تبليغاتX
" به خدا نگوييد كه مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه خدای بزرگ داريد " اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات FBR تیم وست ویژن تبریز

بنده یکی از افرادی بودم که اعتقاد راسخ داشتم در انتخابات ایران به هیچ عنوان تقلب نمیشود و در مقابل کسانیکه میگفتند باید رای ندهیم به شدت جبهه میگرفتم و از دوستان و آشنایان تقاضا میکردم در آینده کشورمان با شرکت در انتخابات مشارکت کنند.

در سال ۷۶ بنده در سپاه خدمت میکردم در آن سال یکی دو ماه مانده به انتخابات فرماندهان سپاه همکی با برگزاری جلسات و سخنرانیهای مختلف با بیان دلایل هر چند دروغ به سربازان تفهیم میکردند که ۳ نفر از نامزدها لایق ریاست جمهوری نیستند و در آخر میگفتند شما از مابقی نامزدها انتخاب کنید به چه کسی میخواهید رای دهید البته کس دیگری جز آقای ناطق نوری نمیماند تا ما به غیر از ایشان کس دیگری را انتخاب کنیم. ناگفته نماند که وقتی میخواستند آقای خاتمی را تخریب کنند متوصل میشدند به تخریب آقای میرحسین موسوی و میگفتند چون آقای میرحسین موسوی از آقای خاتمی حمایت میکند پس ایشان نیز لیاقت ریاست جمهوری را ندارند در آن انتخابات مردم با اکثریت به آقای خاتمی رای دادند و آقای خاتمی انتخاب شد و این انتخاب باعث شد اعتقاد من به امکان نداشتن تقلب در انتخابات بیشتر شود. اما در انتخابات امسال که به صراحت تقلب در انتخابات را دیدم باعث شد دید من به نظام تغییر کند و از این به بعد قسم خوردم دیگر در هیچ یک از انتخابات شرکت نکنم.

شاید بعضی ها بگویند در این انتخابات تقلب نشده است من از این افراد خواهش میکنم یک آماری از نزدیکان و آشنایان خود بگیرند و ببینند چند نفر به آقای احمدی نژاد رای داده اند و چند نفر به آقای میرحسین موسوی رای داده اند بعد بگویند تقلبی شده یا نه. 

بنده با آماری که از نزدیکان و آشنایان گرفتم تقریبا ۷۰ در صد به آقای موسوی ، ۲۰ درصد به آقای احمدی نژاد ، ۷ درصد به آقای کروبی و ۳ درصد به آقای رضایی رای داده اند و از دوستان و آشنایان هم چنین درخواستی کردم و اینان نیز با بررسیها تقریبا به نتیجه گیری مشابه بنده رسیدند. و نیز حتما میدانید وقتی مردم در انتخابات حضور چشمگیری داشته اند به خاطر نه گفتن به نظام بوده پس این حداقال ۳۰ درصد آمار اضافی شرکت کنندگان که به غیر از آقای احمدی نژاد رای داده اند کجاست. با این ۲ دلیل بنده و دلیلهایی از جمله:

چطور میشود بنابه گفته شورای نگهبان در ۵۰ شهرستان تعداد رای ها خیلی بیشتر از تعداد واجدین شرایط بشود

اگر دقت کنید معمولا تعداد رای دهندگان کمتر از ۹۰ درصد واجدین شرایط رای باید باشد حال چطور میشود در حداقل ۱۵۰ شهرستان تعداد واجدین شرایط بیش از ۹۰ درصد بوده است

حتما شما نیز دوستان و آشنایانی در سپاه و بسیج و ... دارید اگر آنها انسانیت خود را از دست نداده باشند همچنان که به من اطلاع داده اند به شما هم خواهند گفت که چطور بعضی صندوقها در آخر وقت عوض شده و یا چطور قبل از انتخابات داخل صندوقها رای ریخته شده و یا چطور با یک خودکار و با یک خط بیش از ۷۰ درصد رای ها به اسم آقای احمدی نژاد نوشته شده است

باز فکر میکنید در انتخابات تقلبی صورت نگرفته است.

در آخر متاسفم از اینکه ۲۰ سال با یک تفکر غلط زندگی کردم آنهم اعتماد به نظام ، روحانیت و رهبریت. البته زمان امام خمینی چنین چیزهایی نبود و به صراحت میگویم انقلاب امام خمینی را اینان به تاراج بردند و هیچ وقت یادم نمیرود که امام به مسئولین توصیه میکردند که ای مسئولین شما را این ملت انتخاب کرده اند خدمتگذار این ملت باشید اما شعار بعد از امام شده: ای ملت مسئولین را حمایت کنید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 17:0

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حمایت از بازاریابان

(قسمت اول)

در دوم اسفند به استناد از سایت شرکت وست ویژن درج کردیم که خبر آمد خبری در راه است و خوشبختانه خبرها از هر لحاظ عالی بودند.

خبرهای اصلی عبارت بودند از:

1- مراحل استفاده از استپ 8

 مرحله اول : چنانچه فرد تمایل داشته باشد که مبلغ مورد نظر را به ای بانک خود انتقال دهد می تواند با انتخاب  گزینه " انتقال به ای بانک" ، مبلغ را به ای بانک خود منتقل نماید .

مرحله دوم : اگر شخص درخواست ثبت نام در آموزش اینترنتی زبان انگلیسی را داشته باشد می تواند با تکمیل گزینه " خرید پکیج" از مبلغ استپ 8 خود برای فعالسازی آموزش زبان انگلیسی در دفتر کار خود استفاده نماید .

لازم به ذکر است که فرد می تواند  تنها  از یکی از دو مرحله بالا استفاده نماید .

نکته قابل ذکر دیگر اینکه گزینه های استفاده از استپ 8 فقط برای کسانی که استپ 8 به آنان تعلق می گیرد فعال خواهد بود .

2- شرایط استفاده از استپ 8

کسانی که در دوره های محاسباتی معین شده که در ذیل مشخص شده اند ثبت نام کرده اند و تا کنون هیچگونه فعالیتی نداشته اند و نیز پورسانتی دریافت نکرده اند با توجه به هر محدوده ی زمانی مبلغی به صورت استپ 8 به آنها پرداخت خواهد شد.

دوره اول: دوره محاسباتی 55 تا ابتدای دوره ی محاسباتی 104؛ کسانی که تاریخ ثبت نام آنها در این محدوده زمانی باشد مبلغ 30000 ریال بابت استپ 8 به ایشان تعلق می گیرد.

دوره دوم : دوره محاسباتی 104تا ابتدای دورهء محاسباتی 119؛ کسانی که تاریخ ثبت نام آنها در این محدوده زمانی باشد مبلغ 20000 ریال بابت استپ 8 به ایشان تعلق می گیرد .

دوره سوم : دوره محاسباتی 119 تا ابتدای دورهء محاسباتی 124؛ کسانی که تاریخ ثبت نام آنها در این محدوده زمانی باشد مبلغ 10000 ریال بابت استپ 8 به ایشان تعلق می گیرد .

3- انتقال از G-bank جهت خرید E-card

4- قابل توجه مشتریان و بازاریابان گرامی

شرکت وست ویژن در راستای بین المللی نمودن بازار خود و ارتقاء سطح کاری ، از همان ابتدا سعی داشت تا بتواند راهبردهای جدیدی را برای خود طراحی نماید و در این راستا داشتن یک بانک مستقل و همچنین دانشگاه از این موارد بود.

خدا را شاکریم که در نهایت تمامی سعی و تلاشها به ثمر رسید وموافقت با مجوز فعالیت بین المللی از سوی دولت نیوزلند انجام شد و این شرکت با دریافت  این مجوز میرود تا حیات جدیدی را برای خود رقم زند.

محدوده فعالیت این مجوز به شرح ذیل است :

1- ارائه امور مالی

2- دریافت و پرداخت

3- صدور دسته چک

4- بازنمودن حسابهای جاری ،سپرده مدت دار 

5- گشایش اعتبارات اسنادی

6- گشایش LC

7- انجام امور بازاریابی

8- دریافت و انتقال ارز به بانکهای سراسر جهان

9- صدور کارتهای اعتباری

10- شرکت نمودن در امور بین بانکی و خرید و فروش ارز و ارتباط با مراکز بورس بین المللی.

این شرکت با دریافت این مجوز سعی دارد تا شیوه عملیاتی و بازاریابی جدیدی را ایجاد کند و در این راستا 2 پلان سیلور و بین المللی با هم ادغام خواهد شد و تنها یک پلان منفرد برای فعالیت وجود خواهد داشت. نرم افزار جدید در حال طراحی است که اطلاعات 2 پلان را با یک دیگر ادغام نماید. همچنین فعالیت بازاریابان در راستای اهداف جدید شرکت فیلتر شده و با قوانین جدید همراه خواهد شد. دفتر مرکزی شرکت نیز به کشور امارات شهر دبی منتقل میشود.

از تمامی مشتریان گرامی که ثبت نام خود را انجام داده اند ولی کالایی را جهت خرید انتخاب ننموده اند در خواست میشود که نهایتا تا 2 ماه آینده اقدام به انتخاب و خرید کالای خود نمایند.

تلفن های جدید شرکت در دبی نیز بزودی اعلام خواهد شد.

شرکت سعی دارد تا در 3 یا 4 ماه آینده سایت اینترنتی و همچنین نرم افزار بانکداری خود را به اتمام رسانده تا مشتریان و بازاریابان بتوانند حساب بانکی خود را گشایش نموده و از امکانات آن بهره مند شوند. نام بانک و وب سایت اینترنتی بانک پس از اتمام نرم افزار یکپارچه بانکداری اعلام خواهد شد.

با این خبرها دیگر از وست ویژن چه میخواهیم؟؟؟

چند روز قبل مدیریت  وبلاگ تیم آموزشی وست ویژن، آقای دلالزاده پست نظر سنجی با عنوان اگر شما امروز جای مدیر عامل شرکت وست ویژن بودید چه میکردید؟ درج کرده بودند. اکثر نظرات این پست بیشتر به شکایت از مدیر عامل شرکت وست ویژن شباهت داشت.

این همه خبر خوب داده شده این همه امکانات خوب ارائه شده با این همه دیگر چه میخواهید !!! ؟؟؟ دیگر چه کم و کسری دارید !!! ؟؟؟ چرا باز ناراضی هستید !!! ؟؟؟

ادامه دارد ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:55

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

اخراجی ها

فتح بهشت بیدی نیست که با این بادها بلرزد

معلوم است که بید نیست چون بید هم دارای شعور است و لرزش آن از باد به ذات شعورمندش است که خداوند متعال در او قرار داده است به باور ما شیعیان تمامی موجودات زنده دارای شعور هستند. آری همه ما فهمیدیم که تو یک قطعه چوب خشک و نحیف بیش نیستی که با وزش اولین باد میشکنی و خرد می شوی و بعد پودر هم میشوی و ذات وجودی خود را انکار میکنی بید در برابر باد از خود انعطاف نشان میدهد تا سرنگون نشود بید در حال لرزش و تکان خوردن و انعطاف در برابر طوفان هم همان بید است و منکر بید بودن خود نمیشود، لیکن تو چه ؟؟؟؟!

چرا از ترس وقتی داشتی به اعمال مجرمانه و کثیف خود جوابگو میشدی منکر همه چیز شده ای، گفته اند که رنگ به رخساره نداشتی ....... الهی ...... طفلکی .....

پس ای مرد بزرگ؟ ای حلال خور؟! ای گیرنده حق از ناحق ؟! ای دلسوز؟! ای فلفل ریزه میزه تو کجایی!!!؟

چرا پس دربرابرعدالت منکر هویت خود شدی؟ تو که خیلی مرد(!!) بودی؟ تو که می خواستی ........

این رفتارها نشان از چه دارد؟ آیا جز این است که فرد بزدل و حقیری هستی؟ مرد بودن به هوار کشیدن و عربه زدن نیست به وظیفه عمل کردن است اگر مرد بودی چرا بازاریابانت را که هنوز در حال کار کردن هستند را رها کردی لازم نبود ماشینت را بفروشی تا در الوند سرمایه گذاری کنی و به دروغ بگی پول بازاریابانم را دادم ...!!!  

به فکر خودت با اعلام آدرس لانه مخفی !!! تیر خلاص را زدی، آخر نابخرد مگر شرکت تا به حال دفتر نداشت مگر بازاریابان ارشد و دیگران آدرس آنرا نداشتند، ای کاش کمی فکر می کردی سپس عمل می کردی، کمی فکر نه بیشتر ...

هنگامی که زمان جدا کردن ناخالصی ها فرا رسید بسیاری شروع به دادو فریاد کردند و فریاد وااسفا سر دادند لیکن پس از گذشت اندک زمانی همگی متوجه شدند که ناخالصی باید جدا میشد و حق با شرکت بود، فتح بهشت زمانی که از انجمن کنار گذاشته شد و به جلسه وب لاگ نویسان دعوت نشد (که طبق شنیده های من در جلسه اول به کمک یکی از دوستان! به جلسه آمد) برخی تعجب کردند در صورتی که چهره  ایشان از همان موقع نمایان گشته بود ولیکن مدیریت شرکت اصرار برگذشت و دادن فرصت به ایشان داشت.

لازم است اشاره ای داشته باشیم به دو اخراجی دیگر که در ماجرای اخیر دخالت مستقیم داشتند و از آمرین اصلی این جریانات نیز بوده اند همانهایی که از مدعیان هوش و ذکاوت بودند همانانی که به قول مدیریت آبروی چند کلمه را برده بودند مثلا" استراتژی (= استرافژی) همانانی که مدعی سواد و دانش بودند و گرافیست را گرافیگر تلفظ میکردند، وقتی اینان با هوشمندی و عکس العمل شرکت مواجه گشتند و جایگاهشان بلاک شد چهره واقعی خود را بر همگان نمایان ساختند، شما دیگر چرا؟ شما که از دانش تجزیه و تحلیل اطلاعات برخوردار بودید گلوکز بدنتان بسیار بالا بود، چرا در چاله ای که فتح بهشت کنده بود رفتید؟ هر چند که الوند در خور شان شما میباشد لازم به ذکر است شرکت حق برخورد قانونی را برای خودش برای تمام کسانی که بخواهند نابخردانه و کینه توزانه به منافع جمعی بازاریابان خدشه وارد کنند را محفوظ میداند.

پس پند گیران، پند بگیرید ...

علی کار اندیش

منبع: The Best Of Leaders 

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 17:35

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 از كوته نظران بپرهیز

از كوته نظران چنان بپرهیزید كه گویی از "طاعون" گریخته اید! آنان با دیدگاه های محدودشان همواره انگیزه های شما را سركوب می كنند.

چالز آلبرت پویسانت

 بارها خواسته ایم تصمیم مهمی بگیریم و تغییر برجسته ای در زندگیمان ایجاد كنیم؛ اما هر بار به دلیلی متوقف شده ایم. یكی در گوش ما خوانده است : "تو همیشه بر اشتباه بوده ای". دیگری گفته است: " تو فرصت ها را از دست داده ای؛ حالا دیگر چه وقت این حرف هاست". سایرین هم بی كار ننشسته اند و با ایما و اشاره به ما فهمانده اند كه بهتر است با هرچه كه در این لحظه هستیم كنار بیاییم و شكستی را بر شكست های گذشته مان اضافه نكنیم. گویا همه سست عنصرهای واخورده بسیج شده اند تا ما كماكان از بهپویی روانی و روحی بركنار بمانیم و با تعفن ایستایی بسازیم.

افراد حقیر همه را حقیر می خواهند. گویا آنان هرگز نشنیده اند كه خداوند متعال انسان را در اوج تعالی آفریده است و خود را به این آفرینش شكوهمند تبریك گفته است ـ فتبارك ا... احسن الخالقین.

تنفس در فضای حقارت، آدمی را از جانب اعلا به جانب سفلی سوق می دهد؛ شوق پویش و رویش را در وجود آدمی می میراند؛ و از او موجودی ضعیف می سازد كه همه مساعی خود را در مسیر تخریب دیگران بـه كار می گیرد. راستی كه چـه نفرت انگیز است این روش و منش.

شما بگویید، مگر آدمی از كرم كوچك ابریشم حقیرتر است كه نتواند تغییر و تبدیل را تجربه كند و از وجود ابتدایی خویش، پروانه ای زیبا بسازد؟ پروانه شدن كه جای خود دارد، انسان می تواند خداگونگی را تجربه كند.

چرا ما با بزرگان ننشینیم و تغییر برجسته ای در زندگیمان ایجاد نكنیم ؟

بیایید از كوته نظران بپرهیزیم و با بزرگان بنشیمیم و از آنان راز موفقیت را یاد بگیریم. چون ما انسانیم و برای رسیدن به موفقیت و كمال باید تلاش كنیم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 20:14

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حق با کیست؟

بعد از اینکه قسمت اول حق با کیست را درج کردم انگار به مزاج خیلی ها خوش نیامده و هر چی لایق خود بوده را نثار من کرده اند. بعضی ها هم فکر نکرده زود قضاوت کردند و حرفهایی زدند که از بی خردی آنها حاکی بوده است. یکی هم مرا محکوم کرده که چرا اسم وبلاگ فتح بهشت را بعنوان مخالف میاری تا از فردا آمار بازدیدش را بیشتر کنی تو که عملت بدتر از اونه. در جواب این دوست با شعور هم عرض میکنم مگر با مخفی کاری میتوان کاری کرد؟ آنهایی مخفی کاری میکنند که عرضه دفاع و حمایت از کار خود را ندارند و فکر میکنند با مخفی کاری میتوان کاری کرد اگر آمار بازدید چند ماه قبل را نگاه کنیم میبینیم آمار بازدید وبلاگهای موافق روزانه بیش از 200 نفر بوده است اما چرا امروز ما میترسیم که وقتی اسم وبلاگ مخالفی را میاوریم آمار بازدیدش زیادتر بشود بحث دیگریست که از حوصله این بحث خارج است پس از این حرفها بگذریم و برسیم به بحث اصلی خود و چرا تایماز ولیزاده با وجودیکه تعصب خاصی نسبت به وست ویژن داشته و پورسانت خیلی خوبی هم دریافت کرده امروز وست ویژن را رها میکنند؟

 (قسمت دوم)

در هر کاری بنگری همه حق را به خود میدهند حتی اگر اکثریت غیر این فکر کنند.

برای جواب دادن به سوال بالا بهتر است از روز اول شروع کنیم، روزیکه آقای تایماز ولیزاده وارد وست ویژن شدند.

آقای تایماز بعد از اینکه کار به ایشان معرفی شد و بعد از اینکه ایمان کافی به کار پیدا کردند وارد وست ویژن شدند آنهم با 7 خرید. بعد از ثبت نام فعالیت خود را شروع کردند. آنروزها به صراحت میتوانم بگویم آقای تایماز هیچ اطلاعاتی از نتورک نداشتند و تنها چیزی که باعث موفقیت ایشان میشد ایمان به کار و پشتکار فراوان ایشان بود و بس.

آقای تایماز چنان غرق کار شده بودند که حتی همسر خود را فدای وست ویژن میکردند به یاد دارم روزهایی که آقای تایماز حتی چندین ماه نتوانسته بودند همسر و خانواده خود را ببینند آنهم به خاطر ساپورت و حمایت مجموعه و سفر به شهرهای مختلف.

به یاد دارم روزهایی که بحران ممنوعیت نتورک مطرح بود این تایماز بودند که بیش از پیش در کار خود پافشاری میکردند و بیش از پیش به شهرهای دیگر برای حمایت مجموعه سفر میکردند و هرگاه از مجموعه ایشان شکایتی میشد خود را فدا میکردند و میگفتند من بالاسری ایشان هستم اگر شکایتی دارید از من شکایت کنید نه کس دیگر.

به یاد دارم آنروزها را که هر وقت با آقای تایماز تماسی میگرفتم متوجه میشدم که ایشان یک روز در این شهر و روز دیگر در شهر دیگریست آنهم برای ساپورت و حمایت مجموعه است که سفر میکنند و هزینه میدهند و اگر این پشتکار و تلاشها را نداشتند هیچ وقت حتی گلد هم نمیشدند همچنان که خیلی ها نه تنها پلاتینیوم نشدند بلکه گلد هم نیستند و اگر نگاه کنیم میبینیم بالاتر از آقای تایماز افراد کمی وجود ندارند.

