تبليغاتX
" به خدا نگوييد كه مشكل بزرگ داريد به مشكل بگوييد كه خدای بزرگ داريد " اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات FBR تیم وست ویژن تبریز

 رمز موفقیت ماتسوشیتا، مؤسس شركت پاناسونیك

 

میراث ماتسوشیتا بسیار گران است. پس از جنگ جهانی دوم، او یكی از چهره‌های اصلی در هدایت معجزه اقتصادی ژاپن بود. شركتی برپاكرد و میلیاردها نفر را صاحب لوازم خانگی و لوازم برقی مصرفی با نام پاناسونیك و نشانه‌های دیگر كرد. پیش از مرگش، كمتر سازمانی روی كره خاكی مشتریانی بیشتر از او داشت، هنگامی كه درسال 1989 درگذشت، در مراسم خاكسپاری او بیش از هزار تن گرد آمدند. در تلگرام تسلیت رئیس جمهوری ایالات متحده آمریكا به خانواده وی از او به عنوان «الهام بخش برای مردم سراسر جهان» نام برده است.

زندگی ماتسوشیتا پر از فراز و نشیب بود. كثرت این فراز و نشیب‌هاست كه او را از دیگران متمایز می‌كند. فرازها و كامیابی‌هایی كه تنها یكی از آنها كافی است تا هر انسان معمولی را دچار غرور كند و موانع رشد و پیشرفت او گردد. نشیب‌ها و شكست‌هایی كه تنها یكی از آنها در تمام زندگی می‌تواند انسان را از حركت باز دارد. نه لذت كامیابی‌ها و نه مشقت شكستها هیچكدام نتوانست ماتسوشیتا را از آنچه كه در ذهن خود پرورانده بود، باز دارد، این است رمز موفقیت این مرد بزرگ.

رمز موفقیت ماتسوشیتا

ماتسوشیتا علت موفقیت خود را چنین توصیف می‌كند: «كلید كامیابی در پدید آوردن محصول، داشتن درجه دكترا، یا داشتن بودجه كلان در واحد پژوهش و گسترش نبود. بلكه در تلاش، زحمت كشیدن و عرق ریختن كاركنان شركت بود». وی رویكردی جدید و متفاوت از زمان خود به كاركنان خود داشت. از نظر وی، سرمایه‌های یك سازمان، كاركنان آن هستند. توجه به «خرد گروهی»، «نظام بخشی»، «تعیین مأموریت سازمان»، از شیوه‌های مدیریتی وی به شمار می‌آیند؛ شیوه‌هایی كه پس از گذشت چندین دهه از پیاده‌سازی آنها توسط ماتسوشیتا، در سازمانهای كنونی مطرح می‌گردند.

با توجه به نحوه زندگی و عملكرد ماتسوشیتا، وی علاوه بر خصوصیاتی همچون خلاقیت، خطر پذیری، تلاش، فروتنی كه ویژگی مشترك كارآفرینان دیگر نیز می‌باشد، دارای ویژگی فوق‌العاده‌ای بود كه می‌توان آن را رمز موفقیت وی نامید و آن هم «ظرفیت بالا برای برانگیختن دیگران است».

ویژگی مدیریتی ماتسوشیتا

1-      توجه به خرد گروهی

2-      پیاده سازی نظام بخشی در سازمان

3-      كاهش هزینه

4-      تولید فراورده‌هایی كه بهتر از فراورده‌های موجود در بازار است، بطوری كه به قیمت كمتر از نرخ بازار به فروش برسند

5-      ساعت كار متمادی

6-      صرفه جویی در همه موارد

7-   سازمان باید از راههای ابتكاری كه از راه  عدالت و انصاف هم دور نگردد تأمین مالی شود با كاركنان طوری رفتار گردد كه گویی اعضاء خانواده هستند

8-      سرعت در كار

9-      توجه به تبلیغات

۱۰-  اندیشیدن در قالب گسترده بازرگانی و نه در قالب وظیفه باریك خویش

اصول اعتقادی ماتسوشیتا

1-   خدمت به مردم: فراهم آوردن فراورده‌ها و خدمات با كیفیت بالا به قیمت عادلانه و معقول تا از این راه به راحتی زندگی و شادمانی مردم در سراسر جهان یاری داده شود.

2-   انصاف و امانت: منصف بودن در همه داد و ستد‌های بازرگانی و رفتار شخصی و همواره به داوری‌های آزاد پرداختن و رها شدن از پیش پندارها.

3-   كار گروهی برای غایت همگانی: گردآوری تواناییها و قدرت اراده برای انجام دادن هدف‌های مشترك در فضای اعتماد متقابل و رعایت كامل آزادی و استقلال فردی.

4-      كوشش خستگی ناپذیر برای بهتر كاركردن.

5-      احترام و فروتنی: احترام به حقوق دیگران، حفظ نظم اجتماعی.

6-   همسازی با قوانین طبیعی: پیروی از قوانین طبیعی و سازگار ساختن اندیشه و عمل با اوضاع در حال تحول و دگرگونی، تا از این راه در همه كوششها، پیشرفت و كامیابی تدریجی ولی پیوسته باشد.

7-      حق‌شناسی در برابر نعمت‌ها.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 10:58

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

برایان تریسی در تهران

نامش برایان تریسی است، به او سلطان موفقیت در دنیا لقب داده‌اند، طی سی سال گذشته به بیش از هشتاد كشور دنیا سفر كرده است... تریسی با همسرش باربارا و چهار فرزندش در سانتیاگو واقع در ایالت كالیفرنیا زندگی می‌كند... او را در ایران با كتاب «قورباغه را قورت بده» می‌شناسند، اما او از این كتاب بزرگ‌تر است، می‌دانید چرا؟ چون برایان یك مولف، مربی و سخنران حرفه‌ای در زمینه موفقیت، مدیر شركت بین‌المللی برایان تریسی واقع در سولا نابیچ كالیفرنیا و مشاور بیش از سی شركت معتبر بین‌المللی است، می‌گوید من ثروت، معنویت و موفقیت را با آزمون و خطا یاد گرفتم. بعضی‌هایش را هم با آزمون و موفقیت...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 12:7

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

انا اعطیناک الکوثر

 

خجسته زادروز يگانه بانوی آفرينش، کوثر رسول الله ، حضرت صديقه کبری، فاطمه زهرا عليها السلام را تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

 

فاطمه زهرا عليها السلام كيست؟

فاطمه فاطمه است

حضرت زهرا عليهاالسلام در همه ابعاد گوناگون "زن بودن" نمونه شده بود.

مظهر يك "دختر"، در برابر پدرش.

مظهر يك "همسر"، در برابر شوهرش.

مظهر يك "مادر"، در برابر فرزندانش.

مظهر يك "زن مبارز و مسئول"، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.

وى خود يك "امام" است. يعنى يك نمونه مثالى، يك تيپ ايده آل، يك "اسوه" يك "شاهد" براى هر زنى كه مى خواهد "شدن خويش" را خود انتخاب كند.

او با طفوليت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجى و داخلى در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعه اش،در انديشه و رفتار و زندگيش، "چگونه بودن" را به زن پاسخ مى داد.

نمى دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم؟

خواستم از "بوسوئه" تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با حضور لوئى، از "مريم" سخن مى گفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزش هاى مريم را بيان كرده اند. هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به كار گرفته اند. هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پيكره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوشش ها و هنرمندي هاى همه در طول اين قرن هاى بسيار، به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند كه:

"مريم مادر عيسى است".

و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم:

خواستم بگويم:

فاطمه دختر خديجه بزرگ است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

فاطمه، فاطمه است.

 

« حامی کوچک »

سال دهم بعثت، سالی سخت و ناراحت کننده برای اسلام و مسلمانان بود. حضرت ابوطالب (علیه السلام) و حضرت خديجه (علیها سلام) به فاصله‌ی اندکی از یکدیگر، چشم از دنیا فرو بستند و پیامبر دو حامی دلسوز و پشتیبان صدیق را در خانه‌ی خویش و نیز در عرصه‌ی جامعه، از دست داد.

حضرت فاطمه (علیها سلام) نیز دوران سخت و محنت‌باری را طی می‌کرد. فقدان مادری چون خديجه (علیها سلام)، برای دختر‌بچه‌ای خردسال که هنوز شش سال بیشتر نداشت، به حد کفایت سخت بود ولیکن کاش سختی به همین‌جا ختم می‌شد! فاطمه (علیها سلام) هرگاه از خانه خارج می‌شد، با حوادث تلخی روبرو می‌گشت. گاه می‌دید که دشمنی ناسزا گوی، دهان دشنام به روی پیامبر گشوده است و گاه شاهد آزار و اذیت جسمی پدرش از سوی دشمنان بود. فاطمه (علیها سلام) نیز با درک وضع جدید، علیرغم سن و سال اندک، مسئولیت و وظیفه‌ی تازه‌ای برای خود می‌دید و آن چیزی نبود جز حمایت از پیامبر. از همین‌رو به عنوان یک حامی و پشتیبان در خدمت اسلام و پیامبر درآمد.

روزی عده‌ای را دید که در مسجد الحرام دور هم نشسته و برای قتل حضرت رسول نقشه می‌کشند. فاطمه (علیها سلام) فورا با چشمانی اشکبار به خانه بازگشت و نقشه‌ی دشمنان را برای پدر بزرگوارش بازگفت و بدین ترتیب توطئه‌ی آنان را خنثی نمود. روزی دیگر، یکی از مشرکان به محض ملاقات پیامبر، مقداری خاکروبه و کثافت بر سر و روی مبارک ایشان پاشید. پیامبر نیز طبق معمول و بر اساس مشی و منش کریمانه‌ای که داشت، چیزی نگفت و از اهانت آن فرد بی‌اطلاع درگذشت و با همان وضع وارد خانه شد. زهرای خردسال که حال پدر را این‌چنین دید به استقبالش شتافت و با آب سر و روی او را شستشو داد و آنچنان در شکوه از رفتار زشت مشرکان گریست که پیامبر برای رفع نگرانی او فرمود:

"دخترم گریه نکن! مطمئن باش که خدا پدرت را از شر دشمنان محفوظ می‌دارد و پیروز می‌گرداند."

دیگر بار، هنگامی که مشرکان به هنگام سجده، اعماء و احشاء شتر و گوسفند را بر سر پیامبر ‌ریختند، باز این فاطمه بود که با تمامی کودکی خود به حمایت از پیامبر بر‌خواست و با دستان کوچک‌اش روح و جسم پدر را ‌نواخت.

این دلجویی‌ها و غمگساری‌ها تا بدان‌جا ادامه یافت که پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، از فاطمه به عنوان ام‌ابیها، مادرِ پدر، یاد کرد و با این بیان، عمق محبت و علاقه‌ای را که از زهرای خردسال می‌دید، بیان کرد.

منبع: کتاب فاطمه فاطمه است و  پایگاه اسلامی شیعی رشد

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 13:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

ریچارد لستر ، سالی لستر [سایت سوار كاری www.horsenet.com]

اگر یك سایت بازرگانی داشتید از كدامیك از موارد زیر صرف نظر می كردید ؟

الف- ارائه عناصری از قبیل تصاویر و برنامه نویسی.

ب- جلب و توجه مخاطبانی كه 85 % آنها هنوز آن لاین نیستند.

ج) دادن پیوند به همه سایت های رقیب.

د- همه موارد فوق.

باور عمومی پاسخ «د» را دیكته می‌كند. ولی این دیدگاه برای ریچارد لستر ، 32 ساله، و مدیر خدمات اینترنتی HorseNet ارزشی ندارد. او عقل متعارف رابه چالش گرفته و با گنجاندن همه موارد فوق در برنامه خود به نتایج خیر‌ه كننده ای رسیده است.

او در توضیح می‌گوید: « ما به همه رقبای خود پیوند می دهیم ، هر چند كه ممكن است در عوض به ما پیوندی ندهند. به نظر من تعداد بازدیدكنندگان از سایت برای همه سایت‌های بزرگ مربوط به اسب یكسان است. مسئله این است كه آنها بعد از چه مدت دوباره مراجعه می كنند.»

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 12:17

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

برايان تريسی [رئیس شرکت های بزرگ تریسی]

من در آغاز زندگی به جز داشتن یک ذهن کنجکاو از مزایای چندانی بهره مند نبودم. درمدرسه درس نمی خواندم و شاگرد ضعیفی بودم و دست آخر هم ترک تحصیل کردم. سالها به کارهای سخت یدی مشغول بودم و آینده ی امید بخشی را در پیش روی خود نمی دیدم .

در جوانی در یک کشتی باربری کار پیدا کردم و رفتم تا دنیا را ببینم . به مدت هشت سال سفر کردم ، کار کردم ، کار کردم و باز هم سفر کردم تا اینکه نهایتا بیش از هشتاد کشور را در پنج قاره جهان دیدم .

...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 11:20

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

اندروگرو [رهبرشرکت اینتل]

اندرو گرو رهبر شركت «اینتل» در مجارستان متولد شده است. در سال 1956 تنها با داشتن 20 دلار با توجه به نابسامانی اوضاع كشورش آنجا را به سمت نیویورك ترك كرد. سه سال بعد با درآمدی كه از راه كارگری در رستوران‌ها به دست آورده بود، در رشته شیمی فارغ‌التحصیل شد. با تلاش و پشتكار كم‌نظیر سه سال بعد از دانشگاه بركلی دكترای خود را دریافت كرد. ...

ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 15:35

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

پیشاپیش شهادت حضرت امام محمد تقی (ع) " جوادالائمه " را به مسلمين جهان تسليت ميگوييم.

 

مختصری از زندگینامه :

ـ ابو جعفر محمد بن علی نهمین امام از امامان دوازده گانه شیعیان و یازدهمین معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترین لقبهای آن حضرت جواد (بخشنده) و تقی (پرهیزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبیكه یا ریحانه یا دره از مردم نوبی (شمال سودان) است. در سال 195 هـ ق در مدینه به دنیا آمد و در سال 220 هـ ق در بغداد وفات یافت. مرقد آن حضرت در كاظمین كنار مرقد امام موسی كاظم (ع) قرار دارد.

دوران امامت

ـ امام جواد (ع) در سال 203 هـ ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود. هنگامی كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت. اما جواد (ع) كه كودك بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در سال 202 هـ ق برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.

امام در بغداد

ـ پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمی و معنوی امام جواد (ع) آگاه بود ایشان را از مدینه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسی و اطرافیان مامون از این اقدام ناخشنود بودند، به ویژه آنكه مامون تصمیم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسری امام جواد (ع) در آورد. مامون برای آنكه آنها را از مقام علمی و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثی، میان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتیب داد. دراین مجلس، امام به پرسشهای علما پاسخ گفت و میزان دانش و هوش وی بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسری امام درآورد.

سفر حج

ـ امام جواد (ع) پس از چندی به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت، و پایان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسی، در سال 220 هـ ق ، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت وبنابر بعضی روایتها به دستور معتصم مسموم شد و در همان سال وفات یافت.

ـ امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمی بزرگ می دانستند. ایشان انسانی بردبار، نیكو سخن، عابد و بسیار باهوش بود. حدیثهای بسیاری از آن امام، در كتابهای حدیث، از جمله عیون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 12:25

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

Timothy Berners  (( خالق www ))

"World Wide Web" اصطلاحي آشنا براي تمامي كاربران اينترنتي است كه در سراسر اين كره پهناور همه آنها به هر زبان و مليتي كه باشند يك برداشت مشترك از آن دارند. اما شايد بسياري از شما دوستان اطلاعي نداشته باشيد كه اين كليد ورودي سايت‌هاي جهاني از كجا و توسط چه كسي پديدار گشته است.

"Timothy Berners lee" در سال 1964 در لندن ديده به جهان گشود. از همان دوران كودكي عشق و علاقه فراوان به سر هم كردن اشياي كم ارزش دور و بر خودش جهت ساخت لوازم باارزش‌تر نشان مي‌داد، بارها و بارها با كنار هم قرار دادن قوطي‌هاي كنسرو براي خودش ماشين‌هاي اسباب‌بازي درست مي‌كرد و آنها را مقابل چشمان كودكان همسايه به نمايش مي‌گذاشت. هنگامي كه اندكي بزرگتر شد به سراغ وسايل برقي رفت قطعه‌هاي ساده الكترونيكي ساخت "Tim" براي فروشندگان لوازم الكتريكي محله سكونت‌شان اصلاً قابل باور نبود.

سال‌ها بعد در سال 1976 از كالج "Qeen" دانشگاه آكسفورد فارغ‌التحصيل شد و در همان زمان بود كه اولين كامپيوتر خود را به همراه لحيم يك تكه آهن، چند قطعه TTL، يك عمل كننده 6800M و يك تلويزيون قديمي ساخت. با انجام اين كار، توسط يك شركت مخابراتي با نام «Pleesy» كه يكي از توليدكنندگان بزرگ تجهيزات مخابراتي در بريتانيا به شمار مي‌رفت، جذب شد. مدت دو سالي را كه در آنجا بود توانست ايستگاه‌هاي تقويتي پيام‌ها را تقويت بخشد و از اين رو كمك بسيار موثري به اين صنعت اهدا كرد.

دو سال بعد يعني در سال 1978 از «Pleesy» جدا شد و به كمپاني بزرگ ديگري به نام «DGnash» پيوست، جايي كه او با هوش و ابتكار بالاي خود توانست يك نرم‌افزار حروف‌چيني براي چاپ‌كننده‌هاي هوشمند طراحي كند.

يك سال و نيم بعد به عنوان مشاور ارشد در لابراتوار فيزيك اروپا در سوييس به كار شد و در مدت شش ماهي كه در آنجا فعاليت مي‌كرد توانست براي خودش برنامه ذخيره اطلاعات ويژه‌اي با كارايي بالا طراحي نمايد، از آنجا كه «Enquire» برنامه طراحي شده را تنها براي استفاده شخصي خودش ابداع كرده بود، درصدد انتشار آن برنيامد اما جالب اينجاست كه همين برنامه بعدها زمينه‌ساز طراحي «WWW» گرديد.

با جدايي از لابراتوار فيزيك به كمپاني مشهور «CERN» پيوست، در همان جا بود كه خلاقيت «Tim» در زمينه طراحي‌هاي كامپيوتري بيش از پيش شهره خاص و عام شده بود و توانست با استفاده از توانايي بالايش در اين امر برنامه‌هاي بسيار متنوعي را طراحي كند كه از جمله آنها مي‌توان به «WWW» اشاره كرد.

اين طراحي كه در دسامبر 1990 انجام شد به افراد اجازه مي‌داد تا با يكديگر در يك وب‌سايت ارتباط برقرار نمايند و سرانجام در تابستان 1991 در اينترنت راه‌اندازي شد.

دقيقاً از همين زمان بودكه پيشنهادات متنوع و باارزشي از سوي شركت‌هاي بزرگ كامپيوتري به سوي تيم سرازير شد و نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. فعاليت‌هاي گرافيكي و برنامه‌نويسي او از سال 1991 تا به امروز به حدي گسترده شده است كه براي نوشتن پيرامون آنها ساعت‌ها وقت لازم است. براي نشان دادن گوشه‌اي از عملكرد اين مرد بزرگ در اين سال‌ها ذكر اين مطلب كفايت مي‌كند كه از سوي امپراتوري بريتانيا لقب شواليه- دومين رتبه عالي سلطنتي- به اين مبتكر چهل ساله و مدير كنسرسيوم «WWW» به خاطر خدماتش به توسعه جهاني اينترنت اعطا مي‌گردد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 10:2

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

Jeff Bezos ( بنیانگذارAmazon )

از اولین روزهايی که دستگاه چاپ اختراع شد تا به امروز لحظه لحظه بر تعداد علاقه مندان کتاب و کتاب خوانی افزوده می شود. سالیان سال است که اهل قلم و فکر برای یافتن کتب مورد علاقه خود به روش های گوناگون و متعددی متوسل می شوند. یافتن و مطالعه کتب در دوره ای از تاریخ تنها در کتابخانه کلیساها و یا دانشگاه های بزرگ و معتبر امکان داشت. تنها برای دستیابی به یک کتاب ارزشمند ممکن بود شما را از شهری به شهری دیگر و یا از دیاری به دیاری دیگر بکشاند. اما کم کم با توسعه ارتباطات و سهل الوصول شدن امر تجارت اندکی کار ساده تر گشت. کار به حدی ساده شده بود که تنها با بیرون رفتن از خانه و سرزدن به کتاب فروشی مرکز شهر امکان تهیه هر نوع کتابی برای شما فراهم شده بود. اما برای بشر در حال پیشرفت که لحظه به لحظه زندگی اش توام با حوادث و اتفاقات شگرف و پیش بینی نشده است، صرف این مدت زمان جهت رفت و آمد به کتابفروشی نیز ضرری جبران ناپذیر تلقی می شود. انسان امروزی به چنان حد از پیشرفت و تکنولوژی دست یافته است که حتی برای خرید یک کتاب می تواند در اتاقش بر روی صندلی راحت مقابل کامپیوترش بنشیند و با فشار چند دکمه تمامی عملیات خرید از جمله پرداخت هزینه آن را انجام دهد. این مساله تنها برای کتاب هایی نیست که شما آنها را می شناسید؛ با ورود به سایت اینترنتی «Amazon.com» شما به راحتی می توانید در رابطه با موضوعات دلخواه خود کتبی از سراسر دنیا پیدا کنید و حتی این امکان برای شما فراهم شده است. تا به کل موضوع کتاب و احتمالا نقدهایی که درباره آن نوشته شده است پیش از تصمیم برای خرید کتاب مورد نظر دست یابید.

تمامی این تسهیلات مدیون فردی است به نام «Jeff Bezos» .

 «Jeff» پسر ارشد « Miguel Bezos» مدیر کمپانی «Exxon» می باشد. از همان دوران کودکی نبوغ ویژه ای برای انجام کارهای خارق العاده و نو داشت . پدر بزرگش که بازنشسته سازمان انرژی اتمی بود آینده درخشانی را برای او تصور می کرد و در تمامی روزهای تعطیل مدرسه او را به مزرعه خود در تگزاس می برد. تاثیر پدر بزرگ بر «Jeff» به حدی بود که تصمیم گرفت مطابق خواست پدر بزرگ در آینده یا یک فضا نورد شود و یا یک فیزیکدان معروف. البته این تصمیم چندان احساسی نبود چرا که او توان و استعداد خود را در این زمینه به مراتب ثابت کرده بود. از جمله ابتکارات او در دوران نوجوانی خلق مکعب بی انتها بود که با استفاده از یک جعبه مکعبی کوچک که تمامی اضلاع آن را آینه تشکیل می داد، تعداد تصویر اجسام قرار داده شده در میان جعبه را به بی نهایت می رساند که این ابتکار او در آن سن و سال شور و هیجان بسیاری را برپا کرد. دیگر اینکه هر گاه آسیاب های بادی مزرعه پدر بزرگ از کار می افتاد ابتدا پیش از خبر کردن مکانیك محل «Jeff» را صدا می کردند و در اغلب موارد او به راحتی آنها را تعمیر می کرد.

هوش و استعداد بی نظیر او در درس های مدرسه نیز ثابت شد، بطوریکه دوره دبیرستان را با بالاترین نمرات به عنوان شاگرد اول در «Miami» برگزیده شد و راهی دانشگاه شد. در دانشگاه نیز به همین شکل در رشته مهندس برق و کامپیوتر مشغول به تحصیل و سرانجام پس از اتمام دوره فارغ التحصیل شد.

با اتمام دوره تحصیل، «Bezos» یک متخصص کامپيوتر شده بود. از این رو کمپانی «FITEL» در نیویورک از او دعوت به کار كرد و دو سال بعد جهت مجهز کردن سیستم کامپيوترهای کمپانی «Bankers Trust» وارد این شرکت شد و در سال 1990 به سبب لیاقت هایی که از خود نشان داد به سمت معاونت این کمپانی در آمد و به عنوان جوان ترین معاون آن مشغول به کار شد.

در فاصله سال های 1990 تا 1994 ، «Bezos» وارد کمپانی «D.E Shaw» شد و با خلق پیچیده ترین سیستم تکنولوژیكي مالی، قدرت آن را در «Wall Street» فزونی بخشید و سرانجام در سمت مدیر ارشد گروه و مجددا به عنوان جوان ترین مدیر به کار مشغول گردید.

او که تخصص ویژه ای در کامپیوتر داشت، با پدیدار شدن تجارت الکترونیک تصمیم گرفت تا از تخصص خود در این نوع تجارت نیز استفاده نماید. از این رو همراه همسرش «Mackenzie» که یک رمان نویس بود و علاقه فراوانی به مطالعه کتب گوناگون داشت، سایت «Amazon.com» را بنا کرد. البته شکل اولیه سایت و نحوه کاربری آن اصلا قابل مقایسه با نوع فعلی در آن نبود چرا که آنها در ابتدا اصلا توجه تصور چنین تجارت عظیمی را نداشتند. قصد آنها فروش کتاب ، CD و نوارهای موسیقی و فیلم در محدوده ای اندک بود اما بازگذشت زمان و درک نیاز جوامع بشری « Bezos» کم کم آن را ارتقا داد به شکل فعلی اش رساند.

سایت «Amazon.com» که امروزه با فروش بیش از 92/1 میلیارد دلار و همچنین بیش از 60 هزار لینک در مقام اول فروش اینترنتی قرار دارد. در ماه می سال 1997 وارد بورس شد و هم اکنون سهامی با ارزش بیش از 17 میلیارد دلار در اختیار دارد.

«Jeff Bezos» موسس و مدیر این سایت بر اساس آمار اعلام شده در سال 2005 هم اکنون صاحب سرمایه ای شخصی معادل 1/4 میلیارد دلار می باشد که در این سال در لیست ثروتمندترین های جهان جای گرفته است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 9:0

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

George Eastman    (( بنیانگذار Kodak ))

امروزه از «George Eastman» موسس كمپانی بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عكاسی مدرن و نوین یاد می‌شود. او در سال 1854 در یكی از روستاهای «نیویورك» دیده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشكده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا كرد و چند سال بعد خانواده را برای زندگی در آن شهر به «Rochester» برد. در سال 1862 درست زمانی كه دانشكده در حال شكل‌گیری و رشد خود به سر می‌برد، به ناگاه پدر خانواده از دنیا رفت و اندك سرمایه‌ای را برای آنها به ارث گذاشت.

