهیدان رجایی و باهنر و آیت ، دزد ، رانتخوار و ... نامیده اند ، نباید ادعاهای خود را ثابت کنند؟! حال اگر ثابت نکردند چه رفتاری باید با آنان داشت؟ جواب این سوال را خود آنان در ماجرای اخیر کروبی داده اند: در صورت عدم اثبات باید محاکمه و زندانی شوند و شلاق بخورند.

به راستی اگر نسبت دادن تجاوز به چند مامور ، تشویش اذهان عمومی است - که در صورت عدم صحت چنین است - آیا نسبت دادن بزرگترین خیانت ها و جرائم به کسانی که تا پیش از دولت نهم ، مدیران ارشد نظام و انقلاب بوده اند ، تشویش اذهان عمومی نیست؟

نمی شود که ادعاهای یک طرف ماجرا ، به محض آن که از دهانشان خارج یا بر قلم شان جاری شد ، عین حقیقت باشد و - نعوذ بالله مانند وحی الهی غیر قابل انکار و تردید - ولی ادعاهای طرف دیگر ، حتماً باید با سند و مدرک و شاهد عادل و ... ثابت شود و الا باید بر مدعی حد جاری گردد.

اگر قرار است که مدعیان حتماً ادعاهای خود را ثابت کنند (که باید هم اینگونه باشد) ، هم باید کروبی به اثبات گفته هایش بپردازد ، هم موسوی چنین کند و هم احمدی نژادی که در برنامه مستقیم تلویزیونی ، ادعاهایی علیه برخی اشخاص مطرح نمود(که حتی مورد انتقاد رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفت) و هم افرادی مانند حسین شریعتمداری که که در متهم کردن خلق خدا ، شهره آفاق است و هم بقیه کسانی که بر این باورند "حرف و ادعا کنتور ندارد" و پلید ترین ادعاها و تهمت ها را نثار این و آن می کنند غافل از آن که اگر در این دنیا هم بتوانند به مدد رانت و قدرت ، از پیگرد قانونی معاف باشند ، برایشان گریزی از عقوبت دردناک الهی نیست در دینی که در آن ، آبروی انسان ها با حرمت کعبه مقایسه شده است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 11:9

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

مير حسين موسوي: مردم را تحقير و در صدا وسيما شروع به جو سازي کردند

ایلنا: در حالي نخست وزير دوران دفاع مقدس پيشتر وعده تشكيل شبكه اجتماعي را داده بود، در ديدار با اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشكي ايران تلويحاَ نام اين مجموعه را "تشكيلات راه سبز اميد" عنوان كرد و به شكل‌گيري اين تشكيلات به عنوان يك نهضت فراگير اشاره كرد و گفت: رنگ سبز نماد اين راه و مطالبه اجراي بدون تنازل قانون اساسي شعار آن است و شبكه‌هاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بي‌شمار و گسترده در سطح جامعه، بدنه اين جنبش هستند.

 مير حسين موسوي گفت: اگر به جاي آنكه مردم را تحقير كنند و در صدا وسيما شروع به جو سازي كنند، مواضع منصفانه‌اي مي‌گرفتند و اگر قبل از آن كه مردم به خيابان‌ها بيايند در چارچوب قانون و با احترام به حقوق مردم با آنان برخورد مي‌كردند ما امروز با بسياري از بحران‌ها روبرو نبوديم.

موسوي خاطر نشان كرد: شعارهاي ما در طول انتخابات در چارچوب قانون اساسي واصولي كه مردم باور دارند انتخاب شد، امروز هم به همان شعارها پايبند هستيم و يقين داريم اگر با خواست مردم منصفانه برخورد مي‌شد و دستگاه‌هاي تبليغي به جاي پيوند دادن حركت‌هاي خودجوش مردم به بيگانگان و وارونه نشان دادن حقايق سعي در اقناع افكار عمومي با نقد منصفانه و التزام به راست‌گوئي مي‌كردند به نفع نظام بود و روح بدبيني و بي‌اعتمادي به جامعه دميده نمي‌شد.