تیم ما دست تعادل آقای حامد میرزایی بود و اگر ما را درست ساپورت میکردند و ما 100 نفر وارد میکردیم یک گلد به مجموعه آقای حامد اضافه میشد و ایشان میتوانستند به پلاتینیوم برسند اما تا به امروز جز چند عدد ای سریال از ایشان ساپورتی ندیدیم اما در عوض آقای تایماز ولیزاده با آنکه ما چندان سودی به ایشان نداشتیم خوب ما را ساپورت کردند و برای همین بود که تایماز پلاتینیوم شدند و هنوز حامد میزایی بالا دستی ایشان تو گلد مانده اند. از حق نگذریم باید از آقای تایماز بابت زحماتی که کشیده اند تشکر و قدردانی شود.

اگر بخواهیم آقای تایماز را برای آن روزها معرفی کنیم بهتر است از جمله خود ایشان استفاده نماییم که: تایماز یعنی مجموعه ها.

به یاد دارم آنروزها که آقای تایماز در دفتر شرکت مقامی داشتند و اگر بگویم دست راست آقای دکتر بابایی تایماز و پسر عموی ایشان محمود ولیزاده بودند هیچ شکی نکنید و اگر بگویم آقای تایماز فرد اول وست ویژن بودند و وست ویژن در دستان ایشان و پسر عموی ایشان میچرخید باز شک نکنید. حال چه شد چنین فردی وست ویژن را رها کردند؟

داستان از آنجا شروع شد که پسر عموی آقای تایماز (محمود ولیزاده) کاندیدای شورای شهر شدند و برای برنده شدن از اعتبار نتورکی استفاده کردند و حتی به یاد دارم که وقتی با آقای تایماز صحبت میکردم ایشان به من وعده داده بودند به ازای هر چند نفر که بتوانم برای شرکت در انتخابات کرج بیاورم به همان اندازه پاداش به من خواهند داد. وقتی آقای دکتر بابایی دیدند این کار آقای تایماز و پسر عموی ایشان به وست ویژن ضربه میزند پیغامی در سایت گذاشتند و مانع این کار شدند. مخالفت آقای دکتر بابایی با سوء استفاده از نام وست ویژن برای انتخابات باعث شد آقای تایماز وست را رها کنند و چون آقای دکتر بابایی علاقه خاصی به آقای تایماز داشتند برای همین سعی میکردند ایشان به آغوش وست ویژن بازگردند تا اینکه آقای تایماز به وست ویژن برگشتند از این روز به بعد بود که تایماز همان تایماز قبلی نبود!!!

آقای تایماز چون پلاتینیوم شده و در انتخابات شکست خورده بودند و نیز چون مغرور شده و میخواستند مفت خوری کنند برای همین دیگر حوصله ساپورت مجموعه را نداشتند و این با سیاست جدید آقای دکتر بابایی مغایرت داشت. ساپورت نکردن و زورگویی آقای تایماز از اوایل امسال شدید و شدیدتر شد تا اینکه مجموعه بزرگ آقای تایماز کم کم از بین رفتند و درآمد آقای تایماز هم روز به روز کم و کمتر شد تا اینکه ایشان مجبور شدند وست ویژن را رها کنند.

وقتی از آقای تایماز ولیزاده در این مورد بپرسیم حتما خواهند گفت که من شرکت وست ویژن را بدین مرتبه از اعتبار رسانیده ام و اکثر اعضا را من وارد وست ویژن کرده ام، خدمتی که من برای وست ویژن کرده ام هیچ کس دیگری نکرده است. خوب با این گفته آیا حق با تایماز ولیزاده نیست؟

حال خود قضاوت کنید حق با کیست؟

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 0:0

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حق با کیست؟

(قسمت اول)

در هر کاری بنگری همه حق را به خود میدهند حتی اگر اکثریت غیر این فکر کنند.

وقتی میان دو نفر اختلافی بوجود بیاید با یکی از این دونفر که صحبت کنیم و با استدلالهای آن به اختلاف فی مابین آنها بنگریم حتما حق را به وی خواهیم داد اما اگر استدلالهای هر دو نفر را بشنویم بعد قضاوت کنیم آنوقت میتوانیم حق را به حقدار بدهیم.

حال برسیم به نتورک بخصوص وست ویژن:

روزیکه من همین وبلاگ را ایجاد کردم هدفی جز ساپورت تیم نداشتم تا اینکه رفته رفته وبلاگ را همه شناختند. در روزهای اول من هیچ حقی برای خود نمیدیدم تا اینکه امروز کار به جایی رسیده که به خود حق میدهم و از دیگران انتقاد میکنم. مگر این حق را چه کسی به من داده است؟ در روزهای اول وبلاگ  ما مخاطبی جز چند نفر نداشت تا اینکه آمار بازدید زیاد و زیادتر شد و امروز که این مطلب را مینویسم شاید بتوان گفت بیشترین آمار بازدید را در بین وبلاگهای وست ویژن، وبلاگ ما به خود اختصاص میدهد و این ازدیاد بازدید است که به من قدرت نگارش داده و من حق را به خود میدهم و وقتی میبینم وبلاگ تازه واردی بی احترامی میکند زود جواب ایشان را میدهم و خودم را حقدار میدانم. حال واقعا حق با من است؟

حتما میدانید که تعدادی از وست ویژنیها مخالف شده و حرفهای زیادی را با عنوانهای مختلف بر زبان می آورند و تعدادی پا را فراتر گذاشته وبلاگهایی برای این منظور ایجاد کرده اند. اگر با دید آنها به قضیه نگاه کنیم و فقط استدلالهای آنها را قبول کنیم حتما حق را به آنها خواهیم داد اما اگر کمی واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم آنوقت خواهیم دانست که حق با کیست و ... .

همگی میدانید که استراتژی جدید آقای دکتر بابایی این است که برگهای زرد بریزند و برگهای سبز و باسواد بمانند و نیز ایشان اعتقاد دارند افراد باید در قبال کاری که انجام میدهند پورسانت دریافت نمایند و مفت خوری نکنند و چون خیلی از بازاریابان نتورک را با مفت خوری اشتباه گرفته اند و هرگاه کوچکترین مشکلی پیش بیاید خود را می بازند برای همین شاهد هستیم که خیلی از بازاریابان، وست ویژن را رها کرده اند و این کار باعث شده افرادی چون لیدرها و تاپ لیدرها دیگر درآمدی نداشته باشند و برای همین شروع به مخالفت کنند. جالب اینجاست که اکثراً افراد قدیمی و آنهاییکه پورسانت خوبی برداشته اند مخالف وست ویژن شده اند.

من از افرادیکه مخالف شده اند چند سوال دارم:

1- چرا زمانیکه شما در اوج دریافت پورسانت بودید مخالف نشدید؟

2- چرا آن زمان که وست ویژن چندان محصولی برای ارائه نداشت و قانونی هم نبود کنار نکشیدید و مخالفت نکردید؟

3- چرا آن زمان که مجموعه شما افراد را فله وار وارد وست ویژن میکردند فکری نکردید؟

4- چرا وقتی مجموعه شما دچار مشکل میشدند به جای حل مشکلات، آنها را رها میکردید؟

آری اگر راست میگویید جواب این چراها و امثال این چراها را بدهید بعد بیایید ساز مخالف بزنید.

عزیزان وست ویژنی من نمیخواهم مخالفین وست ویژن را محکوم کنم اما اگر این مخالفین کمی انصاف داشته باشند باید اول مخالف خود شده بعد با وست ویژن به مخالفت بپردازند.

وبلاگ فتح بهشت یکی از قدیمیترین وبلاگهای وست ویژن میباشد که در همه حال همراه وست ویژن بوده است اما چرا امروز همین وبلاگ مخالف شده و چنین حرفهایی را در وبلاگ خود درج میکند؟ اگر از دیدگاه و استدلالهای مدیر این وبلاگ (آقای شایان) به قضیه نگاه کنیم حق را به ایشان خواهیم داد و اما اگر واقعیت را در نظر بگیریم آنوقت چه؟

من در مورد مدیر وبلاگ فتح بهشت چندان اطلاعاتی ندارم برای همین زیاد نمیتوانم در مورد ایشان قضاوت کنم ولی اینرا به خوبی میدانم که ایشان یکی از افرادی بودند که با کارکنان دفتر دوست بوده و میتوانستند هر مشکلی را که مجموعه خود داشته به راحتی حل کنند و وقتی امروز ساز مخالف میزنند به خاطر حل نشدن مشکلات مجموعه خود نیست بلکه به خاطر این است که ایشان دوست دارند مفت خوری کنند و اگر مطالب ایشان را خوانده باشید خود ایشان صراحتا بدین مسئله اعتراف کرده اند.

خیلی ها چون مفت خوری میکردند و امروز نمیتوانند مفت خوری کنند مخالف شده اند من نمیتوانم در مورد آنهاییکه نمیشناسم مطلبی بنویسم اما میخواهم از کسی مطلب بنویسم که ایشان را خوب میشناسم و اکثر شماها هم او را به خوبی میشناسید و شاید قبل از این همه ایشان را به عنوان تنها فرد متعصب به وست ویژن میشناختند حال همین شخص امروز مخالف وست ویژن شده و آنرا ترک کرده است. وفاداری ایشان به وست ویژن چنان بوده که امروز وبلاگهای شاکی از ایشان برای ضربه زدن به وست ویژن استفاده میکنند. آقای تایماز ولیزاده، تاپ لیدر و پلاتینیوم شرکت وست ویژن، همین کسی هستند که میخواهم در موردش صحبت کنم. آیا حق با تایماز ولیزاده است؟

در قسمت بعدی جواب سوال زیر را خواهید فهمید:

چرا تایماز ولیزاده با وجودیکه تعصب خاصی نسبت به وست ویژن داشته و پورسانت خیلی خوبی هم دریافت کرده امروز وست ویژن را رها میکنند؟

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 17:32

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

حق با کیست؟

در هر کاری بنگری همه حق را به خود میدهند حتی اگر اکثریت غیر این فکر کنند.

وقتی میان دو نفر اختلافی بوجود بیاید با یکی از این دونفر که صحبت کنیم و با استدلالهای آن به اختلاف فی مابین آنها بنگریم حتما حق را به وی خواهیم داد اما اگر استدلالهای هر دو نفر را بشنویم بعد قضاوت کنیم آنوقت میتوانیم حق را به حقدار بدهیم.

حال برسیم به نتورک بخصوص وست ویژن:

حتما میدانید که تعدادی از وست ویژنیها مخالف شده و حرفهای زیادی را با عنوانهای مختلف بر زبان می آورند و تعدادی پا را فراتر گذاشته وبلاگهایی برای این منظور ایجاد کرده اند. اگر با دید آنها به قضیه نگاه کنیم و فقط استدلالهای آنها را قبول کنیم حتما حق را به آنها خواهیم داد اما اگر کمی واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم آنوقت خواهیم دانست که اینان اصلا حقی ندارند ... .

امروز گوشه ای از تحلیل جدید خود را آورده ام و در این تحلیل نمیخواهم فقط من بنویسم و شما بخوانید برای همین از همگی میخواهم در این تحلیل مرا یاری کنید و با نظرات خود باعث شوید تحلیلی که میخواهم درج کنم تحلیلی قابل قبول باشد پس هرگونه توضیح یا مثالی در این باره دارید بنده مشتاق شنیدن آن هستم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 23:53

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

45 روز غیبت وبلاگ FBR و برگشتی دوباره

بعد از آنکه در تاریخ 13/8 آخرین مطلب را در وبلاگ درج کردم به خاطر دچار شدن به مشکلی تا به امروز نتوانستم دیگر وبلاگ را به روز رسانی کنم و این در حالی بود که تا 20 روز حتی دسترسی به کامپیوتر هم نداشتم بعد از 20 روز وقتی وارد وبلاگ شدم و با تعداد زیادی از نظرات دوستان و دشمنان مواجه شدم تصمیم گرفتم چند صباحی باز دست به وبلاگ نزنم تا همه، تحلیلات خود را انجام دهند تا شخصیت دیگران برای من روشن شود تا اینکه امروز تصمیم گرفتم دوباره وبلاگ را آپدیت کنم.

امروز میخواهم از بعضی دوستان گله کنم:

من از دشمنان گله ای ندارم که دشمنی خوی آنهاست اما از دوستان به اصطلاح دوست، گله دارم که شما چرا؟ شما که در ظاهر دوست ما بودید چرا؟ چرا به جای آنکه از ما جویای احوال شوید با نظرات خود باعث دل آزاری شدید؟

شما دوستان وبلاگ نویس که شماره موبایل مرا داشتید چرا به جای زنگ زدن و دانستن حقایق چنین برداشتهایی از ما کردید و چنان نظراتی دادید؟

از وبلاگ The Best Of Leaders  گله دارم و از مدیریت این وبلاگ میخواهم جواب قانع کننده ای به من و دیگر همکارانی که مثل من شروع به انتقاد کرده بودند را بدهند که چرا بعد از اینکه ما شروع به انتقاد نمودیم شما لینک تعدادی از وبلاگها را گذاشتید بجز وبلاگهایی که انتقاد میکردند، مگر شما شعار نمیدادید که ما مخالف انتقاد سالم نیستیم؟ ما وبلاگ نویسان، مدیریت وبلاگ The Best Of Leaders را همچنان رئیس انجمن وبلاگ نویسان میشناسیم  اگر انتقادات ما اشتباه بوده مدیریت این وبلاگ شماره موبایل ما را داشته میتوانسته این را برای ما گوش زد نماید نه اینکه ما را طرد کند اگر مدیریت چنین وبلاگی اینگونه مغرضانه برخورد میکند از وبلاگهای دیگر هیچ انتظاری نمیرود.

از وبلاگ X که درست بعد از 10 روز با پر رویی تمام نظر میدهد که:

در اینجا جا دارد از شما خداحافظی کنم. لینک شما به این خاطر که کار نمیکنید حذف شد.

دوست عزیز بهتر نبود بیش از 10 روز صبر میکردی بعد این مطلب را میگذاشتی؟ البته خصومت شما با ما بیش از اینها بوده خود میدانید. در اینجا نمیخواهم بیش از این بدانها اشاره ای نمایم جز اینکه جواب شما را که در پست نظرات گذاشته بودید بدهم:

یادم میاد اوایل کار بهتون میگفتم که چرا مطالب ما را لینک نمیکنید وخود مطلب را میگذارید؟ جواب میدادید که وبلاگ ها بعد از مدتی اف میشن و منفی میشن و ...

اون روز گفتم من از اونهایی نیستم که قرار منفی بشم شما خیلی خودتو قبول داری که فکر میکنی دیگران منفی میشوند و خودت نه. درسته دقیقا همبن حرفا بود. حالا که به لطف خدا 6 ماه داریم وبلاگ مینویسیم و هنوزم که هنوزه ذره ای از ایمانمان کم نشده. هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. زمان همه چیز را درست میکند.

دوست عزیز وبلاگ X، وبلاگ فتح بهشت با آن دبدبه و کبکبه بعد از 2 سال مخالف شد حال چطور شما با افتخار میگویید: به لطف خدا 6 ماه داریم وبلاگ مینویسیم و هنوزم که هنوزه ذره ای از ایمانمان کم نشده، مگر شما نبودید که از آقای دکتر بابایی برای وبلاگ نویسان مقرری درخواست میکردید!!!

امروز در اولین مطلب بعد از 45 روز غیبت نمیخواهم فقط گله کنم بلکه از تعدادی از دوستان که از طرقی جویای حال بودند و ما را حمایت میکردند کمال تشکر را دارم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 21:3

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

دوست واقعی کیست؟

مدتی است که ما دست به انتقاد زده ایم و تعدادی از خوانندگان عزیز ما را دشمن وست ویژن و آقای دکتر بابایی معرفی کردند و خود را دوست، حال میخواهیم در مورد دوست واقعی مطلب بنویسیم و خود شما خوانندگان را قاضی قرار میدهیم تا خود قضاوت کنید که ما دوستیم یا دشمن؟

دوست واژه ای 4 حرفی غریب و نا آشنا مثل رویا می ماند گذرا و ناپایدار همچون سرابی در صحرای خیال آری در این دنیا فراوان اما در قلب ما نایاب.

دوستی رو فقط در یک کلمه میشه پیدا کرد آن هم فقط در صداقت و چون خیلی کم امکان پیدا کردن انسان و دوست صادق هست پس فقط یک نفر هست که میتوانیم با او دوست باشیم و آنهم خود ذات پاک هر انسان که باید حداقل با خودمون صداقت را داشته باشیم آنوقت میبنیم که آیا ما میتوانیم دوست خوبی برای دیگران باشیم یا نه؟

یک دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند.

یکی از راههایی که انسان میتواند به عیوب خود پی ببرد معاشرت با دوستان خوب است.

دوست تو کسی است که تو را از کارهای زشت باز دارد و دشمنت کسی است که کارهای زشت تو را نیک جلوه دهد.

امام صادق (ع) می فرمایند: «محبوب ترین برادر نزد من کسی است که عیوبم را به من اهدا کند.»

 « تحف العقول ، ص 273 – اصول کافی – وسائل شیعه »

پس کسی که ادعای دوستی می کند ولی عیوب انسان را تذکر نمی دهد و هر گونه نقص و عیبی که می بیند بی تفاوت از آن می گذرد دوست واقعی نیست و چه بسا دشمن انسان (هر چند از روی دشمنی) خدمتی به انسان می کند و عیوب او را تذکر می دهد، که اگر تذکر نمی داد او نمی توانست به سادگی به عیوب خود پی ببرد.

از صـحبـت دوستــی بـرنجـم                                     کاخلاق بدم حسـن نماید

عـیـبـم هـنــر و کـمـال بـیـنـد                                      خارم گـل و یـاسمن نماید

کو دشمن شوخ چشم بیباک                                       تـا عیـب مـرا به من نماید

همانگونه که عیب جویی زشت و حرام است کتمان عیب نیز خیانت است زیرا مومن باید مانند آیینه باشد و زشتیها و زیباییهای برادر دینی خود را نشان بدهد منتها به خود او نه به دیگران، که شأن آیینه همین است. (البته ما خواهان این بودیم که با خود شرکت رابطه نزدیک داشته باشیم تا انتقادات را مستقیما به گوش شرکت برسانیم و الان هم که در وبلاگ دست به انتقاد زدیم به ناچاری است.)

امام صادق (ع) فرمودند: « کسی که برادر دینی خود را گرفتار عمل ناپسندی می بیند و می تواند او را از این کار باز دارد اگر چنین نکند به او خیانت ورزیده است .»

 « بحار الانوار چاپ بیروت ، ج72/ص65»

حال ببینیم دیگر ائمه در این باره چه میگویند:

امام سجاد علیه السلام:

با پنج دسته رفاقت مکن:

با دروغگو :زیرا او همانند آب نما دور را برای تو نزدیک جلوه می دهد و نزدیک را دور.

با کناهگار: که تو را با یک لقمه و با کمتر از آن می فروشد.

با بخیل: که در آن موقعی که نیاز فراوان به مال داری به تو کمک نمی کند.

با احمق: که می خواهد به تو نفع برساند ولی چون نادان است به تو ضرر می رساند.

با آنکسی که با خویشاوندانش ناسازگاری می کند و از آنها دیدن نمی کند که در قرآن کریم در سه مورد ملعون معرفی گردیده است.

امام محمدباقر علیه السلام:

 با کسی دوستی کن که در حالیکه تو را پند می دهد گریه ات بیندازد و با آنکس که به تو خیانت می کند و تو را می خنداند دوستی ننما و بزودی روز رستاخیز برپا می شود و در پیشگاه خدا می رود و حقیقت را در می یابد.

امام صادق علیه السلام:

 دوست باید دارای این امتیازات و علامتها باشد :پشت سر و پیش رو نسبت به شما یکسان باشد. خوبی شما را خوبی خود بداند و ناراحتی شما را ناراحتی خود. آنگاه که به ریاست و مالی رسید عوض نشود. در کاری که از دستش برمی آید نسبت به شما کوتاهی نکند و به هنگام سختیها و ناراحتیها تو را رها نکند.

امام صادق علیه السلام:

 آن دوستی که علیه شما سه مرتبه عصبانی شد و در حال عصبانیت به شما بدگویی نکرد، برای دوستی باارزش است و او را برای خود حفظ کن.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 12:23

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

وست ویژن را ساده به دست نیاورده ایم که ساده از دست بدهیم!

خوب تا اونجایی که دیدید و خوندید ما و 2-3 تا از وبلاگها دست به حرکت متفاوتی زدیم! که برداشتهای متفاوتی رو در پی داشته، که به مزاج برخی ها سازگار نبوده!

 اما هر فکری می کنید بکنید.

مهم اصل کار یا همون هدفه، هدفی که خیلی ها از فهمیدن اون عاجزن.

اول باید خودم رو معرفی کنم.

اسم من نوید، 21 سالمه، و از اعضای تیم تبریز هستم و جز اشخاصی هستم که در نوشتن وبلاگ  کم و بیش به آقا محمد کمک می کنم.