با پدید آمدن چنین شرایطی «George» كه تنها پسر خانواده بود برای سرپرستی و حمایت مالی مادر و دو خواهرش مجبور به ترك تحصیل شد و راهی بازار كار گردید. ابتدا برای یك شركت كوچك بیمه مشغول به كار شد و پس از آن به استخدام بانك محلی «Rochester» درآمد.

هنگامی كه 23 سال بیشتر نداشت یكی از همكارانش با مشاهده فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر او پیشنهاد كرد كه تعطیلات آخر هفته را به همراه مادر و خواهرانش به خارج از شهر بروند و به تفریح بپردازند. در میان كلام همكار دلسوز پیشنهادی مطرح شد كه سرآغاز تحول زندگی «George» و تكنولوژی بشر به حساب می‌آمد. او گفت كه برای ثبت خاطره آن روز گردش «George» دوربینی تهیه نماید و از خانواده‌اش چند عكس یادگاری بگیرد.

اگر چه «George» دوربینی اجاره كرد اما هرگز تعطیلات آخر هفته را در بیرون از خانه نگذراند. سنگینی، حجم و گرانی مبلغ تهیه یك دوربین و یا حتی یك عكس تمامی فكر او را به خود مشغول ساخته بود. «آیا امكان ظهور دوربینی جدید با خصوصیات كاملاً متفاوت وجود ندارد؟»

از همان روز به مدت سه سال، شب‌ها و در ساعات بیكاری او مدام در آشپزخانه خانه مشغول آزمایش موادی بود تا بتواند امولسیون ژلاتین را در جایگاه نگاتیو فیلم دوربین قرار دهد. سرانجام پس از یكسری آزمایشات مستمر و طولانی مدت او در سال 1880 توانست ماشینی با قابلیت كارایی با نگاتیو خشك جهت تهیه عكس اختراع نماید و به ثبت رساند.

یكسال بعد با كمك‌های مالی «Henry Strong» كمپانی «Eastman Dry Plate» برپا شد و به سبب فعالیت‌های شدید «George» در آن دیگر مجبور به استعفا از بانك شد. در سال 1884 فعالیت‌های كمپانی «Eastman» كه حال به یك كمپانی تولید فیلم تبدیل شده بود گسترش یافت و او توانست فیلم‌های حلقه‌ای را جایگزین نگاتیوهای شیشه‌ای نماید كه با استقبال بسیار بی‌نظیری مواجه شد.

سرانجام در سال 1892 كمپانی «Eastman Kodak» افتتاح شد، كمپانی كه با ظهور خود انقلاب بزرگی در صنعت عكاسی دنیا پدید آورد. اندكی بعد كمپانی «Kodak» توانست با بكارگیری چند نوآوری دیگر، دوربین‌های سبك با كارایی بسیار ساده را با نام «Kodak» وارد بازار نماید. شعار آنها با فرستادن این دوربین‌ها به بازار این بود: «شما تنها یك دكمه را فشار دهید، ما بقیه كارها را انجام می‌دهیم.» در مدت زمان بسیار اندكی دوربین‌های عكاسی «Kodak» در سراسر جهان شهرت یافت و میزان تقاضای آن به شدت سرعت گرفت.

در همان فاصله زمانی ابتكار جدید «Eastman» برای پایه‌ریزی ظهور فیلم‌های متحرك در سال‌های بعد نیز با سر و صدای بسیاری همراه شد. در سال 1888 هنگامی كه «Eastman» نام «Kodak» را برای كمپانی و محصولات خود برگزید، از او سؤالات بسیاری در مورد علت انتخاب این نام پرسیده شد و او در پاسخ اظهار داشت كه از دوران كودكی علاقه خاصی به حرف «K» داشته است و همیشه آن را حرف مورد علاقه و قدرت بخش خود می‌ دانسته است. از نظر او انتخاب كلمه‌ای كه با این حرف شروع و با آن خاتمه می‌یابد، قطعاً خوش‌شانسی و موفقیت فراوانی برای او دربر خواهدداشت.

در سال 1902 «George Eastman» كه حال به یك ثروتمند مشهور تبدیل شده بود، تصمیم گرفت تا خانه‌ای را كه همیشه در خواب‌های كودكی‌اش می‌دیده بنا نماید. از همین رو مشهورترین آرشیتكت آن دوران در ایالات متحده «J.Foster Warner» را به خدمت گرفت و ساخت خانه را آغاز نمود. خانه‌ای به مساحت 3200 متر با 50 اتاق و مجهزترین سیستم گرمایش، تلفن و برق و از همه مهم‌تر با طراحی داخلی طراحان كاخ سفید كه هزینه ساختش مبلغی معادل 335 هزار دلار آن زمان شد، ساخت.

از خصوصیات بارز «Eastman» می‌توان به سخاوتمندی و علم دوستی او اشاره كرد. از آنجا كه او در دوران نوجوانی به دلیل مصائب مالی و خانوادگی نتوانسته بود ادامه تحصیل دهد، در این دوران كه صاحب مال و شهرت شده بود همواره به موسسات آموزشی كمك‌های شایانی اهدا می‌كرد. او در دوران حیاتش مبلغی معادل 20 میلیون دلار به موسسه تكنولوژیكی «ماساچوست» اهدا نمود. همچنین مركز فن‌آوری «Rochester» مبلغی معادل 625 هزار دلار در سال 1901 از «Eastman» به عنوان هدیه دریافت كرد. او همچنین هدیه‌ای معادل 2 میلیون دلار به هر یك از موسسات آموزشی «Tuskegee» و «Hampton» ارایه نمود.

«George Eastman» همچنین علاقه فراوانی به شهر «Rochester» داشت و با تمام قوا جهت پیشرفت و توسعه این شهر گام برمی‌داشت. بنای موسسه و انجمن «Chest» به عنوان دانشكده موسیقی این شهر و همچنین بخشیدن منزل مسكونی مشهورش پس از مرگ به دانشگاه «Rochester» از جمله این اقدامات به شمار می‌روند.

سرانجام در 14 مارس 1932 این مخترع بزرگ و ثروتمند خیر دار فانی را وداع گفت. هنگامی كه جسد او را به خاك می‌سپردند، آخرین جمله وصیتنامه او توجه همگان را به خود جلب كرد: «من كارم را انجام دادم. پس ماندن دیگر لزومی ندارد.»

اگر چه «Eastman» به این نتیجه رسیده كه كارش را به اتمام رسانده است اما كمپانی صاحب‌نامش راه درازی را مقابل خود می‌دید. امروز كمپانی «Kodak» به عنوان یكی از بزرگترین تولیدكنندگان فیلم‌های دوربین عكاسی در جایگاهی قرار گرفته كه بدون شك روح بنیانگذار خود را راضی و خشنود در بالای سر خود مشاهده می‌نماید.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 18:54

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 پیر امیدیار 

بیل گیتس ایرانی (پیر امیدیار)

در دورانى كه دیگر كمتر از معجزه اقتصاد نوین یاد مى شود، یك ایرانى مقیم آمریكا باعث شده تا هنوز هم اعتبار دست اندركاران اقتصاد نوین و آینده آن حفظ شود. طى دهه نود چنان اقتصاد نوین همه كس و همه چیز را متوجه خود ساخت كه همگان باور كردند به زودى ساختارهاى سنتى اقتصاد و صنعت تحت تاثیر آن بسیار كم رنگ و كم رونق خواهند شد. رشد سرسام آور اینترنت و شركت هاى نوپاى اینترنتى حتى نوعى فرهنگ جدید را در بین مدیران و فعالان اقتصادى ایجاد كرد. این فرهنگ از پوشش و لباس گرفته تا نحوه حرف زدن و فكر كردن را تحت تاثیر خود قرار مى داد. به عنوان مثال در بسیارى از شركت هاى نوین و نوپا لباس رسمى از كت و شلوار و كراوات به یك تى شرت و شلوار ساده بدل شد. مدیران شركت هاى اینترنتى كه یك شبه ثروتمند شده بودند معتقد بودند بین فضاى سنتى خانه و محیط شركت نباید مرزى گذاشت و لباس خانه و محل كار باید تا حد ممكن نزدیك به هم باشد تا بدین ترتیب مرز میان كار و «بقیه زندگى» از میان رفته و مرزهاى كار و اداره از میان بروند. در دوران ریاست جمهورى بیل كلینتون رشد بسیار بالا و بى سابقه بورس این تحول را مضاعف كرد. اما اكنون خبر چندانى از آن سروصداها و جار و جنجال هاى خیره كننده نیست. با این حال پیر امیدیار بیش از هر كس دیگرى باعث مى شود تا تصور گذشته از اقتصاد نوین حفظ شود. این مرد ایرانى الاصل با بنیان نهادن سایت حراج اینترنتى Ebay به یكى از سردمداران اقتصاد نوین بدل شده است.

قصه از كجا شروع شد

همانند بسیارى از داستان هاى موفقیت آمیز در رشته اینترنت داستان سایت Ebay هم در یك اتاق نشیمن آغاز شد. پیر امیدیار كه تخصص وى در زمینه برنامه سازى رایانه اى است در اوقات فراغت خویش و در اتاق نشیمن خانه اش چند سایت اینترنتى را تحت یك مجموعه واحد و با آدرس www.ebay.com گرد آورده و اداره مى كرد. یك بار وقتى كه تعطیلات آخر هفته اش طولانى شد تصمیم گرفت جایى را براى برگزارى حراج در اینترنت شكل دهد. وى این كار را انجام داد و حاصل كارش را «حراج شبكه» نامید. براى آنكه كارایى سایت خود را امتحان كند یك دستگاه سوراخ كن لیزرى را كه ایراد فنى هم داشت به حراج گذاشت دو هفته بعد این دستگاه به قیمت ۱۴ دلار حراج شد. بدین ترتیب اولین كالا در این سایت حراج شد و رسماً سایت مذكور آغاز به كار كرد. این اتفاق در سال ۱۹۹۵ روى داد و از آن به بعد چنان رشدى در Ebay پدید آمد كه وضعیت فعلى آن با شرایط سال ۱۹۹۵ اصلاً قابل مقایسه نیست. سایت مذكور پس از شكل گیرى در سال ۱۹۹۵ تا مدتى با همان نام «حراج شبكه» فعالیت مى كرد. پس از مدتى امیدیار نامش را تغییر داد و آن را Ebay نامید. ایده تشكیل این سایت به گفته خود امیدیار خیلى ساده و البته ایده آلیستى بود: «از طریق اینترنت مى توان بازارى كامل و جامع ایجاد كرد كه در آن وضعیت عرضه و تقاضا براى همگان شفاف و روشن باشد.» اخیراً مصاحبه اى از امیدیار چاپ شده كه وى طى آن با یادآورى آن دوران مى گوید: «مى خواستم چیزى متفاوت انجام داده باشم تا هر فرد خود به تنهایى بتواند هم تولیدكننده و هم مصرف كننده باشد.» به تازگى هم یك نویسنده آمریكایى به نام آدام كوهن كتابى را با نام یى بى (Ebay من»  منتشر ساخته كه در آن به رموز موفقیت امیدیار و سایتش پرداخته است. به اعتقاد كوهن، امیدیار خیلى زود دریافت كه ایده ساده اش یعنى همان چیزى كه چند سطر بالاتر از آن یاد كردیم مى تواند بسیار موفقیت آمیز باشد و ثروت كلانى را نصیب وى سازد. او ابتدا كارش را براى تفریح و سپرى كردن اوقات فراغت انجام مى داد اما همین سرگرمى بدل به شركتى با رشد فوق العاده بالا شد. دو سال بعد از آنكه اولین حراج در سال ۱۹۹۵ صورت گرفت شركت به حدى رشد كرده بود كه روزانه بیش از یك میلیون نفر از سایت Ebay بازدید مى كردند. 

بزرگترین فروشگاه دنیا

رشد این شركت اینترنتى و سایت آن به حدى بالا است كه امروز دیگر هیچ فروشگاهى را چه در میان سایت هاى حراج اینترنتى و چه در میان لیست بزرگترین فروشگاه  ها و سوپرماركت هاى جهان نمى توان با آن مقایسه كرد. هیچ فروشگاهى را نمى توان در دنیا پیدا كرد كه میزان خرید و فروش كالا در آن به اندازه این سایت اینترنتى باشد. امروز به طور متوسط روزانه ۱۲ میلیون عدد كالا در سایت Ebay به فروش مى رود. تعداد مشتریان ثبت شده Ebay هم ۱۴۴ میلیون نفر است. به عبارت دیگر ۱۴۴ میلیون نفر از مردم كره زمین مشتریان رسمى و دائم آن محسوب مى شوند. یكى از بهترین سال هاى امیدیار و سایتش سال ۱۹۹۷ بود كه در آن سال بالاترین رشد این فروشگاه اینترنتى به دست آمد. در آن سال همچنین اولین مدیران شركت منصوب شدند. امیدیار در همین سال هم تصمیم گرفت كه براى تداوم رشد شركتش مدیران با تجربه را وارد Ebay كرده و خود نقش مشاور و «رئیس در سایه» را بر عهده گیرد. او در تاسیس شركت یك شریك زیرك هم داشت: جف اسكول. اسكول نیز این دیدگاه امیدیار را قبول داشت كه اگرچه ایده وى بسیار خوب بوده اما آنها خود به تنهایى نمى توانند در اقتصاد پررقابت امروز هر كارى را انجام دهند. این دو مدیرى را به ریاست شركت خویش برگزیدند كه هنوز هم ریاست Ebay را بر عهده دارد. وى كه مگ ویتمن نام دارد اندكى پس از آغاز ریاست خود، توانست در سال ۱۹۹۸ Ebay را با موفقیت وارد بورس سازد. حضور موفق Ebay در بورس ثروت بنیانگذار آن یعنى امیدیار را چند برابر كرد. در آن زمان دیگر ایده ساده مرد جوان موجب پدید آمدن بزرگترین فروشگاه و مركز حراج دنیا شده بود.  آدام كوهن كه براى نوشتن كتاب خود اجازه یافته بود تمامى سوراخ ها و گوشه   هاى نادیده شركت را مورد بررسى قرار دهد، در كتاب خود مصاحبه   هاى متعددى با امیدیار و تعداد زیادى از پرسنل شركت انجام داده و حتى نظرات سرمایه گذاران را هم جویا شده است. وى در پایان تمامى این اقدامات نتیجه مى گیرد كه در میان شركت   هاى بزرگ دنیا، نهاد اداره كننده سایت Ebay یكى از كم  تنش ترین هاى آنهاست. او یكى از دلایل این امر را نوع نگاه و رفتار مدیریتى امیدیار مى داند. وى خود نیز طى مدت تحقیقات خویش به یكى از شیفتگان و طرفداران سرسخت امیدیار و سایت وى بدل شده است. لذا تقریباً تمام كتابش كه بیش از ۳۰۰ صفحه است صرف تعریف و تمجید از مرد جوان شده است.

 مشابهت با بیل گیتس

بسیارى معتقدند آن كارى كه امیدیار انجام مى دهد نمونه مشابهى است با عملكرد غول نرم افزارسازى دنیا یعنى بیل گیتس و شركت وى - مایكروسافت. هر دوى اینها در عالم رایانه سیر مى كنند و هر دو نیز انحصارگرند. گیتس در رشته نرم افزارسازى قدرت بلامنازع دنیاست و از این جایگاه نیز به هر وسیله اى كه شده دفاع مى كند _ ولو با شیوه هاى نه چندان اخلاقى. مخالفان سایت Ebay و شخص امیدیار هم مى گویند همه چیز آن پول و مسائل مادى است و آنقدر بر این امر اصرار مى شود كه حتى حاضرند برخى موضوعات و پیش شرط هاى لازم را نادیده بگیرند. در حال حاضر مى توان گفت Ebay تنها سایت جدى حراج در اینترنت است و سایرین در مقابل آن به هیچ وجه مجالى براى فعالیت ندارند. امیدیار در مقابل این مخالفان بارها كوشیده با یك عبارت خاص و كلى جواب بدهد: «انسان اساساً موجود خوبى است. اگر به او فرصت خوب عمل كردن داده شود عموماً رفتارش نیز خوب خواهد بود.» در بسیارى از صفحات اینترنتى مرتبط با Ebay وى همین عبارت را هم به صورت یك پند اخلاقى در گوشه  اى از صفحه آورده ا ست.

زندگى خصوصى

امیدیار به رغم مشابهت در رفتار به بیل گیتس برخى ویژگى هاى جالب دارد. غالباً لباس ساده به تن دارد و در اغلب عكس  هایى كه از وى به چاپ مى رسد كراوات و كت و شلوار نپوشیده است. پیراهن معمولى و كاپشن چرمى ظاهراً لباس هاى محبوبش هستند _ درست مثل مدیران اقتصاد نوین. در سایت اینترنتى شخصى خویش كه در آن با مخاطبان و علاقه مندان پیغام رد و بدل مى كند، خودش را چنین معرفى كرده است: «من بیشتر عمرم فردى طرفدار تكنولوژى بوده ام. اگرچه شهرتم به واسطه ابداع Ebay است، اما سعى ام بر آن است كه دنیا را به مكانى بهتر بدل كنم.» امیدیار در حال حاضر ثروتمندترین ایرانى است و در لیست ثروتمندترین ساكنان آمریكا هم مكان بیست و هفتم را به خود اختصاص داده است. البته به رغم بحث ایرانى بودن وى، تنها یكى از والدینش ایرانى است و خودش هم در پاریس به دنیا آمده. اول خرداد او سى و هفتمین سال تولدش را جشن گرفت. در سال ۱۹۶۷ یعنى زمانى كه خانواده اش در پاریس زندگى مى كردند، به دنیا آمد. پس از آن پدرش براى تحصیل در رشته فیزیك عازم مریلند آمریكا شد تا در دانشگاه جان هاپكینز رشته محبوبش را دنبال كند. پیر امیدیار كه به همراه پدر و مادرش به آمریكا رفته بود طى دوران دبیرستان عاشق رایانه شد. بالاخره هم توانست در سال ۱۹۸۸ در رشته رایانه از دانشگاه «تافتس» فارغ التحصیل شود. پس از فارغ التحصیلى در شركت اپل (Apple) _ سازنده رایانه _ مشغول به كار شد. طى همین دوران با خانمى به نام پاملا آشنا شد و مدتى بعد هم با وى ازدواج كرد. جالب است بدانید كه خانم پاملا نیز فامیل خود را به امیدیار تغییر داده است. این زوج همانند بیل گیتس و همسرش اعلام كرده اند كه قصد دارند طى سال هاى آینده بخش عمده ثروت خود را خرج كنند. آنها گفته اند كه تا بیست سال آینده به جز یك درصد از ثروتشان بقیه آن را خرج مى كنند. امیدیار چندان علاقه اى به موضوعات سیاسى ندارد و معمولاً در مورد ایران نیز اظهارنظر چندانى نمى كند. او چند سال قبل بخشى از ثروت خود را در سایت گوگل كه بزرگترین موتور جست وجوى دنیاست سرمایه گذارى كرد. چند ماه قبل ورود موفق گوگل به بورس باعث شد تا از این رهگذر نیز مبلغ كلان دیگرى نصیبش شده و باز هم بر ثروتش افزوده شود. مى گویند كسى تاكنون چهره او را بدون ریش ندیده است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 10:51

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 جك ولش 

مدیر قدرتمند جنرال الكتریك

«Jack Welch» روش نوینی در نحوه اداره شركت‌ها و كمپانی‌های بزرگ ابداع كرد كه امروزه بسیاری از مدیران بزرگ فارغ‌ از اصول فرسوده و سنتی پیشین، به راحتی كنترل امور مرزهای تجاری خود را در دست گرفته و با سرعتی باورنكردنی به سوی پیشرفت و توسعه پیش می‌روند. تكنیك‌های افسانه‌ای مدیریت «Welch» به گونه‌ای است كه هر مدیری را در هر قلمرویی به اوج می‌رساند. او خود نمونه بارز و موفق تكنیك‌های «Welch» است كه در سن 44 سالگی كنترل تمامی امور كمپانی بزرگ و نامداری چون جنرال الكتریك آمریكا را در اختیار گرفت و عنوان جوان‌ترین مدیر یكی از بزرگترین شركت‌های ایالات متحده را از آن خود نمود.

«John Frances Welch Jr.» در سال 1935 در ایالت «ماساچوست» آمریكا به دنیا آمد. در سال 1957 مدرك مهندسی شیمی خود را از دانشگاه همان ایالت دریافت كرد و پس از آن به سرعت به ادامه تحصیل مشغول شد و توانست در كوتاه‌ترین زمان ممكن دكترای این رشته را از دانشگاه «Illinois» دریافت نماید.

بلافاصله پس از فراغت از تحصیل یعنی در سال 1960، «Welch» به كمپانی «جنرال الكتریك» پیوست و مشغول به كار شد؛ اما یك سال بعد تصمیم به ترك این كمپانی گرفت. او كه از بدو ورود به این مكان با نحوه ارتقا شغلی كاركنان و برخی روش‌های مدیریتی مشكل داشت، پس از یك سال فعالیت با دریافت پیشنهاد كار در یك شركت «شیمی معدن» با جدیت تمام تصمیم به ترك جنرال الكتریك گرفت. دریافت حقوق 10500 دلار برای یك مهندس جوان و تازه‌كار اگرچه ایده‌آل به نظر می‌رسید، اما او سوای مسائل مادی به روحیات حاكم بر محیط كارش بیشتر اهمیت می‌داد. به هر ترتیبی كه بود تا یك سال توانست این شرایط را تحمل نماید اما به محض دریافت پیشنهاد جدید از شركتی دیگر، تصمیمش جدی‌تر شد.

هنگامی كه «Welch» تصمیمش را برای مسئول رده بالایش، «Reuben Gutoff» مطرح كرد، با عكس‌العمل عجیبی روبه‌روشد. او كه تا پیش از این تصور می‌كرد، «Gutoff» از شكایت‌های هرروزه «Welch» در مورد نحوه بوروكراسی دست و پاگیر كمپانی خسته شده است و با شنیدن تصمیم او بسیار خوشحال خواهد شد، به ناگاه با عكس‌العمل شدید او مبنی بر عدم اجازه به وی برای چنین كاری روبه‌رو شد.

«Gutoff» كه خود مدیری جوان و لایق در آن بخش به حساب می‌آمد، به خوبی می‌دانست كه وجود افرادی متخصص چون «Welch» برای جنرال الكتریك سرمایه‌ای بی‌كران محسوب می‌شوند و از دست دادن آن‌ها به منزله از دست دادن بخش مهمی از سرمایه شركت است. از همین‌رو «Welch» و همسر جوانش را برای گردش در خارج از شهر دعوت كرد و در یك گفتگوی چهارساعته توانست او را قانع سازد تا از تصمیمش منصرف گردد. او به «Welch» قول داد كه شرایط را به گونه‌ای مهیا سازد كه گویا او به دور از بوروكراسی ادارات و شركت‌های بزرگ تنها برای شركت‌های كوچك تحت فرمان یك كمپانی بزرگ كار می‌كنند و بدین ترتیب تمامی این رفت و آمدهای وقت‌گیر اضافی برای انتقال نظرات و تصمیمات برای او برداشته خواهد شد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 13:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 اینگوار كمپراد 

«اینگوار کمپراد»، بنیانگذار IKEA که به عنوان چهارمین مرد ثروتمند جهان شناخته شد، سوار بر اتومبیل قدیمی پانزده ساله می‌شود و برای سفرهای هوایی خود از صندلی‌های ارزان قیمت economy استفاده می‌کند. او نود هزار کارمند خود در سراسر جهان را به صرفه‌جویی و ساده زیستن توصیه می‌کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب» به نقل از « رویترز»، این میلیاردر اهل سوئد که 30 مارس سال جاری به سن هشتاد سالگی خود وارد می‌شود، سویس را از 30 سال گذشته محل زندگی خود انتخاب کرده است. سرمایه او بر اساس برآورد مجله معتبر «فوربز» 28 میلیلارد دلار تخمین زده شده است، که او را بعد از «بیل گیتس» مؤسس شرکت مایکروسافت، «وارن بافت» سرمایه‌گذار آمریکایی و «کارلوس اسلیم» صنعتگر مکزیکی در رتبه چهارم قرار می‌دهد.

از او پرسیده شد که آیا واقعا سوار اتومبیل قدیمی Volvo می‌شود، و او در پاسخ گفت: اتومبیل من مربوط به 15 سال پیش است و به نظر من هنوز جوان و قابل استفاده است.

از او در این مورد در شرکت او به افراد گفته می‌شود از هر دو سمت کاغذ برای نوشتن استفاده کنند پرسیدند و او در پاسخ تایید کرد: چرا که نه؟ خود من هم همین کار را می‌کنم.

در ادامه او گفت: هر چه که ما درآمد کسب می‌کنیم باید ذخیره کنیم. ما هنوز نیاز به توسعه گروه IKEA داریم. ما نیاز به سرمایه‌گذاری زیادی برای رسیدن به بازار روسیه و چین داریم.

IKEA بزرگ‌ترین فروشگاه لوازم منزل می‌باشد که دارای 202 فروشگاه بزرگ در 32 کشور جهان است. بسیاری از مبل‌های این شرکت که قابل نصب توسط خود خریدار می‌باشند، از قیمت مناسبی برخوردارند. بعضی‌ها معتقدند که کاتالوگ حجیم و پرصفحه این شرکت بعد از کتاب مقدس پرتیراژترین کتاب است.

«اینگوار کمپراد» پس از جنگ جهانی دوم در آلاچیق کوچک واقع در باغچه خانه‌اش فروشگاهی را راه‌اندازی کرد که در آن وسایلی از قبیل ساعت، مداد، خودکار و کارت تبریک می‌فروخت. او می‌گوید که در آن زمان بعد از یک سال کار موفق شدم که برای خود دوچرخه‌ای بخرم.

در سال 1950 که دولت سوئد پروژه میلیونی ساخت خانه را تصویب و شروع کرد، او با تیز هوشی از این موقعیت استفاده کرد و وارد تجارت فروش لوازم خانه شد.

در این اواخر او 500.000 فرانک سوییس به مدرسه‌ای که پسر او تحصیلاتش را در آن گذرانده است، کمک کرد.