در تاریخ 1/1/2006 در وست ویژن خرید زدم، قبل از آن هم نزدیک به 2 ماه تحقیق کردم، و مثل اکثر افرادی که جو گیر میشن و نتورک رو انتخاب کرده اند وارد این کار نشدم و هر جور نتورکی رو هم بگید پرزنت شدم و قبل از ورود به وست ویژن، جز مخالفان سرسخت نتورک بودم، خلاصه کا رو شروع کردیم، ولی بعد از 2-3 روز در گفتگوی ویژه خبری  شبکه 2نام وست ویژن رو بعد از گلدکوئست بردن که این هم جز شرکتهای غیر قانونیست! (دقیقا زمانی بود که مجلس قانون مبارزه با شرکتهای هرمی را برای دومین بار به شورای نگهبان فرستاده بود) اون لحظه هیچ وقت یادم نمیره، عرق سردی  تمام بدنم رو گرفت، اما یه احساسی در وجودم بود که می گفت وست ویژن خواهد ماند.

اون زمان خیلی ها  از بدنه وست جدا شدند، اونم با چه تعادل هایی800، 1000و ...

منم با تعادل 0، اما من وست رو کنار نگذاشتم، درسته 4-5 ما ه با تعادل 0 موندم ولی تصمیمم رو گرفته بودم، موفقیت چیزی نبود که بشه یک شبه بدست آورد.

حتی بالاسری مون هم مارو تنها گذاشت، از یک طرف موج منفی و از یک طرف از دست دادن لیدر!

خلاصه یه جوری تونستیم با آقای تایماز ولیزاده تماس بگیریم  و تا حدودی مشکلاتمون رو حل کنیم.

حال سخنم با کسانی است که فکر می کنن ما با وست ویژن دشمنیم، وست ویژن را کنار گذاشته ایم  یا در صدد تخریب وست ویژن هستیم یا توانایی این رو نداریم كه وست ویژن رو كار كنیم!

از شما یک سوال دارم، شمایی که به ما اعتراض می کنی یا در وبلاگت با کنایه حرف می زنی یا تویی كه دم از ایمان راستین می زنی!؟

چقدر در وست ویژن تلاش کردی و چقدرسود کردی؟ ومن چقدر تلاش کردم و چقدر سود کرده ام!

سخنم با کسانی است که به ما تهمت میزنند!

وقتی میگویید که ما به وست ایمان داریم، درست است که آن موقع ها وست چیزی برای عرض اندام نداشت یا آن موقعها محصول نبوده یا غزالها گردن شکسته بود و...

خوبه که شما اون غزال گردن شکسته رو دیده بودید ما اصلا غزال ندیده بودیم که حالا گردنش رو هم شکسته باشند.

اگر صحبت از بحران است که ما همشون رو دیدیم!

اخبار صدا وسیما، اونم نه یکبار - اخبار روزنامه ها- هک شدن دامین سایت - پلمب دفتر- رفتن لیدرها- بسته شدن سایت - نیامدن محصولات وتازگی ها هم كه رفتن لیدرهامون (كه مشكلش هم حل نشده باقی مونده).

ولی من موندم اونم با تعادل 0(صفر)

آیا شما می تونستید با تعادل 0 (صفر) 4-5 ماه صبر کنید؟

نمی دونم شاید من لیاقت وست ویژن رو نداشتم كه تعادلم صفر مونده بود؟

اونایی هم که می بینید دم از ایمان میزنن وتا حالا موندن، از وست ویژن سود کردن که موندن، بخدا اگه سود نمی کردن اینجوری صحبت از ایمان نمی کردند (ایمان از نوع پولی)

خیلی  از شماها بودن که صحبت از ایمان می کردن.

شاید  من معنی ایمانو نمی دونم که 200000 تومان هم سود نکردم.

 ولی نزدیک به 2 ساله که همه منو مسخره میکنن و میگن "از وست ویژن چه قدر سود کردی که خودت رو این طوری می کشی! حتی بالاسریهام منو مسخره کردن و بهم خندیدن، فکر می کنید کم دشنام شنیدیم (فقط بخاطر این که تعادلمون پایینه).

شاید اگه دکتر بابایی رو نمی دیدم خیلی وقت بود که وست رو کنار گذاشته بودم!

اما وقتی دکتر رو دیدم حس عجیبی بهم دست داد انگار که دنیا رو بهم دادن، آینده رو تو چهرش دیدم (شاید به قول بالاسریهام 2 ساله که دلت رو به اینا خوش کردی)، بذار هر جوری می خوان فکر می کنن!

یه گله هم دارم:

چرا فقط بالاسریها...؟ چرا فقط تاپ لیدرها...؟ چرا فقط بالا بالایی ها...؟ چرا فقط جلسه دکتر بابایی با بالا بالایی هاست؟ مگه ماها آدم نیستیم؟ فقط بخاطر پایین بودن تعادل؟

وقتی که با دکتر بابایی جلسه ای آموزشی هست فقط آدمای تکراری اونجا هستن چرا نمی خواهید جمعتون پذیرای آدمهای دیگه باشه که مشتاق و عاشق وست ویژن هستن!

هر اطلاعاتی یا هر چیزه دیگه که میاد اون بالا بالاها گیر می کنه و پایین نمی یاد مثل اینکه تو گلوی وست ویژن مونده! باید چاره ای کرد تا وست ویژن رو خفه نکنه!

ما هم مثل آدمای بدبختی هستیم که به دهن اونها نگاه می کنیم، تا اگه تیکه ای اضافه بیاد یا لقمه ای اضافه اومد ما هم بخوریم!

بخدا این حق ما نیست که این جوری بلاتکلیف بمونیم!

این همه مدت صبر کردم که نتیجه بگیرم، (منتی هم برای هیچ كس نداره، چون این خواسته قلبی من بوده) نتیجه بگیرم و به خیلی ها ثابت کنم که اولا من می تونم، دوما شماها نمی تونید وست ویژن رو با عقل ناقصتون درک کنید (خیلی ببخشید، موندم که پوز خیلی ها رو بزنم به خاک).

ماها تا بحال نموندیم که فلانی تو وبلاگش یا نظری که میده برای ما درجه ایمان تعیین کنه، چون ایمان یه چیزیه تو درون آدم، و هر کسی صلاحیت اینو نداره که برای ما خط و نشون تعیین کنه یا به ما تهمت بزنه چون حقش رو نداره!

مثال ما ریختن برگهای زرد نیست، بلکه کندن برگهای سبزه!

در جواب بعضی از دوستان باید گفت شاید شماها از ما بهترونید؟

ما مثل بعضی ها سرباز نبودیم که موقع حمله فرار کنیم ما عاشق وست ویژن هستیم و عاشق هر کاری برای معشوقش می کنه!

ما چیزی زیادی نمی خواهیم، فقط میخواهیم از بلاتكلیفی در بیاییم و فعالیتمون رو شروع کنیم، ما 5 ماهه داریم می گیم ما بلاتکلیفیم ولی کو گوش شنوا. 2 ساله که صبر کردیم این 4-5 ماهم روش ولی ... .

در جواب اونایی كه خود رو دایه مهربان تر از مادر می دونن باید گفت كه: اون موقعی كه بچه های تیم رو (یكیش داداش من و آقا محمد) كه مامورین تو ارومیه گرفته بودن آیا شما مامور و فهموندی!؟ داداشم مامور رو پرزنت كرد! آیا جراتش رو داری مامور رو پرزنت كنی!؟

چرا فكر می كنید فقط شماها دلسوز وست وی‍‍‍ژ‍ن هستید ؟ در مورد دكتر بابایی هم اینو باید بهتون بگم كه اگر به اندازه بعضی ها ایشون رو نشناسیم كمتر هم نمی شناسیم!

خیلی جالبه، انتقادهای ما شده خسته كننده جان دكتر بابایی؟ ولی كارهای بعضی ها شده مرحم جان دكتر بابایی !الله العلم!؟

همه می دونن:

"هیچ كس اجازه ناز كردن برای وست ویژن رو نداره" این حرفه دكتر بابایی! ما سهلیم، به قول دكتر بابایی "من هم اجازه ناز كردن ندارم".

در ثانی انتقادهای ما ربطی به ذات  وست ویژن نداره، بلكه گله از بی لیاقتی بعضی ها داره كه لباس میش پوشیدن اما گرگند، اونم چه گرگهایی!!!

مگه كم دیدیم آدمایی كه دم از عشق و عاشقی برای وست میزدن اما وست رو به ثمن سوییس كش یا آسو و ... فروختن، فكر نكنم كه نام بردن این افراد لازم باشه، همه خوب می دونن كه اینا كی هستن، در ضمن ماها مثل بعضی ها ... نبودیم كه توی زباله دیگر نتوركها از بوی لجن اونا خفه بشیم!

من یا بهتر بگم ما ... وست ویژن رو با كل نتوركهای دنیا عوض نمی كنیم، می دونی چرا؟

چون بابایی رو دوست داریم نه مثل شما در رو بلكه از ته قلب. این حرف دل من، محمد، ترنادو، یا هركسیه كه  معنی ایمان رو خیلی خوب می دونه!

می دونید چه كسایی از وست ویژن فرار كردن؟ اونایی كه نمی دونستن.

این سخنان یا انتقادها درد دل خیلی هاست كه عاشق وست هستن ولی دستشون به هیچ جا بند نیست، یك گله هم دارم كه چرا ما رو 4-5 ماهه ترد كردین؟ مگه ما ... .

 امیدوارم كه جناب دكتر بابایی فكری بحال ما  بكنند، كه این خواهش برای چندمین بار است.

 مطمئنم جناب آقای دكتر بابایی من و آقا محمد رو خوب می شناسن. بعضی ها می خواهند باور كنند می خواهند باور نكنند، چون از دل ما خبر ندارند، و با تحلیل ها و برداشتهای سطحی شون نمی تونن ذره ای از ایمان ما به وست ویژن و دكتر بابایی رو كم كنن.

آقای دكتر بابایی امیدوارم شكی به ایمان ما نداشته باشید، مطمئنم كه شما دوست و دشمن را خیلی خوب می شناسید.

در آخر می دانید چرا با وجود اینكه 2 ساله درآمدی از وست ویژن نداشتم، ولی اونو كنار نگذاشتم؟

"چون وست ویژن رو ساده بدست نیاورده ام كه ساده از دست بدهم"

نوشته شده توسط نويد در تاريخ شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 11:17

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

ما خواهان عدالت علی هستیم

امروز وقتی وارد وبلاگ شدم دیدم تعدادی از دوستان و دشمنان نظر گذاشته اند. در بین این نظرات به نظر فردی برخورد کردم که هیچ از تاریخ اسلام اطلاعی نداشت و هرچه لایق خود بود به من و ترنادو نسبت داده بود  امروز میخواهم جواب دندان شکنی به این دوست عزیز که خود را بینام معرفی کرده بدهم.

نظر این دوست عزیز:

نویسنده: بینام

من نمیدونم چرا اینقدر ادعا دارید ونسبت به وست احساس مالکیت می کنید؟ هنوز نه کسی از مسئولین شرکت خدای نکرده مرده نه در شرکت بسته شده! انگار نمی فهمید که بلاک شدن طبق یک سری قوانین نرم افزاریه. کسی با شما یه نفر خصومت شخصی که نداره. شما که نمی خوای ورودی بگیری نگران چی هستی؟ طلحه وزبیر هم خودشونو دوست پیامبر می دونستند! دوستی شما دوستی خاله خرسه ست! اگر قبلا" جو می دادی برای دل خودت بوده اینهمه منت نداره. تو کار خودت رو بکن چرا هی توجیه میکنی و دیگرانی رو که با وجود داشتن همین مشکلات منتظرند می بری زیر سئوال؟ حالا همه دشمن شدند تو و ترنادو دوست؟ نمی دونم اصلا" به ذهنت هم می رسه که شاید داری با این کارات خستگی دکتر بابایی رو بیشتر می کنی؟ اینهمه ادعا داری هنوز نفهمیدی نت ورک یک سلف سرویس است؟ ایراداتی که تو می گیری مستقیم از آقای دکتر است دیگه چرا تو لفافه حرف می زنی؟ یعنی تو بیشتر از آقای بابایی می فهمی چی به صلاح شرکت است؟

قبل از جواب دادن، این دوست عزیز را با قسمتی از تاریخ اسلام آشنا میکنم:

1- حضرت على (ع) از آغاز مردم را به عدالت خواهى دعوت کرد و تا آخر هم چنان پایدار بود و در تمام مراحل عدالت را رعایت مى کرد.

رسول خدا(ص) جمله تاریخی را در باره ی علی(ع) فرمود:

«او خشن ترین فرد است در ذات خدا»

یعنی علی آنجا که پای امر الهی برسد، از هرگونه مصانعه و ملاحضه کاری به دور است. مصانعه و مصانعه دوستی نوعی ضعف و زبونی است و نقطه مقابل خشونت اصولی است که نوعی شجاعت و قوت است.

علی (ع) افراد فرصت طلب را سرکار نگذاشت:

طلحه و زبیر خدمت على (ع) عرض کردند با تو بعیت کردیم که ما را بر دیگران برترى دهى در کارها با ما مشورت نمائى و در عطا مزیت قائل شوى، با این همه خدمت که در راه اسلام کردیم تو بین ما و سایرین فرقى نمى گذاری. ما از تو حمایت کردیم ولى اکنون مالک اشتر و حکیم بن جبله را به ولایت مى گمارى باید ولایت بصره و کوفه را بما بدهى و الا ما نمى توانیم به همکارى خودمان ادامه دهیم.

على (ع) فرمود:

قبل از شما گروه دیگرى هم براى اسلام کوشش کردند ولى براى خدا کردند جزا هم از خدا مى گیرند. از خدا بترسید و فساد نکنید.

دوست عزیز طلحه و زبیر دوست پیامبر بودند اما دشمن علی شدند پس شما اول مطالعه تاریخی خودت را افزایش بده بعد حرف بزن.

این شمایید که مانند طلحه و زبیر دارید چرب زبانی میکنید که آقای دکتر بابایی به شما نظری داشته باشند.

2- وقتى معاویه دستور داد قرآنها را بر سر نیزه کنند. على فرمود دروغ مى گویند با آنها بجنگید.

اما خوارج گفتند با قرآن بجنگیم؟! ما براى دفاع از قرآن به جنگ آمده ایم.

حال دوست عزیز فکر نمیکنی شما هم مانند خوارج باشید؟؟؟

خوارجی که على را ناچار کردند جنگ را متوقف سازد و حکمیت را بپذیرد. و بعد همین ها بر على شوریدند که چرا حکمیت را پذیرفتى و باید توبه کنى. و در نماز به او اقتدا نمى کردند و مى گفتند کافر شدى.

خوارج مردمى عابد و متنسک و تنگ نظر بودند، شبها عبادت و روزها غالبا روزه بودند. پیشانیها از کثرت عبادت پینه کرده بود به احکام ظاهرى اسلام سخت پایبند بودند ـ به عقیده خود سخت مقید بودند ـ جاهل و نادان بودند و کج فهم ـ به عنوان امر به معروف و نهى از منکر قیام کردند ـ جاهل بودند و آیه ان الحکم الا لله را بد تفسیر مى کردند و به تفسیر امام و رهبر گوش نمى دادند.

دوست بینام به خودت و همکیشان خودت نگاه کن آنوقت خواهی دید که شما همچون خوارجی هستید که امروز با آقای بابایی بیت کردید اما در لحظه آخر ایشان را تنها خواهید گذاشت.

3- دوست بینام ما آنقدر به وست ویژن و آقای دکتر بابایی ایمان داریم که مطمئن هستیم هیچ وقت در وست ویژن بسته نخواهد شد و اینرا هم میدانیم که بلاک شدن یک سری قوانین خود را دارد اما این یک سری قوانین آیا بیش از دو، سه ماه طول میکشد؟

اگر به ما جواب منطقی بدهند ما باز منتظر خواهیم بود اما ...

4- من اگر نمیخواستم ورودی بگیرم دیگر نیاز نبود وبلاگ بنویسم تا کوته فکرانی چون شما نظر بدهند.

5- آقای بینام تو هم مرد باش و خودت را مثل ما درست معرفی کن نه اینکه مثل نویسندگان وبلاگهای شاکی خودت را مخفی کنی.

6- آقای بینام گفتی نتورک یک سلف سرویس است. خوب منم قبول دارم اما یک سوال از توی آقای بافهم دارم آنهم اینکه:

 از کجا و چه چیز!!!؟؟؟ از دفتر شرکت یا از دفتر تاپ لیدر شرکت!!!؟؟؟

7- بعضی افراد که باعث از هم پاشی تیمها شده و میشوند وقتی از آنها انتقاد میکنیم برای این است که آقای دکتر بابایی بدانند با چه کسانی کار میکنند و اگر شما این را به خود آقای دکتر بابایی ربط دهید که این از کوته فکری شماست.

ما خواهان عدالت علی هستیم نه اینکه بعضیها بخورند و ما فقط تماشاچی باشیم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 21:20

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

ما دشمن وست ویژن نیستیم

با سلام خدمت تمامی عزیزان وست ویژن

گویا  مطالبی که در وبلاگ گذاشته ام چندام مورد رضایت بعضی از دوستان قرار نگرفته

عیبی ندارد این مسئله مشکلی نیست چرا که همیشه مطالبی که از قلمی خارج می شود راضی و ناراضی به همراه دارد

اما ناسزا گوئی و تحمتهای ناروا به گروه ترنادو TORNADO GROUP  دیگر چرا؟ نسبتهای بدی که به ما میدهی جناب آقای  یوسف  یا شما دوست بینام یا شما سرکار خانوم مینا و بنده را دشمن وست ویژن قلمداد می کنی دیگر چرا؟  اگه من یا مدیران دیگر وبلاگها از مشکلات نگیم پس کی بگه ها ...؟؟؟؟؟

عزیز دل من دوست واقعی وست ویژن تو نیستی که دلت میخواهد که همش  تعریف و تمجید از وست بشنوه نه عزیز این طرز رفاقت نیست.

میدونی فرق گروه آموزشی ترنادو یا  وست ویژن تبریزFBR  با خیلی از وست ویژنیها از جمله شما چیه؟  اینه که من معتقدم که یار واقعی ماییم که اگه کم وکاستیی میبینیم  اگه درد دل یک وست ویژنی رو میشنویم یا اگه مشکلات حل نشده 6 ماهه بچه های سازمان خودمون یا بچه های سازمانهای دیگه را میبینیم رنج میکشیم اعصابمون خورد میشه شب تاصبح خوابمون نمیبره و همش تو فکر اینیم که چطوری میتونیم به امثال این بچه ها کمک کنیم  آخرش میرسیم به اونجا که مشکلات رو تو وبلاگ مطرح کنیم. چرا که این رو بهترین راهی میدونیم که صدای بچه ها رو  به دکتر بابایی برسونیم. تازه موقع نوشتن هزار بار مینویسیم و خط میزنیم از ترس اینکه  تروخشک با هم نسوزن.

خانوم محترم بی نام  نوشتن مشکلات تو وبلاگ همیشه آخرین راهی بوده که ترنادو یا FBR انتخاب کردن احتیاجی نیست که شما به ما راه نشون بدی تمام اون راههایی رو که شما گفتی و خیلیهای دیگه که اصلا فکرشم نمی کنی رو ما رفتیم که حالا راه درج مشکلات تو وبلاگو انتخاب کردیم. فقط یک چیزی بگم تو تا آخرش برو. همون زمان هایی که شما میومدین و مطالب آموزشی یا خبری خوب یا امید دهنده از وست رو توی وبلاگ  میخوندی ما داشتیم با امثال این مشکلات دستو پنجه نرم میکردیم.

خانم مینا واقعا براتون متاسفم. ما با تمام مشکلاتی که داشتیم و داریم همیشه به فکر شما، به فکر اینکه چی تو وبلاگ بزاریم که براتون مفید باشه و برای کارتون بتونید استفاده کنید بودیم. همیشه حتی وقتهایی که دلمون پر از گله و شکایت بوده وقتهایی که بیمار بودیم، حال نداشتیم، وقتهایی که ... حالا حق نداریم کمی درد دل کنیم.

آقای رضا این باری که ما با گفتن مشکلات سعی داریم از رو دوشمون خالی کنیم که همش حرف خودمون نیست عزیز دل این حرفا مال خیلی از بچه های امثال شماست که با کلی امید و آرزو دارن تو وست کار می کنند ولی دچار مشکل شدن و از ما می خواهند که به اونها رسیدگی کنیم چرا؟ چون یا لیدرهاشون  براشون کاری نکردن یا ... به جرعت میتونم بهت بگم  که یکدهم ترنادو یا وست ویژن تبریز FBR یا دیگر وبلاگ نویسان وست ویژن دلت برای وست ویژن نمیسوزه احتیاج هم نیست کاسه داغتر ازآش بشی مطمئن باش اونجایی که شما و امثال شما در کنار وست ویژن نیستید بازم ما هستیم. پرقدرت و مقاوم مدافع وست ویژن و وست ویژنی خواهیم بود.