در آخر او گفت که من از اینکه وارد سن 80 سالگی می‌شوم، هراسی ندارم و بسیار کارهای زیادی است که باید انجام دهم. اصولا من حتی فرصتی برای مردن ندارم.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 9:55

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 یوری گاگارین

چهل و پنج سال پیش در 12 آوریل 1961، زمانی كه غرش مهیب موتورهای قدرتمند راكت حامل " وستك 1" سرتاسر پایگاه فضایی بایكنور را در می‌نوردید، عصر جدیدی در تاریخ بشر آغاز شد كه زندگی و فهم بشر از دنیای اطراف را اساساً تغییر داد. در اوج رقابتهای فضایی دو ابر قدرت زمان، ‌اتحاد جماهیر شوروی که پیش از آن نیز تمامی رکوردهای اولیه تسخیر فضا را به خود اختصاص داده بود، بار دیگر گامی بلند برداشت تا نه تنها مردم شوروی را در این رقابت جهانی سرافراز كند بلکه جهان را وارد عصری تازه نماید، عصری که انسان توانست قدم از کره خاکی خود بیرون گذارد و برای اولین بار به فراسوی جو زمین سفر کند.

یوری گاگارین، سرنشین خوشبخت این فضاپیمای تاریخی اولین بشری بود كه به فضا سفر كرد. مدار گرد حامل اولین و معروفترین فضانورد جهان پس از آنكه ۱۰۸ دقیقه با سرعت ۲۷۴۰۰ کیلومتر در ساعت یكبار زمین را دور زد به سلامت به زمین بازگشت و افتخاری بی‌نظیر را برای خود و كشورش به ارمغان آورد.

مداری كه یوری گاگارین پیمود، مداری بیضی شكل بود كه حداقل ارتفاع آن 169 كیلومتر و حداكثر ارتفاع آن 315 كیلومتر بود. صفحه این مدار با صفحه استوا زاویه‌ای 65 درجه‌ای می‌ساخت تا فرود یوری گاگارین در خاك شوروی تضمین شود.

در نهم مارس 1934، یك زوج كشاورز روسی كه در منطقه كلوشینو واقع در حوالی مسكو روی یك زمین مشترك، كشاورزی می‌كردند، صاحب پسر بچه‌ای شدند كه او را یوری نامیدند. یوری الكسویچ گاگارین سومین فرزند این خانواده بود كه بعدها فرزند چهارمی نیز به آنها اضافه شد. مادر وی علاقه عجیبی به مطالعه داشت و پدرش نجار ماهری بود. از آنجاییكه پدر و مادر یوری به شدت كار می‌كردند تا معاش خانواده را تأمین نمایند، خواهر بزرگتر یوری از وی مراقبت می‌كرد. در خلال جنگ جهانی دوم، خانواده گاگارین نیز مانند بیشتر خانواده‌های روسی درد و رنج بسیاری را تحمل كردند. دو خواهر و برادر بزرگتر وی در سال 1943 به آلمان برده شدند و تنها پس از جنگ دوباره به وطن بازگشتند.

 معلم یوری خوب به خاطر داشت كه وی دانش‌آموز باهوش و سخت‌كوشی بود و البته بسیار شیطنت می‌كرد. زمانی كه معلم ریاضی یوری به نیروی هوایی ارتش سرخ پیوست، آرزویی عمیق در قلب این جوان ماجراجو ریشه دواند. یوری كه مجبور بود زود به كار مشغول شود، كارگاه آهنگری را برگزید و اندكی بعد او را برای ادامه تحصیل در مدرسه عالی تكنولوژی انتخاب شد. در همان زمان یوری به عضویت كلوپ هوایی درآمد و پرواز با هواپیمای سبك را آموخت. این تفریح جدید كه قسمت اعظم وقت یوری را اشغال كرده بود، دریچه جدیدی در زندگی وی گشود.

 یوری كه سخت تلاش می‌كرد سرانجام در سال 1955 هر دو رشته را با موفقیت به پایان رساند. علاقه شدید وی به خلبانی باعث شد كه پس از پایان تحصیلات وارد مدرسه آموزش خلبانی اُرنبرگ شود و در همانجا بود كه با والنتینا گوریچوا، دختر جوانی كه در 1957 با هم ازدواج كردند، آشنا شد. زمانی كه یوری و والنتینا با هم ازدواج می‌كردند، یوری نشان (Wing) پرواز با میگ 15 را دریافت كرده بود. یوری زمانی كه مرد بزرگی شده بود، یك خصوصیت ویژه داشت. یوری بسیار كوتاه قد بود، او فقط 157 سانتی‌متر قد داشت. در سال 1960 جستجوی وسیعی برای انتخاب 20 كاندید جهت حضور در برنامه فضایی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. یوری یكی از آن 20 منتخب خوش‌شانسی بود كه تمرینات شدید، وسیع و جدیدی را پشت سر گذاشت. در نهایت پس از آزمایشات فراوان پزشكی و فیزیولوژیكی و انجام تمرینات سخت یادگیری بودن در فضا، دو فضانورد باقی مانده بودند: یوری گاگارین و گرمان تیتوف.

حدس زده می‌شود دلایل انتخاب یوری گاگارین به عنوان اولین فضانورد اتحاد جماهیر شوروی و همچنین دنیا، علاوه بر مسائل بدنی، آموزشی و تواناییهای وی برای بودن در فضا به اخلاق و روحیات او نیز وابسته بوده باشد. یوری مرد بسیار متواضع و خوش‌مشربی بود كه علی‌رغم قد كوتاهش در جلسات و میهمانیها به چشم می‌آمد. در نقطه مقابل وی، گرمان تیتوف بسیار گوشه‌گیر و ساكت بود.

سرانجام در 12 آوریل 1961، یوری گاگارین سوار بر موشك فضاپیمای وستوك1 اولین انسانی شد كه مرز فضا را گشود و قدم به دنیایی اسرارآمیز نهاد. یوری بسیار مشهور شده بود و یك شبه ره صد ساله پیمود. او به ناگهان از ستوانی ساده به درجه سرهنگی ارتقائ پیدا كرد و با سران حزب كمونیست نشست و برخاست می‌نمود.

اولیای امر زمانی كه یوری در مدار زمین بود، امید كمی به بازگشت وی داشتند و فرض بر این بود كه یوری در هنگام بازگشت به زمین خواهد مرد. یوری گاگارین پس از این سفر تاریخی به چهره سرشناس جهان تبدیل شد و اتحاد جماهیر شوروی از این چهره استفاده‌های سیاسی بسیاری كرد.

یوری گاگارین سرانجام در ۲۷ مارس ۱۹۶۸، در جریان یک پرواز تمرینی با هواپیمای میگ كه بسیار مورد علاقه وی بود، کشته شد و فرصت آن را نیافت تا برای بار دوم زمین را از مدار و از فراسوی جو آن ببیند. اگرچه همواره نام یوری گاگارین به عنوان نخستین فضانورد جهان یاد می‌شود اما عقیده كارشناسان بر این است كه اتحاد جماهیر شوروی قبل از یوری دو فضانورد دیگر را نیز به فضا اعزام كرده بود كه متأسفانه هر دو بنا به دلایلی مرده‌اند. حدس زده می‌شود یكی از این دو نفر ولادمیر ایلیوشین پسر طراح معروف هواپیماهای ایلیوشین بوده است كه در اثر تزریق اشتباه به مداری نادرست، هنگام بازگشت در چین به زمین برخورد كرد.

۲۰ سال بعد از پرواز گاگارین به فضا و در همان روز نخستین شاتل فضایی به مدار زمین رفت تا یک بار دیگر جهشی عظیم در پروازهای سرنشین دار فضایی به وجود آید. شاتل فضایی كه فضاپیمایی با قابلیت چندین بار پرواز را داراست اكنون یكی از اصلی‌ترین فضاپیماهای ایالات متحده آمریكا محسوب می‌شود.تقارن این ۲ رویداد مهم فضایی در 12 آوریل باعث شده است تا در سراسر جهان به یاد‌بود این دو پرواز تاریخی مراسمی با عنوان "شب یوری" برگزار شود.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 10:46

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 پیشاپیش میلاد با سعادت علی ابن موسی الرضا را بر تمامی شیعیان تبریک میگوییم

خلاصه زندگینامه امام رضا (ع)

نام: على بن موسی .

كنیه: ابوالحسن (چون كنیه امام موسى كاظم (ع) نیز ابوالحسن است، به امام رضا(ع) ابوالحسن ثانى نیز گفته مى‏شود).

القاب: رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل و صدیق.

از میان لقب‏هاى فوق، «رضا» شهرت بیشترى دارد. علت این كه آن حضرت را «رضا» نامیده‏اند، این است كه پسندیده خدا در آسمان و مورد خشنودى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) در زمین بوده و دوستان و دشمنان به اتفاق از وى خشنود و راضى بودند.

منصب: معصوم دهم و امام هشتم شیعیان.

همچنین به مدت سه سال ولیعهد مأمون عباسى بود.

تاریخ تولد: یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى.

برخى مورخان تاریخ تولد آن حضرت را سال 151 هجرى و برخى دیگر سال 153 هجرى، پنج سال پس از وفات امام جعفر صادق(ع) دانسته‏اند.

محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على‏بن ابى‏طالب(ع).

نام مادر: نجمه. نام‏هاى دیگرى نیز براى او نقل شده است؛ مانند: تكتم، اروى، سكن، ام البنین، شقرا، خیزران، سمانه، صقر و طاهره.

این بانوى فاضله كه با تربیت حمیده -مادر امام موسى كاظم(ع)- به كمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست یافته بود، بهترین زنان عصر خویش در تعقل، دیندارى و حیا بود.

مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام موسى كاظم (ع)، در رجب سال 183، تا سال 203 هجرى، به مدت بیست سال. آن حضرت در سن 35 سالگى به امامت رسید.

تاریخ و سبب شهادت: آخر ماه صفر سال 203 هجرى به وسیله زهرى كه مأمون عباسى در خراسان به آن‏حضرت خورانید. حضرت رضا (ع) در هنگام شهادتش، 55 ساله بود. برخى سال شهادت آن حضرت رإ؛ ح‏ح سال 205 و برخى 201 هجرى دانسته‏اند.

محل دفن: مشهد مقدس (در استان خراسان، در كشور ایران).

همسران: 1. سبیكه یا خیزران، مادر امام محمد تقى (ع). 2. ام حبیبه (دختر مأمون). و چند ام ولد.

فرزندان: 1. امام محمد تقى (ع) كه پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسید.

علماى شیعه ایشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته‏اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان دیگرى نیز براى آن حضرت ذكر شده است كه عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهیم. 5. حسن. 6. عایشه. 7. فاطمه. 

زمامداران معاصر:

1. منصور عباسى (158-136 ق.).

2. مهدى عباسى (169-158 ق.).

3. هادى عباسى (170-169 ق.).

4. هارون الرشید (193-170 ق.).

5. محمد امین (198-193 ق.).

6. مأمون عباسى (218-196 ق.).

پس از نبرد میان امین و مأمون، فرزندان هارون الرشید، براى به دست آوردن منصب خلافت و پیروزى نهایىِ مأمون بر امین، در سال 201 هجرى امام رضا (ع) به اجبار و اكراه مأمون به ولایت‏عهدى وى برگزیده شد. مأمون با این كه در ظاهر براى امام رضا (ع) احترام ویژه‏اى قائل بود و ایشان را بر همگان، از جمله علویان و عباسیان، مقدم مى‏داشت، اما در ضمیر خود، به مقام علمى و اجتماعى آن حضرت حسد مى‏برد و كینه ایشان را در دل داشت. سرانجام نیز با توطئه‏اى پنهان، آن حضرت را به شهادت رساند.

رویدادهاى مهم :

1. زندانى و مسموم شدن امام‏كاظم(ع)، پدر امام‏رضا(ع)، به‏دستور هارون‏الرشید.

2. جنگ خونین میان مأمون و امین، فرزندان هارون الرشید، و نذر مأمون مبنى بر واگذارىِ أمر خلافت به افضل آل ابى‏طالب (ع) در صورت پیروزى بر امین.

3. پیروزىِ مأمون بر امین و گسترش سیطره مأمون بر آفاق اسلامى و قصد ظاهرى او بر وفاى به نذر.

4. درخواست مأمون از امام رضا(ع) براى رفتن از مدینه به خراسان، درسال 200 هجرى.

5. حركت امام رضا (ع) از مدینه و گذشتن از شهرهاى بصره، بغداد، قم و نیشابور و رسیدن به مرو (مقر حكومت مأمون).

6. استقبال بى‏نظیر مسلمانان شهرهاى بین راه (مانند قم و نیشابور) از امام‏رضا(ع) و ظهور كرامات و معجزات فراوان از آن حضرت.

7. استقبال مأمون از امام رضا (ع) و مراعات احترام آن حضرت و مقدم داشتن ایشان بر علویان و عباسیان.

8. وادار كردن امام رضا (ع)، توسط مأمون براى پذیرش ولایت‏عهدى.

9. پذیرفتن امام رضا (ع)، ولایت‏عهدىِ مأمون را مشروط بر عدم دخالت در امور كشوردارى، در سال 201 هجرى.

10. ضرب سكه به‏نام امام‏رضا(ع) و خواندن خطبه به‏نام آن‏حضرت، در منابر و محافل، و بزرگ آوازه نمودن مقام ایشان در شهرهاى مختلف اسلامى به‏دستور مأمون.

11. تزویج ام حبیبه، دختر مأمون به امام رضا (ع) و نامزدىِ ام الفضل براى امام‏محمد تقى (ع)، توسط مأمون عباسى.

12. دستور مأمون به مردم مبنى بر كنار گذاشتن بدعت عباسیان در پوشیدن لباس سیاه و تغییر آن به جامه سبز.

13. تشكیل جلسه‏هاى مناظره امام رضا (ع) با رؤساى مذاهب وادیان (مسیحیت، یهودیت، صابئین، زرتشتى و...) درباره مسائل كلامى، به دستور مأمون.

14. انتقال مقر خلافت و تشكیلات حكومتىِ مأمون از مرو به بغداد به خواست امام رضا (ع).

15. خروج امام رضا (ع) به همراه مأمون، فضل بن سهل و تمامىِ دست اندر كاران حكومتى از مرو.

16. سوءقصد به فضل بن سهل و كشته شدن او در حمام سرخس، به توطئه مأمون، در سال 203 هجرى.

17. نصیحت امام رضا (ع) به مأمون در مراعات شؤونات دینى و مردمى.

18. حسد وكینه تدریجىِ مأمون به امام رضا (ع) و پنهان نگه داشتن آن.

19. مسمومیت و شهادت امام رضا (ع) به دستور پنهانىِ مأمون، در روز آخر صفر سال 203 هجرى.

20. سوگوارى و غمگین شدن ظاهرىِ مأمون در شهادت امام رضا (ع) و به خاك‏سپارى آن حضرت در كنار قبر هارون الرشید، در قریه سناباد، از دهستان نوقان (مشهد كنونى). 

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 9:17

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 لاكشمی میتال( LAKSHMI MITTAL ) 

لاكشمی میتال ، هندی الا صل  است و 55 سال سن دارد. او صاحب شركت فولاد میتال است. شركتی كه در بیش از 14 كشور جهان  به تولید فولاد می پردازد و بیش از 164 هزار نفر پرسنل دارد. لاكشمی ، با خرید كارخانه فولاد آمریكا به قیمت 5/4 میلیارد دلار به بزرگترین تولیدكننده فولاد در جهان تبدیل شد.

سومین ثروتمند جهان،  هندی است و در انگلستان زندگی می كند. دارایی های او دست كم 28میلیارد دلار برآورد شده است. افزایش قیمت فولاد در سالهای اخیر درآمد زیادی را برای وی به همراه داشته است. در حال حاضر میتال نه تنها ثروتمندترین مرد هند، بلكه ثروتمندترین مرد اروپا نیز محسوب می شود.

شركت فولاد میتال، بزرگترین شركتی است كه انواع فولاد را در آسیای مركزی، آفریقا، اروپا و آمریكای شمالی تولید می كند. میتال می گوید همین امر گام عمده ای برای تحكیم جایگاه جهانی صنعت فولاد است.88 درصد سهام شركت فولاد میتال به خود و خانواده اش، 9 درصد به سهامداران قبلی گروه بین المللی فولاد و سه درصد باقیمانده به ایسپت (ISPAT) تعلق دارد.زندگی حرفه ای خانواده میتال محور ارزیابی دیگران قرار دارد و موقعیت این خانواده مدیون خرید كارخانه های در حال زوال فولاد و سودآوركردن آنها در كشورهای در حال توسعه و كمونیستی سابق است.پدرش كه اكنون بازنشسته شده و خود غول فولاد هند بود، در سال1976 لاكشمی میتال را به اندونزی فرستاد تا نخستین كارخانه خارج از هند را اداره كند. این كارخانه در اندونزی كه بعدها آن را از پدرش خرید، سكویی شد برای راه اندازی شركت خود در آینده. از سال 1995 بود كه میتال توانست روی پای خودش بایستد.یكی از ویژگیهای میتال این است كه مدیری ریسك پذیر است. او معاملاتی را انجام می دهد كه عده ای زیادی از مدیران حاضر به این كار نیستند.

به رغم انتقادهایی كه از او می شود، یك چیز روشن است و آن اینكه توانایی او در این است كه كارخانه های فولاد دولتی و در حال ورشكستگی را به یك كارخانه سودآور تبدیل می كند.

او این كارها را چگونه انجام می دهد؟ یكی از مدیران درباره او می گوید كه میتال زمان مناسب را برای كارخانه ها انتخاب می كند. او می گوید، میتال كارخانه ای را می خرد كه دیگران فكر می كنند ارزش خرید ندارد ولی او در عمل ثابت می كند كه دیگران در اشتباهند.

میتال هر كارخانه ای را كه برای مثال در قزاقستان، رومانی، جمهوری چك، لهستان خریداری می كند، تعداد كارگران اضافی را كاهش می دهد و با نصب فناوریهای مدرن مقررات خاص خود را پیاده می كند: مقررات شدید امنیتی، كنترل جدید كیفیت و خاتمه دادن به معاملات پایاپای با تولیدكنندگان. سابقه حفظ جان كارگران او در پنجم دسامبر 2004 خدشه دار شد. در آن زمان 23 تن از كارگرانش در انفجار معدن ذغال سنگ در قزاقستان كه خود مالك آن است، جان خود را از دست شركت فولاد آرسلور (ARCELOR) كه در لوكزامبورگ مستقر است و رقیب سر سخت شركت میتال به شمار می رود مدتی پیش با پیشنهاد مبلغ قابل توجه 25 میلیاردیورویی لاكشمی میتال روبرو شد كه مدیران این شركت اروپایی را در سردرگمی انداخت.

مدیران آرسلور،  آن‌قدر ذوق‌زده شده‌اند كه به‌جای تولید، سرگرم بررسی پیشنهاد 8/25میلیارد یورویی میتال‌استیل شده‌اند.

لاكشمی میتال در جدیدترین پیشنهادش اعلام كرد كه حاضر است برای خرید 45درصد از سهام شركت آرسلور غول تولیدكننده فولاد جهان 25میلیارد و 800 میلیون یورو (33میلیارد دلار) بپردازد.

این امر دربرگیرنده 6/7میلیارد دلار پول نقد و موافقت وی در ازای از دست دادن حق رای اضافه‌اش بر روی سهام شركت میتال است.در همین حال ژوزف كینش، مدیرعامل آرسلور در مقر این شركت در لوكزامبورگ پس از ارائه پیشنهاد جدید میتال، گفت: «این پیشنهاد سخاوتمندانه و ثمربخشی است» وی كه در جمع خبرنگاران سخن می‌گفت، اظهار كرد: هیات‌مدیره ابراز تمایل كرده پیشنهاد میتال‌استیل را مورد بررسی قرار دهد. البته پیش از هر چیز باید بتوان ارزش‌های صنعتی و سهام میتال را مشخص كرد.

میتال اكنون امیدوار است 45درصد از سهام آرسلور را از آن خود كند هر چند پیش از آن باید در انتظار نظر كمیسیون سرمایه‌گذاران لوكزامبورگ باشد.

میلیاردر هندی در شرایطی در یك قدمی خرید سهام بزرگ‌ترین تولیدكننده فولاد دنیا قرار گرفته كه پیش از این، حتی مقامات كشورهای اروپایی به نوعی به خشم آمده بودند كه چرا یك نفر آسیایی‌ تبار قصد احاطه بر شركت قدرتمند آرسلور را دارد.

آنها در مصاحبه‌های ماه‌های گذشته تاكید كردند كه آرسلور، پرستیژ اتحادیه اروپا است و اجماعی برای فروش سهام به میتال‌ وجود ندارد.

ما اكنون فرانسیس دی رامبوتی یكی از سهامداران نامدار آرسلور در اظهارنظری گفته: «واقعا پیشنهاد میتال ما را ذوق‌زده كرد. برای همه واضح بود كه پیشنهاد اولیه وی كافی نبوده است.»

میتال استیل در پیشنهاد خود اعلام كرده حاضر است هر سهم آرسلور را به قیمت 74/37یورو بخرد، این در حالی است كه چنین رقمی حتی 18درصد بیش از قیمت‌ نهایی هر سهم آن شركت در روزهای اخیر بوده است.

به نظر می‌رسد میلیاردر هندی با ارائه این پیشنهاد، به چانه‌زنی‌های 4ماهه اخیر پایان داده است. با این حال هنوز برخی كشورهای سهامدار آرسلور نظیر بلژیك كه تنها 4/2درصد سهم را در اختیار دارند، تصمیم نهایی برای فروش نگرفته‌اند.

در حال حاضر لوكزامبورگ، فرانسه، اسپانیا و بلژیك بیشترین سهام آرسلور را در اختیار دارند اما همگی در انتظار بررسی نهایی توان میتال و وضعیت سهام آن شركت در بازارهای بورس هستند.

طبق بررسی كه 7 تحلیلگر انجام داده‌اند، در سه‌ماه نخست 2006میزان قابل توجهی از سود سهام میتال كاهش یافته و درآمد خالص آن به 743میلیون دلار تقلیل یافته است. این در حالی است كه در سه‌‌ماه مشابه سال 2005 رقم سود آن شركت یك‌میلیارد و 150میلیون دلار بوده است. با این حال «میشل اپل‌باوم» تحلیلگر اقتصادی پیش‌‌بینی كرده كه در 3ماه دوم سال‌جاری میزان سود سهام میتال‌استیل با افزایش همراه خواهد شد كه بیشترین تاثیر آن از ناحیه بازار آسیا پدید خواهد آمد.

غول شرقی فولاد در حالی كه 16سال از ورودش به صنعت فولاد می‌گذرد خود را در یك قدمی خرید سهام بزرگ‌ترین تولیدكننده فولاد دنیا می‌بیند.

در صورتی كه لاكشمی میتال به این آرزو نایل شود، حدود 10درصد از تولید جهانی فولاد (130میلیون‌تن) را از آن خود كرده است. ظرفیت تولید كارخانه‌های میتال اكنون 60میلیون‌تن است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 21:31

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

   Akio Morita 

بنیانگذار سونی

«Akio Morita» در 26 ژانویه سال 1921 در «Nagoya» كشور ژاپن متولد شد. او كه در رشته فیزیك تحصیل می كرد، با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت ارتش ژاپن درآمد و در ناوگان دریایی ارتش به كار مشغول شد.

در هفتم ماه مه سال 1946 «Marito» به همراه یكی از همرزمانش در جنگ با نام «Masaru Ibuka» یك شركت تعمیر رادیوهای دست دوم تحت عنوان «Tokyo Tsushin kogyo» بنا كردند. در آن زمان «Morita 25» سال و «Ibuka 38» سال داشت و هر دو با سرمایه اولیه 190 هزار ین ژاپن شركت را با 20 كارمند اداره می كردند.

در سال 1949 شركت اولین نوارهای مغناطیسی خود را روانه بازار كرد و در سال 1950 توانست اولین ضبط صوت های ژاپنی را تولید نماید. در سال 1957 نیز اولین رادیوهای جیبی توسط این كمپانی تولید و به بازار عرضه گردید. یكسال بعد زمانی كه شركت كوچك سابق حال به یك كمپانی نسبتا صاحب نام تبدیل شد، تصمیم به تغییر عنوان آن به «Sony» گرفته شد . در سال 1960 كمپانی Sony اولین تلویزیون های ترانزیستوری را ابداع نمود و بعد به طور گسترده روانه بازار نمود. در سال 1965 نیز اولین دوربین فیلمبرداری خانگی توسط این كمپانی ساخته و به بازار عرضه شد. پس از آن محصولات مهم Sony عبارت بودند از «Walkman» تلویزیون های «Trinitron» مایكرو دیسكت های كامپیوتر و سرانجام از «Sony Playstation» كه هر یك شهرت فراوانی را به سوی این امپراطوری عظیم روانه ساخت. با گسترده تر شدن فعالیت كمپانی در عرصه الكترونیك و افزایش حجم تقاضا از سراسر دنیا شعبات متعددی در سراسر این كره خاكی بنا شد. در كشور آمریكا این شعبه در سال 1970 كار خود را با ریاست شخص «Morita» آغاز نمود و اینگونه شد كه «Sony» به عنوان اولین شركت ژاپنی در بورس نیویورك حضور یافت. دو سال بعد یعنی در سال 1972 مجددا Sony اولین كمپانی بود كه یك كارخانه آمریكایی دایر می كرد.

البته روند كاری «Morita» و قلمرو تحت فرمانش همیشه با خط سیر صعودی همراه نبوده است. شكست Sony در رقابت با كمپانی Matsushita در عرضه و تولید نوارهای VHS و همچنین خرید ناموفق 4/3 میلیارد دلاری این شركت كه قصد داشت با در اختیار گرفتن كمپانی فیلم سازی «Columbia Pictures» حضور قطعی در هالیوود داشته باشد، از جمله روزگار تخلی به شمار می روند كه در دوره ای مشكلات عدیده ای برای پادشاهی Sony پدید آورده بودند. اما به هر حال sonyهمواره حرف اول را در بازار الكترونیك می زده و می زند.