دوست واقعی اونیه که آیینه تمام نمای تو باشه

میدونید یعنی چی؟؟؟

 یعنی اینکه اگه مشکلی، کم وکاستی، اشتباهی، بدی، خوبی و هرچیزی داری مثل آیینه بدون هیچگونه دخل و تصرفی نشون بده.

نه داداش ما امثال اون دوستهای چاپلوس و مفتخور نیستیم که  فقط تعریف و تمجید کنن و وقتی هم که مشکلی پیش اومد ولت کنند به امون خدا و برن.

ما نمک خورده سفره وست ویژن هستیم و اونقدر حرمت نون و نمک سرمون میشه که بمونیم و الکی از اون سفره ای که سرش نشستیم تعریف و تمجید نکنیم.

کاری نداره ترنادو ساکت میشه همش خوب میگه همش خوب مینویسه. دیگه نیایین گلگی کنید که ما این مشکل رو داریم ما اون مشکلو داریم. دیگه نخواهید که گوش شنوایی برای درد دلهاتون باشیم. نخواهید که مرحمی رو زخمهاتون بزاریم. نخواهید بیمهریهایی که لیدرهاتون و یا ... به شما کردن را ما جبران کنیم.

مدیر گروه آموزشی ترنادو

منبع : گروه آموزشی ترنادو

نوشته شده توسط نويد در تاريخ جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 15:23

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

قفل سخت افزاری (USB): ارائه جدیدی از شرکت وست ویژن

safe lock

در نسل سوم اطلاعات قفل های نرم افزاری، نرم افزارهای قفل گذار و سایر سیستم های امنیتی مجازی ممکن است دیگر کارآیی لازم را نداشته باشند. آنهم با وجود برنامه های قفل شکن قوی و هکرهای حرفه ای که به وفور پشت هر کامپیوتری پیدا می شود!

راه حل جدیدی که توسط مهندسین کامپیوتر و اطلاعات امروزه ارائه شده است به کارگیری قفل های سخت افزاری است که بصورت یک واسطه ابزاری و نفوذ ناپذیر عمل می کند.

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 20:39

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

چند صباحی است  که تعدادی از وبلاگها از جمله وبلاگ این جانب دست به انتقاد زده است. این کار ما باعث شده دیگران برداشتهایی از آن داشته باشند. امروز میخواهم این برداشتها را در قالب طنز بیاورم.

وبلاگ (The Best...): باشه شما انتقاد کنید ما نیز لینک دیگر وبلاگها را در وبلاگ خود قرار میدهیم ولی لینک شما را قرار نمیدهیم تا شماها ترد بشوید.

وبلاگ هم درد: درست میگویی به کار خودت ادامه بده ما هم هستیم.

وبلاگ وست ویژنی: شماها دیگر شورش را در آوردید، گفتند انتقاد کنید نه اینکه تو حاشیه سیر کنید.

وبلاگ دور اندیش: شماها دارید مکانی مناسب برای دشمنان ایجاد میکنید مراقب باشید.

خواننده هم درد: بنویس که خوب مینویسی و از درد ما مینویسی.

خواننده منتقد: بابا با این کارت داری ورودیهای ما را میسوزانی دست بردار.

هم درد دیگر: از مشکلات ما هم بنویس ... .

خواننده نا آگاه: شما دارید با وست ویژن دشمنی میکنید.

وبلاگ شاکی (شکایت از...): وبلاگ دیگری از وبلاگهای وست ویژن به جمع ما پیوست و شعار آزادی سر داد.

وبلاگ شاکی (راز ماندگاری ...): راز ماندگاری دیگر وست ویژن در این است که از آن انتقاد کنند.

وبلاگ شاکی (حقیقت ...): حقیقت این است که وبلاگهای وست ویژن از دست شرکت به ستوه آمده اند.

وبلاگ شاکی (آقا رجب): به احتمال زیاد وست ویژن دچار مشکل شده که این وبلاگها دارند انتقاد میکنند.

وبلاگ شاکی (ال تی دی): بابایی فرار کرده است برای همین این وبلاگها انتقاد میکنند.

وبلاک شاکی (سرباز ...): ترفندهای جدید کلاهبرداری وست ویژن شروع شده با انتقاد این وبلاگها.

همین وبلاگهایی که انتقاد میکنند: بابا شماها هم که دارید زیاد بزرگش میکنید ما فقط انتقاد سازنده داشتیم تا مشکلات حل شود نه چیز دیگر. انتقاد کردن دلیل بر این نیست که افتخارات شرکت را زیر سوال برده ایم و آنها را نادیده گرفته ایم.

چند ماه پیش تلویزیون داشت تحلیلی در مورد فیلم سینمایی اخراجیها نشان میداد و مجری برنامه چند انتقاد از کارگردان آن داشت که برای خود من هم جالب بود که چطور ممکنه از فیلم به این خوبی که همه از آن خوششان آمده، انتقاد کرد برای همین تا آخر خوب نگاه کردم و متوجه شدم که در این فیلم هرچند فیلم بسیار خوبی بود اما باز ایراداتی داشت که اگر رفع میشدند بهتر هم میشد.

اگر در مورد وست ویژن صحبت کنیم باید گفت وست ویژن بهترین نتورکی است که در ایران وجود دارد و این نتورک مدیری دانا و توانایی چون آقای دکتر بابایی را دارد و ایشان هر روز برای وست ویژن و وست ویژنیها افتخاراتی به ارمغان میاورند اما این دلیل نمیشود که از آن انتقاد نکرد.

وظیفه ما اعضای وست ویژن در این است که از وست ویژن انتقاد هم داشته باشیم نه اینکه فقط بنشینیم و تعریف کنیم و اگر امروز می بینید من و تعدادی از وبلاگهای وست ویژن داریم از وست ویژن انتقاد میکنیم نه برای این است که بخواهیم خدای ناکرده ارزش وست ویژن را پایین بیاوریم یا ضربه ای به آن وارد کنیم بلکه به خاطر این است که میخواهیم وست ویژن به اوج برسد و با داشتن چند مشکل پیش پا افتاده که با یک مدیریت عالی میتوان آنها را حل کرد از ارزش وست ویژن کاسته نشود. اگر امروز فکری به مشکلات کوچک و پیش پا افتاده نشود فردا این مشکلات آنقدر بزرگ خواهد شد که باعث شود دیگر اثری از وست ویژن باقی نماند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 13:33

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

مطلب بسیار زیبایی از وبلاگ آشنای The Best Of Leaders که خواندن آنرا برای همه عزیزان سفارش میکنم اما یک انتقاد از این وبلاگ دارم که همیشه شعار میدهد کجایید که آقای دکتر بابایی را کمک کنید:

انتقاد من این است که دوست عزیز اگر کمی واقع بینانه نگاه کنی آنوقت میفهمی که خیلی ها هستند که میخواهند کمک کنند اما به خاطر باند بازی در داخل شرکت نمیتوانند و در ثانی مگر در دفتر شرکت، مسئولین به غیر از خودشان، تاپ لیدرها و دوستان خود، کس دیگری را به جمع خودشان راه میدهند. امروز وقتی من انتقاد میکنم به خاطر این است که میخواهم کمک کنم و اگر امروز من انتقاد نکنم فردا دیگر انتقاد هم چاره ساز نیست.

که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

بزرگی گفت اگر به دنبال آرامش بودید ، نباید در قرن بیستم به دنیا می آمدید.

وست ویژن کجا بود و حالا چه شد؟ روزهای اول را وقتی به یاد می آورم هم خنده دار است هم گریه دار وقتی جعبه تحویلی که درون آن ساعت بود از مقوای پودر لباسشویی تهیه شده بود به دستمان می رسید انگار تمام دنیا را به ما داده بودند و یا وقتی غزال گردن شکسته را دست میزدیم انگار غزال اصیل ایرانی را در آغوش گرفته ایم و خوشبخت ترین آدمیان هستیم سه تار برایمان هدف بود و وقتی فرش دستباف را به زیرمان می انداختیم انگار سوار بر قالیچه پرنده علاالدین شده ایم و چنان با فخر به دیگران نگاه میکردیم که گویی همه چیز داریم ... البته اینان را مدتها پس از خرید ، سعادت لمس نصیبمان می گشت ...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 12:3

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

موج جدید درآمدزایی اینترنتی investment :

اینوست، اینوست منتینگ ، سرمایه پذیری، سرمایه گذاری اینترنتی ...

این نام جدیدی است که این روزها نتورکرها بیشتر به آن برخورد می کنند.

این نام چی هست؟ این کار چیه؟ چطوری باید توی اون درآمدزایی کرد؟ باید بازاریابی کنیم؟ آیا زیر مجموعه می خواد؟ چطوری سود می ده؟ و...و... و هزار تا سئوال دیگه در مورد این حرفه جدید هست که ممکنه برای هرکسی مطرح بشه !

اما اجازه بدین اول یکم به عقب برگردیم و در مورد این کار یکسری مسائل رو مرور کنیم:

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 11:15

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

توضیحات تکمیلی مطلب مشکلات حل نشده قسمت اول

دیروز من مطلبی زدم که متاسفانه اصل کاریها یادم رفته بود یعنی V.IDها را درج نکرده بودم امروز خواستم هم V.IDها را وارد کنم و هم اینکه جواب دو نفر از دوستان ناراضی خودم را که فکر میکنند انتقادی که من دارم انجام میدهم اشتباه است را بدهم.

V.ID خانم بنده IRGAF31270001 میباشد این V.ID در تاریخ 5/85 تعادل 5 به 11 رسید و من پورسانتی که باید برمیداشتم مبلغ 500000 ریال به خاطر تعادل 5 بوده و حق معرف 5 نفر که مستقیم معرف آنها بودم، سایت مبلغ فوق را درست واریز کرده بود اما نمیدانم چه شد که 300000 ریال از مبالغ فوق را بعدا حذف کرد برای همین این جایگاه منفی خورد و در تاریخ 11/85 همین جایگاه بلاک شد و تا امروز هم حل نشده باقی مانده است.

V.ID خود بنده IRBAN07400002 میباشد که به خاطر تعادل بالای 7 بلاک شده است و الان 5 ماهه منتظرم که یکی پیدا بشه بلاک این جایگاه را باز کنه.

حال برسیم به جواب دوستان عزیزی که بر من خرده میگیرند که دیگه شورش را درآورده ام.

خانم بنفشه در قسمت نظرات از من انتقاد کردند که:

دوست عزیز! وبلاگ نویسی با مجموعه داری متفاوت است. اگر کسی برای شما کاری نکرده شما هم جز پس دادن پول افرادی که اورده ای کاری نکردی. من قاضی نیستم ولی از خودت بپرس چرا بعضی ها با همین شرایط دارن کار می کنند. راز موفقیت افراد در نت ورک فقط فرهنگ سازی است. اگر ایمان به شرکتت نداری که یک ورودی بگیری برای دست بزرگت هم ورودی نگیر. دیگر نگران بلاک شدن که نباید باشی. اگر نمی توانی کار کنی با مطرح کردن مشکلات شخصی ات ورودی های دیگران را نسوزان مسئولیت حرفهای شما هم زیاد است.

جواب: خانم بنفشه شما راست میگویید وبلاگ نویسی با مجموعه داری متفاوت است اما از خودت پرسیدی که چرا ما وبلاگ مینویسیم؟ مگر ما احمقیم که وقت خود را با وبلاگ نویسی هدر بدهیم؟

ما وبلاگ نویسی را شروع کردیم که مجموعه خود را ساپورت کنیم که ناخودآگاه متوجه شدیم وبلاگ ما را همه دارند میخوانند. وقتی ما فقط از شرکت تعریف میکردیم و فقط مطالب انرژی دهنده مینوشتیم آنوقت شما کجا بودید؟ چرا فقط برای یکبار هم که شده به ما نگفتید دستت درد نکنه در حالیکه دشمنان به ما فحش می دادند؟

وقتی مرا به خاطر فعالیت در نتورک به کلانتری احضار کردند کدام یک از لیدرها بودند که مرا همراهی کنند. من در مقابل چه کاری کردم؟ بعد از اینکه از کلانتری بیرون آمدم آنهم با پارتی که داشتم زود مطلبی انرژی دهنده زدم که آنهاییکه میدانستند مرا به کلانتری احضار کرده اند از کار خود ناامید نشوند.

مطلب انژی دهنده این بود:

آیا میدانید که ... !؟

اگر ایمان به کار شرکتم نداشتم از روز اول آنرا رها میکردم نه اینکه برای آن وبلاگ طراحی کنم و آنرا بروز برسانم و امروز از آن انتقاد کنم.

من نخواستم مشکلات شخصی خودم را درج کنم فقط خواستم از خودم شروع کنم که اگر کسی گفت: تو مطمئنی فلان مشکلی را که از فلان کس میگویی واقعا وجود دارد، جواب بله را داشته باشم.

در مورد درج مطلب در وبلاگ که باعث میشود ورودیهای جدید بسوزند نیز عرض میکنم اولا اگر قرار است ورودی جدید با این مطالب بسوزد بهتر که نیامده برود چون اگر کوچکترین بحرانی بوجود آید شاکی خواهد شد و شما هم مثل من مجبورید مبلغ پرداختی ایشان را برگردانید. ثانیا ما در گردهمایی وبلاگ نویسان با آقای اسماعیلی نماینده شرکت در این باره صحبت کرده ایم و از ایشان خواستیم یک وبلاگ و یا یک ایمیل از طرف آقای دکتر بابایی به ما برسانند تا ما مشکلات را از طریق آن به استحضار آقای دکتر بابایی برسانیم اما تا به امروز هیچ اقدامی در این باره نشده است. و اگر من مشکلات را به گوش آقای دکتر بابایی نرسانم فکر میکنید کسی به فکر من و شما خواهد بود اگر به فکر بود که این مشکلات بوجود نمی آمد.

مدیر یکی از وبلاگها از من انتقاد کردند که:

ببخشید ولی شما دیگه خیلی از حد گذشتی شورشو در اوردی بابا یعنی چی اخه وقتی میگی فقط من دارم تو وست ویژن کار میکنم و این هم از وبلاگم پیداست.

شما دیگه خیلی تو حاشیه سیر میکنی. ما که پشم نیستیم ماهم داریم وبلاگ مینویسیم و بنده نمیتونم این توهین را تحمل کنم .درسته که این اسماعیلی گفت که انتقاد هم بنویسید ولی شما و ترنادو شورشو در اوردید.

جواب: همکار گرامی، شده تا بحال شرمنده مجموعه خودت بشوی؟ شده مشکلی برای مجموعه ات پیش بیاید و نتونی حلش کنی آنهم به خاطر اینکه این مشکل را لیدرها و کارکنان شرکت بوجود آوردند نه کس دیگر؟

الان تیم من و بهتر بگویم خیلی از تیم ها این مشکلات برایشان بوجود آمده است و اگر وبلاگهای سالها قبل وست ویژن را نگاه کنی همگی گواه این ادعای من است که آنها دیگر نتوانستند با وجود مشکلات ادامه دهند و راه را به خطا رفتند. سالهای قبل وست ویژن حداقل 100 وبلاگ فعال داشت اما امروز از آن همه فقط چند تا مانده است و تعدادی هم از امسال شروع به کار کرده اند. حال میخواهید ما نیز مثل وبلاگهایی که کنار کشیده اند کنار بکشیم آنوقت که چه بشود؟

در مورد اینکه میگویم توی وست ویژن فقط من کار میکنم باید عرض کنم شما اشتباه برداشت کردید من به هیچ عنوان نگفتم فقط من وبلاگ مینویسم بلکه گفتم اگر بیننده وبلاگ نگاهی سطحی بیاندازد فکر میکنند فقط من وست ویژن کار میکنم. در ضمن بابت این موضوع  از همه عزیزان عذرخواهی میکنم.

اگر امروز من در وبلاگ خود انتقاد میکنم نه بخاطر خودم بلکه بخاطر همه است و برای همین از امروز در این وبلاگ یک قسمت نظرسنجی ایجاد میکنم تا ببینم آیا شماها مایلید انتقادات را ادامه دهم یا نه اگر مایل بودید به کار خودم ادامه خواهم داد در غیر اینصورت دیگر انتقادی نخواهم داشت.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 11:21

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

مشکلات حل نشده

(قسمت اول)

از امروز شروع میکنم مشکلات حل نشده اعضای وست ویژن را به تحریر دربیاورم تا شاید این کار من باعث شود مشکلات حل شوند. من وظیفه سنگینی نسبت به خوانندگان و بازاریابان وست ویژن داشته و دارم. از امروز به وظیفه خود عمل خواهم کرد وظیفه ای که باید از موقع بروز این مشکلات انجام میدادم تا همین مشکلات در اوایل حل شوند نه امروز که بیش از چندین ماه و شاید بیش از یکسال از بوجود آمدن آن مشکلات میگذرد.

اول از همه چیز از شماها میپرسم چرا نتورک را انتخاب کرده اید؟

هر جوابی داشته باشید در یک چیز مشترک است آنهم اینکه نتورک را انتخاب کرده اید که به آرزوهای خود برسید. با تلاش در نتورک راحتتر به این آرزوها میتوان رسید.

چرا وست ویژن را انتخاب کرده اید؟

برای این وست ویژن را انتخاب کرده اید که اولا ایرانی است دوما اگر به مشکلی برخورد کردید بتوانید با خود شرکت و مسئولین آن تماس بگیرید و مشکلات خود را حل نمایید.

اگر در وست ویژن به آرزوهایتان نرسید و مشکلاتتان در آن حل نشود چکار میکنید؟

اکثرا خواهید گفت که آنرا ترک میکنیم مثل اکثر افرادیکه این کار را کرده اند.

اما من جواب دیگری دارم آنهم این که آنقدر میمانم و به تلاشم ادامه میدهم تا صدای خود و دیگران را به گوش آقای دکتر بابایی برسانم بلکه ایشان فکری به حال رنج دیدگان وست ویژن بکنند. برای این کار از مشکلات خود شروع میکنم.

از مشکلات خود بگویم مشکلاتیکه هیچ کس نمیتواند بگوید دسیسه ای از طرف دشمنان است بلکه مشکلاتی است که برای من ایجاد شده و اگر کارکنان دفتر و لیدرها یک ذره انصاف و مردانگی داشتند هیچ وقت حل نشده باقی نمیماند تا اینکه امروز من مجبور باشم آنها را در وبلاگ خود درج کنم.

قبل از هر چیز میخواهم خود را به شماها معرفی کنم تا بدانید که من چقدر از وست ویژن سود کرده ام و چقدر زیان دیده ام و بدانید که چرا من با این همه وست ویژن را ترک نکرده ام.

من محمد آذرپناه متولد 1353 از تبریز هستم تحصیلات خود را تا دیپلم ادامه دادم و به دلایلی از ادامه تحصیل منصرف شده جذب کار در بازار شدم از سال 1370 وارد بازار شدم و از سال 1376 خودم مغازه کامپیوتر فروشی باز کردم و به خاطر اعتماد بیش از حد خود نیز دارایی خود را از دست دادم و در سال 1383 یک کافی نت باز کردم در همین سال وارد اولین نتورک خود یعنی ایران بین شدم و بعد از رفتن طرح ممنوعیت شرکتهای هرمی به شورای نگهبان به خاطر ضعف نتورک ایران بین و به خاطر اینکه وست ویژن اهداف ارزشمندی همچون حمایت صنایع دستی و توریست داشت وارد وست ویژن شدم در اوایل کار یعنی بعد از رفتن دومین مرحله ممنوعیت شرکتهای هرمی به شورای نگهبان بالاسری خود را از دست دادم و با هزار مشکل توانستم با آقای تایماز ولیزاده ارتباط برقرار کنم و بعد از آن استارت دوباره زدم. (آقای تایماز ولیزاده جایگاه 19 خود را به من، مسعود و امیر که آن موقع برای تیم دلسوزی بیشتری میکردیم واگذار کرد تا ما کل مجموعه را ساپورت کنیم و نگوییم این فرد زیر مجموعه من نیست. ما نیز با یک تقسیم بندی کار بین خودمان شروع به کار کردیم.)