در رابطه زندگی شخصی «Morita» نكات جالبی وجودارد . او در مدت زندگانی اش دوستان پرنفوذ بسیاری در سراسر دنیا علاوه بر كشور ژاپن داشت كه نخست وزیر پیشین ژاپن و همچنین «Kissinger» رئیس جمهور دهه های سابق ایالات متحده از جمله این افراد به شمار می روند.

در اواخر دهه 1990 ثروت او كه بیش از 3/1 میلیارد دلار تخمین زده می شد سبب گشت تا مجله اقتصادی «Forbes» نام «Morita» را در لیست ثروتمندترین های دنیا قرار دهد. همچنین او تنها غیر آمریكایی بود كه مجله «Time» به عنوان بزرگترین و موفق ترین مدیران و بازرگانان در لیست خود جای داد. او همچنین به سبب سیاست های اقتصادی و مهارت های مدیریتی كه از خود به نمایش گذارد، از سوی مجامع علمی مختلف ژاپن ، انگلستان و ایالات متحده نشان یادبود و لیاقت دریافت كرد.

دیگر اینكه به سبب مشغله فراوان كاری در دوران جوانی «Morita» پس از سن 50 سالگی تازه به یادگیری ورزش های اسكی، تنیس و همچنین غواصی روی آورد كه این امر در نوع خود بی نظیر است. اشتغال یكباره او به این ورزش ها موجب گردید تا در سال 1993 هنگامی كه مشغول بازی تنیس بود، دچار حمله قلبی شود و مابقی عمر را بر روی صندلی چرخ دار سپری نماید. یكسال بعد یعنی در سال 1994 از سمت خود در كمپانیSony استعفا داد و «Norio Ohga» را جانشین خود ساخت.

سرانجام « Akio Morita» در سوم اكتبر 1999 در سن 78 سالگی بر اثر بیماری ذات الریه جان سپرد و تمامی اموال و دارایی خود را برای همسر و دو پسر و تنها دخترش به ارث گذاشت.

هم اكنون امپراطوری عظیم Sony با فروش سالانه بیش از 33 میلیارد دلار، در جایگاه قدرتمندترین بازار صوتی تصویری قرار دارد.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 12:19

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

Carlos Ghosn   

مدیر کمپانی نیسان ژاپن و رنوی فرانسه

«carlos Ghosn» از جمله معدود مغزهای متفکری است که با قدرت اندیشه بالای خود توانسته در یک زمان هدایت دو کمپانی بزرگ را برعهده گیرد و در هر دو به عنوان یک پدیده باور نکردنی ظاهر شود. مدیریت کمپانی «Nissan Motor» ژاپن، «Renault S.A» فرانسه و همچنین عضویت در هیات مدیره امپراطوری «Sony» و شرکت «Alcoa»، تمامی اینها شرایطی است که برای هر فرد ممکن است با تمام توان و تجربه و دانشی که داشته باشد محال وباور نکردنی باشد. نکته جالب اینجاست که«Ghosn» علاوه بر اینها در کشور ژاپن به عنوان یک فرد موثر و دست اندر کار حرفه ای در لوازم خانگی نیز شهرت دارد!

«carlos Ghosn» نمونه کامل مدیری است که با آشنایی کامل از فرهنگ های مختلف، بازارهای چند ملیتی را شناسایی کرده و با استفاده از خردو دانش بالای خود نبض هر یک از این بازارها را در اختیار خود گرفته است. مدیری که خود متولد آمریکای جنوبی است، کار رسمی خود را در اروپا آغاز کرده و اوج شهرتش را در آسیا تجربه نموده و حال هر هفته بین سه قاره آسیا، اروپا و آمریکا در حال سفر است تا مبادا از تجربیات دیگران عقب بماند.

دادن جانی دوباره به کمپانی تقریبا ور شکسته «نیسان» که حال به عنوان کمپانی شماره دو خودرو سازی ژاپن مجددا به عرصه رقابت بازگشته است، سبب شد تا نام «Ghosn» به عنوان یک اسطوره در اذهان مردم ژاپن باقی بماند. هنگامی که او در سال 1999 سکان هدایت این کمپانی را در دست گرفت، به همه هواداران این شرکت قول داد که در عرض دو سال مجددا آن را به روزهای پرشکوه اولیه اش بازگرداند و اگر موفق به انجام دادن این کار نگردد، بلافاصله پس از این مدت از سمت خود استعفا خواهد کرد و همگان دیدند که بعد از مدت دو سال نه تنها نیازی به استعفای او نبود بلکه برای موفقیت او جشن های بزرگی برپا گردید.

اینکه ملیت او واقعا کجایی است مساله ای نیست که به راحتی بتوان به آن پرداخت «carlos Ghosn» در نهم مارس 1954 در برزیل متولد شد.پدر و مادرش اصلیتی لبنانی داشتند و او نیز با شناسنامه فرانسوی(!) در بیروت بزرگ شد. در سال 1974 از دانشگاه پلی تکنیک پاریس فارغ التحصیل شد و در سال 1978 از یکی دیگر از دانشگاه های این شهر مدرک مهندسی گرفت و بلافاصله در یک کمپانی فرانسوی ساخت لاستیک با نام «Michelin» مشغول به کار شد و در سال 1981 به سمت مدیریت یکی از شعبه های شرکت در پاریس در آمد.

هوش سرشار او در کار عبور از پله های ترقی را بسیار آسان گردانیده بود. به سبب توانایی ها و نظریات فوق العاده اش به سرعت مورد توجه مدیران «Michelin» قرار گرفت و در فاصله سالهای 1984 و 1985 به عنوان مسئول بخش تحقیق و توسعه کمپانی به خدمت گرفته شد. پس از آن در سال 1986 به عنوان مسئول هماهنگی شعبات کمپانی در آمریکای جنوبی به زادگاهش بازگشت و در برزیل مشغول به کارشد. برای مدت چهار سال در آنجا ماند وبازار «Michelin» را در آمریکای جنوبی قوت بخشید و بر همین اساس مدیران شرکت تصمیم گرفتند تا در اختیار گرفتن بازار آمریکای شمالی «Ghosn» را به آنجا بفرستند. دیگر برای آنها نام«Ghosn» همانند نام سردار لشکری می آمد که او را به هر ماموریتی می فرستادند، از پیروزی و کشور گشایی او مطمئن بودند. هر زمان خطری برای بازار یک منطقه احساس می شد، فورا «Ghosn» در جلسات مطرح می گردید و بلافاصله از توان او برای رهایی استفاده می کردند. اینگونه بود که در سال 1990 ، «carlos Ghosn» به عنوان مسئول نمایندگی های کمپانی «Michelin» وارد آمریکای شمالی شد و فعالیت خود را آغاز نمود. ورود او به این منطقه به منزله نوسازی ساختار تمامی شعبات حاضر در آنجا بود. با یک خانه تکانی گسترده در اوایل دهه 1990 چنان قدرتی به حضور کمپانی در منطقه بخشید که مدیران آن تصمیم به خرید کمپانی لاستیک سازی «Uniroyal Goodrich» گرفتند و از این وضعیت به مراتب خرسند به نظر می رسیدند.

با پیچیدن آوازه شهرت و توانایی مهندس «Ghosn» در سراسر جهان و میان کمپانی های بزرگ و صنعتی هر یک در تلاش برای بکارگیری او برآمدند و پیشنهاداتی را مطرح می نمودند. از میان تمامی تقاضاها از شرکت های دور و نزدیک، «Ghosn» به پیشنهاد کمپانی رنوی فرانسه را پذیرفت و در اکتبر سال 96 با این کمپانی وارد قرار داد شد. در دسامبر آن سال«Ghosn» با سمت مدیریت این کمپانی در «Mercosur» مشغول به کارشد. در این سمت او مسئولیت بخش های مهندسی، توسعه، ساخت، تحقیقات پیشرفته، عملیات قدرت و همچنین خرید محصولات در این منطقه رابر عهده داشت.

با ورود او به بازار خودرو کم کم استعدادهای ویژه او در این صنعت نمایان گشت، سیاست های اقتصادی او چنان مورد رضایت مدیران کمپانی در آمده بود که از او در جلسات مختلف به عنوان یک سیاستمدار حرفه ای نام می بردند، در مدت زمان اندکی با کاهش هزینه های اضافی و همچنین تعطیل کردن تعدادی از شعبات کم سوده این شرکت در مکانهای مختلف، سبب کسب سود ده فراوان برای کمپانی گردید و از آن پس او را «le Cost Killer»- قیمت شکن- می نامیدند.

دراواخر دهه 1990 کمپانی نیسان ژاپن به پایان عمر خودش نزدیک شده بود. سهامداران این شرکت اقدام به فروش سهام خود کرده بودند و هر یک قصد فرار از این وضعیت بحرانی و خطرناک را داشتند. در همین زمان شرکت «رنو» با خرید 37 درصد از سهام این کمپانی به نجات آن برخاسته بود. در مارس 1999 کمپانی فرانسوی «رنو» رسما این میزان سهام را خریداری کرد و اعلام کرد که قصد دارد جلوی ورشکستگی کامل نیسان را بگیرد. مدیران این کمپانی بسیار آسوده و با زبانی بسیار ساده سخن از رهایی نیسان از خطر سقوط می دادند و با اعتماد به نفسی بالا اعلام می کردند که کمپانی آنها توان انجام این عملیات نجات را دارد. البته آنها حق داشتند، چرا که از نیروی متخصصی بهره می جستند که همواره در لحظات بحرانی، نجات بخش خواهدبود و در کارنامه خود پیروزی ارزنده ای را ثبت نموده است.

در ژوئن سال 1999 «carlos Ghosn» برای نوسازی و نجات نیسان به ژاپن فرستاده شد. پس از یکسال تحقیق و بررسی در ژاپن، در ژوئن 2000 او رسما مدیریت کمپانی را بر عهده گرفت و متعهد شد که در عرض دو سال مجددا نیسان را به همان توانمندی باز خواهد گرداند. برای بسیاری این صحبت تنها یک بلوف و یا یک شعار تلقی می شد اما آنان که «Ghons» را می شناختند به خوبی به تحقق این مساله واقف بودند.

مشابه عملکردش در «رنو » این بار نیز او اقدام به حذف هزینه های اضافی نمود، تعطیلی بسیاری از شعبات راکد، کاهش بسیاری از هزینه های داخلی و خرج و مخارج رسمی کمپانی، او را قادر ساخت تا با مدیریت جدی و توانمند خود، در آغاز هزاره سوم روزنه امید را نمایان سازد. در عرض مدت زمان کوتاهی «Ghons» به مشهورترین چهره در ژاپن تبدیل شد، آنها که سن و سال بیشتری داشتند او را با افسانه های کهن ژاپنی مقایسه می کردند و توانایی او را خارج از توانایی انسان معمولی می دانستند، در اکتبر سال 2001 او اقدام به چاپ کتاب زندگی نامه اش نمود و در اولین ماه فروشش توانست 150 هزار نسخه از آن را به فروش رساند که به فروش ترین کتاب آسیا شهرت یافت.

در سال 2002 ، «Ghons» به عنوان معاون کمپانی بزرگ «رنو- نیسان» و همچنین عضو هیات مدیره «رنو» نیز درآمد و سرانجام اینکه در آوریل امسال (2005 ) او به سمت مدیر کمپانی «رنو» منصوب شد. بر اساس نظر سنجی های انجام شده در جراید تخصصی اتومبیل در سراسر دنیا،«carlos Ghosn» به عنوان با نفوذترین فرد در صنعت خودروی دنیا در سال 2005 شناخته شده است.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت 9:12

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 ROBERT KUOK   

ثروتمندترین مرد كشور مالزی كه در حال حاضر در هنگ كنگ اقامت دارد با سرمایه ای معادل 5 میلیارد دلار در لیست ثروتمندترین های سال 2005 جهان قرار گرفته است. اگر چه قرار گرفتن نام او را در این لیست باید به انباشت دارایی هایش نسبت داد اما شهرت او در كشورهای مالزی و حتی كشورهای اطراف تنها به سبب مال و ثروتش نیست. دو ویژگی بارز این پیرمرد 82 ساله كه از دوران جوانی همراه او بوده است سبب برتری او از دیگران در اذهان عمومی شده است. ویژگی اول او نحوه زندگی و تعاملات اجتماعی اش می باشد. او حتی در این روزهای پیری و كهنسالی همچون یك نجیب زاده با رعایت تمامی اصول و نرم های اجتماعی در مقابل دیدگان عموم ظاهر می شود. كسانی كه سالیان سال همراه او بوده اند هرگز لحظه ای را به یاد نمی آورند كه او برخوردی خارج از چارچوب قرار دادی خود به نمایش گذاشته باشد.

ویژگی دوم خنده رویی و خوش برخوردی اوست. این مساله چنان دربین كسانی كه با او آشنایی دارند به وضوح به نظر می رسد كه آنها به طنز علت شیرینی برخورد او را در سروكار داشتنش با شكر و تجارت آن می دانند. نكته جالب اینجاست كه حتی در هنگام عقد قرار دادهای مهم تجاری این خنده رویی و خوش برخوردی بارها و بارها سبب كوتاه آمدن رقبا و طرفین قرار داد شده و پیروزی نهایی او را سبب گشته است. رفتار شیرین او با اطرافیان موجب شده تا مدیران جوانی كه هم اكنون تحت تعالیم آموزه های او مشغول فراگیری فنون تجارت هستند،با فراغ خاطر و بی هیچ دغدغه تمامی رمزو رازهای موفقیت در كسب و كار را از او جویا شوند و در سمت های آتی خود به كار برند.