من در کافی نت برای اینکه تیم را مورد حمایت قرار دهم به خود روزانه حداقل 10هزار تومان ضرر زدم تا تیم بتواند یک مکان برای گردهمایی و ثبت نامها داشته باشند و به خاطر آینده نگری بود که این ضررها را نمیدیدم (حداقل 4میلیون تومان تا به امروز به خودم ضرر رسانیده ام و سودی که از وست ویژن بدست آورده ام خیلی کمتر از 4 میلیون تومان میباشد) این در حالیست که خیلی ها فقط به خاطر اینکه سود کمتری کرده اند و در نتورکهای دیگر سود بیشتری میکنند وست ویژن را ترک کردند. در حالیکه من به خاطر تعهدی که به مجموعه خودم داشتم باز ماندم تا شاید آینده بهتر بشود که تا به امروز بهتر نشده هیچ بلکه بدتر هم شده و الان 5 ماهه من و تیم من منتظریم اتفاقی بیافتد و کسی پیدا شود تا به داد ما برسد اما هرچقدر هم منتظر بمانیم کسی پیدا نخواهد شد.

در اوایل کار استارت جدید (5/85) جایگاه خانم بنده منفی خورد. (بعد از آنکه این جایگاه تعادل 5 را زد و من مبلغ 50 هزار تومان بعلاوه حق معرفها را برداشت کردم همین جایگاه پورسانت آخری آن یعنی 30هزار تومان حذف شد و چون من پورسانتها را برداشت کرده بودم منفی خورد.) از طریق مسعود که مسئول هماهنگی تیم با تهران بود قضیه را به دفتراطلاع دادم و جوابی که داده اند این بود که منتظر بمانید درست میشود. روزها و ماهها سپری میشدند اما این جایگاه درست نمیشد تا اینکه خودم با آقایان لیدرها و مسئولین مربوطه تماس گرفتم ولی باز جز وعده های سرخرمن چیزی نصیبم نشد هیچ همین جایگاه بلاک هم شد تا اینکه امسال (2/86) با مسعود به تهران آمدیم که هم محصولات نرسیده 1 سال قبل را پیگیری کنیم و هم مشکلات جایگاهها را.

بنده مشکل را به مسئولین آن زمان گفتم جوابی که به من دادند این بود خوب مبلغ منفی شده را از جایگاه دیگر به همین جایگاه واریز کن تا بلاکش حل شود!!! اگر اینطوری بخواهیم مشکلات اعضا را حل کنیم که باید گفت اداره کردن یک نتورک خیلی کار راحتی است.

سوال من این است اگر قرار است من از پورسانت خود بگذرم پس وست ویژن را برای چه انتخاب کرده ام!!!؟؟؟

بعد از آن هم از طریق خیلی ها حتی از طریق وبلاگ وست گل پیگیر قضیه بودم تا اینکه بعد از گردهمایی وبلاگ نویسان، در دفتر آقای تایماز از طریق مسئول مربوطه باز پیگیر قضیه شدم و جواب ایشان هم خیلی جالب بود که لازم دیدم شماها هم بدانید. جواب ایشان این بود که شما حتما از این جایگاه بعد از منفی خوردن انتقال مالی داشتید برای همین است که بلاک شده است و هرچقدر من به ایشان گفتنم که من هیچ انتقال مالی از این جایگاه نداشتم و هیچ مبلغی نبوده که من بخواهم انتقالش بدهم به گوش این دوست عزیز نمیرفت که نمیرفت و جالبتر اینجاست که من را ناشی میدانست در حالیکه من خود تیمی داشتم و بیشتر مشکلات تیم را خودم حل میکردم.

همه فکر میکنند من از شرکت چیزی میگیرم که همیشه از شرکت تعریف میکنم در حالیکه نمیدانند من خود مشکلی دارم و برای حل این مشکل به هر دری زده ام اما هنوز مشکل بنده حل نشده است.

جدیدترین مشکل هم که برای من ایجاد شده است این است که شرکت تمام جایگاههای تعادل بالای 7 را بلاک کرده است و جایگاه اصلی من هم بلاک شده است و وقتی برای حل بلاکی جایگاهم اقدام میکنم به من میگویند باید ورودی بگیری تا پورسانت واریز جایگاهت بشود تا ما بدانیم شما قصد فعالیت دارید تا آنرا باز کنیم!!!

خوب از این افرادیکه این جواب را برای افرادی چون من دارد عرض میکنم:

اولا بنده مدیر وبلاگ FBR هستم و هرکس فقط با یک نگاه سطحی به این وبلاگ بیاندازد فکر میکند تنها فردی که در وست ویژن فعالیت دارد مدیر این وبلاگ است و بس.

دوما وقتی تمام مجموعه دست سبک من به خاطر بعضی مشکلات آف شده اند و من به ناچار فقط با مجموعه دست سنگینم کار میکنم در این موقع من چگونه پورسانت داشته باشم؟ یا اینکه باید مثل اکثر لیدرها، دست سنگینم را رها کنم و به دست سبکم برسم آنوقت میگویند ایشان کار کرده است؟!!!

سوما از کجا معلوم این جایگاه اصلی من هم مثل جایگاه خانم بنده حل نشده باقی نماند؟

چهارما چرا باید خودم مستقیم ورودی بگیرم در حالیکه در حل کردن مشکلات خود عاجز شده ام آنوقت چگونه میخواهم مشکلات مجموعه خود را حل کنم.

من از وقتی جایگاه خانمم منفی خوده ورودی مستقیم نداشتم و اگر این را به خودخواهی بنده نگذارید باید بگویم من اگر اراده کنم حداقل میتوانم هزار نفر ورودی مستقیم داشته باشم اما چرا باید ورودی بگیرم در حالیکه نمیتوانم مشکلات خودم را حل نمایم؟ چرا ورودی بگیرم بعد از آن همین افراد مشکل پیدا کنند و من نتوانم حلشان نمایم تا بعد مجبور شوم مبلغ دریافتی از اینان را پس بدهم و جایگاهشان در دستم باد کند؟ چرا ورودی بگیرم که نتوانم به تعهدات خودم عمل نمایم که باعث آنهم لیدرها و کارکنان شرکت میباشد نه چیز دیگر؟

تا به امروز به خاطر یک سری از مشکلات مجموعه، من مجبور شده ام پول 5 نفر از ورودیهای مستقیم خود را بدهم و اگر احترام ما بین من و ورودیهای دیگرم نبود الان مجبور بودم پول همه آنها را بدهم و این جایگاهها هم که به لطف شرکت هیچ ارزشی ندارند. شاید بپرسید چرا پول این افراد را داده ای باید بگویم اگر شما هم شاکی داشتید و آبروی خانوادگی شما به خاطر مشکلاتی که دیگران باعث و بانی آن هستند لکه دار میشد پول این افراد را میدادید تا آبروی خود را حفظ کنید.

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 17:34

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

ساپورت Support))

معنی لغوی:

 پشتیبانی، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، حمایت کردن، متکفل بودن، نگاهداری، تقویت تایید، کمک، پشتیبان زیر برد زیر بری، پشتیبانی کردن

مفهوم ساپورت چیست؟

ساپورت یعنی تعهد به تمام گفته ها و همچنین نهایت همیاری کردن افراد در صورت به وجودآمدن مشکلی در کار.

ساپورت لازمه یک نتورک است و اگر ساپورت نباشد هیچ کس در نتورک موفق نخواهد شد و برای همین ساپورت اصلی ترین رکن هر نتورک میباشد واگر به تاریخ نتورکها نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد که نتورکی پایدار بوده است که در آن ساپورت به خوبی رعایت شده است و هرگاه در نتورکی به ساپورت بها نداده اند آن نتورک بیش از چند مرحله پیشتر نرفته است و در نهایت موجب از هم پاشی آن نتورک شده است.

در سالهای قبل وست ویژن به 2 طریق اعضا را ساپورت میکرد:

1- از طریق لیدرها

2- از طریق خود شرکت

چون اعضا در وست ویژن به خوبی ساپورت می شدند برای همین مجموعه ها بصورت باور نکردنی رشد کردند با وجودیکه آموزش نبوده است. اگر در آن موقع ها آموزش همراه ساپورت بود که وست ویژن شاهد انفجاری بزرگتر میشد یعنی به جای 400هزار نفر شاهد 4میلیون نفر میشدیم.

مثالی در مورد ساپورت:

در اوایل کار ما، یکی از زیر مجموعه ها در عرض 1 ماه توانست تعادل 30 را بزد و من مطمئن بودم با انرژی که این فرد دارد میتواند در عرض چند ماه به گلد برسد ایشان دانشجو بودند و برای ادامه تحصیلات مجبور شدند به اصفهان بروند و در آنجا هم یک هفته خوب فعالیت کردند اما به خاطر بوجود آمدن بعضی مشکلات برای ایشان و دور بودن مسافت ما نتوانستیم ایشان را به خوبی ساپورت کنیم و عدم ساپورت خوب، باعث شد همین فرد انرژی خود را از دست بدهد و آف شود و لیدر دیگر نتورکها وقتی پی به خلا ایجاد شده بردند دست به کار شدند و ایشان را وارد نتورک خود کردند. هرچند آن نتورک در مقایسه با وست ویژن هیچ حرفی برای گفتن نداشت.

چرا وست ویژن قبلا با انفجار ورودی روبرو بوده اما امروز اکثر مجموعه ها آف شده است؟

قبلا در وست ویژن همه به داد هم میرسیدند و ساپورت بصورت عالی انجام میشد اما از وقتی که آقای دکتر بابایی خود را کنار کشیده اند (یعنی مسئولیت را به لیدرها داده اند و خود به کارهای دیگر مشغولند.) دیگر ساپورتی به صورت قبل انجام نمیگیرد و هر روز هم بدتر از دیروز میشود تا جائیکه الان تیم ما حدود 5 ماه است که فقط منتظر است. منتظر اینکه شاید اتفاقی بیافتند شاید دل آقای بابایی به اعضای وست ویژن بسوزد و دوباره خود، به درد وست ویژنیها برسد.

از کی ساپورت صورت نمیگیرد؟

آقای دکتر بابایی به خاطر مشکلات زیاد، کارها را در بین لیدرها تقسیم کردند و از آن موقع هر روز مفهوم ساپورت کمرنگتر شده است تا جاییکه امروز دیگر ساپورتی وجود ندارد.

آقای دکتر بابایی برای اینکه لیدرها مجموعه خود را ساپورت کنند استراتژی بکار برده که در نوع خود بی نظیر است و آن هم این است که هر کس هر مشکلی دارد باید از طریق لیدر خود پیگیری کند که این باعث میشود لیدرها فعالیت کنند و مفت خوری نکنند اما..

این روش چند ایراد داشت که اولین ایراد این بود که دیگر اعضا به هیچ عنوان از طریق خود دفتر ساپورت نمیشوند. دومین ایراد این بود که مرجعی وجود ندارد که به داد اعضایی که مورد بی مهری لیدرها قرار میگیرند رسیدگی نماید. سوم اینکه این لیدرها قدرت تام بدست آورده اند و هر کاری را هر جوری دلشان خواست انجام میدهند. چهارم اینکه این لیدرها از قبل هم بیشتر مفت خوری میکنند و با یک دیکتاتوری به مجموعه خود زور میگویند و هرگاه مجموعه شاکی میشود میگویند اگر حرف مرا گوش نکنی به شرکت میگویم بلاکت بکند.

جالب اینجاست که وقتی به شرکت زنگ میزنیم و میگوییم ما فلان مشکل را داریم در جواب میگویند با لیدرت هماهنگ کن و وقتی میگوییم ما لیدر نداریم میگویند برو بالاسری لیدرت را پیدا کن و وقتی میگوییم ایشان نیز نیستند در آخر سر میگویند شماره تماس بده ما با شما تماس میگیریم  اما کی تماس میگیرند، الله والعلم.

حال معنی جدید ساپورت چیست؟

تعریف جدید ساپورت این است که بالاسری ارباب شماست و ارباب هم حق دارد شما را فدای کارهای خودخواهانه و بی ارزش خود کند و ما هم حق اعتراض نداریم که مبادا بلاک میشویم.

در مورد ساپورت مطلب زیاد میباشد اما به خاطر احترام یکطرفه که به بعضی از لیدرهای بالاسری دارم از ادامه دادن این موضوع خودداری میکنم امیدوارم که مجبور نباشم این احترام یکطرفه را نیز کنار گذاشته حقیقی را بگویم که باعث ضربه دیدن خیلی از لیدرها شود.

در تحلیلات بعدی سعی خواهم کرد مشکلات حل نشده اعضا را به گوش جناب آقای دکتر بابایی برسانم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 10:55

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

دروغی دیگر از روزنامه کیهان

دیروز یکی از بچه ها روزنامه کیهان را آورد که با مطالب و آرم بزرگ وست ویژن، داشت وست ویژن را میکوبید. من آنرا با دقت مطالعه کردم، جای شما خالی، با بچه های تیم بعد از خواندن مطالب به نادانی نویسنده کلی هم خندیدیم.

این روزنامه هر چند یکبار به تخریب وست ویژن میپردازد برای همین و از مطالب همین روزنامه میخواهم دروغ بودن مطالب آنرا بر شماها فاش کنم.

درست است که دیگر این گونه مطالب رنگی ندارند چون ما دیگر عادت کردیم هر چند یکبار از این مطالب دروغین بشنویم و اگر نشنویم باعث تعجب خواهد بود و آنوقت شاید فکر کنیم دیگر وست ویژن وجود ندارد.

هیچ وقت یادم نمیرود:

- اولین باریکه در گفتگوی ویژه خبری دو سال پیش اخبار ساعت 30/22 در مورد شرکتهای هرمی و طرح ممنوعیت آن صحبت میشد بعد از شرکت گلدکوئست از نام وست ویژن یاد کردند در آن موقع همگی فکر میکردیم از فردا وست ویژن دیگر نخواهد بود اما بعد از 2 سال میبینیم هنوز وست ویژن هست و هر روز بهتر از دیروز و پایدارتر از قبل به کار خود ادامه میدهد.

- روزیکه دفتر وست ویژن پلمب شد بعضی ها فکر میکردند که دیگر کار وست ویژن تمام شده است اما وقتیکه دفتر وست ویژن فک پلمب شد به همه نشان داد که وست ویژن گلدکوئست نیست بلکه یک شرکت قانونی و معتبر است که آمده بماند.

- روزیکه روزنامه هایی همچون همشهری و کیهان داشتند وست ویژن را با مطالب خود تخریب میکردند دیگر روزنامه ها و حتی صدا و سیما در مقابل داشتند از افتخارات وست ویژن سخن میگفتند.

حال حرف کدام را باور کنیم؟

- حرف یک روزنامه نویس بی نام و نشان که برای درج یک مطلب و فروش روزنامه، دست به هر کاری میزند تا درآمدی داشته باشد. روزنامه ای که اگر چنین مطالبی را به دروغ درج نکند خواهانی نخواهد داشت.

- واقعیت را قبول کنیم که وست ویژن گلدکوئست نیست بلکه وست ویژن موج بزرگی است که آمده ایران و ایرانی را به دنیا بشناساند و در جهت حمایت ایران و ایرانی از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.

حرف کدام را باور کنیم؟

اگر تمام روزنامه ها ، صدا و سیما و مسئولین دولتی را در کنار هم قرار دهیم خواهیم دید از بین این همه، 90 درصد از وست ویژن تعریف و حمایت کرده اند فقط 10 درصد باقیمانده با آن به مخالفت برخواسته اند.

حال بینیم دلیل مخالفت این افراد در چیست؟

- تعدادی از این افراد خود مال باخته شرکتهایی همچون گلدکوئست هستند و به خاطر درک و فهم کم آنها، تمام نتورک ها را شبیه هم میدانند برای همین با وست ویژن نیز به مخالفت میپردازند.

- تعدادی از این افراد به خاطر اینکه در وست ویژن به موفقیت نرسیدند، با وست ویژن به مخالفت میپردازند.

- تعدادی از این افراد به خاطر اینکه نتورک به زیانشان است، با کل نتورک ها از جمله وست ویژن به مخالفت میپردازند.

- تعدادی هم با مخالفت از نتورک به سود میرسند ازجمله نویسنده همین روزنامه کیهان.

حال برسیم به اینکه چرا میگوییم نویسنده روزنامه کیهان دروغ میگوید؟

مطالب درج شده در روزنامه کیهان:

وست ویژن همچنان قربانی می گیرد

در سالن ملاقات مؤسسه آنها را می بینیم. 8-7 نفری هستند و دست هركدام شان هم یكسری برگه از اسناد و مداركی كه در اختیار دارند، هست. اولین سؤالی كه برایم پیش می آید این است كه اینها همدیگر را از كجا می شناسند.

محسن عرب سرخی در جواب سؤالم می گوید: «ما همگی از مالباخته ها و شاكیان شركت وست ویژن تهران هستیم كه در طی این یك سال همدیگر را از طریق راه اندازی یك سایت مخصوص شاكیان و معترضان این مؤسسه دروغین پیدا كرده ایم و در واقع ما نمایندگان سایرین هستیم و تعداد معترضان خیلی بیش از اینهاست.»

حمیده هاشمی دیگر شاكی شركت وست ویژن هم از اقدام كیهان برای برملاساختن چهره غیرقانونی این شركت برای نخستین بار تقدیر می كند و می افزاید: «تعجب ما اینجاست كه علیرغم اینكه قوه قضائیه فعالیت این شركت را غیرقانونی اعلام كرد، این شركت نه تنها همچنان به فعالیت های گسترده خود در سراسر كشور ادامه می دهد بلكه بسیار علنی در برخی شهرها و مراكز استان ها همایش های چند صد نفری برگزار می كند و سالن اجاره می كند و سایت های اینترنتی متعدد راه اندازی می كند و نه به شكل زیرزمینی و مخفیانه بلكه كاملا شفاف تبلیغ می كند.»

او می افزاید: «حتی اگر شما به سایت این شركت مراجعه كنید، تصاویری مربوط به پخش نمایشگاه این شركت از شبكه های صدا و سیما را می توانید ملاحظه كنید كه این مسئله یا نشان از كم توجهی و بی خبری مسئولین این شبكه ها دارد و یا اینكه دست اندركاران این شركت هرمی افرادی هستند كه با برخی از مسئولان در ارتباطند و با حمایت آنها به عضوگیری و فعالیت های تبلیغاتی خود مشغولند.»

عرب سرخی می گوید: «همانطور كه در گزارش شما هم از قول برخی نمایندگان مجلس و كارشناسان آمده بود حضور شبكه های هرمی مانند وست ویژن یا آسونت بسیار خطرناك تر از خود گلدكوئیست است و یك دلیلش هم فعالیت هایی پنهانی است كه در پوشش این اقدامات صورت می گیرد.»

خوب در این متن روزنامه به چند دروغ فاحش و ضد و نقیض برخورد میکنیم که عبارتند از:

- ما همگی از مالباخته ها و شاكیان شركت وست ویژن تهران هستیم كه در طی این یك سال همدیگر را از طریق راه اندازی یك سایت مخصوص شاكیان و معترضان این مؤسسه دروغین پیدا كرده ایم و در واقع ما نمایندگان سایرین هستیم و تعداد معترضان خیلی بیش از اینهاست.

بنده یکی از خوانندگان اصلی وبلاگهای شاکی هستم و تقریبا در تمام این وبلاگها به مصلحت نظر گذاشته ام که من هم شاکی وست ویژن هستم و برای مقابله با شرکت میخواهم با شما ارتباط داشته باشم و شماره تلفن و ایمیل خود را با یک اسم مستعار داده ام اما تا به امروز هیچ تماسی با من گرفته نشده است و حال چطور این افراد از این طریق باهم تماس داشتند ... . و نیز اینان میگویند ما نمایندگان شاکیان هستیم که این نیز جای بحث و تعمل دارد.

- تعجب ما اینجاست كه علیرغم اینكه قوه قضائیه فعالیت این شركت را غیرقانونی اعلام كرد، این شركت نه تنها همچنان به فعالیت های گسترده خود در سراسر كشور ادامه می دهد بلكه بسیار علنی در برخی شهرها و مراكز استان ها همایش های چند صد نفری برگزار می كند و سالن اجاره می كند و سایت های اینترنتی متعدد راه اندازی می كند و نه به شكل زیرزمینی و مخفیانه بلكه كاملا شفاف تبلیغ می كند.

بعد مینویسد: همانطور كه در گزارش شما هم از قول برخی نمایندگان مجلس و كارشناسان آمده بود حضور شبكه های هرمی مانند وست ویژن یا آسونت بسیار خطرناك تر از خود گلدكوئیست است و یك دلیلش هم فعالیت هایی پنهانی است كه در پوشش این اقدامات صورت می گیرد.

یکجا مینویسد علنی به فعالیت مشغولند و جای دیگر ادعا دارد مخفیانه.

- در سالن ملاقات مؤسسه آنها را می بینیم. 8-7 نفری هستند و دست هركدام شان هم یكسری برگه از اسناد و مداركی كه در اختیار دارند، هست.

خوب اگر این نویسنده راست میگوید اسناد و مدارک را مستند میکرد تا حرف ایشان را قبول میکردیم.

اگر قرار بود هر کی هرچه خواست بگوید بعد به دروغ اعلام کند سند و مدرک دارد و همه قبولش کنند که سنگ رو سنگ بند نمیشد.

این نویسنده روزنامه در گزارش روز خود هرکسی را که دستگیر کرده اند و هر شرکتی که غیر قانونی است را به نوعی به وست ویژن ربط داده که با یک نگاه عمیق میفهمیم که این نویسنده یا فهم و شعور کمی دارد و یا اینکه از وست ویژن خصومت شخصی به دل دارد که نمیتواند درک کند وست ویژن با دیگر نتورکها فرق دارد شاید روش کار شبیه به هم باشد اما در اصل با هم متفاوت هستند و وست ویژن ذاتا چیز دیگریست که نادانان با کم خردی خود از درک آن عاجزند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 15:30

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

انتقاد ما برای سازندگی است ...

مدتی است که من و تعدادی از وبلاگهای وست ویژن دست به حرکتی جدیدی زدیم و آن هم انتقاد سالم از کارکنان و لیدرهای وست ویژن بود که متاسفانه تعدادی از دوستان و حتی دشمنان فکر کردند که ما مخالف وست ویژن شدیم برای همین نظراتی ارائه داشتند که مجبور شدیم خیلی از این نظرات را حذف کنیم.

یک خانواده را در نظر بگیرید:

در این خانواده ممکن است اعضای خانواده باهم مشاجره سخت داشته باشند و حتی کار به جایی بکشد که باهم حرف هم نزنند. اما این خانواده هیچ وقت در سختیها همدیگر را رها نمیکنند و اگر دشمنی بخواهد ضربه ای به این خانواده وارد کند همگی گذشته ها را فراموش میکنند و با جان و دل در مقابل دشمن می ایستند.

شاید این مثل را هم شنیدید که: زن و شوهر دعوا کنند عاقلان باور کنند.

ما وبلاگ نویسان، با ایمان و اعتقادی که به وست ویژن و آقای دکتر بابایی داریم، همیشه و در همه حال از آرمانهای وست ویژن دفاع خواهیم کرد و در همه سختیها همراه و همدل وست ویژن خواهیم بود و این حرکت جدید ما (انتقاد) دلیل گفته های ماست که متاسفانه بعضیها از آن برداشت غلط دارند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 11:39

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

سیلور مادر رنج كشیده وست وی‍ژن

 دوست عزیزمان وست وی‍ن تبریز FBR مطلب بسیار دردآوری رو نوشتند در این محتوا كه:

خبرها، دیگر خوشحال کننده نیستند... !!!

منم این مطلبی رو كه برای شما درج می كنم مدتها پیش و اگر دقیق بخوام بگم دو روز بعد از همون چهارشنبه  پر سؤالی كه بچه های بلاگ نویس  دور هم جع شدند  این مطلب رو نوشتم . اما تردید داشتم كه بزارمش توی بلاگ یا نه  اما حالا دوست دارم به عنوان یك همدرد دوست عزیزم FBR  و قریب به بیش از 400000 عضو پلان سیلور و ..... این مطلب را درج كنم .

قبل از اینكه بخواهید این مطلب رو بخونید بگم كه اینهایی كه من نوشتم حرفهای من تنها نیست اینها بخش بسیار كوچك و بسیار محترمانه حرفهای بخش زیادی از بچه های زحمت كش  و دلسوز و وفادار وست ویژ‍ن  است . البته اگر از افعال جمع استفاده كردم منظورم همه افراد و بزرگان وست ویژن نیست بلكه سر سخنم با آن دسته از افرادیست كه صلاحیت كاری ندارند و جمع كسیری را با بی لیاقتیها و عدم انجام وظیفه درست دچار بهران كرده اند و هیچگاه منكر زحمات بی دریغ آن دسته از عزیزان  زحمت كش وست وی‍ژن نمیشویم  و نخواهیم شد.

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 22:36

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

خبرها، دیگر خوشحال کننده نیستند... !!!

چرا؟؟؟

شرمنده که امروز به جای اینکه پلن جدید را تحلیل کنم و از زحمات بی دریغ آقای دکتر بابایی قدردانی نمایم مطلب زیر را درج میکنم و بخاطر همین از همه عذر خواهی مینمایم.

قبلا وقتی یک خبر حتی کوچک از شرکت برای مجموعه میدادیم همه خوشحال میشدند شادی میکردند انگار خودشان به موفقیت رسیده اند چون شرکت را مال خود میدانستند.

اما دیروز برای اولین بار وقتی خبر vvinvest را به مجموعه خود میدادم واکنشی که از مجموعه شاهد بودم خیلی ناراحت کننده بود برای همین دیروز مطلبی راجع به خبر vvinvest در وبلاگ درج نکردم اما امروز خواستم شما هم بدانید که واکنش مجموعه چه بود و میدانم که وقتی چنین واکنشی از یک تیمی که متعهد به وست ویژن میباشد و ایمان کامل به آقای دکتر بابایی دارند صورت میگیرد، حتما دیگر تیمها واکنشهای مشابه ای خواهند داشت.

دیروز وقتی خبر vvinvest را به هر یک از مجموعه خود میدادم واکنش و جوابهای شبیه به هم داشتند از جمله:

- خوب که چی بشه ما که هنوز در پلن سیلورش ماندیم vvinvest را میخواهیم چیکار؟

- به جای خبر پلن جدید خبر از جایگاههای بلاکمان بده.

- لیدرها تا دیروز داشتند پلن گلد را تبلیغ میکردند از امروز هم شاهد تبلیغ پلن vvinvest خواهیم بود بابا فکری به حال پلن سیلور کنید ما پلن دیگر نخواستیم.

- عوض این خبر فکری به حال ما بکن که محصول نداریم بازاریابی کنیم.

- ...

تا دیروز وقتی خبری از پلن فرهنگی، پلن سولار، پلن گلد و ... می دادیم همه شاد میشدند و از زحمات آقای دکتر بابایی تشکر میکردند چه شد که امروز وقتی خبری از پلن جدید میدهیم همه به جای شادی اعتراض میکنند؟

دیروز برای اولین بار احساس کردم خودم نیز از این خبر زیاد شاد نمیشوم. احساس کردم اگر خبر میدادند که دیگر باند بازی در شرکت وجود ندارد و به مشکلات اعضا رسیدگی خواهد شد خیلی بیشتر از خبر فوق شاد میشدم.

مشکل کار در کجاست؟

- مشکل کار در این است که ما همیشه خبر به مجموعه های خود دادیم اما کار مفیدی نکردیم.

- همیشه گفتیم که شرکت فلان کاری انجام داده است اما هیچ وقت نتوانستیم مشکلات مجموعه خود را حل کنیم.

- همیشه گفتیم فلان پلن هم آمده است اما چون خودمان اطلاع کافی نداشتیم پلن را هم درست توضیح ندادیم و فقط مجموعه را دعوت کردیم که بیایند پلن جدید فعالیت کنند و این دعوت باعث شده مجموعه نظر بدی نسبت به پلن های جدید پیدا کنند.

- جدیدا هم که به هر یک از لیدرها میرسیم ما را دعوت میکردند پلن گلد کار کنیم در حالیکه هیچ یک از مشکلات تیم را در مورد پلن سیلور حل نمیکنند و وقتی صحبت از مشکلات کاری میکنیم میگویند دیگر پلن گلد این مشکلات را ندارد. خوب شما فکر نمیکنید مقصر اصلی خودمان هستیم و با تخریب پلن قبلی سعی میکنیم پلن جدید را به رخ بکشیم؟

باید قبول کنیم هیچ نتورکی نمیتواند به پای وست ویژن در ایران برسد و اگر قرار باشد نتورک کار کنیم حتما وست ویژن کار خواهیم کرد اما میدانید چرا بعضیها وست ویژن را رها میکنند و وارد نتورک دیگر میشوند؟

نتورکهای جدید برای اینکه دیگران را وارد نتورک خود کنند از کلمه ساپورت قوی استفاده میکنند که متاسفانه جدیدا این کلمه در بین وست ویژنهای نه تنها کم رنگ شده بلکه از بین هم رفته و دقیقا این ساپورت است که به خاطر نبودنش باعث شده دیگر از خبرهای جدید شرکت وست ویژن خوشحال نشویم و برای همین در روزهای بعد در مورد ساپورت تحلیل خواهم داشت.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 13:10

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

وست ویژنی های حاشیه نشین

دوستان سلام. امروز تصمیم دارم مطلبی بنویسم که شاید در ابتدا باعث شود که فکر کنید با مطالب اخیر وبلاگ های دیگر در تناقض است ولی خواهش می کنم این مطلب را تا پایان با دقت بخوانید و زود تصمیم گیری نکنید.

فکر می کنم همه ی شما قبول دارید که وست ویژن پرحاشیه ترین بازاریابان و پرحاشیه ترین لیدرها را دارد. اگر قبول ندارید سری به نت ورکرهای فعال در سایر نت ورک ها بزنید. حتما همه ی شما عزیزان قبول دارید که حداقل در زمان حال و در کشور عزیزمان فعالیت در وست ویژن ساده تر از فعالیت در هر نت ورک دیگری است، اما این که چرا بسیاری از افراد فعال در سایر نت ورک ها موفق تر از ما هستند و به خود اجازه می دهند کار خود را به عنوان کاری بهتر از کار ما معرفی نمایند تا حدود زیادی به خودمان بر می گردد.

حقیقت این است که افراد فعال در سایر نت ورک ها با خود می گویند ما که شرکتی در دسترس و قابل اعتماد نداریم، محصول خوب هم که نداریم و اگر هم داریم به راحتی به دستمان نمی رسد. برای نقد کردن پورسانت ها هم که نمی توانیم به کسی پناه ببریم. شرکتمان هم که قوانین و ضوابط مشخص ندارد پس باید خودمان کاری کنیم تا بتوانیم موفق شویم. اما ببینیم چه کاری از دست این افراد برمی آید؟

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 12:36

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

vvinvest

یکی دیگر از افتخارات شرکت وست ویژن راه اندازی شدVVInvest

همانطور که اطلاع دارید تب سرمایه گذاری در اینوست در میان نتورکرها بالا گرفته و اینروزها از در و دیوار خبر اینوست های جدید بگوش میرسد که به بعضی از اینگونه شرکتها هایپ گفته میشود همانطور که از اسمش پیداست (HYIP) بسیار اغوا کننده است چون در بعضی از انواع اینوست به سرمایه گذاران حتی بصورت ساعتی سود میدهند و گاها این سود به ماهیانه ۵۰٪ هم میرسد. ادعای اینان اینست که ما در پروژه های کلان و تورم زا سرمایه گذاری میکنیم و حتی در بازار فارکس هم سودهای سرشاری میبریم و به همین جهت به سرمایه گذاران خود هم سود خوبی میدهیم ولیکن تجربه نشان داده که عمر اینگونه شرکتها بدلیل عدم خروجی کوتاه میباشد ولی در بین اینگونه شرکتها، هستند اینوست هایی که این سرمایه ها را در پروژه های سود زا سرمایه گذاری میکنند و برای خود خروجی های متفاوت ایجاد میکنند و درصدی نه بصورت هایپ به سرمایه گذاران خود میدهند که باز هم این مبلغ سود بالایی نسبت به بازار است

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 11:34

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

فریاد از درد بی لیدری ...

(قسمت دوم)

به یاد دارم،

از زمانیکه شرکت وست ویژن تاسیس شد تا به امروز همه نوع بحران و همه نوع مشکلات سر راه شرکت و بازاریابان شرکت بوده است. یک روز بحران قانون، یک روز مشکل نرسیدن محصول، یک روز بحران پلمپ دفتر شرکت، یک روز مشکل بسته بودن سایت، یک روز بحران دستگیری اعضا توسط مامورین به خاطر فعالیت نتورک، یک روز مشکل از دست دادن لیدر و خیلی بحرانها و مشکلاتی که همه بدانها واقف هستید. خوشبختانه شرکت و بازاریابان شرکت همه آن بحرانها و مشکلات را با موفقیت سپری کرده اند. آن بحرانها و مشکلات باعث شده است پیکره شرکت وست ویژن قویتر شود و بازاریابان آن نیز مصمم تر به کار خود ادامه دهند.

اگر شرکت وست ویژن را به یک درخت تشبیه کنیم آقای دکتر بابایی ریشه این درخت، کارکنان شرکت و تاپ لیدرها تنه این درخت، لیدرها ساقه های این درخت و بازاریابان برگهای این درخت میباشند و اگر بحرانها و مشکلات را به عنوان آفت درخت بدانیم، تقریبا درخت وست ویژن هر ماه دچار آفتی بوده که باعث شده برگهای زرد بریزند و فقط برگهای سبز بمانند و این ریزش برگهای زرد باعث تقویت دیگر قسمتهای درخت شده است و هر چه برگهای زرد میریزند درخت وست ویژن پربارتر میشود. اما،

جدیدا درخت وست ویژن دچار آفتی شده که از درون درخت بوجود آمده است نه از خارج (درد درونی را باید از درون درمان کرد)، اگر چاره ای بدان نشود باعث ریزش تمامی برگها خواهد شد و این ریزش باعث صدمه دیدن ساقه و تنه درخت نیز خواهد شد و در نهایت باعث افتادن درخت میشود. آیا درختی بی برگ را میتوان درخت نامید؟

حال آفت جدید چیست؟

آفت جدید پوسیدگی است که در تنه درخت بوجود آمده است و این پوسیدگی باعث شده ساقه ها، خشک و برگها، زرد شوند و هرچه پیش رویم، چیزی جز نابودی درخت نخواهیم دید.

آقای دکتر بابایی برای اینکه درخت وست ویژن را قویتر نمایند و فقط بازاریابان متعهد و با ایمان بمانند دست به اقدامات جالبی زده اند که در نوع خود بی نظیر میباشد و شعاری داده اند مبنی بر اینکه برگهای زرد باید بریزند. شعاریکه بر واقعیت دلالت دارد و باید آنرا قبول کرد چون برگهای زرد مضر هستند و انرژی درخت را بیهوده مصرف میکنند. اما آیا برگهایی که میریزند همگی زرد هستند؟

ما همه از کارشکنی لیدرهای سطح پایین و بازاریابان سخن گفتیم، اما اصلا از کارکنان و تاپ لیدرها که تنه درخت را تشکیل میدهند سخنی نگفته ایم. مشکل امروز وست ویژن رابطه نزدیکی با تنه درخت دارد نه جای دیگر. میدانید در نتورک مارکتینگ همه وابسته به هم هستند و وقتی کارشکنی از طرف کارمند یا تاپ لیدر صورت میگیرد زنجیروار به آخرین عضو نیز انتقال می یابد که در این حالت آنهاییکه ضعیف هستند کار را رها کرده میروند و وقتی این کارشکنی ها بیشتر شود باعث خواهد شد تعدادی از لیدرها و بازاریابان قوی هم از کار دست بردارند و وقتی این کار شکنی ها از حد خود گذشت اکثر لیدرها کار را رها میکنند و میروند.

آیا این افراد که به خاطر کارشکنی و باند بازی کارکنان و تاپ لیدرها رفتند برگهای زرد بودند!؟

قطعا اینطور نیست چون اینان دقیقا افرادی هستند که در سخت ترین بحرانها مانند و از وست ویژن دفاع کردند و اگر اینان نبودند شاید شرکت وست ویژن به این درجه از اعتبار نمیرسید. پس چطور به اینها میتوان گفت اینان برگهای زردی هستند که باید بریزند. اگر به این افراد برگهای زرد بگوییم پس وست ویژن اصلا برگ سبزی ندارد!!!

حرفی که آقای دکتر بابایی زدند این روزها اشتباه تعبیر میشود و هر کسی از کارشکنی ها اعتراضی دارد با شعار برگهای زرد باید بریزند وی را خفه  میکنند. آیا درست است کسی که در بحرانها و سختیها همراه و هم دل وست ویژن بوده امروز به خاطر کارشکنی ها مجبور شده کار را رها کند، به آنها گفت: برگهای زرد باید بریزند و با ایمانها بمانند؟

ایمان برای چه؟ برای اینکه بمانند و تلف شدن مجموعه های خود را که با خون دل جمع کرده اند را ببینند؟

آقای دکتر بابایی وقتی امروز فریاد از درد بی لیدری میزنیم زنگ خطری است که وست ویژن بدان دچار شده است و دلیل آن هم این است که دیگر لیدری نمانده که به داد بازاریابان برسد، دیگر کسی نمانده که مشکلات بازاریابان را حل کند، دیگر فردی نمانده که با خلوص نیت محصول به پایین دستیها برساند، آنهایی مانده اند که فقط به فکر خود و جیبهای خود هستند نه به فکر وست ویژن و بازاریابان آن. اگر مدتی جلوی در آمد آنها را بگیرید، آنوقت خواهید دید که، همین افراد دشمنان سرسخت وست ویژن شده اند.

باید چاره ای اندیشید تا ساقه ها و برگهای سبز وست ویژن به آغوش دشمنان نیافتد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 14:15

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

شاید این اتفاق برای تک تک شما عزیزان هم بارها وبارها افتاده باشد همانطور که برای من بارها و بارها اتفاق افتاده !!!؟؟؟

"طرز تفکر غلط ، رها کردن نتورک"

چرا ؟؟؟

طبیعی است تمام افرادی که وارد این صنعت میشوند و قصد کار کردن را دارند شبانه روز در حال کلنجار رفتن با دقدقه های فکری خود در ارتباط با توانستن یا نتوانستنند!!! توانستن انجام کارها یا نتوانستن!!! به طور ساده تر کلنجار رفتن با موانع ذهنی که باعث ایجاد توهم نتوانستن میشود!!! این موانع چیستند؟؟؟

تمامی عوامل منفی خارجی که مانع از تمرکز بر روی توانمندی ها میشود!!! تعداد این عوامل هم کم نیستند!!!

شاید ندیدن آموزش باشد!!! شاید جو منفیه جامعه باشد!!! شاید خانواده!!! شاید بهترین دوستان ما!!! شاید همسر و فرزندان ما!!!  و شاید هم طرز تفکر غلط ما به دلیل نداشتن آگاهی کافی در ارتباط با این صنعت و آینده ای که میتوان از این طریق برای خودمان و عزیزانمان رقم بزنیم باشد!!! و شاید های زیادی که اگر قرار باشد روی کاغذ نوشته شوند شاید ده ها صفحه شوند!!! شایدهایی که همه میدانند همه اش بهانه است !!!

میخواهم به همه شما عزیزان این را بگویم!!! همه ما نتورکرها و حتی افرادی که نتورک هم کار نمیکنند به راحتی میتوانیم ساعت ها در مورد عواملی و یا همان شایدهایی که مانع از کار کردن درست ما میشود صحبت کنیم اما من یک دلیل قانع کننده برای ماندن خودم و کار کردنم دارم آن هم این است :

نتورک مارکتینگ سالم تنها کاری است که به مردم عادی مجال داشتن درآمد میلیونی را با سرمایه اندک وبدون هیچ هزینه اضافی به همراه زمان فراغت کامل و لذت بردن از انجام کارهایی که دوستشان دارند را میدهد !!!

نظر شما چیست؟؟؟

منبع: تیم آموزشی وست ویژن

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 13:46

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

کسی نخواهد آمد ...

دیگه وقتش شده

دیگه دست رو دست گذاشتن و منتظر موندن جز اینکه به سرازیری نیستی بکشوندمون کار دیگه ای برامون نمیکنه آخه منتظر بمونیم که چی بشه؟ منتظر بمونیم که یکی بیاد مارو از این مشکلات نجات بده. که با شرایط موجود و طبق تجربیات به دست اومده یک امر واهی بیش نیست و کسی نخواهد آمد. هیچ کس بهتر ازخود ما نمیتونه این مشکلاتو حل کنه ، چون خودمون این مشکلاتو به وجود آوردیم. پس باید خودمونم حلش کنیم.

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 17:53

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

فریاد از درد بی لیدری ...

(قسمت اول)

"وست ویژن تا اطلاع ثانوی لیدر ندارد!!!" تحلیل زیبا و آشنایی که اسفند 85 از وبلاگ The Best Of Leaders خوانده بودید. این تحلیل از دیدگاه بی سواد بودن (سواد نتورک) لیدرها در آن زمان بسیار تحلیل بجایی بود اما از دیدگاه کلی این تحلیل ناقص بوده است و من امروز می خواهم تحلیل فوق را کاملتر نمایم.