اما در تمامی این مدت علیرغم داشتن این صفات نیكو «kuok» همواره به عنوان مرد شماره یك امپراطوری اش فرمان می راند و بر تمامی امور نظارت دارد مبادا كه لحظه ای اهدافش از دیدگان كارمندانش دور بماند و آنها به بیراهه روند.

«Robert kuok Hock-Nien» در سال 1923 در «Johor Bahru» مالزی به دنیا آمد. پدرش یك دلال خرید و فروش مسكن بود كه تقریبا سرمایه نسبتا خوبی از این حرفه به دست آورده بود .

«Robert»پس از فارغ التحصیلی از دانشكده «Raffles » در سنگاپور به نزد پدر برگشت تا همراه او به خرید و فروش زمین و مسكن مشغول گردد. د رسال 1949 ، «Robert» شركت خود را تحت عنوان «kuok brothers Sdn Bhd» به ثبت رساند و اندكی بعد تصمیم گرفت شركت را وارد معاملات شكر نماید. در سال 1957 كه مالزی خود را از چنگال استعمار انگلستان در آورد و به استقلال رسید«kuok» فرصت را غنیمت شمرد و تجارت خود را در سراسر این كشور گسترانید و در فاصله زمانی بسیار اندك تقریبا تمام تجارت شكر را از آن خود نمود . در دهه 1970 ، «kuok» كه درصد مهمی از تجارت شكر در سراسر دنیا را از آن خود كرده بود از سوی بازرگانان به لقب « سلطان شكر » خوانده شد و پس از آن به سرعت به سراغ تجارت دیگری در كنار شكر رفت تا مبادا از جریان بازار و نوسانات آن به ناگاه متضرر نگردد.

صنعت آرد اولین صنعتی بود كه بعد از شكر به سراغش رفت. با نصب بزرگترین آسیاب آرد در مالزی به راحتی كنترل این محصول را در اختیار گرفت و به سرعت روانه بازارهای خارجی شد. چندی بعد به ساخت هتل های مختلف در مالزی روی آورد و پس از آن بانكی بنا كرد. اوضاع قرار دادهای تجاری او به شكلی شده بود كه به سبب هوش بالا و همچنین روابط دولتی كه به دست آورده بود، به هر حرفه ای رو می كرد ، در یك چشم بر هم زدن تبدیل به طلا می شد و سودهای فراوانی به سوی او سرازیر می نمود. دیگر كسی نمی توانست او را تنها سلطان شكر بنامد، حضور او در بازار آرد، نفت و گاز ، هتل سازی ، حمل و نقل و زمین و مسكن نیز تقریبا در نقش یك سلطان تمام عیار بود.

تقریبا فرای از شركت ها و دفاتر و هتل های فراوانی كه در مالزی دارد، «kuok » در كشورهایی چون تایلند ، چین ، اندونزی ، فیجی و استرالیا نیز نقش های مهمی در بازار این محصولات ایفا می نمایدو در آنها نیز شعبات بزرگ و گسترده ای دارد.

نكته پایانی اینكه افزایش سرمایه او از 1/2 میلیارد دلار در سال 1997 به 5 میلیارد دلار در سال 2005 نشان از آن دارد كه كهولت سن هیچ تاثیر نامطلوبی در روند روبه رشد بازرگانی او نداشته و نخواهد داشت.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 17:8

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

 شهادت امام جعفر صادق (ع) را بر عموم مسلمين تسليت عرض ميكنيم.

ياری اندر كس نميبينم ياران را چه شد                        دوستی كی آخر آمد دوستداران را چه شد

السلام علیك یا امام جعفر صادق (ع)

اسم: جعفر

لقبها: صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر

كنیه: ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی

نام پدر: حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)

نام مادر: فاطمه (ام فروه) دختر قاسم بن محمد بن ابی بكر

زمان تولد: هفدهم ربیع الاول سال83هجری درروز جمعه یا دوشنبه (بنا بر اختلاف) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول. بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی 80 هجری ذكركرده اند.

محل تولد: مدینه منوره

عمر شریفش: 65 سال

مدت امامت: 34 سال

زمان رحلت ( شهادت ): 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان كردند .

قاتل: منصور دوانیقی بوسیله زهر

محل دفن: قبرستان بقیع

گوشه ای از حیات امام صادق ( علیه السلام )

پدرش 26 ساله بود كه او زاده شد. دوازده تا 15سال بنابر اختلاف از عمر شریفش را درکنار جدش امام سجاد (علیه السلام) و ۱۹سال را در كنار پدرش امام باقر (علیه السلام) گذراند.

پیامبر اكرم (ص) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است: وقتی كه فرزندم جعفر متولد شد نام اورا صادق بگذارید زیرا فرزند پنجمش جعفراست وادعای امامت می كند و او در نظر خداوند جعفركذاب است.

دوران امامت آن امام 34سال بوده كه با اواخر حكومت امویان واوایل حكومت عباسیان مصادف می باشد .

كه حدود هجده سال آن (132-114ه.ق) همزمان با حكومت امویان و شانزده سال آن (148-132ه.ق) همزمان با حكومت عباسیان بود .

آن حضرت با پنج تن از خلفای بنی امیه - هشام بن عبدالملی (125-105ه. ق)، ولید بن یزید بن عبدالملی (126-125ه. ق) ، یزید بن ولید بن عبدالملی (126ه. ق)، ابراهیم بن ولید (126ه. ق"(به مدت 70 روز)) و مروان بن محمد ملقب به حمار (132-126ه.ق) و دو تن از خلفای بنی عباس ابوالعباس (عبدالله بن محمد) معروف به سفاح (132- 136(137) ه. ق) و ابوجعفر معروف به منصور دوانیقی (158-136(137) ه. ق) معاصر بود .

در یك دسته بندی، زندگانی امام جعفر صادق (علیه السلام) می توان به سه دسته كلی تقسیم نمود :

الف - زندگانی امام در دوره امام سجاد و امام باقر (علیهما السلام) كه تقریبا نیمی از مر حضرت را به خود اختصاص می دهد . در این دوره (83-114ه.ق) امام صادق (علیه السلام) از علم و تقوی و كمال و فضیلت آنان در حد كافی بهره مند شد .

ب - قسمت دوم زندگی امام جعفر صادق(علیه السلام) ازسال 114 هجری تا 140 هجری می باشد . دراین دوره امام از فرصت مناسبی كه بوجود آمده ، استفاده نمود و مكتب جعفری را به تكامل رساند . در این مدت ، 4000 دانشمند تحویل جامعه داد و علوم و فنون بسیاری را كه جامعه آن روز تشنه آن بود ، به جامعه اسلامی ارزانی داشت .

ج - هشت سال آخرامام (علیه السلام) قسمت سوم زندگی امام را تشكیل می دهد . دراین دوره ، امام بسیار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسی قرار داشت . در این دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفری عملا تعطیل گردید .

نوشته شده توسط محمد در تاريخ جمعه بیست و ششم آبان 1385 و ساعت 13:23

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت

امروز ميخواهم در مورد فردی صحبت كنم كه برای رسیدن به هدف خود از کجا تا کجا رسید.

شما نیز برای رسیدن به هدف های زندگی خود چه گامهایی برداشته اید؟

از همين الان بياييد برای زندگی خود هدف تعیین کنیم و برای رسيدن به آن هدف گامهای محكم و استواری برداريم.

حال بشنوید از این فرد:

می‌توانید این صحنه را پیش چشم خود تصور كنید كه در سال 1867 و در یك مزرعه كشت پنبه و در دوران جنگهای داخلی آلاباما هستید. بردگانی در این مزرعه زندگی می‌كنند كه درصدد پنهان كردن نقره‌اند. برخی دیگر در گوشه‌ای برای خود غذا پنهان می‌كنند. در این میان جولیا، دختر دورگه صاحب این مزرعه با یكی از بردگان سیاه، سرگرم جمع كردن اسبها و پنهان كردن آنها در مزرعه است.

گویی موفقیت جولیا در پنهان كردن اسبها، باعث شده بود كه این كار در خانواده جوليا موروثی شود كه شاید آن را بتوان ذوق و شوق برای تحصیل دانست. پس از پایان یافتن جنگ داخلی، جولیا با برده كشاورز دیگری ازدواج و تلاش بسیاری را صرف تعلیم و تربیت ده فرزند خود كرد؛ نقطه آغاز به ثمر رسیدن كوششهای وی، هم‌ زمان با به دنیا آمدن نوه دختری‌اش كوندالیزا رایس در چهاردهم نوامبر سال 1954 بود.

خانواده رایس در تیتوویل زندگی می‌كردند كه در آن زمان متعلق به طبقه متوسط سیاهپوستان بیرمنگام بود؛ اجتماعی كه والدین رایس در پناه آن، دختر خود را از حقایق وحشتناك تبعیض نژادی حفظ می‌كردند. سیاهپوستان آن زمان، به دلیل آنكه دختران، تهدید كمتری برای سفیدپوستان به شمار می‌آمدند و شانس بیشتری برای بقا و پیشرفت داشتند، آنان را بیشتر از پسران به سمت تحصیل و رفتن به كالج ترغیب می‌كردند.

بیرمنگام تا پیش از جنگ جهانی دوم، دستخوش سیاستهای نژادپرستانه بود و آن‌طور كه خود رایس می‌گوید، مادربزرگ وی به آنان سفارش می‌كرد كه از دستشویی‌های جداگانه سفیدپوستان و سیاه‌پوستان استفاده نكنند تا این تحقیرها را تحمل نكنند، بنابراین آنها می‌بایست تا تعطیل شدن مدرسه صبر می‌كردند تا به خانه بازگردند.

در سال 1896 به سیاهان حق رأی داده شد، اما ایالات جنوبی از این قانون سر باز می‌زدند. رایس می‌گوید، وقتی پدرش می‌خواست به عنوان یك دمكرات ثبت ‌نام كند، ‌مسئول ثبت ‌نام به او گفته بود، اگر بتواند تعداد لوبیاهای موجود در خمره را حدس بزند، اجازه ثبت نام دارد.

روزی اين دختر سياه پوشت با مادر بزرگش از جلوی كاخ سفيد رد ميشد به مادر بزرگش التماس ميكند بروند داخل كاخ سفيد مادر بزرگش ميگويد كه ما نميتوانيم وارد بشويم اينجا ما را راه نميدهند اما اين دختر بچه سياه پوست به مادر بزرگش ميگويد من يك روزی با سربلندی وارد كاخ خواهم شد در اين موقع هر دو ميزنند به خنده اما اين دخترك وارد شدن به كاخ را برای خود يك هدف مهم قرار داد و برای رسيدن به هدفش با تمامي مشكلات جنگيد .

اين دختر بچه با تلاش فراوان تحصيلات خود را ادامه داد تا به دانشگاه قدم گذاشت و با فكر و اراده خود، وارد صحنه سیاست شد. آری الان ديگر يك دختر بچه نيست بلكه ‍زنی تحصيل كرده است. زنی كه در سال 1987 از سوی مشاور سابق امنیت ملی كاخ سفید، از میان چندین استاد علوم سیاسی و روابط خارجی دانشگاه استانفورد برگزیده شد. این رویداد، مصادف با زمانی بود كه میخائیل گورباچف و رونالد ریگان، سرگرم فرو نشاندن دوره جنگ سرد بودند. در آن موقع، رایس كارشناس مسائل شوروی بود.

در آن زمان بود كه اسكو كرافت، مشاور امنیت ملی و تشخیص داد كه دیدگاه‌های وی در مسائل سیاسی با سیاستهای آمریكا همخوانی دارد. وی می‌گوید، در زمان انتخاب بوش پدر برای ریاست‌جمهوری، نخستین تلفن وی برای فراخوان كوندالیزا رایس بوده است. با فروپاشی دولت كمونیست شوروی، رایس به دوست خانوادگی بوش تبدیل شد. دوازده سال بعد، زمانی كه پسر بوش؛ یعنی جورج دبلیو بوش به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، رایس به عنوان مشاور امنیت ملی برگزیده شد.

چگونه می‌توان باور كرد كه آن دختر كوچك با آن همه تبعیض در جنوب آمریكا به چنین مقامی برسد؟ او نه تنها نخستین زن سیاهپوستی است كه وزیر امور خارجه می‌شود، بلكه تنها سیاهپوستی است كه به چنین پستی دست یافته است.

اين داستان دختر كوچك سیاهپوستی بود كه در مناطق تفكیك‌شده (از نظر نژادی) جنوب آمریكا بزرگ شد. وی پست وزارت امور خارجه آمریكا را اشغال كرده است و هم ‌اكنون از او به عنوان رئیس‌ جمهور بالقوه یاد می‌شود.

آری اين دختر سياه پوست كسی نيست جز کاندولیزا رایس كه به عنوان وزير امور خارجه آمريكا انتخاب شده و به راحتی و با احترام وارد كاخ سفيد ميشود بدون انكه كسی جرات كند به ايشان بگويد تو حق ورود نداری.

نوشته شده توسط محمد در تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 12:47

نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد. لينك ثابت