قبل از هر چیز بیایید ببینیم اصلا لیدر چیست و به چه کسی لیدر میگویند؟

لیدر كسی است كه وظیفه راهنمایی و آموزش زیر مجموعه های خود را بعهده دارد و یك لیدر برای اینكه بتواند به نحو مطلوبی سازمان خود را هدایت كند باید اطلاعات و مهارتهای زیادی داشته باشد. علاوه بر آن یك لیدر باید بتواند با برانگیختن افراد و در كنار آنها اهداف سازمان خود را تحقق بخشد یعنی به عبارت دیگر یك لیدر باید در رهبری نیز مهارت داشته باشد.

تمامی لیدرها الزاما همه روزه باید اطلاعات زیادی را در اختیار دیگران قرار دهند پیشنهاد كنند و با سایر لیدرهای هم تراز و لیدرهای بالاسری نیز ارتباط داشته باشند اشتباهات زیرمجموعه ها را تصحیح كنند و به آنها روشهای صحیح را آموزش دهند و در نهایت بایستی قدرت انتقال اطلاعات به دیگران را نیز داشته باشند. اما برای آموزش یك تجارت و یا انتقال مطلب به دیگران تنها داشتن تخصص و اطلاعات كفایت نمیكند و هنر انتقال مطلب و آموزش دادن نیز از الزامات این كار است بنابراین یك لیدر باید در تعلیم دادن نیز مهارت داشته باشد و بتواند نفراتی مانند خود را نیز در مجموعه شبیه سازی كند.

مهارتهای بارز یك لیدر:

- مهارت در رهبری - مهارت در تعلیم دادن - مهارت در معرفی بهترین روشهای كار - مهارت در پیشگیری از وقوع مشكلات - مهارت در ساپورت

یک لیدر واقعی باید مهارتهای فوق را داشته باشد و بتواند به نحو احسن از آنها استفاده کند نه اینکه بنشیند و فقط دستور بدهد و امر ونهی نماید.

خصوصیت بارز یک لیدر

– لیدربودن به رفتار و منش است نه به مقام و موقعیت سازمانی.

لیدر باید رفتار و منش خوب  داشته باشند. کسی که مقام و موقعیت بالا و تعداد زیادی زیر مجموعه دارد را نمیگویند این فرد لیدر است.

- لیدرها مهربان هستند نه ضعیف و بی اراده.

مهربانی به معنی ناتوانی نیست بلكه نوعی قدرت است. ما باید آن قدر مهربان باشیم، تا به اشخاص حقیقت را بگوییم. مهربان و بافكر باشیم تا حرف خود را با صراحت بزنیم و موارد را همانطور كه هستند بیان كنیم و دیگران را فریب ندهیم.

– لیدرها روی خدمت به دیگران تمرکز میکنند.

– لیدرها اشخاصی هستند قابل اتکا و پشتیبان دیگران.

– لیدرها به انجام وظیفه اکتفا نمی کنند بلکه ایثار می کنند.

– لیدرها به دیگران اعتماد و اطمینان خاطر می دهند و کمک می کنند تا دیگران ایمانشان تقویت شود.

– لیدرها اشخاصی خلاق هستند.

– لیدرها درستکار و امین هستند.

– لیدر ها باصفا هستند و محیط کاری گرم و صمیمی ایجاد می کنند.

- لیدرها شوخ طبع هستند نه بذله گو.

شوخ طبع بودن بسیار پسندیده است و مدیر موفق باید این خصلت را داشته باشد، اما نباید باعث شود بدون تفكر كاری را انجام دهد.

– لیدرها به نظرات دیگران احترام می گذارند و تفاوت ها را می پذیرند.

– لیدرها به خوبی منظور و هدف خود را بیان می کنند.

- لیدرها محکم ومصمم هستند نه بی نزاکت و گستاخ.

بعضی از افراد قدرت را با بی احترامی و بی شرمی اشتباه می گیرند. در حالی كه اصلا جایگزین مناسبی نیست.

- لیدرها جسور هستند نه زورگو.

می توان با جسارت در زندگی برنده شد. برای نفوذ داشتن سعی كنید جلوتر از افراد حركت نمایید و همیشه اولین فردی باشید كه مشكلات را حل می كند و متوجه نخستین نشانه مشكل و گرفتاری می شود. زورگویی باعث از هم پاشی تیم میشود.

- لیدرها متواضع هستند نه کمرو و خجالتی.

كمرو بودن جلوی پیشرفت افراد را می گیرد. فروتنی و خجالت دو مقوله جدا از هم هستند. خضوع كلمه ای خدایی است كه شكوه و احترام را تداعی می كند. به كاربردن این كلمه در مورد انسان، خاص بودن این مخلوق خداوند را آشكار می كند. با خضوع، فاصله بین ما با خداوند، آسمان و ستاره ها كم می شود به آنها نزدیك تر می شویم و خودمان را جزئی از ستاره ها می دانیم. فروتنی فضیلت است اما كمرویی و ترس، بیماری است و به همراه خود پریشانی می آورد.

- لیدرها عزت نفس دارند نه خودبینی.

با پیروز شدن به خود ببالید، زمانی كه به آرزوهای خود دست می یابید افتخار كنید، در جامعه سربلند باشید اما به یاد داشته باشید كه یك لیدر خوب سر افراز است، اما مغرور نیست. در حقیقت بدترین نوع تكبر، تكبر به نادانی و ناآگاهی است. در ضمن به یاد داشته باشید که این زیر مجموعه بود که شما را به موفقیت رساند پس لزومی به مغرور بودن نیست.

- لیدرها آموزش دیده باشند (سواد نتورک داشته باشند).

یک لیدر باید از صنعت خود یعنی نتورک اطلاعات کافی داشته باشد تا بهتر بتواند از آن دفاع نماید که خوشبختانه شرکت وست ویژن به آموزش خیلی بها داده و حتی پا را فراتر گذاشته و بصورت علمی به آموزش این صنعت پرداخته است و هر کس بخواهد پورسانت دریافت نماید باید مراحل این آموزشها را طی نماید.

با توضیحات مختصری که داده شد آیا فکر میکنید در شرکت وست ویژن چند عدد لیدر وجود دارد؟ البته تعجب نکنید که از اصطلاح چند عدد استفاده کردم چون اگر از بین این همه اعضای وست ویژن بگردید شاید نتوان بیش از 10 نفر لیدر واقعی پیدا کرد.

اگر لیدری،

- به زیر مجموعه خود امر و نهی کردن - زور گویی - در مشکلات، زیر مجموعه را رها کردن - فقط به فکر نقد کردن پورسانت خود بودن - وقتی زیر مجموعه در دست سبک بود و کار کرد تحویلش گرفتن در غیر اینصورت دیگر زیر مجموعه را نشناختن - وقتی زیر مجموعه دچار مشکل مالی شد جوابگو ایشان نبودن تا زیر مجموعه مجبور شود پورسانت خود را به دو سوم قیمت واگذار کند – به زیر مجموعه دروغ گفتن - وعده های سر خرمن به زیر مجموعه دادن – از اعتماد زیر مجموعه سوء استفاده کردن - … است،

 وای به حال و روزگار کمپانی که چنین لیدرهایی دارد.

توضیحات مرتبت با این بحث را میتوانید از لینکهای زیر بخوانید:

لیدر کیست

همانند یک لیدر سطح بالا فکر کنید

لیدرهای موفق چه کسانی هستند

تفاوت لیدر با شبه لیدر

مهارتهای کاری

حال برسیم به بحث اصلی خود: " فریاد از درد بی لیدری ..."

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 13:50

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

اگر به پیشرفتها و افتخاراتیکه وست ویژن در این سالها بدست آورده نگاه کنید خواهید دید اینها در سایه مدیریت دانا و توانای آقای دکتر بابایی بدست آمده است اما چون این مدیریت به تنهایی بوده و کسی هم نیست که با خلوص نیت یار و یاور این مدیر دلسوز باشد برای همین گاها شاهد مشکلاتی میشویم که حتی بعضی از این مشکلات حادّ  هم شده و حل نمیشود و در بسیاری از موارد حتی بنده شاهد بوده ام که آقای دکتر بابایی از وجود این مشکلات بی اطلاع هم میباشند.

حال به نظر شما چه کار باید کرد؟

همگی میدانید که با یک دست نمیتوان چندین کار را یکجا انجام داد اما اگر همگی دست در دست هم دهیم آنوقت همه کاری میتوانیم انجام دهیم.

هر کسی بسته به تواناییها و استعدادها و امکانات خود میتواند به آقای دکتر بابایی کمک نماید تا وست ویژنی ساخته شود که در دنیا لنگه ندارد.

کمک کردن این نیست که فقط بنشینیم و از کسی تعریف کنیم بلکه کمک کردن این است که با تمام وجود دست به یاری برداریم و در بعضی مواقع انتقاد بهترین کمکی است که میتواند انجام داده شود.

برای همین بنده از امروز نه تنها از وست ویژن تعریف و تمجید خواهم کرد و از کارهایی که آقای دکتر بابایی برای وست ویژن و حتی ایران انجام داده اند به تحلیل در خواهم آورد بلکه سعی خواهم کرد انتقاداتی از وست ویژن هم داشته باشم و مشکلات را از طریق وبلاگ خود به گوش آقای دکتر بابایی برسانم.

اگر قبلا از وست ویژن فقط تعریف میکردم و هیچ انتقادی نمیکردم به خاطر این بود که فکر میکردم لیدرها و کارکنان شرکت همه مشکلات را به گوش آقای دکتر بابایی میرسانند ولی بعد از گردهمایی و نیز بعد از آنکه در همایش امسال تبریز با خود آقای دکتر بابایی صحبت کردم فهمیدم که خیلی مسایل است که آقای دکتر بابایی به خاطر فشار کاری بیش از حدّ و نیز به خاطر اینکه اطرافیان ایشان نمیخواهند آقای دکتر بابایی بیش از این فشار کاری داشته باشند  به اطلاع ایشان نمیرسانند و اینها باعث میشود مشکلات ایجاد شود و حل نشده باقی بماند.

دوستان عزیز اگر شما نیز میخواهید شرکت وست ویژن، بخصوص آقای دکتر بابایی را مورد حمایت قرار دهید از نق زدنهای بیهوده دست بردارید و با ما همرا شوید و اگر مشکلی دارید که تا به حال حل نشده است میتوانید از این پس در قسمت نظرات با توضیحات و مشخصات کامل به ما برسانید و ما نیز سعی خواهیم کرد جواب قانع کننده ای برای شما پیدا کنیم و اگر جواب قانع کننده ای نداشتیم از طریق وبلاگ به اطلاع آقای دکتر بابایی خواهیم رساند.

برای جهانی شدن باید همگی دست در دست هم دهیم تا وست ویژن را به همگان معرفی نماییم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:21

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

از گردهمایی وبلاگ نویسان وست ویژن تا تحولات در وبلاگ تیم وست ویژن تبریز FBR

 (قسمت چهارم)

استراتژی جدید وبلاگ تیم وست ویژن تبریز FBR

1- تحلیل و بررسی در مورد اقداماتیکه آقای دکتر بابایی برای وست ویژن انجام میدهند هرچند این اقدامات کوچک و ناچیز باشند.

2- ما تصمیم داریم به سوالات و مشکلات وست ویژنیها جواب بدهیم و هرگاه خودمان نتوانستیم جوابگو باشیم همان سوال را در وبلاگ خود درج خواهیم کرد تا به گوش مسئولین شرکت برسد و بعد از دریافت جواب از طرف مسئولین شرکت، جواب عزیزان را خواهیم داد.

3- ما انتقادات و پیشنهادات عزیزان وست ویژنی را از طریق همین وبلاگ به گوش مسئولین شرکت خواهیم رساند تا شاهد شکوفایی هر چه بیشتر وست ویژن باشیم، انشاالله.

4- همچنین ما اعضای وست ویژن را از طریق وبلاگ خود مانند یک لیدر راهنمایی خواهیم کرد چون تعدادی از لیدرها لیاقت رهبری ندارند و یا وست ویژن را ترک گفته اند و زیر مجموعه آنها هنوز تا به امروز نمیدانند که محصولات بصورت آنلاین میباشد و E-Serial دیگر وجود ندارد و ... .

5- تغییر و تحول در ظاهر وبلاگ استراتژی دیگر ماست.

اگر متوجه شده باشید ما در وبلاگ شمارش معکوس گذاشتیم که ...، خوب بگذریم که خودتان با تغییر و تحولات همه جانبه پی به دلیل شمارش معکوس خواهید برد پس بعد از آخرین شمارش، شما شاهد تغییرات همه جانبه از وبلاگ ما باشید.

امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند:

تو را به پنج چیز سفارش می كنم: اگر مورد ستم واقع شدی ستم مكن، اگر به تو خیانت كردند خیانت مكن، اگر تكذیبت كردند خشمگین مشو، اگر مدحت كنند شاد مشو، و اگر نكوهشت كنند، بیتابی مكن.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 18:40

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

از گردهمایی وبلاگ نویسان وست ویژن تا تحولات در وبلاگ تیم وست ویژن تبریز FBR

 (قسمت سوم)

وظیفه ما وبلاگ نویسان وست ویژن چیست؟

ما وبلاگ نویسان وظیفه داریم باری از دوش کمپانی و بازاریابان آن برداریم و این میسّر نخواهد شد مگر در سایه همکاری تنگاتنگ با خود کمپانی، وبلاگ نویسان کمپانی و بازاریابان کمپانی.

ما وبلاگ نویسان وظیفه داریم اقداماتیکه شرکت برای وست ویژن انجام میدهد را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم تا دیگران نیز به ارزش آن اقدامات پی ببرند.

ما وبلاگ نویسان وظیفه داریم اگر مشکلی برای اعضا بوجود آمد از طریق وبلاگ خود به گوش مدیریت شرکت برسانیم هرچند که اکثر مشکلات را بالاسریها بوجود آورده اند نه خود شرکت.

ما وبلاگ نویسان وظیفه داریم جوابگوی سوالات و انتقادات اعضای وست ویژن باشیم.

ما وبلاگ نویسان وظیفه داریم مانند یک لیدر عمل کنیم و اعضای شرکت را راهنمایی و هدایت نماییم.

ما وبلاگ نویسان وظیفه داریم همکاری خود را با دیگر وبلاگهای کمپانی محکمتر کنیم و با اتحاد، از آرمانهای شرکت دفاع نماییم و این محقق نخواهد شد مگر با ارائه نظرات، پیشنهادات و انتقادات.

استراتژی جدید وبلاگ تیم وست ویژن تبریز FBR

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 21:21

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

از گردهمایی وبلاگ نویسان وست ویژن تا تحولات در وبلاگ تیم وست ویژن تبریز FBR

 (قسمت دوم)

 تذکر: من ایمان دارم شرکت وست ویژن با آغوش باز از پیشنهادات و انتقادات وست ویژنیها استقبال می کند.

وبلاگ نویسان پیام رسانان شرکت هستند و هر شرکتی برای کار خود نیاز به آنها دارد. حال این پیام رسانان در کار خود کوتاهی کنند دیگر آیا میتوان اسم پیام رسان به وبلاگ نویسان گذاشت؟

بنابه گفته مدیر وبلاگ تورنادو، وبلاگ ها از جمله اصحاب رسانه هستند و به عنوان قلب شرکت و صدای کمپانی اعمال نقش می کنند. حال این اصحاب رسانه و قلب شرکت از کار بیافتد آنوقت چه میشود؟

آیا وبلاگ نه برای این است که با مخاطبین خود ارتباط برقرار کند؟

قبل از گردهمایی بنده وبلاگ نویسی را فقط در درج مطالب آموزشی، اخبار و غیره میدیدم اما بعد همایش به این نتیجه رسیدم که وبلاگ نویسی همانند روزنامه نگاری است و کار یک روزنامه نگار نه تنها دادن اخبار بروز و مقالات علمی و ... است بلکه کار یک روزنامه نگار تجلیل و انتقاد کردن از روند کاری ارگان ها هم میباشد تا این ارگان ها دلگرم شده و برای بهبود کیفیت کاری خود ایرادات را برطرف نمایند.

بنده قبل از گردهمایی فکر میکردم این تنها تیم ماست که با مشکلات روبرو میشود اما بعد همایش فهمیدم همه به نوعی با مشکلات روبرو هستند و اکثرا به خاطر از دست دادن بالاسری خود و یا به خاطر بی لیاقتی بالاسری خود دچار مشکل شده اند.

بنده قبل از گردهمایی فکر میکردم اگر ما نظرات را سانسور کنیم و سوالات و نظرات مخالف را درج نکنیم خدمت بزرگی به شرکت کرده ایم اما بعد گردهمایی به این نتیجه رسیده ام که وقتی ما به مخاطبین خود جواب ندهیم ظلم بزرگی در حق بازاریابان وست ویژن و حتی خود شرکت انجام داده ایم. ما باید از کارهای درست شرکت تجلیل کرده و با تحلیل به گوش همگان برسانیم و شرکت را از مشکلاتیکه بازاریابان بدان دچار شده اند مطلع سازیم تا مسئولین شرکت بدان رسیدگی نمایند و نیز اگر خدا نکرده متوجه ایرادی از طرف شرکت شدیم از آن انتقاد نماییم تا مسئولین شرکت آن ایراد را رفع نمایند شاید ایرادی که ما میگیریم جزء ایراداتی است که از دید مسئولین شرکت پنهان مانده است.

ما وبلاگ نویسان وست ویژن نه تنها سرسختانه از شرکت خود دفاع نکرده ایم بلکه با جواب ندادن به سوالات مخاطبین باعث شدیم همه فکر کنند که شرکت وست ویژن مشکلی دارد که ما قادر به جواب دادن نیستیم و نیز وقتی از طرف دفتر شرکت نیز جوابی به این عزیزان داده نمیشود این ذهنیت در بین بازاریابان قویتر میشود.

ما عادت کردیم همیشه یکطرفه با مسایل روبرو شویم و آن مسایل را ببینیم که به نفع ماست.

ما عادت کردیم فقط نقاط مثبت را بگوییم ولی اگر ما از کمپانی خود انتقاد نکنیم و فقط مطالب مثبت درج کنیم آنوقت کمپانی از کجا بداند که اشکالات ناچیزی هم وجود دارد و باید رفع شوند؟ وبلاگهای مخالف کمپانی قصد تخریب دارند اما گاهی اوقات این وبلاگها بر خلاف میل خود خدمت بزرگی به کمپانی میکنند که هیچ یک از وبلاگهای موافق انجام نداده اند آنها چرندیات زیادی را در قالب انتقاد بیان میکنند اما باز در بین این چرندیات گاهی اوقات نقاط ضعف کمپانی هم دیده میشود که درج این مطالب باعث رفع این نقاط ضعف از طرف مسئولین کمپانی شده و خواهد شد.

به هر شرکت یا اداره ای رفته و دقت کرده باشید متوجه میشوید در تمامی آنها یک صندوق پیشنهادات و انتقادات در قسمتی از ورودی نصب شده است و یا اینکه یک شماره تماس برای این منظور گذاشته شده است اما به علت اینکه شرکت وست ویژن درگیر مسایل دیگر میباشد در این مورد هیچ اقدامی نکرده است و چون کارها بصورت اینترنتی انجام میشود و ما وبلاگ نویسان هم ادعای زیادی داریم باید وبلاگ ما مانند صندوق پیشنهادات و انتقادات عمل کند تا شاهد بهتر شدن و قویتر شدن شرکت وست ویژن باشیم.

حال برسیم به اینکه:

 وظیفه ما وبلاگ نویسان وست ویژن چیست؟

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 18:14

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

چرا فلانی رفت !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

حتماْ همگی این داستان رو شنیدید که میگن: یه روز یک گنجشکی روی یک درخت سرو بلند نشست و بعد از مدتی خواست پرواز کنه ، به درخت گفت: ای درخت حواست باشه و محکم باش که من می خواهم پرواز کنم. درخت گفت اون وقتی که نشستی من متوجه نشدم حالا که می خواهی پرواز کنی که دیگه هیچ. فکر می کنم این داستان به نوعی داره توی شرکت ما هم اتفاق می افته. چندین بار و از چندین نفر شنیدم که می پرسند: اگه شرکت شما خوبه چرا فلانی رفت؟

نکته خیلی جالبیه. معمولا آدما مطالب رو اونطوری که دوست دارند بیان می کنند .یه ضرب المثل قدیمی میگه « همیشه کسی که یک طرفه میره به قاضی راضی برمی گرده .اگه کسی بیاد بهتون بگه من داشتم توی پیاده رو راه می رفتم و  یکی بدون دلیل محکم زد توی گوشم شما باور می کنید!!!؟ مطمئناْ اولین جمله شما این خواهد بود که: مگه الکیه که کسی بی دلیل بزنه توی گوشت؟؟؟

فکر کنم تا حدودی مطلبی که می خواهم بگم براتون روشن شده باشه. آری دوستان، شرکتی که در اون در حال فعالیت هستیم یکی از بهترین های نتورک ایرانه. با مدیریتی بسیار با ایمان و با خدا که تا اونجایی که من می دونم و ایشون رو می شناسم اهل این کارها نیست که بخواهد به نا حق به کسی ظلم کند و از موقعیت و مقام خودش سوء استفاده نماید. ( این حرف شخص خود من نیست این موضوع را از خیلی ها شنیدم .من بدون تحقیق هیچگاه حرفی را نمی زنم.(

و اما افرادی که به هر دلیلی جایگاهشان بلاک شده و دیگر اجازه فعالیت در این شرکت را ندارند شک نکنید که هر کدامشان با دلایل و مدارکی معتبر به این مرحله رسیده اند. جالب اینجاست که اینان حکایتشان همان حکایت پرنده است که اصلاْ نشستن و پرواز کردنش برای درخت مهم نبود. آخه شرکت به این بزرگی و معتبری احتیاجی به این افراد نداره که هر کدام به نحوی برای شرکت مشکل ساز باشند.

یکی از موقعیتش سوء استفاده می کند ، یکی فقط پول را می بیند، و دیگری عده ای را به امان خدا رها کرده و می خواهد که مجموعه برایش کار کنند و خودش هم در یک نت دیگر فعالیت کند و آخر هفته بیاید و ای بانک هایش را بردارد و ...

دیگران هم بجای اینکه بپرسند چرا شرکت، فلان شخص را اخراج کرد و دیگر اجازه فعالیت به وی را نمی دهد می پرسند  :

چرا فلانی رفت !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

منبع: وست ویژن کاشان

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 15:49

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

از گردهمایی وبلاگ نویسان وست ویژن تا تحولات در وبلاگ تیم وست ویژن تبریز FBR

(قسمت اول)

قبل از هر چیز مختصری از وبلاگ و وبلاگ نویسی برایتان درج میکنم تا برسیم به مطلب اصلی:

وبلاگ و وبلاگ نویسی

وبلاگ یک یا چندین صفحه اینترنتی شخصی یا گروهی است که در آن شخص یا گروه به نوشتن مطالب متوالی (روزانه یا چند روز در میان) در موضوعات متنوع و دلخواه می پردازند. و افکار، عقاید اشعار و یا خاطرات خود را برای مطالعه عموم در آن قرار می دهند. از آنجاییکه وبلاگ در اینترنت نشر می یابد میتوان آنرا یک نشریه اینترنتی شخصی هم اطلاق کرد. و حتی گاهی میتوان وبلاگ را یک رسانه اینترنتی نامید .

وبلاگ چه ویژگیهایی دارد؟

- شخصی است، هر کسی با میل و علاقه خود می تواند به انجام آن بپردازد و در نوشتن یا عدم نوشتن آن اجباری نیست.

- محدودیتی در زمان نوشتن یا انتشار آن نیست و مستقیماً به نظر نویسنده یا نویسندگان آن بستگی دارد.

- موضوعات آن متنوع است و هر شخص می تواند متناسب به علاقه، توانایی و دانش خود در هر زمینه ای که تشخیص می دهد به وبلاگ نویسی بپردازد.

- چون شخصی است لذا هر کسی میتواند در آن آزادانه به انتشار آراء و عقاید خود در هر زمینه ای که بخواهد بپردازد.

- وابسته به هیچ نهاد یا ارگان دولتی یا خصوصی نیست.

چگونه باید شروع کرد؟

هرگاه هر شخصی به این نتیجه برسد که مطلبی برای نوشتن دارد و آن مطلب ممکن است برای دیگران مفید یا جالب باشد، میتواند به وبلاگ نویسی بپردازد.

وبلاگ در دسترس ترین ابزار اطلاع رسانی برای روابط عمومی است که توان فنی خاصی را نمی طلبد. هزینه، نیروی متخصص اینترنت، قبول دردسرهای اداری راه اندازی، پذیرش داشتن دغدغه امنیت و کار بدون اشکال و ... اینها چیزهایی است که برای راه اندازی وبلاگ نیاز نیست. برای راه اندازی یک وبلاگ تنها به اراده و پشتکار نیاز است و بس !

دلیل وبلاگ نویسی برای کمپانی همچون وست ویژن؟

وبلاگ ها منجی کمپانی ها هستند که می خواهند در ارتباط مستقیم با مخاطبین باشند.

وبلاگ برای روابط عمومی کمپانی ها، شركت های خصوصی، رسانه ها و به طور كلی هر سازمانی كه هدفش ارتباط بهتر با مخاطب است، به صورت بالقوه کارآیی بالایی دارد. ممكن است یك كارشناس روابط عمومی و ارتباط مردمی از لهجه یا زبان خاصی برای برقراری ارتباط با مخاطب استفاده كند و این هیچ تضادی با شخصیت رسمی وی ندارد. وبلاگ نیز ارتباط صمیمانه تر کمپانی و مخاطب در شبكه اینترنت است .

ارایه اطلاعات و اخبار مربوط به کمپانی، راهنمایی مشتریان در مورد خدمات کمپانی، در دسترس قرار دادن اطلاعات ساده ای نظیر شماره تلفن ها و نشانی ها، دریافت نظرها و پیشنهادها، پاسخ به پرسش های متداول از کمپانی و ... در وبلاگ امکان پذیر است. وبلاگ ها با ارایه اطلاعات مختصر و مفید به نوعی بازاریابی مخاطب را انجام می دهند.

وبلاگ ها می توانند در حكم درگاه ورودی مخاطب به کمپانی باشند و از آن می توان به عنوان یك پل ارتباطی نام برد.

هر تیم برای اینکه بهتر بتواند مجموعه خود را حمایت و راهنمایی کند دست به ایجاد وبلاگ میزند تا در نبود خود، تیم را از طریق وبلاگ رهبری نماید.

چون وبلاگها در دید همگان قرار دارد پس نویسنده وبلاگ سعی میکند تا از مطالبی استفاده نماید که مورد پسند همه باشد و روز به روز دیده میشود وبلاگی که فقط برای یک تیم ایجاد شده است مورد بازدید دیگران نیز قرار میگیرد و از حالت تیمی به حالت همگی تبدیل میشود از جمله آن وبلاگها وبلاگ خود بنده میباشد که در اوایل فقط برای ساپورت تیم ایجاد شده بود اما امروز شاید بتوان گفت بیشتر از تیم خود، تیم های دیگر از آن بازدید میکنند.

پاسخگویی:

پاسخگویی چالشی است که روابط عمومی ها قطعا در راه اندازی وبلاگ به آن دچار هستند. گرچه مدیر یك وبلاگ میتواند پیامها و نظرات مخالف و منتقد کمپانی را حذف كند ولی این مساله می تواند برای سازمان بحرانی تلقی شود. در عین حال این مساله را می توان نقطه مثبت هم برای حضور روابط عمومی در فضای اینترنت دانست چرا كه اگر یك روابط عمومی بتواند در فضای دوسویه به حداقل هایی در جلب و اقناع مخاطب دست پیدا كند، می توان به توان حرفه ای، شفافیت و پاسخگویی آن امیدوار بود .

حال برسیم به:

گردهمایی وبلاگ نویسان وست ویژن و تحولات وبلاگ تیم FBR

ادامه دارد...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 18:19

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

فرهنگ‌سازى عامل موثر در مبارزه با دسیسه‌هاى هرمی

نتورک‌ مارکتینگ‌ با ایجاد حجم قابل توجهى از تجارت جهانى بعد از گسترش اینترنت و به‌عنوان شاخه‌اى از(e-commers)  تجارت الکترونیک نقش غیر قابل انکارى در اشتغال‌زایی، ایجاد فرهنگ خرید و فروش بهینه، حذف واسطه‌ها، اهمیت و افزایش حقوق مشترى - بازاریاب و ایجاد تفکر تجارت جهانى داشته است. بیراهه نیست اگر گفته شود بسیارى از کسانى که در جوانى به نتورک مارکتینگ روى مى‌آوردند توانایى تجارت در حد جهانى با بهترین ابزار آن را مى‌توانند داشته باشند و چه بسا بعد از مدتى وارد شاخه‌هاى دیگرى از تجارت الکترونیک شوند. دیر زمانى بیش نیست که نتورک مارکتینگ ثابت کرده بازاریابى از تولید بسیار مهمتر است و هر نوع کالایى را مى‌توان با بازاریابى مناسب در سطح جهان پخش کرد.

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 12:20

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

نگرش برنده برنده

قابل توجه لیدر ها و تاپ لیدرها، ما آمده ایم باهم ببریم نه ازهم

در یک نتورک سالم این نگرش بر این اساس به وجود آمده است تا در بین اعضاء بینش برنده برنده به وجود آید. حال دو بحث کلی به وجود می آید:

1- اگر این نگرش در نظر گرفته شود چه اتفاقاتی در بردارد؟

2- نکته عکس مورد فوق یعنی اگر این نگرش در نظر گرفته نشود؟

توضیح 1: همه نتورکرها می دانند که این نگرش باعث اتفاقات مهمی از جمله ایجاد اعتماد و صداقت و کار گروهی حتی در بین افرادی که  عضو  یک مجموعه یا یک سازمان نیستند. هدف این مقاله پیشتر به قسمت دوم بحث است تا عواقب در نظر نگرفتن این مسئله را بیشتر تشریح کنیم

توضیح 2: این نکته که به نظر ما دارای اهمیت بیشتری است باعث می شود تا افرادی که به عنوان لیدر و تاپ لیدر شناخته میشوند (از نظر جایگاهی) به سازمان خود مانند یک سلول نگاه کنند یعنی فقط یک به دو را انتظار دارند. این موضوع به قدری مهم است که نبود آن باعث عدم اعتماد سازمان به بالا سریها یا حتی به هم گروه ها می شود. تا حدی که در برخی مواقع افراد به جای اینکه باهم به یک کار بپردازند. هر کدام کاری را انجام می دهند تا شخص مقابل را در وضعیت بدتری قرار دهند. در یک نتورک چون تعادلات سهم مهمی دارد پس بالاترین شخص از نظر جایگاهی نیز ارجح تر به حساب می آید، و اگر در بین تاپ لیدرها اعتماد وجود نداشته باشد آن شخص موفق تر است، که فرصت طلب تر بوده است.

ما با نوشتن این چند سطر خواهیم گفت که همیشه صداقت بهتر از فرصت طلبی است و اگر اتقافی مثبت یا منفی بیفتد برای همه هست از  یک نفر تا یک سازمان.

در پایان اشاره به این نکته لازم است که ما خواستیم با بهترین و مودبانه ترین گفتار اعتراض خود را به کسانی که خود را مقصر در اتفاق کالاها می دانند اعلام کنیم و منتطر می مانیم تا اقدامات لازم اتخاذ شود در غیر اینصورت این مقاله با حاشیه کمتر و حتی با توضیح بیشتر ادامه پیدا خواهد کرد.

اعضای گروه آموزشی ترنادو

منبع: وبلاگ آموزشی ترنادو

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 19:56

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

مشتری و بازاریاب بدون ترس

فروش لحظه ای كالا فرصت های بسیاری را پیش روی بازاریابان و مدیران فروش قرار داده است كه لازم است از زوایای گوناگون مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد، در گذشته فرد خریدار مبلغی پول را بابت كالای خود پرداخت می كرد و پس از كسر هزینه خدمات كه به فرد مذكور خدمات ارائه می گردید مشتری كالای خود را از طریق دفتر كار الكترونیكی و انتخاب كالای مورد نظر انجام می داد سپس بخش نرم افزار ثبت خرید مذكور را به بخش ارسال كالا گزارش می داد ، بخش ارسال كالا ، آنرا بسته بندی كرده و به آدرس فرد مذكور پست می كرد اگر آدرس درست بود (كه در اغلب موارد اشتباه بود) پس از چندین روز به دست مشتری می رسید در مورد كارت ارائه خدمات نیز وضع به همین گونه پیش می رفت.

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 15:45

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

با سلام 

این روزها همه ما با غرور و افتخار مبلغ تلاشهای خستگی ناپذیرمرد بزرگی هستیم که یکه وتنها حماسه ای بزرگ آفرید. جناب آقای دکتر بابایی ما مدت طولانی در نت ورک فعالیت کردیم با درآمد ناچیز که داشتیم (فول تایم) ماندیم خیلی ها این کلمه را شنیده اند اما اندک هستند کسانی که درکش می کنند. مثل همه دوستان جایگاه 60هزارتومانی فروختیم کارت تسهیلات فروختیم3جایگاه فروختیم 7جایگاه فروختیم مثبت پایین دادیم مثبت بالا هم دادیم! امروز در درجه اول نتورک وسپس وست به جایی رسیده که در باور خیلی ها نمی گنجد و اینها را مدیون ایستادگی شما هستیم در این هیچ شکی نیست دستتان را میبوسیم.

آقای دکتر ما نه تحصیلات آنچنانی داریم نه از علم بازاریابی شبکه ای اطلاعی داریم. ما تنها می توانیم گروهی گرد هم جمع کنیم آموزش دهیم و حمایت کنیم در شرایط سخت کنار گروه هم بمانیم صداقت را تشویق کنیم و گسترش دهیم غمخوار باشیم عیبها را بپوشانیم مفهوم کار را جا بیندازیم و فرهنگ سازی کنیم و اگر تنها بودیم از پس این کارها هم بر نمی آمدیم. نت ورک شیرین ترین شغل دنیاست! نتورک مال همه نیست قرار نیست همه در نتورک موفق شوند اما ما شاهد کنار کشیدن و شکست خیلی ها بوده ایم که می توانستند موفق شوند. همه کسانی که 4سال است که سوئیچ اف نشده اند درک میکنند که  در مورد چه چیز صحبت میکنیم ما میراث دار تمام فریب خوردگان نت ورکهای پول گردانیم ما میراث دار هزاران آرزوی رفته بر بادیم...  .

صحبتهای ما هفتاد من کاغذ می خواهد اما امروز ... . ما دست شما را میبوسیم آقای دکترما برگ نشده ایم که از ریختن بترسیم که سیاست بسیار به جایی است اما فراموش نکنیم که بار سنگینی بر عهده آخرین نفراتی است که به جمع ما پیوسته اند. آنها نمی توانند به تنهایی تاوان سختیهایی را که ما کشیده ایم بدهند آنها تغییر جایگاه 60به فول کالا را ندیده اند آقای دکتر با چوب برگ ریزان جوانه ها را قلع وقمع نکنیم فردی که از برگ ریزان بترسد صدای کف مجموعه اش را به شما نمی رساند و سیستمی که انتقاد نپذیرد فاسد می شود این روزها همه ما از خوشحالی تلاشهای شما، در پوست نمی گنجیم آنقدر که فراموش کرده ایم افرادی هستند که 15 روز پیش کالای آن لاین خود را از سایت انتخاب کرده اند پولش را واریز کرده اند و هنوز چیزی دریافت نکرده اند و اصلا" کالای انتخابیشان تا مدتها دیگر نیست البته ما برایش راهکار داریم! ما گروه قوی ای هستیم! ما بازاریاب هستیم کالا می فروشیم! نه ببخشید ما تجارت میفروشیم! نه اصلا" اینها را رها کنیم که این از نظر ما مهم نیست! اما متاسفانه این افراد آموزش های ابتدایی را دیده اند، معرفی کار داشته اند، نفراتشان هم پول به دست آماده اند! و جایگاهی برای ورود وجود ندارد! این ایرادات متوجه شرکت نیست. این پلان جدید نوپاست قصد حمله به آن را نداریم. اما این روزها بیش از پیش کمبود لیدر در وست ویژن به چشم می خورد ایراد اصلی از ماست که طبق برنامه ای که از دستمان میاید عمل میکنیم و به آنها اعتماد داریم ایراد اصلی از ماست که به دلیل پایین بودن تعادلمان افتخار همکاری بدون چشمداشت را نداریم روزی شنیدیم که شما فرموده اید: کسانی باید در کارهای شرکت کمک کنند که درآمد از وست داشته باشد که وفادار باشد. آقای دکتر جمع کثیری هستند که ماه هاست با درآمد پایین عاشقانه در وست خدمت میکنند.

ما چه کنیم که وسط برگ ریزان وانجماد جوانه ها معلقیم؟

نامه ای از ب.و

منبع: Se7eN Vision

نامه ی زیبایی بود که درد دل خیلی ها را به نمایش میگذاشت. نامه ای که واقعیت کمبود لیدر را به نمایش میگذاشت. مشکلاتیکه نه از جانب وست ویژن بلکه از جانب لیدرهای وست بوجود میامد را به نمایش میگذاشت. آری اگر توجه داشته باشید خیلی ها از وست ویژن به نوایی رسیدند و پول کلانی بدست آوردند اما باز به وست ویژن خیانت کردند اما کسانی هم بودند که با وجودیکه ماه ها درآمدی نداشتند باز به وست ویژن وفادار بوده و هستند اما تا کی این وفاداری ادامه خواهد یافت در حالیکه لیدرهای بالاسری قصد تخریب این افراد را دارند.

آیا بهتر نیست تیم بیطرفی تشکیل شود تا به درد دل مجموعه ها رسیدگی نماید؟

چند روزی است که وبلاگی ایجاد شده که ادعا دارد از طرف شرکت ماموریت جمع آوری پیشنهادات، انتقادات و شکایتهای اعضای وست ویژن را دارد تا به اطلاع شرکت برساند که با پرس و جوهاییکه بنده انجام دادم متوجه شدم هیچ ماموریتی از جانب شرکت برای هیچ فردی واگذار نشده است بلکه این وبلاگ نیز قصد تخریب وست ویژن را دارد.

پیشنهاد و سوالی از آقای دکتر بابایی دارم هر چند من کمتر از آنم که بتوانم در این باره سخنی بگویم:

آقای دکتر بابایی بهتر نیست شما وبلاگی را معرفی نمایید و به درد دل وست ویژنیها گوش دهید به جای اینکه دشمنان از این ترفند استفاده نمایند؟

آنوقت خواهید دانست که در بین اعضای وست ویژن چه اتفاقاتی می افتد و چه کسانی ادای لیدر بودن را در می آورند.

آقای دکتر بابایی من افرادی را میشناسم که به اصرار میخواهند بازاریابی کنند اما لیدرهایشان هر روز مانع تراشی میکنند هر روز سنگ جلوی پایشان می اندازند و چون دست این افراد به جایی بند نیست همینطور آواره و سرگردانند.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 12:24

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

یکشنبه 8 مهر1386 ساعت:۱۸ توسط:امیر

دوست عزیز یک سوال برایم پیش اومده اگه ممکنه لطف کنید و پاسخ دهید :

چرا قیمت محصولات دو یا سه برابر گذشته شده است بطور مثال ساعت وست ویژن به قیمت 27500 تومان بفروش می رسید ولی الان 79000 تومان قیمت گذاری شده است یا سه تار که قیمت قبلی آن 35000 تومان بود یا ساعت چارلزدلون و بعضی از محصولات دیگر ؟

دوست عزیز اولا محصولاتی که گفته اید قیمت آنها 2 یا 3 برابر گرانتر گذاشته شده است باید عرض کنم که آن محصولات بصورت تکی نیستند بلکه بصورت پک (2 یا 3 محصول یکجا) عرضه میشوند و اگر حساب کنید میبینید که این پکها گران عرضه نشده اند.

در مورد ساعت:

شرکت فعلا عکس تعدادی از این محصولات را نگذاشته و من به استناد مدل آنها، عکسهای فوق را گذاشته ام و نیز در مورد ساعت وست ویژن سایت آخرین بار این محصول را به قیمت 330000ریال گذاشته بود و در ضمن این ساعتها تکی نیستند بلکه بصورت زنانه و مردانه به فروش میرسند. و اگر 330000ریال را به 2 ضرب کنیم مبلغ 660000ریال بدست میاید و اگر تورم و موارد دیگر را در نظر بگیریم آنوقت میفهمیم سایت گران هم نزده است 790000ریال مبلغ عادلانه ای است. در مورد ساعتهای دیگر نیز همینطور است این ساعتها جفت هستند.

در مورد سه تار:

من در مورد قیمت قبلی این تار در سایت اطلاعی ندارم ولی تا آنجا که از قیمت بازاری تار اطلاع دارم کمتر از 500000ر